ابزارها: قلاده؛ چقدر برای بستن قلاده به دور گردن آماده هستید؟

قلاده اسلیو - قلاده در رابطه ارباب و برده

هنگام فرارسیدن زمان دریافت قلاده، شک در آماده بودن برای آن می‌تواند احساس وحشتی با خود داشته باشد. برای بسیاری، سنگینی این تصمیم مانند پذیرش یک درخواست ازدواج است و نیاز به فکر و آمادگی زیادی دارد. به همین دلیل در این نوشته درباره نکات پذیرش قلاده صحبت می‌کنیم و این که آن قلاده چه معنا و تاثیری در شما و رابطه‌تان خواهد داشت.


مقاله‌ای که مطالعه می‌کنید در دسته‌بندی آموزش رابطه ارباب و برده قرار دارد و در وبسایت SubmissiveGuide انتشار یافته است. ترجمه توسط ماتیلدا صورت گرفته است و در وبلاگ اونتاشگال منتشر می‌گردد.

جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


قلاده اسلیو دختر - قلاده در رابطه ارباب و برده

قلاده چیست؟

لونا کی.ام: قلاده نمادی از پذیرش سلطه است. این پذیرش می‌تواند در حد یک جلسه، یک هفته، یک مدت زمان مشخص یا برای کل طول زندگی باشد. اما تنها این نیست! پوشیدن قلاده در میان جامعه می‌تواند یک نماد فشن و مد نیز باشد. ابزاری راحت و علامتی از نقش شما در BDSM به دیگران می‌شود. با وجود تمام این حرف‌ها، قلاده نمادی شخصی است و می‌تواند هر معنایی که شما در نظر دارید را شامل شود.

چوکر نیز در دسته لوازمی که دور گردن بسته می‌شود قرار می‌گیرد و معادلی ملایم‌تر برای قلاده به حساب می‌آید.

در این صورت، اگر قلاده می‌تواند به هر معنایی باشد که ما می‌خواهیم، چرا بسیاری از ابراد دائما درباره آن بحث می‌کنند، از معنا و مفهوم گرفته تا مرجع خرید و الی آخر؟ خب، چون معنای غالب حائز اهمیت است و از لحاظ ارزش، برای کسانی که از آن استفاده می‌کنند ممکن است از حلقه ازدواج نیز با ارزش‌تر باشد. هرگاه شخصی این موضوع را تکذیب می‌کند، بحث پیش آمده و عقاید اشخاص را به چالش می‌کشد و این منجر به بحث و دعوای بیشتر می‌شود. به هر حال، من نمی‌خواهم چنین کنم. من آماده پذیرش نقطه نظر همه هستم چون همه آن‌ها صحیح هستند.

قلاده یا چوکر برای شما چه مفهومی دارد؟

خوب است که وقتی برای اولین بار با قلاده آشنا شدید، درباره معنا و مفهوم آن برای خودتان فکر کنید. پذیرش قلاده تصمیم بزرگی است و حتی هنگامی که هنوز سابمیسیو بدون پارتنر هستید، می‌توانید درباره آن بیاندیشید. مثل این که پیش از ازدواج درباره مفهوم حلقه ازدواج فکر کنید. خب؟ هیچ فرقی ندارد. اگر نیاز داشتید از منابع مختلف درباره قلاده مطالعه کنید. با دامیننت‌ها و سابمیسیو‌های دیگر درباره قلاده صحبت کنید. درک کنید که اهمیت آن برای شما در چیست. اینگونه هنگامی که وارد رابطه شده و با پیشنهاد قلاده رو به رو شوید، یک قدم جلو خواهید بود.

در یک رابطه نیز، خوب است که از شخص مقابل درباره مفهوم قلاده برای او بپرسید. اگر او قلاده را در حد یک ابزار بازی بداند و نگاه شما به آن، نماد توافقی طولانی مدت باشد، مشکلاتی پیش خواهد آمد. بنابر این همان ابتدا تکلیف آن را مشخص کنید. در غیر این صورت تعجبی نخواهد داشت او تنها هنگام بازی قلاده‌اش را بپوشد و هرگز درک نکند که شما تمام مدت می‌خواهید آن قلاده را ببینید.

قلاده اسلیو و شمع بازی

آماده شدن برای یک قلاده

هنگامی که در یک رابطه و یک نقطه هستید، کار رابطه آغاز می‌شود. به شخصه فکر می‌کنم قلاده نباید در شروع رابطه داده شود، دقیقا همان گونه که در شروع رابطه حلقه نامزدی یا تعهد را از کسی نمی‌پذیرم. متوجهم که روش‌هایی هستند که از سیستم‌های ترتیبی قلاده کردن استفاده می‌کنند، اینگونه که شما با قلاده‌ای ابتدایی، قلاده تربیت یا هر نوع دیگری از قلاده شروع می‌کنید و در طول رابطه و همچنان که رشد می‌یابید، قلاده‌های بهتری می‌گیرید. من هیچ تجربه‌ای از این سیستم ندارم و به تنهایی نمی‌توانم درباره آن صحبت کنم. این سبک برای برخی از روابط سادومازخیسم کارآمد و دوست داشتنی است و به نظر رابطه‌ای سخت و بسیار قانونی می‌آید.

دوباره می‌خواهم مقایسه‌ای میان بودن در یک رابطه متعهد و ازدواج به عنوان گام منطقی بعدی انجام دهم. چگونه خودتان را برای آن مرحله آماده می‌کنید و چگونه می‌فهمید که زمان مناسبش رسیده؟ خب، شناخت صمیمیت با آن شخص، دوست داشتن او، احساس ارتباط و اتصال به او، و حضور در زندگی اش شروع خوبی است. آیا شما بهترین وجه از یکدیگر را آشکار می‌کنید؟ آیا می‌توانی خود را برای مدت طولانی در کنار این شخص تصور کنی؟ همچنین، آیا تو یک کتاب باز هستی؟ می‌توانی تمام جزئیات خودمانی، فانتزی‌ها و نگرانی‌هایت را بدون ترس از قضاوت با او به اشتراک بگذاری؟ آیا تعهدی در برابر سخت کوشی برای پیشرفت رابطه داری؟

چگونه می‌فهمید آماده هستید؟

پس از پاسخ دادن به سوالات فوق درباره تعهد خود و پارتنرتان به رابطه، به خوبی می‌توانید تشخیص دهید برای وزن یک قلاده آماده هستید یا نه. واقعا می‌تواند وزن داشته باشد. مسئله این نیست که آیا دامیننت‌تان آماده است، یا آیا رابطه به آن نقطه رسیده، من از شما می‌پرسم، همین الان، آیا تو برای مسئولیت‌های یک قلاده آماده‌ای؟

وظیفه اصلی یک ساب‌میسیو تبعیت به شکل‌های مختلف است. در یک رابطه، سلطه پذیری را در قالب سرویس دادن به دامیننت پیاده می‌کنید، به گونه‌ای که هردو نفع ببرید. در یک قلاده، تنها ممکن است از شما پرسیده شود چقدر به این کار تمایل داری. شما به صورت همیشگی در برابر دامیننتی که در حال خدمت به او هستید متعهد خواهید بود. اگر خود را تماما متعهد به اجرای دستورات او نمی‌بینید، اگر دائما از خود سوال می‌پرسید یا او را به چالش می‌کشید، احتمالا آماده قلاده شدن توسط این شخص نیستید.

من تمام ساب‌ها را تشویق می‌کنم  که وقتی به این نقطه در رابطه خود رسیدند، واقعا درباره اش فکر کنند، واقعا زمانی را صرف سنجش کنند و ببینند آیا با هدف درست شدن مشکلات می‌خواهند قلاده ببندند یا با هدف احساس امنیت بیشتر (هیچ کدام از این اتفاقات نخواهد افتاد). شما با پوشیدن یک قلاده نمی‌توانید مشکلات رابطه را حل و فصل کنید. همچنین پیش از دریافت قلاده باید به آن احساس امنیت رسیده باشید.

قلاده اسلیو دو مرد گی

درخواست قلاده

در برخی از موقعیت‌ها، سابمیسیو می‌تواند از دامیننت درخواست قلاده کند. وقتی به خوبی یکدیگر را بشناسید و درباره مفهوم قلاده با یک دیگر هم عقیده باشید، شاید آموخته باشید که دامیننت شما دوست دارد سابمیسیو برای دریافت قلاده التماسش کند. در این شرایط، سابمیسیو برای تحت مراقبت و راهنمایی دیگری بودن احساس نیاز شدید می‌کند و آرزو می‌کند می‌توانست تا ابد به او خدمت کند.

دقیقا همانگونه که در دنیای افراد وانیلی، پیشنهاد ازدواج یا رابطه از سمت زن نادر است، درخواست قلاده کردن چیز نرمالی نیست. اگر از شما انتظار می‌رود طلب قلاده کنید، کلماتی از اعماق قلب‌تان پیدا کنید. درخواست خود را خالصانه و حقیقی بیان کنید. وفاداری خود را ابراز کنید، داستانی از ارتباط دو نفره منحصر به فرد خود بگویید و سپس درخواست‌تان را بیان کنید.

دریافت قلاده

برای بسیاری از سابمیسیو و اسلیوها، دریافت قلاده شرایطی منحصر به فرد است. برای برخی، این کار به معنای جشن جدی شدن رابطه و تعهدی است که در شرف رخداد است. یک مراسم قلاده کردن رسمی، اتفاقی است که گاهی رخ می‌دهد.

هیچ راه صحیح یا غلطی برای قلاده شدن نیست. یک مستر ترجیح می‌دهد ساب‌میسیو زانو زده باشد و قلاده‌اش را ببندد. همین. اگر می‌خواهید می‌توانید مراسمی رسمی یا غیررسمی برگزار کنید. می‌تواند شخصی و دونفره باشد یا در مقابل جمعی از دوستان و خانواده. برای کسانی که به مراسمی رسمی‌تر علاقه دارند، پیشنهادات دیگری هست.

به این دسته پیشنهاد می‌کنم مراسم عروسی نمادینی برگزار کنند. در نهایت، شما به شیوه‌ای خیلی خاص و اغلب برای همیشه به شخص دیگری متعهد می‌کنید. پس چرا از مراسمی هیجان انگیز و شخصی سازی شده بهره نگیرید؟ می‌توانید از هر بخشی از یک مراسم عروسی که دوست دارید استفاده کنید و همه چیز را همانگونه که خودتان می‌خواهید ترتیب دهید.

قلاده اسلیو دو زن لزبین

سختی قابل پذیرش

قلاده کلاسیک، بندی چرم با حلقه‌ای D شکل است که به دور گردن بسته می‌شود. اما همه قلاده‌ها اینگونه نیستند. به تعدا  روابط انتخاب‌های مختلف برای قلاده وجود دارد. چیزی که خاص است این است که هر قلاده برای شخصی که آن را دریافت می‌کند یا می‌دهد منحصر به فرد و خاص است. لازم نیست این موضوع علنی شود و مجبور نیستید همه جا آن را بپوشید.

سایر انواع مدل قلاده:

  • حلقه‌های استیل ضدزنگ
  • گردنبند طلا یا نقره
  • زنجیرهای شکم
  • پیرسینگ
  • حلقه یا دستبند
  • چوکرهای چرمی
  • تتو

قلاده می‌تواند مرحله مهمی از رابطه ارباب و برده شما باشد. برخی افراد از قلاده برای کنترل کردن و نمایش قدرت استفاده می‌کنند و برخی دیگر برای Pet Play و بازی با پیشی یا توله سگ خود! از آن لذت ببرید و بازی خود را با قلاده هیجان‌انگیزتر کنید.

اونتاشگال . مهر ۱۴۰۰

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

چگونه با همسر خود در مورد ارباب و برده صحبت کنیم؟

شوهر سلطه گر و ارباب در زندگی زناشویی

سرانجام به همسرم گفتم می‌خواهم در تخت بر من سلطه‌گری کند. به خودم جرات دادم از او خواستم زمانی که به تخت می‌رویم برای سکس، صاحب و ارباب من باشد. «او از من پرسید آیا باید قلاده یا چنین چیزی برایم بخرد: من گفتم هنوز نه!»

از زمان اکران فیلم فیفتی شید، BDSM رواج بیشتری پیدا کرده است. از باندیج فشن گرفته تا کلاس‌های آموزش کینک، در نهایت علاقه جنسی نهفته اکنون پذیرفته‌تر شده است. اما این بدان معنی نیست که سابمیسو بودن ساده است. برای برخی زنان، شناخته شدن با شاخص سابمیسیو می‌تواند علیه ایده‌آل‌های فمنیستانه بنظر برسد؛ برای برخی دیگر ممکن است کل مسیر عشق و رابطه‌شان را تحت تاثیر قرار دهد.

در این مقاله به بررسی واقعیت زندگی جنسی زنان می‌پردازیم، خانم رز (اسم مستعار)، ۴۰ ساله، روایتی از پس از ۷ سال بروز تمایلش به نیمه دامیننت بودن همسرش در یک رابطه BDSM را برایمان شرح می‌دهد. در انتها اونتاشگال تجربه خود از مواجه با زوج‌هایی که به دنبال ورود BDSM به رابطه هستند را می‌گوید.


مصاحبه‌ای که مطالعه می‌کنید در دسته‌بندی سبک زندگی ارباب و برده قرار دارد و به صورت خلاصه‌شده در وبسایت ELLE انتشار یافته است. ترجمه توسط ماتیلدا صورت گرفته است و در وبلاگ اونتاشگال منتشر می‌گردد.

جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


رابطه ارباب و برده برای زوج ها و متاهلین

خانم رز: هنگامی که ۱۹ ساله بودم، اولین و ابتدایی‌ترین رابطه جنسی‌ام را تجربه کردم. مردی که عاشقش شدم شخصیتی بسیار سلطه‌گر داشت، به نحوی که به من احساس مراقبت، دوست داشته شدن و امنیت می‌داد. او بسیار قد بلند بود و شانه‌های پهن و دستان بزرگی داشت که باعث می‌شد در برابر او احساس ریز و شیرین بودن کنم. وارد اتاق می‌شد و نگاهی سختگیرانه به من می‌انداخت که باعث می‌شد دلشوره گرفته و زانوهایم از شدت لرزش شبیه ژله شوند. می‌دانستم که نگاه کامل یعنی سخت گرفتن در پیش است و بشدت خیس خواهم شد. او ارگاسمم را تا زمانی که تقریبا اشک می‌ریختم به تاخیر می‌انداخت و مرا مجبور می‌کرد تا هنگامی که اجازه نداده ارضا نشوم. اکثر اوقات هنگامی که ارگاسم می‌شدم حس می‌کردم بالای سرمان در هوا شناورم، اندام‌هایم کرخت می‌شد و حس می‌کردم نزدیک است از حال بروم.

من لذت دادن به او را می‌پرستیدم، دائما و بدون تغییر. این کار باعث می‌شد احساس دوست داشته شدن و سرزندگی کنم. او از بازی با شمع لذت می‌برد و دوست داشت  مرا با شال‌های زیبای ابریشمی ببندد، اما هرگز چیزی شبیه به «شلاق» وارد صحنه نکرد. بدون شلاق، بدون زنجیر، بدون هرچیزی که در آن زمان فکر می‌کردم اساس یک رابطه BDSM است. هرآنچه که بود، من عاشقش بودم. او سلطه زیادی بر من داشت و تنها با یک نگاه می‌توانست ذهن و بدن مرا کنترل کند.

هنگامی که او پس از چندسال به رابطه مان پایان داد، من کاملا ویران شده بودم. به ندرت می‌توانستم عملکردی داشته باشم، تمام زندگی‌ام پیرامون لذت دادن به او بنا شده بود. پس از آنکه دیگر در زندگی او جایی نداشتم، خیلی افسرده شده و به دنبال رابطه آنلاین با مردانی که هرگز ملاقات نکرده بودم، رفتم. ساعت‌ها زمانم را صرف صحبت کردن با آن‌ها می‌کردم تا به من بگویند دوست دارند چه کاری با خودم انجام دهم که لذت ببرند. اگر چه هرگز در واقعیت با هیچ یک از آن‌ها نبودم، اما کاملاً تحت کنترل محبت آمیز آنها ولو از راه دور بودم. اما هنوز نفهمیده بودم که این کارها از من یک سابمیسیو ساخته است.

سپس دوست پسری پیدا کردم که به نظر می‌رسید خیلی دامیننت است. من شدیدا توسط شخصیت ساکت اما قوی او تحریک می‌شدم. اما به زودی متوجه شدم او آن دامیننت دوست داشتنی نیست که من می‌خواستم. رفتارهای سادیسمی داشت. او از سواستفاده از من لذت می‌برد. دردی که به من تحمیل می‌کرد توافقی نبود. او خشمگینانه به اوج می‌رسید؛ چیزی که روزی به او لذت می‌داد روز بعد خشمگینش می‌کرد. قوانین هیچ معنایی نداشت، من دائما در آستانه تنبیه شدن بودم و به ندرت علتش را می‌دانستم. احساس ترس و گم شدن می‌کردم. هنگامی که باهم بودیم نمی‌توانستم ارگاسم شوم. سال‌ها ادایش را در می‌آوردم و فقط هنگام تنهایی و با خودارضایی می‌توانستم ارضا شوم.

درخواست از شوهر برای مستر بودن

سرانجام شرایط برای من خطرناک‌تر شد. به یک پناهگاه زنان عزیمت کردم و مجبور شدم به مشاوره بروم. طی جلسات تراپی تمایلم به پیدا کردن شخصی دامیننت را پذیرفتم. به من گفتند این به معنای اعتیاد به کنترل شدن است و احتمالا چیزی است که ریشه در کودکی من دارد. گفتند این موضوع از من طعمه‌ای برای متجاوزین ساخته و برای بهبود یافتن باید بر این خواسته غلبه کنم. بنابر این من ساعت‌ها زمان صرف تراپی کردم و به نفع خودم تصمیم گرفتم تمایلم به کنترل شدن توسط مردان را کنار بگذارم.

سپس همسر فعلی‌ام را ملاقات کردم. درباره رابطه ناجوری که داشتم به او گفتم و او خیلی شیرین و مهربان برخورد کرد. سکس با او اصلا هیجان انگیز نبود اما من به آن تعهد داشتم زیرا هنوز در حال بهبود از رابطه قبلی خود بودم. هنوز نفهمیده بودم علت این کمبود هیجان این است که او نقطه مقابل دامیننت است. هنگامی که حالم بهتر شد متوجه شدم هوس، شهوت و میل این گرایش باز می‌گردد. اما همچنان که زمان پیش می‌رفت، این اتفاق رخ نداد و نیازهای من ارگاسم نشدند. تصور می‌کردم هورمون‌هایم به هم ریخته‌اند. شاید به خاطر بالا رفتن سن بود؟ نمی‌دانستم. اگر همسر فوق العاده‌ام سکس می‌خواست من می‌پذیرفتم، برای لذت دادن به او ادای ارگاسم در می‌آوردم و سپس به سمتی چرخیده و می‌خوابیدم.

رمان فیفتی شیدز آف گری

سپس در سال ۲۰۱۲ رمان پنجاه سایه آقای گری (Fifty Shades of Grey) منتشر شد. هربار که یک نسخه از آن را در اطرافم می‌دیدم، قلبم محکم در سینه می‌کوبید. حس می‌کردم همزمان با خواندنش، در حال فرار از آن هستم. برای مدت طولانی خود را از کتاب‌ها دور نگه می‌داشتم. سرانجام حدود یک سال پس از شروعی اعتیادآمیز، تسلیم شده و به کتاب صوتی آن گوش دادم.

پس از شروع گوش دادن کتاب، اتفاقی وحشتناک سحرآمیزی برایم رخ داد. احساس کردم قفسه سینه‌ام سنگین است، انگار که شخصی روی آن نشسته بود. با گیجی دور خود راه می‌رفتم، صورتم قرمز شده و کاملا منگ بودم. صحنه‌های شامل درد و سختگیری بیش از همه مرا جذب می‌کرد. خواب‌های سکسی در شب شروع شد؛ واقعا دلم می‌خواست در بیداری خود را ارگاسم کنم. خیلی سریع بشدت به کتاب‌های با موضوع سلطه‌گری و سلطه پذیری اعتیاد پیدا کردم.

 پس از چندماه، ناگهان چیزی فهمیدم. متوجه شدم تمام روابطی که از لحاظ جنسی واقعا مرا تحریک کرده‌اند، چه به صورت واقعی چه اینترنتی یا تلفنی، با مردانی بوده که قدرت جادویی تحت سلطه درآوردن مرا داشتند. این که هیچ تمایلی به رفتن به سیاه‌چاله (dungeon) و حضور در یک جلسه پابلیک با دامیننتم ندارم، بدان معنی نیست که من ساب‌میسیو نیستم. ساب بودن به این چیز‌ها نیست؛ ساب بودن میل به تمنا کردن است. میل به کنترل شدن شدن است. تسلیم کردن قدرت به دیگری برای لذت خود است و من همواره اینگونه بودم.

آرامش در دستان دوست پسر دامیننت

رسیدن به آرامش با شناخت گرایش

بخشی از من احساس می‌کرد سرانجام به آرامش رسیده است و بخش دیگری از من احساس خودخواهی، حسادت و ترس بود. هنگامی که از این موضوع مطمئن شدم چیزی به همسرم نگفتم. می‌ترسیدم فکر کند مشکلی دارم. همچنین از این که به او بگویم روابط جنسی پیش از ازدواج برایم لذت‌بخش‌تر بود مضطرب بودم. نمی‌خواستم به احساساتش آسیب رسانده و مردانگی‌اش را زیر سوال ببرم.

سرانجام به قطعیت رسیدم که نیاز دارم چیزهایی را درباره خود به او بگویم. به او درباره فانتزی‌هایی که هنگام خودارضایی دارم، انواع مردانی که درباره آن‌ها فانتزی می‌سازم و از کارها و گفته‌های آن‌ها گفتم. سپس گفتم: «بالاخره فهمیدم که من سلطه‌پذیر جنسی‌ام و به یک دامیننت نیاز دارم. می‌خواهم آن دامیننت تو باشی. سکسی که الان داریم برای من لذتی ندارد. می‌خواهم که داشته باشد، اما ندارد. تمام این سال‌ها تظاهر به ارگاسم شدن را درمی‌آوردم. واقعا متاسفم که باهات صادق نبودم، اما شاید بتونیم درستش کنیم؟ من می‌خوام امتحانش کنم، نظر تو چیه؟»

هنگامی که پس از مکثی طولانی به سادگی گفت: «اره، حتما. باید امتحانش کنیم.» شکه و هیجان زده شدم. یکدیگر را بغل کردیم و من احساسی شامل «رهایی شدید و حس گناه» داشتم.

خوشحالی امروز ما به عنوان یک زوج بی دی اس امی

ما این کار را شروع کردیم. اما چیزی که الان برای من سخت است این است که او تلاش می‌کند بیشتر دامیننت باشد اما نمی‌داند چگونه و من او را به عنوان دامیننت نمی‌بینم، لذا هنگامی که تلاش می‌کند، خنده‌ام می‌گیرد و از این بابت بشدت متاسف می‌شوم. واقعا برای دامیننت دیدن او باید سیم کشی مغزم را به نوری جدید تغییر دهم. او هنوز فعالیت‌هایی که من رویای‌شان را دارم خوب درک نمی‌کند. در لحظات صمیمی‌مان ناگهان شروع می‌کند به فریاد زدن و مرا فاحشه و خیلی سطح پایین خطاب می‌کند. اما چیزی که مرا تحریک می‌کند مردی است که شخصیت آرام دارد و به نرمی دستورات را در گوشم زمزمه می‌کند. حس می‌کنم او کلیشه‌هایی را تصور می‌کند که لزوماً درست نیستند.

واقعا دلم می‌خواهد روزی او را به شکل دامینت ببینم. هنوز نمی‌توانم. من عادت کرده‌ام او را شیرین، مهربان و شیرین ببینم، اما نه واقعا احساسی و به طرز دلچسبی جدی. مجبورم برنامه ذهنم را تغییر دهم و مطمئنم او نیز این کار را می‌کند. او از من پرسید آیا لازم است قلاده یا چنین چیزی برایم بخرد. من گفتم هنوز نه. بنابر این می‌خواهیم روی خودمان کار کنیم تا یکدیگر را در نور جدید ببینیم تا شاید روزی او بیاموزد چگونه دامیننت من باشد و من نیز او را خواهم پذیرفت.

تجربه اونتاشگال در مواجه با این زوج‌ها

نخستین تاثیر‌گذاری یا First Impression از اساسی‌ترین موضوعات و پایه هر نوع رابطه‌ای چه کاری و چه عاطفی است. خانم رز در ابتدای رابطه و ازدواج، شخصیت دامیننت را در همسر خود ندیده است و بعد از مدت‌ها از او درخواست یک تغییر دارد. این تغییر کاملا شدنی است اما نه یک شبه و در مدت زمان کم و البته ایشان جذابیت اولیه‌ای که در دیگر دامیننت‌های خود می‌دیدند، در همسر پیدا نکردند اما به دلایلی که گفته شد، با خوشحالی ازدواج کردند.

زوج‌های مختلفی از من درخواست مشاوره برای این موضوع را می‌کنند. پس از اینکه مطمئن شدن آن‌ها رابطه با یکدیگر و ازدواج‌شان را دوست دارند، اولین پیشنهاد من به آنها، جدا شدن و دوری برای یک مدت کوتاه است. برای مثال دو هفته یا یک ماه کاملا دور از همدیگر و حتی در خانه‌هایی جدا زندگی کنند. این جدایی خود خواسته است و ممکن است برای اولین بار پس از سال‌ها زندگی مشترک رخ داده باشد. در این جدایی بدون هر نوع ارتباط، نیازهای حسی و عاطفی در یک تلاش خودخواسته، تا حدی سرکوب می‌شوند. اینکه شما بخواهید صدای معشوقه خود را بشنوید اما سختی و فراق آن را تحمل کنید، کار آسانی نیست. اما انجام دادن آن، به تقویت قدرت و دامیننسی در شما کمک می‌کند.

به طرف ساب‌میسیو هم پیشنهاد نوشتن نامه را می‌کنم. در طول این مدت تمام احساسات و نیازها و دلتنگی‌ها در قالب نامه ذخیره شود و هیچ‌گاه مستقیم ارسال نمی‌شود. این برنامه طولانی و دقیق است اما پس از مدتی که می‌خواهند یکدیگر را ببینند، ملاقات در یک رستوران یا کافه شیک و به صورت یک قرار Date انجام می‌شود.

حسی که دو طرف دارند، شبیه حس جوانی ۲۵ ساله است که می‌خواهد تمام جذابیت‌ها را برای طرف مقابل خود ایجاد کند. در واقع آن مرد میخواهد دوباره نظر همسر خود را جلب کند آن هم سال‌ها پس از ازدواج! اینجاست که طرف ساب‌میسیو (چه مرد چه زن) کاملا آمادگی یک جنبه‌های جدید شخصیتی را دارد. اگر یک ماه قبل طرف دامیننت به او با «چشم غره» نگاه می‌کرد و یا حتی محکم دستور میداد، احتمالا دعوا و ناراحتی پیش می‌آمد. اما پس از این جدایی موقتی، کاملا آمادگی دستور شنیدن و «چشم» گفتن را دارد.

از اینجا به بعد می‌تواند به آرامی چاشنی‌های مختلف سادومازوخیسم را وارد زندگی کرد. عیار دامیننت بودن اینجا مشخص می‌شود. اگر به سراغ سواستفاده از قدرت و عقده‌گشایی برود، مشخص می‌شود که پارتنر ساب‌میسیو مورد نظر، هیچگاه توانایی دامیننت شدن را ندارد.

همیشه به اهمیت گفتگو و مکالمه در رابطه اشاره کرده‌ایم. وجود مشاورها برای بهبود کیفیت رابطه خود را دست کم نگیرید. شما می‌خواهیم به یکدیگر لذت بدهید و به دنبال آزار هم نیستید. پس به جای سخت‌گیری، با آرامش و اطمینان اجازه استفاده از چشم بند را بدهید.

اونتاشگال . مرداد ۱۴۰۰ . تصاویر از عکاس آلمانی Sven Bischoff

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

پیام شما: آیا بی توجهی در BDSM جایی دارد؟

مشکلات در رابطه ارباب و برده

آیا بی توجهی به اسلیو اصل اساسی و پایه‌ای رابطه ارباب و برده است؟ سلامت در رابطه BDSM چیست؟

پیام‌های زیادی از طرف شما مخاطبین عزیز در خصوص مشاوره در موضوعات مختلف برای من ارسال می‌شود. تصمیم گرفتم از این پس به این سوالات که جنبه عمومی هم دارند با عنوان «پیام شما» در وبلاگ پاسخ دهم. برای حفظ حریم خصوصی اطلاعات نام و مشخصات تغییر داده شده‌اند.

پیام شما:‌ آیا بی توجهی در سادومازوخیسم عادی است؟

سلام، وقتتون بخیر…ممنون بابت فعالیت چندساله‌ی کانال. امیدوارم پیاممو بخونید،تو اوج استیصال دارم این پیامو میدم. من زهرا، ۲۶ سالمه و ارشد جامعه شناسی هستم. تا حالا هر نوع رابطه‌ی عاطفی یا جنسی داشتم. از دبیرستان به BDSM علاقه‌مند بودم، درباره‌اش سرچ میکردم، میخوندم. اهل پورن نیستم، ولی هرازگاهی اگرم میدیدم پورنای عادی اصلا تحریکم نمیکنه و نمیکرد، فقط اونایی که BDSM بود.

گذشت تا اینکه چندماه پیش با کسی از طریق اینترنت اشنا شدم، از شهر خودمون. گفتم علاقه دارم، گفتند باید آموزش ببینی و قبول کردم.

من از همون اولین جملات اشناییم تاکید داشتم که فقط میخوام تجربه کنم، نه اینکه رابطه مداوم داشته باشیم و تو زندگی هم باشیم. اول خیلی مقاوم بودم در برابر گفتن یه «چشم» حتی، سخت بود برام، آروم آروم اموزش دیدم. دو بار حضوری همدیگه رو دیدیم. بار سوم رفتم خونشون. (اسپنک با دست و کمربند و سیلی و سکس بود تا جایی که یادمه.)

یه بار کامل از زندگی هم بیرون رفتیم، ولی دوباره برگشتم من. نمیشد از فکر این رابطه بیام بیرون. اون اوایل من کار و زندگیم برات اولویت بود، ولی انقدر با من حرف میزدن نه وقت میکردن کتاب بخونم، نه پادکست، نه فیلم، نه بیرون، هیچی… گله هم میکردم میگفتن اربابتم، باید وقت بذاری.

تا حدودای الان.

الانی که این پیامو میدم قضیه برعکسه، بعضی وقتا واقعا نیاز دارم باهاشون حرف بزنم، جواب نمیدن. یا بعد دوتا جمله حرف زدن میگن گورتو گم کن… از دیروز تا حالا (۲۴ ساعت) به خواست خودشون من هیچ پیامی ندادم، ولی گفته بودن احوالپرسی رو بکن… پیام دادم ارباب خوبید؟ جوابی ندادن، پیام دادم نمیخوام مزاحمتون بشم،فقط خواستم حالتونو بپرسم، هستین؟ فقط دوتا کلمه نوشتن.

این مثالی که از امشب زدم یه مثال کوچیک از حالتای الان رابطمونه. ولی وقتی حضوری پیششونم (که کم هم نیس…) میگن اربابت بهت اهمیت میده و مهمی برام و از این حرفا. حسی که دارم تحقیر نیس، دلشکستگیه. آرامش ندارم دیگه. من متوجهم که جایگاه‌ها تو این رابطه فرق داره، ولی حس میکنم حتی به عنوان یه برده، یه سگ هم هیچ ارزشی ندارم واسشون. گاهی با خودم فک میکنم کاش میشد یه ارباب دیگه رو هم تجربه کنم ببینم مشکل از شخصه، یا همه همینجورن.

سوالی که دارم اینه که آیا این مدل حرف زدن به صورت مداوم، این مدل بی‌توجهی، عادیه تو این رابطه یا نه؟

زهرا. پیام ارسالی در صفحه تماس از مخاطبین وبلاگ

پیشنهاد مطالعه: آیا ارباب بودن مزیتی نسبت به بردگی دارد؟

پاسخ ۱: تعریف شما از رابطه

توجه کنید که شما در ابتدا در رابطه با یک انسان هستید و سپس شیوه رابطه خود را سادومازوخیسم یا وانیلا مشخص می‌کنید. رابطه با یک انسان جنبه‌های مختلفی دارد که «رابطه صرفا برای سکس» نیز می‌تواند یکی از شیوه‌های آن باشد.

در مقالات زیادی به اهمیت گفتگو برای رابطه اشاره کردم. مساله اصلی این است که آیا شما در هنگام شروع رابطه BDSM با این مستر و دامیننت، به صورت شفاف و دقیق تمایل به تجربه BDSM را گفتید یا به دنبال یک رابطه عاطفی نیز بودید؟ با توجه به نوشته شما و اشاره به این صحبت که «فقط میخوام تجربه کنم، نه اینکه رابطه مداوم داشته باشیم و تو زندگی هم باشیم.» مشخص می‌شود که شما شفاف خواسته خود را مطرح کردید.

اگر پس از بیان این خواسته، پارتنر شما به شیوه‌ای دیگر عمل کرد و به دنبال ایجاد یک رابطه عاطفی رفت، شما حق اعتراض دارید. اگر خود شما مایل بودید که رابطه به سمت عاطفی شدن و اصطلاحا «در زندگی هم بودن» پیش برود، لازم است مجددا در مورد شیوه رابطه خود و ادامه آن گفتگو کنید. در صورتی که در ابعادی دیگر این مکالمات صورت نگرفته است لازم است برای بهبود رابطه با یکدیگر صحبت کنید.

پاسخ ۲: تعرض روحی و روانی با فشار آوردن

تحت فشار قرار دادن یا Force کردن در واقع نوعی تعرض به شما است. این تعرض هم می‌تواند روحی باشد هم جسمی و هم روانی. در اینجا صرفا به تعرض روحی و روانی می‌پردازیم. همانطور که گفتید در صورت مخالفت با پاسخ «گله هم میکردم میگفتن اربابتم، باید وقت بذاری» رو به رو می‌شدید. این رفتار نوعی تعرض و Force کردن است.

تعرض به حریم خصوصی شما به عنوان یک انسان یکی از شایع‌ترین اشتباهاتی است که افراد مستر و میسترس دچار آن می‌شوند. آیا در تعاریف رابطه محدودیت همه جانبه لحاظ شده است؟‌ با توجه به صحبت‌های شما فکر نمی‌کنم چنین چیزی باشد پس گرفتن زمان شما برای رسیدگی به امور شخصی، نوعی تعرض به حساب می‌آید و باید در ابتدای رابطه آن را با پارتنر خود (یا حتی بعدی) به صورت شفاف بیان کنید.

به صورت کلی یک مستر و میسترس زمانی می‌تواند در زندگی خصوصی شما مانند مطالعه کتاب، فیلم دیدن و موارد مشابه دخالت کند که در ابتدای رابطه چنین توافقی کرده باشید.

پاسخ ۳: آیا مزاحم هستید؟

نکته مهم خواسته شما از رابطه است. شما به عنوان یک ساب میسیو و کسی که می‌خواهد ساعاتی در اختیار دامیننت باشد، آیا رفتاری دارد که به نوعی مزاحمت برای دامیننت باشد؟ همانطور که گفتید تمایل به رابطه به صورت جلسه‌ای و صرفا جلسات کینکی است. در این صورت صحبت‌های زیاده و اضافی و خارج از حرف‌های اصطلاحات «مشترک» نوعی مزاحمت تلقی می‌شود.

گاهی اوقات بهتر است به جای تلاش برای صحبت کردن به هر بهانه‌ای، به دنبال رسیدگی به امور شخصی پرداخت.

پاسخ ۴: شخصیت شما کجاست؟

«حسی که دارم دلشکستگیه»! نکته مهم در این رابطه همین است. شما در ابتدای رابطه در مورد ابعاد آن صحبت نکردید. طبیعتا چون اولین تجربه است احتمال خراب‌کاری و مشکل زیاد می‌شود. وقتی در این رابطه شخصیت خود را نمی‌بینید پس برای چه هدفی ادامه می‌دهید؟ به نظر من بهتر است به جای تلاش برای بهبود رابطه به هر قیمتی، به بررسی جنبه‌های مختلف شخصی خود بپردازید. در مقالات دیگر هم اشاره کرده‌ام که زمانی یک رابطه سالم را می‌توانید آغاز کنید که برای خود به اندازه کافی انرژی گذاشته باشید و عاشق خود شده باشید.

نتیجه کلی این که هر گاه احساس کردید یک رابطه شما را بیشتر ناراحت می‌کند، بهتر است از آن خارج شوید. جایگاه شما به عنوان یک ساب‌میسیو نباید بهانه‌ای برای پذیرش تعرض به شخصیت شما شود. همچنین به عنوان یک مستر یا میسترس هیچ حقی برای سو استفاده از شخصیت اسلیو ندارید. همه چیز باید توافقی باشید چرا که هدف از این رابطه لذت بردن و آرامش روان است.

این نصیحت را از من گوش کنید. اگر رابطه خود را با کسی به پایان رسانید، آن فرد را از زندگی خود حذف کنید و دیگر هیچوقت به دنبال شروع مجدد رابطه با وی نباشید. احتمال اصلاح شدن و به وجود نیامدن مشکل بسیار پایین است. سعی کنید با خودتان صادق باشید.

اونتاشگال . اردیبهشت ۱۴۰۰

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

زمانی برای آزاد کردن سادیسم!

خاطره تنبیه و تربیت برده به صورت سادیستی

یک ارباب دامیننت گاهی اوقات به سادیسم درونش رجوع میکنه و به دنبال ارضای اون میره. اتفاقات زیادی افتاده بود و فشار روانی کار و چیزهای دیگه روز به روز به من بیشتر وارد می‌شد. خشم سراسر وجودم رو گرفته بود و مدام سعی میکردم با جلوگیری از عصبانیت، اجازه هیچ تصمیم نامعقولی رو به خودم ندم!

میدونسم که این پارتنرم مدت‌هاست مازوخیسم درونش ارگاسم نشده. میدونستم که اون هم دلش سادیسم/مازوخیسم و درد بیشتری میخواد تا تحقیر خالص. بدون اینکه صحبت زیادی بکنم با رفتارم نشون دادم که چقدر سادیسم‌ام رفته بالا. اون هم با گفتن لرزان و بریده بریده «مستر» نشون داد که چقدر آمادگی لازم رو داره.

دراز کشیده بودم توی تخت و داشتم فکر میکردم. همزمان سعی میکردم عصبانیت درونم رو کمتر کنم. نمیخواستم با عصبانیت کاری بکنم. این توله هم خودشو لوس میکرد و میخواست باهاش بازی کنم. دستاشو گرفتم و گفتم الان وقتش نیست. بریده بریده گفت «میشه پاهاتون رو بغل کنم» و من برای اینکه دلش آروم بشه بهش این اجازه رو دادم. همزمان که بغل کرده بود داشتم به این وسایل فکر می‌کردم: چشم‌بند، پلاگ، یخ، شمع، طناب و کاندوم!

باندیج ساب میسیو
اگر ساب‌میسیو یا مازوخیست هستید پیشنهاد میکنم برای خواندن این خاطره ابتدا شرت خود را مانند شرت لامبادا جمع کرده و به بالا بکشید تا درد لازم به نواحی جنسی شما وارد شود. سپس با درد مطالعه کنید!

درد و کنترل

بهش دستور دادم پایین تخت باشه و سرشو تکون نده. بلند شدم و رفتم لوازم رو آوردم. نور اتاق رو کم و تنظیم کردم. اجازه نداشت به هیچ جایی نگاه کنه. فقط میتونست صدای قدم‌های من و انتخاب وسایل رو همراه با باز و بسته شدن درهای کمد و کشوها بشنوه. پلی لیست مخصوص BDSM رو پخش کردم. همه چیز آماده چند ساعت درد و لذت خالص بود.

چشم بند رو به چشماش زدم و گفتم بیا روی تخت و اجازه دادم توی بغلم ضربان قلبش آروم بشه. دست بردم روی سینه اش و نیپل شو فشار دادم. بلند آه کشید با صدای بلند گفتم «صدات در نیاد». با تمام توانش صدای خودشو خفه میکرد و درد میکشید. دستمو بردم روی شرتش و کشیدم بین پاهاش. میخواستم خوب درد بکشه پس با پارچه شرتش و حس یک طناب محکم رو بهش بده.

بعد از درد کشیدن بیشتر بهش گفتم «فقط اجازه داری جیغ بزنی» دهنو باز کرد اما اونطور که دلم خواست نتونست جیغ بزنه و با یک سیلی بهش فهموندم جیغ زدن چطوره. محکم توی دستای خودم گرفته بودمش و سینه شو فشار میدادم و همزمان با ممنوع و آزاد کردن ناله کردن و جیغ زدن، بیشتر صداشو کنترل می‌کردم. با تمام وجود به خودش می‌پیچید و میخواست درد در تمام قسمت‌های بدنش بپیچه.

به اندازه کافی به بات پلاگ لوبریکانت زدم. به پهلو موند و شرت مشکی خوشگل شو زدم کنار. با بازی بازی و به آرومی پلاگ رو وارد آنالش کردم. وقتی قطورترین قسمت پلاگ داخل مقعدش شد حسابی میخواست ناله کنه که اجازه شو ازش گرفتم. با تمام وجود درد رو تحمل میکرد و منتظر بود تا زودتر پلاگ تا انتها وارد بشه. دوباره بهش گفتم جیغ بزن. این بار اون مدلی که دوست داشتم و از اعماق وجودش جیغ زد. لذت بردم و برای جایزه پلاگ رو زودتر وارد آنالش کردم و اونجا خودشو کیپ نگه داشت.

شمع  بازی در رابطه ارباب و برده

سرد و گرم

بهش کمی استراحت دادم. اجازه دادم پاهامو بغل کنه و اونطور که دوست داره بپرسته و ستایش کنه. کمی دراز کشیدم و موهاشو نوازش کردم. عریان بود و بدنش زیر نور کم به زیبایی می‌درخشید. زمان اسپنک بود. اما به شیوه‌ای جدید!

از کنار یخ‌های کوچیکی که آماده کرده بودم و به اندازه کافی آب شده بودن و تیزی‌شون رفته بود رو آوردم. بهش گفتم داگ استایل باشه. ۳ یخ رو به آرومی و پشت سر هم وارد واژن‌اش کردم. با تمام وجود از سرما و لذتش ناله می‌کرد. حس کردم بهتره بیشترش کنم. ۲ یخ دیگه هم اضافه کردم و گفتم محکم خودت رو سفت کن و اجازه نده برگردن. باسن شو جوری که باید تنظیم کرد و بالا داد. «آفرین دختر خوب».

دست‌های محکم و سنگینی دارم. میدونستم هر ضربه می‌تونه حسابی آب یخ رو از توی واژنش بپاشه. بهش گفتم میخوام ازت فیلم بگیرم و دوربین رو تنظیم کردم روی اون ناحیه. شروع کردم به اسپنک و دستور داشت هر ضربه رو با بلندترین صدای ممکن شمارش کنه. با هر اسپنک آب به بیرون می‌پاشید و نمای بسیار زیبایی رو تولید کرده بود. آب سردی که از یخ می‌اومد به شدت گرم شده بود!

بد از ۴۶ ضربه اسپنک صدای فندک رو شنید. از فاصله یک متری قطره‌های شمع روی کمر و باسن سرخ شده‌اش میریخت. تخت رو محکم گرفته بود چرا که اجازه تکون خوردن نداشت. همزمان با ریخته شدن قطرات شمع، انگشتام رو با آب سرد خیس کردم و قطره‌های آب سرد می چکید روی پوستش. قطره شمع و آب به خوبی به وجد آورده بودش و به جنون لذت رسیده بود.

در اختیار ارباب بودن

اسارت و لذت

بعد از سرد شدن شمع، طناب‌ها رو آماده کردم. با قرمزی اسپنک و سفیدی شمع طرح زیبایی روی بدنش نقش بسته بود. براش آب آوردم و آماده اش کردم برای آخرین مرحله. تنها لباس بر تن، پلاگ کونش بود! طناب آوردم و شروع کردم به باندیج از پشت. دست‌ها بسته شد و پاها رو باز و آزاد نگه داشتم. نور رو کمتر کردم و صدای موزیک رو بیشتر. زمان جیغ کشیدن بود و میخواستم با موزیک ترکیب بشه.

اجازه برگشتن و دیدن من رو نداشت. کاندوم رو برداشتم و روی کیرم گذاشتم. به واژنش نزدیک کردم. از نظرم خیلی لایق بود. نزدیک کردم بهش و یهو تکون خورد. حسابی خیس و آماده بود. باسنش رو گرفتم و به سرعت وارد کردم. شروع کردم به عقب جلو کردن. پلاگ حسابی تنگش کرده بود و این لذت تلمبه زدن رو برای هر دو ما چند برابر کرده بود. کم کم صدای جیغ و ضربه‌ها بیشتر شد.

زمانی که میخوام سکس کنم سعی میکنم عصبانی‌تر بشم. خشم و عصبانیت باعث میشه خون بیشتری در کیر جریان داشته باشه و از حالت عادی بزرگتر و سفت‌تر بشه. سکس توی عصبانیت انزال رو طولانی‌تر هم میکنه. بنابراین بدون هیچ توجهی بهش با وجود درد و لذت پلاگ توی کونش، تندتر و شدیدتر تلمبه می‌زدم.

تقریبا بعد نیم ساعت سکس و تغییر پوزیشن‌های مختلف زمان ارگاسم من رسید. اجازه دادم با احساسات تمام به ارگاسم نهایی برسه. به آرومی طناب‌ها رو باز کردم و توی تخت بغلش کردم و همزمان با تلمبه زدن ناله‌هام رو بیشتر کردم. چشم بند شو برداشتم و شدیدتر تلمبه زدم و ناله‌هاش به اوج رسید.

با همدیگه ارگاسم شدیم و گوشه لب شو بوسیدم و به آرومی در آغوشم بیهوش شد…

در طول این جلسه ۶ بار اسلیو به ارگاسم رسید که ۳ تای آخر موقع سکس بود. پس از ارگاسم آخر و تقریبا ۳ ساعت جلسه BDSM خستگی لازم برای خواب عمیق رو داشت.
زیاد اهل صحبت کردن در مورد خاطرات نیستم. گاهی اوقات برای آرامش روان خودم می‌نویسم. بدون شک پارتنرهایی که در خاطرات ازشون یاد میشه، نسبت به نوشتن خاطره و حفظ هویت‌شون آگاهی دارند.

اونتاشگال . مهر ۱۳۹۹ . عکس‌ها از mysteryman

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.