زمانی برای آزاد کردن سادیسم!

یک ارباب دامیننت گاهی اوقات به سادیسم درونش رجوع میکنه و به دنبال ارضای اون میره. اتفاقات زیادی افتاده بود و فشار روانی کار و چیزهای دیگه روز به روز به من بیشتر وارد می‌شد. خشم سراسر وجودم رو گرفته بود و مدام سعی میکردم با جلوگیری از عصبانیت، اجازه هیچ تصمیم نامعقولی رو به خودم ندم!

میدونسم که این پارتنرم مدت‌هاست مازوخیسم درونش ارگاسم نشده. میدونستم که اون هم دلش سادیسم/مازوخیسم و درد بیشتری میخواد تا تحقیر خالص. بدون اینکه صحبت زیادی بکنم با رفتارم نشون دادم که چقدر سادیسم‌ام رفته بالا. اون هم با گفتن لرزان و بریده بریده «مستر» نشون داد که چقدر آمادگی لازم رو داره.

دراز کشیده بودم توی تخت و داشتم فکر میکردم. همزمان سعی میکردم عصبانیت درونم رو کمتر کنم. نمیخواستم با عصبانیت کاری بکنم. این توله هم خودشو لوس میکرد و میخواست باهاش بازی کنم. دستاشو گرفتم و گفتم الان وقتش نیست. بریده بریده گفت «میشه پاهاتون رو بغل کنم» و من برای اینکه دلش آروم بشه بهش این اجازه رو دادم. همزمان که بغل کرده بود داشتم به این وسایل فکر می‌کردم: چشم‌بند، پلاگ، یخ، شمع، طناب و کاندوم!

اگر ساب‌میسیو یا مازوخیست هستید پیشنهاد میکنم برای خواندن این خاطره ابتدا شرت خود را مانند شرت لامبادا جمع کرده و به بالا بکشید تا درد لازم به نواحی جنسی شما وارد شود. سپس با درد مطالعه کنید!

درد و کنترل

بهش دستور دادم پایین تخت باشه و سرشو تکون نده. بلند شدم و رفتم لوازم رو آوردم. نور اتاق رو کم و تنظیم کردم. اجازه نداشت به هیچ جایی نگاه کنه. فقط میتونست صدای قدم‌های من و انتخاب وسایل رو همراه با باز و بسته شدن درهای کمد و کشوها بشنوه. پلی لیست مخصوص BDSM رو پخش کردم. همه چیز آماده چند ساعت درد و لذت خالص بود.

چشم بند رو به چشماش زدم و گفتم بیا روی تخت و اجازه دادم توی بغلم ضربان قلبش آروم بشه. دست بردم روی سینه اش و نیپل شو فشار دادم. بلند آه کشید با صدای بلند گفتم «صدات در نیاد». با تمام توانش صدای خودشو خفه میکرد و درد میکشید. دستمو بردم روی شرتش و کشیدم بین پاهاش. میخواستم خوب درد بکشه پس با پارچه شرتش و حس یک طناب محکم رو بهش بده.

بعد از درد کشیدن بیشتر بهش گفتم «فقط اجازه داری جیغ بزنی» دهنو باز کرد اما اونطور که دلم خواست نتونست جیغ بزنه و با یک سیلی بهش فهموندم جیغ زدن چطوره. محکم توی دستای خودم گرفته بودمش و سینه شو فشار میدادم و همزمان با ممنوع و آزاد کردن ناله کردن و جیغ زدن، بیشتر صداشو کنترل می‌کردم. با تمام وجود به خودش می‌پیچید و میخواست درد در تمام قسمت‌های بدنش بپیچه.

به اندازه کافی به بات پلاگ لوبریکانت زدم. به پهلو موند و شرت مشکی خوشگل شو زدم کنار. با بازی بازی و به آرومی پلاگ رو وارد آنالش کردم. وقتی قطورترین قسمت پلاگ داخل مقعدش شد حسابی میخواست ناله کنه که اجازه شو ازش گرفتم. با تمام وجود درد رو تحمل میکرد و منتظر بود تا زودتر پلاگ تا انتها وارد بشه. دوباره بهش گفتم جیغ بزن. این بار اون مدلی که دوست داشتم و از اعماق وجودش جیغ زد. لذت بردم و برای جایزه پلاگ رو زودتر وارد آنالش کردم و اونجا خودشو کیپ نگه داشت.

سرد و گرم

بهش کمی استراحت دادم. اجازه دادم پاهامو بغل کنه و اونطور که دوست داره بپرسته و ستایش کنه. کمی دراز کشیدم و موهاشو نوازش کردم. عریان بود و بدنش زیر نور کم به زیبایی می‌درخشید. زمان اسپنک بود. اما به شیوه‌ای جدید!

از کنار یخ‌های کوچیکی که آماده کرده بودم و به اندازه کافی آب شده بودن و تیزی‌شون رفته بود رو آوردم. بهش گفتم داگ استایل باشه. ۳ یخ رو به آرومی و پشت سر هم وارد واژن‌اش کردم. با تمام وجود از سرما و لذتش ناله می‌کرد. حس کردم بهتره بیشترش کنم. ۲ یخ دیگه هم اضافه کردم و گفتم محکم خودت رو سفت کن و اجازه نده برگردن. باسن شو جوری که باید تنظیم کرد و بالا داد. «آفرین دختر خوب».

دست‌های محکم و سنگینی دارم. میدونستم هر ضربه می‌تونه حسابی آب یخ رو از توی واژنش بپاشه. بهش گفتم میخوام ازت فیلم بگیرم و دوربین رو تنظیم کردم روی اون ناحیه. شروع کردم به اسپنک و دستور داشت هر ضربه رو با بلندترین صدای ممکن شمارش کنه. با هر اسپنک آب به بیرون می‌پاشید و نمای بسیار زیبایی رو تولید کرده بود. آب سردی که از یخ می‌اومد به شدت گرم شده بود!

بد از ۴۶ ضربه اسپنک صدای فندک رو شنید. از فاصله یک متری قطره‌های شمع روی کمر و باسن سرخ شده‌اش میریخت. تخت رو محکم گرفته بود چرا که اجازه تکون خوردن نداشت. همزمان با ریخته شدن قطرات شمع، انگشتام رو با آب سرد خیس کردم و قطره‌های آب سرد می چکید روی پوستش. قطره شمع و آب به خوبی به وجد آورده بودش و به جنون لذت رسیده بود.

اسارت و لذت

بعد از سرد شدن شمع، طناب‌ها رو آماده کردم. با قرمزی اسپنک و سفیدی شمع طرح زیبایی روی بدنش نقش بسته بود. براش آب آوردم و آماده اش کردم برای آخرین مرحله. تنها لباس بر تن، پلاگ کونش بود! طناب آوردم و شروع کردم به باندیج از پشت. دست‌ها بسته شد و پاها رو باز و آزاد نگه داشتم. نور رو کمتر کردم و صدای موزیک رو بیشتر. زمان جیغ کشیدن بود و میخواستم با موزیک ترکیب بشه.

اجازه برگشتن و دیدن من رو نداشت. کاندوم رو برداشتم و روی کیرم گذاشتم. به واژنش نزدیک کردم. از نظرم خیلی لایق بود. نزدیک کردم بهش و یهو تکون خورد. حسابی خیس و آماده بود. باسنش رو گرفتم و به سرعت وارد کردم. شروع کردم به عقب جلو کردن. پلاگ حسابی تنگش کرده بود و این لذت تلمبه زدن رو برای هر دو ما چند برابر کرده بود. کم کم صدای جیغ و ضربه‌ها بیشتر شد.

زمانی که میخوام سکس کنم سعی میکنم عصبانی‌تر بشم. خشم و عصبانیت باعث میشه خون بیشتری در کیر جریان داشته باشه و از حالت عادی بزرگتر و سفت‌تر بشه. سکس توی عصبانیت انزال رو طولانی‌تر هم میکنه. بنابراین بدون هیچ توجهی بهش با وجود درد و لذت پلاگ توی کونش، تندتر و شدیدتر تلمبه می‌زدم.

تقریبا بعد نیم ساعت سکس و تغییر پوزیشن‌های مختلف زمان ارگاسم من رسید. اجازه دادم با احساسات تمام به ارگاسم نهایی برسه. به آرومی طناب‌ها رو باز کردم و توی تخت بغلش کردم و همزمان با تلمبه زدن ناله‌هام رو بیشتر کردم. چشم بند شو برداشتم و شدیدتر تلمبه زدم و ناله‌هاش به اوج رسید.

با همدیگه ارگاسم شدیم و گوشه لب شو بوسیدم و به آرومی در آغوشم بیهوش شد…

در طول این جلسه ۶ بار اسلیو به ارگاسم رسید که ۳ تای آخر موقع سکس بود. پس از ارگاسم آخر و تقریبا ۳ ساعت جلسه BDSM خستگی لازم برای خواب عمیق رو داشت.
زیاد اهل صحبت کردن در مورد خاطرات نیستم. گاهی اوقات برای آرامش روان خودم می‌نویسم. بدون شک پارتنرهایی که در خاطرات ازشون یاد میشه، نسبت به نوشتن خاطره و حفظ هویت‌شون آگاهی دارند.

اونتاشگال . مهر ۱۳۹۹ . عکس‌ها از mysteryman

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

پارادوکس در تسلیم شدن، یافتن آزادی و لذت در BDSM

سارا بوچر می‌گوید: ما با دستبندهای نرم و قلاده تحریک می‌شویم، اما چه چیزی در تسلیم کردن خودمان به یک مرد هست که ما را تا این اندازه تحریک می‌کند؟ برخلاف تصور رایج فمینیستی، بسیاری از زن‌ها، از جمله خودم، قدرت خاصی در تسلیم شدن می‌یابیم که بسیار اغوا کننده و شیرین است.

ترجمه آزاد مجموعه مقاله‌هایی در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی BDSM و سبک زندگی است که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. این نوشته‌ها با هدف بیان واقعیت‌ها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش سادومازوخیسم، از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم جزیره برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله توسط سارا بوچر در مجله Killing Kittens در فوریه ۲۰۱۸ منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


«افراد همیشه از درد به لذت می‌رسند» این سخن از مارکی دو ساد است که احتمالا بحث‌های زیادی نیز به دنبال داشته، اما قرن‌هاست که زنان و مردان بانداژ، سلطه‌گری، سادیسم و مازوخیسم را امتحان می‌کنند؛ و سوالی که امروز با آن مواجه هستیم این است که: آیا BDSM باعث سرکوب تمایلات جنسی زنان میشود یا به آن قدرت می‌بخشد؟

تصاویر بسیار زیادی که اغلب بحث ‌برانگیز نیز هستند از این نوع روابط در فرهنگ عامه به صورت نامحسوس یا آشکار، همانند Fifty Shades of Gray، وجود داشته است که جامعه BDSM را به خوبی نشان نمی‌دهند. من به عنوان یک سلطه‌پذیر وظیفه خودم میدانم که از جامعه BDSM دفاع کنم و برای روشن کردن این مسئله تلاش کنم که «چرا و چگونه یک زن سلطه‌پذیر بودن، چیز زیباییست»، 

گرچه او در مقابل شما زانو می‌زند، اما هرگز ارزش او از شما کمتر نخواهد بود…

در وهله اول، اعتماد بین سلطه‌گر و سلطه‌پذیر آنچنان باور نکردنی‌ست، که وقتی سلطه‌پذیر خودش را تماما تسلیم او می‌کند، این تجربه فراتر از یک تجربه جسمی می‌شود. اصالت وجودی سلطه‌پذیر از بین می‌رود و هیچ چیزی جز حرکت بعدی سلطه‌گر یا دستور بعدی او اهمیتی ندارد. شما روی صدای او و لمس او تمرکز میکنید، نفستان به شماره میفتد و تنها واژگانی که در آن لحظه می‌دانید: «چشم آقا» است.

برای چند لحظه شلاق و زنجیرها را فراموش می‌کنید و دلیل آن، سرسپردگی زیادی است که از نفوذ سلطه‌گر در ذهن و روان شما، ناشی می‌شود. وقتی شما در ذهن سلطه‌پذیر خود نفوذ می‌کنید، در واقع او را تصاحب می‌کنید و صاحب واقعی او می‌شوید؛ زیرا این شما هستید که می‌دانید چه چیزی او را عصبی می‌کند و با عمیق‌ترین ترس‌های او ومازوخیسمی‌ترین فانتزی‌های او آشنا هستید و شما تنها کسی هستید که می‌توانید خیالات او را به واقعیت تبدیل کنید. راحت به نظر نمیاد، مگه نه؟

من همیشه در پاسخ به این سوال که «چرا درد را دوست داری؟» ، میگویم: «ارباب و برده چیزی فراتر از یک رابطه جنسی خشن است». BDSM یک مبادله جسمی و روانی است که به من، به عنوان یک زن سلطه‌پذیر و کسی که بسیار جاه طلب هم هست، اجازه می‌دهد تا همه چیز را رها کنم و به اربابم این اجازه را بدهم تا کاملا بر لذت من کنترل داشته باشد. این که من درد را دوست دارم کاملا درست است، اما برای لذت بردن از درد لازم است یک ارتباط و درک روشن از طرفین وجود داشته باشد و این درد نیز حاصل یک روش ایمن و عاقلانه باشد. برای به وجود آمدن یک درک درست از طرفین، سه مؤلفه اصلی وجود دارد: توافق بر سر کلمه امن، صحبت در مورد انواع محدودیت‌ها، و توجه و مراقبت در مرحله آخر.

من نمیتوانم به قدر کافی بر اصولی تاکید کنم که یک رابطه BDSM بر پایه آنها بنا شده است. نقش سلطه‌گر مراقبت از سلطه‌پذیر و تربیت و راهنمایی او و کمک به او برای رسیدن به پتانسیل کافی برای لذت دو طرف است.

«جنده و هرزه»، لفظی برای ابراز علاقه

برخی ممکن است تعجب کنند که چگونه برخی از اعمال شکنجه و تحقیر باعث می‌شود که زن احساس قدرت کند؛ و پاسخ من این است: یک سلطه‌پذیر، فاحشه هر کسی نیست، او تنها فاحشه دامیننت خود است و این رایج‌ترین تصور غلط در مورد دخترانی است که به تحت سلطه در آمدن علاقه دارند. در حقیقت، در جهانی که زنان اغلب وانمود میکنند که به ارگاسم میرسند، همه ما باید به چیزی توجه کنیم که برده بودن اساسا به آن مربوط میشود: به جهانی وارد شوید که پر از لذت است، لذت‌هایی که حتی از وجودشان نیز خبر نداشته‌اید. زنان سلطه‌پذیر به طرز عجیبی از نظر جنسی اعتماد به نفس دارند، و من نیز به عنوان یکی از این زنان، در مورد تمایلات و علایقم صادق و مصمم هستم و به کمتر از آن نیز راضی نمیشوم. بنابراین، اطاعت و تسلیم من به طور طنزگونه‌ای از یک سلطه‌گری ناشی میشود، و من اجازه نمیدهم که هرکسی به آن دست پیدا کند. در اتاق خواب و بین من و او، من فاحشه کوچک او هستم، اما همزمان پرنسس او نیز هستم. بعد از تمام شکنجه‌ها و تحقیرها، احساس امنیت و آرامش میکنم. این همان جنبه‌ زیبایی از BDSM است که بسیاری از مردم آن را نمی‌بینند و درک نمی‌کنند.

بنابراین خانم‌ها، اگر فکر می‌کنید که قرار گرفتن در این جایگاه، شما را تحریک میکند، با آغوش باز آن را بپذیرید و تصاحبش کنید. مردی را برای خود به دست آورید که به نیازهای شما گوش می‌دهد و آنها را برآورده می‌سازد، کسی که نگرانی‌های شما را می‌شنود و شما را آرام می‌کند، کسی که محدودیت‌های شما را کشف می‌کند و آنها را بدون هیچ خطری کم می‌کند. اگر به قدری خوش شانس هستید که کسی را در زندگیتان دارید که به قدر کافی قدرتمند است و میتواند نیاز شما را برای تسلیم شدن برطرف کند، چشمانتان را روی همه چیز ببندید و بدون نگاه کردن به گذشته، ادامه دهید. به شما قول میدهم که لذت و درد را طوری تجربه کنید که حتی فکرش را هم نمی‌کردید، و مثل یک دختر خوب برای درد و لذت بیشتر التماس کنید.

برای کسانی که به هیچ عنوان نمی‌خواهند این رابطه را درک کنند و با برچسب زدن قضاوت می‌کنند، یک بیت حافظ را بهترین پاسخ می‌دانم: تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی / گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

اونتاشگال . اردی‌بهشت ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

مهارت مراقبت پس از جلسه BDSM یا AfterCare چیست؟

اگر برای تجربه و کاوش در BDSM با پارتنر خود مطمئن هستید، باید متوجه شده باشید که فهرستی پایان ناپذیر از ملاحظات و مراقبت‌های لازم وجود دارد. رابطه ارباب و برده به سادگی لباس پوشیدن به شیوه‌ای خاص یا باندیج پارتنرتان نیست. لازم است گه هر دوی شما درباره فانتزی‌های مورد علاقه، هارد لیمیت و سافت لیمیت، کلمه ایمنی و دیگر موارد صحبت کنید، گام بعدی چیزی است که اغلب به آن توجه نمی کنند: مراقبت بعد از جلسه یا AfterCare

دسته‌بندی جدید مهارت به این وبلاگ اضافه شد. در موضوع مهارت شما هرآنچه که در طول جلسه ارباب و برده لازم دارید تا یاد بگیرید و ماهرتر شوید، آموزش داده می‌شود. برخی از مقالات این دسته به سبک ترجمه آزاد هستند که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. از دوست عزیزم ماتیلدا که ترجمه این مقاله را انجام داده است، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید، کافیست در صفحه تماس به من پیام بدهید.

این مقاله توسط کتی ترون در وبلاگ LELO، تولید کننده انواع اسباب‌بازی‌های سکسی، منتشر شده و توسط سکس تراپ، دکتر لوری مینتز صحت آن تایید گردیده و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.

مراقبت بعد از جلسه ارباب و برده یا AfterCare چیست؟

به بیان ساده، افترکر زمانیست که شما و پارتنرتان پس از یک تایم بازی به ریکاوری و همچنین بررسی نیازهای عاطفی و جسمی خود اختصاص می‌دهید. نقش اساسی و فعالیت‌های کینکی از هر دو جهت جسمی و روانی می‌توانند به افراد فشار بیاورند. بنابر این افترکر زمان خوبی برای ریلکس کردن است، به خوبی «بازگشت به واقعیت»

چرا افترکر ضروری است؟

فانتزی‌های ما لزوما مرتبط با زندگی عادی و روزمره خود و شخصی که با او در این زندگی هستیم، نیستند. در حالی که ممکن است ما بخواهیم که پارتنرمان مانند شخص قدرت طلبی که طی بازی کینکی تحقیر و تنبیه را بر ما تحمیل می‌کند، نقش ایفا کند، نمی‌خواهیم که در طول رابطه عادی اینگونه با ما رفتار کند. افترکر مانند یک دکالیبریشن برای نرمال کردن رابطه عمل می‌کند.

علاوه بر آسیب‌های روانی، ممکن است آسیب‌های جسمی نیز داشته باشیم. بسیاری از افراد، احساس ناگهانی پس از یک رویداد را -که برای دامیننت هم ممکن است رخ دهد و به آن «Sub Drop» می‌گویند- با احساس پس از یک پرفورمنس قهرمانانه مقایسه کرده و مشابه می‌دانند. جهش اندورفین همراه با فشار جسمانی بالقوه می‌تواند باعث احساس ضعف، خستگی یا سرگیجه شود. همچنین بسته به آنچه رخ داده است، ممکن است کمی دچار کمبود آب شوید.

انواع مراقبت بعد از جلسه:

به طور کلی افترکر را به دو دسته فیزیکی و عاطفی تقسیم می‌کنیم.
افترکر فیزیکی شامل مواردی است نظیر: کمک به حذف کردن هرگونه ابزاری نظیر چشم‌بند و موانع (دستنبد، پابند، بانداژ و…)، فراهم کردن خوردنی یا نوشیدنی برای پارتنرتان (سطح قند خون خیلی اهمیت دارد.)، فراهم کردن پتو یا لباسی گرم، بوسیدن یا نوازش کردن هر قسمتی از بدن، خصوصا قسمت‌هایی که ممکن است طی بازی کبود شده باشند، یا تامین حس محبت و آسودگی در محیطی آرام و به دور از هر استرسی.

یک ماساژ صمیمانه می تواند راه خیلی خوبی برای برقراری یک ارتباط آرام با پارتنرتان باشد. و اگر طی جلسه BDSM بازی‌هایی شامل ضربه و اسپنک داشته‌اید، یک ماساژ گرم روغن می‌تواند هم عضلات و هم پوست‌تان را نرم کند. یک حمام یا دوش کوتاه نیز به عنوان یک هدف تمیز و عملی نیز عالی است، همچنین به شما امکان داشتن لحظاتی عاشقانه و آرامش بخش را می‌دهد.

افترکر احساسی شامل گپ زدن درباره جلسه BDSM و احساستان نسبت به آن (خوب یا بد) می‌شود و امریست بسیار ضروری برای اطمینان یافتن از آنکه هر دو نیازها و انتظارات یکدیگر از بازی را فهمیده‌اید. حتی ممکن است لازم باشد این اطمینان را درباره خشونت در رابطه به پارتنرتان بدهید که هرآنچه انجام داده یا از آن لذت برده است، او را عجیب یا گناهکار نمی‌کند و نباید عذاب وجدان داشته باشد.

تعیین یک زمان مشخص برای ادامه این مکالمات برای مثال پس از دو روز نیز می‌تواند این اطمیان خاطر را که هر دوی شما از احساسات منفی احتمالی دیر هنگام آگاهید، ایجاد کرده و همچنین شما را برای جلسه بعد هیجان زده کند.

پیشنهاد مطالعه: اعتماد در رابطه چیست و در BDSM چگونه حفظ می‌شود؟

آیا همه به افترکر نیاز دارند؟

ممکن  است برخی افراد بدون افترکر کاملا رو به راه باشند یا برخی تنها ماندن را به بوسه و نوازش ترجیح دهند، به همین دلیل است که قبل از شروع هرکاری صحبت کردن بسیار اهمیت دارد. اگر شما به تازگی می‌خواهید BDSM را تجربه کنید و مطمئن نیستید که خودتان یا پارتنرتان به چه نوعی از افترکر نیاز دارید، صحبت کردن درباره احساسات‌ و علایق پس از جلسه سادومازوخیسم می تواند جهشی باشد برای فهمیدن مراقبتی که شما یا پارتنرتان می‌خواهید در تجربیات بعدی دریافت کنید.

بعلاوه، برخی تصور می‌کنند که افترکر چیزی است که منحصرا دامیننت باید برای ساب فراهم کند، در حالی که صحیح نیست. شخصی که نقش دامیننت را دارد نیز ممکن است مشابه ساب یک «افت» ناشی از فعالیت فیزیکی شدید داشته باشد. همچنین ممکن است دام نیز همانگونه ارتباطات عاطفی و نقش‌های عادی، عاشقانه و محبت آمیز رابطه را طلب کند.

هیچ راه به خصوصی برای فراهم کردن یا دریافت افترکر وجود ندارد، تنها باید پذیرا بوده و متوجه نیازهای عاطفی و جسمانی پارتنرتان باشید. در عین حال اطمینان حاصل کنید که نیازهای خودتان نیز برطرف شده است.

افترکر نه تنها در BDSM که در سکس هم خیلی مهم هست. حتی اگر برای یک شب با کسی سکس می‌کنید، باز هم aftercare رو رعایت کنید.

اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۸

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

تحقیر در زندگی و BDSM

در سری مقالات سبک زندگی ارباب و برده‌ای اینبار می‌خوام به موضوع تحقیر بپردازم. تحقیر کردن یا کوچک کردن جایگاه یک فرد به دو صورت خودخواسته و ناخواسته تبدیل میشه. تحقیر خودخواسته آغاز لذت و آرامش و تحقیر ناخواسته آغاز یک جنگ و مجادله جدی هست. واقعا بی‌دی‌اس‌ام بازی روی لبه تیغ هست!

تحقیر ناخواسته در یک گفتگو

خیلی دوست ندارم این کار رو انجام بدید ولی باید در موردش صحبت کرد تا وقتی دچارش می‌شید بتونید به راحتی ازش بگذرید و حتی اگر لازم شد به بهترین شکل ممکن انجام بدید.

وقتی در یک مکالمه کسی شما رو تحقیر می‌کنه و جایگاه‌تون رو میاره پایین حالا چه به کلمات چه با فحش و هرچیزی بهترین کار گفتن «خب، بعدش» هست. انقدر این کار رو با خونسردی ادامه بدید که طرف تعجب کنه اصلا چرا براتون توهین به خانواده مهم نیست. اینطوری تحقیر رو خنثی میکنید. اصولاً فرد تحقیر کننده با دیدن بهم ریختگی شما دلش خنک میشه. وقتی این رخ نده، درمانده میشه.

در یک مطلب جداگانه به شرح کامل آزمایش زندان استنفورد می‌پردازم. جایی که یکی از زندانیان، تحقیرهای زندان‌بان براش مهم نبود و هرجور اون میخواست عمل می‌کرد و این زندان‌بان‌ها رو عصبانی کرده بود چرا که فروریختن زندانی رو نمی‌دیدند!

اما اگر میخواهید تحقیر کنید، زیاد به دنبالش نرید چرا که جنگ به وجود میاره. تحقیر زمانی کاربرد داره که شما تن به یک چیزی میدید و نپذیرفتن اون براتون خیلی راحت نیست و با یک کلمه کل لذت پیروزی فرد رو به تلخی میکشونید.

یک نمونه خیلی ساده تحقیر کردن می‌تونه پرداخت کرایه تاکسی باشه. مثلاً هزینه کرایه ٣ تومان هست و طرف باقی مانده ۵ تومنی شما رو نمی‌ده. اینجا حس می‌کنه اون ٢ هزار تومان براش پیروزی هست. کافیه موقع پیاده شدن بگید نگه دار بچه‌هات گشنه نمونن.
باز هم میگم انجام ندید.

تحقیر خودخواسته، نوعی ابراز علاقه

در رابطه بی‌دی‌اس‌ام تحقیر کردن، در مالکیت درآوردن و یادآوری جایگاه فرد، نوعی ابراز علاقه هست. وقتی شما دارید تحقیر می‌کنید به نوعی حس و علاقه خودتون به فرد رو (حتی در حالت One Night Stand) نشون میدید. نوع بیان کلمات در رابطه BDSM خیلی متفاوت میشه. دقیقا مثل عرفان که شراب میشه مقدس‌ترین نوشیدنی هستی و مذهبی میشه مخالف خدا و عشق! این رابطه دقیقا بازی با تناقض‌های روزمره هست برای همین کسانی که درک درستی ازش ندارن، افراد سادومازوخیسم رو غیرعادی می‌دونن! همونطور که مولانا رو غیرعادی می‌دونستند.

بیخود شده‌ام لیکن، بیخودتر از این خواهم
با چشم تو می گویم، من مست چنین خواهم

من تاج نمی‌خواهم، من تخت نمی‌خواهم
در خدمتت افتاده، بر روی زمین خواهم

آن یار نکوی من، بگرفت گلوی من
گفتا که چه می‌خواهی، گفتم که همین خواهم

غزلیات شمس، مولانا

تحقیر خودخواسته، لذت و شهوت

در قسمت پشتی مغز، یا مغز حیوانی، غرایضی مثل خشم، شهوت، لذت، اضطراب، ترس، حقارت، میل به آب و غذا قرار دارد. نزدیکی این بخش‌ها باعث شده که در طول زمان و در فرایند تکامل، هر بخش روی دیگری تاثیر بگذاره. مثلا زمانی که ترس دارید میل به غذا رو از دست بدید یا وقتی استرس دارید دلتون بخواد بیشتر غذا بخورید! (ویدئو مربوط به این تحقیق در یوتیوب منتشر می‌شود)

تحقیر کردن در این قسمت قرار دارد. در یک رابطه جنسی یک خانم شاید دلش بخواد با واژه‌هایی مثل فاحشه یا شبیه به اون خطاب بشه. این تحقیر شدن چون خودخواسته و با آگاهی هست، از بروز خشم جلوگیری میکنه و مستقیم بر روی قسمت‌های جنسی و شهوتی تاثیر میگذاره.

در یک جلسه بی‌دی‌اس‌ام دقیقا تحقیر چنین کاربردی داره. اگر شما میخواهید اسلیو یک مستر یا میسترس بشید، باید از این آگاه باشید و خودتون رو به صاحب اختیارتون بسپارید. سعی نکنید برت بازی در بیارید چرا که خیلی لذت‌ها رو از دست میدید. هرچند ارباب شما باید انقدر قدرتمند باشه که شما جرات فکر کردن به برت‌بازی نداشته باشید. ارباب شما اگر بخواد توی جمع تحقیرتون کنه باید ببینه آیا جز لیمیت‌های شما هست یا نه ولی توی یک رابطه خصوصی قرار دادن چنین چیزی به عنوان لیمیت تقریبا برابر میشه با عدم شروع هر کاری!

همونقدر که مهمه ارباب چطور با خلاقیت شما رو تحقیر کنه، خلاقیت برده هم اهمیت داره. بازی با کلمات، کارهای بی اختیار مثل ناخودآگاه زانو زدن و حتی گریه کردن، لذت خاصی رو به ارباب‌تون میده. شما باید تلاش کنید برای هیجان‌زده کردن و لذت دادن بیشتر به ارباب‌تون. در هر جلسه کارهای جدیدی انجام بدید. داستن یک اسم برای پت گیرل‌ها خیلی جذاب هست. عکاسی از میسترس و مستر در حالتی که دارید تحقیر میشید میتونه ایده جذابی باشه.

سعی کنید خودتون رو آزاد کنید و هیچ فکری برای بعد از جلسه بی‌دی‌اس‌ام و قضاوت شدن‌تون نکنید. اون لحظه‌ها باید در ذهن وجود مستر/میسترس و اسلیو، جاودانه بشه.

اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۸ – روز جهانی زن را با هدف دنیایی برابرتر، گرامی می‌داریم.

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

آیا باید از میسترس‌ها ترسید؟ ارباب خانم کیست؟

هر بار که در گوگل واژه Mistress را جستجو می‌کنم، با تصاویر به شدت سادیسمی مواجه می‌شوم. در مقابل زمانی که به جستجوی Master می‌پردازم، بیشتر تصاویر مردهای محکم و با محبتی را نشان می‌دهد. آیا واقعا میسترس‌ها مشکلی دارند یا سادیسم آنها بسیار زیاد است؟ اینطور بگویم که آیا میسترس‌ها دنبال شکنجه کردن و عذاب دادن اسلیو هستند و مسترها اینگونه نیستند؟ متاسفانه فیلم‌هایی هم که در فضای پورن ایران منتشر شده است، بیشتر نمایش دهنده چنین چیزیست. در این نوشته به بررسی تجربه‌های شخصی در ارتباط با دوستان میسترس می‌پردازم.

برای درک بهتر شخصیت میسترس و دامیننت، فیلم آقا و خانم اسمیت را تماشا کنید.

تقسیم قدرت در جوامع بشری

باید بپذیریم که در تعریف جوامع بشری، مردها نماد قدرت، سلطه و زور هستند و خانم‌ها نماد ضعف، تسلط و ظلم! هرچند به شدت تلاش می‌کنم تا این تعریف را تغییر دهیم و امیدوارم تا ۱۰۰ سال آینده واقعا به برابری بین زن و مرد در همه ابعاد برسیم، اما باید قبول کنیم دنیا بر این پاشنه می‌چرخد.

برای همین دیدگاه، پذیرفتن به یک خانم به عنوان مرکز قدرت و تسلط، آسان نیست. قبلا در مقاله مردهای زن ذلیل اشاره کردم که جوامع بشری به راحتی چنین فردی را قبول نمی‌کنند. در یک رابطه مرد باید مرد باشد و پر قدرت! حتی اگر آن خانم دامیننت و کنترل کننده در خانواده و رابطه، از این وضعیت و ساب‌میسیو بودن همسرش راضی باشد، باز دیگران نمی‌توانند چنین چیزی را قبول کنند.

در هر حال، به همان میزان که مردان حق دارند در یک رابطه دامیننت باشند و اعمال قدرت کنند، چنین حقی برای خانم‌های دامیننت و میسترس محفوظ است و از بیان چنین گرایشی در رابطه نباید بترسند.

تجربه شخصی از برخورد با میسترس‌ها

در این ده سال دوستان میسترس و دامیننت خانم زیادی داشتم. به جرات می‌توانم بگویم ۸۰ درصد دوستان میسترس من بیشتر شخصیتی دامیننت داشتند تا سادیست. بررسی‌های زیادی بر روی افراد سادیسمی انجام دادم و در دو مقاله به صورت کامل تفاوت بین سادیست و دامیننت را شرح دادم. چه مرد چه زن سادیسمی دچار مشکلات روحی است. دقت کنید هر کسی می‌تواند درصدی از سادیسم در وجود خود داشته باشد، در اینجا منظور کسانی است که بی دلیل هر کسی را اذیت می‌کنند و از این آزار دادن به خصوص در میان جمع، لذت می‌برند. این افراد در اولین مکالمه بدون اینکه شما را بشناسند، صرفا به خاطر گرایشی که دارد به شما توهین می‌کنند. حتما چنین مسترها و میسترس‌هایی را دیده‌اید که به خاطر برچسبی که بر روی خود می‌زنند، حق هر نوع توهین و بی احترامی به افراد دیگر را محفوظ می‌دانند!

نکته جالب در مورد خانم‌های دامیننت این است که ترسی از برخورد و مواجهه با چیزهای جدید ندارند. به راحتی ارتباط برقرار می‌کنند و به خوبی حریم طرف مقابل را حفظ و نشان می‌دهند. چنین میسترس‌هایی در ‌BDSM خشونت کافی را به خرج می‌دهند و لذتی که اسلیو به دنبال آن است را برآورده می‌کنند.

میسترس‌ها هم به خاطر قضاوتی که جامعه در مورد آن‌ها می‌کند، به راحتی در مورد گرایش و علایق خود صحبت نمی‌کنند. به تجربه دیده‌ام که این وضعیت برای مردهای مستر کمتر است. به میسترس‌ها و خانم‌های دامیننت توصیه می‌کنم اگر رابطه‌ای که دارید جدی شد، بهتر است بدون قضاوت و ترس گرایش خود را به پارتنر بگویید.

آیا به عنوان یک میسترس باید پول دریافت کنید؟

از این جهت که چنین موضوعی در جامعه بی‌دی‌اس‌ام ایران بسیار شایع شده است این موضوع را مطرح کردم. اصولا به کسی که در ازای اعطای لذت جنسی به شما، پول یا چیزی دریافت می‌کند، کارگر جنسی (Sex Worker) نامیده می‌شود. این کارگر جنسی یا به تعریف عام فاحشه (مرد یا زن) وظیفه دارد شما را آنگونه که دوست دارید به ارگاسم جنسی برساند. هم مستر مرد می‌تواند برای لذت دادن از شما پول دریافت کند هم میسترس. این موضوع کاملا بستگی به تعریف رابطه شما دارد.

مساله این نیست که در یک رابطه و رلیشن شما میسترس باشید و یا صرفا برای دریافت پول چنین رول و نقشی را بازی کنید، در هر حال موفقیت شما بستگی به میزان مهارت، هنر و علاقه به گرایش میسترس و دامیننت دارد. بدون شک مردهای ساب‌میسیو زیادی هستند که برای فرار از تنهایی به شما پناه می‌برند و درخواست رابطه دارند، پس بهتر است با آزمون‌های سخت و عجیب (نه کشنده یا کثیف کاری مثل مدفوع و این موارد) وفاداری آن‌ها را بیازمایید.

در صورتی که شما گرایشی ندارید و جز افرادی هستید که می‌خواهید نقش میسترس را بازی کنید، بهتر است سریع‌تر به این وضعیت پایان دهید. در رابطه اگر با التماس پارتنر برای میسترس شدن مواجه هستید، سعی کنید با او صادق باشید. اگر کسی از شما در درخواست سکس برای پول کرد و چنین گرایشی از شما خواست، توانایی خود را در انجام آن، بررسی کنید.

افرادی هستند که برای رسیدن به خواسته‌های مالی خود را میسترس معرفی می‌کنند. اعتماد کردن یا نکردن مخاطب و اسلیو به این افراد می‌تواند مهارت وی را نشان دهد. در BDSM هم مثل هر جامعه و گرایشی، افرادی به دنبال کلاه‌برداری و سواستفاده هستند. به خاطر چنین افرادی نباید به کل جامعه میسترس‌ها توهین کرد.

تبدیل شدن به یک میسترس ماهر و حرفه‌ای نیازمند عزت نفس، اعتماد به نفس، استقلال شخصیتی و مالی است. اول از همه باید به خوبی خود را بشناسید و گرایش دامیننت را درک کنید سپس یک اسلیو را به سلطه خود در بیارید.

چند نکته که میسترس‌ها باید رعایت کنند

به هیچ عنوان پورن را ملاک و منبع اصلی آموزش خود قرار ندهید. همچنین شکنجه بی دلیل و سادیسمی اسلیو و برده هیچ فایده‌ای ندارد. سعی کنید تا حد امکان به بیضه‌ها ضربه وارد نشود چرا که می‌تواند عواقب غیرقابل بازگشتی برای وی به وجود بیاورد. مردها نیز از ناحیه سینه حساس هستند و می‌توانید از این نقطه دردآور برای لذت بردن استفاده کنید.

بسته به علاقه شما، بیشتر مطالعه کنید. اگر تحقیر کردن برای شما لذت بخش است، در زمینه یادگیری روش‌های تحقیر بیشتر کار کنید. هرچند می‌دانم که بیشتر مقالات و نوشته‌ها برای مسترها هست تا میسترس‌ها و این کار را سخت‌تر می‌کند! برای تنبیه و درد سعی کنید معیارهای بهداشتی و پزشکی، ملاک شما باشد. کارهایی مثل مدفوع و ادرار و مجبور کردن اسلیو به خوردن آن ضرر زیادی به بدن وارد می‌کند. اگر اسلیو چنین چیزی را لیمیت می داند، به آن احترام بگذارید.

در پایان خطاب به ساب‌میسیو‌ها و اسلیو‌ها اینکه میسترس‌ها از نمایش قدرت و شکوه و جلوه ملکه بودن، لذت می‌برند. شما زمانی برای یک میسترس جذاب‌ترین فرد می‌شوید که به خوبی بندگی و عبادت را نشان دهید. بندگی که متعلق بودن شما به صاحب خود را ثابت می‌کند. از میسترس‌ها نترسید چرا که یک میسترس واقعی و کامل به راحتی و آسانی با شما خلوت نمی‌کند، اما بدانید اگر این کار را انجام دهند، بهترین لذت در انتظار شماست.

با بررسی که بین دوستان و نزدیکان انجام دادم به این نتیجه رسیدم که مردانی هستند که تحمل این استقلال و رفتار قدرت طلبانه و شخصیت بالای شمای میسترس و دامیننت را ندارند برای همین با واژه‌هایی مثل «وحشی و پاچه گیر» به دنبال تحقیر و خطاب کردن شما هستند. به آن‌ها اهمیت ندهید چرا که در تخیلات خود هر شب به چشیدن طعم چرم پاشنه بلند پاهای زیبای شما، فکر می‌کنند!

اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۸

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

شخصیت افراد دامیننت

به روز رسانی:

مقاله جدید سادیسم یا دامیننت؟ معرفی شخصیت سادیست و مقاله معرفی شخصیت دامیننت را مطالعه کنید.

شاید برای شما هم این سوال پیش اومده باشه که چرا یک فرد باید سلطه گر شود!

سلطه‌گر یعنی کسی که به خوبی بتواند دستور بدهد، نظر دیگران را به خود جلب کند، احساساتش را کنترل کند و در نهایت از نظر دیگران قدرتمند و حتی خشن، معرفی شود!
عموما افراد سلطه‌گر در پست‌های مدیریتی مشغول به کار هستند. به سختی دستور شنیدن رو می‌پذیرند و مایل هستند برای کارها از اون‌ها خواهش بشه!

در این عکس که می‌بینید ۱۶ فاکتور شخصیتی که آقای ریموند کتل روانشناس آمریکایی انتخاب کرده است، بر اساس اهمیت اون‌ها و تاثیر بر دیگری در زندگی، گراف شده‌اند.
فاکتور E که مربوط به دامیننت بودن یک فرد هست نشان می‌دهند هرچقدر یک فرد بیشتر دامیننت شود به صورت مستقیم و غیر مستقیم بر روی چه صفات شخصیتی، تاثیر می‌گذارد.
همانطور که می‌بینید یک فرد دامیننت علاقه بسیاری به برجسته شدن و خودنمایی دارد. اما این خودنمایی با پایین آوردن شخصیت یکی نیست و مایل است دیگران او را ستایش کنند Boldness
این فرد دارای حریم خصوصی است و کسی حق ورود به آن را ندارد Privateness
بد بینی فرد دامیننت تقریبا کم است. او ترجیه می‌دهد نقطه مخالف باشد و به آدم‌ها بیشتر اعتماد کند. Skepticism
و در نهایت این فرد چه زن و چه مرد ممکن است دچار تکانشگری باشد، این فرد به جستجوی دایمی و غیر ارادی احساسات مختلف جدید یا هیجان‌انگیز می‌پردازد. این احساسات می‌تواند شامل ریسک پذیری بالا در زندگی کاری و شغلی باید یا حتی انجام تجربه‌های جدید جنسی!

پیشنهاد مطالعه: چرا مغر شما عاشق درد است؟

بدین ترتیب می‌بینیم افراد دامیننت و مستر یا میسترس چرا و چگونه به دنبال BDSM و این گرایش هدایت می‌شوند.
خود فرد، محیط خانواده و اجتماع تاثیر مستقیمی بر این افراد دارد.
مدیران موفق، سیاست مداران محبوب، ثروتمندانی که از هیچ به ثروت رسیده‌اند، در زمره افراد دامیننت جای می‌گیرند.
این یک صفت شخصیتی است. ممکن است برخی از این افراد هیچ‌گاه به BDSM روی نیاورند اما در زندگی شخصی خود سکس‌های خشن و خاص را تجربه کنند!

این یادداشت سال ۲۰۱۷ نوشته شده است.

به روز رسانی:

مقاله جدید سادیسم یا دامیننت؟ معرفی شخصیت سادیست و مقاله معرفی شخصیت دامیننت را مطالعه کنید.


نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال