مدیتیشن و ‌BDSM چقدر به هم نزدیک هستند؟ بی دی اس ام تراپی!

بی دی اس ام تراپی و شباهت های ارباب و برده با مدیتیشن و مراقبه

گرایش BDSM و مدیتیشن بیشتر از چیزی که فکرش را بکنید با یکدیگر ارتباط دارند! شلاق‌، دستبند، چشم بند، طناب، تازیانه زدن، اسپنک کردن از فعالیت‌های شاخص سادومازوخیسم هستند. احتمالا این‌ها فعالیت‌هایی نیستند که شما آن‌ها را در تنهایی و خلوت عرفانی خود وارد کرده و با مدیتیشن، آرامش،‌ مراقبه و آگاهی ذهن مرتبط بدانید. اما اگر از کسانی که با رضایت دوطرفه BDSM می‌کنند بپرسید (براساس تحقیقات BDSM و در زمینه سکس ذهن‌آگاهانه) به نظر می‌رسد بین این دو فعالیت ناهمخوان، ارتباطاتی وجود دارد.

به هر حال در عصر حاضر، تحقیقات BDSM در حال پیدا کردن شباهت‌هایی میان BDSM و ذهن‌آگاهی (mindfulness) و سایر انواع مدیتیشن است، خصوصا در زمینه افزایش آگاهی و آرامش بخشیدن به حالات ذهنی جدید و دگرگونی که پیش می‌آید. مدارک علمی در حال اثبات و پشتیبانی از چیزی هستند که بسیاری از افراد ماهر و باتجربه BDSM ذاتا می‌دانند: BDSM بشدت می‌تواند آرامش بخش باشد و با تاثیرات روانی مثبت فراتر از صرفا یک رضایت جنسی عمل کند. در این مقاله به بررسی نزدیکی و ارتباط مدیتیشن، آرامش ذهنی و روانی با سادومازوخیسم می‌پردازیم. این یادداشت پیرامون دیدگاه ‌‌ذهن‌آگاهی در روانشناسی است.

ذهن‌آگاهی یعنی: شما باور داشته باشید که از تفکرات، امیال، احساسات و علایق خود آگاه هستید. در واقع ذهن‌آگاهی یعنی شما احساسات درونی و افکار خود را در شرایط مختلف به خوبی حس کنید و بفهمید.


مقاله‌ای که مطالعه می‌کنید در دسته‌بندی پژوهش قرار دارد و در وبسایت Mashable انتشار یافته است. ترجمه توسط ماتیلدا صورت گرفته است و در وبلاگ اونتاشگال منتشر می‌گردد.

جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.



برای افراد تازه وارد و کم تجربه، این تصور که BDSM را به عنوان یک موضوع شهوانی، بی نظم و خطرناک بدانند، رایج است. از فیلم فیفتی شید آف گری ممنونیم که BDSM را به عنوان امری بیمارگونه، پَست و ناسالم به جامعه نشان داد. آن‌ها چیزی کاملا متفاوت از واقعیت جامعه بی دی اس ام نشان دادند. نمی‌دانند که که رضایت مشتاقانه، صداقت و امنیت را افراد کینکی در اعمالی جای داده‌اند که اغلب شامل درد شدید اما کنترل شده هستند!

روانکاوان معاصر نظیر زیگموند فروید BDSM را چیزی بیشتر از یک اختلال روانی نمی‌دانند. اما تحقیقات جدید بارها و بارها نشان می‌دهند افراد فعال در این زمینه از نظرسلامت روانی کاملا مشابه افراد دیگرند. حتی برعکس، مطالعه‌ای [منبع] نشان داده است که این افراد به نسبت سایرین سطوح پایین‌تری از اختلالاتی نظیر افسردگی، اضطراب، PTSD، سادیسم و مازوخیسم بیمارگونه، پارانویا و اختلالات مرزی دارند، بر اساس مطالعه‌ای دیگر [منبع] آن‌ها حساسیت کمتری نسبت به رد شدن داشته و کمتر عصبی بودند، همچنین برای تجربیات جدید پذیراتر و با وجدان‌تر بودند و در مجموع رتبه well-being بالاتری نسبت افراد وانیلا یعنی بدون گرایشات کینکی گرفتند.

هرچه بیشتر ارتباط بین BDSM، ‌ذهن‌آگاهی، سایر انواع مدیتیشن و درد را بررسی می‌کنیم، فواید BDSM، خصوصا در زمینه استرس و اضطراب، برایمان عیان‌تر می‌گردد. حتی BDSM می‌تواند برای برخی به صورت بالقوه تجربه‌ای معنوی و متعالی باشد.

از آنجایی که کلیت جامعه BDSM به ایدئولوژی مذهبی یک دین خاص پایبند نیست، تمرین کردن و تلاش عرفانی، نقطه اشتراکی با سنت‌های مدیتیشن به وجود می‌آورد و از میان این باورها، درد یکی از آن‌ها است. هردو باور، پذیرش درد یا حتی یافتن آرامش و لذت در درد را در بر می‌گیرند.

پیشنهاد مطالعه: چرا مغز از درد کشیدن لذت می‌برد؟

کسی را نرنجانید!

کارا دانکلی (Cara Dunkley)، روانشناس رسمی کتابخانه سلامت جنسی دانشگاه بریتیش کلمبیا (UBC)، عضوی از یک گروه تحقیقاتی است که دهه‌ها زمان صرف «تحقیقات ذهن‌آگاهی بر پایه تمرین مدیتیشن» به عنوان درمانی برای مشکلات جنسی گوناگون کرده ‌است. این پژوهش‌ها از درد مزمن همراه سکس گرفته تا اشتیاق آسیب‌زا و میل جنسی پایین را شامل می‌شوند.

او می‌گوید: «ذات و هسته ذهن‌آگاهی، توانایی تمرکز، استقرار و هدایت توجه است و به همین دلیل است که مزایای فوق العاده‌ای در بهبود احوالات، افسردگی، اضطراب، درد، فعالیت جنسی و همه‌ی این چیز‌ها دارد.»

سکس آگاهانه به خوبی می‌تواند توجه شما را از افکار منفی، خاطرات، حس‌های جسمی و درد، به سمت پذیرش بدون واکنش دادن به آن‌ها ببرد. در عوض اینگونه می‌توانید به خوبی روی لذت تمرکز کنید. تمرینات عمومی بر پایه ذهن‌آگاهی به خوبی به عنوان درمان مدیریت دردهای مزمن گوناگون پذیرفته شده‌اند. اما مطالعه‌ای در UBC [منبع] دریافت که آموزش اضافه کردن ذهن‌آگاهی در سکس به بیماران، به بهبود درد واژینال مزمن آن‌ها کمک کرد.

اشخاص کمی هستند که بهتر از فعالان BDSM بفهمند چگونه می‌توان درد را به لذت تبدیل کرد. به همین دلیل دانکلی تحقیق بر چگونگی این کار را شروع کرد و تئوری‌های گوناگونی را در زمینه مهم‌ترین حقایق بازی منتشر کرد. او اولین مطالعه موجود با موضوع «BDSM واقعا به پرورش ذهن‌آگاهی کمک می‌کند» را منتشر کرد. نتایج امید بخش بوده و نشان دادند افرادی که BDSM می‌کنند واقعا امتیاز بالاتری در اکثر زمینه‌های مرتبط با ذهن‌آگاهی روزانه، به معنای آوردن آگاهی لحظه‌ای به کارهای عادی، مثل غذا خوردن، به جای مدیتیشن رسمی و نشسته، کسب کردند.

دانکلی معتقد است ذهن‌آگاهی در پنج مهارت خلاصه شده است و هر کدام از این‌ها در BDSM می‌تواند برنامه و حالت اجرایی متفاوتی داشته باشد:

  1. مشاهده کامل و همه جانبه
  2. توصیف صادقانه
  3. واکنش آگاهانه
  4. قضاوت نکردن
  5. واکنش ندادن به تجربیات درونی

در جامعه BDSM عبارت «باتمbottom» شخصی را توصیف می‌کند که از نقش سابمیسیو لذت می‌برد و آماده پذیرش دستورات و فعالیت‌های مازوخیستیک است. در مقابل، افراد «تاپtop» کسانی هستند که در جلسه BDSM جایگاه دامیننت را دارند و دستورات را صادر کرده و درد می‌آفرینند.

برای هر دو نقش، تجربه اصول ذهن‌آگاهی می‌تواند تعیین کننده رابطه و تجربه‌ای امن برای داشتن حسی مثبت باشد.

 به گفته دانکلی: «روش ذهن‌آگاهیِ مشاهده‌ای، به توانایی توجه به تجربیات درونی و بیرونی مربوط می‌شود. تجربیاتی نظیر لمس کردن، احساسات، افکار را شامل می‌شود. افراد باتم و اسلیو باید از تجربیات درونی و وضعیت عاطفی خود در لحظه به لحظه یک جلسه BDSM آگاه باشند. این آگاهی درباره حس‌های جسمی نیز صادق است زیرا آن‌ها باید میان درد امن و دردی که می‌تواند منجر به آسیب واقعی شود تمایز قائل شوند. همچنین افراد تاپ و ارباب نیز باید با تمرکزی بسیار کنترل شده توجه خود را از بیرون معطوف به واکنش‌های احساسی و جسمی شخص باتم کنند و کارهای خود را به صورت کاملا آگاهانه اعمال کنند تا لذت خود را از دست ندهد.»

اما ارتباط میان BDSM و ذهن‌آگاهی با درد در اینجا به پایان نمی‌رسد. همزمان که دانکلی تمرکز خود را به عنوان موضوعی که بیشتر مَد نظر دانشمندان غربیست بر ذهن‌آگاهی قرار داده، دیگران شواهدی یافته‌اند که جذابیتی معنوی و متعالی نیز در BDSM وجود دارد، دقیقا مانند معنویتی که در سایر اشکال مدیتیشن شاهدش هستیم. شیوه‌ها و سبک‌های مختلفی از مدیتیشن وجود دارد، اما تنها بخش کوچکی از آن مثل ذهن‌آگاهی در آزمایشگاه‌ها بررسی شده است و همچنان محققین برای مطالعات بیشتر بر روی مزایای سلامتی گوناگون در تلاشند.

شکل‌های مختلف درد آگاهانه و آرامش در آن

برد ساگارین (Brad Sagarin)، پروفسور روانشناسی عمومی در دانشگاه ایلینوی شمالی و هدایت کننده گروه محققین علوم BDSM، می‌گوید: «مردم به دلایل مختلفی BDSM می‌کنند. برخی تنها برای ارضای میل جنسی معمول خود این کار را انجام می‌دهند. اما افرادی هستند که برای هیجان، هیجان محض و داشتن ارتباط عمیق‌تر با پارتنر خود و حتی رهایی از استرس به آن می‌پردازند. برخی حتی در ابتدا به دلایل معنوی BDSM را دنبال می‌کنند. در واقع، تیم محققین ما به دنبال وضعیت‌هایی از آگاهی گشتند که فعالیت‌های BDSM می‌توانند هم برای شخص باتم و هم تاپ مفید باشند.»

مطالعه آن‌ها دریافت که هر دو نقش می‌توانند وضعیت ذهنی منحصر به فردی را طی BDSM تجربه کنند. در واقع اشخاص باتم ورود به فضای ذهنی و خلسه‌ای را توصیف می‌کنند که مشابه آن را مدیتورهای معنوی با سابقه زیاد تجربه کرده‌اند.

ساگارین می‌گوید: «این فضا که در محاوره تحت عنوان «Subspace» شناخته می‌شود و افراد باتم طی جلسه BDSM به آن دست می‌یابند به شکل لذت، حالتی از پرواز و شناور بودن است، وضعیتی که در آن مرز میان خود و دیگران، خود و جهان را گم می‌کنند به حس آرامش و یگانگی خاصی می‌رسند»

در ضمن، دامیننت‌ها در فضای «Topspace» می‌توانند وارد چیزی تحت عنوان «جریان» یا «وضعیتی عمیق از توجه و تمرکز شدید هنگام انجام عملی به شکل مطلوب» شوند. این واژه اساسا لیبل علمی برای چیزیست که قهرمانان سطح بالا و کارآفرینان آن را «در ناحیه یا Flow» بودن تعریف می‌کنند.

برای کسانی که تا به حال شعف و آرامش subspace یا ارتباط عمیقی که میان پارتنرهای کینکی رخ می‌دهد را حس نکرده‌اند، ممکن است تمام این حرف‌ها عجیب به نظر آید. بدون شک می‌دانید در بسیاری از موارد تاریخی و فرهنگ‌ها، مناسک مذهبی و معنوی شامل درد شدید با هدف ابراز یگانگی با قدرتی بالاتر یا نیروی جهان انجام می‌شد.

شلاق زنی میان مسیحیان قرون وسطی عملی پذیرفته شده برای تطهیر، تنبیه و رستگاری بود. کاغذی با نوشته «درد مقدس» تشریفاتی مذهبی به نام Kuthu Ratheeb را توصیف می‌کند که در نواحی ساحلی مهم هند صورت می‌گرفت و طی آن افراد با ناخن، چاقو و چوب‌های نوک تیز سوراخ می‌شدند تا «وارد خلسه‌ای عرفانی شود و آگاهی نسبت به بدن خود را از دست داده و کاملا بر اتصال روح خود به خدا تمرکز کنند.» ساگرین خود شباهت‌های میان تاثیرات فیزیولوژیکی و روانی درد در روابط سادومازوخیستیک را با تشریفات مذهبی شدید مثل راه رفتن بر روی آتش و سوراخ کردن بدن مشاهده کرد.

برخی از اعمال و فلسفه‌های مذهبی ناشی از مراقبه نیز عمداً با درد و رنج مقابله می‌کنند. راهبان بودایی که در زمستان وحشتناک کوه‌های تبت مدیتیشن می‌کردند و در پوششی از یخ می‌توانستند دمای بدن خود را بالا ببرند و بدین ترتیب درد را از طریق سرما دریافت کنند.

نمونه مشابه مراسم‌های مذهبی و دینی در کشور ایران که با درد و خون همراه است، وجود دارد و احتمالا شما متوجه شباهت‌های این مراسمات مذهبی ایران با ادیان و کشورهای دیگر شده‌اید.

لذت درد و بازی با نیپل

مراقبه و مدیتیشن ذهنی در سادومازوخیسم

به گفته ساگارین: «کاری که درد می‌تواند انجام دهد این است که ذهن اشخاص را بر همان زمان و مکانی که در آن هستند متمرکز کند و شخص را دقیقا در لحظه حال قرار دهد، اینگونه آن‌ها نمی‌توانند به کارهای عقب افتاده یا کارهایی که تا هفته آینده باید تحویل دهند یا هر مسئولیت دیگری بیاندیشند. در واقع به شکلی متناقض تجربه منفی نرمال و عادی از درد در زمینه اعتماد و مثبت اندیشی می‌تواند به چیزی لذت بخش یا مفید تبدیل شود.»

این هیچ تفاوتی با مدیتیشن که به شما اجازه می‌دهد با رهایی از آنچه هستید و آنچه نیاز دارید باشید تا از یورش استرس روزانه فرار کرده و تنها به عنوان شخصی در لحظه حال وجود داشته باشید، ندارد. همان گونه که BDSM درد را برای دستیابی به آگاهی از لحظه حال به کار می‌گیرد. این درد خوشایند و ارادی است. تفاوت عظیمی است میان تراپی‌های بر پایه ذهن‌آگاهی که برای مدیریت دردهای مزمن و بیمارانی استفاده می‌شود که کنترلی بر چه زمانی و چگونه تجربه کردن درد ندارد. با این وجود، هردو شامل توسعه مهارت توجه، پذیرش و رها ساختن احساسات منفی است که عموما به درد ربط دارند.

به بیان ساده، همانگونه که مدیتیشن و مراقبه به شما برای فرار از استرس روزانه کمک می‌کند، درد در BDSM نیز برای دستیابی به آگاهی در لحظه حال و فراموشی فشار و دردهای ذهنی کمک می‌کند. یک تجربه کاملا مشابه به دو شیوه متفاوت.

برای این که بتوانیم با قاطعیت بگوییم باتم‌ها چگونه به احساس شناور و سرشار از آرامش Subspace دست می‌یابند، تحقیقات بیشتری نیاز است. اما به گفته دانکلی:« چند ناحیه مختلف از مغز نشان دهنده رابطه بین درد و ذهن‌آگاهی است»

ثابت شده‌ترین نظریه به چیزی اشاره می‌کند که هنگام دویدن یک دونده، استفاده از مخدرهای هالوسینوژن و مدیتیشن عمیق رخ می‌دهد. اساس نظریه این است که وقتی از نظر شناختی فعالیتی را انجام می‌دهید (مثل تنبیه شدن با درد ناشی از دویدن طولانی مدت) سایر نواحی مغز که کمتر به این موضوع ارتباط دارند خاموش می‌شوند.

به گفته دانکلی: «بنابراین احتمالا جلسات BDSM حاوی درد نیاز به جریان خون اضافی را برای نواحی مهم‌تر مغز افزایش می‌دهند. این منجر به هدایت خون از مناطقی از مغز می‌شود که تقاضای کمتری دارند، مانند بخشی که اساساً وظیفه خودخواهی را بر عهده دارد. بنابراین می‌تواند افکار و عواطف مربوط به خود را محدود کند و به طور بالقوه این تغییرات را در آگاهی دادن و خلق آرامش، ایجاد کند.»

اگر آن ناحیه از مغز که مسئول مدیریت عملکرد وظایف روزانه ماست طی BDSM خاموش شود، قابل درک است که باتم‌ها Subspace را تحت عنوان گم کردن لذت بخش زمان، واقعیت و محدودیت توصیف می‌کنند. این حتی با نظریه دیگری که به تمام مزایای شناختی توصیف شده از نقش سابمیسیو در BDSM باور دارد، همخوانی دارد: به بیان ساده، این کار باعث می‌شود برای مدت کوتاهی از بار «کَسی بودن» جدا شوید.

تجربه BDSM می‌تواند به باتم‌ها یک رهایی موقت از فشارهای اجباری در زندگی را هدیه دهد. ساگرین می‌گوید: «توصیفات اینگونه نشان می‌دهد که نوعی فرار شگفت انگیز با پردازشی سطح بالاتر است مشابه آنچه تمام ما به عنوان انسان همیشه انجام می‌دهیم. این واقعیت که کسی یک مدیر ارشد یا یک مادر است و همه مسئولیت های سنگین شخص دیگر را از روی دوشش برمی‌دارد. این تسکین‌های موقتی می‌تواند به طور بالقوه منجر به عملکرد بهتر در زمان‌های دیگر شود.»

با وجود این که ارتباط BDSM و مدیتیشن با Subspace کاملا واضح است، Topspace نیز جنبه‌های گوناگون ذهن‌آگاهی و مناسک معنوی را شامل می‌شود. به گفته ساگرین: «تاپ‌ها باید واقعا هوش و توانایی‌های بالایی داشته باشند، اینگونه می‌توانند این اطمینان را ایجاد کنند که با ایمنی و مراقبت کامل کارشان را انجام می‌دهند.»

با این حال وضعیت جریانی که در بدن‌ سوراخ‌کن‌های مذهبی و تاپ‌ها در topspace توسط ساگارین مشهود بود، هردو نیازمند حضور در لحظه حال است. فقط به لحظه‌ای بیاندیشید که هنگام انجام کاری که خودتان مدیریتش کرده‌اید در راس قدرت هستید، چه یک بازی ویدئویی و کامپیوتری باشد، چه شغل، چه کاری خلاقانه، در آن لحظه تمام چیزهای دیگر دنیا محو شده و تنها شمایید و کاری که در دست دارید.

به گفته دانکلی: «شواهد نشان می‌دهد که این topspace عالی حالتی روانی است که شامل چالش و استفاده از مهارت‌ها، تمرکز شدید، حس دگرگونی زمان و از دست دادن خودآگاهی می‌شود و اشخاص تاپ می‌توانند در جلسه BDSM به این موارد دست یابند که این مهم نیازمند تمرکز ذهنی شدید است. باتم‌ها نیز ممکن است کمی از این حالت را تجربه کنند، مثلا هنگام حس درد ریتمیک شدید.»

هردو طرف در حال «مدیریت» درد در وضعیت‌هایی هستند که خارج از امر زندگی روزمره اما به شیوه‌های متفاوت قرار دارد. یکی با رسیدن به فضایی ذهنی که به او اجازه می‌دهد خود را کاملا تسلیم کند و اینگونه دردی جسمی را تحت عنوان فاقد شخصیت شدن یا حتی لذت تجربه کند. دیگری با فوق متمرکز بودن بر کمک به دیگری برای تجربه درد‌، وارد فضایی ذهنی ویژه‌ای می‌شود.

برخلاف چیزی که به نظر می‌رشد، تاپ‌ها واقعا شخص باتم را «تصرف» نمی‌کنند، بلکه همه چیز تا زمانی است که باتم تمایل و توان دارد و هروقت که بخواهد می‌تواند با گفتن کلمه ایمنی یا Safeword همه چیز را فورا متوقف کند. در عوض، تاپ‌ها چالش منحصر به فرد راهنمایی باتم‌ها برای تجربه دردی لذت بخش را تصرف می‌کنند.

درد بدون لذت

صادقانه بگویم، جنبه‌های بیشمار دیگری در BDSM وجود دارد که ارتباط کمتری به وابستگی و ذهن‌آگاهی دارند و همین‌ها هم در رسیدن به این وضعیت‌های لذت بخش کمک کننده‌اند.

دانکلی می‌گوید: «پیش از تجربه درد در BDSM، حالت پیش درآمدی وجود دارد که شامل احساسات و روابط میان فردی، خاطرات تجربیات گذشته، احساس کنترل و اراده و احساس امنیت می‌شود. فاکتورهای متعدد مربوط به BDSM که کنار هم قرار می‌گیرند.زمینه احساسات و روابط میان فردی مثبت، تغییری نوروشیمیایی به واسطه تحریک جنسی که منجر به آزادسازی دوپامین و اکسی توسین می‌گردد، ارجحیت انتظارات مثبت از درد بر انتظارات منفی و احتمالا همین هاست که منجر به وضعیتی جدید از هوشیاری و ذهن‌آگاهی می‌گردد و در نهایت تاثیرش زمینه‌ای را به وجود می‌آورد که در آن درد لذت بخش تلقی می‌شود.»

فارغ از چگونگی دستیابی به آن، در اینجا نتیجه اصلی این است که مردم راه‌های رسیدن به تعالی و آرامش درونی را از راه‌های مختلف فراوانی پیدا می‌کنند. لذت‌های معنوی همه جا هستند و ممکن است صرفا به شکلی باشند که برای شما عجیب جلوه کند. پس ما چه کسی باشیم که بخواهیم روشی مثل BDSM یا سوراخ کردن بدن را قضاوت کنیم، آن هم در حالی که فعالان BDSM بسیاری از مزایای شناختی اینچنینی که مدیتیتور‌ها از آن بهره مند هستند را گزارش می‌کنند. مزایایی نظیرکاهش استرس، بهبود حال و رهایی از درد.

در عین حال، مهم است که احتیاط کنید و واقعاً در نظر بگیرید که چه چیزی برای حضور مسئولانه درد به عنوان وسیله‌ای برای کاهش استرس یا صعود معنوی لازم است. هم ساگرین و هم دانکلی با این موضوع موافقند که، بدون رضایت، صحبت نکردن درباره لیمیت‌ها و سایر پروتوکل‌های ایمنی، انجام BDSM بیشتر به خودآزاری یا حتی شکنجه شباهت پیدا می‌کند. در واقع افرادی که با بریدن قسمت‌هایی از بدنشان خودآزاری می‌کنند نیز رهایی روانی مشابه و فرار از احساسات منفی به واسطه درد را گزارش می‌کنند، در حالی که هیچ روانشاسی این کار را پیشنهاد نمی‌دهد.

تفاوت‌های زیادی بین خودآزاری و BDSM توافقی وجود دارد،

به گفته دانکلی: «برخلاف خودآزاری تفننی، مردم هنگامی BDSM می‌کنند که در وضعیت روانی مثبتی قرار داشته و حس خوبی نیز نسبت به خودشان دارند. بنابراین کسی که به عنوان یک فرصت تفریحی به BDSM می‌پردازد، شباهت بیشتری به کسی دارد که در باشگاه به سراغ استفاده از دستگاه‌های ورزشی مختلف از سر شوق می‌رود به جای آنکه صرفا به دنبال فراموشی حالت‌های روانی منفی با تکرار مداوم یک تمرین باشد. سادومازوخیست تفریحی بیشتر به یک ماساژ بدن عمقی شباهت دارد که با وجود دردناک بودن همچنان حس خوبی داشته و ریلکس می‌کند.»

در پروتوکل‌های صحیح BDSM، مرحله‌ای تحت عنوان «افترکر» وجود دارد که طی آن پس از پایان جلسه پارتنرها احساسات خود را با یکدیگر درمیان می‌گذارند، یکدیگر را بغل کرده و در آغوش می‌کشند، درباره حس خود نسبت به جلسه صحبت می‌کنند، این که آیا الان حالشان خوب است، آیا هرآنچه اتفاق افتاد را دوست داشتند، اگر نه، چه چیزی را دوست نداشتند یا هراحساس دیگری که وجود دارد. در مقابل، افرادی که با خودآزاری خود را رها می‌کنند اغلب پس از انجام کارشان درباره خود و کاری که کرده‌اند احساسات منفی دارند.

با این وجود، مخلوط کردن رهایی از استرس، معنویت و لذت با دردی عمدی قمار بزرگی است. به نظر می‌رسد که هیچ هماهنگی وجود ندارد، در حالی که این فعالیت‌ها، چه در سنت‌های مذهبی چه در BDSM، اغلب در بستر انجمنی قوی با قوانین بسیار سختگیرانه صورت می‌گیرد.

وقتی درباره ارتباط BDSM با ذهن‌آگاهی و رابطه درد با مدیتیشن صحبت می‌کنیم، سوال‌های مهم زیادی هستند که بدون پاسخ باقی می‌مانند. اما آنچه واضح است این است که شما می‌توانید آرامش مراقبه‌ای را درهرجایی پیدا کنید: چه چهار زانو نشسته در میان رشته کوه‌های هیمالیا، چه در حال نوشیدن قهوه در دفترتان در حد فاصل بین چند ملاقات، یا حتی آویزان از سقف یک درمیان طناب‌های باندیج و در دستان ارباب و صاحب خود باشید.

بسیاری از افراد مراسم‌های مذهبی را با درد انجام می‌دهند. مثل دردی که به سینه، شانه و موارد مشابه وارد می‌کنند. اما آیا شما به دنبال ریشه علاقه آن‌ها برای انجام چنین چیزهایی در کودکی می‌روید؟‌ همین دیدگاه را به BDSM وارد کنید. لزوما نباید علت بسیاری از چیزها کشف شود. تا جایی که کار شما به سلامت جسمی شما یا کسی آسیب وارد نکند، مشکلی در انجام آن نیست.

حافظ: ترسم این قوم که بر دردکشان می‌خندند / در سر کار خرابات کنند ایمان را

اونتاشگال . مرداد ۱۴۰۰ – تصاویر از عکاس اوکراینی، Kostya Savvopulo

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

تاثیر اسپنک بر سلامت روان و پژوهش‌ها در زمینه اسپنک تراپی

اسپنک تراپی و تحقیقات علمی در مورد تاثیر اسپنک

خانم کیت اسلوان، نویسنده مطالب سکسی در دیلی میل و گلامور به ما می‌گوید: برای بسیاری از افراد «می خوای بزنمت؟» یک تهدید، یک تحریک خشونت آمیز و دعوت به دعوا در در یک مکان عمومی است. اما برای من تفسیر و مفهوم آن دیگری است، دوستم جورجیا با شیرین‌ترین لحن صدا و در حالی که صورتش مملو از نگرانی بود این سوال را پرسید، مثل وقتی که سرما خورده ام و نظرم را درباره کمی سوپ مرغ می‌پرسد.

من گریان سرم را تکان دادم، ایستادم و روی مبل جورجیا خم شدم. این اولین باری نیست که جورجیا این پیشنهاد را می‌دهد، اخرین باری هم نخواهد بود که من قبولش می‌کنم. او پدلش را دست می‌گیرد و اولین ضربه با صدایی بلند و طوفانی بر باسنم می‌نشیند.

در چند مقاله به شرح جامعی نسبت به اسپنک یا درکونی زدن جنسی پرداختیم. در این مقاله شما از زبان یک نویسنده سلامت سکسی از تاثیر اسپنک بر زندگی شخصی او و کمک به بهبود سلامت روان وی، می‌خوانید.

این مقاله را از پادکست اونتاشگال بشنوید.

مقاله‌ای که مطالعه می‌کنید در دسته‌بندی پژوهش قرار دارد و در وبلاگ کیت اسلوان انتشار یافته است. ترجمه توسط ماتیلدا صورت گرفته است و در وبلاگ اونتاشگال منتشر می‌گردد.

جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


سرخ شدن کون با اسپنک

کیت اسلوان (Kate Sloan) ادامه می‌دهد: من تمام بعداز ظهر را بی وقفه در حال گریه بودم. بعد از ظهری که قرار بود دورهمی شادی باشد بخاطر من و روز افسرده‌ام، به مجلس همدردی تبدیل شد. من گوش دوستانم را با صحبت کردن از روابطی که به انحراف کشیده شد، عقب ماندگی‌های شغلی و دعواهای خانوادگی پر کردم، اما حقیقت این است که من ناراحتم چون مغزم برای ناراحت بودن تنظیم شده است. تیپ شخصیتی بایپولار یا دو قطبی من مثل خیلی اوقات دیگر بیدار شده و امشب خود را به شکل اشک‌های بی پایان و میل به اسپنک کونم تا حد کبودی نشان می‌دهد.

همزمان که جورجیا با پدل به کونم ضربه می‌زند، دوستی دیگر دستان مرا نگه می‌دارد و یکی دیگر از دوستانم نیز به آرامی زیر گوشم می‌گوید «تو دختر خوبی هستی و به خوبی داری اسپنکت رو تحمل می‌کنی». دوستان من به خوبی با روش عجیب غریبی که من برای رهایی از ناراحتی و به دنبال آن افسردگی و اضطراب ترجیح می‌دهم، کنار آمده‌اند و خیلی خوب می‌فهمند چیزی که حتی ذره‌ای کمک کند، ارزش انجام دادن را دارد.

زندگی با برنامه اسپنک

از سال ۲۰۱۴ (۲ سال پیش از نوشتن این مقاله) اسپنک جزئی از کینک موردعلاقه من، به عنوان مقدمه بازی یا رفتاری تحریک کننده شده است. اما در چند ماه اخیر هنگام ناراحتی و اضطراب به عنوان یک عمل و فعالیت حال خوب کن نیز از آن بهره بردم. اینگونه اسپنک شدن برای من کاربردی چندگانه دارد.

درد تمرکز مرا از ذهن رقابتی‌ام بر بروی بدنم می‌برد و از نظر روانی حس این را دارد که به خاطر افکار بدی که درباره خود داشتم دارم تنبیه می‌شوم. انگار تمام شک و نگرانی همراه با اشک یکباره از من خارج می‌شوند. شنیدن «اسپنک درمانی» برای افراد وانیلا که از خارج گود به این موضوع نگاه می‌کنند ممکن است عجیب، خشن و غیرقابل درک باشد، اما این کار به آرامش من کمک می‌کند و من تنها کسی نیستم که این را می‌گوید.

اسپنک شدن برای سلامت روان توسط میسترس

پژوهش در مورد اسپنک درمانی

مطالعه جدیدی که اخیرا از دانشگاه ایلینوی شمالی (Northern Illinois University) منتشر شده [خرید و تهیه] موضوعی را که بسیاری از کینکی‌ها می‌دانند، تایید کرده: شرکت در فعالیت‌های BDSM لذتی به وجود می‌آورد که شرایط روانی و ذهنی را تغییر می‌دهد. محققین پژوهش هفت زوج را از گروه‌های کینک محلی انتخاب کردند و به صورت تصادفی نقش «تاپ» یا «باتم» را در یک جلسه BDSM به آن‌ها دادند. با توجه به علایق و شخصیت افراد این جلسات شامل فعالیت‌های کینکی نظیر محرومیت حسی، باندیج و انواع مختلف درد مثل اسپنک می‌شد.

پژهش ترکیبی از خودگزارش دهی، تست‌های شناختی و آنالیز شیمیایی نمونه بزاق شرکت‌کنندگان را به کار گرفت تا وضعیت روانی افراد ارباب و برده را قبل، حین و بعد از جلسه بررسی کند. محققین دریافتند با وجود این که سادومازوخیسم باعث افزایش هورمون کورتیزول آن‌ها می‌شود که نشان دهنده افزایش استرس فیزیولوژیکال است، شرکت‌کنندگان در پژوهش بعد از جلسه BDSM احساس شادی روانی بیشتر و استرس کمتری را نسب به قبل از شروع جلسخ گزارش کردند. همچنین به سختی متوجه شدند هم افراد تاپ و هم باتم پس از جلسه به  چیزی تحت عنوان «جریان یا Flow» نمره خیلی بالایی دادند.

پیشنهاد مطالعه: افرادی که BDSM می‌کنند سالم‌تر و شادترند!

به گفته روانشناس، میهالی سیکس‌سِنت‌میهالی (Mihaly Csikszentmihalyi)، «جریان» وضعیتی روانی است که تحت عنوان «درون محدوده» نیز شناخته می‌شود. این وضعیت، حالت ذهنی فوق العاده‌ای ایست که تا حدی با تمرکز روی وظیفه انجام شده و از دست دادن خودآگاهی و تحریف در تجربه زمان مشخص می‌شود. این «جریان» توسط موسیقی‌دانان حرفه‌ای، نخبگان ورزشی، یوگی‌های باتجربه که حرفه‌ای مدیتیشن می‌کنند و هرکسی که در کاری که انجام می‌دهد آنقدر خوب است که خود را در آن گم می‌کند، مشاهده و گزارش شده است. این مطالعه جدید ادعا می‌کند از آنجایی که افراد کینکی اصطلاحات و واژه‌های مخصوص خود را برای شدت تجربیات یک جلسه دارند. یعنی بسته به انتخاب آن‌ها، «فضای ساب subspace» و «فضای دام domspace » و شاید این نیز تنها نسخه و حالتی از همان «جریان» افسانه‌ای است.

به گفته دکتر سیکس‌سِنت‌میهالی، جریان مود و خلق و خوی افرادی که مرتب آن را تجربه می‌کنند بهبود می‌دهد. احتمالا به این دلیل است که افراد کینکی از مزایای سلامت روان بهره می‌برند. مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۶ [تهیه و خرید] نشان داد افرادی که BDSM می‌کنند نسبت به افراد دیگر کمتر دچار افسردگی، اضطراب و دوقطبیتی می‌شوند. مطالعه دیگری در سال ۲۰۱۳ [مطالعه خلاصه] دریافت افراد کینکی در مقیاس‌های معاشرت پذیری، وجدان، پذیرش تجربیات جدید و حال خوب عمومی نمرات بالاتری نسبت به افراد وانیلا کسب کردند. گفته می‌شود [منبع] احتمالا این فعالیت‌های ارباب و برده‌ای باعث افزایش خودآگاهی و خودپذیرشی افراد کینکی شده است.

به هرحال، این که علاوه بر شناخت تمایلات جنسی خود، آن را بخواهید و تجربه کنید اعتماد به نفس و روح جویی بی حسابی می‌طلبد. اما احتمالا «جریان» آرامش بخشی که حین و پس از جلسات BDSM تجربه می‌شود دلیل دیگری باشد که افراد کینکی از این اثرات جانبی سالم لذت می‌برند.

در اینجا مهم است اشاره کنم که کینک به خودی خود جایگزینی برای اعمال درمانی  یا درمان مشکلات سلامت روان نیست. اما برای برخی افراد Neurodivergent که از کینک نیز لذت می‌برند، BDSM و درمان باهم کمک کننده‌اند.

افراد زیادی عاشق اسپنک هستند

عاشقان اسپنک، تنها نیستند

 جیلیان کینان، نویسنده کتاب «سکس با شکسپیر» ارتباط میان عشقش به شاعر و فتیش اسپنک در طول زندگی‌اش را شرح می‌دهد. از آنجایی که افراد محدودی بی پرده درباره وسواس همه گیرشان نسبت به اسپنک نوشته اند، می‌توان گفت تعداد افراد علاقه مند به اسپنک یا به اصطلاح اسپنکوفیل‌ها خیلی کم نیست: حدود ۱ میلیون نفر از اعضای کینکی سایت Fetlife اسپنک را در لیست علاقه مندی‌های خود نشان داده‌اند. کینان به من گفت او به کینک خود به عنوان تمایل جنسی احترام می‌گذارد و این دقیقا مشابه کنترل هر تمایل جنسی دیگری می‌باشد. به گفته او: «یک شخص دگرجنس‌گرا ممکن است متوجه شود سکس به افسردگی و اضطرابش کمک می‌کند، در حالی که برای شخص دگرجنس‌گرای دیگر اینگونه نیست.»

این موضوع درباره افراد فتیش و اسپنک دوست نیز صدق می‌کند: همه نمی توانند برای حفظ مود خود از سکس استفاده کنند. برای افرادی مثل من کینک می‌تواند مانند یک سکس «استاندارد» صمیمی و تاییدکننده زندگی باشد. حتی اگر از دید افراد وانیلا اسپنک خشن و ترسناک بنظر بیاید. گاهی وقتی به یک دوست به معنای واقعی وانیلا، یا حتی یک تراپیست رسمی، می‌گویم که اسپنک اضطراب و افسردگی من را کم میکند، خیلی چپ چپ نگاهم کرده و می‌پرسند «اساسا این کار یک آسیب رساندن به خود نیست؟»

استیفن بیگز (Stephen Biggs)، روانپزشک در زمینه کینک، به من گفت اسپنک حتی اگر خیلی شدید انجام شود، با خودآزاری تفاوت دارد، زیرا در زمان اسپنک شما تنها نیستید. خوب است، BDSM توافقی با پارتنری شکل گرفته که می‌خواهد به شما لذت داده و حمایت کند، نه این که مشابه زمانی که به دنبال افسردگی دست به خودآزاری می‌زنید شما را نابود یا تنبیه کند. بیگز استدلال کرد که کینک باید مشابه هرگونه فعالیت هیجانی دیگری که برای اشخاص لذت بخش است دیده شود. او گفت: «این موضوع به نوعی برای قضاوت جالب به نظر می‌آید، برای من به عنوان یک تراپیست، شخصی که به دنبال یک اسپنک شدید است به اندازه افراد کوهنورد، بوکسور و چترباز قابل قضاوت است. به نظر می‌رسد که با موضع اخلاقی خاص فرد می‌تواند بسیار مغرضانه عمل کند.»

بیگز کینک خود را با مراجعینش به اشتراک می‌گذارد و برخی نیز حتی چیزی بیشتر از آن می‌خواهند. تمرین بر مبنای A D.C که «اسپنک برای حال خوب» نام دارد، پیشنهاد می‌کند «گوش دادن فعال و حمایت، اسپنک و ماساژ در افترکر و ایمنی، راهی غیرجنسی است برای کسانی که این کار را برای رشد و حال خوب خود مفید می‌دانند.» سرویس دهنده اصلی آن‌ها، خانمی به نام Rev. Fisher، معاون و مشاور معنوی منصوب است که خود را «متعهد به کمک به افزایش آگاهی مردم از مزایای قدرتمند تحول و شادی‌های اسپنک» می‌داند.

من از اول می‌دانستم که اسپنک شدن می‌تواند علائم سلامت روان مرا رهایی بخشد، اما بعد از صحبت کردن با دوستانم درباره این موضوع، متوجه شدم همانگونه که تحقیقات Ambler تایید می‌کند، اسپنک کردن نیز برای برخی افراد تاثیرات مشابه دارد. دوستم تیلور جی. میس (Taylor Mace)، یک عکاس پورن و نگهبان است و او متوجه شد «top space» (وضعیت روانی ک افراد بالادست هنگام اسپنک کردن تجربه می‌کنند یا به بیان دیگر دامیننت بودن در جلسه BDSM) به او در کنار آمدن با اضطراب و نگرانی‌هایش کمک می‌کند. او به من گفت: «در آن فضا عوامل حواس پرت کن خارجی خیلی کمتر هستند و این برای ذهن من که همیشه همزمان در هزارجاست خیلی خوبه.» او این حالت را با حس غرق شدن در یک کار مقایسه می‌کند، مثل آپدیت وبلاگش یا تمیز کردن خانه و در این حالت ذهن تنها معطوف به یک چیز می‌شود و تنها و تنها بر آن تمرکز می‌کند. به بیان دیگر او هنگام اسپنک کردن شخصی دیگر «جریان یا Flow» را تجربه می‌کند.

اسپنک برده پسر توسط میسترس

اسپنک پارتی با دوستان

من تیلور را اخیرا در جشن تولد بهترین دوستم بکس، در حال فعالیت دیدم. بکس (Bex) مازوخیست مغرور – که جنسیت مشخص نداشته و از ضمیر they/them استفاده می‌کند – برای تولد ۲۵ سالگی خود درخواست یک اسپنک پارتی داد. هر مهمان، از جمله من و تیلور، باید افتخار زدن ۲۵ ضربه به باسن میزبان را با هر ابزار دلخواه شامل انواع پدل، شلاق و ترکه که در بوفه‌ای چیده شده بود، به او می‌دادیم. بکس اسپنک را به عنوان مرهمی بر اختلال اضطراب فراگیر خود می‌شناسد. او گفت:«هنگامی که اضطراب حس ناتوانی در انجام دادن هرکاری را به من می‌دهد، اسپنک شدن باعث می‌شود حس کنم می‌توانم کاری شگفت انگیز انجام دهم. ممکن است برای بسیاری از اشخاص تحمل کردن این درد از سمت من بیش از حد یا دردناک به نظر بیاید، اما این کار برای من مایه تسلی بوده و بهم حس خفن بودن می‌دهد.»

و واقعا او مانند یک شخص خفن و باحال تولد اسپنکی خود را برگزار کرد. در مجموع آن بعدازظهر ۳۵۰ ضربه اسپنک و همزمان کمی قلقلک شد و خندید. وقتی ضربات تمام شد، دوستان او را روی نیمکت بغل کردند، با مهربانی سرش را نوازش کردند و به او شکلات دادند. «من احساس کردم آن‌ها دوستم دارند، با خودم می‌گم: نگاه چقدر این آدما دوستت دارن که دارن این کارو باهات می‌کنن. فکر می‌کنم از جایگاه افراد وانیلا این موضوع خیلی عجیب به نظر برسه که که بگیم اونا خیلی منو دوس دارن که دارن منو می‌زنن! اما این احساسیه که من دارم. حس می‌کنم دیگران دارن عشق و توجهشون رو نثار من می‌کنن.»

اسپنک ابراز احساسات من درباره مسائل است. وقتی برای رهایی احساسی درخواست اسپنک می‌کنم و شخصی این کار را انجام می‌دهد، انگار دارد ماساژ، ارگاسم یا وعده غذایی خانگی بهم می‌دهد. میزان یکسانی از عشق، مراقبت و توجه در اسپنک دخیل است. اگر شخص دیگری از بیرون فکر کند این کار عجیب است، خب آن‌ها مجبور نیستند به جمع ما بپیوندند. من هنوز اینجا خواهم بود، نفسم را حبس می‌کنم، باسنم کبود می‌شود و صورتم با آرامش شیرین subspace می‌درخشد.

افرادی که در دنیای BDSM نیستند، ممکن است با اسپنک در حین سکس آشنا باشند اما هیچوقت به اسپنک به صورت مستقل و جدای از سکس و جذابیت جنسی فکر نکرده باشند. اسپنک تراپی با همین هدف دنبال می‌شود. به عنوان یک دامیننت، گاهی اوقات صرفا مایل به اسپنک کردن اسلیو هستم و نه انجام هر نوع رابطه جنسی. اسپنکی که به خاطر اشتباه اسلیو و به عنوان تنبیه برای وی در نظر گرفته شده است.
با آرامش و لذت، اسپنک بکنید و اسپنک شوید!

اونتاشگال . خرداد ۱۴۰۰

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

در سادومازوخیسم چه چیزهایی سالم و آسیب‌زا هستند؟

اونتاشگال - در سادومازوخیسم چه چیزهایی سالم و آسیب‌زا هستند؟

واژه BDSM شامل فعالیت‌های جنسی باندیج، سلطه‌گری و سادومازوخیسم می‌شود. بسیاری از افراد فانتزی‌هایی دارند که شامل درجاتی از BDSM می‌شود یا تجربیاتی از این دست داشته‌اند.

اما در BDSM چیزی در جریان است. فانتزی‌ها با واقعیت تفاوت دارند و واقعیت لزوما به یک لایف استایل و سبک زندگی ختم نمی‌شود. غالبا کسانی که سادومازوخیسم را امتحان می‌کنند و کسانی که گاهی در بی دی اس ام شرکت می‌کنند یا حتی این روش را در سبک زندگی رابطه‌های خود گنجانده‌اند و همچنین کسانی که درگیر روابط دنباله‌دار و سریالی هستند، همه و همه زیر یک چتر جمع می‌شوند. البته این می‌توانند گیج کننده باشد، خصوصا برای افرادی که مایل هستند بدانند به کدام یک از این دسته‌ها تعلق دارند.


مقاله‌ای که مطالعه می‌کنید در دسته‌بندی پژوهش قرار دارد و در وبسایت مجله روانشناسی انتشار یافته است. ترجمه توسط ماتیلدا صورت گرفته است و در وبلاگ اونتاشگال منتشر می‌گردد.

جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


گرایش BDSM عموما در بسیاری از نشریه‌های معتبر «عالی و نرمال» جلوه داده شده و کسانی که چنین سبک زندگی یا روابطی دارند افراد سالمی شناخته می‌شوند. طرفداران BDSM عموما به مطالعه‌ای برای اثبات این موضوع استناد می‌کنند (Wismeijer،2013). این مطالعه در هلند صورت گرفت و اثبات کرد «افراد حاضر در یک رابطه ارباب-برده‌ای  کمتر عصبی هستند، باوجدان‌ترند، برای تجربیات جدید پذیراترند، برونگراترند، سطوح بالاتری از سلامتی دارند، رد کردن‌های حساس کمتر، در عین حال توافق پذیری کمتری دارند (این مورد اختصاصا درباره اشخاص با نقش دامیننت است). پژوهشگر از پنج ویژگی شخصتی اساسی (روان رنجورخویی، برونگرایی، پذیرای تجربه بودن، وجدان و سازگاری) و سایر سنجه‌های گزارش شده نظیر حساسیت به رد شدن، دلبستگی در رابطه و شادی برای استنتاج نتایج استفاده کرده است.

اگرچه مطالعه ویسمیجر به صورت روتین رفرنس‌دهی شده است، اندکی هم به محدودیت‌های مطالعه هلندی (Dutch) اشاره کرده (McGreal, 2013). محققین به صراحت درباره محدودیت مطالعه خود و نتایج جهت دار آن صحبت می‌کنند. آن‌ها می‌گویند شرکت کنندگان تحقیق همگی اعضای یک وب سایت هلندی عمومی بوده‌اند. گروه کنترل شرکت کنندگان اغلب زنانی انتخاب شده از یک مجله زنان معروف بودند. محققین می‌گویند: «سلامت فیزیولوژیک این ۴۳۴ نفر، اکثرا خانم، نمی‌تواند بازتابی از یک جامعه وانیلی باشد.»

این مسئله که BDSM طیف وسیع و مختلفی از فانتزی‌ها را شامل می‌شود، به خوبی پذیرفته شده است، بنابراین به نظر می‌رسد سلامت روان این افراد هم می‌تواند تفاوت زیادی با یکدیگر داشته باشد. با وجود محدودیت‌ها تحقیقات قابل اطمینانی در ژورنال‌های بالینی در دسترس است اما تعداد اندکی از آن‌ها به درک موضوع اصلی کمک می‌کنند. (Dunkley 2018)

بر اساس پژوهشی(deNeef 2019) صفات شختصیتی (مثل سطوح بالایی از پذیرش یا برونگرایی) و وقوع یک اختلال شخصیتی با سطوح بالای علاقه‌مندی به BDSM ارتباط دارند، هرچند که مدارک برای یک اختلال شخصیت واضح محدود هستند. همچنین به نظر می‌رسد سطوح احساس طلبی و تکانشگری در این مسئله دخیل باشد زیرا احتمالا این تمایلات اشخاص را به کاوش چیزهای جدید، بهتر، شدید‌تر و دنیایی نامحدود راهنمایی می‌کنند.

مطالعات بر روی سواستفاده جنسی و BDSM نشان داد که شیوع گزارشات تجاوز جنسی در کودکی برای کسانی که بی دی اس ام می‌کنند (۸ درصد مردان و ۲۳ درصد زنان) در مقایسه با جامعه عادی (۳ درصد مردان و ۸ درصد زنان) بیشتر بود (Nordling 2000).

روابط BDSM بر اساس رضایت دو طرف شکل گرفته‌اند و پارتنر سابمیسیو (ساب) با کمال میل اختیار خود را تمام و کمال تسلیم دامیننت (دام) می‌کند. ساب فرمانبردار امیال، پروتکل‌های جنسی و دستورات دیگری است. مطمئنا سلطه پذیری محض لذت زیادی برای سابمیسیو به ارمغان می‌آورد؛ دامیننت نیز معمولا از این کنترل کردن لذت می‌برد. بر اساس مطالعات، قدرت هسته اصلی روابط BDSM است؛ درد، باندیج و تحقیر ابزارها یا روش‌هایی برای دستیابی به آن وضعیت تقابل قدرت دوطرفه می‌باشد. (Cross 2018)

تمایلات جنسی انسان پیچیده است

هماهنگی جنسی میان زوج‌ها رابطه را تحکیم کرده و صمیمیت مابین آن‌ها را تقویت می‌کند. چه کسانی که روابط BDSM دارند و چه غیر از آن، اغلب این موضوع را تایید می‌کنند.

با این وجود بسیاری از اشخاص و زوج‌ها هم با صمیمیت جنسی و هم احساسی یکدیگر در جدالند. اغلب این دو پروسه همزمان شده و در نقاط مختلفی در طول یک رابطه به یکدیگر برخورد می‌کنند. بی‌حوصلگی، خستگی، فقدان هیجان، خشم یا  ضعف برقراری ارتباط، موازی پروسه یک رابطه داخل و خارج تخت خواب هستند. روابط جنسی اغلب حقیقت یک رابطه را بیان می‌کنند؛ اما گاهی نیز اینگونه نیست. بسیاری از زوج‌هایی که رابطه BDSM دارند، خارج از رابطه جنسی کاملا متفاوت هستند و تصدیق می‌کنند زندگی شان خارج از سکس کاملا بر مبنای اشتراک قدرت میان دوطرف است و نه برتری قدرت.

گاهی اشخاص در زندگی جنسی خود رفتاری را، خصوصا از سر بی‌رحمی انجام می‌دهند که باعث می‌شود احساس پوچی، هوس زیاد و بیزاری از خود داشته باشند. در حال حاضر تحقیر جنسی در دسترس است و حتی در دسترس‌تر از الکل و شکلات؛ راه حل‌های سریع در اطراف ما. این مسئله اغلب فرسودگی است، افسردگی عمیق‌تر و تقلیل هیجانی که سرانجامش خواستن فهم آن است که چه چیزی باعث می‌شود شخصی به سمت سکس پی در پی، بی پایان یا اجباری برود. این مشکلات می‌تواند در میان جامعه BDSM نیز ظهور کند.

یکی از مشکلات مهم و دور از چشم، وابسته به میزان علاقه و نیت دوطرف برای ورود به یک رابطه BDSM است. در واقع از آن جا که فعالیت‌های BDSM کمی ریسکی بوده و احتمال آسیبی نهفته را در دل خود دارند و اجباری هستند، به اندازه رفتارهای شخصی که از رو بی‌پروائی یا به اجبار به فعالیت‌های جنسی سنتی می‌پردازد «غیرنرمال» هستند.

بگذارید یک مثال فرضی بزنیم: جان، مدیرعامل شرکتی بزرگ در یک موسسه مالی محافظه‌کار و بین‌المللی در اواخر میان سالی، یک دامیننت است. مکررا در یک وبسایت به دنبال علاقه‌مندان به BDSM می‌گردد و با استخدام نیروی جدید، همکاران و کارمندان فرمانبردار مشابه علاقه مندان به BDSM، محدودیت‌ها را کنار می‌گذارد. او روزانه حداقل یک رابطه دارد و با افتخار درباره کسانی که سرویس او را طلب می‌کنند و زنانی که «خار و خفیف» شان می‌کند حرف می‌زند. او از سابمیسیوهای خیلی جوان‌تر از خود عکس می‌گیرد و با ادعای آن که اجازه این کار را گرفته، برای دوستانش می‌فرستد. او می‌گوید به عنوان یک دام «کارهای مهمی برای انجام دادن دارد» و زنان و زوج‌های زیادی به دنبال رابطه با او هستند.

اما اگر فعالیت‌های BDSM با یک زندگی جنسی مرتبط درهم آمیخته باشد چه؟ مثالی دیگر: دنیل و کارن زوجی در میانه ۳۰ سالگی هستند. هردوی آن‌ها جزو هیئت رئیسه شرکت هستند. به مدت ۵ سال Solid Marriage داشته‌اند، اهل گفت و گو هستند و می‌خواهند فانتزی‌های کینکی خود را به زندگی جنسی‌شان وارد کنند. به کلاب‌های BDSM می‌روند و با چشم چرانی اندکی تحریک و فریفته می‌شوند. آن‌ها از یک سکس شاپ لوازم BDSM می‌خرند. با نقش‌های سنتی‌تر نیز احساس راحتی بیشتری می‌کند – دنیل دامیننت است و کارن ساب. در شرایط گوناگون دنیل کارن را می‌بندد، چشم هایش را با چشم بند می‌پوشاند، از گگ بال‌ها استفاده می‌کند و با اسپنک ملایمی با یک پدل، تحریک همزمان کلیتوریسش و توقف کار هرزمان که کارن به ارگاسم نزدیک می‌شد، خود و او را تحریک می‌کند. در پایان اگر یکی یا هردو طرف ارگاسم نشده باشند جلسات BDSM خود را با سکسی سنتی به پایان می‌رسانند یا در آغوش یکدیگر دراز کشیده و درباره تجربه، لذت و رضایت خود از آن جلسه صحبت می‌کنند. گاهی فانتزی‌های جدیدتری که آن‌ها را به وجد می‌آورد را با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند، گاهی فیلم‌های سنتی یا پورن BDSM تماشا می‌کنند.

اونتاشگال - در سادومازوخیسم چه چیزهایی سالم و آسیب‌زا هستند؟

جان، در مثال اول، استخراجی از همکاران و زیردستان است و احتمالا نقش دامیننت کاوری برای نارسیسیسم (خودشیفتگی) اوست، انشار عکس‌های یک ساب برهنه و باندیج شده میان دوستان نیز تاییدی بر این موضوع است. او احساس نیرومندی و کنترل را تجربه می‌کند. او می‌تواند زمینه‌های کم ارزش بودن و احساس عمیق عدم کفایت خود را زیر این مانوور‌های دفاعی پوشانده و از بین ببرد.

دنیل و کارن دوست دارند به عنوان زوجی سالم، عاشق و اهل گفت و گو که به دنبال گسترش محدوده سکشوال خود هستند شناخته شوند. همانگونه که محققین می‌گویند، اختلاف قدرت در کنار شهوت و لذت جنسی می‌تواند هسته ی اصلی هیجان رابطه دنیل و کارن باشد. چون رابطه آن‌ها بر پایه اعتماد و امنیت شکل گرفته، آن‌ها به صورت روتین فانتزی‌های خود را با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند و می‌توانند آن‌ها را در فعالیت‌های جنسی حقیقی خود دخیل کنند.

انجمن‌های تحقیقاتی و بالینی به مقدار زیادی از تعریف فروید از سادو مازوخیسم به عنوان یک انحراف جنسی فاصله گرفته‌اند. بیشتر شدن آزادی به بسیاری از افراد اجازه داده  تا فانتزی‌های شهوانی و موردعلاقه خود را در رابطه و زندگی جنسی به واقعیت بدل کنند. اما، مثل خیلی چیزهای دیگر در زندگی، آزادی با مسئولیت همراه است و نیازمند صداقت است.

نیاز به درک اهداف اعمال جنسی که ممکن است بیش از حد باشد یا به طور سیستماتیک برای پرکردن خلاءهایی از احساس کم ارزشی یا نیاز به بهره برداری و سواستفاده، محدود به جامعه جنسی عموم نیست و علاقه‌مندان به BDSM نیز باید در این مسائل آگاهی پیدا کنند.

منابع

* Cross, P. & Matheson, K. Understanding Sadomasochism. Journal of Homosexuality. Volume 50, January 2006, pages 133-66. 
* DeNeef, N. , Coppens, V. et. Al. Bondage-Discipline, Dominance-Submission and Sadomasochism (BDSM) From an Integrative Biopsychosocial Perspective: A Systematic Review. Sexual Medicine. Volume 7, Issue 2, June  2019, pages 129-144. 
* Dunkley, C. & Brotto, L. Clinical Considerations in Treating BDSM Practitioners: A Review. Journal of Sex & Marital Therapy. Volume 44, Issue 7,  May 2018,  Pages 701-712.
* Luo, S. & Zhangb, X. Empathy in female submissive BDSM practitioners. Neuropsychologia. January 27, 2017.
* McGreal, S. BDSM, Personality & Mental Health. psychologytoday.com Blog Post July 25, 2013.  
* Nordling N. & Sandnabba, K. & Santilla, P. The prevalence and effects of self-reported childhood sexual abuse among sadomasochistically oriented males and females. Journal of Child Sexual Abuse, Volume 9, Issue 1,  August 2000, pages 53-63
* Wismeijer, A., & van Assen, M., Psychological Characteristics of BDSM Practitioners. Journal of Sexual Medicine. August 10, 2013, pages 1943-1952.

امور جنسی را بسیار پیچیده نکنید. این بخشی از غریزه ما است که برای بقا به آن نیاز داریم. سعی کنید با زاویه بازتری آن را نگاه کرده تا لذت بیشتری ببرید.

اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۹. تصاویر از Giacomo Macis

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

چرا BDSM برای سلامت ذهنی مفید است؟

تاثیر بی دی اس ام بر سلامت ذهنی

بدنامی کینک به اندازه عمل آن قدمت دارد. جامعه کینک یک مسیر دشوار برای عملکرد جنسی و هویت طبیعی و جدا از اتحاد با «انحراف یا اختلال جنسی» خود را تحمل کرده است. در گذشته، هویت یا تمایلات مرتبط با بی دی اس ام در دادگاه‌های طلاق، دادرسی های کیفری، شرایط استخدام و دادرسی ها حضانت کودک استفاده میشد. زمان آن است که کینک را از بار تاریخی شرم کینکی رها کنیم.

در این مقاله می‌خوانیم که چرا رابطه و گرایش BDSM نه تنها برای ارگاسم کامل شهوت مناسب است بلکه به سلامت ذهنی شما نیز کمک می‌کند.

ترجمه آزاد مجموعه مقاله‌هایی در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی و سبک زندگی BDSM است که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. این نوشته‌ها با هدف بیان واقعیت‌ها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش سادومازوخیسم، از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم آرتمیس برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و پیشنهادی برای یادیگری دارید یا می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله در دسامبر ۲۰۱۷ در مجله معروف Play Boy منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.

سلامت در رابطه ارباب و برده

پس از نبردی طولانی و دشوار، فهرست DSM-5 (راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی که در 2013 منتشر شد) کینک را از معیارهای تشخیصی حذف کرد و توضیح داد که کینک به تنهایی دلالت و نشانه بیماری ذهنی نیست. مطالعات بی شمار و مدارک محکمی جمع آوری کردند که کینک اگر هر چیزی باشد، یک ناسازگاری عادی در تمایلات جنسی انسان است و حتی می‌تواند سلامت ذهنی را نشان دهد. افراد کینکی امتیاز بالاتری از همتایان «وانیلا» در رضایت و لذت جنسی، تجربه پذیری، خود آگاهی، شادی و رهایی از کشمکش در روابط خود کسب کرده‌اند [منبع گزارش]. همچنین، طرفداران BDSM میزان بالاتری از افسردگی، تمایل به خشونت، پارانویا، عزت نفس کم، پریشانی یا استرس پس از سانحه را نسبت به وضعیت طبیعی جامعه نشان نداده‌اند.

آشا گری (Asha Gray)، روان درمانگر حرفه‌ای کینک و مشاور مجرب که بسیار با افراد و زوج‌های کینکی می‌گوید: «یکی از تصورات اولیه اشتباه درباره کینک این است که بطور جدایی ناپذیر به ضربه جسمی، گره خورده است.» آشا به پلی بوی می‌گوید: «بسیاری از مردم اشتباهی فرض می‌کنند که اگر فردی کینکی است یعنی اتفاقی برای آنان افتاده است و به طریقی مورد بد رفتاری قرار گرفته اند.»

اغلب، فرضیات توسط رسانه‌ها، ریشه‌دار کینکی در گذشته افراد مشکل دار تکرار میشود. برای مثال، کاراکتر دختر، مگی در فیلم منشی (Secretary – 2002)  بعد از ورود به رابطه ارباب و برده عملکرد بلند مدت خود را در خودزنی و خیال پردازی خودکشی گونه توسط فرمان دیگری را اصلاح می‌کند و در فیلم پنجاه سایه گری (Fifty Shades of Gray – 2015)، کریستین گری، گرایشات جنسی خود را بعد از آزار جنسی دیدن توسط زنی مسن‌تر، پرورش می‌دهد.

شرمندگی بسیار در مورد رابطه BDSM ممکن است ناشی از سلامت ذهنی افراد حرفه‌ای، احساس شود. یک تحقیق در سال ۲۰۰۸ توسط ائتلاف ملی برای آزادی جنسی انجام شد و آن نشان داد که نزدیک ۴۰٪ از پاسخ دهندگان تبعیض یا خجالت برای صحبت کردن با یک متخصص سلامت روانی درباره عملکردهای جنسی خود را تجربه کرده‌اند.

آیا افراد کینکی نیاز به درمان دارند؟

آشا گری میگوید: «فکر می‌کنم بسیاری از مشاوران هستند (که با جامعه کینکی در ارتباط نیستند و اصلا آن را درک نمی‌کنند) این روابط و کینک را یک مشکل به حساب می‌آورند یا حتی درمان افرادی که به شکل افراطی و سادیسمی در کینک فعال هستند را رد می‌کنند! و هنوز گاهی اوقات مردم فرض می‌کنند که این یک مشکل است که شما به دنبال حل کردن آن هستید». در واقعیت اما بیشتر افراد کینکی که بدنبال درمان و تراپی هستند برای دیگر دلایل دیگر به روانشناس مراجعه می‌کنند، برای نمونه درمان افسردگی، اضطراب، استرس و مشکلات و روابط خانوادگی چیزهایی هستند که برای آن به تراپیست مراجعه می‌کنند. به گفته گری و DSM-5، تا زمانیکه کینک منجر به درد زیاد یا مانع از زندگی عادی نشود، احتمالا به هر مشکل سلامت روانی بی ربط است.

کینک درمان یا جایگزینی برای درمان ندارد اما برخی از بازمانده‌های آسیب دیده، قدرتمند شدن و بازسازی خویش به وسیله کینک را پیدا کرده‌اند.

سلامت در رابطه ارباب و برده و کنترل برده توسط ارباب

هنوز رابطه بین کینک و ضربه روحی، فریبنده است. برخی محققان نظریه دادند که کینک میتواند با حالتی گذرا، مسیری برای ذهنی درگیر و غسل جسمانی و تمرکز جدی مقایسه شود. دیگران کینک را به عنوان فعالیت تفریحی خطرناک یا خرده فرهنگ خلاقانه و سرچشمه جامعه و همراهی در جامعه‌ای جدا شده، تصور می‌کنند. شاید بیش از همه جنجالی باشد که ادعای برخی افراد فعال در BDSM باشد که می‌گویند کینک خاصیت شفا بخشی به ویژه در آسیب جنسی دارد!

در حالیکه کینک به تنهایی شرط لازم برای علایق کینکی نیست، برخی از افراد حرفه‌ای کینک گزارش دادند که با استفاده از بی دی اس ام برای سرتاسر آزار جنسی یا فیزیکی، احساسی قدیمی فعالیت میکنند. خانم Nicole Lane در مورد اینکه چطور بی دی اس ام به او برای درمان و بهبودی حاصل از یک تجاوز کمک کرد، در مجله Hello Giggles یک مقاله نوشته است. او بیان کرد که کنترل داستان در عوض تحت تاثیر قرار گرفتن برای تجاوز در مقابل او چیزی کمتر از «انقلاب درونی» نیست. گری تایید کرد که برخی از مراجعین که تجاوز جنسی را تجربه کرده‌اند از کینک برای بهبود احساسات خود استفاده میکنند.

برای همه افراد پیشنهاد نمی‌شود، اما برای برخی قربانیان تجاوز، رابطه BDSM می‌تواند به بهبود فشارها و تاثیرهای روانی حاصل از تجاوز، کمک کند. البته این درمان نیست اما می‌تواند به بازیابی قدرت قربانی تجاوز کمک کند.

آشا گری توضیح داد: «کینک جایگزینی برای درمان نیست اما برخی از بازمانده‌های آسیب دیده، قدرتمندسازی خود را بوسیله کینک پیدا کرده‌اند.» گری به عنوان باتم در جلسه کینکی برنامه ریزی شده، میگوید: «از اول تا آخر، شما مسئول هستید. پس می‌توانید چیزی که آنها تحمل می‌کنند را دوباره تجربه کنید اما در مسیری لذت بخش تر و امن تر.» در آن صورت ساختار صحنه BDSM به عنوان محفظه‌ای سراسری که برخی از بازماندگان می‌توانند با غلبه بر آسیب خود پیروز شوند، تجربه کردن آن با توجه به رضایت طرفین با پارتنر مورد اعتماد و کمک به جایگزینی خاطرات منفی، خدمت می‌کند. جالب اینکه توجه و مراقبت فردی نزدیک، خبرگی و مهارت سطح بالا، رضایت واضح و روشن که نیازمند تعاملات سادومازوخیسمی سالم است و همه خصائص سلامت جنسی برای همه چه بی دی اس امی باشند چه نباشند را، دارد.

مهارت نقش مهمی در کینک دارد

کینک نیاز به مهارت‌های متنوع و گسترده‌ای دارد، و فقط دانستن نحوه شلاق زدن نیست. هرچند تصاویر رسانه‌ها ممکن است آن را به عنوان سرگرمی و بازی (یا شلاق و دست بند) نمایش دهد، اما عرف اخلاقی کینک نیاز به خودآگاهی و احتیاط دارد. آشا گری میپرسد: «چگونه با افراد درباره قراردادها مذاکره می‌کنید؟ چگونه با نیازها، علایق و نگرانی‌هایخود برای پارتنر ارتباط برقرار می‌کنید؟ این موارد سوالاتی هستند که اگر میخواهید در کینک شرکت کنید، باید از خودتان بپرسید.»

قبل از اینکه برای پایانی پیچیده ریسک کنید، به آرامی شروع کنید و یک قرار در یک رستوران شیک بگذارید. وسایل را به خوبی بچینید و در دست بگیرید و قبل از اینکه ناگهان رابطه‌ای شدید شروع کنید، به خوبی دیگری را بشناسید. به ویژه برای بازماندگان آسیب دیده در حال تمرین کینک (چه باتم و چه تاپ)، مهم است روسپی‌گری و تحریک را بشناسند و بطور موثر با آنهایی که برای پارتنری انتخاب شده‌اند، ارتباط برقرار کنند.

به عبارت ساده‌تر: زمان آن است که کینک را از بار تاریخی شرم کینکی رها کنیم چرا که مانند دیگر علایق جنسی یا سبک متداول رابطه، رابطه ارباب و برده می‌تواند سلامت یا ناخوشی، خطرناک یا شفابخش باشد و همه اینها به اینکه کینک را چگونه و با چه کسی انجام میدهیم، بستگی دارد.

زمان زیادی را برای شناخت پارتنر خود اختصاص دهید. به عنوان یک دامیننت شما باید با هر اسلیو به یک شیوه خاص رفتار کنید تا از همه جوانب شما لذت ببرد. یک نسخه را نباید برای همه استفاده کنید و سعی کنید با مهارت تمام و انعطاف‌پذیری، بهترین لذت و هیجان را در لحظه برای پارتنر خود خلق کنید.

اونتاشگال . مرداد ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

چرا مغز عاشق درد است؟ تحقیقات علمی BDSM

چرا ذهن شما عاشق درد است

هنگام بحث در زمینه BDSM شایعات، تابو و پورن‌های زیادی وجود دارد. اما دانش حقیقی و کامل در این زمینه اندک بوده و این موضوع خجالت‌آور است،به این علت است که حتی با وجود تخمین‌های محافظه کارانه و به سختی تنها ۲ درصد از کل جمعیت جهان درگیر BDSM هستند. یعنی مشابه جمعیت همجنس‌گرایان! در این مقاله به سوال بزرگ شما پاسخ می‌دهیم.

ریشه گرایش بردگی چیست و چرا من از درد لذت می‌برم؟

ترجمه آزاد مجموعه مقاله‌هایی در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی BDSM و سبک زندگی است که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. این نوشته‌ها با هدف بیان واقعیت‌ها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش سادومازوخیسم، از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله توسط محقق علمی، جاشوا کریش در ژانویه ۲۰۱۶ منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.

درد لزبین در سادومازوخیسم و آرامش آن

سادومازوخیسم اغلب شامل سکس‌های کینکی با طناب، شلاق و سایر وسایلی می‌شود که اگر درست استفاده نشوند نتیجه آن آسیب‌های جدی خواهد بود. اغلب یکی از پارتنر‌ها نقش تاپ و دامیننت را بر عهده گرفته و دیگری نقش سابمیسیو و باتم را می‌پذیرد. به هر حال، انسان‌ها هزاران سال است که از باندیج، درد و تقابل قدرت در روابط جنسی‌شان استفاده می‌کنند. اما دانشمندان در گذشته BDSM را به عنوان یک شرایط روانی خاص معرفی می‌کردند. فروید آن را به عنوان وضعیت غیرطبیعی و ناجوری تعریف کرده (مانند اکثر انواع غیرعادی سکس) و حتی در سال ۱۹۸۷ سبک زندگی، یک عبارت عامیانه که گاهی برای توصیف روابط BDSM استفاده می‌شود، در ژورنال DSM III مشمول تشخیص‌های بیمارگونه گشت.

اما دانشمندان مدرن‌تر شروع به بررسی دوباره و تغییر عقیده درباره‌ی BDSM کرده‌اند. حتی تیمی تحقیقاتی در زمینه دانش BDSM در دانشگاه ایلینوس شمالی تحقیقاتش را به فهمیدن آن که چگونه بدن و ذهنما به تحریکات غیر معمولی پاسخ می‌دهد، اختصاص داده است. بدین گونه که جوامع BDSM در حال پیدا کردن راه‌های جدید برای ارتباط برقرار کردن و ایجاد ارتباط جنسی با استفاده از فضاهای دیپ وب، سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی تحت عنوان دارک نت هستند.

ریحانا در یکی از آهنگ‌هایش می‌خواند «درد لذت من است، چون قابل سنجش نیست.» برخی دانشمندان تصمیم گرفتند ببینند این موضوع چقدر صحیح است و شروع به انداره‌گیری موارد مختلفی در طرفداران این گرایش کرده‌اند. از فعالیت‌های مغز گرفته تا سطح کورتیزول خون. در ادامه دانش فعلی درباره BDSM را مطالعه می‌کنید.

مقاله پیشنهادی: موزیک ویدئوها با فضای BDSM

باندیج و لذت درد

جنبه‌های غیرجنسی BDSM

پس از این که دانشمندان شروع به پژوهش در این زمینه کردند، اولین سورپرایز برایشان این بود که BDSM می‌تواند غیرجنسی باشد. این بدین معنی نیست که این نوع از رابطه عموما شامل سکس نمی‌شود، اما تمایل به بازی درد – و در واقع سلطه گری و سلطه پذیری – لزوما برای تحریک جنسی نیست. بر اساس مطالعه‌ای [منبع] که در سال ۲۰۱۴ انجام شده، طرفداران BDSM اغلب به همان دلیلی به این «سبک زندگی» علاقه دارند که سایر مردم فلفل تند میخورند، سوار ترن هوایی می‌شوند و یا کوهنوردی می‌کنند.

به گفته دکتر روی بامیستر، از دانشگاه کیس وسترن، سوال «چرا برخی مازوخیسم را بر کوه نوردی ترجیح می‌دهند» قابل مقایسه است با این سوال که «چرا برخی مردم چتربازی را بر کوه نوردی ترجیح می‌دهند». تصادفات عادت، فرصت و ارتباطات ممکن است نقش غیر مهم کلیدی بازی کند.

اخیرا مطالعه دیگری [منبع] در زمینه BDSM به مقایسه فیزیولوژی و روان علاقه‌مندان به این سبک و کسانی که فعالیات‌های دردناک اما غیرجنسی نظیر راه رفتن روی آتش، یا پیرسینگ‌های شدید بدنی انجام می‌دهند پرداخته و به تشابهات واضحی نیز دست یافته است: «طبق یافته‌های ما صحنه‌های BDSM و فعالیت‌های شدید هردو مسیرهای متفاوتی هستند برای دستیابی به حالی یکسان. در واقع راه‌های گوناگون به مقصدی یکسان

برای این مطالعه، پژوهشگران نمونه‌های شرکت‌کننده در فعالیت‌های افراطی و BDSM را مورد آزمایش قرار دادند، آن‌ها نمونه‌هایی از کورتیزول (هورمون استرس) را از بزاق آن‌ها برداشتند. نتیجه نشان داد که هم دامیننت‌ها و هم ساب‌میسیوها سطوح قابل توجهی از آگاهی را تجربه می‌کنند. اغلب افزایش زیادی در هورمون کورتیزول را تجربه می‌کنند در حالی که همگی سطوح پایین‌تری از استرس را گزارش می‌کنند، (که در این صورت باید استرس بیشتری داشته باشند، نه کمتر). و در تست‌های تشخیصی پس از آن، باتم‌ها خیلی ضعیف ظاهر شدند، که نشان می‌دهد آن‌ها کاملا وضعیت ذهنی‌شان را در طی تشریفات شدید تغییر داده و تحت تاثیر قرار می‌گیرند.

بسیاری از این‌ها کاملا متناسب است با آنچه طرفداران BDSM تحت عنوان «SubSpace» یعنی نوعی از نشئگی و خماری که باتم هنگام درد و تحقیر تجربه می‌کند. همچنین برخی از علاقه‌مندان به این موضوع، با اهداف فلسفی و فکری به آن می‌پردازند که بسیاری از آن‌ها با هدف ورود به یک خلسه به این فعالیت‌های شدید وارد می‌شوند.

اسلیوها در پارتی

عشق، کورتیزول و تستسرون

مطالعات پیشین درباره کورتیزول نشان می‌دهد این هورمون تنها به استرس مرتبط نبوده و در شرایطی با درگیری بالا، غافلگیرانه و غیرقابل پیش بینی، خارج از کنترل و جدید، به بیان دیگر BDSM توافقی، نیز افزایش می‌یابد. برای اثبات این مشاهده، دانشمندان به بررسی یک BDSM پارتی بزرگ پرداختند و مطالعاتشان را با ۵۸ شرکت کننده ادامه داده و سطح کورتیزول و تستسرون آن‌ها را سنجیدند. آن‌ها می‌خواستند بفهمند که آیا BDSM منجر به افزایش صمیمت بین زوجین گشته است، همچنین نشان دهند چگونه سطح برخی هورمون‌های شاخص در پاسخ به سکس‌های کینکی و غیرمعمول تغییر می‌کند.

آن‌ها یافتند که اشخاص باتم نسبت به تاپ‌ها سطوح بالاتری از کورتیزول را در یک صحنه بازی داشتند. و این تا حدودی مورد انتظار بود، زیرا باتم‌ها معمولا درد را تجربه می‌کنند بنابراین بدنشان تحت فشار قرار گرفته و این استرس را با افزایش سطح کورتیزول بروز می‌دهد. پس از تجربه یک لذت دوطرفه در رابطه، کاهش سطح این هورمون در هر دو طرف، تاپ و باتم، مشاهده می‌شود.

شگفت زدگی اساسی هنگامی بود که دانشمندان به بررسی هورمون تسترون یعنی هورمونی که فکر می‌کردند با سلطه‌گری مرتبط است، پرداختند. باتم‌ها، و نه تاپ‌ها، بالاترین سطوح تستسترون را داشتند! دلایل اندکی برای این امر وجود دارد. بر اساس برخی حکایات، افرادی که در زندگی عادی، شغلی و روزمره شان سلطه‌گر هستند، ترجیح می‌دهند نقش باتم را در رابطه داشته باشند. یک احتمال دیگر این است که باتم‌ها به طرز موثری از هر لحاظ در رابطه کنترل کننده‌اند، شخص باتم برای وضع قوانین رابطه مذاکره می‌کند و در طی بازی نیز می‌داند هر زمان که بخواهد می‌تواند از کلمه امنیتش برای توقف بازی استفاده کند. این موضوع به خودی خود مقداری قدرت به همراه دارد که ممکن بر سطح تسترون خون اثر بگذارد. در فانتزی آن‌ها سابمیسیو هستند اما در حقیقت، باتم خود سلطه‌گر است.

به هرحال، محققان به این نتیجه رسیدند که BDSM منجر به تغییر غیرمنتظره برخی هورمون‌های شیمیایی در بدن – مانند برخی احساسات غیرمنتظره دیگر – می‌شود. شرکت کنندگانی که جلسه ارباب و برده‌شان به خوبی پیش رفته بودند، صمیمت و نزدیکی بالاتری را پس از پایان رابطه گزارش کردند.

چه سطح هورمون‌ها در BDSM تغییر کند، چه نکند، این موضوع اثرات فوق العاده‌ای  بر سلامت جسمی و روانی کسانی که برای ارضایشان یکدیگر را می‌بندند و شلاق می‌زنند دارد. «افزایش نزدیکی مرتبط با نمایش و مراقبت و توجه مشاهده شده در فعالیت‌های سادومازوخیسمی در رابطه جلوه جدیدی از ‌BDSM را، که کاملا بر اساس توافق و رضایت طرفین است و پتانسیل افزایش صمیمیت میان طرفین را دارد، نشان می‌دهد.»

سادومازوخیسم در دو مرد گی

این مغز شماست که در BDSM دخیل است

و پس از آن مغز، همان جعبه سیاه BDSM، را داریم. در حالی که تعداد زیادی مقاله در زمینه روانشناسی BDSM وجود دارد، تحقیقات نورولوژیکال اندکی بر این دسته از افراد انجام شده است و تصورش سخت است که چرا در اغلب زندان‌ها MRI ندارند!

یکی از تنها مطالعاتی که مستقیما به علوم عصبی مربوط به BDSM اشاره داشت سال ۲۰۰۵ در ژورنال روانپزشکی بیولوژیکال [منبع] به چاپ رسید. محققین از MRI، تکنیکی که نواحی فعال مغز را بر اساس سطوح اکسیژن خون موجود در آن نواحی پررنگ‌تر نشان می‌دهد، استفاده کردند و از افرادی که درگیر BDSM بودند (مشابه گروهی شامل افراد وانیلی) خواستند تا به عکس‌های اروتیک و چندش آور نگاه کنند.در هر دو گروه، ساختار‌های ذهنی مختلف (قشر ناحیه پیشانی، هیپوکامپ‌ها، تالاموس و آمیگدال) همگی در پاسخ به تفسیر عکس‌ها ، هم اروتیک و هم چندش آور، پررنگ شدند و به این موضوع مربوط بودند.

نتیجه واضح است: احتمالا مسیر عصبی مشترکی میان چیزهایی که منجر به احساس ترس و چندش بودن می‌شود و چیز‌هایی که ما را از نظر جنسی تحریک می‌کنند وجود دارد.

طبق گفته محققین «بسیاری از ساختارهای لیمبیک و بالای آن نیز به طور مشابه طی سکس و کار‌های نفرت انگیز تحریک می‌شوند.» این مطالعه تصویربرداری عصبی آشکار می‌کند که روند احساسات لذت بخش و فاقد لذت ساختار‌های مشترکی در مغز را شامل می‌شوند.

اما از طرفی، کاملا نامعلوم است که چرا زنجیر و شلاق‌ها منجر به تحریک برخی می‌شوند در حالی که برخی دیگر را نیز می‌ترسانند.

برد سارگین، پروفسور روانشناسی و عضو تیم تحقیقاتی BDSM،می‌گوید:
«مردم مختلف پاسخ‌های مختلفی به BDSM می‌دهند اما این نوع از مطالعات نمی تواند با اطمینان درباره این که چرا مردم به BDSM می‌پردازند صحبت کند. تفاوت‌های بسیای در الگوهای فعالیت ذهنی است اما کاملا مشخص نیست که قضیه از چه قرار است!»

در طول سال‌ها که با BDSM زندگی می‌کنم، بسیاری از من دلیل و ریشه این گرایش را می‌پرسند. هر بار به پاسخی رسیدم باز یک مثال نقض پیش آمد. واقعا در زمینه علوم روانشناسی نمی‌شود با قاطعیت صحبت کرد. پیشنهاد من این است که به جای درگیر شدن برای یافتن چرایی هر چیزی، از آن چیز لذت ببرید! زمان شما محدود است و فقط یک بار زندگی می‌کنید.

اونتاشگال . خرداد ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.