به عنوان یک اسلیو چگونه درخواست خود را بیان کنید؟

به عنوان یک ساب‌میسیو یا سلطه‌پذیر شما باید بتوانید حرف خود را بیان کنید. ترسی از بیان خواسته نداشته باشید و به لذت هر چه بیشتر این رابطه کمک کنید. سلطه‌گرها به شما می‌گویند که آنها قادر به خواندن ذهن شما نیستند بنابراین به عنوان یک ساب‌میسیو مجبور به گفتگو هستید. اما گفتگو واقعا سخت است به خصوص زمانی که شاید نخواهید هیچ بشنوید و فقط یک طرفه صحبت کنید.

خوب است بدانید که برای یک سلطه‌پذیر در رابطه ارباب و برده همیشه راهی برای گفتن حرف‌ها وجود دارد و هرگز نباید پیام خود را انکار کنید. بسیاری از برده‌ها آرزو میکنند ای کاش در اولین تجربه‌ها چنین چیزهایی را می‌دانستند. خانم شیائو ینگ‌تای به خوبی این موارد را به شما آموزش می‌دهد.

این نوشته در دسته‌بندی مهارت قرار دارد. در موضوع مهارت به شما هرآنچه که در طول جلسه ارباب و برده لازم دارید تا یاد بگیرید و ماهرتر شوید، آموزش داده می‌شود. برخی از مقالات این دسته به سبک ترجمه آزاد هستند که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. از دوست عزیز و مترجم جدید آرتمیس برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادگیری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله در وبسایت راهنمای آموزشی برای ساب‌میسیو‌ها منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


هر چیزی در ذهن شماست، می‌تواند بیان شود

الف. بدون از بین بردن محرک و حس طرف مقابل، می‌توانید برای هر چیزی درخواست کنید. سلطه‌گران قدرت دارند و تصمیم‌گیری نهایی با آنهاست. من شیائو به عنوان یک ساب‌میسیو به تازگی مجبور شدم خود را مجبور به بیان این جمله کنم: «ارباب، بعد از جلسه آخرمان، من خود را یک آشغال می‌دیدم، درخواست زیادی است اما می‌توانید هر روز وضعیت مرا بررسی کنید تا زمانی که بگویم کاملا خوب هستم؟» و با بیان آن به ارباب، با شرایط مشخص شده ایشان، بله را گرفتم!

ب. شما می‌توانید و باید همه چیز درباره خود را نشان دهید چرا که این جایگزینی است که درباره سلطه پذیری یک سلطه‌گر به ما میگوید. همیشه هر مسئله‌ای می‌تواند به بیان توانایی – ضعف، نیاز – خواسته، احساس – واکنش، یا فرآیند یادگیری ما، منجر شود. مانند: «میسترس، اینکه نمی‌توانم فیلمی برای شما بفرستم،منو می‌کشه چون تصور اینکه شما ذوب شدن منو نگاه می‌کنید، منو دیوونه می‌کنه. متاسفانه الان فهمیدم که حریم آنلاین یک لیمیت سخت برای من است. می‌تونم درعوض یک توصیف برای شما بنویسم یا کار دیگری هست که برای شما بتونم انجام بدم؟» این چیزی نیست که شما نخواهید یا نتوانید، بلکه می‌خواهید و باید بیان کنید.

پ. پیش از تمامی قوانین، صداقت است. حتی دروغ مصلحتی هم نباید باشد. اگر آنها دو رو هستند حتی توصیف کننده‌هایی مانند «شاید» حذف شده هستند. وظیفه سلطه‌گر فهمیدن منظور واقعی شما از میان کلمات مبهم نیست. واضح، صریح و مستقیم صحبت کنید. به این علت که کاری که ما انجام می‌دهیم بسیار سخت است و هر سوتفاهمی منجر به شکست نهایی می‌شود. بنابراین همه آنها را آشکار کنید. مانند: «قربان، من عذرخواهم از اینکه امروز وقتی شما را دیدم، لبخند نزدم. من گیج شدم. همیشه از هیجان رسیدن برای خدمت کردن به شما، این را فراموش میکنم.» آزادی احساسات و بیان در دراز مدت، تنها یک فضای امن نیست بلکه یک وضعیت هات و سکسی است.

برای مرحله بعد غریزه خود را تسخیر کنید

۱ – مفید باشید. همانطور که اولین دامیننت به من، شیائو، گفت «خوشحالی تو هدیه‌ای به من است.» اما این فقط در مورد لبخند زدن نیست. سخت‌ترین چیز برای من در مورد برقراری ارتباط به شکل مفید و خوش‌بینانه، یادگیری برای پیشنهاد حل مسائل بود. بسیار وسوسه انگیز است که برای دوست داشتن خدمتی که می‌کنم با تراوش احساسات درون ستیزم انجام داده‌ام: «برهنگی واقعا برای من سخت است اما متنفرم که خواستن بخش‌هایی از من، خارج از حد شما هستند.» سلطه‌گر بیچاره! سناریو دیگری هست تا با آن خوشحال شوم؟  «می‌توانیم با تمام لباس‌هایم و با برداشتن هرچیزی که فکر می‌کنید، آماده ام تا از پس آن بربیایم، شروع کنیم؟ و این کار کرد!

رفع مشکل و حل مساله سازنده تنها راه مفید بودن نیست. قدردانی، امید، حس شوخ طبعی شیطنت آمیز و هرچیزی از شخصیت شما، آن چیزی است که می‌توانید به سلطه‌گر خود پیشنهاد دهید.

پیشنهاد مطالعه: نحوه قدرداری از ارباب چگونه است؟

۲ – ملاحظه کار باشید. اگرچه رضایت از حل مسئله به شکل مثبت یک قرارداد خوب است که در زمان نادرست می‌تواند تکان دهنده باشد اما باید همیشه و همیشه مواظب علائم خطر باشید. اگر سلطه‌گر شما در رنج است، ممکن است شوخ طبعی به جای آنکه او را شاد کند، آزارش دهد. از طرف دیگر، اگر با بیان یک جک سعی دارید که نتیجه‌گیری اخلاقی کنید،سلطه‌گران تمایلی به گوش دادن نخواهند داشت. تصور کنید که درحال رقصیدن هستید و تلاش می‌کنید از پارتنر تقلید کنید!

اغلب اوقات ما کاملا برعکس عمل میکنیم. بنظر می‌رسد بسیار طبیعی باشد برای واکنش نشان دادن به «آن احمق‌ها» با «عزیزم، مطمئنم آنها درتلاش برای بهترین کار هستند.» اما هیچ مشاجره‌ای با حس تازگی و نشاط نیست. پس خودتان را با آن وفق دهید. بعضی سلطه‌گران گوش دادن فعال و شدت هیجان مشابه می‌خواهند: «میسترس، این بنظر واقعا ناامید کننده میاد!» ممکن است دیگران سکوت محترامانه در یک دوره را ترجیح دهند. هرچیزی که کار کند، پاسخ درست است. اگر ضروری است، بپرسید.

۳ – خوشبین باشید. به نیت پاک دامیننت و ارباب خود اعتماد دارید؟ تکامل و پختگی ایشان؟ باورد دارید که ایشان از شما مراقبت خواهد کرد؟ اگر ندارید، همین الان از رابطه خارج شوید! اما اگر به سلطه‌گر خود ایمان دارید، سعی نکنید آن را پنهان کنید. بیرون بیایید و سوالات واقعی بپرسید. از اینکه چقدر از فرضیات ترسناک شما اشتباه هستند، شگفت زده خواهید شد. برای مثلا بپرسید: «عصبانی هستید؟ شما را خجالت زده کردم؟ از چه چیز من خوش‌تان می‌آید؟ ممکن است توافق را بشکنم؟ می‌توانید یک قانون را درست کنید؟ دفعه بعد چه چیزی باید به شما بگویم؟ میتوانیم سوییچ شویم؟» وقتی شک دارید، بپرسید. این بهترین نصیحتی است که تا بحال داده‌ام.

همچنین، سلطه‌گر شما به مکانی امن برای پاسخ دادن، نیاز دارد. سوال سخت نباید مثل اتهام بنظر بیاید اگر شما آن را درباره نیازها و احساسات خود ایجاد کنید. بعضی اوقات، یک مرتبه موفق شدم سوالی مثل آن را بیان کنم، آشفتگی از بین می‌رود و من حتی نیازی به پرسیدن ندارم.

توجه و اخطار

در واقع آسیب زدن به احساسات دامیننت بسیار آسان است. آنها به شما اعتماد دارند و در عمل «دامیننت‌ها مسئول هستند، کارهای درست را انجام می‌دهند و کاملا مورد ستایش قرار میگیرند.» میتوانید آن اعتماد را با یک کلمه از بین ببرید. حتی انتقاد غیر مستقیم صدمه وارد میکند. مانند: «قربان، آیا قرار است به زودی ابزار را عوض کنید؟» بنابراین سعی کنید احساسات خود را در برابر اعمال آن‌ها سرزنش نکنید. برای نیازهای خود، آنها را پیوند دهید: «احوال روحی و ذهنی من از بین رفته. میتوانید به من کمک کنید؟»

اختصاص چه چیزی برای شما مناسب است؟ من کسی را می‌شناسم که ویژگی‌های قراردادش حالت چهره خوشایند است پس او تا زمان مناسب برای صحبت کردن، احساساتش را مخفی می‌کند. من نمیتوانم مانند او زندگی کنم. من میخوام هرچه سریعتر عقاید و نظراتم را بیان کنم: «ارباب، روز وحشتناکی بود. می‌توانیم درباره چیزهای دیگر صحبت کنیم؟» و همچنین ساب‌میسیو‌های دیگری هستند که هر زمان چنین حسی داشتند، می‌خواستند گریه کنند. اصل مشترک این است که حقایق سخت نیاز به برقراری ارتباط دارد یا آنها بدتر و بزرگتر خواهند شد. تنها سوال این است که آیا صحبت کردن الان اتفاق می‌افتد یا بعدا؟ به چه چیز نیاز دارید؟ ارباب شما چه چیز می‌خواهد؟

به تقلب نیاز دارید؟

  • هر چیزی می‌توانید بگویید، کافیست آن را درست بیان کنید.
  • درمورد چیزی که می‌خواهید به آن برسید، فکر کنید.
  • از آسیب پذیری و اعتماد صحبت کنید.

بهترین مکالمات با این جمله شروع می‌شوند:

«من می‌دانم شما نمی‌خواستید به من آسیب بزنید. ارباب برای دفعه بعد چه وظایفی دارم؟»

چه در رابطه ارباب و برده چه هر مدل رابطه‌ای که هستید، همیشه سعی کنید حریم امن را ایجاد و حفظ نمایید. اینکه هیچ یک از طرفین ترسی از پاسخ به هیچ سوالی نداشته باشد، رابطه شما را در هر شکلی که هست، با دوام می‌کند.

اونتاشگال . مرداد ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

آیا ارباب بودن مزیتی نسبت به بردگی دارد؟

از نگاه اجتماعی و جامعه‌شناختی، کسی که قدرت را در اختیار دارد، منزلت و جایگاه بیشتر و بهتری نزد افراد دارد. اما آیا در دنیای سادومازوخیسم هم اینگونه است؟ آیا کسی که به ساب‌میسیو بودن و بردگی گرایش دارد باید حس خود را مخفی کند؟

در این یادداشت به بررسی این موضوع می‌پردازیم و اینکه چرا افرادی که گرایش دامیننت و ارباب دارند، نباید به خود مغرور شوند و کسانی که گرایش ساب‌میسیو و بردگی دارند، نباید از گرایش خود شرمنده و خجالت‌زده باشند.


احترام، اولین شرط رابطه

با یکی از دوستان در مورد فیت فتیش صحبت می‌کردم. چیزی در مورد علایق و گرایش‌های من نمی‌دانست. به سرعت گفت «از پسرهای فتیش و اسلیو متنفرم و کسانی که انقدر خودشان را تحقیر می‌کنند برای من بی ارزش‌ترین هستند.» از اون پرسیدم نحوه آشنایی تو با این افراد چطور بود. گفت:

«سال‌ها پیش در برنامه یاهو یک پسری به من گفت دوست دارم سگت بشم! برای من عجیب بود. بعدتر توی محل کار همکارم گفت چه پاهای خوشگلی داری کاش توی دهن من بود. بعدتر پیام‌های زیاد اینستاگرامی اینطوری دریافت کردم و الان فکر میکنم این آدما خیلی چیپ و بی ارزش باشند.»

بعدتر با ایشون من رابطه داشتم. اتفاقا فیت فتیش هم کردم. گفتم می‌دونی چرا فیت فتیش برای تو منزجر کننده بود؟ چون رفتار اون افراد انجزار آور بود. چون با پایین‌ترین سطح ممکن از شما درخواست رابطه می‌کردند و هیچ حس جذابیتی به وجود نمی‌آوردند.

یک مثال ساده‌تر: شما به رابطه علاقه دارید و دوست دارید با کسی چه به عنوان مرد چه زن سکس کنید. حالا تصور کنید در خیابان یک نفر به شما می‌گوید «یک شب چند»، «امشب به ما میدی»، «امشب میایی بکنی خوشتیپ» یا در اینستاگرام و توییتر در اولین پیام‌ها به شما دایرکت می‌دهد «اول بگم اهل سکس هستی یا نه» یا «برده من میشی توله» و نمونه‌های مشابه که بسیار دریافت می‌کنید.

بدون شک زمانی که در اولین مکالمه با یک رفتار زشت و بی ادبانه رو به رو می‌شوید، حتی اگر به فرد احساسی هم داشته باشید، از بین می‌رود. احترام لازمه اول هر نوع رابطه‌ای است و رابطه BDSM از این ماجرا مستثنی نیست.
تفاوتی ندارد خود را ارباب بخوانید یا برده، رفتار شما نشان‌دهنده است.

نگاه جامعه به گرایش ساب‌میسیو

باید بپذیریم از نگاه جوامع بشری و نه فقط ایران، افرادی که ساب‌میسیو هستند و بیشتر مطیع، تحقیر می‌شوند و به نوعی نمی‌توانند به راحتی به حق خود برسند. شخصیت ساب‌میسیو به مرد زن زلیل یا زن مطیع شوهر، برچسب می‌خورد و عموما جدی گرفته نمی‌شود. در عین حال افرادی هستند که با وجود دامیننت و مستقل بودن، در خلوت گرایش ساب‌میسیو دارند. یعنی در جامعه از جایگاه بالایی برخوردار هستند اما برای سکس می‌خواهند مطیع باشند و پیرو. این نیز یک واقعیت است و بسیاری از افراد، در جامعه خود را دامیننت نشان می‌دهند و واقعا هم هستند اما از ساب‌میسیو برای تخلیه فشارها استفاده می‌کنند.

به نظر من اولین نیازمندی برای به آرامش رسیدن از چنین گرایشی، پذیرفتن آن است. لزومی ندارد همه افراد در مورد گرایش شما بدانند. کافیست از درون آن را بپذیرید و برای کسی که شایسته است، نمایان کنید. این پذیرش شجاعت بسیار زیادی می‌خواهد. اینکه شما یک مرد قدرتمند باشید و همه جا شما را یک فرد قدرتمند ببینند اما در خلوت بخواهید مطیع پارتنر خود باشید، حتی بیان چنین چیزی نیازمند شجاعت زیادی است چرا که ممکن است قضاوت شوید! در واقع یک ساب‌میسیو شاد و به آرامش رسیده کسی است که شجاعت بیان گرایش خود را به خوبی داشته باشد. در مقاله معرفی ساب‌میسیو‌های موفق در مورد این افراد بیشتر می‌خوانید و اینکه اکثر هنرمندان، نویسندگان و شاعران به نوعی و تا حدی ساب‌میسیو بوده و هستند!

بیخود شده‌ام لیکن بیخودتر از این خواهم
با چشم تو می گویم من مست چنین خواهم

من تاج نمی‌خواهم من تخت نمی‌خواهم
در خدمتت افتاده بر روی زمین خواهم

آن یار نکوی من بگرفت گلوی من
گفتا که چه می خواهی گفتم که همین خواهم

ماهی دگر است ای جان اندر دل مه پنهان
زین علم یقینستم آن عین یقین خواهم

مولانا

پنهان کردن سادیست پشت BDSM

در مقاله معرفی شخصیت سادیست به این نکته اشاره کردم که افراد سادیست به دنبال درد دادن به دیگری هستن بدون اینکه در یک توافق یا گرایش یا رابطه باشند. من به این افراد متجاوزان توافقی می‌گویم! این دسته افرادی هستند که با تمایل و علاقه به رابطه ارباب و برده با شما ارتباط برقرار می‌کنند سپس به اعمال فشار و زور بر شما رو می‌آورند. به لیمیت‌های شما توجهی نمی‌کنند یا شما را در شرایط و فشاری قرار می‌دهند که مجبور به پذیرش خواسته آن‌ها علارغم میل باطنی خود شوید.

این افراد چه خانم چه آقا، کسانی هستند که در ابتدای صحبت به شما توهین می‌کنند و صرفا به خاطر گرایش، اقدام به تحقیر ناخواسته شما می‌کنند. پیشنهاد می‌کنم به کسی که در پیام‌های عمومی به دیگران احترام نمی‌گذارد، و افراد را صرفا به خاطر گرایش و علاقه‌شان قضاوت می‌کند، اعتماد نکنید. به بیان ساده‌تر، کسانی که BDSM را با مردسالاری، زن سالاری، مرد ستیزی و زن ستیزی اشتباه می‌گیرند، درک درستی از این گرایش ندارند.

هدف یک رابطه ارباب و برده رسیدن به آرامش و ارگاسم روان است. زمانی که شما وارد چنین رابطه‌ای می‌شوید باید از بابت حفظ احترام، شخصیت و جایگاه خود به آرامش رسیده باشید و طرفین به خوبی برای یکدیگر نحوه ارتباط خارج از تخت خواب را تعریف کرده باشند.

هر دو گرایش و همچنین سویچ محترم هستند

بدون غرور و سرشکستی باید گرایش دام یا ساب خود را بپذیرید. پس از پذیرش به خوبی می‌توانید آن را کنترل کنید و با یادگیری و تمرین کردن حتی می‌توانید به سمت سویچ شدن میل کنید!

سویچ در واقع کسی است که از هر دو گرایش لذت می‌برد. عموما افرادی سویچ‌های خوبی می‌شوند که یکی از گرایش‌ها را به خوبی درک و تجربه کرده‌اند و سپس به سراغ گرایش دیگر می‌روند. افراد سویچ عموما به خوبی هر دو گرایش را درک می‌کنند.

به دنبال علت و ریشه‌های گرایش خود نباشید. با تجربه و آگاهی بیشتر به خوبی علت‌ها را کشف می‌کنید. سعی کنید پارتنر خود را درک کرده و باز هم تکرار می‌کنم بدون قضاوت، در مورد گرایش او صحبت کنید. فرقی ندارد پارتنر شما دامیننت باشد یا ساب‌میسیو، زمانی که احساس امنیت کرد به خوبی در مورد علایق و گرایش‌های خود صحبت می‌کند. همچنین اگر شما وانیلا هستید و به هیچ گرایشی علاقه ندارید، سعی کنید با پارتنر خود از یک جایگاه برابر گفتگو کنید. در مقاله تجربه سادومازوخیسم برای افراد وانیلا، پیشنهاداتی برای انجام ‌BDSM داده شده است.

بدون ترس و قضاوت، رابطه خود را شروع کنید. کسی که برای ساده‌ترین چیزها شما را قضاوت می‌کند، شایستگی لذت بردن از شخصیت شما را ندارد. چه ارباب چه برده، برای جایگاه خود احترام قائل باشید.

اونتاشگال . تیر ۱۳۹۹ . مدل Hea Deville

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

پارادوکس در تسلیم شدن، یافتن آزادی و لذت در BDSM

سارا بوچر می‌گوید: ما با دستبندهای نرم و قلاده تحریک می‌شویم، اما چه چیزی در تسلیم کردن خودمان به یک مرد هست که ما را تا این اندازه تحریک می‌کند؟ برخلاف تصور رایج فمینیستی، بسیاری از زن‌ها، از جمله خودم، قدرت خاصی در تسلیم شدن می‌یابیم که بسیار اغوا کننده و شیرین است.

ترجمه آزاد مجموعه مقاله‌هایی در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی BDSM و سبک زندگی است که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. این نوشته‌ها با هدف بیان واقعیت‌ها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش سادومازوخیسم، از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم جزیره برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله توسط سارا بوچر در مجله Killing Kittens در فوریه ۲۰۱۸ منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


«افراد همیشه از درد به لذت می‌رسند» این سخن از مارکی دو ساد است که احتمالا بحث‌های زیادی نیز به دنبال داشته، اما قرن‌هاست که زنان و مردان بانداژ، سلطه‌گری، سادیسم و مازوخیسم را امتحان می‌کنند؛ و سوالی که امروز با آن مواجه هستیم این است که: آیا BDSM باعث سرکوب تمایلات جنسی زنان میشود یا به آن قدرت می‌بخشد؟

تصاویر بسیار زیادی که اغلب بحث ‌برانگیز نیز هستند از این نوع روابط در فرهنگ عامه به صورت نامحسوس یا آشکار، همانند Fifty Shades of Gray، وجود داشته است که جامعه BDSM را به خوبی نشان نمی‌دهند. من به عنوان یک سلطه‌پذیر وظیفه خودم میدانم که از جامعه BDSM دفاع کنم و برای روشن کردن این مسئله تلاش کنم که «چرا و چگونه یک زن سلطه‌پذیر بودن، چیز زیباییست»، 

گرچه او در مقابل شما زانو می‌زند، اما هرگز ارزش او از شما کمتر نخواهد بود…

در وهله اول، اعتماد بین سلطه‌گر و سلطه‌پذیر آنچنان باور نکردنی‌ست، که وقتی سلطه‌پذیر خودش را تماما تسلیم او می‌کند، این تجربه فراتر از یک تجربه جسمی می‌شود. اصالت وجودی سلطه‌پذیر از بین می‌رود و هیچ چیزی جز حرکت بعدی سلطه‌گر یا دستور بعدی او اهمیتی ندارد. شما روی صدای او و لمس او تمرکز میکنید، نفستان به شماره میفتد و تنها واژگانی که در آن لحظه می‌دانید: «چشم آقا» است.

برای چند لحظه شلاق و زنجیرها را فراموش می‌کنید و دلیل آن، سرسپردگی زیادی است که از نفوذ سلطه‌گر در ذهن و روان شما، ناشی می‌شود. وقتی شما در ذهن سلطه‌پذیر خود نفوذ می‌کنید، در واقع او را تصاحب می‌کنید و صاحب واقعی او می‌شوید؛ زیرا این شما هستید که می‌دانید چه چیزی او را عصبی می‌کند و با عمیق‌ترین ترس‌های او ومازوخیسمی‌ترین فانتزی‌های او آشنا هستید و شما تنها کسی هستید که می‌توانید خیالات او را به واقعیت تبدیل کنید. راحت به نظر نمیاد، مگه نه؟

من همیشه در پاسخ به این سوال که «چرا درد را دوست داری؟» ، میگویم: «ارباب و برده چیزی فراتر از یک رابطه جنسی خشن است». BDSM یک مبادله جسمی و روانی است که به من، به عنوان یک زن سلطه‌پذیر و کسی که بسیار جاه طلب هم هست، اجازه می‌دهد تا همه چیز را رها کنم و به اربابم این اجازه را بدهم تا کاملا بر لذت من کنترل داشته باشد. این که من درد را دوست دارم کاملا درست است، اما برای لذت بردن از درد لازم است یک ارتباط و درک روشن از طرفین وجود داشته باشد و این درد نیز حاصل یک روش ایمن و عاقلانه باشد. برای به وجود آمدن یک درک درست از طرفین، سه مؤلفه اصلی وجود دارد: توافق بر سر کلمه امن، صحبت در مورد انواع محدودیت‌ها، و توجه و مراقبت در مرحله آخر.

من نمیتوانم به قدر کافی بر اصولی تاکید کنم که یک رابطه BDSM بر پایه آنها بنا شده است. نقش سلطه‌گر مراقبت از سلطه‌پذیر و تربیت و راهنمایی او و کمک به او برای رسیدن به پتانسیل کافی برای لذت دو طرف است.

«جنده و هرزه»، لفظی برای ابراز علاقه

برخی ممکن است تعجب کنند که چگونه برخی از اعمال شکنجه و تحقیر باعث می‌شود که زن احساس قدرت کند؛ و پاسخ من این است: یک سلطه‌پذیر، فاحشه هر کسی نیست، او تنها فاحشه دامیننت خود است و این رایج‌ترین تصور غلط در مورد دخترانی است که به تحت سلطه در آمدن علاقه دارند. در حقیقت، در جهانی که زنان اغلب وانمود میکنند که به ارگاسم میرسند، همه ما باید به چیزی توجه کنیم که برده بودن اساسا به آن مربوط میشود: به جهانی وارد شوید که پر از لذت است، لذت‌هایی که حتی از وجودشان نیز خبر نداشته‌اید. زنان سلطه‌پذیر به طرز عجیبی از نظر جنسی اعتماد به نفس دارند، و من نیز به عنوان یکی از این زنان، در مورد تمایلات و علایقم صادق و مصمم هستم و به کمتر از آن نیز راضی نمیشوم. بنابراین، اطاعت و تسلیم من به طور طنزگونه‌ای از یک سلطه‌گری ناشی میشود، و من اجازه نمیدهم که هرکسی به آن دست پیدا کند. در اتاق خواب و بین من و او، من فاحشه کوچک او هستم، اما همزمان پرنسس او نیز هستم. بعد از تمام شکنجه‌ها و تحقیرها، احساس امنیت و آرامش میکنم. این همان جنبه‌ زیبایی از BDSM است که بسیاری از مردم آن را نمی‌بینند و درک نمی‌کنند.

بنابراین خانم‌ها، اگر فکر می‌کنید که قرار گرفتن در این جایگاه، شما را تحریک میکند، با آغوش باز آن را بپذیرید و تصاحبش کنید. مردی را برای خود به دست آورید که به نیازهای شما گوش می‌دهد و آنها را برآورده می‌سازد، کسی که نگرانی‌های شما را می‌شنود و شما را آرام می‌کند، کسی که محدودیت‌های شما را کشف می‌کند و آنها را بدون هیچ خطری کم می‌کند. اگر به قدری خوش شانس هستید که کسی را در زندگیتان دارید که به قدر کافی قدرتمند است و میتواند نیاز شما را برای تسلیم شدن برطرف کند، چشمانتان را روی همه چیز ببندید و بدون نگاه کردن به گذشته، ادامه دهید. به شما قول میدهم که لذت و درد را طوری تجربه کنید که حتی فکرش را هم نمی‌کردید، و مثل یک دختر خوب برای درد و لذت بیشتر التماس کنید.

برای کسانی که به هیچ عنوان نمی‌خواهند این رابطه را درک کنند و با برچسب زدن قضاوت می‌کنند، یک بیت حافظ را بهترین پاسخ می‌دانم: تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی / گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش

اونتاشگال . اردی‌بهشت ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

راهنمای آموزشی برای ساب‌میسیو و برده

فانتزی مورد دستور قرار گرفتن، اطاعت کردن، اسپنک شدن و به طور کلی وادار شدن به انجام فعالیت‌های جنسی، هیجان انگیز به نظر می‌رسد. با این حال برای کسانی که تابحال از این فعالیت‌ها انجام نداده‌اند، سوال است که از کجا باید شروع کنند؟

دسته‌بندی جدید مهارت به این وبلاگ اضافه شد. در موضوع مهارت شما هرآنچه که در طول جلسه ارباب و برده لازم دارید تا یاد بگیرید و ماهرتر شوید، آموزش داده می‌شود. برخی از مقالات این دسته به سبک ترجمه آزاد هستند که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. از دوست عزیزم ماتیلدا که ترجمه این مقاله را انجام داده است، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید، کافیست در صفحه تماس به من پیام بدهید.

این مقاله در وبسایت معروف روابط ارباب برده به نام کینکلی منتشر شده و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.

یک سابمیسیو‌در رابطه بی‌دی‌اس‌ام فردی است که معمولا برای ارضای یک میل جنسی، به طور داوطلبانه کنترل خودش را به شخص دیگری واگذار می‌کند. اگر در حال خواندن این وبلاگ هستید فکر کنترل شدن توسط شخصی دیگر و مورد توجه قرار گرفتن شدید، احساسات و علایق شما را تحریک کرده یا حتی باعث ترشح مایعات جنسی شما است، پس خوب فکر کنید و صحبت کنید.

نگران نباشید، شما عجیب نیستید، حتی ازش خیلی دورید. در واقع سابمیسو بودن در سکس، یکی از رایج‌ترین فانتزی‌های جنسی است. کافی است نگاهی به نتایج آماری زیر از موسسه کینزی بیندازید:

  1. ۵ تا ۱۰٪ آمریکایی‌ها حداقل گاهی اوقات برای لذت جنسی در فعالیت‌های سادومازوخیسمی شرکت داشته‌اند.
  2. ۱۲٪ زنان و ۲۲٪ مردان واکنش‌های شهوانی نسبت به یک داستان S/M گزارش داده‌اند.
  3. ۵۵٪ زنان و ۵۰٪ مردان به کتک خوردن طی سکس پاسخ‌های شهوانی داشته‌اند.
  4. ۱۴٪ مردان و ۱۱٪ زنان تجربیات جنسی سادومازوخیسمی داشته‌اند.
  5. ۱۱٪ مردان و ۱۷٪ زنان تا بحال یکبار بانداژ را امتحان کرده‌اند.

برای مطالعه: تخیلات رایج در مورد روابط جنسی

بدیهی است که فانتزی مورد دستور قرار گرفتن، اسپنک شدن و به طور کلی وادار شدن به انجام فعالیت‌های جنسی، هیجان انگیز به نظر می‌رسد. با این حال سوال اصلی برای کسانی که تجربه‌ای ندارند این است که از کجا باید شروع کرد و اگر می‌خواهید سابمیسیو باشید، چه چیزهایی را باید بدانید؟ در این به شما آموزش‌های ابتدایی را می‌دهیم.

۱. آموزش و آگاهی را در خود ارتقا دهید

سابمیسیو و اسلیو شدن تصمیمی نیست که به سادگی بخواهید بگیرید. قبل از این که خودتان را در این دنیای وسیع غرق کنید و تحت لطف و اختیار شخص دیگری قرار بگیرید، در مورد همه جنبه‌های سلطه پذیری، مطالعه کنید و یاد بگیرید.

در مرتبه اول، کتاب‌های خیلی خووبی با موضوع سلطه گری و سلطه پذیری نوشته شده است، همچنین وبسایت‌های آنلاین مفیدی نیز وجود دارد هم به افراد تازه کار و هم به افراد کهنه کارتر کمک می کنند. کتاب «The ultimate guide to kink» نوشته شده توسط تریستان کورمینو، یک نگاه آموزشی کلی به موضوع دارد. کتاب «SM101» نوشته جای وایزمن نگاهی اساسی‌تر و دقیق‌تر به موضوع امنیت و احساس در رابطه ارباب و برده را فراهم می‌کند. اگر در خارج از ایران هستید یک راه دیگر برای آنکه بفهمید سابمیسیو شدن چگونه است، شرکت در تجمع‌ها و گردهمایی‌های Munch است. مانچ یک گردهمایی اجتماعی و اتفاقیست، برای افرادی که به سبک زندگی SUB/DOM علاقه دارند. شرکت در این گردهم آیی ها راهی مناسب برای ارتباط با افراد با تجربه و کسب اطلاعات بیشتر درباره این سبک زندگی است.

هدف این وبلاگ آموزش برای افراد تازه‌کار است. در صفحه آموزش رابطه ارباب و برده به موضوع می‌پردازیم.
آیا با کمک مالی برای ترجمه کتاب‌ها موافق يا مخالف هستید؟ نظر خود را در صفحه تماس بگویید.

اونتاشگال

۲. آیا واقعا گرایش بردگی دارید؟ خودتان را بسنجید

جای تعجب ندارد که افراد سابمیسیو به طور طبیعی رفتاری مطیعانه داشته باشند اما بر چه اساس می‌توانید بگویید که شما یک سابمیسیو واقعی هستید؟

به طورکلی، سابمیسیوهای حقیقی تمایل به خشنود کردن یک فرد دامیننت و دارای تسلط را دارند به طوری که حتی ممکن است با فکر کردن به این موضوع، تحقیر شدن و مورد غلبه قرار گرفتن تحریک شوند. اما اصلا فکر نکنید که سابمیسیوها نسبت به هوا و هوس هرکسی در زندگی روزمره خود، انعطاف نشان می‌دهند. برخی از ساب‌میسیو‌ها افرادی با موقعیت‌های اجتماعی خیلی قدرتمند هستند که می‌خواهند هر از گاهی تنها از مسئولیت‌های خود رها شوند. با این حال اگر که اطاعت از شخص دیگری برای شما خاموش است، احتمالا شما نباید سابمیسیو باشید، در عوض شما می‌توانید دامیننت یا حتی سویچ (شخصی که در BDSM هم به عنوان دامیننت و هم به عنوان ساب حاضر می‌شود) باشید.

در آخر با صداقت از خودتان بپرسید که چرا می خواهید یک سابمیسیو شوید؟ آیا به این دلیل است که شما از واگذاری قدرت خود به یک شخص دامیننت مثلا پارتنر یا شوهر/همسر لذت می‌برید؟ یا به این دلیل است که پارتنرتان می‌خواهد به شما سلطه‌گری کند؟ به یاد داشته باشید که روابط  DOM/SUB همواره باید بر مبنای رضایت دوطرف باشد، اگر فکر می ‌کنید که تحت فشار خواهید بود هرگز ساب نشوید.

۳. میزان و سطح سلطه پذیری خود را بسنجید

اندکی تفاوت‌های مشخص بین سطوح مختلف سلطه‌گری و سلطه‌پذیری وجود دارد. به عنوان مثال، برخی افراد از این موضوع تنها برای بیشتر کردن هیجان و لذت زندگی جنسی خود استفاده می‌کنند. به طور معمول این شامل فانتزی‌های Roleplaying یعنی اجرای یک نقش هر از چند گاهی در تخت خواب با مقداری اسپنک آرام، فحش سکسی و تحقیر و بانداژ نیز می‌شود.

ساب‌های پاره وقت می‌دانند که سبک زندگی تحت سلطه بودن قسمتی مهم از زندگی آنهاست. آنها معمولا در مواقع خاص نقش برده را می‌گیرند. مثلا  طی سکس یا هنگامی که به یک کلاب BDSM می‌روند. آنها اغلب روی لباس‌های خاص و سایر اشیا سرمایه‌گذاری می‌کنند اما معمولا اجازه نمی‌دهند که نقش و گرایش بردگی‌شان در سایر ابعاد زندگی مداخله‌ای ایجاد کند.

از طرف دیگر ساب‌های تمام وقت، معمولا بازیکن‌های سرسخت در BDSM هستند. این دسته از ساب‌ها حتی ممکن است در یک زندگی تمام وقت سادومازوخیسمی باشند. آن‌ها معمولا اختیار خود را اگر نه در تمام حالت‌ها، اما در بیشتر جنبه‌های زندگی به دامیننت خود می‌سپارند. اغلب این روابط به صورت رسمی منعقد میشوند و از برخی جهات بسیار شبیه به ازدواج هستند، هرچند امروزه اغلب ازدواج‌ها از عدم تعادل قدرت کمتری برخوردارند.

مانند همه چیزها در زندگی، اینجا نیز وقتی درباره سلطه‌گری و سلطه‌پذیری صحبت می‌کنیم، معمولا بهترین کار شروع با چیزهای کوچک و به آرامی پیش رفتن است. مثلا بهتر است پیش از آن که بخواهید یک ساب تمام وقت باشید، ابتدا مقداری Roleplay بازی کنید.

من از آن روز که در بند توام آزادم
پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم

دانی از دولت وصلت چه طلب دارم؟ هیچ
یاد تو مصلحت خویش ببرد از یادم

استاد سخن، سعدی

۴. محدودیت‌ها و لیمیت‌های خود را بشناسید

آیا فکر کتک خوردن با چوب باعث میشود احساس کنید رفتاری حیوانی با شما می‌شود؟ آیا دستبند و بانداژ باعث می‌شود شما عصبی شوید؟ هنگامی که در دنیای SM کاوش می‌کنید، تمایل شدیدی دارید برای غلبه بر چیزهای زیادی که ناحیه امن شما را می سنجند – مواردی که باعث شوک شدن شما می‌شوند – اجازه ندهید که این موارد باعث تلاش برای انکار گرایش بردگی در شما شوند و همیشه به یاد داشته باشید که لذت بردن دیگران از کاری، بدین معنی نیست که لزوما شما نیز باید لذت ببرید. محدودیت‌های خود را بشناسید و محکم بایستید.

۵. ارتباط و رابطه

همانگونه که ارتباط داشتن در روابط عادی خیلی اهمیت دارد، در روابط دام/ساب نیز بسیار ضروری است. الان زمان خجالت کشیدن نیست، اگر با بیان افکار، تمایلات جنسی و ترن‌آف‌ها راحت نیستید باید بدانید که این موضوع کاملا روی امنیت شما اثر می‌گذارد. همه چیز را با جزئیات بیان کنید نه صرفا بیان اینکه آیا از این رابطه لذت میبرید یا خیر! به عنوان یک اسلیو شما باید بخواهید و بتوانید ک به صراحت با ارباب خود صحبت کنید تا مطمئن شوید که همه ابعاد بازی سکسی‌تان مورد رضایت هر دو طرف است.

قبل از یک جلسه یا رابطه، شما و پارتنرتان باید نیازها، امیال و فانتزی‌های جنسیتان را با یکدیگر به اشتراک بگذارید. همچنین به همان اندازه اهمیت دارد که پارتنرتان را از ترن‌آف‌ها و محدودیت‌هایتان نیز آگاه کنید. محدودیت‌های خود را مشخص و هرچه زودتر مرزها و حریم‌ها را مشخص کنید.

۶. امنیت و سلامت را اولویت قرار دهید

در سال های اخیر اصطلاح «ایمنی، عاقلانه، رضایت» به یک شعار برای جامعه BDSM تبدیل شده است. اگر اولین بار است که می‌خواهید درگیر نقشی شوید یا حتی اگر بارها تجربه داشته اید، امنیت باید اولویت شماره یک شما باشد. بگذارید واضح بگویم، چه زمانی که دارید کسی را شلاق می‌زنید، چه هنگامی که برده را به شکنجه‌های خوشمزه دیگر وادار می‌کنید، عنصر خطر یا احتمال آسیب در هر فعالیتی وجود دارد. همیشه برای یادگیری استفاده درست از هر تجهیزاتی، زمان بگذارید و همیشه قبل از شروع هر بازی یک کلمه امنیتی مشخص کنید.

برده می‌تواند در هر موقعیتی که می‌خواهد بلافاصله با بیان کلمه ایمنی روند بازی را کند یا متوقف کند. حواستان باشد که از کلماتی مثل «نه، کافیه، نکن، می‌ترسم، وای نه» به عنوان کلمه امن پرهیز کنید چون این کلمات اغلب برای افزایش هیجان در طول بازی استفاده می‌شوند.

۷. بین فانتزی و واقعیت تفاوت قایل شوید

اگر می‌خواهید اولین گام خود را به یک رابطه ارباب و برده بردارید، ضروری است که بتوانید میان فانتزی و واقعیت تمایز قایل شوید. تا هنگامی که نقشی را دارید، شما و پارتنرتان باید به خاطر داشته باشید که در Roleplay وظیفه شما تنها همان نقش است و نه بیشتر از آن.

اجازه ندهید که کلمات و کارهای دامیننت روی شما تاثیر بگذارد و احترام خود را نگه دارید. با این حال به یاد داشته باشید که تا هنگامی که با دامیننت خود ارتباط برقرار می‌کنید، او می‌پندارد که شما از رابطه خود کاملا راضی هستید. البته اگر پارتنرتان به اندازه کافی به شما و لیمیت‌ها احترام نمی‌گذارد، برای خودتان احترام قایل شده و رابطه را تمام کنید.

۸. افزایش شکیبایی

توقع نداشته باشید که با مطالعه تعداد کمی مقاله در اینترنت خود را سابمیسیو بنامید. اگر بین ۱۶ تا ۲۲ سال سن دارید و این مطلب را می‌بینید، بزرگتر از سن خود فکر نکنید و اجازه دهید به آرامی رابطه شکل بگیرد. اهمیتی ندارد که چقدر مشتاق یادگیری و تجربه هستید، در هر حال یک شبه ساب‌میسیو نخواهید شد. تبدیل شدن به یک ساب واقعی زمان بر است و صبر زیادی می‌طلبد. در حقیقت خیلی از ساب‌ها ممکن است حتی یک دوره «تمرین» را به مدت چند ماه تا چند سال بگذرانند.

حال اگر قصد دارید که فصل جدید رابطه ارباب و برده را به در زندگی خود باز کنید، سعی کنید به خوبی از آن لذت ببرید. ممکن است در آینده بخواهید این کار را تمام کنید یا شاید هم به بخش بزرگی از چیزی که هستید تبدیل شود. در هر صورت هر چه می‌توانید از تجربیات خود بیاموزید و از آن مهم تر، لذت ببرید!

اونتاشگال . فروردین ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

تنبیه اسلیو گوشه دیوار اتاق

اون روز خیلی شیطنت میکرد. سر به هوا شده بود. درست وظایف‌شو انجام نمی‌داد. این بی توجهیش دیگه داشت منو عصبانی میکرد. یاد گرفتم تو عصبانیت تنبیهی نکنم چون ممکنه از کنترل خارج بشه و عواقب غیر قابل جبرانی داشته باشه. به همین دلیل بهترین تنبیه تو خشم و عصبانیت شده این: گوشه دیوار، رو به دیوار

داشتم کارامو میکردم. تو دست و پام می‌اومد. می‌خواست خودشو لوس کنه. می‌دونه وقتی که من سخت مشغول کارم، نباید شیطنت کنه. نهایت لطفی که میتونم در حقش بکنم، سجده کنار پاهام و بغل کردنشون هست.

اون روز خیلی شیطنت می‌کرد. مثل بچه گربه براش کاموا انداختم. وقتی تمرکز میکنم اصلا نمیخوام چیزی تمرکزمو به هم بزنه. دیدم اومده نزدیک صندلی نشسته روی زمین. یهو سرشو گذاشت کنار پام. گفتم برو چایی بریز بیار. نمیخواست بره باز خودشو لوس کرد.

خوب یادمه اصلا اون کدی و دستوری که وارد کرده بودم، درست عمل نمیکرد. دیگه داشتم عصبانی میشدم چون نمی‌فهمیدم مشکل از کجاست. باید خیلی زود تموم میشد.

چایی آورد ولی نگذاشت روی زیر لیوانی. خوب میدونست که این کار به شدت منو عصبانی میکنه. حجم خشم داشت همینطور زیادتر و زیادتر میشد. همینطور که عصبانی نفس میکشیدم، با گوشه چشمم بهش نگاه کردم.

در حال نوشیدن چای بودم. این وسط یه نفر زنگ زد که اصلا حوصله‌شو نداشتم. رد تماس دادم. دیدم داره وویس میده. احمق وقتی کسی جواب تلفن‌تو نمیده یعنی حوصله صداتو نداره. حرفتو مکتوب کن توی پیام تا بفهمم چی میخواهی. بعد اینکه جواب ندادم و همینطور وضعیت آنلاین منو میدید، زنگ زد.

دیگه خشم و عصبانیت به اوج رسید. فقط جواب دادم و بدون شنیدن هیچ حرفی بهش گفتم «سلام. وقتی کسی جواب نمیده یعنی کار داره و بهتره مزاحمش نشی. امیدوارم کارت خیلی مهم و فوری بوده باشه. حالا که زنگ زدی بگو» و گفت «ام.اا. میخواستم بگم برای هفته بعد وقت داری همو ببینیم؟» دیگه بیشتر از این نمیشد عصبانی بشم. فقط گفتم «کار مهمت این بود؟ شب بخیر» و بدون شنیدن پاسخی قطع کردم.

اومد نزدیکم که منو آروم کنه. باز نگاهش کردم. خشم و عصبانیت رو توی صورتم به خوبی می‌دید. به آرومی و با جدیت گفتم:
برو گوشه دیوار. رو به دیوار. هیچ صدایی ازت نشنوم. هیچ صدایی.

قطعه موسیقی Nothing Else Matters از متالیکا (YouTube) رو پخش کردم و چشمامو بستم. همینطور که می‌گفت «باورکن هیچ چیز دیگه‌ای مهم نیست» داشتم به زندگی و گذشته فکر میکردم. اینکه چی شد به اینجا رسیدم و الان چه حالی دارم. وقتی رسید به بیت «Life is Ours, we live it our way» صدای گریه شنیدم.

همه خشمم خاموش شد. صدای موزیک رو زیادتر کردم. از پشت صندلی بلند شدم و رفتم بغلش کردم. دستاشو دور گردنم محکم پیچونده بود. بردمش توی تخت. پتو رو روی خودمون کشیدم و …

خاطرات اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۸

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

آیا در اولین قرار در مورد BDSM صحبت می‌کنید؟

وقتی برای اولین بار با کسی که نمیشناسین بیرون میرین و اصطلاحا قرار یا Date میگذارید، آیا در مورد BDSM صحبت میکنین و خودتونو به عنوان دامیننت، سابمیسیو یا سوییچ معرفی میکنین؟

سال ۲۰۱۹ در سایت Reddit سوال بالا رو از کاربران جامعه BDSM پرسیدم و همون‌طور که میشد حدس زد، پاسخ‌ها متنوع بود و با توجه به نوع فعالیت کاربران، فعالیت خوبی داشت. نگاهی به برخی جواب ها میندازیم. توضیحات خودم رو هم زیر هر نظر میدم.

خانمی با گرایش سوییچ اینطور میگه:

من حتما صبر میکنم تا طرفو مقابل رو یکم بیشتر بشناسم. نباید کسی که آشنایی نداره با BDSM  رو همون اول این شکلی ترسوند. سینما و رسانه میتونه تاثیر زیادی روی درکش از BDSM واقعی بذاره. به نظرم بهتره چند بار با هم بیرون بریم، کمی بیشتر همدیگه رو بشناسیم بعد کم کم راجع به BDSM و اهمیتی که برامون داره صحبت کنیم

فکر میکنم الان یک کلمه بگی رابطه ارباب و برده طرف تا حدودی آشنایی داره!

آقایی هم معتقده:

اگه یه جزو لاینفک و ضروری زندگی جنسی‌تون هست احتمالا باید راجع بهش صحبت کنید. صبر کنید اول ببینید با هم مچ هستین یا نه. و اگه قسمت زیادی از شخصیت و زندگیتونو BDSM شکل میده، اصلا نیازی به صبر کردن نیست

دقیقا اگر براتون خیلی مهمه باید خودسانسوری نکنید.

کاربر دیگه‌ای که جالب‌ترین نظر رو داد معتقده:

اگه ازقبل راجع به BDSM صحبت نکرده باشیم اصلا قراری در کار نخواهد بود.

واقعا، چرا وقت‌مون رو تلف کنیم؟

خانم دیگه‌ای با گرایش اسلیو:

Dan Savage مقاله نویس جنسی و پادکستر معتقده بعد چند تا قرار بحث BDSM رو بیارید وسط. البته برا اینکه سریع بتونین وانیلاها رو از کینکی‌ها تشخیص بدین میتونین تو همون قرار اول راجع بهش حرف بزنین.

برای کسانی که نمی‌خوان کراش‌شون زود بترسه بهترین راه حل هست.

کاربری با گرایش سابمیسیو:

هر وقت کارتون به سکس کشید، احتمالا همون موقع بهترین زمانه. بعضی وقتا سکس توی همون قرار اول هم شکل می‌گیره.

شخصا خیلی موافقش نیستم!

آقایی با گرایش دامیننت:

من یکی که به اندازه کافی تو پروفایلم سرنخ دادم تا طرف بفهمه چی به چیه و فقط کسی میاد که علاقه مند باشه به BDSM.

ایده ساده و هوشمندانه‌ای هست!

کاربری هم که اکانت‌شو بعدتر پاک کرد نوشت:

قرار اول؟ نه اصلا اصلا. رفیق، باید در مورد چیزهای ساده صحبت کنی. مثل هدف زندگی و دلیل رابطه و این چیزا، اگر خوش شانس باشید میتونید در مورد رفیقا و دوستان هم صحبت کنید. اما خب مهمه تو قرار اول کور نباشیم. کجا با هم آشنا شدید؟ توی چت یا توی تیندر یا محل کار. چند وقته با هم صحبت میکنید. اینا مهمه

نظر جالبی بود که میدونیم برای خوانندگان وبلاگ حل شده است این مساله.

خانمی با گرایش سابمیسیو بیان میکن:

فقط اگه بحثش پیش بیاد شروع میکنم. به نظرم نیازی نیست حتما طرف بدونه من به BDSM علاقه دارم. در واقع میتونم وانیلا هم باشم!

در این مورد باید یک مقاله جداگانه بنویسم. شخصیت‌های دامیننت و ساب‌میسیوی که نمی‌خوان BDSM فراتر از تخت‌شون باشه.

و یک خانم ایرانی میگن:

من ۳۳ سالمه، سویچم و بیشتر از ۱۵ ساله با این تمایلات زندگی می‌کنم. تجربه‌م از صحبت در موردش خیلی متفاوت بوده. اول، بستگی به مخاطب داره و حتی سن و سالش و اینکه چقدر این ترم‌ها براش آشنا باشن دوم، وقتی گفتم سابم خیلی نترسیدن و شوک نشدن و خوششون هم اومده. برخورد پسر وانیلا با دام ولی یه جور دیگه‌ست. اونجا قشنگ می‌ترسن می‌کشن کنار

این هم جز همون موارد قضاوت عجولانه هست. بعضی افراد بدون اینکه به دنبال کسب تجربه برن، سریع قضاوت می‌کنند، برچسب می‌زنن و عقب میرن.

و این کاربرالبته نظر دیگه ای داره:

فقط اگه توی FetLife باهاش آشنا شده باشم.

سایت FetLife شبکه اجتماعی علاقه‌مندان به BDSM هست.

نظر شما چیه؟ آیا میشه در قرار اول در موردش صحبت کرد؟ خواهش میکنم نگید در ایران امکان‌پذیر نیست. به لطف اینترنت خیلی چیزها تغییر کرده.

اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۸

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

آموزش صحیح اسپنک کردن

همه نکات آموزشی و مهم برای شروع اسپنک در مقاله «اسپنک را حرفه‌ای و سکسی انجام دهید» نوشته شده است.

اسپنک کردن یعنی زدن روی باسن یا به زبان ساده‌تر درکونی زدن! در گذشته این کار برای تنبیه کردن و نوعی تحقیر در جمع به کار می‌رفت. اما امروزه اسپنک بیشتر کاربرد سکسی و لذت بخش دارد.

یکی از دلایل اصلی لذت بخش بودن اسپنک، تجمع عصب‌ها در ناحیه باسن هست. همونطور که تا الان متوجه شدید، درد می‌تونه لذت زیادی برای شما به همراه داشته باشه. در یک ویدئو تحقیقاتی عصبی علت این تاثیر رو بر روی مغز توضیح میدم.

حالا که دوست دارید اسپنک کنید یا بشید، نکات خیلی مهمی وجود داره که حتما باید رعایت بشه. در این تصویر این نکات توضیح داده شدن. بهتره برای اسپنک کردن به آرامش اسلیو، خیلی توجه کنید.

برای اسپنک کردن از دست، پدل، خط کش، شلاق و کمربند میتونید استفاده کنید. این ناحیه خیلی حساسه، مراقب باشید به کلیه و استخوان دنبالچه آسیب نزنید.

مطالعه بیشتر: مراقبت بعد از جلسه BDSM و نوازش برده چیست؟

این تصویر رو ۳ سال پیش برای آکادمی بی‌دی‌اس‌ام ترجمه کردم. فقط نمی‌دونم چرا خیلی از این مسترها دوست دارن با یوزر اینستاگرام خودشون منتشر کنند! استفاده از مطالب وبلاگ اونتاشگال با ذکر نام و تگ کردن، آزاد است.

اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۸

ساب‌میسیو خوب یا بد؟ مطیع‌های موفق

اگر یادداشت‌های قبلی رو مطالعه کرده باشید می‌بینید که صفت سلطه در آدم‌ها به دامیننت و ساب میسیو تقسیم میشه. یعنی هر انسانی که شما می‌بینید یکی از این دو هست.

طبیعتا باید جمعیت قابل توجهی ساب میسیو در اطراف شما زندگی کنه. حتی ممکنه خود شما چنین حالتی در صفت سلطه شما وجود داشته باشه.

شخصیت ساب میسیو دوست داره پیرو باشه، کاری که بهش داده میشه خیلی خوب انجام میده به شرطی که همه مواردش رو بدونه. شخصیت ساب همیشه یک ناامید از عدم اصلاح و درست شدن وضعیت به همراه داره. وضعیت زمانی خوب هست که حال ساب هم خوب باشه!

👧 یک زن ساب خیلی خوب به حرف شوهر/دوست پسرش گوش می‌کنه، روی حرف آقاشون حرف نمی‌زنه و همیشه از اینکه یک حامی خیلی خوب داره، راضیه.

👦 یک مرد ساب هم دوست داره همسرش/دوست‌دخترش بهش فرمان بده، از شیک پوشی و سکسی بودن دوست‌دختر/همسرش لذت می‌بره و اون رو ملکه خودش می‌دونه.

آدمای ساب در محل کار خیلی حرف گوش کن هستند. سخت می‌تونن تصمیم جدی بگیرند و اگر یک کار خیلی سخت بهشون داده بشه به شرط اینکه مسئولیت عواقب احتمالی منفیش رو نداشته باشند، خیلی خوب انجامش میدن
(مثل اعلام خبر اخراج به همکار به شرط اینکه مسئول این رخداد اونا نباشند و یا اعلام سریع خبر منفی که خودشون مسئولش نبودند)

🔴 نقاط قوت ساب‌ها

افراد ساب ذهن به شدت رویا پردازی دارند. حتی خیلی خوب می‌تونند تصاویر و تخیلات رو نمایش بدن.
افراد ساب خیلی کم هزار شاخه میشن. اگر یک ساز دستشون بگیرن، تا استادی اون ساز پیش می‌ره.
ساب‌ها می‌توانند نویسندگان، هنرمندان، بازیگران، نقاشان، طراحان، خیاطان و حتی ورزشکاران خیلی خوبی بشن. همچنین کارمندان مفید.
احتمال این هست که ساب‌ها با کسب شهرت و محبوبیت دچار ضعف در رفتار اجتماعی و بیان نادرست اعتقادات و صحبت‌ها بشوند

ساب ها برای موفقیت فقط یک کلید نیاز دارند: داشتن حامی و‌ مشوق

افراد موفق ساب‌میسیو
بدون شک بخش بزرگی از خوانندگان این یادداشت، ساب میسیو‌ها هستند. کسانی که مداوم از خودشون می‌پرسن چطور میشه موفق شد. اما هیچ راهی به ذهنشون نمی‌رسه و دوست دارن کسی بیاد راه رو بهشون نشون بده!

🌍 ساب‌های سرشناس:

  • ژان ژاک روسو
  • جورج اورول، نویسنده
  • ج. آر. تولکن، نویسنده رمان ارباب حلقه‌ها
  • جانی دپ، بازیگر و هنرمند
  • آنتوان دوسنت اگزوپری، نویسنده شازده کوچولو
  • جی. کی. رولینگ، نویسنده رمان هری پاتر
  • فرانس کافکا
  • ریهانا، خواننده و هنرمند
  • وینسنت ون گوگ، نقاش
  • هومر، شاعر حماسی یونان باستان
  • جان لنون، خواننده
  • تیم برتون، کارگردان آثاری چون عروس مرده
  • لانا دل ری، خواننده
  • پاملا اندرسون، بازیگر
  • مرلین مونرو، بازیگر و از نمادهای جذابیت جنسی
  • پرسن دیانا، افراد خانواده سلطنتی بریتانیا
  • ژاکلین کندی، همسر جان. اف. کندی

ساب‌های ایران: 🇮🇷

  • (به دلیل برخی مسایل مجبورم اسم مستقیم نبرم)
  • برخی هنرمندان، نقاشان و شاعران
  • نویسندگان رمان
  • سیاست‌مداران مدعی، مطیع و ساکت

نکته: لزوما این افراد با فردی رابطه BDSM ندارند ولی در زندگی مانند یک ساب رفتار می‌کنند. مهمترین بخش یک ساب میسیو، نیاز به حامی است.

ساب‌میسیوها خیلی کم خطرناک میشن. ولی وقتی به اوج خشم برسن نه به خودشون رحم می‌کنند نه شما!

ارباب اونتاشگال، اسفند ۱۳۹۸

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

چوکر!

درسته. نمیشه توی محل عمومی به خصوص رستوران و کافه قلاده بست گردنت. ولی میشه از چوکر استفاده کرد. تو که چوکر دوست داری؟
– بله ارباب
خوبه. حتی وقتی من نباشم یادت میندازه که چی هستی و در خدمت کی.
– من پِت شما هستم آقا.
آفرین حیوون

مکالمه ارباب با برده

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

حریم خصوصی در رابطه ارباب و برده

اولین سوال اینه که آیا طرفین رابطه می‌توانند همدیگه رو محدود یا بهتر بگم «اسیر باورهای خودشون» بکنند؟

پیشنهاد مطالعه: چطور در قرار اول در مورد BDSM صحبت کنید؟

اول باید بگم منظور از این حرف یعنی چی:

هر کسی در زندگی خودش یک حریم خصوصی داره که کسی حق دخالت در اون رو نداره. این حریم خصوصی شامل علایق، سبک زندگی، ارتباطات، دوستان و چیزای شبیه به این میشه.

وقتی شما وارد رابطه می‌شید می‌تونید نحوه مدیریت و رفتار در هر بخش رو تغییر بدید. مثلاً اگر ازدواج می‌کنید، تصمیم می‌گیرید سبک زندگی تا دیروقت بیرون بودن رو تغییر بدید و بیشتر در کنار شوهر یا همسرتون باشید.

موضوع اصلی اینه که شما آمادگی این تغییر رو نداشته باشید. یک جورایی به شما تحمیل میشه. بدون هیچ آمادگی کافی، خودتون رو در موقعیت تغییر احساس میکنید. این وضعیت حس واقعی اسارت رو به شما میده. فقط ممکنه کمی دیر متوجه بشید!

بخش بدتر این تحمیل زمانی هست که پارتنر شما رو کنترل می‌کنه و ازتون میخواد تغییری که اصلا علاقه ندارید و براتون دغدغه نیست رو در زندگی اجرا کنید. مثلاً مردی همیشه تیپ کلاسیک و رسمی داشته و پارتنرش ازش بخواد تیشرت یقه باز بپوشه و اگر اون مرد امتناع کنه با پاسخ «پس منو دوست نداری» مواجه بشه!

به نظر من چنین رابطه ای باید در نطفه خفه بشه.

شما در رابطه قرار نیست کسی رو تغییر بدید یا خودتون تغییر کنید. قراره با پذیرفتن تفاوت‌های همدیگه، در کنار هم به اهدافی برسید.

در رابطه سادومازوخیسم یا بی‌دی‌اس‌ام، درسته یکی از طرفین خودشو کامل در اختیار ارباب میگذاره، ولی باید حتما حفظ حریم خصوصی رعایت بشه.

ارباب حق نداره بدون خواست و آمادگی برده، در حریم خصوصی وی تغییر ایجاد کنه.

فردی که در جلوی شما اسلیو میشه میتونه در جامعه و جلوی دیگران از جایگاه و شخصیت بسیار بالایی برخوردار باشه. قرار نیست اون فرد خودشو اسیر شما کنه.

و نکته آخر اینکه اگر عزت نفس شما انقدر پایین هست که برای یک رابطه دست به تغییر هرچیزی حتی حریم خودتون می‌زنید، پیشنهاد میکنم فعلا ازدواج نکنید.


نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال