پیام شما: آیا بی توجهی در BDSM جایی دارد؟

مشکلات در رابطه ارباب و برده

آیا بی توجهی به اسلیو اصل اساسی و پایه‌ای رابطه ارباب و برده است؟ سلامت در رابطه BDSM چیست؟

پیام‌های زیادی از طرف شما مخاطبین عزیز در خصوص مشاوره در موضوعات مختلف برای من ارسال می‌شود. تصمیم گرفتم از این پس به این سوالات که جنبه عمومی هم دارند با عنوان «پیام شما» در وبلاگ پاسخ دهم. برای حفظ حریم خصوصی اطلاعات نام و مشخصات تغییر داده شده‌اند.

پیام شما:‌ آیا بی توجهی در سادومازوخیسم عادی است؟

سلام، وقتتون بخیر…ممنون بابت فعالیت چندساله‌ی کانال. امیدوارم پیاممو بخونید،تو اوج استیصال دارم این پیامو میدم. من زهرا، ۲۶ سالمه و ارشد جامعه شناسی هستم. تا حالا هر نوع رابطه‌ی عاطفی یا جنسی داشتم. از دبیرستان به BDSM علاقه‌مند بودم، درباره‌اش سرچ میکردم، میخوندم. اهل پورن نیستم، ولی هرازگاهی اگرم میدیدم پورنای عادی اصلا تحریکم نمیکنه و نمیکرد، فقط اونایی که BDSM بود.

گذشت تا اینکه چندماه پیش با کسی از طریق اینترنت اشنا شدم، از شهر خودمون. گفتم علاقه دارم، گفتند باید آموزش ببینی و قبول کردم.

من از همون اولین جملات اشناییم تاکید داشتم که فقط میخوام تجربه کنم، نه اینکه رابطه مداوم داشته باشیم و تو زندگی هم باشیم. اول خیلی مقاوم بودم در برابر گفتن یه «چشم» حتی، سخت بود برام، آروم آروم اموزش دیدم. دو بار حضوری همدیگه رو دیدیم. بار سوم رفتم خونشون. (اسپنک با دست و کمربند و سیلی و سکس بود تا جایی که یادمه.)

یه بار کامل از زندگی هم بیرون رفتیم، ولی دوباره برگشتم من. نمیشد از فکر این رابطه بیام بیرون. اون اوایل من کار و زندگیم برات اولویت بود، ولی انقدر با من حرف میزدن نه وقت میکردن کتاب بخونم، نه پادکست، نه فیلم، نه بیرون، هیچی… گله هم میکردم میگفتن اربابتم، باید وقت بذاری.

تا حدودای الان.

الانی که این پیامو میدم قضیه برعکسه، بعضی وقتا واقعا نیاز دارم باهاشون حرف بزنم، جواب نمیدن. یا بعد دوتا جمله حرف زدن میگن گورتو گم کن… از دیروز تا حالا (۲۴ ساعت) به خواست خودشون من هیچ پیامی ندادم، ولی گفته بودن احوالپرسی رو بکن… پیام دادم ارباب خوبید؟ جوابی ندادن، پیام دادم نمیخوام مزاحمتون بشم،فقط خواستم حالتونو بپرسم، هستین؟ فقط دوتا کلمه نوشتن.

این مثالی که از امشب زدم یه مثال کوچیک از حالتای الان رابطمونه. ولی وقتی حضوری پیششونم (که کم هم نیس…) میگن اربابت بهت اهمیت میده و مهمی برام و از این حرفا. حسی که دارم تحقیر نیس، دلشکستگیه. آرامش ندارم دیگه. من متوجهم که جایگاه‌ها تو این رابطه فرق داره، ولی حس میکنم حتی به عنوان یه برده، یه سگ هم هیچ ارزشی ندارم واسشون. گاهی با خودم فک میکنم کاش میشد یه ارباب دیگه رو هم تجربه کنم ببینم مشکل از شخصه، یا همه همینجورن.

سوالی که دارم اینه که آیا این مدل حرف زدن به صورت مداوم، این مدل بی‌توجهی، عادیه تو این رابطه یا نه؟

زهرا. پیام ارسالی در صفحه تماس از مخاطبین وبلاگ

پیشنهاد مطالعه: آیا ارباب بودن مزیتی نسبت به بردگی دارد؟

پاسخ ۱: تعریف شما از رابطه

توجه کنید که شما در ابتدا در رابطه با یک انسان هستید و سپس شیوه رابطه خود را سادومازوخیسم یا وانیلا مشخص می‌کنید. رابطه با یک انسان جنبه‌های مختلفی دارد که «رابطه صرفا برای سکس» نیز می‌تواند یکی از شیوه‌های آن باشد.

در مقالات زیادی به اهمیت گفتگو برای رابطه اشاره کردم. مساله اصلی این است که آیا شما در هنگام شروع رابطه BDSM با این مستر و دامیننت، به صورت شفاف و دقیق تمایل به تجربه BDSM را گفتید یا به دنبال یک رابطه عاطفی نیز بودید؟ با توجه به نوشته شما و اشاره به این صحبت که «فقط میخوام تجربه کنم، نه اینکه رابطه مداوم داشته باشیم و تو زندگی هم باشیم.» مشخص می‌شود که شما شفاف خواسته خود را مطرح کردید.

اگر پس از بیان این خواسته، پارتنر شما به شیوه‌ای دیگر عمل کرد و به دنبال ایجاد یک رابطه عاطفی رفت، شما حق اعتراض دارید. اگر خود شما مایل بودید که رابطه به سمت عاطفی شدن و اصطلاحا «در زندگی هم بودن» پیش برود، لازم است مجددا در مورد شیوه رابطه خود و ادامه آن گفتگو کنید. در صورتی که در ابعادی دیگر این مکالمات صورت نگرفته است لازم است برای بهبود رابطه با یکدیگر صحبت کنید.

پاسخ ۲: تعرض روحی و روانی با فشار آوردن

تحت فشار قرار دادن یا Force کردن در واقع نوعی تعرض به شما است. این تعرض هم می‌تواند روحی باشد هم جسمی و هم روانی. در اینجا صرفا به تعرض روحی و روانی می‌پردازیم. همانطور که گفتید در صورت مخالفت با پاسخ «گله هم میکردم میگفتن اربابتم، باید وقت بذاری» رو به رو می‌شدید. این رفتار نوعی تعرض و Force کردن است.

تعرض به حریم خصوصی شما به عنوان یک انسان یکی از شایع‌ترین اشتباهاتی است که افراد مستر و میسترس دچار آن می‌شوند. آیا در تعاریف رابطه محدودیت همه جانبه لحاظ شده است؟‌ با توجه به صحبت‌های شما فکر نمی‌کنم چنین چیزی باشد پس گرفتن زمان شما برای رسیدگی به امور شخصی، نوعی تعرض به حساب می‌آید و باید در ابتدای رابطه آن را با پارتنر خود (یا حتی بعدی) به صورت شفاف بیان کنید.

به صورت کلی یک مستر و میسترس زمانی می‌تواند در زندگی خصوصی شما مانند مطالعه کتاب، فیلم دیدن و موارد مشابه دخالت کند که در ابتدای رابطه چنین توافقی کرده باشید.

پاسخ ۳: آیا مزاحم هستید؟

نکته مهم خواسته شما از رابطه است. شما به عنوان یک ساب میسیو و کسی که می‌خواهد ساعاتی در اختیار دامیننت باشد، آیا رفتاری دارد که به نوعی مزاحمت برای دامیننت باشد؟ همانطور که گفتید تمایل به رابطه به صورت جلسه‌ای و صرفا جلسات کینکی است. در این صورت صحبت‌های زیاده و اضافی و خارج از حرف‌های اصطلاحات «مشترک» نوعی مزاحمت تلقی می‌شود.

گاهی اوقات بهتر است به جای تلاش برای صحبت کردن به هر بهانه‌ای، به دنبال رسیدگی به امور شخصی پرداخت.

پاسخ ۴: شخصیت شما کجاست؟

«حسی که دارم دلشکستگیه»! نکته مهم در این رابطه همین است. شما در ابتدای رابطه در مورد ابعاد آن صحبت نکردید. طبیعتا چون اولین تجربه است احتمال خراب‌کاری و مشکل زیاد می‌شود. وقتی در این رابطه شخصیت خود را نمی‌بینید پس برای چه هدفی ادامه می‌دهید؟ به نظر من بهتر است به جای تلاش برای بهبود رابطه به هر قیمتی، به بررسی جنبه‌های مختلف شخصی خود بپردازید. در مقالات دیگر هم اشاره کرده‌ام که زمانی یک رابطه سالم را می‌توانید آغاز کنید که برای خود به اندازه کافی انرژی گذاشته باشید و عاشق خود شده باشید.

نتیجه کلی این که هر گاه احساس کردید یک رابطه شما را بیشتر ناراحت می‌کند، بهتر است از آن خارج شوید. جایگاه شما به عنوان یک ساب‌میسیو نباید بهانه‌ای برای پذیرش تعرض به شخصیت شما شود. همچنین به عنوان یک مستر یا میسترس هیچ حقی برای سو استفاده از شخصیت اسلیو ندارید. همه چیز باید توافقی باشید چرا که هدف از این رابطه لذت بردن و آرامش روان است.

این نصیحت را از من گوش کنید. اگر رابطه خود را با کسی به پایان رسانید، آن فرد را از زندگی خود حذف کنید و دیگر هیچوقت به دنبال شروع مجدد رابطه با وی نباشید. احتمال اصلاح شدن و به وجود نیامدن مشکل بسیار پایین است. سعی کنید با خودتان صادق باشید.

اونتاشگال . اردیبهشت ۱۴۰۰

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

زمانی برای آزاد کردن سادیسم!

خاطره تنبیه و تربیت برده به صورت سادیستی

یک ارباب دامیننت گاهی اوقات به سادیسم درونش رجوع میکنه و به دنبال ارضای اون میره. اتفاقات زیادی افتاده بود و فشار روانی کار و چیزهای دیگه روز به روز به من بیشتر وارد می‌شد. خشم سراسر وجودم رو گرفته بود و مدام سعی میکردم با جلوگیری از عصبانیت، اجازه هیچ تصمیم نامعقولی رو به خودم ندم!

میدونسم که این پارتنرم مدت‌هاست مازوخیسم درونش ارگاسم نشده. میدونستم که اون هم دلش سادیسم/مازوخیسم و درد بیشتری میخواد تا تحقیر خالص. بدون اینکه صحبت زیادی بکنم با رفتارم نشون دادم که چقدر سادیسم‌ام رفته بالا. اون هم با گفتن لرزان و بریده بریده «مستر» نشون داد که چقدر آمادگی لازم رو داره.

دراز کشیده بودم توی تخت و داشتم فکر میکردم. همزمان سعی میکردم عصبانیت درونم رو کمتر کنم. نمیخواستم با عصبانیت کاری بکنم. این توله هم خودشو لوس میکرد و میخواست باهاش بازی کنم. دستاشو گرفتم و گفتم الان وقتش نیست. بریده بریده گفت «میشه پاهاتون رو بغل کنم» و من برای اینکه دلش آروم بشه بهش این اجازه رو دادم. همزمان که بغل کرده بود داشتم به این وسایل فکر می‌کردم: چشم‌بند، پلاگ، یخ، شمع، طناب و کاندوم!

باندیج ساب میسیو
اگر ساب‌میسیو یا مازوخیست هستید پیشنهاد میکنم برای خواندن این خاطره ابتدا شرت خود را مانند شرت لامبادا جمع کرده و به بالا بکشید تا درد لازم به نواحی جنسی شما وارد شود. سپس با درد مطالعه کنید!

درد و کنترل

بهش دستور دادم پایین تخت باشه و سرشو تکون نده. بلند شدم و رفتم لوازم رو آوردم. نور اتاق رو کم و تنظیم کردم. اجازه نداشت به هیچ جایی نگاه کنه. فقط میتونست صدای قدم‌های من و انتخاب وسایل رو همراه با باز و بسته شدن درهای کمد و کشوها بشنوه. پلی لیست مخصوص BDSM رو پخش کردم. همه چیز آماده چند ساعت درد و لذت خالص بود.

چشم بند رو به چشماش زدم و گفتم بیا روی تخت و اجازه دادم توی بغلم ضربان قلبش آروم بشه. دست بردم روی سینه اش و نیپل شو فشار دادم. بلند آه کشید با صدای بلند گفتم «صدات در نیاد». با تمام توانش صدای خودشو خفه میکرد و درد میکشید. دستمو بردم روی شرتش و کشیدم بین پاهاش. میخواستم خوب درد بکشه پس با پارچه شرتش و حس یک طناب محکم رو بهش بده.

بعد از درد کشیدن بیشتر بهش گفتم «فقط اجازه داری جیغ بزنی» دهنو باز کرد اما اونطور که دلم خواست نتونست جیغ بزنه و با یک سیلی بهش فهموندم جیغ زدن چطوره. محکم توی دستای خودم گرفته بودمش و سینه شو فشار میدادم و همزمان با ممنوع و آزاد کردن ناله کردن و جیغ زدن، بیشتر صداشو کنترل می‌کردم. با تمام وجود به خودش می‌پیچید و میخواست درد در تمام قسمت‌های بدنش بپیچه.

به اندازه کافی به بات پلاگ لوبریکانت زدم. به پهلو موند و شرت مشکی خوشگل شو زدم کنار. با بازی بازی و به آرومی پلاگ رو وارد آنالش کردم. وقتی قطورترین قسمت پلاگ داخل مقعدش شد حسابی میخواست ناله کنه که اجازه شو ازش گرفتم. با تمام وجود درد رو تحمل میکرد و منتظر بود تا زودتر پلاگ تا انتها وارد بشه. دوباره بهش گفتم جیغ بزن. این بار اون مدلی که دوست داشتم و از اعماق وجودش جیغ زد. لذت بردم و برای جایزه پلاگ رو زودتر وارد آنالش کردم و اونجا خودشو کیپ نگه داشت.

شمع  بازی در رابطه ارباب و برده

سرد و گرم

بهش کمی استراحت دادم. اجازه دادم پاهامو بغل کنه و اونطور که دوست داره بپرسته و ستایش کنه. کمی دراز کشیدم و موهاشو نوازش کردم. عریان بود و بدنش زیر نور کم به زیبایی می‌درخشید. زمان اسپنک بود. اما به شیوه‌ای جدید!

از کنار یخ‌های کوچیکی که آماده کرده بودم و به اندازه کافی آب شده بودن و تیزی‌شون رفته بود رو آوردم. بهش گفتم داگ استایل باشه. ۳ یخ رو به آرومی و پشت سر هم وارد واژن‌اش کردم. با تمام وجود از سرما و لذتش ناله می‌کرد. حس کردم بهتره بیشترش کنم. ۲ یخ دیگه هم اضافه کردم و گفتم محکم خودت رو سفت کن و اجازه نده برگردن. باسن شو جوری که باید تنظیم کرد و بالا داد. «آفرین دختر خوب».

دست‌های محکم و سنگینی دارم. میدونستم هر ضربه می‌تونه حسابی آب یخ رو از توی واژنش بپاشه. بهش گفتم میخوام ازت فیلم بگیرم و دوربین رو تنظیم کردم روی اون ناحیه. شروع کردم به اسپنک و دستور داشت هر ضربه رو با بلندترین صدای ممکن شمارش کنه. با هر اسپنک آب به بیرون می‌پاشید و نمای بسیار زیبایی رو تولید کرده بود. آب سردی که از یخ می‌اومد به شدت گرم شده بود!

بد از ۴۶ ضربه اسپنک صدای فندک رو شنید. از فاصله یک متری قطره‌های شمع روی کمر و باسن سرخ شده‌اش میریخت. تخت رو محکم گرفته بود چرا که اجازه تکون خوردن نداشت. همزمان با ریخته شدن قطرات شمع، انگشتام رو با آب سرد خیس کردم و قطره‌های آب سرد می چکید روی پوستش. قطره شمع و آب به خوبی به وجد آورده بودش و به جنون لذت رسیده بود.

در اختیار ارباب بودن

اسارت و لذت

بعد از سرد شدن شمع، طناب‌ها رو آماده کردم. با قرمزی اسپنک و سفیدی شمع طرح زیبایی روی بدنش نقش بسته بود. براش آب آوردم و آماده اش کردم برای آخرین مرحله. تنها لباس بر تن، پلاگ کونش بود! طناب آوردم و شروع کردم به باندیج از پشت. دست‌ها بسته شد و پاها رو باز و آزاد نگه داشتم. نور رو کمتر کردم و صدای موزیک رو بیشتر. زمان جیغ کشیدن بود و میخواستم با موزیک ترکیب بشه.

اجازه برگشتن و دیدن من رو نداشت. کاندوم رو برداشتم و روی کیرم گذاشتم. به واژنش نزدیک کردم. از نظرم خیلی لایق بود. نزدیک کردم بهش و یهو تکون خورد. حسابی خیس و آماده بود. باسنش رو گرفتم و به سرعت وارد کردم. شروع کردم به عقب جلو کردن. پلاگ حسابی تنگش کرده بود و این لذت تلمبه زدن رو برای هر دو ما چند برابر کرده بود. کم کم صدای جیغ و ضربه‌ها بیشتر شد.

زمانی که میخوام سکس کنم سعی میکنم عصبانی‌تر بشم. خشم و عصبانیت باعث میشه خون بیشتری در کیر جریان داشته باشه و از حالت عادی بزرگتر و سفت‌تر بشه. سکس توی عصبانیت انزال رو طولانی‌تر هم میکنه. بنابراین بدون هیچ توجهی بهش با وجود درد و لذت پلاگ توی کونش، تندتر و شدیدتر تلمبه می‌زدم.

تقریبا بعد نیم ساعت سکس و تغییر پوزیشن‌های مختلف زمان ارگاسم من رسید. اجازه دادم با احساسات تمام به ارگاسم نهایی برسه. به آرومی طناب‌ها رو باز کردم و توی تخت بغلش کردم و همزمان با تلمبه زدن ناله‌هام رو بیشتر کردم. چشم بند شو برداشتم و شدیدتر تلمبه زدم و ناله‌هاش به اوج رسید.

با همدیگه ارگاسم شدیم و گوشه لب شو بوسیدم و به آرومی در آغوشم بیهوش شد…

در طول این جلسه ۶ بار اسلیو به ارگاسم رسید که ۳ تای آخر موقع سکس بود. پس از ارگاسم آخر و تقریبا ۳ ساعت جلسه BDSM خستگی لازم برای خواب عمیق رو داشت.
زیاد اهل صحبت کردن در مورد خاطرات نیستم. گاهی اوقات برای آرامش روان خودم می‌نویسم. بدون شک پارتنرهایی که در خاطرات ازشون یاد میشه، نسبت به نوشتن خاطره و حفظ هویت‌شون آگاهی دارند.

اونتاشگال . مهر ۱۳۹۹ . عکس‌ها از mysteryman

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال