پیام شما: ازدواج با فرد سادیسمی یا مازوخیست

ازدواج BDSM - ازدواج ارباب با برده

آیا می‌شود با فردی که به گرایش سادومازوخیسم یا BDSM علاقه دارد، ازدواج کرد و یا یک رابطه طولانی را تجربه نمود؟

پیام‌های زیادی از طرف شما مخاطبین محترم در خصوص مشاوره در موضوعات مختلف برای من ارسال می‌شود. تصمیم گرفتم از این پس به این سوالات که جنبه عمومی هم دارند با عنوان «پیام شما» در وبلاگ پاسخ دهم. برای حفظ حریم خصوصی اطلاعات نام و مشخصات تغییر داده شده‌اند.

پیام: ازدواج با فرد بی دی اس امی

در صورتی که کسی گرایشات BDSM داشته باشد چطور و با چه کسی باید ازدواج کند؟
آیا حتما باید با کسی با گرایش مشابه ازدواج کند؟
آیا می تواند با کسی که این نوع گرایش ندارد ازدواج کنه؟
در صورت اول در کشور ما که نگاه به مسائل جنسی بسته هست و کمتر اطلاع دارند چطور زوج مناسب خود را باید پیدا کند؟

پیام ارسالی از آقای کیوان
رابطه BDSM در ازدواج و زندگی زناشویی

پاسخ یک:‌ آیا گرایش BDSM بیماری است؟

پیش از اینکه به مبحث ازدواج و رابطه بپردازیم، باید دید آیا کسی که به روابط بی دی اس ام علاقه دارد، بیمار است یا خیر؟ تا بیست سال پیش که تحقیقات زیادی در این زمینه انجام نشده بود، عموما تصور بر این بود که افراد دامیننت یا ساب‌میسیو بیمار هستند و به دنبال کشف و علل می‌رفتند. اما همانطور که با قاطعیت همجنسگرایی از دایره بیماری‌های روانی در سال ۲۰۱۳ خارج شد، محققین در زمینه رابطه BDSM نیز به نتیجه‌ای مشابه رسیدند.

پس از نبردی طولانی و دشوار، فهرست DSM-5 (راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی که در 2013 منتشر شد) کینک را از معیارهای تشخیصی حذف کرد و توضیح داد که کینک به تنهایی دلالت و نشانه بیماری ذهنی نیست. مطالعات بی شمار و مدارک محکمی جمع آوری کردند که کینک اگر هر چیزی باشد، یک ناسازگاری عادی در تمایلات جنسی انسان است و حتی می‌تواند سلامت ذهنی را نشان دهد. افراد کینکی امتیاز بالاتری از همتایان «وانیلا» در رضایت و لذت جنسی، تجربه پذیری، خود آگاهی، شادی و رهایی از کشمکش در روابط خود کسب کرده‌اند [منبع گزارش]. همچنین، طرفداران BDSM میزان بالاتری از افسردگی، تمایل به خشونت، پارانویا، عزت نفس کم، پریشانی یا استرس پس از سانحه را نسبت به وضعیت طبیعی جامعه نشان نداده‌اند.

تحقیقات نشان می‌دهد که افراد با تمایلات BDSM اگر نه کمتر اما بیشتر از عموم مردم هم دارای مشکلات روانشناختی نیستند و هیچگونه اختلال روانی منحصر به تمایلات کینکی در خود ندارند. درواقع، نتیجه تست‌های روانشناختی استانداردی که توسط یک محقق لس آنجلسی روی صدها فرد با تمایلات BDSM انجام شد نشان می­دهد که تمام آنها از نظر روانی سالم هستند.

در تحقیق دیگری، محققان استرالیایی تعداد ۱۹۳۷۰ نفر در محدوده سنی ۱۶ تا ۵۹ سال را مورد بررسی قرار دادند. در بین ۲.۲ درصد از مردان و ۱.۳ درصد از زنانی که خود را متعهد به BDSM دانسته‌اند ، همگی از نظر روانشناختی سالم بوده و هیچ سابقه نامتناسبی از سواستفاده جنسی در دوران کودکی یا هرگونه آسیب جنسی نداشته‌اند.

با وجود تعداد کم تحقیقات در زمینه سلامت روانی کسانی که گرایشات BDSM دارند، مدارکی وجود دارد که نشان می‌دهد این افراد از نظر روانشناختی سالم‌تر از افراد دیگر هستند. دکتر آندریاس ویسمیر در تحقیقات سال ۲۰۱۳ بر روی ۹۰۲ شخص شرکت کننده در جلسات BDSM و ۴۳۴ شخص با گرایش سکس نرمال، متوجه شدند که در مقایسه با گروه کنترل، انجام دهندگان BDSM خود را کمتر عصبی و کمتر حساس به رد شدن و بیشتر برون گرا و پذیرا برای تجربیات جدید (ریسک‌پذیر) و حتی با وجدان‌تر نشان دادند.

این موضوع به خصوص برای کسانی که خود را دامیننت توصیف کرده بودند درست بود و این افراد از نظر روانشناختی سالم‌تر از سابمیسیوهای همتای خود بودند؛ اما حتی کسانی که خود را سابمیسیو توصیف کرده بودند نیز از نظر سازگاری روانشناختی از حیث عمومی بالاتر بودند.

این مطالعه یکی از بسیار مواردی است که نشان می دهد افرادی که گرایشات BDSM دارند لزوما از بیماری روانشناختی رنج نمی‌برند. هرچند که لذت درد یک هدف ابتدایی در بسیاری از جلسه های سادومازوخیسم است اما آسیب و اهانت کردن، هرگز هدف نیست!

پیشنهاد مطالعه: مقالات با موضوع پژوهش در رابطه ارباب و برده

زن و شوهر علاقه مند به رابطه مستر و اسلیو

پاسخ دو: هدف از ازدواج و مبنای آن چیست؟

این مساله یکی از مهم‌ترین موضوعات برای شروع هر رابطه‌ای است. آیا شما می‌خواهید برای سکس یا رهایی از تنهایی ازدواج کنید یا دنبال رسیدن به هدف‌های خود به شیوه‌ای دیگر هستید؟ نیاز به بقا در بشریت باعث شده است که مهم‌ترین اولویت برای ازدواج در همه زمان‌ها حفظ نسل و ادامه آن باشد. در اینجا از بررسی این موضوع عبور می‌کنیم و مخاطب ما افرادی هستند که جدای از مساله بقا، به دنبال داشتن پارتنر و تجربه زندگی همراه با یک شریک، هستند.

ازدواج هم مانند هر قرارداد و توافق دیگری باید با مذاکره و گفتگو پیش برود. طرفین مذاکره اگر نتوانند به خواسته‌های خود برسند و در عین حال خواسته‌های طرف مقابل را تامین نکنند، این معامله یا شکل نمی‌گیرد یا اگر بگیرد به سرعت به خرابی می‌رود. خوشبختانه در سال‌های اخیر بیشتر در مورد مسائل جنسی پیش از ازدواج صحبت می‌شود. بازتر شدن این فضا به بهتر شدن کیفیت رابطه و ازدواج‌ها می‌رسد و نتیجه این مباحث چارچوب‌ها، اصول و بنای رابطه شما با فردی دیگر می‌شود. اگر شما نتوانید فانتزی‌ها و علایق خود را بیان کنید، هیچ‌گاه با ورود به ازدواج نمی‌توانید از آنها عبور نمایید.

بسیاری از افراد ازدواج را نوعی محدودیت تعریف می‌کنند. محدودیتی از جنس تغییر شیوه زندگی، تغییر رفتار، تغییر عادات و بازسازی کامل شخصیت. متاسفانه فراموش می‌کنیم که شخصیت یک انسان یک روزه و یک ماهه ساخته نمی‌شود که با یک مراسم و فرایند به نام ازدواج تغییر کند. اصولا تغییری در شخصیت افراد به وجود نمی‌آید مگر با صرف زمان بسیار زیاد و کمک مشاورین خبره. بنابراین در رابطه به دنبال تغییر کسی نباشید و صرفا به بیان نظرات در مورد آداب و شیوه زندگی پارتنر خود بسنده کنید. به کسی فشار وارد نکنید و اگر واقعا رابطه برای شما مشکل است و به هیچ نحوه‌ای نمی‌توانید مسائل پیش آمده را حل کنید، بهترین و سالم‌ترین راه،‌ جدایی است.

زن و شوهر علاقه مند به رابطه میسترس و اسلیو

پاسخ سه:‌ اهمیت سکسولوژی بر رابطه/ازدواج چقدر است؟

همانطور که اشاره شد، در سال‌های اخیر راحت‌تر در مورد مباحث جنسی صحبت می‌شود. به حتی خوشبختانه پیش از امضای هر سند و قراردادی برخی زوج‌ها با هم رابطه جنسی را تجربه می‌کنند. موضوعی که پیش می‌آید نه صرفا رابطه سادومازوخیسم بلکه نحوه بیان و مواجهه با آن هست. متاسفانه بسیاری از افراد علایق خود را به شکل منزجرکننده‌ای بیان می‌کنند. این شیوه بیان و نمایش گرایش‌ها حتی افرادی که به BDSM علاقه دارند را از این افراد دور می‌کند.

مساله بعدی بر سکسولوژی، نزدیکی و هماهنگی علایق و خواسته‌ها هست. اگر پیش از ازدواج یا در طول رابطه متوجه اختلاف سلیقه و علایق هستید، بهتر است رابطه را ادامه ندهید. همچنین بسیاری از افراد هستند که با پیش داوری و ذهنیت منفی به این مسایل نگاه می‌کنند. تغییر نگاه در این افراد نیازمند خواست خود آن‌ها است. هرچقدر شما تلاش بکنید و فکت‌های علمی برای آن‌ها بفرستید، تا زمانی که این دسته افراد خود آمادگی پذیرش چنین گرایشی را نداشته باشند، به دیده نفرت به آن نگاه می‌کنند.

اما اگر شما با کسی ازدواج کرده‌اید و او هیچ علاقه و میلی به چنین روابطی ندارد، دو حالت وجود دارد. یا واقعا علاقه ندارد یا ترس از بیان دیدگاه‌ها دارد. در مورد اول به هیچ عنوان نباید با زور و فشار اقدام کنید. پیام‌های زیادی از طرف مردان متاهل دریافت می‌کنم که به دنبال ایجاد علاقه در همسر خود برای رابطه گروهی و موارد مشابه هستند. این رفتار نوعی تجاوز به علایق و حقوق پارتنر است و اصلا نباید ادامه پیدا کند.

اما افرادی که خجالت می‌کشند یا ترس از قضاوت شدن دارند، نیازمند زمان و صداقت در گفتار هستند. فرقی ندارد پارتنر شما مرد باشد یا زن، شما باید فضای امن برای بیان امیال شخصی را به وی بدهید. بسیاری از زوج‌ها با من تماس می‌گیرند و تصور می‌کنند اگر یک بار به پارتنر خود فرصت «دامیننت» بودن در سکس را بدهند به معنی تغییر سبک زندگی فعلی و برده همیشگی شدن برای همسر است! تا زمانی که طرفین صادقانه در مورد BDSM و کلا سکس صحبت نکنند، به ارگاسم روانی و جسمی نمی‌رسند.

در نهایت اینکه تداوم و خوشحالی در رابطه صرفا به سکس یا رابطه بی دی اس ام، وابسته نیست اما گرایش‌های جنسی یکی از عوامل مهم است.

اصلا مهم نیست شریک زندگی که انتخاب می‌کنید به BDSM گرایش داشته باشد یا نه. شما باید صادقانه امیال و فانتزی‌های خود را بیان کنید و اگر علایق ایشان با علایق شما هماهنگ بود، به مرحله بعد و شروع رابطه در زیر یک سقف بروید.

اونتاشگال . خرداد ۱۴۰۰

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

چگونه بهترین سکس رمانتیک را تجربه کنیم؟

سکس رومانتیک

سکس رمانتیک در نظر ما اغلب چیزی است که در فیلم‌ها دیده‌ایم، یعنی اتاقی نسبتا تاریک، شمع‌های روشن در جای جای اتاق و موسیقی آرام احساسی، یک فضای کاملا خاص و رویایی. اما این بدین معنا نیست که داشتن سکس هات و رمانتیک در زندگی واقعی غیرممکن است.

اندیشیدن درباره روش‌های بهبود زندگی جنسی خود هرگز کار بدی نیست. این که بخواهید سکسی مانند افراد حرفه‌ای داشته باشید، سکس‌های اتفاقی بهتری داشته باشید یا تنها تصمیمات سکسی برای خود بگیرید بسیار خوب است  و تخصیص زمانی برای فکر کردن درباره نوع سکسی که دوست دارید تجربه کنید بسیار مهم است. در ادامه ۸ نکته در این مورد به شما آموزش می‌دهیم.

این نوشته در دسته‌بندی مهارت قرار دارد. در موضوع مهارت به شما هرآنچه که در طول جلسه ارباب و برده لازم دارید تا یاد بگیرید و ماهرتر شوید، آموزش داده می‌شود. برخی از مقالات این دسته به سبک ترجمه آزاد هستند که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادگیری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله در فوریه ۲۰۲۰ در مجله Cosmopolitan منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


بوسه دو مرد همجنسگرا

سکس رمانتیک چیست؟

سکس رمانتیک دقیقا به چه معناست؟ سکس رمانتیک می‌تواند حالت‌های متفاوتی برای افراد متفاوت داشته باشد اما طبق تعریف عمومی از خانم ایفه دروری (Aoife Drury)، درمانگر رابطه و روانشناس جنسی، سطحی از ارتباط و رابطه، احساسی است میان شما و پارتنر خود.

ایفه می‌گوید اختصاص دادن زمانی برای سکس رمانتیک در یک رابطه ضروری است، همچنین توضیح می‌دهد که: «این کار با افزودن کمی تنوع به زندگی جنسی خود باعث زنده ماندن جرقه‌ها و حرارت رابطه می‌شود، همچنین فرصت خوبی است برای تفکر آگاهانه درباره آنچه باعث لذت پارتنرتان می‌گردد.»

چگونه سکس هات و رمانتیک داشته باشیم

یک: از قبل به خوبی درباره آن صحبت کنید

مشابه هر فعالیت جنسی دیگر خوب است پیش از انجام هر کاری درباره آنچه می‌خواهید انجام دهید و آنچه انتظارش را دارید صحبت کنید. پیشنهاد ایفه این است که درباره رمانتیک‌ترین تجربه سکسی که در گذشته با یکدیگر داشته‌اید صحبت کنید و به راه‌هایی برای تکرار دوباره آن بیاندیشید.

این کار حتی ممکن است راهی موثر برای صحبت کردن درباره تعریف شما از سکس رمانتیک باشد، هر پیشنهادی و هر کاری که دوست دارید در سکس رمانتیک خود تجربه کنید. مثل همیشه، کلید رابطه، داشتن یک گفتگوی آزاد و بدون قضاوت است.

دو: از احساسات خود استفاده کنید

اغلب گفته شده مغز مهم‌ترین اندام جنسی انسان است، بنابراین استفاده از قدرت تخیل و بازی با احساسات می‌تواند راهی مناسب برای یک سکس رمانتیک عالی باشد. به راه‌هایی بیاندیشید که تمامی حواس پنچ گانه درگیر شوند. «با قوه بینایی شروع کنید؛ دراتاق نورهای ملایمی نظیر شمع به کار ببرید، همچنین می‌تواند با استفاده از شمع‌هایی با عطر ملایم قوه بویایی را نیز به کار گیرید. لامسه می‌تواند به روش‌های متفاوتی درگیر شود، از بازی با یخ  و شمع گرفته تا ابزاری نظیر ویبراتور‌ها.»

بوسه دو خانم همجنسگرا

سه: کشف زبان عاشقانه

ایفه می‌گوید یافتن زبان معاشقه میان خود و پارتنر راهی عالی برای دستیابی به فهم بهتر یکدیگر است. با فکر کردن درباره چیزهایی که باعث می‌شوند احساس دوست داشته شدن و محترم بودن در رابطه را داشته باشید، می‌توانید این زبان را پیدا کنید. زبان پنج گانه دوست داشتن شامل کلمات تصدیق، ارائه خدمات، دریافت هدیه، کیفیت زمان و لمس فیزیکی در کنار ابراز علاقه به پارتنر خود می‌باشد و نشان دهنده آن است که به او اهمیت می‌دهید.

چهار: آرام پیش بروید

سکس آگاهانه تماما درباره تمرکز روی حضور در زمان حال است و می‌تواند راهی عالی برای ارتباط دو پارتنر باشد، ایفه پیشنهاد می‌کند «بر روی کاری که در هر لحظه انجام می‌دهید، کامل تمرکز کنید. از چیزی که در بدنتان رخ می‌دهد آگاه باشید و به چیزهای حواس پرت کن اجازه ندهید بر شما غلبه کنند.»

پنج: یکدیگر را ماساژ دهید

ماساژ دادن نیز می‌تواند راهی بسیار ساده برای ارتباط با پارتنر خود باشد و می‌تواند شما را به احساسی فکر کردن وا دارد. ایفه پیشنهاد می‌کند از یوتیوب فیلمی آموزشی ببینید تا مهارت‌ها را بیاموزید، همچنین از روغن‌های مخصوص و خوشبو نظیر رز و استخدوس استفاده کنید تا حس خوبی پیدا کنید.

شش: درباره فانتزی‌های خود صحبت کنید

به اشتراک گذاری یک فانتزی خصوصی با پارتنز خود می‌تواند راهی فوق العاده برای راحت‌تر و آسیب پذیر بودن با یکدیگر باشد. ایفه می‌گوید:«آسیب پذیری عمق رابطه میان شما را بیشتر می‌کند.» و منجر به یک سکس رمانتیک فوق العاده می‌گردد. صحبت از فانتزی‌ها باید در مورد چیزهایی باشد که دو طرف به آن علاقه دارید.

رابطه سه نفره دو مرد و یک زن

هفت: کاری غیر از لمس کردن انجام دهید

به گفته ایفه، راه‌های فراوانی برای داشتن یک سکس بدون دخول باورنکردنی وجود دارد، اما صمیمیت به معنای این نیست که همواره در حال لمس یکدیگر باشید. «آهنگی آرامش بخش بگذارید و دقایقی به چشم‌های یکدیگر نگاه کنید، به این کار خیره شدن ارواح می‌گویند و فعالیتی بی نظیر در ارتباط گیری با پارتنر خود است.»

هشت: پس از پایان سکس متوقف نشوید

ایفه می‌گوید: «پس از آن که ارگاسم شدید، صمیمت لزوما نباید تمام شود، بوسیدن را ادامه دهید، یکدیگر را در آغوش کشیده و کنار هم دراز بکشید. اکسی توسین، هورمون عشق، شما را در بر گرفته و شاید باعث ایجاد جرقه‌ای جدید شود.»

پیشنهاد مطالعه: اینفوگرافیک معرفی انواع رابطه تک پارتنر، چند نفره و عشق افلاطونی

در یک رابطه عاشقانه، سکس نقش کلیدی در بقای آن دارد. رابطه می‌تواند با BDSM شروع شود اما لزومی ندارد همیشه و در هر حالتی به همین ادامه پیدا کند. گاهی اوقات عاشقانه بین دو زوج به پیشبرد کیفیت رابطه حتی سادومازوخیسمی، کمک زیادی می‌کند.

اونتاشگال . شهریور ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

آیا رابطه باز و آزاد جواب می‌دهد؟

رابطه باز چیست؟

آیا باید روابط آزاد و باز داشته باشید؟ این رابطه یعنی بی بند و باری و سکس با هر کسی در هر زمانی یا نه شرایط خاص خود را دارد؟ تأملات یک تک همسر و درمانگر حرفه‌ای که در دهه ۱۹۸۰ بزرگ شد را می‌خوانید. مقاله‌ای که می‌خوانید به خوبی شما را با ابعاد مختلف اوپن رلیشن – Open Relation آشنا می‌کند.

اول از همه، یک رابطه باز، که با عنوان رابطه غیر انحصاری نیز شناخته می‌شود، یک رابطه عاطفی است که از لحاظ جنسی غیر انحصاری است. این تعریف ممکن است اشاره‌ای به تنوع طلبی داشته باشد اما بطور کلی اشاره به نوعی توافق در رابطه دو نفره است که طرفین آن با هم توافق کرده‌اند تا امکان صمیمیت و هم بستر شدن با افراد دیگر را نیز داشته باشند.

این مقاله با موضوع «کانال چهارم، صداقت» نوشته شده است. روابط چند نفره، تک پر بودن، خیانت کردن، هیزی، بی غیرتی، عشق خدایی، عشق بدون سکس و موارد این چنینی در میان آدم‌ها بیشتر دیده می‌شود. در گذشته نیز گرایش‌هایی مانند کاکولدیم یا بی‌غیرتی وجود داشت اما به صورت عمومی کسی چیزی نمی‌گفت. به واسطه اینترنت امروزه بیشتر در این مورد صحبت می‌شود و زوج‌ها با آن آشنایی دارند. از آنجایی که باور دارم ازدواج و رابطه داشتن به معنی محدودیت خودخواسته نیست، تصمیم گرفتم فعالیت موضوع جدید وبلاگ با عنوان «کانال چهارم، صداقت» را آغاز کنم.

مقاله فعلی به سبک ترجمه آزاد در وبلاگ منتشر می‌شود. نوشته‌های ترجمه آزاد با هدف بیان واقعیت‌ها از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم میلادمسافر برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله دسامبر ۲۰۱۹ توسط دکتر جان کیم LMFT در مجله معروف روانشناسی منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


آیا رابطه باز و آزاد جواب می‌دهد؟

یک رابطه تعدد گرا به معنای داشتن چندین شریک عشقی و عاطفی بطور همزمان است، البته با این شرط که همه افراد درگیر در رابطه از وجود یکدیگر اطلاع داشته و از حضور هم رضایت داشته باشند.

در واقع یک رابطه باز به این معنی است که شما هنوز یک شریک اصلی دارید اما هر دو می‌توانند شرکای جنسی دیگری نیز داشته باشند. در یک رابطه باز همیشه اولویت اصلی، شریک اصلی شما است. او می‌تواند همسر یا دوست پسر و دوست دختر شما باشد.

چند نفری یا چند همسری یا Polyamory به این معنی است که شما روابط متفاوتی دارید که شامل روابط عاطفی و جنسی است. اولویتی وجود ندارد. هر دو رابطه (عاطفی و جنسی) تحت عنوان «تعدد گرایی اخلاقی» قرار دارن ، اما مترادف نیستند. می توانید آنها را ترکیب کنید یا یکی را بدون دیگری انجام دهید.

خب. من، دکتر جان کیم، هیچوقت در این نوع رابطه نبوده‌ام. من در تمام زندگی‌ام تنها در رابطه‌ی با یک شریک بوده‌ام. من حدس می‌زنم می‌توانید بگویید من یک تک همسر گرای دائمی هستم، به همین دلیل است که این موضوع اضطراب فوری برای من ایجاد می کند!

اغلب فکر می‌کنم مردم به دلیل شغلم از من سوال می‌کنند که آیا به روابط آزاد زناشویی باور دارم یا نه، نه به این خاطر که لزوما فکر می‌کنند آنرا تجربه کرده‌ام. آنها ممکن است بخواهند از من بشنوند که آیا این نوع رابطه از دیدگاه درمان مشکلات رابطه می‌تواند موثر باشد یا نه؟ و آیا می‌تواند همیشگی باشد؟

اما به هر حال من نمی‌توانم بین آنچه که هستم و آنچه که می‌کنم تفاوتی قائل شوم. اما می‌توانم انتخاب‌های دیگری داشته باشم، پس قبل از شروع به پاسخ لازم است مقدمه‌ای را عنوان کنم.

مثل شما و دیگران تربیت شدم!

من هم مانند بسیاری از شما بزرگ شده‌ام. فکر می‌کردم یکی مانند خودم را در رابطه خواهم یافت، نذر می‌کردم، بچه دار می‌شدم و برای همیشه خوشحال و خوشبخت زندگی خواهم کرد. تنها با یک نفر و از همه خوشبخت‌تر. این همان دورنمایی است که از عشق به نظر می‌رسد و همه دنبال آن هستند.

بعد بزرگ شدم و ازدواج کردم. من در مسیری که شبیه فیلم‌ها و رمان‌ها بود، حرکت کردم. من خیلی عادی و معمولی در قسمتی از کوه‌های ایالت اورگان مستقر شدم و زندگی‌ام را شروع کردم. این ازدواج پنج سال به طول انجامید و ما طلاق گرفتیم. من از آن زمان در روابط بسیاری بوده‌ام. سه سال اینجا سه سال آنجا! در همه آنها و به طرز خاص خودشان با انواع متفاوتی از عشق که مردم را برای همیشه تغییر می‌دهد، لذت بردم.

ساخت یک رابطه خوشحال و موفق

من یاد گرفتم که روابط ساختنی هستند و ژنتیکی به ارث برده نمی‌شوند. البته که کار سختی است اما آیا در این زندگی ارزش ندارد؟ همچنین، شما فقط نیمی از هر رابطه‌ای هستید، مهم نیست که چقدر در مورد عشق آموخته‌اید یا تا چه اندازه به آن رسیده‌اید ، فقط می‌توانید نیمی از آن را کنترل کنید. سرانجام، من یاد گرفتم که وقتی تغییر می‌کنیم تعاریف و خواسته‌های ما هم تغییر می‌کنند. تعریف شما از عشق و آنچه از آن در دوره دبیرستان و دانشگاه می‌خواستید احتمالاً با تعاریف و آنچه امروز می‌خواهید متفاوت است و این خوب است، این یعنی زنده هستید.

این موضوع در مورد عشق و رابطه است. آنها سیمان خشک شده نیستند. آنها شکل پذیر و سازگار هستند. مانند مایعات همیشه در حال تغییر شکل هستند. این سبک تربیت، رسانه‌ها، جامعه، فرهنگ و مذهب ما هستند که ما را متقاعد می‌کند که عشق و رابطه مانند سیمان خشک شده است و برای آنها یک تعریف و تنها یک تعریف درست وجود دارد.

به عنوان مثال، در تایلند پسران دست هم را می‌گیرند تا لباس بپوشند. سکس آزاد آزاد است. سفارش یک تجربه جنسی به همان اندازه ساده و معمول است که سفارش یک پیتزا پنیر! این رفتار و باور می تواند در قسمت دیگری از دنیا باعث تنبیه تا سر حد آسیب جسمی شود. دنیایی که شما در آن بزرگ شده‌اید (یا اکنون در آن زندگی می‌کنید) مستقیماً روی برنامه‌هایی که می‌خواهید بعنوان یک بزرگسال عملی کنید، تأثیر می‌گذارد. ما اغلب روشنفکر نیستیم. همه ما تا حدی برنامه‌ریزی و از قبل تربیت شده هستیم. حتی اگر حباب‌های خود را تغییر داده و از دنیای برنامه‌ریزی شده خود فرار کرده باشیم (چه از نظر روحی و چه از نظر محل زندگی)، باقی مانده «بایدهایی» که با آنها رشد کرده‌ایم، بر ما تاثیر می‌گذارند. این مسئله اضطرابی را که هنگام فکر کردن در مورد روابط آزاد یا سکس چند نفره به آن دچار می شویم را، توضیح می‌دهد.

خب، چه کار باید کرد؟ من می‌خواهم با استفاده از رویه‌ای موسوم به «فرآیند فکر من»، نه تنها بعنوان یک درمانگر که هزاران داستان درباره رابطه‌های مختلف شنیده‌ام ، بلکه به عنوان فردی با تاریخچه مختصری در عشق که پیشتر به آن اعتراف کردم، پاسخ دهم. من احساس می‌کنم این کار صادقانه‌ترین راه برای پاسخ به این پرسش است.

شکست در رابطه چند نفره

با موضوعات بدیهی و پیش پا افتاده شروع کنیم

تا به حال این جمله را شنیده اید: «من هنوز در یک رابطه خوب با همسر/شریک زندگی‌ام هستم اما با افراد دیگر هم رابطه جنسی برقرار می‌کنم.» خب؟ در این باره چه فکر می‌کنید؟

آقای آبری مارکوس، نویسنده پرفروش نیویورک تایمز برای کتاب صاحب یک روز شوید تا صاحب زندگی باشید [آمازون]، که بصورت علنی رابطه تک همسری را ترک کرده و روابط خود را بطور کامل به رابطه باز تغییر داده است و تبدیل به فردی شده است که اکنون هست، می‌گوید «روزی این اخلاق را کنار گذاشته است که متوجه شد دوست دخترش بعد از تصمیم‌گیری برای باز کردن روابط‌شان ، با شخص دیگری خوابیده است». بله، احساساتی وجود خواهد داشت و بدیهی است که حسادت و صدمه دیدن هم ممکن است باشد!

همیشه از خودم یک سوال می پرسم: به فرض اینکه رابطه خودم را به یک رابطه باز تغییر دادم، چه میزان از احساسات ناشی از ضمیرناخودآگاه، میل کنترل بر رابطه، ناامنی، احساس مالکیت-تملک و «باید های تحمیل شده از ذهن» را تجربه خواهم کرد؟ وقتی به خودم فکر می‌کنم ، تقریباً همه آنها ممکن هستند. این ایده که دوست دختر من برای داشتن تجربه جنسی با شخص دیگری ملاقات کند باعث می‌شود احساس نا امنی کنم، که من کافی نیستم و اگر با فرد دیگری ملاقات کند که احساس بهتری از من داشته باشد، من را ترک خواهد کرد. بنابراین اگر من واقعاً با خودم و در این رابطه احساس امنیت می‌کردم، آیا ممکن بود رابطه‌ام جور دیگری هم باشد؟ نمی‌دانم!

با این حال ، این احساسات واقعی هستند و هر دو نفر برای ایجاد یک رابطه آزاد باید با صداقت و صمیمیت تلاش کنند. در غیر اینصورت، عصبانیت و نارضایتی ایجاد خواهد شدو ناگهان می‌تواند به ناتوانی جنسی در یکی از طرفین منجر شود. تجربیات جنسی با دیگران باید یک توافق جدی و دوطرفه باشد و در انتها به ایجاد صمیمیت بیشتر و لذت بیشتر از رابطه برسد، در غیر اینصورت شبیه به خیانت خواهد بود. می‌دانم که به نظر دیوانه کننده است اما آدم‌ها موجوداتی پیچیده هستند و من زوج‌های زیادی را دیده‌ام که ا اول با چیزی موافق هستند ولی بعد از مدتی همان موضوع ویران کننده شده است. به عنوان مثال، سکس سه نفره یک فانتزی مشترک است که به ندرت با فانتزی که در خیال‌مان بازی می‌کنیم مطابقت دارد.

از فانتزی تا واقعیت

قطعاً یک فانتزی تخیلی برای یک رابطه باز وجود دارد. این ایده که شما می‌توانید رابطه جنسی را با کسی در خارج از روابط خود برقرار کنید ممکن است مانند بلیط قرعه کشی به نظر برسد، به خصوص اگر از زمان دانشگاه با همان شخص بوده‌اید. بله، آرزو کردن و فانتزی ساختن کاملاً طبیعی است و حتی عادی است که شما مورد توجه سایر افراد قرار می‌گیرد، ولی این بدان معنی نیست که شما می‌خواهید با آنها رابطه برقرار کنید.

این نوع رابطه می تواند یک راه حل برای بهبود مجدد روابط شما یا جلوگیری از خیانت باشد. بله، بودن با شخص دیگری می‌تواند شما را به شریک زندگی خود نزدیک کند. بسیاری اوقات غرق می‌شویم زیرا فانتزی‌های خودمان را تغذیه می‌کنیم. کنجکاوی طبیعی ما از بودن با شخص دیگری، ما را مجبور می‌کند به جای حضور در روابط خود، در فکرمان بودن با دیگران را تصور کنیم.

اگر فانتزی به واقعیت تبدیل شود، حباب می‌ترکد و ما دیگر نیازی به حمل آن فانتزی نداریم. آنوقت می‌توانیم حضور بیشتری در رابطه اصلی خود داشته باشیم و بارها با تجربه واقعی «مرغ همسایه غاز نیست» یا درک این موضوع که «چمن دیگران سبزتر نیست» بیشتر قدر روابط فعلی خود را بدانیم. به همین دلیل است که بسیاری از هم جدا می‌شوند، کاوش می‌کنند و دوباره به هم بر می‌گردند. و مانند سفر، مکانهای عجیب و غریب می‌توانند تجربیات جدید و شگفت انگیزی را به شما منتقل کنند. اما در کنار آن می‌تواند باعث شود شما از خانه خود لذت بیشتری ببرید و دلتان برای بالشت خود تنگ شود!

برای ایجاد یک رابطه آزاد واقعی، هر دو طرف نه تنها باید آن را بپذیرند، بلکه شریک‌های جدید زندگی خود را ترغیب می‌کنند تا تجربیات جدید جنسی جدیدی با دیگران داشته باشند. البته نیازی نیست که جزئیات را بدانید بلکه باید به جایی برسید که بخواهید شریک زندگی‌تان رابطه جنسی خود را با دیگران کشف کند. شما باید بخواهید آنها این تجربه‌ها را به خاطر خودشان داشته باشند نه اجبار و تلاش برای کسب رضایت شما! این چیزی نیست که بسیاری از افراد توانایی ارائه آنرا به شریک زندگی خود داشته باشند. به اعتماد به نفس فوق العاده‌ای نیاز دارد مهمتر از آن باید حد بالایی از اعتماد به یکدیگر و عزت نفس در خود، داشته باشید.

زوج خوشحال در رابطه ضربدری و باز

اگر بخواهم از دیدگاه معنوی (نه دینی و مذهبی) به این موضوع نگاه کنم، عشق پدیده‌ای بی انتها است. ما به عنوان انسان با یکدیگر در ارتباط هستیم و هر ارتباطی متفاوت و منحصر به فرد است. این روابط همان چیزی است که باعث  ایجاد شخصیت ما می‌شوند، آنرا نابود می‌کنند و دوباره می‌سازند. این زندگی است و بدون آن تعریف انسان بودن ما زیر سوال می‌رود. تفاوتی ندارد که این ارتباط مبتنی بر دوستی باشد، مبتنی بر خون و خانواده باشد یا رابطه جنسی باشد. اتصال اتصال است. پس چرا باید خودمان را محدود کنیم؟ چرا نباید عشق را نیز با طیف‌های مختلف آزمود؟ من معتقدم که ما نهایتاً افرادی را برای رابطه جذب می‌کنیم که آن‌ها را می‌خواهیم و با این کار موجب تغییر در خود و دیگران می‌شویم. این چیزی است که زندگی را زیبا می‌کند. چرا باید این امر با سکس و عشق متفاوت باشد؟

اگر از نگاه بیولوژیکی به این موضوع نگاه کنی ، ما طوری طراحی نشده‌ایم که برای همیشه در کنار یک نفر باشیم. بدن ما یک سازه اجتماعی/اجتماعی با حصاری از شرم است که ما را از گمراهی باز می‌دارد. بدن ما هوس‌های متنوعی دارد و ما موجودات کنجکاو هستیم. ما انسان‌ها قدرت تخیل داریم و برای رسیدن به آنها، سخت کوش هستیم.

برای مطالعه: شوهرم را به اشتراک گذاشتم و ما را قوی‌تر کرد!

بدیهی و مشخص نیست!

نتیجه گیری ها معمولاً با  «بدیهی و مشخص است» همراه است. اما در این موضوع، شاید نتوان از آن استفاده کرد.

دو نفر نه تنها باید در این باره هم نظر باشند بلکه باید واقعاً با خود هم صادق باشند. آنها باید از خود بپرسند که آیا این قدرت و توانایی درونی را دارند که رفتاری عادی دارند در حالی که شریک زندگی خود را در رابطه جنسی با دیگران ببینند؟ نه تنها توان هضم آنرا داشته باشند بلکه اجازه ندهند این رابطه منجر به نابودی عشق، علاقه و زندگی‌شان شود. اگر این رابطه جدید به ترس، حسادت یا نفرت از شریک زندگی یا فردی که با او در رابطه است بدل گردد، احتمالاً نباید وارد این نوع رابطه شوید.

من دکتر جان کیم، اعتراف می‌کنم که هیچ روشی نبود که بتوانم این کار را در دهه بیست یا حتی سی زندگی‌ام انجام دهم. من آن «ظرفیت» را نداشتم. من به اندازه کافی اعتماد به نفس یا احساس ارزشمندی نداشتم تا بتواند از من در برابر نابودی در این چنین رابطه‌ای محافطت کند. من دوست داشتم که یک تابلوی جمع آوری امتیازات داشته باشم و آنرا هر شب در اتاق خواب به شریک زندگی‌ام نشان دهم و بخاطر آن مورد تایید و تشویق قرار بگیرم. من همچنین نقشه‌های زیادی برای یک زندگی به شدت رمانتیک داشتم.

ما همه چیز خود را فقط و فقط به یک شخص اختصاص می‌دهیم، و این همان اشتباه بزرگ است که بهانه‌ای برای خیانت به ما یا شریک زندگی‌مان خواهد داد. اما از همه مهمتر، من دیدگاهی معنوی در زندگی نداشتم. برای من، این تنها دلیلی بود که از یک رابطه باز اجتناب کردم. اگر من دیدگاهی معنوی به موضوع داشتم، به هر رابطه بعنوان فرصتی بی نظیر برای ارتباط عاطفی و جنسی نگاه می‌کردم. به عنوان فردی با نگاه معنوی و نه به عنوان فردی که با پیش آموزه‌ها و ارزش‌های منتقل شده از جامعه به خودم نگاه کرده بودم.

ممکن است تعجب کنید. اگر تجربه‌های جنسی با دیگران دارید، آیا نمی‌توانید فضایی را برای ایجاد یک ارتباط عاطفی ایجاد کنید؟ آیا نمی‌توانید رابطه اصلی خود را به خطر بیندازید؟ اصولاً، آیا شما با روال اصلی خود رولت روسی بازی نمی‌کنید؟ همه ما می‌دانیم که احساسات ما از منطق ما قوی‌تر است. بنابراین فقط به این دلیل که منطقاً می‌گوییم اجازه نخواهیم داد که عاشق شخص دیگری شویم، به این معنی نیست که نخواهیم شد چگونه می‌توان از این امر جلوگیری کرد، زیرا عشق مبتنی بر منطق نیست؟

روابط باز چند نفره

بخشی از من می‌گوید شما نمی‌توانید. شما با اهدافی مشخص وارد رابطه‌ها می‌شوید اما مهم نیست که چقدر قوی باشید، هر نوع صمیمیت می‌تواند به عشق منجر شود. یک بوسه ساده می‌تواند روزها شما را به فکر کردن درباره آن شخص سوق دهد و باعث شود شما در روابط اصلی خود بی تفاوت باشید. این افکار می‌توانند به احساسات طولانی مدت و واقعی تبدیل شوند. ممکن است بیشتر وقت خود را با روابط دیگر خود (غیر اصلی و شریک زندگی) نگذرانید اما قلب شما کجاست؟

اما بخش دیگری از من می‌گوید شما می‌توانید عشق و شهوت را از هم جدا کنید. این وظیفه شماست که مرزها را ترسیم کنید تا روابط شما محدود به روابط جنسی باشد. شما می‌توانید تصمیم بگیرید که چه کسی را دوست دارید و چگونه می‌خواهید آنها را دوست داشته باشید. تا زمانی که با خود و شریک زندگی خود صادق باشید، می‌توانید این امر را کنترل کنید. البته این همیشه ساده نیست و باید تصمیم بگیرید که آیا می‌توانید این نوع چالش‌های جدی و سنگین را انجام دهید. بنابراین سؤال این است: آیا شما توانایی جدا کردن عشق از رابطه جنسی را دارید؟

عدالت در داشتن شریک‌های زندگی چیست؟

چه می شود اگر یک نفر شریک‌های زندگی زیادی داشته باشد و دیگری تعداد کمی داشته باشد یا هیچ کدام نداشته باشد؟ آیا این عادلانه است؟

ااگر تصمیم دارید رابطه خود را باز کنید، یک موضوع مهم و واقعی را باید در نظر بگیرید. برای برقراری رابطه آزاد مطمئن، نباید مقایسه‌ای بین اینکه شریک زندگی و شما، هر کدام چه تعداد سکس دیگر دارید، وجود داشته باشد. این یک میدان امتیازدهی و امتیازگیری نیست!

معمولاً روابط باز به معنای بازی در زمین و یا اینکه شما چقدر در ایجاد رابطه توانمند هستید نیست. این کار در مورد آزاد بودن تجربه‌های جنسی دیگر است و باید سرزنده و جاری باشد. علاوه بر این، چه کسی به این نوع وقت و انرژی دست پیدا کرده است که بخواهد یا بتواند با بی نهایت انسان دیگر در رابطه عاطفی یا جنسی باشد؟ امیدوارم شما یا شریک زندگی‌تان نباشید!

سخن آخر، افراد و جامعه فکر می‌کنند روابط باز فقط به معنای آزادی سکس با افراد دیگر است. بنابراین اگر اینگونه است، چرا حتی در یک رابطه قرار می‌گیریم؟ اگر این اعتقاد شما باشد، باز کردن رابطه‌ها برای شما مؤثر نخواهد بود. فرصتی در جهنم نیست. این کاتالیزوری خواهد بود که رابطه شما را خراب می‌کند.

من معتقدم برای ایجاد یک رابطه آزاد موفق، ابتدا باید زیربنایی ساخته شود. بدون این پایه و اساس کار نخواهد کرد. در اینجا چند پیشنهاد برای ایجاد یک رابطه آزاد موثر ارائه شده است:

  1. رابطه فعلی و اصلی شما باید محکم باشد. اگر در حال حاضر در روابط خود مشکلی دارید، باز کردن آن و اجازه دادن به دیگران برای ورود، هیچ مشکلی را برطرف نمی‌کند. این باعث بدتر شدن آن خواهد شد. باز کردن رابطه به شما امکان می‌دهد که به جای تلاش برای حل مشکلات رابطه، از آن فرار کنید! یک رابطه آزاد نیاز به اعتماد به نفس زیادی دارد. اگر به شریک زندگی خود اعتماد نکنید، باز کردن رابطه شما تنها یک کلاهبرداری در رابطه اصلی شما خواهد بود. بنابراین باید در مورد اینکه چرا می‌خواهید رابطه خود را باز کنید، خیلی روشن فکر کنید کنید. آیا فرار از مشکلات فعلی است یا استقبال از مشکلات جدید یا حرکتی متفاوت در رابطه عاشقانه و محکم شما؟
  2. هر دو نفر باید کاملاً با خود صادق باشند. آیا واقعاً این را برای خود می‌خواهید یا برای رضایت شریک زندگی این کار را انجام می‌دهید؟ این نمی‌تواند یک هدیه یا لطف باشد. این تنها به نارضایتی منجر خواهد شد. روابط آزاد وقتی وجود دارند كه هر دو طرف علاقه به برقراری روابط جنسی در خارج از تعاریف مرسوم خود را داشته باشند و با انجام آن توسط شریک زندگیش هم موافق باشند. اما دوباره، باید با خود کاملاً صادق باشید.
  3. یک سری از قوانین اساسی را وضع کنید. بدون قوانین، باز کردن روابط شما یک شیب بسیار نرم و خزنده برای نابودی همه چیز است. آنچه ضرر دارد عدم صداقت است و نه رابطه جنسی با دیگران. چه کسانی را می‌توانیم اضافه کنیم؟ آیا شریک زندگی شما نیاز به تأیید دارد؟ چند بار می‌توانید آنها را ببینید؟ چقدر به یکدیگر می‌گویید چه کسی را می‌بینید؟ اینها همه مواردی است که باید مورد بحث قرار گیرد یا اینکه افراد می‌توانند دروغ بگویند و این بیشترین آسیب را برای هر رابطه دارد. شما می‌توانید در یک رابطه آزاد باشید اما هنوز «بی تعهد» باشید و در صورت بدون صداقت بودن و یا شکستن قوانین، عواقب خیانت را تجربه خواهید کرد.
یک رابطه باز هات و پیشنهاد زوج های دیگر

آنچه من جالب و هیجان انگیزتر از همه این‌ها می‌دانم این واقعیت است که ما شروع به انجام این صحبت‌ها بین خودمان می‌کنیم. جهان در حال تغییر است. ما شروع به تعریف مجدد از آنچه ما را خوشحال می‌کند، هستیم. ما مدل‌های قدیمی را زیر سوال می‌بریم. این اتفاق در هر زمینه‌ای از زندگی، سلامتی، تناسب اندام، کار و اکنون عشق و رابطه جنسی در حال وقوع است. اما باورهای ما از مدل‌های قدیمی عشق، ما را وادار به مقاومت در برابر تغییرات می‌کند، حتی در خود من به عنوان یک متخصص و روانشناس اینگونه است!

ازدواج و تک همسری کاملاً با باورهای دینی گره خورده است. پایه و اساس اینکه ما چه کسی هستیم، چه چیز درست است و چه چیز غلط، چگونه باید زندگی کنیم، همه در «بایدهایی» محکم پیچیده شده‌اند. اگر آنها زیر سؤال بروند، پایه و اساس باورهای ما دچار اشکال خواهند شد و همه چیز پس از آن زیر سوال است. بنابراین مردم به سرعت این نوع رابطه را اشتباه می‌دانند. ممکن است هنگام خواندن این مقاله این احساس را داشته باشید. این یک نوع محافظت از باورها و اعتقادات خودمان است.

من در جایی از زندگی‌ام هستم که دیگر نمی‌خواهم ترس یا مقاومت ذهنی و ناامنی‌های خودم، مرا به دام بیندازد. من نسبت به هر آنچه در این دنیا ممکن است کنجکاو هستم. مطمئن نیستم، شاید چون کودکی در راه دارم و می‌خواهم برای نگاه به آینده و ساختن فردایی بهتر برای او نگاه جدیدی به زندگی پیدا کنم. یا شاید به دلیل بالغ‌تر و مسن‌تر شدن من است و می‌دانم که باقی عمرم چقدر می‌تواند کوتاه باشد. اما بالاخره می‌خواهم نقشه‌های قدیمی را که هنوز در جیب پشتی‌ام چیده شده‌اند، شروع کنم. شروع  به اهمیت دادن به کنجکاوی‌ها و پایان دادن به سرپوش گذاشتن روی میل به دانستن درباره چیزهای درون جعبه. به این دلیل که در چهل و شش سالی که در این سیاره زندگی کردم، یاد گرفته‌ام که هیچکس جز خود شما واقعاً نمی‌داند چه چیزی برای شما بهتر است. و البته «شما» به عنوان یک انسان همیشه در حال تغییر هستید. من علاقه‌مند به کنار گذاشتن برنامه‌ریزی‌های از قبل انجام شده برای ذهن خودم و ورود به یک چشم انداز معنوی جدید هستم که به من افق جدیدی ارائه می‌دهد تا دنیا را جور دیگری ببینم و به تکامل خود را ادامه دهم.

آیا روابط باز برای من موثر خواهد بود؟ نمی‌دانم. من خودم این تجربه را نداشته‌ ام. اما من برای گفتگو درباره آن آماده هستم، در واقع گفتو درباره چیزی که قبلاً هرگز تمایلی به آن نداشتم!

در پایان روز، باید تصمیم بگیرید که چه نوع رابطه‌ای را می‌خواهید و برای شما مؤثر است. تک همسری، چند همسری، باز یا ترکیبی از همه چیز. این زندگی شماست، این قلب شماست، بدن شماست و بدانید که می‌توانید نظر خود را تغییر دهید و اشکالی ندارد. فقط باید با خود صادق باشید. این مهمترین چیز است – رابطه شما با خودتان فرقی ندارد مرد باشید یا زن.

برای مطالعه: اینفوگرافیک معرفی انواع رابطه در انسان‌ها

جان کیم LMFT، سال‌ها پیش وقتی که شروع به کار روی روش‌های غیر متعارف رابطه کرد، پیشگام یک جنبش مربیگری آنلاین به نام JRNI Coaching شد. او همچنان سوار موتورسیکلت خود برای رسیدن به جلسات در سراسر لس آنجلس می‌شود و با مشتریانی در کافی شاپ‌ها، سالن‌های ورزشی و پیاده‌روها ملاقات می‌کند. او نویسنده کتاب‌هایی پر فروش است.
همیشه گفته‌ام، صحبت کنید. درباره ابعاد مختلف احساسات خود بدون قضاوت و ترس، گفتگو کنید. هدف از زندگی، رسیدن به آرامش و لذت است. شما مسئول ساختن این آرامش هستید.

اونتاشگال . تیر ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

اینفوگرافیک معرفی انواع رابطه در انسان‌ها

اینفوگرافیک معرفی انواع رابطه در انسان‌ها

سوالات زیادی در مورد انواع روابط و اینکه چرا برخی افراد اصطلاحا تنوع طلب می‌شوند، وجود دارد. حتی هنوز هم نداشتن رابطه و گرایش جنسی برای انسان‌ها، تعجب‌آمیز و عجیب است. در کنار آن داشتن رابطه با یک نفر و متهعد بودن تا پایان عمر یک سبک رابطه پذیرفته شده در میان جوامع بشری است. جدای از علت هر یک این موارد، در این اینفوگرافیک به معرفی و شرح دقیق انواع رابطه‌ها و علایق به شریک زندگی، پرداخته‌ایم.

سه دایره اصلی یعنی «تک پارتنر»، «چند پارتنر» و «بی پارتنر» در واقع ریشه هر یک این علایق هستند. ممکن است شما به رابطه چند شریکی علاقه‌مند باشید اما در یک رابطه تک پارتنری قرار بگیرید که نتیجه آن احتمالا به خیانت ختم می‌شود. اما زمانی که هم شما و هم شریک زندگی به چنین چیزی علاقه دارد، به رابطه چند نفره و چند معشوقه می‌رسید. این نکته را در نظر داشته باشید که شما می‌توانید با یک نفر دوستی صمیمی باشید و با یک نفر دیگر ضربدری!

در ادامه این نوشته به شرح تمام این دایره‌ها و مسیرهای رابطه می‌پردازیم. این نوشته در راستای مجموعه مقالات «کانال چهارم، صداقت» منتشر می‌شود. انتشار این اینفوگرافیک در هر رسانه‌ای به شرط عدم حذف لوگو و نام اونتاشگال آزاد است.


دانلود نسخه اصلی با کیفیت بالا مناسب برای چاپ

مرسوم‌ترین رابطه: دلدار یکی

رابطه با یک شریک زندگی دو حالت دارد:

  • دوستی صمیمی
  • انحصار رابطه

در حالت اول یعنی دوستی صمیمی، شما با یک نفر هستید و به نوعی شریک زندگی شما است اما با اون رابطه جنسی ندارید. این صمیمیت می‌تواند بین شما و خواهر یا برادران وجود داشته باشد. همچنین این نوع رابطه می‌تواند همزمان با چند نفر باشد یا صرفا یک نفر و بدون هرگونه سکس.

اما حالت دوم یعنی انحصار رابطه به چهار حالت ختم می‌شود:

  • خیانت
  • نیمه وابسته
  • تک همسری سریالی
  • رایج و مرسوم (ازدواج موفق)

خیانت زمانی رخ می‌دهد که یکی از طرفین به رابطه چند نفره علاقه دارد اما طرف دیگر چنین چیزی برای اون پذیرفته نیست.

نیمه وابسته زمانی است که شما با یک نفر در رابطه هستید اما انگیزه خاصی برای ادامه رابطه ندارید. در حالت نیمه‌وابسته اگر شما به دنبال حفظ رابطه باشید احتمالا به پوچی و بی‌انگیزگی برسید. صرفا با یک شریک هستید و با تلخ‌کامی زندگی را ادامه می‌دهید.

تک همسری سریالی برای کسانی است که فقط با یک نفر در رابطه هستند و باید با جدایی از نفر قبلی وارد رابطه جدید شوند. این وضعیت سریالی به صورت مداوم با افراد مختلف تکرار می‌شود. این حالت هم در وضعیت ازدواج / طلاق رخ می‌دهد هم با رابطه و جدایی. در این مدل سکس بین طرفین رخ می‌دهد.

حالت رایج و مرسوم که بیشترین آشنایی را با آن دارید زمانی است که شما چه به عنوان یک مرد و چه زن، بکارت خود را تا پیش از ازدواج حفظ کرده‌اید و تا ابد با یک نفر می‌مانید.


تنهایی و بدون شریک زندگی

شما یا به صورت اختیاری این وضعیت را انتخاب کرده‌اید یا مجبور به پذیرش شده‌اید. یکی از حالت‌هایی که مجبور به پذیرش می‌شوید زمانی است که دچار یک معلولیت جسمی در نقاط جنسی خود هستید. حالت دیگر وضعیت روانی است که به صورت ناخواسته شما را از انجام رابطه با دیگران باز می‌دارد. (این وضعیت فقط شرح داده شد و تغییر آن با کمک پزشکان امکان‌پذیر است)

اما افرادی که داوطلبانه از انتخاب شریک زندگی دوری می‌کنند به سه دلیل در این وضعیت هستند:

  • توجه به امور عالیه و تعالی
  • ریاضت کشیدن
  • معنویت

کسانی که به دنبال توجه به امور عالیه و تعالی هستند بیشتر زندگی خود را وقف دیگران می‌کنند. شاید دیده باشید کسانی را که به تنهایی در خیریه‌های مختلف به دنبال کمک به دیگران هستند. این افراد خودخواسته نیاز جنسی خود و ایجاد رابطه با دیگران را سرکوب کرده‌اند.

کسانی دیگر هستند که به دنبال ریاضت کشیدن می‌روند و هرگونه لذت دنیوی به خصوص جنسی را برای خود حرام اعلام می‌کنند.

کسانی که به دلایل معنوی و مذهبی از انجام رابطه جلوگیری می‌کنند، یا به خاطر وضعیت شغلی مانند قوانین کلیسا و مذهب شخصی دست به چنین حالتی می‌زنند یا برای حفظ بکارت. حفظ بکارت به خاطر قوانین و دستورهای مذهبی به حالت رایج و مرسوم که پیشتر اشاره شد، منجر می‌شود.

افرادی نیز هستند که به دنبال معنویت و عرفان و برای امور الهی و وقف خود برای پروردگار از انجام هر نوع رابطه دوری می‌کنند.


چند نفره و آزاد

افرادی که به دنبال حالت چند نفره و آزاد هستند وقتی با یک شریک انحصاری رو به رو می‌شوند، احتمالا به خیانت رو بیاورند. برای همین بهتر است پیش از شروع رابطه علایق شخصی شناخته شوند.

حالت چند معشوقه می‌تواند به چند مدل مختلف ختم شود که معروف‌ترین و شایع‌ترین آن بی بند و باری است. در این حالت فرد برای خود محدودیتی را در انجام سکس با هر انسانی نمی‌بیند.

حالت چند معشوقه به سه دسته مهم تقسیم می‌شود:

  • گروهی
  • چند نفره
  • آزاد و باز

در حالت گروهی شما در یک رابطه مشخص با چند نفر در رابطه هستید. این حالت می‌تواند به رابطه با افراد مختلف گروه ختم شود یا حالت چهارنفره و یا حالت سه نفره و حتی شخص ثالث یعنی یونیکورن در میان یک زوج. حالت گروهی بزرگتر هم بودن با افراد مختلف و زیاد در یک رابطه مشخص است.

در رابطه چند نفره شما همزمان با چند معشوق مختلف هستید. معمولا این حالت به چند همسری ختم می‌شود. یعنی شما با بیش از یک مرد یا زن ازدواج می‌کنید.

در رابطه آزاد و باز شما با یک نفر در رابطه هستید که هر دو شما حق داشتن رابطه با افراد دیگر را دارید. رابطه آزاد و باز بدون علاقه‌مندی با دیگران است و می‌تواند با یک شریک اصلی و متعهدانه در کنار افراد دیگر باشد. در رابطه باز صداقت عامل مهمی برای پایداری است.

حالت در نوسان زمانی است که شما یک رابطه باز دارید اما با فرد یا زوجی دیگر خارج از رابطه خود سکس می‌کنید و حالت نپرس و نگو بین زوج‌هایی رخ می‌دهد که اجازه سکس با دیگران را می‌دهند اما نمی‌خواهند عشقی رخ دهد و از آن رابطه اطلاعاتی داشتند باشند. نوسان ملایم هم برای افرادی است که حاضر هستند جلوی دیگران که خارج از رابطه هستند، با یکدیگر سکس کنند.


ازدواج

همه این نوع روابط می‌تواند به ازدواج منجر شود. برای مثال حالت پرودگار نوعی ازدواج با خود است. ازدواج فقط ثبت رسمی چنین رابطه‌ای است و برای هر فرد و انسانی می‌تواند نوع خاص خودش را داشته باشد.

در ازدواج قرار نیست شما به فرد دیگری تبدیل شوید. فقط رابطه‌ای که دارید را ثبت و با یک حلقه طلایی آن را به دیگران اعلام می‌کنید!

مجموعه مقالات «کانال چهارم، صداقت» با هدف آشنایی بیشتر شما با انواع روابط و شناخت علایق خود در یک رابطه نوشته شده است. این مطالب را با دیگران به اشتراک بگذارید و نظر خود را در مورد هر یک از حالت‌هایی که قرار دارید، بیان کنید.

اونتاشگال . خرداد ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

به اشتراک گذاشتن شوهرم با زنان دیگر، ما را قوی‌تر کرد!

رابطه چند نفره و اشتراک گذاشتن همسر

این مقاله سرآغاز صحبت بیشتر در مورد انواع روابط و سبک‌زندگی‌های جنسی در دنیای امروز است. همانقدر که انجام روابط گروهی و چند نفره برای بعضی افراد می‌تواند کاملا سمی باشد، برای عده‌ای دیگر شیرین و آرامش بخش است. شما در اینجا مصاحبه با خانم کیتن پ را مطالعه می‌کنید.

ترجمه آزاد مجموعه مقاله‌هایی در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی BDSM و سبک زندگی است که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. این نوشته‌ها با هدف بیان واقعیت‌ها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش سادومازوخیسم، از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله در وبسایت Killing Kittens در اکتبر ۲۰۱۸ منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.

اشتراک همسر با دیگران

در این مقاله از کیتن پ می‌آموزیم که چگونه دعوت از زنان دیگر برای ورود به صمیمی‌ترین جنبه‌های زندگی‌اش، باعث بهبود زندگی جنسی وی و مستحکم‌تر شدن ازدواجش گشته است.

طی ماه‌های گذشته، آموختم که تقسیم شوهرم با زنان دیگر ما را قوی‌تر می‌کند. ممکن است این موضوع کاملا متناقض به نظر برسد ولی برخلاف نظرات عجیب دوستان، ازدواج ما به شکلی حقیقی هیچ مشکلی ندارد.

ما شخصیت‌های معاشرت‌پذیر هستیم و به عنوان ذاتی نمایشی، همواره مشتاق لمس شدن بوده و با احساسات‌مان پیش رفته‌ایم. به همین دلیل گشودن زندگی جنسی‌مان به روی دیگران احساسی کاملا شبیه به یک پیشرفت طبیعی دارد.

من هرگز شخص حسودی نبودم و با اکثر دوستان خانم مشکلی نداشتم. ایده آزاد بودن برای رابطه با سایر زنان در حالی که همسرم هم باشد به عنوان کیتن بایسکشوالی اوپن، فکری وسوسه کننده بود. شاید غیرعادی باشد اما متقاعد کردن همسرم کار سخت تری بود!

ما، حداقل نسبت به نسل خودمان، خیلی زود ازدواج کردیم و اگر بخواهم صادق باشم، مشکل اصلی ما در زندگی سکس بود. متوجه شدیم که سکس دارد به کاری طاقت فرسا و از سر وظیفه تبدیل می‌شود و هرگاه که می‌خواستیم درباره فانتزی‌ها و کینک صحبت کنیم، هردو خیلی خسته، مشغول و بی حوصله‌تر از آن بودیم که مشتاق این کار باشیم.

یک موضوع حساس

حل کردن این مسئله از حساسیت بالایی برخوردار بود، خصوصا که میل جنسی من از همسرم بالاتر بوده و خیلی سعی کردم برای وی توضیح دهم که میل من به بازی با دیگران هرگز ریشه‌ای در انجام اشتباه کاری از سمت او ندارد. «چگونه همسرتان را به اشتراک بگذارید» فکر خوبی برای رشد دادن است. این موضوع که من هرگز برای بیان خواسته‌هایم خجالتی نبودم و همیشه عقیده داشتم سکس از روز اول رابطه موضوعی عادی در میان مکالمات زوج‌هاست برای انجام این کار کمک زیادی می‌کند. از نظر من کمبود فهم سکس و در نتیجه عدم رضایت جنسی افراد در رابطه یکی از دلایل اصلی شکست روابط است.

از زمانی که زن دیگری را به تخت خواب (و مبل و حمام و جاهای دیگر) خود وارد کردیم و همسرم را تقسیم کرده‌ام، نه تنها زندگی جنسی‌مان جانی دوباره یافته، بلکه مکالمات ما نیز عمیق‌تر گشته، تعریف و تمجید روزمره ما از یکدیگر جذاب‌تر شده و تمرکزمان بر وظایف و کارمان نیز بهبود یافته است.

رابطه تری سام

فکر می‌کنم من به شدت خوش شانس هستم که همدم فوق العاده‌ام را در زندگی پیدا کرده‌ام، پس چرا باید تنها برای خود او را نگه دارم؟ هنوز همسرم را با دوست نزدیکی تقسیم نکرده‌ام اما این چیزی نیست که برایش قانون یا محدودیتی داشته باشم.

شاید رگه‌های پنهانی از تمایل هیزی و چشم چرانی داشته باشم، اما کشف محبوب من از قدیم این بوده است که دوست دارم همسرم را با زنان دیگر ببینم. کلمه خاصی برای تماشا کردن مرد مورد علاقه‌تان در حال نجوا کردن در گوش زنی دیگر، سفت بغل کردنش، با درد تحریک کردنش و خیره شدن به چشمانش نیز وجود دارد. یا دستور گرفتن برای بستن او در تخت خواب، کشیدن موهایش همانگونه که همسرتان می‌گوید، آرام کردن گریه‌هایش با بوسه‌های مهربانانه…

و چه چیزی می‌تواند بهتر از بیهوش شدن در تخت در حالت منگی پس از ارگاسم با پاهایی در هم گره خورده و دستانی بی‌حال و متعجب از دهان‌های خسته لرزان، روی یکدیگر باشد؟

هرچه بیشتر اینگونه رابطه را تجربه می‌کنیم، عشق و کشش‌مان به یکدیگر به شکل نمایی افزایش می‌یابد؛ دیگر هر دوی ما در سکس به تنهایی برای دیگری کافی نیستیم. سکس چیز فوق العاده ایست و مطمئنا هرچه افراد دخیل در آن بیشتر شوند فوق العاده‌تر نیز می‌شود. اعتماد ما به یکدیگر هرگز دچار تزلزل نشده و سوال مطرح نشده‌ای میانمان وجود ندارد. ما با توانایی در اشتراک امنیت رابطه را با مشتعل کردن جرقه لاس زدن و هیجانی که مشابه آن تنها در قرار و بوسه اول می‌تواند رخ دهد، بهترین جهان دونفره خود را داریم.

باور دارم وقتی چیزی برای از دست دادن نداشته باشید، با تمام وجود و خالصانه در یک رابطه اعلام حضور می‌کنید و می‌مانید!

اونتاشگال . اردی‌بهشت ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.