شناسایی شخصیت برت و به نظم در آوردن یک BRAT

ارباب T علاقه‌ای به نظم دهی ندارند، در صورتی که من بیشتر دوست دارم به من نظم دهد. او اشاره کرد که این حرکت ارباب به معنی این نیست که وقتی من چند تا از قوانین ر شکستم، من را ادب نکنند.

این متن یک ترجمه از وبلاگ ماری شورشی است. ماری یک خانم عاشق هنر اهل هلند است که با فرزند خود زندگی می‌کند و شوهر سابق‌اش را بهترین دوست و مستر می‌داند و چند سالی اقدام به نوشتن یاداشت‌های خود کرده است. در اینجا یکی از تجربه‌های او در زمینه شناسایی شخصیت برت را می‌خواهیم.

این نوشته در دسته‌بندی مهارت قرار دارد. در موضوع مهارت به شما هرآنچه که در طول جلسه ارباب و برده لازم دارید تا یاد بگیرید و ماهرتر شوید، آموزش داده می‌شود. برخی از مقالات این دسته به سبک ترجمه آزاد هستند که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. از دوست عزیزم اسد برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادگیری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این یادداشت در جون ۲۰۲۰ در وبلاگ ماری شورشی منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


قوانین

در حال حاضر من هیچ یک از قوانین را پیروی نمی­‌کنم، به خاطر رابطه­ ارباب و برده ما و از آنجایی که من هنوز دوست دارم از ایشان پیروی کنم، فقط انجام دادن این کار حس خیلی بی ­معنایی به من می دهد. دلیل آن هم این است که من می دانم اگر از این قوانین پیروی نکنم، هیچ عواقبی برای من نخواهد داشت. بخواهم رو راست بگویم، رابطه BDSM بین ما از سه سال پیش تا به الان کم شده، و اخیراً در یک سال گذشته من بیشتر قوانین را نادیده گرفته‌ام. تنها قانونی که من همچنان از آن پیروی می‌کنم، داشتن قلاده‌های شبانه و روزانه در گردن خود است.

با انداختن یکی از پاهام روی دیگرم شروع کردم. این یکی از قوانین بود، هرگز با انداختن یک پا روی آن یکی نشسته نباشم. اولین بار که این کار را کردم، هیچ اتفاقی نیفتاد. می‌دانم که ارباب T اشاره کرده بودند، ولی تصمیم گرفتند که حرفی در مورد آن نگویند. یکی دو بار دیگر که تکرار کردم ایشان گفتند «قرار هست که اینطور بنشینی؟» و من با گستاخی به صورتشون لبخند زدم (در حالی که در دلم می‌­گفتم آره) و پایم را برداشتم. ولی بعد از آن ادامه ندادند و من همیشه این­طوری می­‌نشینم. یک علت که ممکنه بخاطر آن به من چیزی نگوییند این است که یک بار گفتم با انداختن پاها روی هم فشار از روی پایین کمرم برداشته می‌شود و البته واقعا هم اینطور است. من با درد کمرم چند ماهی است که دست و پنجه نرم می‌کنم و وقتی پاها را روی هم می‌اندازم به نظر خیلی به کم کردن درد من کمک می‌کند. ولی، با همه این توضیحات، من خیلی دوست داشتم که ارباب T من را تنبیه کنند، چرا که من قوانینی که ایشان برای من مشخص کرده بودند را دیگر رعایت نمی‌کردم.

یکی دیگر از قوانینی که من دارم این است که زمانی که می‌خواهم به ارگاسم برسم حتما باید از ایشان اجازه بگیرم. زمانی که با هم سکس داریم اکثرا از اینم قانون پیروی می‌کنم اما زمان‌هایی بوده که من به ارگاسم رسیدم و بعد به ایشان گفتم یا حتی گاهی اوقات خودارضایی کرده‌ام. گاهی اوقات ایشان من را به این خاطر تنبیه می‌کردند آن هم با چند ترکه چوب خشک یا به وسیله نیشگون گرفتن از نوک سینه‌ها تا جایی که من از ایشان طلب عفو و بخشش می‌کردم. اما تنبیه و تربیت هرگز در دستور کار ایشان قرار نگرفته است. حتی زمان‌هایی وجود داشت که من به خاطر یکی از آن ارگاسم‌های بدون اجازه، با وجود اینکه اعتراف کردم، باز هم تنبیه نشدم.

برَت بودن

قبلا در ابتدای رابطه ما، من کشف کرده بودم که برَت بودن برای من باعث نمی‌شود که تنبیه شوم. طبیعتا من یک Brat نیستم. من ترجیح میدهم هر چیزی به من گفته می‌شود را انجام دهم و خود به پیروی از قوانین افتخار می‌کنم. هنوز هم، برخی اوقات من می­‌خواستم که ارباب T را تحریک کنم. من می‌­خواستم ببینم چقدر می‌توانم پیش از اینکه من را گرفته و اسپنک کنند، یا آنطور که صلاح می‌دانند تنبیه کنند، جلو برم.

این کار هیچ وقت جواب نداد. ایشان حتی به Brat بودن من اصلا واکنشی نشان ندانند پس من این رفتار را سریعا متوقف کردم. من هنوز هم لحظات برَت شدن را دارم، ولی این رفتار دیگر ایشان را تحریک نمی‌کند. اذیت کردن و تلاش کردن برای بامزه بودن چیزهایی هستند که درون من هستند.

حفظ کردن تمرکز

موقعی که رابطه­ی دامیننت ساب‌میسیو ما شروع شد و در ماه­های ابتدایی کشف کردن یکدیگر برای فهمیدن اینکه چه چیزی برای ما مفید است بودیم، علاوه بر آن ازدواج ما، ارباب T در برخی روزهای خاص دست به ترکه می‌­شدند. این کار برای تربیت کردن من نبود، بلکه برای عادت دادن من به درد و نگه­داشتن من در ذهنیت ساب بودن خود و تمرکز بر روی ایشان پیروی از قوانین بود. من مطمئنم که این کار همچنین برای نگه داشتن ایشان در جایگاه دامیننت بود. قوانین دام/ساب ما کاملاً مطابق با طبیعت و واقعیت وجودی ما هستند، ولی BDSM آن‌ها را بیشتر برجسته کرد و ما می‌خواهیم برای عمیق‌تر کردن آن عناصر اضافی، کاری بکنیم.

فقط مدیریت کردن جلسه با به دست گرفتن ترکه نبود، بعضی اوقاتی هم بود که پشت سر هم به من دست بند زده می­‌شد، دست­‌ها پشت، و آن‌جا بود که ارباب T نوک سینه‌­های من را پشت سر هم نیشگون می­‌گرفتند، من را تا لبه­ ارگاسم می‌­بردند و بعد دوباره شروع به نیشگون گرفتن سینه‌­ها می­‌کردند، تا جایی که اشک من در می‌آمد. این هم راه دیگری برای قرار دادن تمرکز در تبادل قدرت ما بود.

پیشنهاد مطالعه: کنترل ارگاسم یا ادجینگ چیست؟

source: https://twitter.com/tempestkittyx/status/776379366221709312

ذهنیت الان من

در حین نوشتن این متن و فکر کردن راجع به تعداد دفعاتی که من گفتم رابطه­ BDSM ما کم شده، من فهمیدم که هنوز خیلی در ذهنیت ساب خودم هستم و از آنجایی که فکر می‌­کردم که دیگر هیچ کدام از قوانین را پیروی نمی­‌کنم، مشخص شد که خیلی از آن‌ها را رعایت می‌کنم. شاید در ماه‌های ابتدایی رابطه ارباب و برده ما، جاهایی که ارباب T من را طوری تربیت کردند که مطیع ایشان باشم (مطیع، در عین حال مستقل) زمانی که دوباره رابطه D/s ما به مسیر خودش برگردد هنوز در وجود من هستند، در این صورت به سادگی می­‌تونیم چیزهایی که کنار گذاشتیم رو دوباره شروع کنیم.

وقتی ما آن قسمت از زندگی را دوباره شروع می‌کنیم، به شدت امید دارم که ارباب T در حال و هوای تربیت کردن دوباره من باشند. می‌توانم بگویم به این خاطر که من باید خود را برای تحمل درد بازسازی کنم اما نتیجه این است که من به همان اندازه دوست دارم طبق قوانین ایشان زندگی کنم.

یک موضوع بسیار مهم در رابطه‌ها، تغییر علایق، رفتارها و عادت‌های افراد در رابطه پس از یک مدت است. این فرایند کاملا طبیعی است و در ذات یک رلیشن یا ازدواج قرار دارد. Brat بودن شاید در ابتدا جذابیت خیلی زیادی داشته باشد، اما ادامه دادن آن برای یک رابطه خیلی مفید نیست و می‌تواند حوصله سر بر شود!

اونتاشگال . مرداد ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

پارادوکس در تسلیم شدن، یافتن آزادی و لذت در BDSM

سارا بوچر می‌گوید: ما با دستبندهای نرم و قلاده تحریک می‌شویم، اما چه چیزی در تسلیم کردن خودمان به یک مرد هست که ما را تا این اندازه تحریک می‌کند؟ برخلاف تصور رایج فمینیستی، بسیاری از زن‌ها، از جمله خودم، قدرت خاصی در تسلیم شدن می‌یابیم که بسیار اغوا کننده و شیرین است.

ترجمه آزاد مجموعه مقاله‌هایی در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی BDSM و سبک زندگی است که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. این نوشته‌ها با هدف بیان واقعیت‌ها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش سادومازوخیسم، از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم جزیره برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله توسط سارا بوچر در مجله Killing Kittens در فوریه ۲۰۱۸ منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


«افراد همیشه از درد به لذت می‌رسند» این سخن از مارکی دو ساد است که احتمالا بحث‌های زیادی نیز به دنبال داشته، اما قرن‌هاست که زنان و مردان بانداژ، سلطه‌گری، سادیسم و مازوخیسم را امتحان می‌کنند؛ و سوالی که امروز با آن مواجه هستیم این است که: آیا BDSM باعث سرکوب تمایلات جنسی زنان میشود یا به آن قدرت می‌بخشد؟

تصاویر بسیار زیادی که اغلب بحث ‌برانگیز نیز هستند از این نوع روابط در فرهنگ عامه به صورت نامحسوس یا آشکار، همانند Fifty Shades of Gray، وجود داشته است که جامعه BDSM را به خوبی نشان نمی‌دهند. من به عنوان یک سلطه‌پذیر وظیفه خودم میدانم که از جامعه BDSM دفاع کنم و برای روشن کردن این مسئله تلاش کنم که «چرا و چگونه یک زن سلطه‌پذیر بودن، چیز زیباییست»، 

گرچه او در مقابل شما زانو می‌زند، اما هرگز ارزش او از شما کمتر نخواهد بود…

در وهله اول، اعتماد بین سلطه‌گر و سلطه‌پذیر آنچنان باور نکردنی‌ست، که وقتی سلطه‌پذیر خودش را تماما تسلیم او می‌کند، این تجربه فراتر از یک تجربه جسمی می‌شود. اصالت وجودی سلطه‌پذیر از بین می‌رود و هیچ چیزی جز حرکت بعدی سلطه‌گر یا دستور بعدی او اهمیتی ندارد. شما روی صدای او و لمس او تمرکز میکنید، نفستان به شماره میفتد و تنها واژگانی که در آن لحظه می‌دانید: «چشم آقا» است.

برای چند لحظه شلاق و زنجیرها را فراموش می‌کنید و دلیل آن، سرسپردگی زیادی است که از نفوذ سلطه‌گر در ذهن و روان شما، ناشی می‌شود. وقتی شما در ذهن سلطه‌پذیر خود نفوذ می‌کنید، در واقع او را تصاحب می‌کنید و صاحب واقعی او می‌شوید؛ زیرا این شما هستید که می‌دانید چه چیزی او را عصبی می‌کند و با عمیق‌ترین ترس‌های او ومازوخیسمی‌ترین فانتزی‌های او آشنا هستید و شما تنها کسی هستید که می‌توانید خیالات او را به واقعیت تبدیل کنید. راحت به نظر نمیاد، مگه نه؟

من همیشه در پاسخ به این سوال که «چرا درد را دوست داری؟» ، میگویم: «ارباب و برده چیزی فراتر از یک رابطه جنسی خشن است». BDSM یک مبادله جسمی و روانی است که به من، به عنوان یک زن سلطه‌پذیر و کسی که بسیار جاه طلب هم هست، اجازه می‌دهد تا همه چیز را رها کنم و به اربابم این اجازه را بدهم تا کاملا بر لذت من کنترل داشته باشد. این که من درد را دوست دارم کاملا درست است، اما برای لذت بردن از درد لازم است یک ارتباط و درک روشن از طرفین وجود داشته باشد و این درد نیز حاصل یک روش ایمن و عاقلانه باشد. برای به وجود آمدن یک درک درست از طرفین، سه مؤلفه اصلی وجود دارد: توافق بر سر کلمه امن، صحبت در مورد انواع محدودیت‌ها، و توجه و مراقبت در مرحله آخر.

من نمیتوانم به قدر کافی بر اصولی تاکید کنم که یک رابطه BDSM بر پایه آنها بنا شده است. نقش سلطه‌گر مراقبت از سلطه‌پذیر و تربیت و راهنمایی او و کمک به او برای رسیدن به پتانسیل کافی برای لذت دو طرف است.

«جنده و هرزه»، لفظی برای ابراز علاقه

برخی ممکن است تعجب کنند که چگونه برخی از اعمال شکنجه و تحقیر باعث می‌شود که زن احساس قدرت کند؛ و پاسخ من این است: یک سلطه‌پذیر، فاحشه هر کسی نیست، او تنها فاحشه دامیننت خود است و این رایج‌ترین تصور غلط در مورد دخترانی است که به تحت سلطه در آمدن علاقه دارند. در حقیقت، در جهانی که زنان اغلب وانمود میکنند که به ارگاسم میرسند، همه ما باید به چیزی توجه کنیم که برده بودن اساسا به آن مربوط میشود: به جهانی وارد شوید که پر از لذت است، لذت‌هایی که حتی از وجودشان نیز خبر نداشته‌اید. زنان سلطه‌پذیر به طرز عجیبی از نظر جنسی اعتماد به نفس دارند، و من نیز به عنوان یکی از این زنان، در مورد تمایلات و علایقم صادق و مصمم هستم و به کمتر از آن نیز راضی نمیشوم. بنابراین، اطاعت و تسلیم من به طور طنزگونه‌ای از یک سلطه‌گری ناشی میشود، و من اجازه نمیدهم که هرکسی به آن دست پیدا کند. در اتاق خواب و بین من و او، من فاحشه کوچک او هستم، اما همزمان پرنسس او نیز هستم. بعد از تمام شکنجه‌ها و تحقیرها، احساس امنیت و آرامش میکنم. این همان جنبه‌ زیبایی از BDSM است که بسیاری از مردم آن را نمی‌بینند و درک نمی‌کنند.

بنابراین خانم‌ها، اگر فکر می‌کنید که قرار گرفتن در این جایگاه، شما را تحریک میکند، با آغوش باز آن را بپذیرید و تصاحبش کنید. مردی را برای خود به دست آورید که به نیازهای شما گوش می‌دهد و آنها را برآورده می‌سازد، کسی که نگرانی‌های شما را می‌شنود و شما را آرام می‌کند، کسی که محدودیت‌های شما را کشف می‌کند و آنها را بدون هیچ خطری کم می‌کند. اگر به قدری خوش شانس هستید که کسی را در زندگیتان دارید که به قدر کافی قدرتمند است و میتواند نیاز شما را برای تسلیم شدن برطرف کند، چشمانتان را روی همه چیز ببندید و بدون نگاه کردن به گذشته، ادامه دهید. به شما قول میدهم که لذت و درد را طوری تجربه کنید که حتی فکرش را هم نمی‌کردید، و مثل یک دختر خوب برای درد و لذت بیشتر التماس کنید.

برای کسانی که به هیچ عنوان نمی‌خواهند این رابطه را درک کنند و با برچسب زدن قضاوت می‌کنند، یک بیت حافظ را بهترین پاسخ می‌دانم: تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی / گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

اونتاشگال . اردی‌بهشت ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

چگونه یک دامیننت حرفه‌ای باشیم؟

مثل تبدیل شدن یک رویا به واقعیت می‌مونه! یک اسلیو وظیفه شناس (یا حتی دو برده) گوش به زنگ فرمان شما، آماده و مشتاق برای اطاعت از همه خواسته‌های جنسی معقول یا غیرمعقول شما. البته که نه شما عجیب نیستید، اما شاید مقداری کینکی باشید. در جامعه BDSM (باندیج، سلطه گری، سادیسم، مازوخیسم) به شما دامیننت می‌گویند. هرچند، واقعا تحقق بخشیدن به این فانتزی سخت‌تر از چیزیه که در نظر دارید. این موضوع نه تنها نیازمند تحت کنترل بودن امیال شما، که نیازمند داشتن تعداد زیادی ویژگی شخصیتی دیگر نیز هست که برخی از آن‌ها ممکن است شما را شگفت زده کند.

این نوشته در دسته‌بندی مهارت قرار دارد. در موضوع مهارت به شما هرآنچه که در طول جلسه ارباب و برده لازم دارید تا یاد بگیرید و ماهرتر شوید، آموزش داده می‌شود. برخی از مقالات این دسته به سبک ترجمه آزاد هستند که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید، کافیست در صفحه تماس و همکاری به من پیام بدهید.

این مقاله در وبسایت معروف Kinkly در آگوست ۲۰۱۴ منتشر شده و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.

یک: جرات و شجاعت

این یکی از واضح‌ترین ویژگی‌هایی است که هر دامیننتی باید داشته باشد. در واقع بدون شک یکی از بایدهاست.

برای این که یک دامیننت خوب باشید باید بدانید چه می‌خواهید و از گفتن آن به سابمیسیو نترسید. اینجا زمان مودب بودن نیست، پس هرآنچه مادرتان یادتان داده فراموش کرده و «لطفا، ممنون، خواهش می‌کنم» را کنار بگذارید. در عوض، دستورات مختصر دهید تا جایگاه مناسب را بدست آورید. به بیان دیگر، خود را اثبات کنید!

شجاعت به معنی رفتار احمقانه نیست. باید با قدرت صحبت کنید و این نمایش قدرت نه تنها در نوشته که در چشمان و حتی لحن صدای شما باشد. یک دامیننت حرف خود را دو بار تکرار نمی‌کند!

اعتماد به نفس

اگر کمبود اعتماد به نفس دارید، به عنوان یک دامیننت نمی‌تونید از آن بگذرید و احتمالا لذتی هم ازش نمی‌برید. سایر دامیننت‌ها و حتی سابمیسیوها، می‌توانند این موضوع را از فاصله دورتر نیز حس کنند. برای این که یک دامیننت خوب باشید، نمی‌توانید همواره نگران این باشید که برای دیگران چگونه به نظر می‌آیید یا همیشه برایتان عجیب باشید که سابمیسیوها درباره شما چه فکری می‌کنند. شما نباید به کسی خود را پاسخگو بدانید.

در واقع دامیننت شدن می‌تواند به تقویت عزت نفس نیز کمک کند. اگر تمام چیزی که نیاز دارید مقدار تشویق شدن و جلو رفتن است، به این نقش فرصتی دهید. برای افزایش اعتماد به نفس تنها یک کار است که می‌توانید انجام دهید: نقش بازی کنید و ادای آن را دربیاورید! خود را در وضعیت ذهنی قرار دهید و تصور کنید که قدرتمندترین و خدای سکس هستید. اگر حتی کاملا به تازگی با سلطه‌گری آشنا شده‌اید و هیچ تصوری از آنچه می‌کنید ندارید، نقش بازی کردن می‌تواند کمک بسیاری به افزایش اعتماد به نفس کند.

پیشنهاد مطالعه: معرفی شخصیت افراد دامیننت

ارتباط و گفتگو

ارتباط داشتن در همه انواع روابط جنسی بسیار اهمیت دارد، اما در روابط ارباب و برده اهمیت آن دوچندان است. صحبت کردن آزاد میان دامیننت و سابمیسیو حیاتیست. شما به عنوان یک دامیننت، باید خواسته‌ها و نیازهای جنسی خود را به راحتی ابراز کنید. همچنین باید سابمیسیو را به صحبت کردن درباره آنچه دوست دارد، تشویق کنید.

مهم است که قبل از هر جلسه یا فعالیت BDSM، نقش‌ها و لیمیت‌های احتمالی خود را تعیین کنید. مثلا ممکن است که شما مشتاق یک Caning قوی و شدید باشید، اما مطمئن نیستید که پارتنزتان نیز لزوما با این کار موافق است.

همچنین، همیشه کلمه ایمنی را قبل از جلسه مشخص کنید. سه رنگ چراغ راهنمایی، قرمز، زرد و سبز، در سطح جهانی شناخته شده اند. قرمز به این معناست که «همه چیز را همین الان متوقف شود» زرد به این معنا که «آرام‌تر یا کافیه» اما کاملا متوقف نشو. سبز نیز مشخص است، «ادامه بده، لذت می‌برم»

اگر می‌خواهید از کلمه ایمنی ویژه خودتان استفاده کنید، مطمئن شوید که واژه یا عبارتی نیست که ممکن باشد به طور عادی در طول سکس بگویید. مثل «کافیه» و «داری بهم آسیب میزنی». این کلمات عموما واژه‌های ایمنی خیلی بدی هستند چون ممکن است در حالت عادی نیز گفته شوند، در حالی که «پاستیل» و «خاله سوسکه» مناسبند!

Fluggaenkoecchicebolsen

مسئولیت پذیری

یک دامیننت خوب بودن با حجم زیادی از مسئولیت پذیری همراه است. شما نه تنها مسئولیت لذت دیگران را بر عهده دارید، اغلب مسئول سلامت جسمانی و عاطفی آن‌ها نیز هستید. در واقع، امنیت باید اولویت باشد، حتی جلوتر از خواسته‌های شما و پارتنرتان. اگر چیزی ناامن به نظر می‌آید، اغلب بهتر است بیخیالش شده و از آن بگذرید، مخصوصا اگر یکدیگر را به خوبی نمی‌شناسید.

یک دامیننت موفق به جنبه‌های دیگر اسلیو هم اهمیت می‌دهد. این وظیفه شما نیست اما اگر به اسلیو مشاوره برای عبور از مشکلات شخصی‌اش را بدهید، لطف بزرگی در حق او کرده‌اید.

احترام گذاشتن

شاید ویژگی شوک کننده‌ای برای یک دامیننت باشد، اما یکی از مهم‌ترین‌هاست! هرچند سادیست‌ها کمتر به این مهم توجه می‌کنند. قطعا سابمیسیوها انتظار حدی حتی زیاد از تحقیر را از جانب شما دارند، اما فکر نکنید این بدان معناست که می‌توانید هرچه دلتان می‌خواهد بگویید. شما همچنان باید به محدودیت‌های آن‌ها احترام بگذارید و قبل از هرکاری بفهمید که چه چیزی آن ها را تحریک می‌کند.

همچنین دامیننت باید در همه حالت به ساب‌میسیو خود احترام بگذارد. فرد برده در ابتدا یک انسان است و سپس کسی که با افتخار خدمت بندگی شما را می‌کند.

کنترل خود

آن کنترل تصور شده‌ای که دامیننت بر روی سابمیسیو دارد تنها یک افسانه است. در واقع این اسلیو است که بیشتر قدرت را در دست دارد. همانند احترام، کنترل خود نیز کاملا برای ارباب ضروری است. متاسفانه، این یکی از سخت‌ترین چیز‌ها برای آموختن است و عمل کردن به آن در جلسه نیز بسیار سخت است. دامیننت باید مسئول سابمیسیوها و عملکردشان باشد. اگر کنترلتان را از دست بدهید، ممکن است برده خود را نیز از دست بدهید.

شخصا پیشنهاد میکنم در جلسات اول BDSM سکس نکنید. حتی لباس‌های خود را در نیاورید. هرچقدر شما قوی‌تر و کنترل کننده‌تر باشید برای برده جذاب‌تر هستید. یک ارباب موفق کسی است که ابتدا شهوت و میل خود را کنترل کند سپس شهوت یک برده را در کنترل بگیرد.

دانش و آگاهی

این که بخواهید دامیننت شوید یک چیز است و فهمیدن دقیق آنچه به دنبال یک موقعیت قدرت می‌آید چیز دیگر. شما همیشه می‌توانید مقداری خشونت به فعالیت‌های سکسی خود اضافه کنید، اما BDSM کمی‌ بیشتر است. خودتان را برای یادگیری باندیج، برای صحبت کردن و برای یادگیری کار با ابزارها آماده کنید. مطمئن شوید که برای یادگیری استفاده ایمن از لوازم جنسی، تجهیزات باندیج، فلاگرها و هر وسیله دیگری زمان می‌گذارید.

صبر و مشقت

تربیت برده و یادگیری این که چگونه یک ارباب خوب باشید یک شبه اتفاق نمی‌افتد و زمان و صبر زیادی می‌طلبد. کار را با خواندن هرچیزی که درباره این موضوع پیدا می‌کنید، شروع کنید. یا حتی به یادگیری از شخصی که در این زمینه فعالیت داشته بپردازید. در آخر به یاد داشته باشید که تمرین کردن کیفیت می‌آفریند!

و در انتها، اگر BDSM برای شما مناسب است، به آن وارد شده و بر روی باسن پارتنر، شلاق بزنید!

یک دامیننت حتی در کلام و ادب هم شخصیت خود را نشان می‌دهد و البته به راحتی به دست نمی‌آید و سریع به تخت خواب نمی‌رود!

اونتاشگال . فروردین ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

تنبیه اسلیو گوشه دیوار اتاق

اون روز خیلی شیطنت میکرد. سر به هوا شده بود. درست وظایف‌شو انجام نمی‌داد. این بی توجهیش دیگه داشت منو عصبانی میکرد. یاد گرفتم تو عصبانیت تنبیهی نکنم چون ممکنه از کنترل خارج بشه و عواقب غیر قابل جبرانی داشته باشه. به همین دلیل بهترین تنبیه تو خشم و عصبانیت شده این: گوشه دیوار، رو به دیوار

داشتم کارامو میکردم. تو دست و پام می‌اومد. می‌خواست خودشو لوس کنه. می‌دونه وقتی که من سخت مشغول کارم، نباید شیطنت کنه. نهایت لطفی که میتونم در حقش بکنم، سجده کنار پاهام و بغل کردنشون هست.

اون روز خیلی شیطنت می‌کرد. مثل بچه گربه براش کاموا انداختم. وقتی تمرکز میکنم اصلا نمیخوام چیزی تمرکزمو به هم بزنه. دیدم اومده نزدیک صندلی نشسته روی زمین. یهو سرشو گذاشت کنار پام. گفتم برو چایی بریز بیار. نمیخواست بره باز خودشو لوس کرد.

خوب یادمه اصلا اون کدی و دستوری که وارد کرده بودم، درست عمل نمیکرد. دیگه داشتم عصبانی میشدم چون نمی‌فهمیدم مشکل از کجاست. باید خیلی زود تموم میشد.

چایی آورد ولی نگذاشت روی زیر لیوانی. خوب میدونست که این کار به شدت منو عصبانی میکنه. حجم خشم داشت همینطور زیادتر و زیادتر میشد. همینطور که عصبانی نفس میکشیدم، با گوشه چشمم بهش نگاه کردم.

در حال نوشیدن چای بودم. این وسط یه نفر زنگ زد که اصلا حوصله‌شو نداشتم. رد تماس دادم. دیدم داره وویس میده. احمق وقتی کسی جواب تلفن‌تو نمیده یعنی حوصله صداتو نداره. حرفتو مکتوب کن توی پیام تا بفهمم چی میخواهی. بعد اینکه جواب ندادم و همینطور وضعیت آنلاین منو میدید، زنگ زد.

دیگه خشم و عصبانیت به اوج رسید. فقط جواب دادم و بدون شنیدن هیچ حرفی بهش گفتم «سلام. وقتی کسی جواب نمیده یعنی کار داره و بهتره مزاحمش نشی. امیدوارم کارت خیلی مهم و فوری بوده باشه. حالا که زنگ زدی بگو» و گفت «ام.اا. میخواستم بگم برای هفته بعد وقت داری همو ببینیم؟» دیگه بیشتر از این نمیشد عصبانی بشم. فقط گفتم «کار مهمت این بود؟ شب بخیر» و بدون شنیدن پاسخی قطع کردم.

اومد نزدیکم که منو آروم کنه. باز نگاهش کردم. خشم و عصبانیت رو توی صورتم به خوبی می‌دید. به آرومی و با جدیت گفتم:
برو گوشه دیوار. رو به دیوار. هیچ صدایی ازت نشنوم. هیچ صدایی.

قطعه موسیقی Nothing Else Matters از متالیکا (YouTube) رو پخش کردم و چشمامو بستم. همینطور که می‌گفت «باورکن هیچ چیز دیگه‌ای مهم نیست» داشتم به زندگی و گذشته فکر میکردم. اینکه چی شد به اینجا رسیدم و الان چه حالی دارم. وقتی رسید به بیت «Life is Ours, we live it our way» صدای گریه شنیدم.

همه خشمم خاموش شد. صدای موزیک رو زیادتر کردم. از پشت صندلی بلند شدم و رفتم بغلش کردم. دستاشو دور گردنم محکم پیچونده بود. بردمش توی تخت. پتو رو روی خودمون کشیدم و …

خاطرات اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۸

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

اعتماد در رابطه چیست و در BDSM چطور حفظ می‌شود؟

واقعا معنی اعتماد چیه؟ چطور میشه اعتماد رو جلب کرد؟‌ آیا گیر دادن و درخواست خصوصی‌ترین چیزها، معنیش جلب اعتماد میشه؟ آیا برای اینکه نشون بدید به کسی اعتماد دارید، باید احمقانه به هیچی توجه نکنید؟ اصلا چه زمانی سو استفاده از اعتماد شکل میگیره؟ در مجموعه مقالات سبک زندگی ارباب و برده‌ای به این موضوعات می‌پردازیم.

پایه‌های رابطه

یک خونه رو در نظر بگیرید. اگر پی و سنگ بنای اون درست ساخته نشه و معمار بخواد خودشو فریب بده و گول بزنه و از مواد درست و کافی استفاده نکنه، اون خونه ممکنه در یک طبقه دوام بیاره، اما به طبقه دوم نرسیده فرو میریزه! سنگ بنای رابطه و اعتماد هم یک چیز هست، صداقت. اول صداقت با خود دوم صداقت با شریک زندگی و پارتنر. در هر نوع رابطه‌ای، تا زمانی که این صداقت بدون ترس از دست دادن وجود داره، رابطه به خوبی پیش میره. در رابطه BDSM هم همینطور هست. طرفین رابطه چون دنبال هیجانات بیشتر هستند و در مقاله افرادی که بی‌دی‌اس‌ام میکنند سالم‌تر هستند بهش اشاره شد؛ بنابراین افراد ممکنه فانتزی‌های جدید به ذهنشون برسه. باید این امنیت برای بیانش وجود داشته باشه و کسی از صحبت کردن در موردش نترسه و بعد میتونن بر روی انجام دادن یا ندادنش توافق کنند.

پایه‌های رابطه میتونه کیفیت و کمیت رابطه رو مشخص کنه. اگر صرفا در رابطه هستید که باشید، خب این میشه خانه بر روی آب ساختن. اما اگر هستید چون میخواهید باشید و بمونید، به دنبال بهترین سنگ بنا حتی برای حفظ خودتون میرید!

حریم خصوصی افراد

این مساله زیاد توی ایران جا نیفتاده. تصور عمومی بر این هست که وقتی کسی وارد رابطه میشه به خصوص وقتی ازدواج میکنه، باید شوهر تمام حریم خصوصی زن رو کنترل کنه. احمقانه‌تر از این ندیدم. حالا شما این رو وارد رابطه ‌‌BDSM کنید. مثلا درخواست رمزهای عبور ایمیل و اینستاگرام و یا چک کردن پیام‌ها! به نظرم اگر ارباب‌تون چنین درخواستی کرد، سریع ازش فاصله بگیرید. این درخواست یعنی اصلا برای شخصیت تو احترامی قائل نیستم و تو به عنوان یک انسان هیچی نیستی و باید در اسارت من باشی.

یکی دیگه از جنبه‌های حریم خصوصی، تصمیم‌گیری برای دیگری هست. مدل موهاتو اینطور بزن یا اونطور. این رو بپوش یا اون رو. شما به عنوان پارتنر فقط حق دارید نظر بدید. اگر طرف جوری لباس پوشید که شما بدتون اومد باز هم حق دارید بگید احساس شرم بهم دست میده. ولی حق ندارید اون فرد رو مجبور کنید به انجام کاری. اگر پارتنری که لباس مورد نظر شما رو می‌پوشه، برای شما ارزش و اهمیت قائل باشه، حتما نظرات‌تون رو لحاظ میکنه. در هر صورت حتی در رابطه BDSM هم باید به حریم خصوصی احترام بگذارید. هرچقدر این موضوع رو بی اهمیت‌تر بدونید و بیشتر بهش تجاوز کنید، عمر و کیفیت رابطه‌تون کمتر میشه. بنابراین بهتره حد و حدود هر فرد در رابطه به خوبی و در کمال شفافیت، مشخص بشه.

تجاوز از لیمیت و محدودیت

هر نوع رابطه‌ای چه کاری چه زناشویی و چه بی‌دی‌اس‌ام، یک محدودیت عرفی و یک محدودیت شخصی داره. در رابطه کاری عرف مشخص میکنه وقتی شما با یک شرکت در حال همکاری هستید، اطلاعات اون شرکت رو به رقیب ندید. این یک نوع محدودیت هست که افراد قبولش کردن. در یک رابطه بین دو زوج به هر حالتی، یا میتونن محدودیت‌ها و حریم‌ها رو خودشون مشخص کنند یا از حریم‌های جامعه پیروی کنند. برای من پیروی از حریم‌های جامعه بسیار احمقانه هست برای همین حریم‌های خودم رو میسازم. پارتنر هم حق داره محدودیت‌ها و حریم‌ها رو به خوبی مشخص کنه. به نظرم یکی از بهترین روش‌های پایدار کردن رابطه همین تعریف حریم‌ها و محدودیت‌هاست و گفتگو بر روی حریم‌ها به معنی پذیرفتن بی چون و چرای دیگری نیست!

وقتی تجاوز از این حریم‌ها شکل بگیره، اعتماد کم میشه. یا شما عذرخواهی میکنید و پذیرفته میشه یا خیر. در صورتی هم که پذیرفته نشه بهتره حق و فرصت جبران داده بشه. یکی از بدترین نوع‌های تجاوز از حریم در رابطه بی‌دی‌اس‌ام، اهمیت ندادن به لیمیت اسلیو و در عین حال، کم ارزش شمردن دستور ارباب هست. وقتی شما به جای درخواست برای تغییر دستور، به دروغ و بهانه‌های عجیب رو میارید، بدونید مستر و میسترس رو از خودتون دور میکنید.

تحمل نه شنیدن

برای اینکه کیفیت رابطه و اعتماد رو بالاتر ببرید، حتما تحمل نه شنیدن رو در خود تمرین کنید. نه تنها تحمل نه شنیدن بلکه فرصت نه گفتن رو هم به پارتنر بدید. ممکنه شما بخواهید با همسرتون برید خونه یکی از اقوام. همسرتون علاقه‌ای نداره به اون مهمونی، باید فرصت و امنیت گفتن نه رو بهش بدید تا بدونه اگر نیاد، رابطه مختل نمیشه!

متاسفانه این تحمل نه شنیدن در بین مسترها و میسترس‌ها بسیار پایین هست. کلمه احمقانه Full Slave هم برای پاسخ به این نوع رفتار مسترها و میسترس‌ها شکل گرفته. یعنی یک نفر تمام و کمال بدون هیچ سوالی در اختیار شما باشه! کسی که از خودش استقلال و هویتی نداره، به نظر من خیلی پایین‌تر از اون هست که بخواد در زیر پای ارباب قرار بگیره. دو طرف رابطه باید اطمینان نه شنیدن و نه گفتن رو به وجود بیارن تا بتونن به بهترین شکل ممکن رابطه سادومازوخیسمی رو جلو ببرند.

گفتگو

گفت‌وگو پایه و اساس زندگی بشر متمدن هست. بشر متمدن یعنی کسی که برای اختلاف‌ها، صحبت میکنه و دنبال حل مساله میره نه با جنگ و دعوا و کتک،‌ نظر خود رو بر مسائل، تحمیل کنه. قراردادها برای همین نوشته میشن. در قرارداد BDSM هم شما میتونید معیار حل اختلاف رو گفتگو قرار بدید. بدون تعریف هیچ جایگاهی، دو نفر از جایگاه برابر صحبت کنند. پیشنهاد میکنم این کار رو در یک کافه جدید انجام بدید و هر کسی پول خودشو پرداخت کنه تا حدی محیط هم بر وزنه یکی از طرفین نباشه!

فضای گفتگو وقتی پر تنش میشه که یکی از طرفین خودش رو برتر و مستحق‌تر میدونه. برای حفظ رابطه و رفع اشکالات، باید بدون ترس و قضاوت، صحبت کنید. سعی کنید تا حد امکان هم گفتگو رو احساساتی نکنید.

در رابطه بی‌دی‌اس‌ام و کلا هر نوع رابطه‌ای، صداقت و عزت نفس، عامل اصلی موفقیت و با دوام‌تر شدن اون رابطه هست.

اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۸

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

تحقیر در زندگی و BDSM

در سری مقالات سبک زندگی ارباب و برده‌ای اینبار می‌خوام به موضوع تحقیر بپردازم. تحقیر کردن یا کوچک کردن جایگاه یک فرد به دو صورت خودخواسته و ناخواسته تبدیل میشه. تحقیر خودخواسته آغاز لذت و آرامش و تحقیر ناخواسته آغاز یک جنگ و مجادله جدی هست. واقعا بی‌دی‌اس‌ام بازی روی لبه تیغ هست!

تحقیر ناخواسته در یک گفتگو

خیلی دوست ندارم این کار رو انجام بدید ولی باید در موردش صحبت کرد تا وقتی دچارش می‌شید بتونید به راحتی ازش بگذرید و حتی اگر لازم شد به بهترین شکل ممکن انجام بدید.

وقتی در یک مکالمه کسی شما رو تحقیر می‌کنه و جایگاه‌تون رو میاره پایین حالا چه به کلمات چه با فحش و هرچیزی بهترین کار گفتن «خب، بعدش» هست. انقدر این کار رو با خونسردی ادامه بدید که طرف تعجب کنه اصلا چرا براتون توهین به خانواده مهم نیست. اینطوری تحقیر رو خنثی میکنید. اصولاً فرد تحقیر کننده با دیدن بهم ریختگی شما دلش خنک میشه. وقتی این رخ نده، درمانده میشه.

در یک مطلب جداگانه به شرح کامل آزمایش زندان استنفورد می‌پردازم. جایی که یکی از زندانیان، تحقیرهای زندان‌بان براش مهم نبود و هرجور اون میخواست عمل می‌کرد و این زندان‌بان‌ها رو عصبانی کرده بود چرا که فروریختن زندانی رو نمی‌دیدند!

اما اگر میخواهید تحقیر کنید، زیاد به دنبالش نرید چرا که جنگ به وجود میاره. تحقیر زمانی کاربرد داره که شما تن به یک چیزی میدید و نپذیرفتن اون براتون خیلی راحت نیست و با یک کلمه کل لذت پیروزی فرد رو به تلخی میکشونید.

یک نمونه خیلی ساده تحقیر کردن می‌تونه پرداخت کرایه تاکسی باشه. مثلاً هزینه کرایه ٣ تومان هست و طرف باقی مانده ۵ تومنی شما رو نمی‌ده. اینجا حس می‌کنه اون ٢ هزار تومان براش پیروزی هست. کافیه موقع پیاده شدن بگید نگه دار بچه‌هات گشنه نمونن.
باز هم میگم انجام ندید.

تحقیر خودخواسته، نوعی ابراز علاقه

در رابطه بی‌دی‌اس‌ام تحقیر کردن، در مالکیت درآوردن و یادآوری جایگاه فرد، نوعی ابراز علاقه هست. وقتی شما دارید تحقیر می‌کنید به نوعی حس و علاقه خودتون به فرد رو (حتی در حالت One Night Stand) نشون میدید. نوع بیان کلمات در رابطه BDSM خیلی متفاوت میشه. دقیقا مثل عرفان که شراب میشه مقدس‌ترین نوشیدنی هستی و مذهبی میشه مخالف خدا و عشق! این رابطه دقیقا بازی با تناقض‌های روزمره هست برای همین کسانی که درک درستی ازش ندارن، افراد سادومازوخیسم رو غیرعادی می‌دونن! همونطور که مولانا رو غیرعادی می‌دونستند.

بیخود شده‌ام لیکن، بیخودتر از این خواهم
با چشم تو می گویم، من مست چنین خواهم

من تاج نمی‌خواهم، من تخت نمی‌خواهم
در خدمتت افتاده، بر روی زمین خواهم

آن یار نکوی من، بگرفت گلوی من
گفتا که چه می‌خواهی، گفتم که همین خواهم

غزلیات شمس، مولانا

تحقیر خودخواسته، لذت و شهوت

در قسمت پشتی مغز، یا مغز حیوانی، غرایضی مثل خشم، شهوت، لذت، اضطراب، ترس، حقارت، میل به آب و غذا قرار دارد. نزدیکی این بخش‌ها باعث شده که در طول زمان و در فرایند تکامل، هر بخش روی دیگری تاثیر بگذاره. مثلا زمانی که ترس دارید میل به غذا رو از دست بدید یا وقتی استرس دارید دلتون بخواد بیشتر غذا بخورید! (ویدئو مربوط به این تحقیق در یوتیوب منتشر می‌شود)

تحقیر کردن در این قسمت قرار دارد. در یک رابطه جنسی یک خانم شاید دلش بخواد با واژه‌هایی مثل فاحشه یا شبیه به اون خطاب بشه. این تحقیر شدن چون خودخواسته و با آگاهی هست، از بروز خشم جلوگیری میکنه و مستقیم بر روی قسمت‌های جنسی و شهوتی تاثیر میگذاره.

در یک جلسه بی‌دی‌اس‌ام دقیقا تحقیر چنین کاربردی داره. اگر شما میخواهید اسلیو یک مستر یا میسترس بشید، باید از این آگاه باشید و خودتون رو به صاحب اختیارتون بسپارید. سعی نکنید برت بازی در بیارید چرا که خیلی لذت‌ها رو از دست میدید. هرچند ارباب شما باید انقدر قدرتمند باشه که شما جرات فکر کردن به برت‌بازی نداشته باشید. ارباب شما اگر بخواد توی جمع تحقیرتون کنه باید ببینه آیا جز لیمیت‌های شما هست یا نه ولی توی یک رابطه خصوصی قرار دادن چنین چیزی به عنوان لیمیت تقریبا برابر میشه با عدم شروع هر کاری!

همونقدر که مهمه ارباب چطور با خلاقیت شما رو تحقیر کنه، خلاقیت برده هم اهمیت داره. بازی با کلمات، کارهای بی اختیار مثل ناخودآگاه زانو زدن و حتی گریه کردن، لذت خاصی رو به ارباب‌تون میده. شما باید تلاش کنید برای هیجان‌زده کردن و لذت دادن بیشتر به ارباب‌تون. در هر جلسه کارهای جدیدی انجام بدید. داستن یک اسم برای پت گیرل‌ها خیلی جذاب هست. عکاسی از میسترس و مستر در حالتی که دارید تحقیر میشید میتونه ایده جذابی باشه.

سعی کنید خودتون رو آزاد کنید و هیچ فکری برای بعد از جلسه بی‌دی‌اس‌ام و قضاوت شدن‌تون نکنید. اون لحظه‌ها باید در ذهن وجود مستر/میسترس و اسلیو، جاودانه بشه.

اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۸ – روز جهانی زن را با هدف دنیایی برابرتر، گرامی می‌داریم.

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

آیا در اولین قرار در مورد BDSM صحبت می‌کنید؟

وقتی برای اولین بار با کسی که نمیشناسین بیرون میرین و اصطلاحا قرار یا Date میگذارید، آیا در مورد BDSM صحبت میکنین و خودتونو به عنوان دامیننت، سابمیسیو یا سوییچ معرفی میکنین؟

سال ۲۰۱۹ در سایت Reddit سوال بالا رو از کاربران جامعه BDSM پرسیدم و همون‌طور که میشد حدس زد، پاسخ‌ها متنوع بود و با توجه به نوع فعالیت کاربران، فعالیت خوبی داشت. نگاهی به برخی جواب ها میندازیم. توضیحات خودم رو هم زیر هر نظر میدم.

خانمی با گرایش سوییچ اینطور میگه:

من حتما صبر میکنم تا طرفو مقابل رو یکم بیشتر بشناسم. نباید کسی که آشنایی نداره با BDSM  رو همون اول این شکلی ترسوند. سینما و رسانه میتونه تاثیر زیادی روی درکش از BDSM واقعی بذاره. به نظرم بهتره چند بار با هم بیرون بریم، کمی بیشتر همدیگه رو بشناسیم بعد کم کم راجع به BDSM و اهمیتی که برامون داره صحبت کنیم

فکر میکنم الان یک کلمه بگی رابطه ارباب و برده طرف تا حدودی آشنایی داره!

آقایی هم معتقده:

اگه یه جزو لاینفک و ضروری زندگی جنسی‌تون هست احتمالا باید راجع بهش صحبت کنید. صبر کنید اول ببینید با هم مچ هستین یا نه. و اگه قسمت زیادی از شخصیت و زندگیتونو BDSM شکل میده، اصلا نیازی به صبر کردن نیست

دقیقا اگر براتون خیلی مهمه باید خودسانسوری نکنید.

کاربر دیگه‌ای که جالب‌ترین نظر رو داد معتقده:

اگه ازقبل راجع به BDSM صحبت نکرده باشیم اصلا قراری در کار نخواهد بود.

واقعا، چرا وقت‌مون رو تلف کنیم؟

خانم دیگه‌ای با گرایش اسلیو:

Dan Savage مقاله نویس جنسی و پادکستر معتقده بعد چند تا قرار بحث BDSM رو بیارید وسط. البته برا اینکه سریع بتونین وانیلاها رو از کینکی‌ها تشخیص بدین میتونین تو همون قرار اول راجع بهش حرف بزنین.

برای کسانی که نمی‌خوان کراش‌شون زود بترسه بهترین راه حل هست.

کاربری با گرایش سابمیسیو:

هر وقت کارتون به سکس کشید، احتمالا همون موقع بهترین زمانه. بعضی وقتا سکس توی همون قرار اول هم شکل می‌گیره.

شخصا خیلی موافقش نیستم!

آقایی با گرایش دامیننت:

من یکی که به اندازه کافی تو پروفایلم سرنخ دادم تا طرف بفهمه چی به چیه و فقط کسی میاد که علاقه مند باشه به BDSM.

ایده ساده و هوشمندانه‌ای هست!

کاربری هم که اکانت‌شو بعدتر پاک کرد نوشت:

قرار اول؟ نه اصلا اصلا. رفیق، باید در مورد چیزهای ساده صحبت کنی. مثل هدف زندگی و دلیل رابطه و این چیزا، اگر خوش شانس باشید میتونید در مورد رفیقا و دوستان هم صحبت کنید. اما خب مهمه تو قرار اول کور نباشیم. کجا با هم آشنا شدید؟ توی چت یا توی تیندر یا محل کار. چند وقته با هم صحبت میکنید. اینا مهمه

نظر جالبی بود که میدونیم برای خوانندگان وبلاگ حل شده است این مساله.

خانمی با گرایش سابمیسیو بیان میکن:

فقط اگه بحثش پیش بیاد شروع میکنم. به نظرم نیازی نیست حتما طرف بدونه من به BDSM علاقه دارم. در واقع میتونم وانیلا هم باشم!

در این مورد باید یک مقاله جداگانه بنویسم. شخصیت‌های دامیننت و ساب‌میسیوی که نمی‌خوان BDSM فراتر از تخت‌شون باشه.

و یک خانم ایرانی میگن:

من ۳۳ سالمه، سویچم و بیشتر از ۱۵ ساله با این تمایلات زندگی می‌کنم. تجربه‌م از صحبت در موردش خیلی متفاوت بوده. اول، بستگی به مخاطب داره و حتی سن و سالش و اینکه چقدر این ترم‌ها براش آشنا باشن دوم، وقتی گفتم سابم خیلی نترسیدن و شوک نشدن و خوششون هم اومده. برخورد پسر وانیلا با دام ولی یه جور دیگه‌ست. اونجا قشنگ می‌ترسن می‌کشن کنار

این هم جز همون موارد قضاوت عجولانه هست. بعضی افراد بدون اینکه به دنبال کسب تجربه برن، سریع قضاوت می‌کنند، برچسب می‌زنن و عقب میرن.

و این کاربرالبته نظر دیگه ای داره:

فقط اگه توی FetLife باهاش آشنا شده باشم.

سایت FetLife شبکه اجتماعی علاقه‌مندان به BDSM هست.

نظر شما چیه؟ آیا میشه در قرار اول در موردش صحبت کرد؟ خواهش میکنم نگید در ایران امکان‌پذیر نیست. به لطف اینترنت خیلی چیزها تغییر کرده.

اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۸

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

مردان دامیننت یا با پرستیژ، کدام یک برای خانم‌ها جذاب‌تر هستند؟

یک مجموعه مقاله در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی BDSM و سبک زندگی در این زمینه در وبلاگ ترجمه می‌شود. این مقاله‌ها با هدف بیان واقعیت‌ها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش، در موضوع ترجمه آزاد منتشر می‌شوند. از دوستانی که در امر ترجمه به من کمک می‌کنند، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید کافیست در صفحه تماس به من پیام بدهید.

این مقاله توسط آقای دکتر جرمی نیکلسون، نویسنده مجموعه مقالات با عنوان دکتر جذاب در مجله روانشناسی – سایکولوژی، نوشته شده است و به صورت ترجمه آزاد، به فارسی برگردانده شده است.

چگونه با رشد دامیننت و پرستیژ در خود، برای زنان جذاب‌تر شویم؟

این سوال پیش می‌آید که آیا مردان دامیننت برای زنان و خانم‌ها جذاب‌تر هستند یا مردان با پرستیژ؟

در پاسخ باید بگیم یک سری ویژگی‌های کلی هستند که زنان از پارتنر و شریک خودشون انتظار دارند. مثل شخصیت، رفتار، وقار، سبک صحبت کردن، تحصیلات، جایگاه شغلی و کلا مسائلی که ریشه در قدرت داره. با این وجود هنوز برخی از سردرگمی‌ها در مورد ویژگی‌های آقایان در نظر خانم‌های مختلف باقی مونده که به عنوان مثال میتوان گفت آیا خانم‌ها مردان دامیننت و سلطه‌گر که مسئولیت و رهبری رو به عهده دارند می پسندند؟ و یا اینکه مردان با استعداد و پرستیژ که مورد توجه و احترام همگان قرار دارند رو در نظر میگیرند؟!

در واقع باید بگیم، چه نوع مردی و با چه ویژگی، رابطه مورد نظرشون رو بهشون میده؟

سلطه و منزلت، انگیزه و هدف برای بقا و تولید مثل!

در غریزه انسان‌ها و حیوانات، بقا و تولید مثل یک عامل مهم برای ایجاد ارتباط بوده است. برای همین، قدرت تاثیر بسیار زیادی در نمایش توانایی بقا و تولید مثل دارد. بر اساس یک تحقیق از دنیل کروگر و کری فیتزجرارد، برای پاسخ به این سوال به این نتیجه رسیدیم که دو نوع مرد قدرت طلب وجود دارد:

  • نوع اول مردان سلطه گر و دامیننتی که با استفاده از مهارت اجتماعی بالای خود و نشان دادن قدرت بر دیگران، اقتدار خویش را به نمایش میگذارند.
  • نوع دوم مردان با پرستیژ و منزلتی که از طریق نفوذ اجتماعی، دانش و ویژگی‌های خاص، جایگاه خود را اثبات می‌کنند و در میان هم سن و سالان خود از درجه و جایگاه برجسته‌ای برخوردارند.

برای تحقیق در مورد این خصوصیات، کروگر و فیتزجرارد، توصیفاتی در خصوص یک مرد دامیننت و با پرستیژ در اختیار شرکت کنندگان پژوهش قرار می‌دهند. از شرکت‌کنندگان خواستند که توضیحات مختلف و سوال‌های پرسیده شده را با جوانب ظاهری و اینکه آیا این رفتار به یک زن مربوط می‌شود یا مرد، مطابقت دهند و اینکه این رفتارها برای یک رابطه و مدت زمان آن، چقدر جذاب هستند.

یافته‌های این مطالعات نشان می‌دهد که هم شرکت کنندگان مرد و هم زن، دامیننت و سلطه گر را با چهره‌ای مردانه درک می‌کنند در عین حال مرد با پرستیژ از چهره‌ای نسبتا زنانه‌تر برخورد است. همچنین معتقدند رابطه با مردان با پرستیژ طولانی‌تر از رابطه با مردان دامیننت است.

بنابراین نتیجه می‌گیرند اگر دنبال یک رابطه کوتاه مدت سالم هستید بهتر است روی مردان دامیننت بیشتر تمرکز کنید و اگر به دنبال رابطه طولانی و پایدارتر، روی مردان با پرستیژ مترکز شوید. هرچند یک مرد می‌تواند هر دو این ویژگی‌ها را همزمان و با هم داشته باشد.

تمرکز بر روی دامیننت یا پرستیژ؟

بنابراین بسته به علاقه و خواسته شما ممکن است توجه و تمرکز به هر یک از موارد زیر به شما کمک کند:

  • مردان سلطه‌گر به طور کلی با جذابیت‌های رفتاری مثل کارهای جسورانه، نمایش زبان بدن، ایجاد تماس چشمی نیرومند، ایجاد اعتماد و اطمینان در روابط احساسی و رومانتیک و با اعتماد به نفس بالای خود همراه با تکیه بر ویژگی‌های مردانه از جمله استایل بدنی و زندگی خاص خود خواهان لمس عاشقانه پارتنر هستند و هر آنچه که میخواهند رو به دست می آورند.
  • مردان با منزلت با ایجاد جذابیت‌های شناختی مثل تیپ خاص، نمایش ثروت و حرکت‌های غیرمنتظره، مشخص می‌شوند که دارای سبکی منحصر به فرد با نمایش مهارت و استعدادهای ویژه خود هستند. آنها معمولا افرادی مسلط در مکالمه هستند و می‌توانند از کلمات برای جذب افراد به خوبی بهره ببرند. آنها در منزلت دادن به شریک خود پایبند و از آنها بسیار سپاسگزارند و اونچه را که میخواهندبه شکلی غیر مستقیم و به صورت رویکردی قانع کننده بیان می‌کنند.

مردان دامیننت در روابط BDSM خیلی می‌توانند خوب و موفق باشند. مردان منزلت‌طلب و دارای جایگاه اجتماعی عموما روابط وانیلا دارند. هرچند دسته سومی از مردان هم هست. مردان دامیننت با پرستیژ! پارتنر شما می‌تونه در این دسته باشه و به باهاش رابطه طولانی و خاصی رو تجربه کنید.

دامیننت: سلطه گری، قدرت سلطه.
پرستیژ: منزلت و جایگاه اجتماعی
ممنون از صبا خانم بابت ترجمه متن اصلی. من در انتها نوشته رو ساده‌سازی و مفاهیم رو آسون‌تر کردم..

اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۸

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

ارگاسم در تاکسی

هیجان برای من لذت بخشه. همینطور برای ساب‌میسیو

با هم بیرون رفته بودیم. تو تاکسی نشستیم که بریم خونه. نگاهم افتاد به بین پاهاش. دستم رو بردم اون وسط
نگاهش کردم و بهش گفتم صدات در نیاد.

در حالی که سعی میکرد دهن خودشو ببنده، من آروم میمالیدم بین پاهاشو. هوا بارونی بود و راننده هم داشت به آرومی توی ترافیک میرفت.
سرش رو گذاشت روی شونم و آروم توی گوشم آه میکشید.

دکمه شلوارشو باز کردم. دست چپم رو بردم روی شرت تور ریزی که پوشیده بود. یه ذره جمعش کردم که خودش بره بین چاکش. درد و لذت با هم در آمیخته بود و تو خودش می پیچید. دستاشو مشت کرده بود چون نمی‌تونست بازوی منو فشار بده.

تو این حالت من آروم تو گوشش گفتم: چیه توله سگ. دیوونه شدی. میخواهی خودتو رها کنی

و ماشین همینطور کلاج، ترمز به راه خودش ادامه میداد. راننده هم با مسافر جلویی مشغول صحبت بود. و من دستمو از کنار شرتش بردم داخل. چشمه آب گرمی اون تو فوران کرده بود.

در حالی که پاهاش می‌لرزید سعی میکرد خودشو کنترل کنه. بدنش کش و قوس می‌اومد و کاملا برجستگی نوک سینه اش از زیر مانتو معلوم شده بود. دو انگشتم رفته بود ورودی چشمه. دیگه سخت بود خودشو کنترل کنه

دیدم نزدیک مقصد هستیم، تو گوشم گفت خواهش میکنم اجازه بدید ارباب. شرت شو کشیدم بالا و وقتی موند اون وسط دستمو روش بردم. فشار دادم و محکم مالیدمش. تو گوشش گفتم اجازه داری توله میتونی بشی

و سرش رو گذاشت روی شونم و لبخند روی لبش نشست…

اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۸

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

چوکر!

درسته. نمیشه توی محل عمومی به خصوص رستوران و کافه قلاده بست گردنت. ولی میشه از چوکر استفاده کرد. تو که چوکر دوست داری؟
– بله ارباب
خوبه. حتی وقتی من نباشم یادت میندازه که چی هستی و در خدمت کی.
– من پِت شما هستم آقا.
آفرین حیوون

مکالمه ارباب با برده

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال