آموزش اسلیو، ۷ نکته برای برده تازه کار

من لونا کی‌ام با ۴۲ سال سن، به عنوان یک برده حرفه‌ای (که پیشتر به عنوان یک تحت سلطه شناخته می‌شدم، و قبل از آن هم به وی عنوان یک خود آزار داده بودند) هم زمانی یک تازه کار بودم، بله واقعا روزی تازه کار بودم! وقتی که تازه وارد این سبک از زندگی شدم، همواره با چشمانی باز حرکت کردم، همواره هیجان و البته یک اندازه مناسب از احتیاط وجود داشت و بالاخره متوجه شدم یک موضوع واقعی برای تمایلات تحریک کننده‌ای که در ذهنم هستند، وجود دارد. این زمان برای من بسیار دشوار بود زیرا می‌خواستم همه کارها را در این گرایش تازه شناخته انجام دهم و این دنیای جدید را فوراً کشف کنم. حالا خوشحالم که به اندازه کافی سریع نبودم.

اگر شما خود را علاقه‌مند به ساب‌میسیو، مازوخیسم و کلا بردگی می‌دانید، بهتر است عجله نکنید و این ۷ نکته که کاش در ابتدای BDSM میشناختید را با دقت مطالعه کنید. این مقاله برای کسانی که به سرعت می‌خواهند همه چیز را تجربه کنند و یاد بگیرند، کاملا مناسب است.

این نوشته در دسته‌بندی سبک زندگی قرار دارد. در موضوع سبک زندگی شما را با روحیات، رفتار و روش زندگی افرادی که به BDSM گرایش دارند، آشنا می‌کنیم. مقالات سبک زندگی واقعیت‌های افرادی که با این گرایش زندگی می‌کنند را بهتر نشان می‌دهد.برخی از مقالات این دسته به سبک ترجمه آزاد هستند که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. از دوست عزیزم میلادمسافر برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادگیری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله در توسط لونا کی ام در وبلاگ آموزش ساب‌میسیو منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


خوشبختانه من یک ارتباط آگاهی بخش داشتم، تماسی آنلاین از جانب یک دامیننت یا کنترل کننده داشتم که به من گفت قبل از پریدن به ناحیه کم عمق استخر، ابتدا از حاشیه‌های استخر لذت ببرم و مهارت‌های لازم را در حاشیه یاد بگیرم!

من هرگز نمی‌توانم آن گونه که باید به اندازه کافی از ایشان برای توصیه‌های مفید و موثرشان تشکر کنم. این توصیه‌ای است که من می‌خواهم به هر فرد با گرایش Submissive بودن، بدون توجه به سن و تجربه شما، بگویم. قبل از تجربه کردن همیشه زمان کمی آموزش و مقداری دانش می‌تواند به دست بیاید. این آموزش می‌تواند شما را ایمن نگه دارد، می‌تواند شما را آگاه‌تر کند، می‌تواند از شما محافظت کند و عین حال می‌تواند سرگرم کننده هم باشد.

پیش از هر چیزی بگویم که این یک راهنمای همه جانبه درباره BDSM نخواهد بود. من اطلاعات بسیار زیادی دارم که بتوانم آنها را برای شما تعریف کنم. کاری که امیدوارم با این نوشته انجام دهم این است که دانش عملی برای تجربه کردن به شما ارائه دهم، به گونه‌ای که هر چه جستجو کنید حداقل ابزار لازم برای ادامه یادگیری را با اعتماد به نفس خواهید داشت.

گرایش BDSM بیان کننده چه چیزی است؟

تعاریف زیادی در مورد BDSM وجود دارد و افراد زیادی در مورد آن نوشته‌اند طوری که من مطمئن نیستم که آیا دوباره صحبت کردن در مورد آن در اینجا واقعا نیاز است یا خیر. اما با دیدن تمام سوالات و ابهاماتی که در انجمن‌ها و چت‌های آنلاین و توییتر درباره BDSM پرسیده می‌شود، فکر می‌کنم ممکن است حرف‌های من توسط کسی خوانده شود و چیزهای جدیدی یاد بگیرد.

واژه BDSM یک اصطلاح خلاصه شده برای کلمات Bondage ، Discipline، Dominance، Submission، Sadism، Masochism است. هر یک از این کلمات به تنهایی یک اَبَر اصطلاح هستند که واژگان دیگری نیز در زیر آنها وجود دارد. در اصل، هرگونه گرایش به Kink [کینک چیست؟] تحت یکی از این دسته‌ها قرار می‌گیرد. همیشه خوب است که دایره لغاتی مفید از اصطلاحاتی که اغلب توسط افراد ماهر در سادومازوخیسم بکار می‌رود را استفاده کنید و اگر یک کلمه را درک نکردید، باید در مورد آن مطالعه کنید. برای تمرین BDSM لازم نیست همه واژگان را بدانید، اما اگر واقعاً کنجکاو هستید، فرهنگ لغات BDSM در اینترنت وجود دارد.

مطالعه بیشتر: الفبای BDSM

علاوه بر دانستن برخی از کلمات و اصطلاحات، دانستن درباره برخی از انتظارات و تجربیات در سبک زندگی BDSM هم می‌تواند به شما کمک بزرگی کند. تبدیل شدن به طرف تحت سلطه در ذات رابطه D/s دقیقاً مانند هر رابطه دیگری است اما با یا یک تفاوت بسیار مهم. نقش‌ها از قبل تنظیم شده‌اند و مثل یک رابطه معمولی در جریان و قابل تغییر نیستند. کنترل‌گر و کنترل شونده هرگز نقش‌ها را تغییر نمی دهند (مگر اینکه در شرایط توافق کرده باشند) و رابطه به شدت به همین ذات ادامه می‌یابد. افراد می‌توانند در اتاق خواب بازی کنند و فقط این نقش‌ها را در همان فضا محدود کنند و یا می‌توانند در طول زندگی نقش خود را ایفا کنند.

در رابطه BDSM هیچ کدام از نقش‌ها بزرگتر یا کم ارزش‌تر نیست. نقشی که افراد در رابطه خود می پذیرند کاملا  شخصی و منحصر به فرد است و نشانی برای برتری یکی بر دیگری نیست. لزوما نباید فانتزی‌های مشابه هم داشته باشید اگر چه که پذیرش آن‌ها موجب احساس نزدیکی بیشتر می‌شود و به نوعی لطف یک طرف به طرف دیگر است. موارد بسیاری وجود دارد که هرگز از آنها با عنوان لذت بخش یا سرگرم کننده یاد نمی‌کنم ، اما می‌توانم از تمایل دیگران به آن‌ها، آن را بفهمم و گاهی برای آن‌ها آن را انجام دهم.

لزوما با هر کسی که در رابطه BDSM آشنا شوید، نمی‌خواهد بخشی از یک انجمن یا گروه با این گرایش باشد. شما نمی‌توانید کسی را به همه نشان دهید و بلند اعلام کنید که گرایش سلطه پذیری دارد. سادومازوخیسم برای بیشتر افراد هنوز در کمد و مخفیگاه است و این کار برای آنها خوب نیست که از خفا بیرون بیاورید. کسانی که می خواهند بخشی از یک انجمن یا گروه باشند می‌توانند تجربه و دانش شخصی شگفت انگیزی را برای خود جمع آوری کنند که همه، از جمله افراد جدید، می‌توانند از آن بیاموزند.

یک: آیا این یک سبک زندگی است؟

رابطه و گرایش BDSM برای من یک سبک زندگی است. من همیشه آن را زندگی می‌کنم، این چیزی است که من هستم. این مورد با بیش از نیمی از جمعیت شناخته شده BDSM رخ نمی‌دهد. دامنه مشارکت‌ها در رابطه بسیار متفاوت است. نمی‌توانم بگویم که اعداد دقیقی را می‌دانم، اما می‌دانم که از بین ده نفری که با گرایش کینکی که می‌توانم در یک اتاق ملاقات کنم، هفت نفر از آنها احتمالا به عنوان فردی با سبک زندگی BDSM معرفی نمی‌شوند. من با این موضوع مشکلی ندارم و ما هنوز هم می‌توانیم درباره گرایش خود حرف بزنیم و از دست یکدیگر نیز ناراحت نشویم زیرا ما انسان‌ها هیچ وقت دقیقا مثل هم نیستیم، قبول دارید؟

نقش‌های مختلفی وجود دارد که می توانید در BDSM داشته باشید، از Top ، Dominant یا Master گرفته تا پایین، مطیع و برده. همچنین بسته به نوع چیزی که می‌خواهید، در این نقش‌ها نیز تغییراتی وجود دارد. شما می‌توانید در یک نقش ددی/دخترک یا مامی/پسرک فعال باشید. همچنین می‌توانید در یک خانواده Poly Master/اسلیو باشید که در آن Alpha هستید. شما فقط می توانید عاشق کینک و چیزهای سرگرم کننده و اسباب بازی های جنسی در اتاق خواب باشید. همه در دسترس شماست.

دو: تغییر بزرگ چیست؟

رابطه BDSM برای کسانی که با انواعی از آن سرو کار دارند، کار بزرگی است زیرا افق زندگی و نگاه آنها را از نظر جنسی، فکری، عاطفی یا هر سه مورد، تغییر می‌دهد. سادومازوخیسم همیشه بر محور رابطه جنسی نیست، اما می‌تواند سکس هم باشد. برخی از ما آن را تقریباً یک گرایش جنسی می‌دانیم. من به تازگی به این بینش رسیده‌ام که گرایش جنسی نه تنها می‌تواند هویت جنسی خاص شما را توصیف کند بلکه تفاوت در نحوه لذت بردن از رابطه جنسی را نیز توصیف می‌کند.

به عنوان مثال، کسی که دارای یک گرایش شدید اما سالم است، این نوع از فتیش را به عنوان یک الزام در رابطه جنسی لازم می داند و مانند دگرجنسگرا، همجنسگرا یا دوجنسگرا بودن برای هر فرد دیگر است. برای کسی مثل خودم، اگر هیچ بازی از جایگاه قدرت یا SM وجود نداشته باشد، رابطه جنسی انجام نخواهد شد. من از سکس معمولی و وانیلا همان لذت از رابطه جنسی ارباب و برده‌ای و تحت سلطه را ندارم. این به معنای این نیست که نمی توانم رابطه جنسی منظم داشته باشم، فقط ترجیح من SM است.

با درک از احساس در جریان در سری فیلم‌های Fifty Shades of Grey، تعداد بیشتری از افراد نقش  D/s و BDSM را به اتاق‌های خواب خود آوردند. با این هجوم مردم، مهم است که برای بسیاری از افراد BDSM فقط یک تجربه بازی گاه به گاه است، در حالی که دیگران D/s و kink را در برخی از ابعاد زندگی و روابط خود اعمال می‌کنند. BDSM در حال تغییر مردم و ارائه راه‌هایی برای بیان آنها است که ممکن است مردم قبلاً هرگز از آن مطلع نبوده‌اند و حتی بابت آن خود را بیمار می‌پنداشتند!

سه: آیا من عادی هستم؟

بله ، خیلی هم عادی و سالم هستید. یکی از اولین سؤالاتی که افراد جدید با گرایش سلطه پذیری از خود می پرسند این است که آیا آنها به خاطر تمایل به کارهایی که انجام می‌دهند عادی هستند؟ این حس می‌تواند میل به کنترل شدن، تحقیر یا خدمت کردن به ارباب باشد. هر چیزی که به نظر می‌رسد در خارج از چتر وانیلا سکس قرار دارد می‌تواند باعث شود فرد تازه کار طبیعی بودن آنها را زیر سؤال ببرد. این یک مرحله عادی برای شروع در این رابطه است.

پیشنهاد مطالعه: تحقیقات علمی در زمینه رابطه ارباب و برده

همه افراد یک بار از خود یا دیگری این سوال را می‌پرسند. بارها از خود سوال کرده‌ام و هر بار با درک بهتری از خودم و آنچه در زندگی می‌خواهم بیرون آمده‌ام. هیچ دلیلی برای ترس از چیزهای جدید و متفاوت وجود ندارد. ممکن است متوجه شوید که این چیزها ارزش توجه شما را دارند و می‌توانند شما را به روشی که هرگز فکر نمی‌کردید خوشحال کنند.

به عنوان مثال، حتی اگر هرگز به این فکر نکرده اید که Bondage را امتحان کنید، یک روز دوست داشته‌اید بدانید که این فضا اصلا چگونه است. مشکلی نیست که سعی کنید بفهمید چه احساسات و تمایلاتی نسبت به آن داشته‌اید. اگر فهمید که عاشق آن هستید، فقط یک چیز مهم است و آن اینکه باید همه چیزهایی را که می‌توانید یاد بگیرید و از آنها لذت ببرید. اگر فهمیدید که واقعاً یک تمایل جدی به سمت آن وجود ندارد، می‌توانید آن را در لیست No Thank you قرار دهید. در هر صورت، بسیار طبیعی و انسانی است که برای کشف چیزهای متفاوت و جدید اقدام کنید.

در مورد کارها یا تمایلاتی که می‌توانند خطرناک باشد یا خطراتی ایجاد کند، چطور؟ آیا این بدان معناست که شما یک فرد مخاطره آمیز هستید؟ نه واقعا. هر کاری که می‌کنید خطرات دارد، حتی رانندگی و رفتن به فروشگاه یا این طرف و آن طرف هم می‌تواند به یک تصادف مرگبار ختم شود. فقط به این دلیل که خطرات وجود دارد به معنای این نیست که باید به خواسته‌های خود پشت کنید.

پس چه چیزی عادی است؟ چگونه می توان آنها را در زمینه BDSM تعریف کرد؟ در واقع خیلی راحت نیست. تعریف طبیعی بودن برای هر شخصی متفاوت است. همین تصور متفاوت هم در طول زندگی تغییر می کند. بنابراین درک شما از عادی بودن در این لحظه با ۵ سال یا حتی ۵ ماه آینده یکسان نخواهد بود.

احساسات ناخوشایندی که در زمان مواجهه با موضوعی کاملاً جدید تجربه می کنید، هیچ ارتباطی با طبیعی بودن یا حتی پذیرش آن ندارد. وقتی احساسات خود را به عنوان حالت عادی خود بپذیرید، احساس عادی بودن خواهید کرد. هزاران نفر در سراسر جهان تمام وقت در حال کشف چیزهای جدید و مهیج هستند. پس خوش بگذرونید!

در رابطه BDSM هرچیزی که نوعی تجاوز نباشد و به زور و ناخواسته اعمال نشود، مشکلی ندارد. باید برای انجام آگاهانه کارها توافق کنید.

چهار: شما باید چیزهای جدید را امتحان کنید، اما همه چیز مناسبت شما نیست

یکی از نقاط قوت انسان‌ها این است که دوست دارند چیزهای جدیدی امتحان کنند و این توانایی را دارند. به عنوان یک فرد تازه کار با گرایش سلطه پذیر، شما احتمالاً از اینکه از حباب خود خارج شوید نگران هستید چون می‌خواهید چیزی را امتحان کنید که برای زمانی طولانی در ذهن شما ترسناک و در عین حال هیجان انگیز به نظر می‌رسد. من می‌خواهم شما را تشویق كنم كه حداقل یک بار یک کار مورد علاقه خود را امتحان کنید. حتی دو بار اگر از اولین پاسخ خود به آن مطمئن نیستید.

اشکالی ندارد اگر فهمیدید که لذتی از آن نمی‌برید، اشکالی ندارد اگر نظر خود را تغییر دهید و اشکالی ندارد اگر شخص دیگری آن را دوست دارد اما شما اینطور نیستید. نکته اصلی امتحان و کشف کردن این است که با یک ذهن باز آن را انجام دهید، بدون اینکه تحت تاثیر پیش داوری‌ها قرار گرفته باشید و هر پاسخی را که گرفتید، بپذیرید. برای مثال، اگر تصوراتی از بسته شدن با طناب را داشته‌اید و بارها و بارها با آن تصورات به ارگاسم رسیده‌اید، اما تجربه واقعی متفاوت از آن بود، شما چند گزینه برای انتخاب دارید:

  • می توانید تصمیم بگیرید که در فانتزی‌ها خیلی بهتر بود، اما از این که آن را امتحان کردید خوشحالید و به این زودی‌ها دوباره آن را تکرار نخواهید کرد.
  • ممکن است بفهمید که این شخص، این موقعیت و یا این بازه زمانی بوده است که روی حس شما به اجرای فانتزی تأثیر داشته است و می توانید وقتی شرایط مطلوب‌تر شد، دوباره آنرا امتحان کنید.
  • شما می‌توانید تصمیم بگیرید که یک بار کافی بود و به سراغ فانتزی بعدی بروید.

تمایل یا گرایش‌هایی وجود دارد که ممکن است برای شما وحشیانه یا غیر قابل قبول باشند، این گرایش‌ها می‌توانند کارهای متفاوتی باشند، از توهین کلامی تا آسیب های جسمی با استفاده از شلاق یا چیزهای دیگر، مهم این است که بدانید قرار نیست شما همه آن‌ها را امتحان کنید یا حتی به آن‌ها نگاه کنید، کافی است بپذیرید همه این تنبیه‌ها و دردها هم می‌تواند برای افراد دیگری تحریک کننده یا حتی لذت بخش باشد.

برای هر اتنخابی تنها کافی است ذهن خود را باز نگه دارید.

پنج: آیا دیگران با کاری که انجام می‌دهید مشکل دارند؟ بله، خب، مهم نیست

من در بالا گفتم که شما ممکن است با رفتارهای خیلی متفاوتی روبرو شوید که ممکن است شما را اذیت کند یا باعث تعجب شما شود که چطور ممکن است کسی آن را جالب بداند. همچنین می‌تواند اینگونه باشد که شما متوجه شوید یک گرایش خیلی خاص یا منحصر به فرد دارید که تعداد خیلی کمی در آن مانند شما هستند. حتی ممکن است متوجه شوید که هیچ کس آن گرایش را دوست ندارند ولی شما شدیداً به آن تمایل دارید.

اجازه ندهید هیچ کدام از این افکار شما را آزار دهد. من می‌دانم که گفتن این کار خیلی ساده‌تر از انجام آن است، اما یاد می‌گیرید پوستی کلفت داشته باشید زیرا افرادی وجود خواهند داشت که ذهن بسته‌ای دارند و تنها روش و شیوه خود را قبول دارند و هر رویه دیگری را نه به دلایل منطقی که تنها به این دلیل که با میل آنها یکی نیست، رد می‌کنند. حقیقت این است که این افراد نباید برای شما اهمیتی داشته باشند.

موضوع مهم این است که شما چطور زندگی خود را کشف و به خواسته‌های خود احترام می‌گذارید و چه احساسی در مورد جایگاه خود در رابطه BDSM دارید. اعتماد به نفس شما سکسی است و تمایلات شما مهم‌تر است نسبت به اینکه دیگران در مورد افکار شما چه فکری می کنند. آن را اینطور تصور کنید: چه فایده‌ای برای شما دارد که دیگران در مورد چیزی که فکر می‌کنید لذت بخش است یا راهی مناسب برای سبک زندگی شما است، چه فکری می کنند؟ اگر از این تمایلات متنفر باشند یا دوری کنند، آیا در میزان لذت شما فرقی می کند؟

احتمالاً خیلی کم. پس آنچه هستید را در آغوش بکشید

شش: باید فانتزی خود را کشف کنید اما همه فانتزی ها راحت به زندگی واقعی وارد نمی شوند

من کمی به این موضوع اشاره کردم و باید بپذیریم که همه فانتزی‌ها هم در عمل خوب کار نمی‌کنند و برخی دیگر نباید قلمرو رویاهای شما را ترک کنند. دلیل این امر احتمالاً باعث فرار شما نخواهد شد. خطرات ایمنی یا انتظاراتی وجود دارد که در زندگی واقعی ممکن نیست. به عنوان مثال اگر فانتزی برای آسیب جدی زدن، شکنجه واقعی یا خفه کردن دارید بگذارید در همان فضای ذهن شما باقی بمانند. این تمایلات ربطی به BDSM ندارند. ایمنی همه طرف‌ها در هر شرایطی بسیار مهمتر از هر خواسته یا تمایلی است که دیگران ممکن است داشته باشند. به همین ترتیب، خیال پردازی‌هایی وجود دارد که قانون یا اخلاق را نقض می‌کند، مانند پدوفیلی یا شکنجه حیوانات یا دید زدن و فیلم گرفتن از اعضای خانواده که واقعا باید جزئی از یک خیال باقی بماند و اگر زندگی شما را مختل می‌کند باید به روانشناس مراجعه کنید.

به این ترتیب، شما می توانید بسیاری از موارد را شبیه سازی کنید تا چیزی مانند فانتزی خود را بدون آسیب و در سایه ایمنی تجربه کنید. من داستانی از کسی را شنیدم که می خواست با همسر خود (بدون مرگ واقعی) نکروفیلی را تجربه کند. برای واقعی‌تر کردن این فانتزی، شریک همسرش شبانه به یک گورستان خصوصی رفت و بیش از یک ساعت داخل یک قبر کاملا برهنه مستقر شد و از سرمای زمین و هوای سرد یخ زد. سپس، در زمان توافق شده، مرد به گورستان رفت اما با جسد یخزده همسرش روبرو شد. از لبخندهای نقش بسته روی صورت زن، می شد حدس زد که از این تجربه لذت می برده است، اما آیا ارزشش را داشت؟

خلاق و مبتکر باشید و کاری کنید که فانتزی‌های خود را طوری تجربه کنید که باعث پشیمانی برای خود یا دیگران نشوید.

هفت: افراد دیگری با گرایش‌هایی مثل شما هستند اما اولین کسی که دیدید، بهترین فرد برای شما نیست

اینکه یک نفر دقیقا دوست دارد که مثل شما رابطه جنسی داشته باشد به این معنی نیست که برای شما شاخته شده است. رابطه جنسی یک بخش از شخصیت هر فرد را تشکیل می‌دهد و نزدیک بودن سلیقه‌ها دلیلی برای تبدیل شدن یک فرد به پارتنر برای شما نیست.

درست است، من این را گفتم. شما حتماً سراسر جهان را در جستجوی شخصی که علاقه‌مند به همان گرایش‌های شما باشد می‌گردید و وقتی یکی را پیدا کردید، به شما می‌گویم لحظه‌ای دست نگه دارید و فکر کنید. در آن لحظه خاص خیلی سخت است که فکر کنید، درست می‌گویم؟ پس از تمام فانتزی‌ها و آرزوها آن شخص با تمایلاتی درست مانند شما روبروی شما نشسته است و در این لحظه مهم و هیجان انگیز باید متوقف شویم؟ آیا امکان پذیر است؟

خب، بنابراین دو سناریو در اینجا وجود دارد. شما می‌خواهید دعواهای زیادی با شخصی داشته باشید که گرایش کینکی مانند شما دارد ولی ممکن است شخص دیگری هم باشد و سازگاری بیشتری هم با روحیات غیر کینکی شما داشته باشد؟ بسیار خوب، به بخت و آینده خود لگد بزنید اگر واقعاً نیازی به سازگاری در بقیه موارد زندگی ندارید و این چیزی است که شما به دنبال آن هستید.

اما اگر می‌خواهید در رابطه‌ای باشید که در گرایش کینک از آن لذت ببرید، حتی اگر دقیقا مانند خواسته‌های شما نباشد اما در بیرون از kink هم سازگاری و لذت وجود داشته باشد، پس با اولین آشنایی هیجان‌زده نشوید، بدانید که می‌توانید دوباره و دوباره آن را امتحان کنید، افراد دیگری را هم ببینید و تصمیم‌گیری کنید. این کار مانند یک قرعه کشی نیست اما ممکن است شما چند باری هم شانس نیاورید تا اینکه با فرد مناسب برخورد کنید. قبل از ذوق زده شدن با دیدن اولین کسی که گرایش‌هایی شبیه شما دارد، خود را تسلیم می‌کنید؟ به موضوعات و تاثیرات آنها در زندگی غیر kink خود هم توجه کنید. شاید خوش شانس باشید و همان اولین نفر فرد مناسب باشد اما اگر نبود، فکر نکنید گوهر گران بهای خود را از دست خواهید داد، آن هم برای همیشه!

یک رابطه تنها به معنای تحقق یک فانتزی، خاص نیست، بلکه رویای تحقق فانتزی‌های یکدیگر است. حتی اگر ماه‌ها یا سال‌ها به دنبال کسی بوده‌اید و این اولین کسی است که به شما بله را گفته است، من این رابطه را دوست دارم ولی شما با همه روابط سازگار نیستید، این به معنای پایان رابطه نیست. دامنه روابط بسیار بزرگتر از فانتزی‌های ما است.

این موضوعات برای کسانی که به تازگی با عنوان BDSM آشنا شده‌اند معمولاً پیش می‌آیند. اولین سلطه گری که با شما ملاقات می‌کند لزوماً همان ارباب رویایی شما نیست. تا زمانی که آنها را بطور کامل نشناسید، تسلیم کسی نشوید و مطمئن باشید که با او سازگار هستید. وی را بارها ملاقات کنید، در زمان‌ها و شرایط مختلف، چند بار و چند بار قبل از اینکه رابطه Kink خود را با او آغاز کنید.

اگر بعد از گذشت زمان انتخاب خود را تایید کردید و حس خوشحالی در رابطه داشتید، این شخص واقعا سلطه‌گر و ارباب رویای شما است، پس به دنبال آن بروید. بهترین آرزوها را برای شما دارم.

در هیچ بخش از زندگی عجله نکنید. به خصوص در رابطه و پیدا کردن شریک. شما نمی‌توانید انسان‌ها را تغییر دهید. پس اگر کسی را مناسب خود ندیدید، برای ایجاد رابطه پافشاری نکنید. درس اول صبر است. با شکیبایی و آرامش در این رابطه گام بردارید.

اونتاشگال . مهر ۱۳۹۹ . Photos by Krzysztof Niewiadomski

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

شناسایی شخصیت برت و به نظم در آوردن یک BRAT

ارباب T علاقه‌ای به نظم دهی ندارند، در صورتی که من بیشتر دوست دارم به من نظم دهد. او اشاره کرد که این حرکت ارباب به معنی این نیست که وقتی من چند تا از قوانین ر شکستم، من را ادب نکنند.

این متن یک ترجمه از وبلاگ ماری شورشی است. ماری یک خانم عاشق هنر اهل هلند است که با فرزند خود زندگی می‌کند و شوهر سابق‌اش را بهترین دوست و مستر می‌داند و چند سالی اقدام به نوشتن یاداشت‌های خود کرده است. در اینجا یکی از تجربه‌های او در زمینه شناسایی شخصیت برت را می‌خواهیم.

این نوشته در دسته‌بندی مهارت قرار دارد. در موضوع مهارت به شما هرآنچه که در طول جلسه ارباب و برده لازم دارید تا یاد بگیرید و ماهرتر شوید، آموزش داده می‌شود. برخی از مقالات این دسته به سبک ترجمه آزاد هستند که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. از دوست عزیزم اسد برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادگیری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این یادداشت در جون ۲۰۲۰ در وبلاگ ماری شورشی منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


قوانین

در حال حاضر من هیچ یک از قوانین را پیروی نمی­‌کنم، به خاطر رابطه­ ارباب و برده ما و از آنجایی که من هنوز دوست دارم از ایشان پیروی کنم، فقط انجام دادن این کار حس خیلی بی ­معنایی به من می دهد. دلیل آن هم این است که من می دانم اگر از این قوانین پیروی نکنم، هیچ عواقبی برای من نخواهد داشت. بخواهم رو راست بگویم، رابطه BDSM بین ما از سه سال پیش تا به الان کم شده، و اخیراً در یک سال گذشته من بیشتر قوانین را نادیده گرفته‌ام. تنها قانونی که من همچنان از آن پیروی می‌کنم، داشتن قلاده‌های شبانه و روزانه در گردن خود است.

با انداختن یکی از پاهام روی دیگرم شروع کردم. این یکی از قوانین بود، هرگز با انداختن یک پا روی آن یکی نشسته نباشم. اولین بار که این کار را کردم، هیچ اتفاقی نیفتاد. می‌دانم که ارباب T اشاره کرده بودند، ولی تصمیم گرفتند که حرفی در مورد آن نگویند. یکی دو بار دیگر که تکرار کردم ایشان گفتند «قرار هست که اینطور بنشینی؟» و من با گستاخی به صورتشون لبخند زدم (در حالی که در دلم می‌­گفتم آره) و پایم را برداشتم. ولی بعد از آن ادامه ندادند و من همیشه این­طوری می­‌نشینم. یک علت که ممکنه بخاطر آن به من چیزی نگوییند این است که یک بار گفتم با انداختن پاها روی هم فشار از روی پایین کمرم برداشته می‌شود و البته واقعا هم اینطور است. من با درد کمرم چند ماهی است که دست و پنجه نرم می‌کنم و وقتی پاها را روی هم می‌اندازم به نظر خیلی به کم کردن درد من کمک می‌کند. ولی، با همه این توضیحات، من خیلی دوست داشتم که ارباب T من را تنبیه کنند، چرا که من قوانینی که ایشان برای من مشخص کرده بودند را دیگر رعایت نمی‌کردم.

یکی دیگر از قوانینی که من دارم این است که زمانی که می‌خواهم به ارگاسم برسم حتما باید از ایشان اجازه بگیرم. زمانی که با هم سکس داریم اکثرا از اینم قانون پیروی می‌کنم اما زمان‌هایی بوده که من به ارگاسم رسیدم و بعد به ایشان گفتم یا حتی گاهی اوقات خودارضایی کرده‌ام. گاهی اوقات ایشان من را به این خاطر تنبیه می‌کردند آن هم با چند ترکه چوب خشک یا به وسیله نیشگون گرفتن از نوک سینه‌ها تا جایی که من از ایشان طلب عفو و بخشش می‌کردم. اما تنبیه و تربیت هرگز در دستور کار ایشان قرار نگرفته است. حتی زمان‌هایی وجود داشت که من به خاطر یکی از آن ارگاسم‌های بدون اجازه، با وجود اینکه اعتراف کردم، باز هم تنبیه نشدم.

برَت بودن

قبلا در ابتدای رابطه ما، من کشف کرده بودم که برَت بودن برای من باعث نمی‌شود که تنبیه شوم. طبیعتا من یک Brat نیستم. من ترجیح میدهم هر چیزی به من گفته می‌شود را انجام دهم و خود به پیروی از قوانین افتخار می‌کنم. هنوز هم، برخی اوقات من می­‌خواستم که ارباب T را تحریک کنم. من می‌­خواستم ببینم چقدر می‌توانم پیش از اینکه من را گرفته و اسپنک کنند، یا آنطور که صلاح می‌دانند تنبیه کنند، جلو برم.

این کار هیچ وقت جواب نداد. ایشان حتی به Brat بودن من اصلا واکنشی نشان ندانند پس من این رفتار را سریعا متوقف کردم. من هنوز هم لحظات برَت شدن را دارم، ولی این رفتار دیگر ایشان را تحریک نمی‌کند. اذیت کردن و تلاش کردن برای بامزه بودن چیزهایی هستند که درون من هستند.

حفظ کردن تمرکز

موقعی که رابطه­ی دامیننت ساب‌میسیو ما شروع شد و در ماه­های ابتدایی کشف کردن یکدیگر برای فهمیدن اینکه چه چیزی برای ما مفید است بودیم، علاوه بر آن ازدواج ما، ارباب T در برخی روزهای خاص دست به ترکه می‌­شدند. این کار برای تربیت کردن من نبود، بلکه برای عادت دادن من به درد و نگه­داشتن من در ذهنیت ساب بودن خود و تمرکز بر روی ایشان پیروی از قوانین بود. من مطمئنم که این کار همچنین برای نگه داشتن ایشان در جایگاه دامیننت بود. قوانین دام/ساب ما کاملاً مطابق با طبیعت و واقعیت وجودی ما هستند، ولی BDSM آن‌ها را بیشتر برجسته کرد و ما می‌خواهیم برای عمیق‌تر کردن آن عناصر اضافی، کاری بکنیم.

فقط مدیریت کردن جلسه با به دست گرفتن ترکه نبود، بعضی اوقاتی هم بود که پشت سر هم به من دست بند زده می­‌شد، دست­‌ها پشت، و آن‌جا بود که ارباب T نوک سینه‌­های من را پشت سر هم نیشگون می­‌گرفتند، من را تا لبه­ ارگاسم می‌­بردند و بعد دوباره شروع به نیشگون گرفتن سینه‌­ها می­‌کردند، تا جایی که اشک من در می‌آمد. این هم راه دیگری برای قرار دادن تمرکز در تبادل قدرت ما بود.

پیشنهاد مطالعه: کنترل ارگاسم یا ادجینگ چیست؟

source: https://twitter.com/tempestkittyx/status/776379366221709312

ذهنیت الان من

در حین نوشتن این متن و فکر کردن راجع به تعداد دفعاتی که من گفتم رابطه­ BDSM ما کم شده، من فهمیدم که هنوز خیلی در ذهنیت ساب خودم هستم و از آنجایی که فکر می‌­کردم که دیگر هیچ کدام از قوانین را پیروی نمی­‌کنم، مشخص شد که خیلی از آن‌ها را رعایت می‌کنم. شاید در ماه‌های ابتدایی رابطه ارباب و برده ما، جاهایی که ارباب T من را طوری تربیت کردند که مطیع ایشان باشم (مطیع، در عین حال مستقل) زمانی که دوباره رابطه D/s ما به مسیر خودش برگردد هنوز در وجود من هستند، در این صورت به سادگی می­‌تونیم چیزهایی که کنار گذاشتیم رو دوباره شروع کنیم.

وقتی ما آن قسمت از زندگی را دوباره شروع می‌کنیم، به شدت امید دارم که ارباب T در حال و هوای تربیت کردن دوباره من باشند. می‌توانم بگویم به این خاطر که من باید خود را برای تحمل درد بازسازی کنم اما نتیجه این است که من به همان اندازه دوست دارم طبق قوانین ایشان زندگی کنم.

یک موضوع بسیار مهم در رابطه‌ها، تغییر علایق، رفتارها و عادت‌های افراد در رابطه پس از یک مدت است. این فرایند کاملا طبیعی است و در ذات یک رلیشن یا ازدواج قرار دارد. Brat بودن شاید در ابتدا جذابیت خیلی زیادی داشته باشد، اما ادامه دادن آن برای یک رابطه خیلی مفید نیست و می‌تواند حوصله سر بر شود!

اونتاشگال . مرداد ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

تفاوت‌های سکس خشن با BDSM

در برخورد با کسانی که تمایل به هیجانات بی دی اس ام دارند به نکته جالبی برخورد می‌کنم. زمانی که از سبک و نوع سکس مورد علاقه آن‌ها می‌پرسم با پاسخ «یک مقدار خشن یا خیلی خشن» مواجه می‌شوم. وقتی که منظور و مفهوم آن‌ها موشکفای می‌کنم متوجه می‌شوم که تفاوت بین هاردسکس و رابطه بی دی اس ام را نمی‌دانند. در واقع تصور بر این است که هر دو یکی هستند.

از آنجایی که خشونت و درد یکی از پایه‌های اصلی در رابطه ‌BDSM است، افزاد زیادی هارد سکس را با آن اشتباه می‌گیرند. به بیان بسیار ساده هارد سکس یک عمل جنسی با قدرت و انرژی زیاد است و طرفین از یک جایگاه برابر در آن برخوردار هستند. در حالی که رابطه ارباب و برده فراتر از سکس است. در این نوشته به بررسی برخی از مهم‌ترین تفاوت‌های HardSex و ‌BDSM می‌پردازیم.


تعریف ساده سکس خشن یا سخت

سکس یکی از هیجان‌انگیزترین و خاص‌ترین تجربه‌های بشری است. به میزان تنوعی که در غذا خوردن وجود دارد، شما می‌توانید در سکس نیز تنوع داشته باشید. به صورت بسیار ساده سکس یعنی ورود آلت مرد به درون آلت یک زن و این طبیعی‌ترین نوع رابطه جنسی در بین تمام موجودات زنده است. با این حال در بین انسان‌ها تنوع داشتن در سکس همیشه جذاب بوده است. برخی افراد سکس را در ساده‌ترین حالت یعنی صرفا دخول و انزال می‌بینند و برخی دیگر برای آن برنامه‌ریزی می‌کنند و تا چند ساعت به درازا می‌کشانند.

سکس خشن یا هارد در کنار ابتدایی‌ترین نوع رابطه جنسی یعنی دخول قرار می‌گیرد. سکس خشن یعنی دخول و رابطه جنسی همراه با قدرت و فشار بسیار زیاد به گونه‌ای که فرد مفعول توانایی زیادی برای مانوور دادن نداشته باشد و فرد فاعل از فاکتور قدرت و انرژی برای پیش برد آن استفاده کند. در سکس خشن افراد می‌توانند از کاندوم‌های تاخیری استفاده کنند و بدون توجه به ارگاسم شدن پارتنر، به کار خود ادامه دهند.

سکس خشن در زمره سکس‌های وانیلایی قرار میگیرد. واژه رابطه وانیلا از ابداعات جامعه BDSM است و برای شناسایی کسانی که به سادومازوخیسم گرایشی ندارد به کار می‌رود و هیچ برتری یا ضعفی نسبت به هیچ نوع گرایشی نیست! در سکس وانیلایی عمل جنسی و دخول اولویت دارد و در کنار آن از نوازش‌ها می‌توان استفاده کرد.

سکس خشن به BDSM نزدیک است

از اصول اصلی رابطه ‌BDSM نحوه تقسیم قدرت است. در این رابطه به خصوص در تخت، مستر و ارباب ۱۰۰٪ کنترل را در اختیار دارد و پارتنر با اختیار خود مطیع می‌شود و مسیر هدایت جلسه را به دیگری می‌سپارد. در سکس خشن تا حد زیادی چنین اتفاقی می‌افتد اما ممکن است پس از تلمبه‌های محکم، فرد مفعول شروع به هدایت سکس کند و با معاشقه پیش برود.

هرچند گستره و طیف رابطه BDSM بسیار زیاد است اما در بحث سکس و دخول تا حد زیادی به سکس خشن می‌تواند نزدیک باشد. در سکس ارباب و برده‌ای، ارباب مرد می‌تواند با ریتم‌های مختلفی اقدام به سکس کند حتی با آرام کردن تلمبه‌ها به دنبال کنترل ارگاسم برده باشد اما در سکس خشن هدف نمایش قدرت و فشار بیشتر است که اگر پارتنر به آن علاقه‌مند باشد، بدون شک به یک سکس لذت‌بخش تبدیل می‌شود.

در سکس خشن نمایش قدرت و درندگی نقش بسیار مهمی دارد. خلاقیت داشته باشید و با رفتارهای سکسی پارتنر خود را بیشتر تحریک کنید. کنترل سر موقع اورال یا ساک زدن، بسیار مهم است.

سکس خشن چه چیزهایی نیست

سکس خشن در واقع کارهایی مثل تجاوز نیست. منظور از تجاوز یعنی هر عمل جنسی که بدون رضایت یکی از طرفین باشد. اگر یکی از طرفین به رول پلی و نقش بازی کردن به شیوه تجاوز علاقه‌مند باشد، ماجرا متفاوت است. فرض کنید یک زوج آماده سکس خشن می‌شوند. خانم در این رابطه علاقه‌ای به آنال سکس ندارد اما مرد برای نشان دادن خشونت و قدرت در سکس به صورت ناگهانی به دنبال چنین کاری می‌رود با این تصور که در حال انجام Hard Sex است. این عمل نوعی تجاوز به حساب می‌آید نه سکس خشن!

سکس خشن لزوما از جانب مرد به زن داده نمی‌شود. یک زن می‌تواند هارد سکس کند و طرف مرد را در کنترل خود بگیرد. در این نوع سکس، زن از آلت مرد برای لذت بردن خود بیشترین استفاده را می‌کند و یا برای اورال سکس موهای او را هم‌زمان که سرش را به واژن خود فشار می‌دهد، با شدت و قدرت می‌کشد.

سکس خشن به معنای انجام ناگهانی عمل دخول نیست. یعنی بدون توجه به موقعیت مکانی، روانی و روحی طرف مقابل با او سکس کردن، سکس خشن به حساب نمی‌آید. برای نمونه سکس در خودرو در یک محل خارج از شهر، جز موارد جذاب برای افراد است اما انجام چنین کاری در حالی که پارتنر از آرامش روانی برخوردار نیست و به نوعی استرس زیادی دارد، سکس خشن نیست. البته این به شرطی است که طرف مقابل رضایتی از این بابت نداشته باشد.

تصور بر این است که مردان قوی هیکل و با آلت بزرگ صرفا می‌توانند هارد سکس کنند در حالی که این کاملا غلط است! هارد سکس به قدرت و درد لذت ربط دارد. یک نفر می‌تواند با یک آلت نرمال ۱۳ سانتی به خوبی تجربه یک هارد سکس را به پارتنر خود بدهد. همچنین در هاردسکس از دست‌ها می‌توان استفاده کرد و با فشار دادن واژن به خوبی به آن لذت داد.

هدف از شناخت انواع سبک‌های سکس، آشنایی بیشتر شما به گرایش‌ها و علاقه مختلف است. مهم این است شما از چه چیزی لذت می‌برید. بدون شک یک فرد وانیلا که از نحوه سکس خود با پارتنر خود نهایت رضایت را دارد می‌تواند آرامش بیشتری نسبت به فردی که به BDSM گرایش دارد اما با اصول آن به خوبی آشنا نیست، داشته باشد. سعی کنید احساسات و گرایش‌های خود را بشناسید و به خوبی با پارتنر خود از آن لذت ببرید.

اونتاشگال . مرداد ۱۳۹۹ . خرید تصویرسازی‌ها AlphaChanneling

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

چگونه از دامیننت و ارباب خود قدردانی کنید؟

به نظرم نوشتن درباره قدردانی و چگونگی ابراز آن از شخصی که در خدمت او هستید، مناسب است. مطمئنا همیشه می‌توانید بگویید «ممنونم» اما اگر بخواهید از روش‌های خلاقانه‌تری برای ستایش ارباب و دامیننت خود استفاده کنید، چه کار می‌کنید؟ این نوشته به رشد مهارت ساب‌میسیو و بردگی شما کمک بسیاری می‌کند.

ترجمه آزاد مجموعه مقاله‌هایی در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی BDSM و سبک زندگی است که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. این نوشته‌ها با هدف بیان واقعیت‌ها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش سادومازوخیسم، از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله در وبلاگ راهنمای آموزشی برای ساب میسیو‌ها منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


سپاسگزار بودن می‌تواند حالت‌های مختلفی داشته باشد و هربار که احساس قدردانی درونمان برانیگخته می‌شود، می‌توانیم راه جدیدی برای ستایش انتخاب کنیم. مثلا نوع سپاسگزاری از ارباب پس از دریافت یک ارگاسم خوب کاملا با سپاسگزاری برای در دست داشتن قدرت در زندگی ساب‌میسیوی شما متفاوت است. عموما سپاسگزاری برای ارگاسم را فورا ابراز می‌کنید اما برای نوع دیگر قدردانی ممکن است ابراز احساسات‌تان مدتی زمان ببرد.

می‌خواهم لحظه‌ای به چیزهایی بیاندیشید که برایشان قدردانید چرا که شما این لذت‌ها و حس‌های خوب را پیش از رابطه با دامیننت خود نداشتید. آن چیزها چقدر در پیشرفت و شادی عمومی شما تاثیر داشته‌اند؟ آخرین باری که قدردانی خود را نسبت به این موضوعات نشان دادید کی بود؟ آیا مدت زیادی از آن می‌گذرد؟

در واقع چه پیشنهادی برای ابراز خودتان دارید؟ تا هنگامی که بر عهده شماست، می‌تواند ساده یا سرشار از جزئیات باشد. آن را درست کرده و از سرویس خود سرشار گردانید. ما به شما ۵ راهکار ساده برای ابراز قدردانی از ارباب خود، آموزش می‌دهیم. به صورت پیشفرض شما وظیفه‌ای در قبال هیچ یک از این موارد ندارید اما اگر این موارد را انجام دهید، به خوبی توجه خود به دامیننت و رضایت درونی از این رابطه را بیان می‌کنید.

در نوشته‌های این وبلاگ تا حد امکان جنسیت مطرح نیست. موارد پیشنهادی هم برای اسلیو پسر کاربرد دارد هم دختر، هم در رابطه با یک آقای مستر و هم یک خانم میسترس، پس مطالب را زنانه/مردانه مطالعه نکنید.

یک: پیشکش یک چیز خاص

اولین پیشنهاد، پیشکش کردن سرویسی است که در حالت عادی انجامش نمی‌دهید. ای کار لزوما نباید سکسی باشد. ماساژ، شستن پاها، سرویس‌های سکسی که پس از آن عذاب نمی‌کشید (این کار برای بعضی افراد شامل آنال می‌شود). چهارپایه شوید، فراهم کننده غذای منزل شوید، یک روز کامل را مانند یک خدمت کار خم و راست شوید. هرچیزی که روز دامیننت شما را بسازد و او را غافلگیر کند گزینه خوبی است. تنها به یاد داشته باشید که این کار جزئی از خودتان باشد. گرفتن یک سالن و خرج کردن پول با پیشکشی خودتان برای یک روز بهره بردن، متفاوت است.

دو: خلاقیت به خرج دهید

این پیشنهاد لزوما درباره ساختن چیزی نیست، بلکه می‌تواند ایجاد یک وضعیت خاص باشد. اگر می‌دانید که دامیننت و ارباب شما پس از یک روز پر استرس به خانه بازخواهد گشت، تغییری به سادگی کم کردن نور و شاید روشن کردن چند عدد شمع می‌تواند به ریلکس و فارغ شدن از دنیای خارج کمک کند. اطمینان از منظم بودن خانه و دعوتش به آن می‌تواند موجی از احساسات را به همراه داشته باشد. این کار نه تنها نشان دهنده اهمیت دادن شما به وضعیت خانه می‌باشد بلکه در لحظه ورود به خانه نیز تاثیر زیادی روی وی می‌گذارد.

همچنین می‌توانید فضای مناسبی را برای برنامه‌های احتمالی خود ترتیب دهید. اگر قرار است بازی کنید، محیط بازی را با وسواس آماده کنید. اگر تهیه شام جز دستورات بوده است، آماده کردن میز به گونه‌ای که انگار در یک رستوران مجلل هستید می‌تواند ستایش شما را برای چیزهای زیادی نشان دهد.

سه: انجام دهید

از اینترنت ایده تشریفاتی جدیید را که قبلا انجام نمی‌دادید یاد بگیرید. مثل زانو زدن و سپس گذاشتن صورت روی زمین هنگام سلطه پذیری یا زانو زدن هنگام آوردن نوشیدنی. افزودن این مقدار کم دقت و تمرکز سورپرایز لذت بخشی برای دامیننت است که به او نشان می‌دهد شما به چگونه ارائه کردن خدمت خود اهمیت می‌دهید. کارهای خیلی زیادی هستند که شما با این هدف می‌توانید انجام دهید. از حالت خاصی که لباس‌های خود را در می‌آورید گرفته تا نحوه پاسخ‌گویی به یک سوال و نشان دادن مطیع بودن خود. اضافه کردن تشریفات و سختگیری در رابطه تنها بر عهده دامیننت نیست. افزودن اختیاری این کارهای ساده این پیام را می‌رساند که شما برای داشتن فرصت خدمت به ارباب خود از او سپاسگزارید.

چهار: ساختن و خلق کردن

مطمئنا رفتن به فروشگاه و خریدن چیزی برای ارباب کار ساده‌ای است، اما آخرین باری که خودتان چیزی ساختید کی بود؟ مجبور نیستید همه چیز را بیاموزید یا هر مهارتی را بلد باشید. یک شام یا دسر ویژه درست کنید، شعری بنویسید یا کارت پستالی درست کنید، عکسی را قاب کرده و تزئین کنید. وسایل دست ساز ارزش معنوی بیشتری نسبت به وسایل خریداری شده دارند.

پنج: مجددا اصلاح کنید

به صورت پیشفرض اصلاح رابطه تنها در حالتی باید صورت بگیرد که واقعا آماده عمیق‌تر کردن آن باشید یا رابطه دچار لغزشی شده باشد که عمیقا قصد رفع آن را داشته باشید. تشریفاتی که مشمول این وضعیت می‌شوند، از ساده تا پیچیده متفاوتند پس به ذهنتان اجازه دهید هرآنچه که مناسب شماست را پرورش دهد. حتی اختصاص دادن زمانی برای صحبت کردن درباره آن که اطاعت کردن چقدر آرزوی شما است و پیشنهاد آن به صورت فوق داوطلبانه، می‌تواند میزان عشق شما به رابطه و آنچه ارباب برای شما انجام می‌دهد را نشان دهد. دوباره می‌گویم، شما مجبور نیستید برای ایجاد تشریفات جدید یا انجام دادن خدمتی متفاوت منتظر دستور دامیننت باشید. اسلیوهای ماهر کارهای خیلی زیادی را داوطلبانه شروع کرده و سپس رضایت ارباب را دریافت می‌کنند.

اگر اخیرا در انجام دادن دستوری که به شما داده شده، تنبلانه عمل کرده‌اید، خیلی جدی باشید و قبل از آن که در دردسر بیافتید سرسختانه آن را انجام دهید. اجازه ندهید حواس پرتی بر شما تسلط یابد. شما می‌خواهید خدمت کنید، به همین دلیل نیز در این رابطه هستید، پس خدمت کنید. ممکن است سلطه پذیری شما تنها باعث عمیق‌تر شدن سلط‌گری ارباب شود و بازنگری رابطه تنها منجر به یک مبادله گردد.

یکی از زیباترین صحنه‌ها، که ارباب با رسیدن به منزل می‌تواند آن را تماشا کند.

در انتها، هنگامی که این کارها را انجام می‌دهید از گفتن «متشکرم» غافل نشوید. این واژه را به شیوه‌ای خاص برای ارباب خود بسازید. ساب‌میسیوهای حرفه‌ای کارهای زیادی را برای رسیدن به توجه بیشتر انجام می‌دهند. اجازه ندهید رابطه شما تبدیل به یک رفتار پینگ پونگی شود. رابطه‌ها ساخته می‌شوند، چون ساب‌میسیو ماهر روی آن کار می‌کند.نشان دهید که چقدر هرآنچه ارباب برای شما انجام می‌دهد را تحسین می‌کنید تا به موقع پاداش آن را دریافت کنید.

حوصله سر بر بودن برده یکی از مسائل شایع بین مسترها و بیشتر میسترس‌ها است. وقتی هیچ خلاقیتی برای هیجان‌انگیز تر کردن رابطه‌ای که از اساس بر پایه هیجان و لذت است وجود نداشته باشد، دامیننت نسبت به شما سرد می‌شود و به زودی رابطه را ترک می‌کند. دقت کنید رابطه‌ها ساختنی هستند. اگر شما تلاش لازم و کافی را کردید اما پاسخی دریافت نکردید، بدانید که زمان ترک رابطه فراهم رسیده است.

اونتاشگال . مرداد ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

خاطرات یک مستر ایرانی در اروپا، تربیت زوج

پس از فراخوان برای نویسنده مهمان، دوست عزیز با نام میلاد این نوشته را برای من ارسال کرد. این ماجرا روایت شخصی ایشان از رابطه با یک زوج اسلیو و برده است. طبیعتا تحقیقات علمی پشت این نیست و لزوما درست یا غلط نباید باشد. صرفا شرح بیان تجربه‌های مختلف است که می‌تواند برای شما هم مفید باشد.

قبل از شروع هر کاری، قفل آلت مردانه یا همان چستیتی را روی آلت دنیل محکم کردم. این باعث می‌شد آلتش با دیدن صحنه‌های بعدی بدون اراده بزرگ نشود و صاحب خود را از کنترل خارج نکند! روی زمین کاملا برهنه دراز کشیده بود. پاها با پابند فلزی به میله آخر اتاق محکم شده بود و قلاده‌ای داشت که دست‌ها به قلاب‌های کنار آن وصل شده بودند و کاری نمی‌توانست بکند. یک دهان بند یا گگ گلوله‌ای بزرگ هم در دهانش قرار داده بودم.

البته یک دکمه زنگ الکترونیکی در دست داشت. به محض دیدن صحنه‌هایی خارج از تحمل او که قرار بود برای دوست دخترش شان اتفاق بیفتد، آن زنگ را می‌توانست بزند تا همه چیز متوقف شود. این یک شیوه برای بیان کلمه ایمنی است. به محض زدن زنگ همه چیز متوقف می‌شد و او را باز می‌کردم.


داستان من از سال ۲۰۰۶ شروع شد، زمانی که برای استفاده از یک بورس تحصیلی به کالج مدیریت زوریخ رفتم. در آن سال‌ها تازه از فضای بسته و محدود ایران وارد فضای باز و بدون ملاحظه‌ای شدم که ممکن بود مرا در تمام ارکان زندگی به معنای واقعی در خود غرق کند، اما میل به تحصیل و داشتن موقعیت مدیریتی در سازمان‌های مطرح دنیا و البته آشنایی با یک استاد و مربی روابط Fetish باعث شد تا مسیر خود را گم نکنم.

این مربی فردی ۵۲ ساله، متاهل و مدیر مالی شرکتی بین‌المللی بود که من برای کار آموزی مدیریت باید ۲۴۰ ساعت در آن کار می‌کردم. رابرت هلندی بود و در سوئیس زندگی می‌کرد. او بود که آگاهی من را به این سمت برد که میل به سلطه‌گری چیز خجالت آوری نیست البته به شرطی که با توافق طرف مقابل باشد. او مرا به مجموعه‌هایی معرفی کرد که اصول و تکنیک‌های این کار را در آنها آموختم، راهی که بعد از ۱۲ سال هنوز هم دنبال می‌کنم و می‌آموزم.

حضور در این دوره‌ها باعث آشنایی با همفکران من شد که برخی از بهترین دوستانم، پارنترها و برده‌هایم و البته در سال‌های بعد مشتریانم را از میان آنها یافتم.

بعد از ۶ سال آموزش، از حدود ۶ سال قبل، در کنار شغل اصلی‌ام در یک شرکت بین المللی، باز هم با راهنمایی و کمک رابرت، تبدیل به یک مربی شدم تا راه و رسم درست و ایمن برای این روابط را به کسانی که میل به بردگی و اطاعت داشتند، بیاموزم. برخی از این افراد تنها بودند و برخی هم زوج. گاهی به درخواست یک ارباب، برده‌اش را آموزش دادم، گاهی خود برده‌ها برای یادگیری بیشتر به من رجوع کردند. اما معمولا آموزنده‌ترین تجربه‌هایم با زوج‌ها بود.

این ماجراها و خاطرات گوشه‌هایی از تجربه‌هایی هستند که تا جایی که حافظه یاری می‌کند، برای شما بیان می‌کنم. همچنین هویت آموزش گیرنده‌ها حفظ شده است.

خاطره اول: دوست پسری اسلیو که عذاب وجدان داشت

بگذارید از گذشته این دو بگویم. دنیل ۶ ماه پیش از اولین جلسه متوجه شده بود که برای لذت بردن از رابطه جنسی باید نقش برده را برای خانم‌ها بازی کند، و خیلی شفاف آن را با شان که در یک رابطه یک ساله بودند و با هم زندگی می‌کردند، مطرح کرده بود. شان ابتدا سعی کرده بود تا این نقش را برای دنیل بازی کند، اما اون هم نمی‌تونست آنقدر که باید محکم باشد و تازه خودش هم دوست داشت برده باشد، اما هیچوقت جرات نکرده بود آن را با کسی مطرح کند. با این حال جسارت دنیل در صحبت درباره خواسته‌هایش به او هم شجاعت مطرح کردن این موضوع را داده بود.

بحران در رابطه شروع شد و با وجود علاقه زیاد به هم، حتی به این فکر کرده بودند که رابطه را ادامه ندهند.

تا اینکه یکی از دوستان دنیل در دفتر وکالتی که بعنوان وکیل کار می‌کرد، به او اطلاع داد که یکی از کارآموزهای جوان که به تازگی برای کارآموزی به آن‌جا آمده بود یک میسترس درست و حسابی است. 

ورود یک میسترس

این میسترس مارتا دختر سیاهپوستی بود که ۴ سال از دنیل کوچکتر بود. انتخاب سخت شروع شده بود اما در نهایت شان و دنیل تصمیم به ایجاد رابطه با مارتا گرفتند و او بعنوان ارباب آن دو از جمعه عصر تا دوشنبه صبح به آپارتمان‌شان می‌رفت تا شاهد خدمت این زوج به خود باشد.

خب به نظر همه چیز درست می‌آمد تا اینکه شان احساس کرد از خدمت به ارباب خانم لذتی نمی‌برد. این بار بطور جدی آن‌ها را ترک کرد. دنیل نمی‌توانست این را تحمل کند اما نمی‌خواست لذت خدمت به میسترس مارتا را هم از دست بدهد.

عذاب وجدان شروع شده بود. دنیل تا مرز نابود کردن شغلش پیش رفت. تا اینکه تصمیم گرفت برای شان ارباب مرد پیدا کند تا در زمان‌هایی که او به مارتا خدمت می‌کرد، شان به ارباب مرد خدمت کند. البته پیدا کردن این فرد آسان نبود. همچنین مارتا هم راضی نبود و معتقد بود دنیل کنترل و تحمل خود را از دست خواهد داد و نمی‌تواند حضور یک مرد دیگر را در زندگی شان تحمل کند. مارتا هم گفت اگر دنیل ثابت نکند که توانایی و تحمل دارد، از رابطه خارج خواهد شد.

من به رابطه دعوت شدم

همه چیز به مدت دو هفته جهنمی بود. اینجا بود که من وارد شدم. از طریق یکی از دوستان مارتا از این داستان خبردار شدم. دوست مشترک ما معتقد بود برای یک دوره کوتاه در حضور دنیل از شان بعنوان برده استفاده کنم تا دنیل تحمل خودش را بسنجد. هیچ وقت درگیر رابطه دو نفر نشده بودم و تنها بعنوان آموزش دهنده کار می‌کردم. برای همین جواب منفی دادم.

اما ۳ روز بعد دوست مشترک ترتیب یک ملاقات با دنیل و شان را در قسمت بار یک هتل داد. خیلی صریح و بی پرده با هم صحبت کردیم و نگرانی‌های خود را به آن دو منتقل کردم. دنیل اصرار داشت این کار را برای اثبات خودش به مارتا انجام بدهم و در عین حال فرصت لذت مشابه را برای شان فراهم کند. امنیت شان نیز برای او خیلی بود و می‌خواست این کار توسط یک حرفه‌ای انجام شود.

خیلی واضح برای آن‌ها توضیح دادم که من وارد رابطه نخواهم شد. برای شان اربابی پیدا نخواهم کرد و تنها برای ۳ روز مثل یک دوره آموزشی، شان را با تکنیک‌های تحت سلطه و ساب میسیو بودن آشنا خواهم کرد.

دنیل می‌توانست حضور داشته باشد اما کاملا بسته شده و بدون امکان دخالت بود. البته هر وقت می‌خواست یا احساس می‌کرد تحمل آن‌را ندارد می‌توانست فرآیند را متوقف کند اما برگشتی در کار نخواهد بود و من به مارتا گزارش خواهم داد که دنیل تحمل ندارد.

با همه چیز موافقت کردند. روی دستمزد هم توافق کردیم. شان کاملا با این موضوع موافق بود و مارتا فقط می‌خواست از کل ۳ روز فیلم تهیه شود تا خودش آن را ببیند. دنیل و شان موافق بودند. خب، بالاخره من هم موافقت کردم.

در مورد شان بگویم که او ۳۲ ساله، قد ۱۷۵ استخوانی، سفید پوست و اهل شف هاوزن، شهر کوچکی در نزدیکی زوریخ بود. اون به تازگی فارق التحصیل دکترای شیمی از دانشگاه زوریخ شده و به عنوان استادیار مشغول به کار بود. در ظاهر مثل خانم معلم‌های جدی بود اما در درون بسیار مردد، شکننده و از گرفتن هر تصمیمی بیزار بود. از نوجوانی به میل خودش به تحت سلطه بودن آشنا شده بود اما مثل هر چیز دیگری هیچگاه آنرا به زبان نیاورده بود و اگر دنیل از میل خود صحبت نمی‌کرد شاید هیچوقت به کسی چیزی نمی‌گفت، اگر چه حتی با این وجود هم مدتی طول کشیده بود تا به قول خودش به گرایش واقعی درونش اعتراف کند.

شروع جلسه و روز اول، اولین تجربه

به سمت شان رفتم. وسط سالن ایستاده بود و کمی مضطرب بود. فکر کنم برای اولین بار کار یک ارباب مرد را می دید که کاملا با دنیل و مارتا متفاوت بود. طبق چیزی که شب پیش برای آن‌ها فرستاده بودم، شلوار پارچه‌ای سفیدی به پا کرده بود. روی آن هم بلوز بلندی پوشیده بود که تا زانوها می‌رسید. درست مثل یک خانم با سمت بلند پایه در یک اداره بود. کفش پاشنه بلند هم پوشیده بود. کاملا رسمی، بدون لباس زیر، زیورآلات و آرایش بود. موهای بلندش هم باز بود. البته در همین حالت هم بسیار زیبا بود. در تمام حدود ۴۵ دقیقه‌ای که مشغول بستن دنیل بودم بدون حرکت ایستاده بود و تماشا می‌کرد. دوربین هم مشغول فیلم برداری بود تا مارتا بعدا شاهد برنامه ما باشد.

خیلی محکم به شان گفتم کفش‌ها و شلوارش را در بیاورد. کمی مردد بود. با صدای بلندتر گفتم: «زود باش». تکان خورد و به آرامی شروع کرد به انجام دستور. همانطور که انتظار داشتم لباس زیر نپوشیده بود و موهای بدنش را هم کاملا تراشیده بود. وقتی تمام شد ناخود آگاه جلوی الت تناسلی اش را با دست پوشاند، البته طبیعی بود.

نفس زدن‌اش کمی تند شده بود و معلوم بود اضطراب دارد. برخلاف دنیل، شان اجازه داشت از کلمات امن ملایم‌کننده استفاده کند تا فرآیند را آرامتر یا متوقف کند و استفاده از آنها باعث نمی‌شد تا همه چیز کاملا کنسل شود. می‌توانست بارها استفاده کند و دوباره شروع کنیم تا زمانی که کاملا بخواهد جلسه و این ۳ روز متوقف شود.

پشت او ایستادم. دست‌ها را از مچ گرفتم و آرام به سمت پشت بردم و روی هم گذاشتم. بعد با طناب کنفی مچ هر دست را به آرنج دست دیگرش بستم و محکم کردم. پیراهنش زیر طناب جمع شده بود. به تجربه فهمیده بودم بهتر است با طناب و باندیج شروع کنم و برای روز اول از غل و زنجیر برای شان استفاده نکنم. طناب را دور سینه محکم کردم و به سمت میله سقف انداختم و از روی آن رد کردم. بعد هم دوباره از زیر طناب‌های رد شده از سینه‌اش بردم و کشیدم. بدنش به سمت بالا حرکت کرد و همزمان جیغ ملایمی کشید. نوک پاهای برهنه‌اش حالا به زحمت به زمین می رسید. کاملا بی دفاع بود.

دستم را به سمت آلت تناسلی و بین پاهای او بردم و بی مقدمه داخل انگشتم را داخل کردم. دوباره جیغ کشید. دنیل هم صدای گنگی درآورد اما زنگ را نزد. شان کاملا خیس و تحریک شده بود. این کار علاوه بر مسائل جنسی‌اش، یک تست خیلی مهم برای شروع کار روی خانم‌ها است، اگر خیس نباشند نباید شروع کرد و باید به سراغ دیگر اندام‌ها رفت. اما شان به اندازه کافی خیس و تحریک شده بود. پس چند دقیقه که با آلت تناسلی‌اش مشغول بودم چند ضربه محکم به کپل‌های باسن‌اش زدم.

قیچی را برداشتم و پیراهن را روی بدهنش پاره کردم. به تندی نفس نفس می‌زد ولی چشم‌هایش حسابی مشتاق بود. کاملا برهنه شده بود. نوک سینه‌هاش سفت شده و ماهیچه‌ها منقبض بودند. یک ویبراتور روی آلت تناسلی‌اش گذاشتم و روشن کردم. همه بدنش در یک لحظه به لرزشش افتاد و بعد منقبض شد. جیغ‌های کوتاهی می‌کشید. شلاق کوتاه را برداشتم و ضربه‌های ملایمی به پشت ساق‌ها زدم، ضربه‌های آرام اما ممتد. ترکیب درد و لذت ویبراتور او را به ارگاسم نزدیک کرده بود. به او گفتم که اگر بدون اجاره ارگاسم شود چه تنبیه سختی در انتظارش خواهد بود و با سر تایید کرد.

آرام زنجیر را به نوک سینه‌ها وصل کردم. درد بیشتر از لذت شده بود اما عمق لذت اجاره نمی‌داد متوقف کند. شروع به التماس کرد تا به او اجازه ارگاسم دهم. هیچ نمی‌گفتم و این حساسیت ذهنی او را بیشتر می‌کرد. کم کم صدای نفس‌های دنیل هم از پشت دهان بندش به گوش می‌رسید. می‌دانستم خون زیادی به سمت آلت او رفته است اما چستیتی اجازه نمی داد راست شود، برای همین فشار زیادی به کون خود می‌آورد و باعث می‌شد پلاک ویبراتور فشار بیشتری به پروستات او بیاورد و بیشتر غرق لذت و فشار عضلانی شود.

معلوم بود که شان دیگر تحمل ندارد و نمی‌تواند جلوی خود را بگیرد. من هم خیال نداشتم بدون اجازه ارگاسم شود و در شروع کار تجربه یک تنبیه سخت را داشته باشد. پس در گوش او گفتم «زمانی که زنجیر سینه‌ها را جدا کردم، اجاره ارگاسم دارد». با فشار کشیدم خون به سمت نوک سینه‌ها جریان پیدا کرد و آزاد شدن دوپامین باعث ارگاسم شدیدی شد. جیغ بلندی کشید و با حرکت‌های شدیدی لذت بسیار زیادی را تجربه کرد. طناب‌ها باعث می‌شدند نتواند دست و پاها را حرکت دهد، برای همین ماهیچه‌های بدنش تمام دوپامین را جذب کردند و این لذت ارگاسم را برای شان چند برابر کرده بود. بعدها به من گفت این بهترین تجربه ارگاسم زندگی‌اش بود. بعد از تمام شدن حرکت‌های غیر ارادی ماهیچه‌هاش، بی حال از طناب آویزان شد. چشم‌ها را بست و بی حرکت به خلسه رفت.

دنیل اما در تلاطم بود. تند نفس می‌کشید و از درد ارگاسم ناقص به همراه پلاک کون به خودش می‌پیچید. اما لذت و اشتیاق در چشم‌هایش بود. به او گفتم «فقط یک دقیقه فرصت داری زنگ را بزنی وگرنه بقیه برنامه‌ها را روی دوست دخترت ادامه می‌دهم». مستقیم به چشمان من نگاه می‌کرد. مطمئن بودم تا ۱۰ ساعت دیگر هم زنگ را نخواهد زد. دنیل آمادگی کافی برای وارد کردن شان به دنیایی که لذتی مشترک از آن می‌خواستند را داشت. اما خب، من باید ۳ روز امتحان کردن او را ادامه می‌دادم.

نتیجه سه روز لذت بخش برای این زوج

شان در این ۳ روز سکس دهانی، سکس مقعدی و جلق زدن برای یک مرد را به خوبی یاد گرفت. همچنین ظرفیت تحمل و ترکب آن با دوپامین را فرا گرفت تا بتواند یک لذت غیرقابل کنترل را تجربه کند. او کنترل بهتری روی ارگاسم خود پیدا کرد. دنیل نیز در موقعیت‌های متفاوتی اما همیشه بسته و بدون امکان دخالت، شاهد آموزش‌ها بود. او شب‌ها در قفس زیرزمین می‌خوابید و شان روی یک موکت نازک در اتاق من و یک پای او با زنجیر به پایه تخت بسته شده بود. این کارها برای این بود که حس تعلق را برای خود عادی کند.

بعد از آن جلسه، مارتا با دقت فیلم‌ها با پیدا کردن ارباب مرد موافقت کرد. اونها از طریق دوستان مشترک یک پسر ۲۸ ساله پیدا کردند و وی نیز شان را به عنوان برده پذیرفت. از آن روز تا ۳ سال پیش که از آن‌ها خبر داشتم،آخر هفته‌ها دنیل به مارتا خدمت می‌کرد و شان هم به خانه اربابش که اسم او را فراموش کرده‌ام، می رفت تا در کنار ۲ برده تمام وقت، لذت ببرد و نیازش را برآورده کند.

تا ۳ سال پیش که از آن‌ها خبر داشتم، به همین شیوه به زندگی ادامه می‌دادند. در این مدت باردار شدن شان و به دنیا آمدن دختر او و دنیل، تنها وقفه کوتاهی در این نوع رابطه ایجاد کرد، اما بعد از آن شان و دنیل دائماً ارباب‌های جدیدی پیدا می‌کردند و لذت می‌بردند.

فکر کنید اگر آن‌ها هیچوقت در مورد تمایلات و علایق شخصی با یکدیگر صحبت نمی‌کردند…


در مواردی مانند این که پارتنرها در حضور هم رابطه را تجربه می‌کنند، بسیار مهم و حیاتی است که تجربه لذت برای هر دو فراهم باشد، نه اینکه صرفا به یکی از طرفین بپردازید. اگر دنیل تنها یک گوشه نشسته و شاهد باشد، فشار روانی کم کم او را از مسیر مورد خواست دور خواهد کرد. طراحی لذت در کنار اتفاقات مورد نظر شما، مانند بیننده بودن یا دخالت نکردن موضوع بسیار مهمی است که قبل از شروع کار باید برای آن برنامه ریزی کرد.

بر خلاف تصور بسیاری از افراد مبنی بر زورگویی، تمام کارها باید قبل از شروع رابطه با پارتنر یا آموزش گیرنده توافق شده باشند. BDSM یک نوع وحشی بازی که یک طرف هر کار دلش خواست بکند نیست، بلکه یک رابطه خاص احساسی و جنسی است که باید هر دو طرف از آن لذت ببرند و مطابق با نیازهای آن‌ها باشد. حتی برای برده‌هایی که برای آموزش به من سپرده می‌شدند و ارباب‌های آنها لیست درخواست‌ها را اعلام می‌کردند، ساعت‌ها وقت صرف می‌کردم تا برای آنها مراحل آموزش را توضیح بدهم و هر کجا که احساس راحتی یا امنیت نمی‌کردند، راه و روش را عوض می‌کردیم. البته خیلی زیاد با نوع دیگر این رابطه برخورد کردم که هیچ وقت ورود به آنرا نپذیرفتم، چون اعتقاد دارم بدون تمایل دو طرفه و آگاهی کامل، هر حرکتی اشتباه است و پشیمانی به بار خواهد آورد.

برای اینکه در این کار حرفه‌ای و ماهر شوید، بیشتر بخوانید و بیاموزید. هیچوقت آموزش زمینه BDSM به پایان نمی‌رسد. شما هم می‌توانید نوشته‌های خود را در صفحه تماس برای من ارسال کنید.

اونتاشگال . تیر ۱۳۹۹ . نویسنده مهمان: میلاد

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

آیا ارباب بودن مزیتی نسبت به بردگی دارد؟

از نگاه اجتماعی و جامعه‌شناختی، کسی که قدرت را در اختیار دارد، منزلت و جایگاه بیشتر و بهتری نزد افراد دارد. اما آیا در دنیای سادومازوخیسم هم اینگونه است؟ آیا کسی که به ساب‌میسیو بودن و بردگی گرایش دارد باید حس خود را مخفی کند؟

در این یادداشت به بررسی این موضوع می‌پردازیم و اینکه چرا افرادی که گرایش دامیننت و ارباب دارند، نباید به خود مغرور شوند و کسانی که گرایش ساب‌میسیو و بردگی دارند، نباید از گرایش خود شرمنده و خجالت‌زده باشند.


احترام، اولین شرط رابطه

با یکی از دوستان در مورد فیت فتیش صحبت می‌کردم. چیزی در مورد علایق و گرایش‌های من نمی‌دانست. به سرعت گفت «از پسرهای فتیش و اسلیو متنفرم و کسانی که انقدر خودشان را تحقیر می‌کنند برای من بی ارزش‌ترین هستند.» از اون پرسیدم نحوه آشنایی تو با این افراد چطور بود. گفت:

«سال‌ها پیش در برنامه یاهو یک پسری به من گفت دوست دارم سگت بشم! برای من عجیب بود. بعدتر توی محل کار همکارم گفت چه پاهای خوشگلی داری کاش توی دهن من بود. بعدتر پیام‌های زیاد اینستاگرامی اینطوری دریافت کردم و الان فکر میکنم این آدما خیلی چیپ و بی ارزش باشند.»

بعدتر با ایشون من رابطه داشتم. اتفاقا فیت فتیش هم کردم. گفتم می‌دونی چرا فیت فتیش برای تو منزجر کننده بود؟ چون رفتار اون افراد انجزار آور بود. چون با پایین‌ترین سطح ممکن از شما درخواست رابطه می‌کردند و هیچ حس جذابیتی به وجود نمی‌آوردند.

یک مثال ساده‌تر: شما به رابطه علاقه دارید و دوست دارید با کسی چه به عنوان مرد چه زن سکس کنید. حالا تصور کنید در خیابان یک نفر به شما می‌گوید «یک شب چند»، «امشب به ما میدی»، «امشب میایی بکنی خوشتیپ» یا در اینستاگرام و توییتر در اولین پیام‌ها به شما دایرکت می‌دهد «اول بگم اهل سکس هستی یا نه» یا «برده من میشی توله» و نمونه‌های مشابه که بسیار دریافت می‌کنید.

بدون شک زمانی که در اولین مکالمه با یک رفتار زشت و بی ادبانه رو به رو می‌شوید، حتی اگر به فرد احساسی هم داشته باشید، از بین می‌رود. احترام لازمه اول هر نوع رابطه‌ای است و رابطه BDSM از این ماجرا مستثنی نیست.
تفاوتی ندارد خود را ارباب بخوانید یا برده، رفتار شما نشان‌دهنده است.

نگاه جامعه به گرایش ساب‌میسیو

باید بپذیریم از نگاه جوامع بشری و نه فقط ایران، افرادی که ساب‌میسیو هستند و بیشتر مطیع، تحقیر می‌شوند و به نوعی نمی‌توانند به راحتی به حق خود برسند. شخصیت ساب‌میسیو به مرد زن زلیل یا زن مطیع شوهر، برچسب می‌خورد و عموما جدی گرفته نمی‌شود. در عین حال افرادی هستند که با وجود دامیننت و مستقل بودن، در خلوت گرایش ساب‌میسیو دارند. یعنی در جامعه از جایگاه بالایی برخوردار هستند اما برای سکس می‌خواهند مطیع باشند و پیرو. این نیز یک واقعیت است و بسیاری از افراد، در جامعه خود را دامیننت نشان می‌دهند و واقعا هم هستند اما از ساب‌میسیو برای تخلیه فشارها استفاده می‌کنند.

به نظر من اولین نیازمندی برای به آرامش رسیدن از چنین گرایشی، پذیرفتن آن است. لزومی ندارد همه افراد در مورد گرایش شما بدانند. کافیست از درون آن را بپذیرید و برای کسی که شایسته است، نمایان کنید. این پذیرش شجاعت بسیار زیادی می‌خواهد. اینکه شما یک مرد قدرتمند باشید و همه جا شما را یک فرد قدرتمند ببینند اما در خلوت بخواهید مطیع پارتنر خود باشید، حتی بیان چنین چیزی نیازمند شجاعت زیادی است چرا که ممکن است قضاوت شوید! در واقع یک ساب‌میسیو شاد و به آرامش رسیده کسی است که شجاعت بیان گرایش خود را به خوبی داشته باشد. در مقاله معرفی ساب‌میسیو‌های موفق در مورد این افراد بیشتر می‌خوانید و اینکه اکثر هنرمندان، نویسندگان و شاعران به نوعی و تا حدی ساب‌میسیو بوده و هستند!

بیخود شده‌ام لیکن بیخودتر از این خواهم
با چشم تو می گویم من مست چنین خواهم

من تاج نمی‌خواهم من تخت نمی‌خواهم
در خدمتت افتاده بر روی زمین خواهم

آن یار نکوی من بگرفت گلوی من
گفتا که چه می خواهی گفتم که همین خواهم

ماهی دگر است ای جان اندر دل مه پنهان
زین علم یقینستم آن عین یقین خواهم

مولانا

پنهان کردن سادیست پشت BDSM

در مقاله معرفی شخصیت سادیست به این نکته اشاره کردم که افراد سادیست به دنبال درد دادن به دیگری هستن بدون اینکه در یک توافق یا گرایش یا رابطه باشند. من به این افراد متجاوزان توافقی می‌گویم! این دسته افرادی هستند که با تمایل و علاقه به رابطه ارباب و برده با شما ارتباط برقرار می‌کنند سپس به اعمال فشار و زور بر شما رو می‌آورند. به لیمیت‌های شما توجهی نمی‌کنند یا شما را در شرایط و فشاری قرار می‌دهند که مجبور به پذیرش خواسته آن‌ها علارغم میل باطنی خود شوید.

این افراد چه خانم چه آقا، کسانی هستند که در ابتدای صحبت به شما توهین می‌کنند و صرفا به خاطر گرایش، اقدام به تحقیر ناخواسته شما می‌کنند. پیشنهاد می‌کنم به کسی که در پیام‌های عمومی به دیگران احترام نمی‌گذارد، و افراد را صرفا به خاطر گرایش و علاقه‌شان قضاوت می‌کند، اعتماد نکنید. به بیان ساده‌تر، کسانی که BDSM را با مردسالاری، زن سالاری، مرد ستیزی و زن ستیزی اشتباه می‌گیرند، درک درستی از این گرایش ندارند.

هدف یک رابطه ارباب و برده رسیدن به آرامش و ارگاسم روان است. زمانی که شما وارد چنین رابطه‌ای می‌شوید باید از بابت حفظ احترام، شخصیت و جایگاه خود به آرامش رسیده باشید و طرفین به خوبی برای یکدیگر نحوه ارتباط خارج از تخت خواب را تعریف کرده باشند.

هر دو گرایش و همچنین سویچ محترم هستند

بدون غرور و سرشکستی باید گرایش دام یا ساب خود را بپذیرید. پس از پذیرش به خوبی می‌توانید آن را کنترل کنید و با یادگیری و تمرین کردن حتی می‌توانید به سمت سویچ شدن میل کنید!

سویچ در واقع کسی است که از هر دو گرایش لذت می‌برد. عموما افرادی سویچ‌های خوبی می‌شوند که یکی از گرایش‌ها را به خوبی درک و تجربه کرده‌اند و سپس به سراغ گرایش دیگر می‌روند. افراد سویچ عموما به خوبی هر دو گرایش را درک می‌کنند.

به دنبال علت و ریشه‌های گرایش خود نباشید. با تجربه و آگاهی بیشتر به خوبی علت‌ها را کشف می‌کنید. سعی کنید پارتنر خود را درک کرده و باز هم تکرار می‌کنم بدون قضاوت، در مورد گرایش او صحبت کنید. فرقی ندارد پارتنر شما دامیننت باشد یا ساب‌میسیو، زمانی که احساس امنیت کرد به خوبی در مورد علایق و گرایش‌های خود صحبت می‌کند. همچنین اگر شما وانیلا هستید و به هیچ گرایشی علاقه ندارید، سعی کنید با پارتنر خود از یک جایگاه برابر گفتگو کنید. در مقاله تجربه سادومازوخیسم برای افراد وانیلا، پیشنهاداتی برای انجام ‌BDSM داده شده است.

بدون ترس و قضاوت، رابطه خود را شروع کنید. کسی که برای ساده‌ترین چیزها شما را قضاوت می‌کند، شایستگی لذت بردن از شخصیت شما را ندارد. چه ارباب چه برده، برای جایگاه خود احترام قائل باشید.

اونتاشگال . تیر ۱۳۹۹ . مدل Hea Deville

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

شناخت درست و واقعی رابطه ارباب و برده

برای کسانی که هیچ آگاهی ندارند این رابطه، تجاوز است! اما در واقع BDSM رابطه اعتماد و گفتگو است.

اعتماد کردن در بازی‌های کودکان به این معناست که شخصی پشت دیگری می‌ایستد، او با اعتماد به این که دوستش قبل از برخورد به زمین می‌گیردش، می‌افتد. در اعتماد کردن خطر وجود دارد، ریسک گرفته نشدن و آسیب دیدن. فردی که می‌افتد به فرد گیرنده اعتماد زیادی می‌کند. هنگامی که کودکی به ‌اندازه کافی و کامل به دیگری اعتماد میکند و همانگونه که فکر می‌کردند، می‌گیردش، هردو در لحظه نشاطی را تجربه می‌کنند که در هیچ جای دیگری نمی‌توان مثلش را داشت.

ترجمه آزاد مجموعه مقاله‌هایی در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی BDSM و سبک زندگی است که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. این نوشته‌ها با هدف بیان واقعیت‌ها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش سادومازوخیسم، از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله توسط دکتر مایکل کستلمن در مجله معروف سایکولوژی در ژانویه ۲۰۱۲ منتشر شده و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.

مساله اعتماد کردن است

BDSM نیز هر رابطه دیگری است. این تخیل که رابطه ارباب و برده یعنی تجاوز، زنجیر و بند، عحیب است. در واقع، BDSM کاملا مساله اعتماد است. وقتی که اعتماد احتمال آسیب را کم می‌کند، نتیجه واقعا می‌تواند صمیمانه و اروتیک باشد.

چندین تعبیر برای BDSM وجود دارد: بازی قدرت یا دامیننت – سابمیسیو (DS) به این دلیل که یکی از پارتنر‌ها کنترل دیگری را، حتی ظاهری و موقت، به دست می‌گیرد؛ سادومازوخیسم (SM) که شامل اسپنک، شلاق زدن یا سایر انواع شدید احساسات می‌شود؛ و باندیج و دیسیپلین (BD) که همان استقامت است. اما الان کلی‌تر و تنها درباره BDSM صحبت می‌کنیم.

بسیاری از افراد، BDSM را منحرفانه، غیرانسانی و بد می‌دانند. اما طرفدارانش از آن به عنوان عاشقانه‌ترین، تربیت کننده‌ترین و صمیمانه‌ترین نوع ارتباطات انسانی یاد می‌کنند. مردم معمولا بدون هرگونه گفتگو، تبادل نظر و ارتباطات عاطفی سکس دارند اما در روابط ارباب برده، شرکت کنندگان همیشه همه چیز را خیلی کامل و با صمیمیت و شفافیت مدیریت می‌کنند که رابطه ویژه و شهوانی را به وجود می‌آورد.

مارکی آلفونز فرانسوا دُ ساد – لئوپولد فون زاخر-مازوخ

هنر باستانی یونان به خوبی BDSM را به تصویر می‌کشد. کاما ساترا از اولین کتاب‌ها در زمینه سکس در هندوستان (۳۰۰ پس از میلاد) اسپنک‌های اروتیک را جار می‌زند و منابع اروپایی از قرن ۱۵ میلادی به بعد را ثبت کرده‌اند. اما BDSM در قرن ۱۸ میلادی، هنگامی که برخی از فاحشه خانه‌های اروپا شروع به بانداژ، شلاق زدن و سایر تنبیهات میسترس بر روی اسلیو کردند، شکوفا شد.

در سال ۱۷۱۹ مارکی آلفونز فرانسوا دُ ساد (۱۸۱۴-۱۷۴۰) اولین رمان در زمینه SM را منتشر نمود. رمان ژوستین(ویکی‌پیدا)، که شامل اسپنک، شلاق زدن، گیره‌های نیپل، و بانداژ و تحمل درد میشد. سپس واژه «سادیسم» از نام او گرفته شد و تا به امروز ادامه دارد. دُ ساد عاشق جنایت‌ها جنون آمیز بود و این یکی از دلایلی است که اغلب مردم فعالیت‌های جنسی که او رواج داد را دیوانگی می‌دانند.

مطالعه بیشتر: معرفی شخصیت سادیست

در سال ۱۸۷۰ ، لئوپولد فون زاخر-مازوخ (۱۸۹۵-۱۸۳۶) رمان ونوس در پوستین(ویکی‌پدیا) را که درباره سلطه پذیری جنسی مردان بود، منتشر کرد. واژه مازوخیسم از نام او الهام شده است.

در سال ۱۹۰۵، فروید واژه سادومازوخیسم را تحت عنوان لذتی روانی ابداع کرد. راهنمای اورجینال تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی (DSM-I 1952) سادیسم جنسی را به عنوان یک انحراف دسته‌بندی کرده بود. در نسخه دوم این راهنما در سال ۱۹۶۸ نیز همین را برای مازوخیسم گفت. و نسخه چهارم DSM-IV در سال ۱۹۹۴ BDSM را در لیست اختلالات روانی قرار داده بود. در نهایت در سال ۲۰۱۳ نسخه پنجم DSM-V رابطه و گرایش BDSM را از فهرست بیماری‌ها و اختلالات روانی خارج کرد.

روابط ارباب و برده، تنها نوعی دیگر از بازیست

مدارک در دسترس نشان می‌دهد که جمعیت کثیری از طرفداران BDSM از نظر روانی سالم و از هر نظر نرمال هستند. بجز آن که آن‌ها سکس عادی (وانیلا) را کاملا لذت بخش ندانسته و چیزی شدیدتر و صمیمی‌تر طلب می‌کنند. قبل از محکوم کردن BDSM، به یاد بیاورید که در گذشته نزدیک، سکس دهانی و همجنس‌‌گرایی نیز «انحراف» به حساب می‌آمد.

بین ۲ تا ۳ درصد از افراد بالغ آمریکایی، یعنی حدود ۵ میلیون نفر از جمعیت، تجربه BDSM را دارند. اغلب به طور گاه و بیگاه و حتی نیز به صورت ۲۴ ساعته در هفته. ضمنا، تقریبا ۲۰ درصد افراد بالغ نیز عکس‌ها و داستان‌های ارباب برده ای تحریک کننده می‌دانند. (آمار سال ۲۰۱۲ است و در سال ۲۰۲۰ آمار افرادی که تجربه کرده‌اند به نزدیک ۵۰ درصد رسیده است)

کلوب‌های BDSM عمومی و خصوصی در هر منقطه وسیع شهری و روستایی آمریکا و اروپا وجود دارد. برخی شهر‌های بزرگ نیز چند کلوب دارند.

BDSM هرگز سواستفاده نیست

اگر از BDSM زده شده‌اید، به آن نپردازید. اما اصل BDSM در جامعه رخنه کرده است. هنری کیسینجر، سیاست‌مدار و دیپلمات معروف، قدرت را «برانگیزاننده جنسی نهایی» نامیده است. پادشاهان و ملت‌ها همواره برای سلطه‌گری بر دیگری جنگیده‌اند و در ورزش، بازیکانن برای «تحقیر» رقیب تلاش می‌کنند.

اما چه کسانی با درد از نظر جنسی تحریک می‌شوند؟ ساده بگوییم بسیاری از افراد که از سایر جهات کاملا نرمالند. دوباره به ورزش بیاندیشید: هنگامی که بازیکنان فوتبال بازی درخشانی انجام می‌دهند، هم تیمی‌ها اغلب بر کونشنان یا پس کله‌شان سیلی میزنند، یا بهشان مشت می‌زنند. آن‌ها نیز این «سو استفاده» را به نشانه ستایش و توجه کاملا می‌پذیرند. یا یک کوهنورد را تصور کنید. شما آفتاب سوخته می‌شوید، خارها پاها را می‌خراشند و هنگامی‌که به قله می‌رسید، داغون و پر از دردید اما هنوز شدیدا احساس نشاط می‌کنید.

متاسفانه، رسانه‌ها دردی که سابمیسیو‌ها تجربه می‌کنند را به طرز فاحشی تحریف کرده و بیشتر حالتی نمایشی به آن بخشیده‌اند. در حالی که BDSM با دامیننت‌های تربیت کننده و کاملا اخلاقی انجام می‌شود و هرگز سو استفاده نیست.

جستجوی هرچیزی در زمینه رابطه ارباب و برده به زبان فارسی شما را با انبوهی از محتوای قدیمی، تکراری و سراسر بی اعتبار مواجه می‌کند. با انتشار محتوای این وبلاگ در رسانه‌های اجتماعی، به کسانی که می‌شناسید اطلاعات واقعی و درست را ارائه کنید.

اونتاشگال

جی وایزمن، نویسنده کتاب SM 101 می‌گوید: «این رابطه همیشه بر مبنای رضایت طرفین است و تجاوز نیست.» شما برای تجاوز نیازی به نگهدارنده‌ها، گگ‌ها یا شلاق ندارید. تجهیزات در دستان محبوب هیجان احساسی را بالا می‌برد و به هر دو ظرف اجازه می‌دهد تا از رابطه، یا به بیان بهتر از «جلسه» به خوبی، تمیزی و با شهوت کامل لذت ببرند. هنگامی که ارباب در بازی دردی واقعی وارد می‌کند، کاملا مراقب، کنترل شده و متناسب با محدودیت‌های سابمیسیو است.

ساب‌ها نظرات مختلفی درباره انواع درد دارند – برخی ترجیح می‌دهند آن را حس شدید بنامند – که لذت را برایشان به وجود می‌آورد. وایزمن می‌گوید: «آن‌ها درد نیش زنبور یا مشتی بر صورت را کاملا مشابه دیگران تجربه می‌کنند و به همان مقدار از آن بیزارند.»

مطالعه بیشتر: اعتماد در رابطه ارباب و برده

کلمه امنیت SafeWord

شرکت‌کنندگان ابتدا بر سر «کلمه امن» به عنوان سیگنال توقفی که برده در هر زمانی می‌تواند بگوید توافق می‌کنند و پس از گفتن آن همه فعالیت‌ها فورا متوقف می‌شود – حداقل تا زمانی که درباره‌اش صحبت کنند و علت بیانش را رفع کنند و سپس با رضایت هر دو طرف ادامه دهند. یک کلمه امنیت معروف RED است.

برخی عبارات هرگز نباید به جای کلمه امنیت استفاده شوند: «بسه، نه، نکن» . چون معمولا التماس ساب به دام، هرچند واقعا منظورش توقف کار نباشد، بسیار لذت بخش است.

اگر اربابی به کلمات امن از پیش تعیین شده اهمیتی ندهد، به اعتماد برده اش تجاوز کرده و رابطه را نابود می‌کند. چنین افرادی از جامعه BDSM طرد می‌شوند.

ساب‌میسیوها هم قدرت دارند

هرچند که باتم‌ها وانمود به پستی و بردگی می‌کنند، اما قدرت در دستان ساب‌هاست. باتم و پایین دست می‌تواتد درخواست توقف دهند و تاپ‌ها متعهد هستند که فورا اطاعت کنند. ضمن این که تاپ‌ها نقش دامیننت را دارند، اما همچنین باید کاملا مراقب اسلیو و تربیت او باشند، کاملا مطابق لیمیت‌ها رفتار کرده و هرگز از آن‌ها نگذرند. بدین شکل BDSM این امکان را برای همه فراهم می‌کند تا با احساس امنیت و مراقبت کامل، قدرت و تسلیم شدن را تجربه کنند. افرادی که از روابط ارباب برده ای لذت می‌برند می‌گویند نتیجه آن شهوتی عالی و شدید است.

یاد بگیرید!

قبل از امتحان کردن BDSM، باید ابزاری تهیه کنید. کتابی بخوانید، کلاسی بروید، از وبسایت یا کلوبی بازدید کنید.

برای رسیدن به جایگاهی قابل قبول در BDSM به مذاکرات زیادی نیاز دارید. وایزمن می‌گوید قبل از هر جلسه BDSM بازیکن‌ها باید درباره همه جوانب آن، سیف ورد و لیمیت‌هایشان صحبت کنند.

مطالعه بیشتر: الفبای رابطه ارباب و برده

چگونه شروع کنیم؟

اول، ببینید شما بیشتر به SM یعنی سادیسم و مازوخیسم علاقه دارید یا BD یعنی باندیج و دیسیپلین. اگر اولی، اسپنک برای اکثر افراد شروع خوبیست و اگر دومی، بستن چشمان ساب می‌تواند جالب باشد.

مطالعه بیشتر: اولین جلسه ارباب و برده را چطور مدیریت کنیم؟

صمیمت چیست؟

نویسندگان رابطه صمیمت را ارتباط عاطفی شفاف، بی پرده و همراه با خودآشکارسازی معنی می‌کنند. اما خیلی از افراد صمیمت و سکس را یکسان می‌دانند. برای صمیمی‌بودن باید سکسی باشیم و برعکس. اما تنها این نیست. کاملا ممکن است که شما با شخصی رابطه جنسی داشته باشید که به سختی وی را می‌شناسید و برایتان غریبه است.

اغلب زوج‌ها درباره روابط عاشقانه‌شان خیلی صحبت نمی‌کنند و به همین دلیل صمیمت بینشان به مرور کاهش می‌یابد. اما BDSM کاملا نیازمند پیشرفت و صحبت کردن با جزئیات است. افراد باید از قبل برای هر جنبه‌ای از جلسه برنامه‌ریزی داشته باشند و پس از جلسه نیز آن را بسنجند. بسیاری از طرفداران سادومازوخیسم می‌گویند صحبت کردن‌های قبل از جلسه صمیمی، اروتیک و مانند خود جلسات، متعادل کننده رابطه هستند. همچنین زوج‌هایی که از بازی قدرت موقتی لذت می‌برند اما کاملا رابطه ارباب برده‌ای ندارند نیز از آن به عنوان تعدیل کننده رابطه جنسی وانیلی و غیر BDSM خود یاد می‌کنند چون مذاکراتی که برای جلسات انجام می‌دهند مثل تمرین بوده و صحبت کردن درباره سایر جنبه‌های جنسی زندگی‌شان را ساده‌تر می‌کند.

مهارت‌هایی که BDSM نیاز دارد شامل: اعتماد، ارتباط شفاف، پذیرفتن خود و پذیرایی دیگران می‌باشد. نداشتن این مهارت‌ها می‌توانند در زندگی شخصی رابطه عادی و جنسی شما را نیز بدون توجه به نوع گرایش و سکس تعدیل کنند.

اونتاشگال . فروردین ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

کمالگرایی شما را از هر چیزی محروم می‌کند حتی آرامش

از ایام قدیم کمالگرایی ستایش شده و برای افراد بسیار جذاب است. آدمی همیشه به دنبال اوج کمال هست و دلش میخواد بهترین و عالی‌ترین رو به دست بیاره. هیچکس به کم قانع نیست و دنبال بالاترین و بهترین در هر چیزی هست. حتی می‌تونید بین فامیل ببینید یک عده صرفا برای داشتن بهترین پز و خودنمایی، بالاترین و گرون قیمت‌ترین گوشی رو میخرند بدون اینکه از ٩٠ ٪ امکاناتش واقعا استفاده کنند. حالا براتون میگم کمالگرایی چطور می‌تونه شما رو تا نابودی و افسردگی در زندگی پیش ببره. به خصوص کمالگرایی در سکس و روابط BDSM

ارزش زمان

وقتی به چیز جدید یا هیجان جدیدی فکر می‌کنید، اوج و حد نهایت اون رو در نظر می‌گیرید. ساعت‌ها و روزها به این لحظه و کار رویایی فکر می‌کنید و حتی با شوق برای دیگران تعریف می‌کنید. شما با کمالگرایی رویاهای جذابی خلق می‌کنید اما متوجه نیستید زمان و انرژی رو دارید از دست می‌دید. در علم اقتصاد به چیزی که قابلیت تولید ندارد و نایاب است، ارزش بسیاری می‌دهند. چند میلیون سال یک‌بار در اثر فعالیت کهکشانی و انفجار اخترک، طلا تولید می‌شود. به همین دلیل طلا یک عنصر نایاب است و اگر همه طلای استخراج شده را جمع کنیم کلا به اندازه ۳ استخر المپیک می‌شود. اما با ارزش‌تر از طلا، زمان است.

زمان قابلیت خرید و فروش ندارد! به همه افراد به میزان یکسان تعقل گرفته است و هیچ کس نمی‌تواند کیفیت زمان خود را بیشتر از دیگری کند! اما ساخت ارزش برای زمان به عهده خود افراد است. افرادی هستند که زمان خود را به پول تبدیل می‌کنند و برای یک ساعت چند میلیون تومان و هزاران دلار می‌گیرد. کمالگرایی و رویابافی برای به دست آوردن آن پول، این زمان را در شما می‌کشد. ببینید ارزش ریالی و مالی زمان شما چقدر است، به همان میزان هرچقدر صبر کنید و رویا بسازید و منتظر باشید، ثروت از دست می‌دهید!

تاثیر کمالگرایی در غریزه آدمی

در فرهنگ ایرانی اوج نمونه کمالگرایی در ازدواج و رابطه زناشویی وجود دارد! اینکه یک خانم یا آقا خودش رو باکره نگه داره برای شب ازدواج و زفاف! به صورت طبیعی پس از بلوغ، انسان هم مانند هر جانوری باید مراحل ارضای جنسی خود را آغاز کند. این یعنی همانطور که شما به غذا، آب و امنیت نیاز دارید، به سکس هم نیازمند هستید.

از بدو تولد کسی به شما در مورد کمالگرایی در غذا چیزی نگفته است. هرچی هست باید بخوری. اگر غذا نباشه جسم شما رشد نمیکنه و در نتیجه مغز نمی‌تونه فعالیت کنه تا استعدادهای شما شکوفا بشه! اینجا با پرخوری کاری نداریم و در حد تعادل صحبت می‌کنیم. حالا برای بحث رابطه جنسی و سکس چه برای پسر و چه دختر، این نیاز اصلی محدود شده است و همیشه منتظر شاهزاده یا شاه‌دخت با لباس سفید هستیم! نتیجه این کمالگرایی در علایق و گرایش جنسی، مشکلات روانی و عدم تعادل فکری می‌شه. دختران و پسرهایی که به هر بهانه‌ای این نیاز رو از خودشون محروم می‌کنند، دچار افسردگی بیشتری میشن و پیشنهاد میکنم این تصورات رو دور بریزید و لذت ببرید، چرا که تنها شما مسئول بدن خودتون هستید. شاید خودارضایی حداقل رسیدن برای برآورده کردن این نیاز باشه!

کمالگرایی در زندگی

حتما با خودتون ایده‌های خیلی خفنی ساختید و فکر کردید تنها شما این ایده رو دارید. دقیقا مثل رویاهایی که برای سکس می‌سازید و دوست دارید اولین رابطه با پارتنرتون رویایی‌ترین حالت باشه. این کمالگرایی باعث میشه شما مدت زیادی فقط فکر کنید و دست آخر که هیچ نتیجه عملی نمی‌بینید، بی انگیزه بشید!

متاسفانه نه در مدرسه نه در خانواده به شما کار از کوچک‌ترین چیز یاد داده نشده! فکر کنید میخواهید یک کتاب بنویسید. وقتی شروع کنید و روزی فقط ۳ صفحه بنویسید، بعد از یک ماه ۹۰ صفحه و در پایان دو ماه ۱۸۰ صفحه تموم کردید. حتی برای فروش یک محصول در اینستاگرام، انقدر درگیر فالوور و رقابت میشید که اصلا یادتون میره خودتون رو نشون بدید تا مشتری بیاد! یا مثال ساده‌تر، هیچوقت به دنبال یادگیری زبان انگلیسی نمیرید چون براتون کامل‌ترین محل شده آموزشگاه زبان! منابع یادگیری انگلیسی انقدر زیاد هستند که کلاس میشه آخرین گزینه!

متاسفانه در کشور ما کمالگرایی در ظاهر و زیبایی به شکل فاجعه‌باری در حال رشد هست. گویی فقط یک الگو برای بالاتنه خانم‌ها وجود داره و اون هم سایز سینه بزرگ، سفت و محکم هست! یا حتی برای مردان حتما باید آلت‌های بزرگ و عجیب‌ غریب پورن‌استاری داشته باشند! امیدوارم این رویاهای احمقانه کمرنگ‌تر بشه، عزت نفس افزایش پیدا کنه و کمتر شاهد تغییرات پلاستیکی باشیم!

همین رو هم وارد BDSM یا سکس کنید. یک مستر که میخواد سریع و در جلسه اول همه فانتزی‌هاشو اجرا کنه و اسلیوی که اگر همه چیز رو ارباب انجام نده حس میکنه مستر قوی نیست! بهتره به جای حرف زدن زیاد در مورد رویاها و علایق و گرایش‌ها، برید سر قرار و اعتماد کنید. اگر از اصولی که گفته شد طرف تجاوز کرد و حس خوبی نداشتید، پا پس بکشید اگر نه برید برای لذت. کسانی که چندین بار تجربه سکس دارن، دیگه تک تک سکس‌ها یادشون نمیاد. صرفا مهمترین و جذاب‌ترین رو به خاطر میسپارن. مثل زمانی که در مورد غذا و رستوران با دوستان صحبت می‌کنید و فقط رستوران‌های خاطره انگیز به یادتون میاد!

فعالیت وبلاگ اونتاشگال یک نمونه علیه کمالگرایی

این وبلاگ اوایل فوریه فعالیت خودش رو شروع کرد. با طرح رایگان WordPress.com و یک قالب پیشفرض! بعد از نوشتن ده مطلب تصمیم گرفتم موارد پایین وبسایت رو اضافه کنم. وقتی به ۲۰ نوشته و ۱۰۰۰ بازدید رسید و دیدم تبلیغات نمایش داده میشه، یک مبلغی هزینه کردم و آدرس untashgaal.com رو ثبت و امکانات بیشتری دریافت کردم. هر روز نوشتم و اجازه ندادم بیشتر از ۲ ساعت از وقتم رو بگیره. بعد از انتشار به دنبال اصلاح خیلی از صفحه‌ها و نوشته‌ها رفتم!

نتیجه اینکه الان که شما این وبلاگ رو در اواخر مارس یعنی دومین ماه فعالیت می‌خونید، نزدیک ۵۰۰۰ صفحه خوانده شده و ۲۰۰۰ نفر به وبلاگ مراجعه کردند و ۳۰۰ مشترک دارد! فکر کنید خودم را بزرگترین سایت‌ها در این زمینه مقایسه می‌کردم و تصمیم می‌گرفتم همیشه بهترین و عالی‌ترین امکانات رو بیارم، هیچوقت این وبلاگ ساخته نمیشد! خوشبختانه در این دو ماه فعالیت با همراهی دوستان و مترجمین عزیز مثل ماتیلدا، وبلاگ با نظم و به خوبی فعالیت کرده و به اندازه کافی توجه روزانه بهش شده و من هم از تمام ابعاد کاری زندگیم عقب نیفتادم.

یادتون باشه اگر قرار بود شما هر کاری می‌کنید هیچ نقصی نداشته باشه و از هر جهت و ابعادی عالی باشه، خالق بودید نه مخلوق!

صمیمانه می‌گم اگر کسی به شما میخواد پروژه و کار بده و خودش رو با بزرگان اون صنعت مقایسه می‌کنه، اول کمال‌گرایی‌شو تخریب کنید. با ۱۰ میلیون تومان هزینه نمیشه به اندازه ۲ میلیارد امکانات و خدمات خواست! همانطور که صرفا با یک جلسه BDSM نباید انتظار کشف همه ابعاد و بخش‌های زندگی و قدرت ارباب رو داشت.

اونتاشگال . فروردین ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

چگونه BDSM رابطه شما را نجات می‌دهد؟

از زمانی که فیلم Fifty Shades of Gray روابط بی‌دی‌اس‌ام را به صورت عمومی به جریان انداخته است، خیلی از زو‌ج‌ها این سبک زندگی را تمرین می‌کنند، تمرین‌هایی که شامل سلطه‌گری، بانداژ و سادومازوخیسم می‌شود. اما آیا وارد کردن مقداری اسپنک و سلطه‌گری به زندگی جنسی کار صحیح و سالمی است؟

ترجمه آزاد عنوان مجموعه مقاله‌هایی در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی BDSM و سبک زندگی است که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. این مقاله‌ها با هدف بیان واقعیت‌ها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش سادومازوخیسم، ترجمه شده‌اند. این مقاله در زمینه سبک زندگی رابطه ارباب و برده‌ای است. از دوست عزیزم ماتیلدا که ترجمه این مقاله را انجام داده است، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید کافیست در صفحه تماس به من پیام بدهید.

این مقاله در مجله معتبر تایم TIME در فوریه ۲۰۱۷ منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.

 خانم دکتر استفانی هانتر جونز، یک سکس تراپیست معتبر در کانادا است و ایشان با زوجین کار می‌کند تا BDSM را به اتاق خواب‌های خود ببرند. او می‌گوید: تمرین کردن BDSM می‌تواند کاملا رابطه را نجات دهد، چرا که این واقعا برای روابط آسیب دیده، تفاوت ایجاد می‌کند.

دکتر جونز حکیمانه درباره کار خود سخن گفته است، رابطه ارباب و برده چه تاثیری می‌تواند بر روابط داشته باشد؟ زوج‌های وانیلا (علاقه‌مند به سکس نرمال و عادی) چگونه می‌توانند مقداری کینکی شوند؟

ارباب و برده چه تاثیری می‌تواند بر رابطه داشته باشد؟

دکتر جونز می‌گوید «برای زوج‌هایی که از قبل درگیر رابطه و ازدواج بوده‌اند، هیچ تفاوتی با ازدواج دیگر ندارد، آن‌ها نگرانی‌های یکسانی دارند و BDSM جلوه‌ای از یگانگی و منحصر به فرد بودن رابطه جنسی آن‌هاست و من همواره می‌بینم که زوج‌های با رابطه BDSM بسیار خوشبخت هستند چرا که پارتنری یافته‌اند که کاملا مناسب آن‌هاست.

اما من به زوج‌های وانیلا نیز کمک می کنم تا گاهی برای حفظ پیوند خود بی‌دی‌اس‌ام را به رابطه خود وارد کنند. اخیرا با زوجی ملاقات داشتم که خانم داشت گریه میکرد. او می گفت که دیگر جذب همسرش نمی‌شود و فکر می‌کند ازدواج‌شان به آخر خط رسیده است. آن‌ها در حدود ده سال بود که ازدواج کرده بودند. من با هرکدام به تنهایی ملاقات کردم و متوجه شدم که رابطه آن‌ها کاملا یک جنگ قدرت بود و شوهر کاملا در رابطه به همسرش سلطه‌گری می‌کرد، پس من به آن‌ها گفتم که زن در تخت خواب به همسرش سلطه‌گری کند، و این کاملا زندگی آن‌ها را حفظ کرد و این زوج نیز دارای این سبک زندگی شد.

من معمولا BDSM را برای جنگ‌های قدرت بین زوج‌ها برای حل مشکلات، تجویز می‌کنم. یا اگر یک پارتنر تجربه جنسی بدی در گذشته داشته است، BDSM را برای بازگرداندن برخی از احساسات کنترل‌گری مناسب می‌دانم.

جالبه برام که من هم کمابیش چنین پیشنهاداتی به دوستام و زوج‌هایی که رابطه‌شون به مشکل رسیده، میدم. نمیدونستم تا این حد در میان سکس تراپیست‌ها، معتبر و پذیرفته شده است!

اونتاشگال

چگونه زوج‌هایی که تا به حال BDSM نکرده‌اند، آن را وارد رابطه کنند؟

فیلم های آنلاین زیادی در دسترس است. من آن ها را بررسی کرده و مقداری تحقیق انجام می دهم. همچنین اغلب مراجعینم را به کارگرهای جنسی دامیننت، ارجاع می دهم و می‌گذارم که آن ها راه ایمن بازی کردن را به آن‌ها آموزش دهند. شما می‌توانید جلسه‌ای با یک دامیننت داشته باشید و او طناب‌بازی و انواع فعالیت‌هایی که می‌توانید در تخت انجام دهید را نشان‌تان خواهد داد.

یک سناریو برای مثال: شخصی که دامیننت است و ارباب می‌تواند نقش مدیر عامل یک شرکت  و شخص ساب‌میسیو و برده، نقش کارمند یا منشی جذاب را بازی کند.

هیچ چیزی برای ترسیدن از رابطه ارباب و برده وجود ندارد. مردم فکر میکنند که BDSM یعنی درد و خشم، اما در واقع BDSM هر چیزی را، از نقش بازی کردن گرفته تا اسپنک تا بانداژ و حتی توهین کلامی را شامل می‌شود. شما می‌توانید تا هر میزان درد و سختی که مورد رضایت است، پیش بروید اما لازمه و ضرورت بی‌دی‌اس‌ام نیست. می‌توانید همیشه فقط پای‌تان را در دهان پارتنر وارد کنید و این به خودی خود می‌تواند سطحی از انرژی شهوانی و تحریک آمیز را به بازی جنسی شما اضافه کند.

زوج‌ها چگونه بی‌دی‌اس‌ام را امن و با رضایت انجام دهند؟

بازی BDSM همیشه بر مبنای رضایت طرفین است. من با زوج‌های مراجع خود کار می‌کنم تا یک Safe word یا کلمه ایمنی درست کنند. کلمه ایمنی یعنی هرگاه اسلیو کلمه را به زبان آورد، هرآنچه در حال انجام است بدون هیچ سوالی باید متوقف شود.

آن ها همچنین باید از قبل با یکدیگر صحبت کنند و تا هنگامی که این اتفاق به اندازه کافی رخ نداده و محدودیت‌های یکدیگر را نشناخته‌اند، نباید به بازی بپردازند. هنگامی که برای اولین بار به BDSM وارد می‌شوند، باید با جزییات درباره وقایع صحبت کنند و هرآنچه دارد رخ می دهد را بیان کنند.

پیشنهاد مطالعه: جلسه اول BDSM را چطور پیش ببریم؟

چگونه یکی از زوجین باید طرف مقابلش را به BDSM وارد کند؟

من پیشنهاد میکنم به یک سکس تراپیست معتبر مراجعه و با ووی صحبت کنید. یک نفر سوم بهتر می‌تواند احساسات شما را به پارتنر منتقل کند. اما اگر به اندازه کافی احساس راحتی می‌کنید و می‌خواهید خودتان با پارتنرتان صحبت کنید، پیشنهاد می‌کنم از حرف‌های کوچک شروع کنید. مثلا بگویید: «من دوست دارم یک مقدار بیشتر در تخت خواب مورد بازی قرار بگیرم، شاید با مقداری تحقیر شدن یا اسپنک یا اگر دامیننت هستید بگویید دوست دارم دست‌های تو را ببندم و به من التماس کنی»

آیا تا بحال تاثیرات منفی از وارد کردن BDSM به رابطه خود دیده‌اید؟

اگر یکی از زوجین از رابطه ارباب و برده برای آسیب زدن به خود یا شخص دیگری استفاده می‌کند، این رفتار BDSM واقعی نیست. اون بیشتر درگیر سادیسم است تا پیشبرد رابطه. در غیر این صورت فکر نمی کنم هیچ آسیبی به شخصی یا رابطه وارد شود.

هنگامی که تمرینات BDSM را به برخی از زوج‌های بالغ‌تر و میان‌سال‌تر می‌دهم، به وضوح به خود می‌لرزند، اما زمانی که از رابطه خود می‌گویند، آن‌ها عاشق این تجربه شده‌اند. می گویند که احساس می‌کنند دوباره به دبیرستان و هیجان‌ها و شیطنت‌های جوانی بازگشته‌اند، حس می‌کنند این کاری جدید و منحصر به فرد برای تخت خواب بوده و بسیار سرگرم کننده و جالب است.

از اینکه از ناحیه و فضای امن خودتون خارج بشید، نترسید. شما و همسر یا شریک زندگی‌تون می‌تونید رابطه‌تون رو اونطوری که میخواهید، دگرگون کنید و ازش حسابی لذت ببرید. از ماتیلدا برای ترجمه این مطلب تشکر میکنم.

اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۸

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال