چگونه با همسر خود در مورد ارباب و برده صحبت کنیم؟

شوهر سلطه گر و ارباب در زندگی زناشویی

سرانجام به همسرم گفتم می‌خواهم در تخت بر من سلطه‌گری کند. به خودم جرات دادم از او خواستم زمانی که به تخت می‌رویم برای سکس، صاحب و ارباب من باشد. «او از من پرسید آیا باید قلاده یا چنین چیزی برایم بخرد: من گفتم هنوز نه!»

از زمان اکران فیلم فیفتی شید، BDSM رواج بیشتری پیدا کرده است. از باندیج فشن گرفته تا کلاس‌های آموزش کینک، در نهایت علاقه جنسی نهفته اکنون پذیرفته‌تر شده است. اما این بدان معنی نیست که سابمیسو بودن ساده است. برای برخی زنان، شناخته شدن با شاخص سابمیسیو می‌تواند علیه ایده‌آل‌های فمنیستانه بنظر برسد؛ برای برخی دیگر ممکن است کل مسیر عشق و رابطه‌شان را تحت تاثیر قرار دهد.

در این مقاله به بررسی واقعیت زندگی جنسی زنان می‌پردازیم، خانم رز (اسم مستعار)، ۴۰ ساله، روایتی از پس از ۷ سال بروز تمایلش به نیمه دامیننت بودن همسرش در یک رابطه BDSM را برایمان شرح می‌دهد. در انتها اونتاشگال تجربه خود از مواجه با زوج‌هایی که به دنبال ورود BDSM به رابطه هستند را می‌گوید.


مصاحبه‌ای که مطالعه می‌کنید در دسته‌بندی سبک زندگی ارباب و برده قرار دارد و به صورت خلاصه‌شده در وبسایت ELLE انتشار یافته است. ترجمه توسط ماتیلدا صورت گرفته است و در وبلاگ اونتاشگال منتشر می‌گردد.

جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


رابطه ارباب و برده برای زوج ها و متاهلین

خانم رز: هنگامی که ۱۹ ساله بودم، اولین و ابتدایی‌ترین رابطه جنسی‌ام را تجربه کردم. مردی که عاشقش شدم شخصیتی بسیار سلطه‌گر داشت، به نحوی که به من احساس مراقبت، دوست داشته شدن و امنیت می‌داد. او بسیار قد بلند بود و شانه‌های پهن و دستان بزرگی داشت که باعث می‌شد در برابر او احساس ریز و شیرین بودن کنم. وارد اتاق می‌شد و نگاهی سختگیرانه به من می‌انداخت که باعث می‌شد دلشوره گرفته و زانوهایم از شدت لرزش شبیه ژله شوند. می‌دانستم که نگاه کامل یعنی سخت گرفتن در پیش است و بشدت خیس خواهم شد. او ارگاسمم را تا زمانی که تقریبا اشک می‌ریختم به تاخیر می‌انداخت و مرا مجبور می‌کرد تا هنگامی که اجازه نداده ارضا نشوم. اکثر اوقات هنگامی که ارگاسم می‌شدم حس می‌کردم بالای سرمان در هوا شناورم، اندام‌هایم کرخت می‌شد و حس می‌کردم نزدیک است از حال بروم.

من لذت دادن به او را می‌پرستیدم، دائما و بدون تغییر. این کار باعث می‌شد احساس دوست داشته شدن و سرزندگی کنم. او از بازی با شمع لذت می‌برد و دوست داشت  مرا با شال‌های زیبای ابریشمی ببندد، اما هرگز چیزی شبیه به «شلاق» وارد صحنه نکرد. بدون شلاق، بدون زنجیر، بدون هرچیزی که در آن زمان فکر می‌کردم اساس یک رابطه BDSM است. هرآنچه که بود، من عاشقش بودم. او سلطه زیادی بر من داشت و تنها با یک نگاه می‌توانست ذهن و بدن مرا کنترل کند.

هنگامی که او پس از چندسال به رابطه مان پایان داد، من کاملا ویران شده بودم. به ندرت می‌توانستم عملکردی داشته باشم، تمام زندگی‌ام پیرامون لذت دادن به او بنا شده بود. پس از آنکه دیگر در زندگی او جایی نداشتم، خیلی افسرده شده و به دنبال رابطه آنلاین با مردانی که هرگز ملاقات نکرده بودم، رفتم. ساعت‌ها زمانم را صرف صحبت کردن با آن‌ها می‌کردم تا به من بگویند دوست دارند چه کاری با خودم انجام دهم که لذت ببرند. اگر چه هرگز در واقعیت با هیچ یک از آن‌ها نبودم، اما کاملاً تحت کنترل محبت آمیز آنها ولو از راه دور بودم. اما هنوز نفهمیده بودم که این کارها از من یک سابمیسیو ساخته است.

سپس دوست پسری پیدا کردم که به نظر می‌رسید خیلی دامیننت است. من شدیدا توسط شخصیت ساکت اما قوی او تحریک می‌شدم. اما به زودی متوجه شدم او آن دامیننت دوست داشتنی نیست که من می‌خواستم. رفتارهای سادیسمی داشت. او از سواستفاده از من لذت می‌برد. دردی که به من تحمیل می‌کرد توافقی نبود. او خشمگینانه به اوج می‌رسید؛ چیزی که روزی به او لذت می‌داد روز بعد خشمگینش می‌کرد. قوانین هیچ معنایی نداشت، من دائما در آستانه تنبیه شدن بودم و به ندرت علتش را می‌دانستم. احساس ترس و گم شدن می‌کردم. هنگامی که باهم بودیم نمی‌توانستم ارگاسم شوم. سال‌ها ادایش را در می‌آوردم و فقط هنگام تنهایی و با خودارضایی می‌توانستم ارضا شوم.

درخواست از شوهر برای مستر بودن

سرانجام شرایط برای من خطرناک‌تر شد. به یک پناهگاه زنان عزیمت کردم و مجبور شدم به مشاوره بروم. طی جلسات تراپی تمایلم به پیدا کردن شخصی دامیننت را پذیرفتم. به من گفتند این به معنای اعتیاد به کنترل شدن است و احتمالا چیزی است که ریشه در کودکی من دارد. گفتند این موضوع از من طعمه‌ای برای متجاوزین ساخته و برای بهبود یافتن باید بر این خواسته غلبه کنم. بنابر این من ساعت‌ها زمان صرف تراپی کردم و به نفع خودم تصمیم گرفتم تمایلم به کنترل شدن توسط مردان را کنار بگذارم.

سپس همسر فعلی‌ام را ملاقات کردم. درباره رابطه ناجوری که داشتم به او گفتم و او خیلی شیرین و مهربان برخورد کرد. سکس با او اصلا هیجان انگیز نبود اما من به آن تعهد داشتم زیرا هنوز در حال بهبود از رابطه قبلی خود بودم. هنوز نفهمیده بودم علت این کمبود هیجان این است که او نقطه مقابل دامیننت است. هنگامی که حالم بهتر شد متوجه شدم هوس، شهوت و میل این گرایش باز می‌گردد. اما همچنان که زمان پیش می‌رفت، این اتفاق رخ نداد و نیازهای من ارگاسم نشدند. تصور می‌کردم هورمون‌هایم به هم ریخته‌اند. شاید به خاطر بالا رفتن سن بود؟ نمی‌دانستم. اگر همسر فوق العاده‌ام سکس می‌خواست من می‌پذیرفتم، برای لذت دادن به او ادای ارگاسم در می‌آوردم و سپس به سمتی چرخیده و می‌خوابیدم.

رمان فیفتی شیدز آف گری

سپس در سال ۲۰۱۲ رمان پنجاه سایه آقای گری (Fifty Shades of Grey) منتشر شد. هربار که یک نسخه از آن را در اطرافم می‌دیدم، قلبم محکم در سینه می‌کوبید. حس می‌کردم همزمان با خواندنش، در حال فرار از آن هستم. برای مدت طولانی خود را از کتاب‌ها دور نگه می‌داشتم. سرانجام حدود یک سال پس از شروعی اعتیادآمیز، تسلیم شده و به کتاب صوتی آن گوش دادم.

پس از شروع گوش دادن کتاب، اتفاقی وحشتناک سحرآمیزی برایم رخ داد. احساس کردم قفسه سینه‌ام سنگین است، انگار که شخصی روی آن نشسته بود. با گیجی دور خود راه می‌رفتم، صورتم قرمز شده و کاملا منگ بودم. صحنه‌های شامل درد و سختگیری بیش از همه مرا جذب می‌کرد. خواب‌های سکسی در شب شروع شد؛ واقعا دلم می‌خواست در بیداری خود را ارگاسم کنم. خیلی سریع بشدت به کتاب‌های با موضوع سلطه‌گری و سلطه پذیری اعتیاد پیدا کردم.

 پس از چندماه، ناگهان چیزی فهمیدم. متوجه شدم تمام روابطی که از لحاظ جنسی واقعا مرا تحریک کرده‌اند، چه به صورت واقعی چه اینترنتی یا تلفنی، با مردانی بوده که قدرت جادویی تحت سلطه درآوردن مرا داشتند. این که هیچ تمایلی به رفتن به سیاه‌چاله (dungeon) و حضور در یک جلسه پابلیک با دامیننتم ندارم، بدان معنی نیست که من ساب‌میسیو نیستم. ساب بودن به این چیز‌ها نیست؛ ساب بودن میل به تمنا کردن است. میل به کنترل شدن شدن است. تسلیم کردن قدرت به دیگری برای لذت خود است و من همواره اینگونه بودم.

آرامش در دستان دوست پسر دامیننت

رسیدن به آرامش با شناخت گرایش

بخشی از من احساس می‌کرد سرانجام به آرامش رسیده است و بخش دیگری از من احساس خودخواهی، حسادت و ترس بود. هنگامی که از این موضوع مطمئن شدم چیزی به همسرم نگفتم. می‌ترسیدم فکر کند مشکلی دارم. همچنین از این که به او بگویم روابط جنسی پیش از ازدواج برایم لذت‌بخش‌تر بود مضطرب بودم. نمی‌خواستم به احساساتش آسیب رسانده و مردانگی‌اش را زیر سوال ببرم.

سرانجام به قطعیت رسیدم که نیاز دارم چیزهایی را درباره خود به او بگویم. به او درباره فانتزی‌هایی که هنگام خودارضایی دارم، انواع مردانی که درباره آن‌ها فانتزی می‌سازم و از کارها و گفته‌های آن‌ها گفتم. سپس گفتم: «بالاخره فهمیدم که من سلطه‌پذیر جنسی‌ام و به یک دامیننت نیاز دارم. می‌خواهم آن دامیننت تو باشی. سکسی که الان داریم برای من لذتی ندارد. می‌خواهم که داشته باشد، اما ندارد. تمام این سال‌ها تظاهر به ارگاسم شدن را درمی‌آوردم. واقعا متاسفم که باهات صادق نبودم، اما شاید بتونیم درستش کنیم؟ من می‌خوام امتحانش کنم، نظر تو چیه؟»

هنگامی که پس از مکثی طولانی به سادگی گفت: «اره، حتما. باید امتحانش کنیم.» شکه و هیجان زده شدم. یکدیگر را بغل کردیم و من احساسی شامل «رهایی شدید و حس گناه» داشتم.

خوشحالی امروز ما به عنوان یک زوج بی دی اس امی

ما این کار را شروع کردیم. اما چیزی که الان برای من سخت است این است که او تلاش می‌کند بیشتر دامیننت باشد اما نمی‌داند چگونه و من او را به عنوان دامیننت نمی‌بینم، لذا هنگامی که تلاش می‌کند، خنده‌ام می‌گیرد و از این بابت بشدت متاسف می‌شوم. واقعا برای دامیننت دیدن او باید سیم کشی مغزم را به نوری جدید تغییر دهم. او هنوز فعالیت‌هایی که من رویای‌شان را دارم خوب درک نمی‌کند. در لحظات صمیمی‌مان ناگهان شروع می‌کند به فریاد زدن و مرا فاحشه و خیلی سطح پایین خطاب می‌کند. اما چیزی که مرا تحریک می‌کند مردی است که شخصیت آرام دارد و به نرمی دستورات را در گوشم زمزمه می‌کند. حس می‌کنم او کلیشه‌هایی را تصور می‌کند که لزوماً درست نیستند.

واقعا دلم می‌خواهد روزی او را به شکل دامینت ببینم. هنوز نمی‌توانم. من عادت کرده‌ام او را شیرین، مهربان و شیرین ببینم، اما نه واقعا احساسی و به طرز دلچسبی جدی. مجبورم برنامه ذهنم را تغییر دهم و مطمئنم او نیز این کار را می‌کند. او از من پرسید آیا لازم است قلاده یا چنین چیزی برایم بخرد. من گفتم هنوز نه. بنابر این می‌خواهیم روی خودمان کار کنیم تا یکدیگر را در نور جدید ببینیم تا شاید روزی او بیاموزد چگونه دامیننت من باشد و من نیز او را خواهم پذیرفت.

تجربه اونتاشگال در مواجه با این زوج‌ها

نخستین تاثیر‌گذاری یا First Impression از اساسی‌ترین موضوعات و پایه هر نوع رابطه‌ای چه کاری و چه عاطفی است. خانم رز در ابتدای رابطه و ازدواج، شخصیت دامیننت را در همسر خود ندیده است و بعد از مدت‌ها از او درخواست یک تغییر دارد. این تغییر کاملا شدنی است اما نه یک شبه و در مدت زمان کم و البته ایشان جذابیت اولیه‌ای که در دیگر دامیننت‌های خود می‌دیدند، در همسر پیدا نکردند اما به دلایلی که گفته شد، با خوشحالی ازدواج کردند.

زوج‌های مختلفی از من درخواست مشاوره برای این موضوع را می‌کنند. پس از اینکه مطمئن شدن آن‌ها رابطه با یکدیگر و ازدواج‌شان را دوست دارند، اولین پیشنهاد من به آنها، جدا شدن و دوری برای یک مدت کوتاه است. برای مثال دو هفته یا یک ماه کاملا دور از همدیگر و حتی در خانه‌هایی جدا زندگی کنند. این جدایی خود خواسته است و ممکن است برای اولین بار پس از سال‌ها زندگی مشترک رخ داده باشد. در این جدایی بدون هر نوع ارتباط، نیازهای حسی و عاطفی در یک تلاش خودخواسته، تا حدی سرکوب می‌شوند. اینکه شما بخواهید صدای معشوقه خود را بشنوید اما سختی و فراق آن را تحمل کنید، کار آسانی نیست. اما انجام دادن آن، به تقویت قدرت و دامیننسی در شما کمک می‌کند.

به طرف ساب‌میسیو هم پیشنهاد نوشتن نامه را می‌کنم. در طول این مدت تمام احساسات و نیازها و دلتنگی‌ها در قالب نامه ذخیره شود و هیچ‌گاه مستقیم ارسال نمی‌شود. این برنامه طولانی و دقیق است اما پس از مدتی که می‌خواهند یکدیگر را ببینند، ملاقات در یک رستوران یا کافه شیک و به صورت یک قرار Date انجام می‌شود.

حسی که دو طرف دارند، شبیه حس جوانی ۲۵ ساله است که می‌خواهد تمام جذابیت‌ها را برای طرف مقابل خود ایجاد کند. در واقع آن مرد میخواهد دوباره نظر همسر خود را جلب کند آن هم سال‌ها پس از ازدواج! اینجاست که طرف ساب‌میسیو (چه مرد چه زن) کاملا آمادگی یک جنبه‌های جدید شخصیتی را دارد. اگر یک ماه قبل طرف دامیننت به او با «چشم غره» نگاه می‌کرد و یا حتی محکم دستور میداد، احتمالا دعوا و ناراحتی پیش می‌آمد. اما پس از این جدایی موقتی، کاملا آمادگی دستور شنیدن و «چشم» گفتن را دارد.

از اینجا به بعد می‌تواند به آرامی چاشنی‌های مختلف سادومازوخیسم را وارد زندگی کرد. عیار دامیننت بودن اینجا مشخص می‌شود. اگر به سراغ سواستفاده از قدرت و عقده‌گشایی برود، مشخص می‌شود که پارتنر ساب‌میسیو مورد نظر، هیچگاه توانایی دامیننت شدن را ندارد.

همیشه به اهمیت گفتگو و مکالمه در رابطه اشاره کرده‌ایم. وجود مشاورها برای بهبود کیفیت رابطه خود را دست کم نگیرید. شما می‌خواهیم به یکدیگر لذت بدهید و به دنبال آزار هم نیستید. پس به جای سخت‌گیری، با آرامش و اطمینان اجازه استفاده از چشم بند را بدهید.

اونتاشگال . مرداد ۱۴۰۰ . تصاویر از عکاس آلمانی Sven Bischoff

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

عذرخواهی چگونه است و چرا باید آن را انجام داد؟

نحوه عذرخواهی کردن بین یک زوج

عذرخواهی کردن آداب ویژه‌ای دارد. هر انسانی ممکن است عمدا یا سهوا با رفتار خود فرد دیگری را ناراحت کند. شیوه عذرخواهی و جبران کردن اشتباه بسیار مهم است. از آنجایی که در روابط بین افراد و به خصوص گرایش BDSM اشتباهات بسیار رخ می‌دهد، شیوه معذرت‌خواهی و پوزش طلبیدن اهمیت زیادی دارد. در این مقاله شما را با زبان عذرخواهی کردن آشنا می‌کنیم و ۵ راهکار برای آن پیشنهاد می‌دهیم.


مقاله‌ای که مطالعه می‌کنید در دسته‌بندی کانال چهارم، صداقت قرار دارد و در نوامبر ۲۰۲۰ در مجله معروف Cosmopolitan انتشار یافته است. ترجمه توسط ماتیلدا صورت گرفته است و در وبلاگ اونتاشگال منتشر می‌گردد.

جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


نحوه عذرخواهی کردن بین یک زوج

مشابه زبان عشق، معذرت‌خواهی نیز زبانی دارد: چگونگی گفتن و شنیدن «متاسفم و عذر می‌خواهم». از آن جایی که احتمالا تا به حال هرگز با دقت به این موضوع فکر نکرده‌اید، باید بگویم درک و فهمیدن چگونگی معذرت‌خواهی از پارتنر خود به شدت مهم است. خصوصا  که هرکس برای گذشتن از یک دعوا به چیز متفاوتی نیاز دارد.

این مسئله به این دلیل است که انسان‌ها با یکدیگر تفاوت دارند. ممکن است برای شما شنیدن کلمات «متاسفم، حق با شماست» پس از دعوا کارآمد باشد. اما برای شخصی دیگر «اگر ناراحتت، متاسفم» احساس تهی بودن و گذشتن سطحی از وقایع را داشته باشد.

پس برویم که همه چیز را درباره زبان معذرت‌خواهی بیاموزیم، چون به همان میزان که من زبان عشق را دوست دارم، زبان معذرت‌خواهی را نیز به عنوان یکی از کلیدهای مهم رابطه می‌شناسم.

زبان معذرت‌خواهی چیست؟

زبان معذرت‌خواهی هنگامی به رسمیت شناخته شد که گری چاپمن با همکاری جنیفر توماس در کتاب «پنج زبان معذرت‌خواهی» درباره آن نوشت. (همچنین او کتاب پنج زبان عشق را نیز نوشته است) چاپمن می‌گوید به صورت کلی:

  • زبان عشق ورزیدن: چگونگی گفتن یا نشان دادن این که شخصی را دوست دارید.
  • زبان عذرخواهی: چگونگی گفتن یا نشان دادن این که شرمنده‌اید.

در مجموع پنج زبان معذرت‌خواهی مختلف وجود دارد:

  1. ابراز پشیمانی: از این که بهت آسیب زدم احساس شرم می‌کنم.
  2. پذیرش مسئولیت: نباید این کارو باهات می‌کردم، کارم اشتباه بود.
  3. توبه خالصانه و اصلاح: می‌توانم متصور شم که باعث چه دردی شدم، متاسفم. دیگه انجامش نخواهم داد. دفعه بعد کار متفاوتی خواهم کرد.
  4. جبران کردن: اینجوری از دلت درمیارم.
  5. طلب بخشش: منو می‌بخشی که مایوست کردم؟

چرا شناخت زبان معذرت‌خواهی خود مهم است؟

فرض کنیم شما می‌خواهید رابطه‌ای که دارید واقعا درست و کارآمد باشد، زبان معذرت‌خواهی همه چیز است.

روانپزشک، لیلا مگاوی، می‌گوید: «آن‌ها (زبان‌های معذرت‌خواهی) به افراد اجازه می‌دهند تا با بهبود توانایی‌شان در تسهیل بخشش، روابط خود را تقویت کنند. فهم درست زبان معذرت‌خواهی پارتنر خود می‌تواند به اشخاص کمک کند به گونه‌ای پشیمانی خود را ابراز کنند که هر دو طرف احساس شنیده شدن و ارزشمند بودن داشته باشند.»

اگر هدف نهایی این است که با پارتنر خود از یک بحث و دعوا عبور کنید، که امیدوارم همین باشد، اگر پارتنرتان برای احساسی بهتر خواهان جبران مسئله توسط شما باشد، صرفا ابراز پشیمانی و پذیرش مسئولیت تغییری ایجاد نمی‌کند.

امی اولسون، متخصص رابطه می‌گوید: «مردم به شیوه‌های مختلفی معذرت‌خواهی می‌کنند و فهم آن‌ها نه فقط برای درک عمیق پارتنر خود بلکه حتی برای شناخت خود نیز لازم است. اگر شما و پارتنرتان زبان معذرت‌خواهی متفاوتی داشته باشید ممکن است بدفهمی به وجود بیاید.  تنها راه اجتناب از این بدفهمی، شناخت یکدیگر و کار کردن روی آن هنگام نیاز است.»

نحوه عذرخواهی کردن بین یک زوج

بنابراین اگر زبان معذرت‌خواهی متفاوتی با پارتنر خود دارید چه باید بکنید؟

توافق. توافق. توافق. بگذارید ابتدا از زبان عشق مثال بزنم: اگر بدانید زبان عشق پارتنرتان لمس فیزیکی است (برخلاف این که زبان شما کلمات تاکیدی است)، شما بازهم برای قدردانی از یک روز سخت او را در آغوش خواهید گرفت، درست است؟ و شما این کار را انجام می‌دهید، با وجود این که زبان عشق شما کلمات تاکیدی است.

درباره زبان معذرت‌خواهی نیز دقیقا چنین است: سکس تراپیست و روانشناس بالینی، جنت بریتو می‌گوید:«به دنبال فهم زبان یکدیگر بوده و آن را به عنوان وسیله‌ای برای نزدیک شدن و التیام یکدیگر تمرین کنید.» اگر می‌خواهید به شکل موثری «اصلاحات ایجاد کنید، آسیب‌ها را ترمیم کنید و با یکدیگر رشد کنید» این کار بسیار تعیین کننده است.

حتی اگر ممکن است با درخواست بخشش کردن یا پذیرش مسئولیت خطا احساس غریبگی کنید، هنگام خاتمه دادن به یک دعوا نیازهای پارتنرتان باید رسیدگی شوند (دقیقا به اندازه نیازهای شما) و با ارتباط و صحبت کردن این اتفاق به میزان خوبی رخ می‌دهد دوستان من.

خب، حال چگونه بفهمیم زبان معذرت‌خواهی ما چیست؟

چاپمن آزمون ساده‌ای در وبسایت خود طراحی کرده است. پاسخ دادنش کمتر از ده دقیقه زمان می‌برد و در انتها ایده‌های جالبی هم به شما می‌دهد. ورود به صفحه آزمون به زبان انگلیسی

اما علاوه بر آزمون، دکتر مگزی پیشنهاد می‌کند کاوش کنید یا با یک تراپیست صحبت کنید تا کمک کند زبان معذرت‌خواهی ویژه خود و هرآنچه از یک پارتنر انتظار دارید را بشناسید.

به علاوه، همانگونه که قبل‌تر اشاره شد، صحبت کردن واقعا یک کلید است، پس از پارتنر خود و افرادی که دوستشان دارید بخواهید زبان معذرت‌خواهی خود را بیاموزند – یا حتی باهم آزمون فوق‌الذکر را بدهید. این دانش از تخریب روابط جلوگیری کرده و شکستگی‌های کوچک را التیام می‌بخشد.

اشتباهات به هر علتی رخ می‌دهد. برای یک رابطه سالم باید علت ناراحت شدن و منطق عذرخواهی به صورت شفاف بیان شود. جملاتی مانند «اگر ناراحتت کردم ببخشید» یا «چقدر بچه‌ای که ناراحت شدی» و موارد مشابه، هیچ‌گاه نوعی پوزش طلبیدن به حساب نمی‌آید. اگر میخواهید در رابطه خوشحال باشید حتما در مورد ۵ زبان معذرت‌خواهی صحبت کنید.

اونتاشگال . فروردین ۱۴۰۰

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

چگونه از دامیننت و ارباب خود قدردانی کنید؟

قدرداری و پرستش ارباب

به نظرم نوشتن درباره قدردانی و چگونگی ابراز آن از شخصی که در خدمت او هستید، مناسب است. مطمئنا همیشه می‌توانید بگویید «ممنونم» اما اگر بخواهید از روش‌های خلاقانه‌تری برای ستایش ارباب و دامیننت خود استفاده کنید، چه کار می‌کنید؟ این نوشته به رشد مهارت ساب‌میسیو و بردگی شما کمک بسیاری می‌کند.

ترجمه آزاد مجموعه مقاله‌هایی در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی BDSM و سبک زندگی است که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. این نوشته‌ها با هدف بیان واقعیت‌ها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش سادومازوخیسم، از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله در وبلاگ راهنمای آموزشی برای ساب میسیو‌ها منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


خدمت برده به ارباب

سپاسگزار بودن می‌تواند حالت‌های مختلفی داشته باشد و هربار که احساس قدردانی درونمان برانیگخته می‌شود، می‌توانیم راه جدیدی برای ستایش انتخاب کنیم. مثلا نوع سپاسگزاری از ارباب پس از دریافت یک ارگاسم خوب کاملا با سپاسگزاری برای در دست داشتن قدرت در زندگی ساب‌میسیوی شما متفاوت است. عموما سپاسگزاری برای ارگاسم را فورا ابراز می‌کنید اما برای نوع دیگر قدردانی ممکن است ابراز احساسات‌تان مدتی زمان ببرد.

می‌خواهم لحظه‌ای به چیزهایی بیاندیشید که برایشان قدردانید چرا که شما این لذت‌ها و حس‌های خوب را پیش از رابطه با دامیننت خود نداشتید. آن چیزها چقدر در پیشرفت و شادی عمومی شما تاثیر داشته‌اند؟ آخرین باری که قدردانی خود را نسبت به این موضوعات نشان دادید کی بود؟ آیا مدت زیادی از آن می‌گذرد؟

در واقع چه پیشنهادی برای ابراز خودتان دارید؟ تا هنگامی که بر عهده شماست، می‌تواند ساده یا سرشار از جزئیات باشد. آن را درست کرده و از سرویس خود سرشار گردانید. ما به شما ۵ راهکار ساده برای ابراز قدردانی از ارباب خود، آموزش می‌دهیم. به صورت پیشفرض شما وظیفه‌ای در قبال هیچ یک از این موارد ندارید اما اگر این موارد را انجام دهید، به خوبی توجه خود به دامیننت و رضایت درونی از این رابطه را بیان می‌کنید.

در نوشته‌های این وبلاگ تا حد امکان جنسیت مطرح نیست. موارد پیشنهادی هم برای اسلیو پسر کاربرد دارد هم دختر، هم در رابطه با یک آقای مستر و هم یک خانم میسترس، پس مطالب را زنانه/مردانه مطالعه نکنید.

یک: پیشکش یک چیز خاص

اولین پیشنهاد، پیشکش کردن سرویسی است که در حالت عادی انجامش نمی‌دهید. ای کار لزوما نباید سکسی باشد. ماساژ، شستن پاها، سرویس‌های سکسی که پس از آن عذاب نمی‌کشید (این کار برای بعضی افراد شامل آنال می‌شود). چهارپایه شوید، فراهم کننده غذای منزل شوید، یک روز کامل را مانند یک خدمت کار خم و راست شوید. هرچیزی که روز دامیننت شما را بسازد و او را غافلگیر کند گزینه خوبی است. تنها به یاد داشته باشید که این کار جزئی از خودتان باشد. گرفتن یک سالن و خرج کردن پول با پیشکشی خودتان برای یک روز بهره بردن، متفاوت است.

دو: خلاقیت به خرج دهید

این پیشنهاد لزوما درباره ساختن چیزی نیست، بلکه می‌تواند ایجاد یک وضعیت خاص باشد. اگر می‌دانید که دامیننت و ارباب شما پس از یک روز پر استرس به خانه بازخواهد گشت، تغییری به سادگی کم کردن نور و شاید روشن کردن چند عدد شمع می‌تواند به ریلکس و فارغ شدن از دنیای خارج کمک کند. اطمینان از منظم بودن خانه و دعوتش به آن می‌تواند موجی از احساسات را به همراه داشته باشد. این کار نه تنها نشان دهنده اهمیت دادن شما به وضعیت خانه می‌باشد بلکه در لحظه ورود به خانه نیز تاثیر زیادی روی وی می‌گذارد.

همچنین می‌توانید فضای مناسبی را برای برنامه‌های احتمالی خود ترتیب دهید. اگر قرار است بازی کنید، محیط بازی را با وسواس آماده کنید. اگر تهیه شام جز دستورات بوده است، آماده کردن میز به گونه‌ای که انگار در یک رستوران مجلل هستید می‌تواند ستایش شما را برای چیزهای زیادی نشان دهد.

خدمت به میسترس

سه: انجام دهید

از اینترنت ایده تشریفاتی جدیید را که قبلا انجام نمی‌دادید یاد بگیرید. مثل زانو زدن و سپس گذاشتن صورت روی زمین هنگام سلطه پذیری یا زانو زدن هنگام آوردن نوشیدنی. افزودن این مقدار کم دقت و تمرکز سورپرایز لذت بخشی برای دامیننت است که به او نشان می‌دهد شما به چگونه ارائه کردن خدمت خود اهمیت می‌دهید. کارهای خیلی زیادی هستند که شما با این هدف می‌توانید انجام دهید. از حالت خاصی که لباس‌های خود را در می‌آورید گرفته تا نحوه پاسخ‌گویی به یک سوال و نشان دادن مطیع بودن خود. اضافه کردن تشریفات و سختگیری در رابطه تنها بر عهده دامیننت نیست. افزودن اختیاری این کارهای ساده این پیام را می‌رساند که شما برای داشتن فرصت خدمت به ارباب خود از او سپاسگزارید.

چهار: ساختن و خلق کردن

مطمئنا رفتن به فروشگاه و خریدن چیزی برای ارباب کار ساده‌ای است، اما آخرین باری که خودتان چیزی ساختید کی بود؟ مجبور نیستید همه چیز را بیاموزید یا هر مهارتی را بلد باشید. یک شام یا دسر ویژه درست کنید، شعری بنویسید یا کارت پستالی درست کنید، عکسی را قاب کرده و تزئین کنید. وسایل دست ساز ارزش معنوی بیشتری نسبت به وسایل خریداری شده دارند.

پنج: مجددا اصلاح کنید

به صورت پیشفرض اصلاح رابطه تنها در حالتی باید صورت بگیرد که واقعا آماده عمیق‌تر کردن آن باشید یا رابطه دچار لغزشی شده باشد که عمیقا قصد رفع آن را داشته باشید. تشریفاتی که مشمول این وضعیت می‌شوند، از ساده تا پیچیده متفاوتند پس به ذهنتان اجازه دهید هرآنچه که مناسب شماست را پرورش دهد. حتی اختصاص دادن زمانی برای صحبت کردن درباره آن که اطاعت کردن چقدر آرزوی شما است و پیشنهاد آن به صورت فوق داوطلبانه، می‌تواند میزان عشق شما به رابطه و آنچه ارباب برای شما انجام می‌دهد را نشان دهد. دوباره می‌گویم، شما مجبور نیستید برای ایجاد تشریفات جدید یا انجام دادن خدمتی متفاوت منتظر دستور دامیننت باشید. اسلیوهای ماهر کارهای خیلی زیادی را داوطلبانه شروع کرده و سپس رضایت ارباب را دریافت می‌کنند.

اگر اخیرا در انجام دادن دستوری که به شما داده شده، تنبلانه عمل کرده‌اید، خیلی جدی باشید و قبل از آن که در دردسر بیافتید سرسختانه آن را انجام دهید. اجازه ندهید حواس پرتی بر شما تسلط یابد. شما می‌خواهید خدمت کنید، به همین دلیل نیز در این رابطه هستید، پس خدمت کنید. ممکن است سلطه پذیری شما تنها باعث عمیق‌تر شدن سلط‌گری ارباب شود و بازنگری رابطه تنها منجر به یک مبادله گردد.

شام یک ماده سگ
یکی از زیباترین صحنه‌ها، که ارباب با رسیدن به منزل می‌تواند آن را تماشا کند.

در انتها، هنگامی که این کارها را انجام می‌دهید از گفتن «متشکرم» غافل نشوید. این واژه را به شیوه‌ای خاص برای ارباب خود بسازید. ساب‌میسیوهای حرفه‌ای کارهای زیادی را برای رسیدن به توجه بیشتر انجام می‌دهند. اجازه ندهید رابطه شما تبدیل به یک رفتار پینگ پونگی شود. رابطه‌ها ساخته می‌شوند، چون ساب‌میسیو ماهر روی آن کار می‌کند.نشان دهید که چقدر هرآنچه ارباب برای شما انجام می‌دهد را تحسین می‌کنید تا به موقع پاداش آن را دریافت کنید.

حوصله سر بر بودن برده یکی از مسائل شایع بین مسترها و بیشتر میسترس‌ها است. وقتی هیچ خلاقیتی برای هیجان‌انگیز تر کردن رابطه‌ای که از اساس بر پایه هیجان و لذت است وجود نداشته باشد، دامیننت نسبت به شما سرد می‌شود و به زودی رابطه را ترک می‌کند. دقت کنید رابطه‌ها ساختنی هستند. اگر شما تلاش لازم و کافی را کردید اما پاسخی دریافت نکردید، بدانید که زمان ترک رابطه فراهم رسیده است.

اونتاشگال . مرداد ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

خاطرات یک مستر ایرانی در اروپا، تربیت زوج

اونتاشگال . خاطرات مستر و اسلیو

پس از فراخوان برای نویسنده مهمان، دوست عزیز با نام میلاد این نوشته را برای من ارسال کرد. این ماجرا روایت شخصی ایشان از رابطه با یک زوج اسلیو و برده است. طبیعتا تحقیقات علمی پشت این نیست و لزوما درست یا غلط نباید باشد. صرفا شرح بیان تجربه‌های مختلف است که می‌تواند برای شما هم مفید باشد.

قبل از شروع هر کاری، قفل آلت مردانه یا همان چستیتی را روی آلت دنیل محکم کردم. این باعث می‌شد آلتش با دیدن صحنه‌های بعدی بدون اراده بزرگ نشود و صاحب خود را از کنترل خارج نکند! روی زمین کاملا برهنه دراز کشیده بود. پاها با پابند فلزی به میله آخر اتاق محکم شده بود و قلاده‌ای داشت که دست‌ها به قلاب‌های کنار آن وصل شده بودند و کاری نمی‌توانست بکند. یک دهان بند یا گگ گلوله‌ای بزرگ هم در دهانش قرار داده بودم.

البته یک دکمه زنگ الکترونیکی در دست داشت. به محض دیدن صحنه‌هایی خارج از تحمل او که قرار بود برای دوست دخترش شان اتفاق بیفتد، آن زنگ را می‌توانست بزند تا همه چیز متوقف شود. این یک شیوه برای بیان کلمه ایمنی است. به محض زدن زنگ همه چیز متوقف می‌شد و او را باز می‌کردم.


شما نیز در زمینه‌های مختلف گرایش BDSM مطالب خود را بنویسید تا با ذکر نام همراه با لینک اینستاگرام یا توییتر به عنوان نویسنده مهمان منتشر شود. ‫کافیست در صفحه تماس یا با ایمیل ⁦‪Work[@]untashgaal.com‬⁩ مقالات و نوشته‌های خود را ارسال کنید. مطالب منتشر شده در این صفحه تایید یا رد نمی‌شوند و مسئولیت آن با نویسنده است.

جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


برده دختر با قلاده

داستان من از سال ۲۰۰۶ شروع شد، زمانی که برای استفاده از یک بورس تحصیلی به کالج مدیریت زوریخ رفتم. در آن سال‌ها تازه از فضای بسته و محدود ایران وارد فضای باز و بدون ملاحظه‌ای شدم که ممکن بود مرا در تمام ارکان زندگی به معنای واقعی در خود غرق کند، اما میل به تحصیل و داشتن موقعیت مدیریتی در سازمان‌های مطرح دنیا و البته آشنایی با یک استاد و مربی روابط Fetish باعث شد تا مسیر خود را گم نکنم.

این مربی فردی ۵۲ ساله، متاهل و مدیر مالی شرکتی بین‌المللی بود که من برای کار آموزی مدیریت باید ۲۴۰ ساعت در آن کار می‌کردم. رابرت هلندی بود و در سوئیس زندگی می‌کرد. او بود که آگاهی من را به این سمت برد که میل به سلطه‌گری چیز خجالت آوری نیست البته به شرطی که با توافق طرف مقابل باشد. او مرا به مجموعه‌هایی معرفی کرد که اصول و تکنیک‌های این کار را در آنها آموختم، راهی که بعد از ۱۲ سال هنوز هم دنبال می‌کنم و می‌آموزم.

حضور در این دوره‌ها باعث آشنایی با همفکران من شد که برخی از بهترین دوستانم، پارنترها و برده‌هایم و البته در سال‌های بعد مشتریانم را از میان آنها یافتم.

بعد از ۶ سال آموزش، از حدود ۶ سال قبل، در کنار شغل اصلی‌ام در یک شرکت بین المللی، باز هم با راهنمایی و کمک رابرت، تبدیل به یک مربی شدم تا راه و رسم درست و ایمن برای این روابط را به کسانی که میل به بردگی و اطاعت داشتند، بیاموزم. برخی از این افراد تنها بودند و برخی هم زوج. گاهی به درخواست یک ارباب، برده‌اش را آموزش دادم، گاهی خود برده‌ها برای یادگیری بیشتر به من رجوع کردند. اما معمولا آموزنده‌ترین تجربه‌هایم با زوج‌ها بود.

این ماجراها و خاطرات گوشه‌هایی از تجربه‌هایی هستند که تا جایی که حافظه یاری می‌کند، برای شما بیان می‌کنم. همچنین هویت آموزش گیرنده‌ها حفظ شده است.

خاطره اول: دوست پسری اسلیو که عذاب وجدان داشت

بگذارید از گذشته این دو بگویم. دنیل ۶ ماه پیش از اولین جلسه متوجه شده بود که برای لذت بردن از رابطه جنسی باید نقش برده را برای خانم‌ها بازی کند، و خیلی شفاف آن را با شان که در یک رابطه یک ساله بودند و با هم زندگی می‌کردند، مطرح کرده بود. شان ابتدا سعی کرده بود تا این نقش را برای دنیل بازی کند، اما اون هم نمی‌تونست آنقدر که باید محکم باشد و تازه خودش هم دوست داشت برده باشد، اما هیچوقت جرات نکرده بود آن را با کسی مطرح کند. با این حال جسارت دنیل در صحبت درباره خواسته‌هایش به او هم شجاعت مطرح کردن این موضوع را داده بود.

بحران در رابطه شروع شد و با وجود علاقه زیاد به هم، حتی به این فکر کرده بودند که رابطه را ادامه ندهند.

تا اینکه یکی از دوستان دنیل در دفتر وکالتی که بعنوان وکیل کار می‌کرد، به او اطلاع داد که یکی از کارآموزهای جوان که به تازگی برای کارآموزی به آن‌جا آمده بود یک میسترس درست و حسابی است. 

برده پسر و تنبیه او

ورود یک میسترس

این میسترس مارتا دختر سیاهپوستی بود که ۴ سال از دنیل کوچکتر بود. انتخاب سخت شروع شده بود اما در نهایت شان و دنیل تصمیم به ایجاد رابطه با مارتا گرفتند و او بعنوان ارباب آن دو از جمعه عصر تا دوشنبه صبح به آپارتمان‌شان می‌رفت تا شاهد خدمت این زوج به خود باشد.

خب به نظر همه چیز درست می‌آمد تا اینکه شان احساس کرد از خدمت به ارباب خانم لذتی نمی‌برد. این بار بطور جدی آن‌ها را ترک کرد. دنیل نمی‌توانست این را تحمل کند اما نمی‌خواست لذت خدمت به میسترس مارتا را هم از دست بدهد.

عذاب وجدان شروع شده بود. دنیل تا مرز نابود کردن شغلش پیش رفت. تا اینکه تصمیم گرفت برای شان ارباب مرد پیدا کند تا در زمان‌هایی که او به مارتا خدمت می‌کرد، شان به ارباب مرد خدمت کند. البته پیدا کردن این فرد آسان نبود. همچنین مارتا هم راضی نبود و معتقد بود دنیل کنترل و تحمل خود را از دست خواهد داد و نمی‌تواند حضور یک مرد دیگر را در زندگی شان تحمل کند. مارتا هم گفت اگر دنیل ثابت نکند که توانایی و تحمل دارد، از رابطه خارج خواهد شد.

من به رابطه دعوت شدم

همه چیز به مدت دو هفته جهنمی بود. اینجا بود که من وارد شدم. از طریق یکی از دوستان مارتا از این داستان خبردار شدم. دوست مشترک ما معتقد بود برای یک دوره کوتاه در حضور دنیل از شان بعنوان برده استفاده کنم تا دنیل تحمل خودش را بسنجد. هیچ وقت درگیر رابطه دو نفر نشده بودم و تنها بعنوان آموزش دهنده کار می‌کردم. برای همین جواب منفی دادم.

اما ۳ روز بعد دوست مشترک ترتیب یک ملاقات با دنیل و شان را در قسمت بار یک هتل داد. خیلی صریح و بی پرده با هم صحبت کردیم و نگرانی‌های خود را به آن دو منتقل کردم. دنیل اصرار داشت این کار را برای اثبات خودش به مارتا انجام بدهم و در عین حال فرصت لذت مشابه را برای شان فراهم کند. امنیت شان نیز برای او خیلی بود و می‌خواست این کار توسط یک حرفه‌ای انجام شود.

خیلی واضح برای آن‌ها توضیح دادم که من وارد رابطه نخواهم شد. برای شان اربابی پیدا نخواهم کرد و تنها برای ۳ روز مثل یک دوره آموزشی، شان را با تکنیک‌های تحت سلطه و ساب میسیو بودن آشنا خواهم کرد.

دنیل می‌توانست حضور داشته باشد اما کاملا بسته شده و بدون امکان دخالت بود. البته هر وقت می‌خواست یا احساس می‌کرد تحمل آن‌را ندارد می‌توانست فرآیند را متوقف کند اما برگشتی در کار نخواهد بود و من به مارتا گزارش خواهم داد که دنیل تحمل ندارد.

با همه چیز موافقت کردند. روی دستمزد هم توافق کردیم. شان کاملا با این موضوع موافق بود و مارتا فقط می‌خواست از کل ۳ روز فیلم تهیه شود تا خودش آن را ببیند. دنیل و شان موافق بودند. خب، بالاخره من هم موافقت کردم.

در مورد شان بگویم که او ۳۲ ساله، قد ۱۷۵ استخوانی، سفید پوست و اهل شف هاوزن، شهر کوچکی در نزدیکی زوریخ بود. اون به تازگی فارق التحصیل دکترای شیمی از دانشگاه زوریخ شده و به عنوان استادیار مشغول به کار بود. در ظاهر مثل خانم معلم‌های جدی بود اما در درون بسیار مردد، شکننده و از گرفتن هر تصمیمی بیزار بود. از نوجوانی به میل خودش به تحت سلطه بودن آشنا شده بود اما مثل هر چیز دیگری هیچگاه آنرا به زبان نیاورده بود و اگر دنیل از میل خود صحبت نمی‌کرد شاید هیچوقت به کسی چیزی نمی‌گفت، اگر چه حتی با این وجود هم مدتی طول کشیده بود تا به قول خودش به گرایش واقعی درونش اعتراف کند.

برده دختر باندیج شده

شروع جلسه و روز اول، اولین تجربه

به سمت شان رفتم. وسط سالن ایستاده بود و کمی مضطرب بود. فکر کنم برای اولین بار کار یک ارباب مرد را می دید که کاملا با دنیل و مارتا متفاوت بود. طبق چیزی که شب پیش برای آن‌ها فرستاده بودم، شلوار پارچه‌ای سفیدی به پا کرده بود. روی آن هم بلوز بلندی پوشیده بود که تا زانوها می‌رسید. درست مثل یک خانم با سمت بلند پایه در یک اداره بود. کفش پاشنه بلند هم پوشیده بود. کاملا رسمی، بدون لباس زیر، زیورآلات و آرایش بود. موهای بلندش هم باز بود. البته در همین حالت هم بسیار زیبا بود. در تمام حدود ۴۵ دقیقه‌ای که مشغول بستن دنیل بودم بدون حرکت ایستاده بود و تماشا می‌کرد. دوربین هم مشغول فیلم برداری بود تا مارتا بعدا شاهد برنامه ما باشد.

خیلی محکم به شان گفتم کفش‌ها و شلوارش را در بیاورد. کمی مردد بود. با صدای بلندتر گفتم: «زود باش». تکان خورد و به آرامی شروع کرد به انجام دستور. همانطور که انتظار داشتم لباس زیر نپوشیده بود و موهای بدنش را هم کاملا تراشیده بود. وقتی تمام شد ناخود آگاه جلوی الت تناسلی اش را با دست پوشاند، البته طبیعی بود.

نفس زدن‌اش کمی تند شده بود و معلوم بود اضطراب دارد. برخلاف دنیل، شان اجازه داشت از کلمات امن ملایم‌کننده استفاده کند تا فرآیند را آرامتر یا متوقف کند و استفاده از آنها باعث نمی‌شد تا همه چیز کاملا کنسل شود. می‌توانست بارها استفاده کند و دوباره شروع کنیم تا زمانی که کاملا بخواهد جلسه و این ۳ روز متوقف شود.

پشت او ایستادم. دست‌ها را از مچ گرفتم و آرام به سمت پشت بردم و روی هم گذاشتم. بعد با طناب کنفی مچ هر دست را به آرنج دست دیگرش بستم و محکم کردم. پیراهنش زیر طناب جمع شده بود. به تجربه فهمیده بودم بهتر است با طناب و باندیج شروع کنم و برای روز اول از غل و زنجیر برای شان استفاده نکنم. طناب را دور سینه محکم کردم و به سمت میله سقف انداختم و از روی آن رد کردم. بعد هم دوباره از زیر طناب‌های رد شده از سینه‌اش بردم و کشیدم. بدنش به سمت بالا حرکت کرد و همزمان جیغ ملایمی کشید. نوک پاهای برهنه‌اش حالا به زحمت به زمین می رسید. کاملا بی دفاع بود.

دستم را به سمت آلت تناسلی و بین پاهای او بردم و بی مقدمه داخل انگشتم را داخل کردم. دوباره جیغ کشید. دنیل هم صدای گنگی درآورد اما زنگ را نزد. شان کاملا خیس و تحریک شده بود. این کار علاوه بر مسائل جنسی‌اش، یک تست خیلی مهم برای شروع کار روی خانم‌ها است، اگر خیس نباشند نباید شروع کرد و باید به سراغ دیگر اندام‌ها رفت. اما شان به اندازه کافی خیس و تحریک شده بود. پس چند دقیقه که با آلت تناسلی‌اش مشغول بودم چند ضربه محکم به کپل‌های باسن‌اش زدم.

قیچی را برداشتم و پیراهن را روی بدهنش پاره کردم. به تندی نفس نفس می‌زد ولی چشم‌هایش حسابی مشتاق بود. کاملا برهنه شده بود. نوک سینه‌هاش سفت شده و ماهیچه‌ها منقبض بودند. یک ویبراتور روی آلت تناسلی‌اش گذاشتم و روشن کردم. همه بدنش در یک لحظه به لرزشش افتاد و بعد منقبض شد. جیغ‌های کوتاهی می‌کشید. شلاق کوتاه را برداشتم و ضربه‌های ملایمی به پشت ساق‌ها زدم، ضربه‌های آرام اما ممتد. ترکیب درد و لذت ویبراتور او را به ارگاسم نزدیک کرده بود. به او گفتم که اگر بدون اجاره ارگاسم شود چه تنبیه سختی در انتظارش خواهد بود و با سر تایید کرد.

آرام زنجیر را به نوک سینه‌ها وصل کردم. درد بیشتر از لذت شده بود اما عمق لذت اجاره نمی‌داد متوقف کند. شروع به التماس کرد تا به او اجازه ارگاسم دهم. هیچ نمی‌گفتم و این حساسیت ذهنی او را بیشتر می‌کرد. کم کم صدای نفس‌های دنیل هم از پشت دهان بندش به گوش می‌رسید. می‌دانستم خون زیادی به سمت آلت او رفته است اما چستیتی اجازه نمی داد راست شود، برای همین فشار زیادی به کون خود می‌آورد و باعث می‌شد پلاک ویبراتور فشار بیشتری به پروستات او بیاورد و بیشتر غرق لذت و فشار عضلانی شود.

معلوم بود که شان دیگر تحمل ندارد و نمی‌تواند جلوی خود را بگیرد. من هم خیال نداشتم بدون اجازه ارگاسم شود و در شروع کار تجربه یک تنبیه سخت را داشته باشد. پس در گوش او گفتم «زمانی که زنجیر سینه‌ها را جدا کردم، اجاره ارگاسم دارد». با فشار کشیدم خون به سمت نوک سینه‌ها جریان پیدا کرد و آزاد شدن دوپامین باعث ارگاسم شدیدی شد. جیغ بلندی کشید و با حرکت‌های شدیدی لذت بسیار زیادی را تجربه کرد. طناب‌ها باعث می‌شدند نتواند دست و پاها را حرکت دهد، برای همین ماهیچه‌های بدنش تمام دوپامین را جذب کردند و این لذت ارگاسم را برای شان چند برابر کرده بود. بعدها به من گفت این بهترین تجربه ارگاسم زندگی‌اش بود. بعد از تمام شدن حرکت‌های غیر ارادی ماهیچه‌هاش، بی حال از طناب آویزان شد. چشم‌ها را بست و بی حرکت به خلسه رفت.

دنیل اما در تلاطم بود. تند نفس می‌کشید و از درد ارگاسم ناقص به همراه پلاک کون به خودش می‌پیچید. اما لذت و اشتیاق در چشم‌هایش بود. به او گفتم «فقط یک دقیقه فرصت داری زنگ را بزنی وگرنه بقیه برنامه‌ها را روی دوست دخترت ادامه می‌دهم». مستقیم به چشمان من نگاه می‌کرد. مطمئن بودم تا ۱۰ ساعت دیگر هم زنگ را نخواهد زد. دنیل آمادگی کافی برای وارد کردن شان به دنیایی که لذتی مشترک از آن می‌خواستند را داشت. اما خب، من باید ۳ روز امتحان کردن او را ادامه می‌دادم.

ارباب و کنترل اسلیو

نتیجه سه روز لذت بخش برای این زوج

شان در این ۳ روز سکس دهانی، سکس مقعدی و جلق زدن برای یک مرد را به خوبی یاد گرفت. همچنین ظرفیت تحمل و ترکب آن با دوپامین را فرا گرفت تا بتواند یک لذت غیرقابل کنترل را تجربه کند. او کنترل بهتری روی ارگاسم خود پیدا کرد. دنیل نیز در موقعیت‌های متفاوتی اما همیشه بسته و بدون امکان دخالت، شاهد آموزش‌ها بود. او شب‌ها در قفس زیرزمین می‌خوابید و شان روی یک موکت نازک در اتاق من و یک پای او با زنجیر به پایه تخت بسته شده بود. این کارها برای این بود که حس تعلق را برای خود عادی کند.

بعد از آن جلسه، مارتا با دقت فیلم‌ها با پیدا کردن ارباب مرد موافقت کرد. اونها از طریق دوستان مشترک یک پسر ۲۸ ساله پیدا کردند و وی نیز شان را به عنوان برده پذیرفت. از آن روز تا ۳ سال پیش که از آن‌ها خبر داشتم،آخر هفته‌ها دنیل به مارتا خدمت می‌کرد و شان هم به خانه اربابش که اسم او را فراموش کرده‌ام، می رفت تا در کنار ۲ برده تمام وقت، لذت ببرد و نیازش را برآورده کند.

تا ۳ سال پیش که از آن‌ها خبر داشتم، به همین شیوه به زندگی ادامه می‌دادند. در این مدت باردار شدن شان و به دنیا آمدن دختر او و دنیل، تنها وقفه کوتاهی در این نوع رابطه ایجاد کرد، اما بعد از آن شان و دنیل دائماً ارباب‌های جدیدی پیدا می‌کردند و لذت می‌بردند.

فکر کنید اگر آن‌ها هیچوقت در مورد تمایلات و علایق شخصی با یکدیگر صحبت نمی‌کردند…


در مواردی مانند این که پارتنرها در حضور هم رابطه را تجربه می‌کنند، بسیار مهم و حیاتی است که تجربه لذت برای هر دو فراهم باشد، نه اینکه صرفا به یکی از طرفین بپردازید. اگر دنیل تنها یک گوشه نشسته و شاهد باشد، فشار روانی کم کم او را از مسیر مورد خواست دور خواهد کرد. طراحی لذت در کنار اتفاقات مورد نظر شما، مانند بیننده بودن یا دخالت نکردن موضوع بسیار مهمی است که قبل از شروع کار باید برای آن برنامه ریزی کرد.

بر خلاف تصور بسیاری از افراد مبنی بر زورگویی، تمام کارها باید قبل از شروع رابطه با پارتنر یا آموزش گیرنده توافق شده باشند. BDSM یک نوع وحشی بازی که یک طرف هر کار دلش خواست بکند نیست، بلکه یک رابطه خاص احساسی و جنسی است که باید هر دو طرف از آن لذت ببرند و مطابق با نیازهای آن‌ها باشد. حتی برای برده‌هایی که برای آموزش به من سپرده می‌شدند و ارباب‌های آنها لیست درخواست‌ها را اعلام می‌کردند، ساعت‌ها وقت صرف می‌کردم تا برای آنها مراحل آموزش را توضیح بدهم و هر کجا که احساس راحتی یا امنیت نمی‌کردند، راه و روش را عوض می‌کردیم. البته خیلی زیاد با نوع دیگر این رابطه برخورد کردم که هیچ وقت ورود به آنرا نپذیرفتم، چون اعتقاد دارم بدون تمایل دو طرفه و آگاهی کامل، هر حرکتی اشتباه است و پشیمانی به بار خواهد آورد.

برای اینکه در این کار حرفه‌ای و ماهر شوید، بیشتر بخوانید و بیاموزید. هیچوقت آموزش زمینه BDSM به پایان نمی‌رسد. شما هم می‌توانید نوشته‌های خود را در صفحه تماس برای من ارسال کنید.

اونتاشگال . تیر ۱۳۹۹ . نویسنده مهمان: میلاد

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

آیا ارباب بودن مزیتی نسبت به بردگی دارد؟

اونتاشگال - یک خانم سویچ

از نگاه اجتماعی و جامعه‌شناختی، کسی که قدرت را در اختیار دارد، منزلت و جایگاه بیشتر و بهتری نزد افراد دارد. اما آیا در دنیای سادومازوخیسم هم اینگونه است؟ آیا کسی که به ساب‌میسیو بودن و بردگی گرایش دارد باید حس خود را مخفی کند؟

در این یادداشت به بررسی این موضوع می‌پردازیم و اینکه چرا افرادی که گرایش دامیننت و ارباب دارند، نباید به خود مغرور شوند و کسانی که گرایش ساب‌میسیو و بردگی دارند، نباید از گرایش خود شرمنده و خجالت‌زده باشند.


جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


یک خانم سویچ در نقش برده

احترام، اولین شرط رابطه

با یکی از دوستان در مورد فیت فتیش صحبت می‌کردم. چیزی در مورد علایق و گرایش‌های من نمی‌دانست. به سرعت گفت «از پسرهای فتیش و اسلیو متنفرم و کسانی که انقدر خودشان را تحقیر می‌کنند برای من بی ارزش‌ترین هستند.» از اون پرسیدم نحوه آشنایی تو با این افراد چطور بود. گفت:

«سال‌ها پیش در برنامه یاهو یک پسری به من گفت دوست دارم سگت بشم! برای من عجیب بود. بعدتر توی محل کار همکارم گفت چه پاهای خوشگلی داری کاش توی دهن من بود. بعدتر پیام‌های زیاد اینستاگرامی اینطوری دریافت کردم و الان فکر میکنم این آدما خیلی چیپ و بی ارزش باشند.»

بعدتر با ایشون من رابطه داشتم. اتفاقا فیت فتیش هم کردم. گفتم می‌دونی چرا فیت فتیش برای تو منزجر کننده بود؟ چون رفتار اون افراد انجزار آور بود. چون با پایین‌ترین سطح ممکن از شما درخواست رابطه می‌کردند و هیچ حس جذابیتی به وجود نمی‌آوردند.

یک مثال ساده‌تر: شما به رابطه علاقه دارید و دوست دارید با کسی چه به عنوان مرد چه زن سکس کنید. حالا تصور کنید در خیابان یک نفر به شما می‌گوید «یک شب چند»، «امشب به ما میدی»، «امشب میایی بکنی خوشتیپ» یا در اینستاگرام و توییتر در اولین پیام‌ها به شما دایرکت می‌دهد «اول بگم اهل سکس هستی یا نه» یا «برده من میشی توله» و نمونه‌های مشابه که بسیار دریافت می‌کنید.

بدون شک زمانی که در اولین مکالمه با یک رفتار زشت و بی ادبانه رو به رو می‌شوید، حتی اگر به فرد احساسی هم داشته باشید، از بین می‌رود. احترام لازمه اول هر نوع رابطه‌ای است و رابطه BDSM از این ماجرا مستثنی نیست.
تفاوتی ندارد خود را ارباب بخوانید یا برده، رفتار شما نشان‌دهنده است.

خانم سویچ به عنوان ساب میسیو

نگاه جامعه به گرایش ساب‌میسیو

باید بپذیریم از نگاه جوامع بشری و نه فقط ایران، افرادی که ساب‌میسیو هستند و بیشتر مطیع، تحقیر می‌شوند و به نوعی نمی‌توانند به راحتی به حق خود برسند. شخصیت ساب‌میسیو به مرد زن زلیل یا زن مطیع شوهر، برچسب می‌خورد و عموما جدی گرفته نمی‌شود. در عین حال افرادی هستند که با وجود دامیننت و مستقل بودن، در خلوت گرایش ساب‌میسیو دارند. یعنی در جامعه از جایگاه بالایی برخوردار هستند اما برای سکس می‌خواهند مطیع باشند و پیرو. این نیز یک واقعیت است و بسیاری از افراد، در جامعه خود را دامیننت نشان می‌دهند و واقعا هم هستند اما از ساب‌میسیو برای تخلیه فشارها استفاده می‌کنند.

به نظر من اولین نیازمندی برای به آرامش رسیدن از چنین گرایشی، پذیرفتن آن است. لزومی ندارد همه افراد در مورد گرایش شما بدانند. کافیست از درون آن را بپذیرید و برای کسی که شایسته است، نمایان کنید. این پذیرش شجاعت بسیار زیادی می‌خواهد. اینکه شما یک مرد قدرتمند باشید و همه جا شما را یک فرد قدرتمند ببینند اما در خلوت بخواهید مطیع پارتنر خود باشید، حتی بیان چنین چیزی نیازمند شجاعت زیادی است چرا که ممکن است قضاوت شوید! در واقع یک ساب‌میسیو شاد و به آرامش رسیده کسی است که شجاعت بیان گرایش خود را به خوبی داشته باشد. در مقاله معرفی ساب‌میسیو‌های موفق در مورد این افراد بیشتر می‌خوانید و اینکه اکثر هنرمندان، نویسندگان و شاعران به نوعی و تا حدی ساب‌میسیو بوده و هستند!

بیخود شده‌ام لیکن بیخودتر از این خواهم
با چشم تو می گویم من مست چنین خواهم

من تاج نمی‌خواهم من تخت نمی‌خواهم
در خدمتت افتاده بر روی زمین خواهم

آن یار نکوی من بگرفت گلوی من
گفتا که چه می خواهی گفتم که همین خواهم

ماهی دگر است ای جان اندر دل مه پنهان
زین علم یقینستم آن عین یقین خواهم

مولانا

پنهان کردن سادیست پشت BDSM

در مقاله معرفی شخصیت سادیست به این نکته اشاره کردم که افراد سادیست به دنبال درد دادن به دیگری هستن بدون اینکه در یک توافق یا گرایش یا رابطه باشند. من به این افراد متجاوزان توافقی می‌گویم! این دسته افرادی هستند که با تمایل و علاقه به رابطه ارباب و برده با شما ارتباط برقرار می‌کنند سپس به اعمال فشار و زور بر شما رو می‌آورند. به لیمیت‌های شما توجهی نمی‌کنند یا شما را در شرایط و فشاری قرار می‌دهند که مجبور به پذیرش خواسته آن‌ها علارغم میل باطنی خود شوید.

این افراد چه خانم چه آقا، کسانی هستند که در ابتدای صحبت به شما توهین می‌کنند و صرفا به خاطر گرایش، اقدام به تحقیر ناخواسته شما می‌کنند. پیشنهاد می‌کنم به کسی که در پیام‌های عمومی به دیگران احترام نمی‌گذارد، و افراد را صرفا به خاطر گرایش و علاقه‌شان قضاوت می‌کند، اعتماد نکنید. به بیان ساده‌تر، کسانی که BDSM را با مردسالاری، زن سالاری، مرد ستیزی و زن ستیزی اشتباه می‌گیرند، درک درستی از این گرایش ندارند.

هدف یک رابطه ارباب و برده رسیدن به آرامش و ارگاسم روان است. زمانی که شما وارد چنین رابطه‌ای می‌شوید باید از بابت حفظ احترام، شخصیت و جایگاه خود به آرامش رسیده باشید و طرفین به خوبی برای یکدیگر نحوه ارتباط خارج از تخت خواب را تعریف کرده باشند.

خانم سویچ به عنوان میسترس

هر دو گرایش و همچنین سویچ محترم هستند

بدون غرور و سرشکستی باید گرایش دام یا ساب خود را بپذیرید. پس از پذیرش به خوبی می‌توانید آن را کنترل کنید و با یادگیری و تمرین کردن حتی می‌توانید به سمت سویچ شدن میل کنید!

سویچ در واقع کسی است که از هر دو گرایش لذت می‌برد. عموما افرادی سویچ‌های خوبی می‌شوند که یکی از گرایش‌ها را به خوبی درک و تجربه کرده‌اند و سپس به سراغ گرایش دیگر می‌روند. افراد سویچ عموما به خوبی هر دو گرایش را درک می‌کنند.

به دنبال علت و ریشه‌های گرایش خود نباشید. با تجربه و آگاهی بیشتر به خوبی علت‌ها را کشف می‌کنید. سعی کنید پارتنر خود را درک کرده و باز هم تکرار می‌کنم بدون قضاوت، در مورد گرایش او صحبت کنید. فرقی ندارد پارتنر شما دامیننت باشد یا ساب‌میسیو، زمانی که احساس امنیت کرد به خوبی در مورد علایق و گرایش‌های خود صحبت می‌کند. همچنین اگر شما وانیلا هستید و به هیچ گرایشی علاقه ندارید، سعی کنید با پارتنر خود از یک جایگاه برابر گفتگو کنید. در مقاله تجربه سادومازوخیسم برای افراد وانیلا، پیشنهاداتی برای انجام ‌BDSM داده شده است.

بدون ترس و قضاوت، رابطه خود را شروع کنید. کسی که برای ساده‌ترین چیزها شما را قضاوت می‌کند، شایستگی لذت بردن از شخصیت شما را ندارد. چه ارباب چه برده، برای جایگاه خود احترام قائل باشید.

اونتاشگال . تیر ۱۳۹۹ . مدل Hea Deville

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

آیا رابطه باز و آزاد جواب می‌دهد؟

رابطه باز چیست؟

آیا باید روابط آزاد و باز داشته باشید؟ این رابطه یعنی بی بند و باری و سکس با هر کسی در هر زمانی یا نه شرایط خاص خود را دارد؟ تأملات یک تک همسر و درمانگر حرفه‌ای که در دهه ۱۹۸۰ بزرگ شد را می‌خوانید. مقاله‌ای که می‌خوانید به خوبی شما را با ابعاد مختلف اوپن رلیشن – Open Relation آشنا می‌کند.

اول از همه، یک رابطه باز، که با عنوان رابطه غیر انحصاری نیز شناخته می‌شود، یک رابطه عاطفی است که از لحاظ جنسی غیر انحصاری است. این تعریف ممکن است اشاره‌ای به تنوع طلبی داشته باشد اما بطور کلی اشاره به نوعی توافق در رابطه دو نفره است که طرفین آن با هم توافق کرده‌اند تا امکان صمیمیت و هم بستر شدن با افراد دیگر را نیز داشته باشند.

این مقاله با موضوع «کانال چهارم، صداقت» نوشته شده است. روابط چند نفره، تک پر بودن، خیانت کردن، هیزی، بی غیرتی، عشق خدایی، عشق بدون سکس و موارد این چنینی در میان آدم‌ها بیشتر دیده می‌شود. در گذشته نیز گرایش‌هایی مانند کاکولدیم یا بی‌غیرتی وجود داشت اما به صورت عمومی کسی چیزی نمی‌گفت. به واسطه اینترنت امروزه بیشتر در این مورد صحبت می‌شود و زوج‌ها با آن آشنایی دارند. از آنجایی که باور دارم ازدواج و رابطه داشتن به معنی محدودیت خودخواسته نیست، تصمیم گرفتم فعالیت موضوع جدید وبلاگ با عنوان «کانال چهارم، صداقت» را آغاز کنم.

مقاله فعلی به سبک ترجمه آزاد در وبلاگ منتشر می‌شود. نوشته‌های ترجمه آزاد با هدف بیان واقعیت‌ها از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم میلادمسافر برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله دسامبر ۲۰۱۹ توسط دکتر جان کیم LMFT در مجله معروف روانشناسی منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


آیا رابطه باز و آزاد جواب می‌دهد؟

یک رابطه تعدد گرا به معنای داشتن چندین شریک عشقی و عاطفی بطور همزمان است، البته با این شرط که همه افراد درگیر در رابطه از وجود یکدیگر اطلاع داشته و از حضور هم رضایت داشته باشند.

در واقع یک رابطه باز به این معنی است که شما هنوز یک شریک اصلی دارید اما هر دو می‌توانند شرکای جنسی دیگری نیز داشته باشند. در یک رابطه باز همیشه اولویت اصلی، شریک اصلی شما است. او می‌تواند همسر یا دوست پسر و دوست دختر شما باشد.

چند نفری یا چند همسری یا Polyamory به این معنی است که شما روابط متفاوتی دارید که شامل روابط عاطفی و جنسی است. اولویتی وجود ندارد. هر دو رابطه (عاطفی و جنسی) تحت عنوان «تعدد گرایی اخلاقی» قرار دارن ، اما مترادف نیستند. می توانید آنها را ترکیب کنید یا یکی را بدون دیگری انجام دهید.

خب. من، دکتر جان کیم، هیچوقت در این نوع رابطه نبوده‌ام. من در تمام زندگی‌ام تنها در رابطه‌ی با یک شریک بوده‌ام. من حدس می‌زنم می‌توانید بگویید من یک تک همسر گرای دائمی هستم، به همین دلیل است که این موضوع اضطراب فوری برای من ایجاد می کند!

اغلب فکر می‌کنم مردم به دلیل شغلم از من سوال می‌کنند که آیا به روابط آزاد زناشویی باور دارم یا نه، نه به این خاطر که لزوما فکر می‌کنند آنرا تجربه کرده‌ام. آنها ممکن است بخواهند از من بشنوند که آیا این نوع رابطه از دیدگاه درمان مشکلات رابطه می‌تواند موثر باشد یا نه؟ و آیا می‌تواند همیشگی باشد؟

اما به هر حال من نمی‌توانم بین آنچه که هستم و آنچه که می‌کنم تفاوتی قائل شوم. اما می‌توانم انتخاب‌های دیگری داشته باشم، پس قبل از شروع به پاسخ لازم است مقدمه‌ای را عنوان کنم.

مثل شما و دیگران تربیت شدم!

من هم مانند بسیاری از شما بزرگ شده‌ام. فکر می‌کردم یکی مانند خودم را در رابطه خواهم یافت، نذر می‌کردم، بچه دار می‌شدم و برای همیشه خوشحال و خوشبخت زندگی خواهم کرد. تنها با یک نفر و از همه خوشبخت‌تر. این همان دورنمایی است که از عشق به نظر می‌رسد و همه دنبال آن هستند.

بعد بزرگ شدم و ازدواج کردم. من در مسیری که شبیه فیلم‌ها و رمان‌ها بود، حرکت کردم. من خیلی عادی و معمولی در قسمتی از کوه‌های ایالت اورگان مستقر شدم و زندگی‌ام را شروع کردم. این ازدواج پنج سال به طول انجامید و ما طلاق گرفتیم. من از آن زمان در روابط بسیاری بوده‌ام. سه سال اینجا سه سال آنجا! در همه آنها و به طرز خاص خودشان با انواع متفاوتی از عشق که مردم را برای همیشه تغییر می‌دهد، لذت بردم.

ساخت یک رابطه خوشحال و موفق

من یاد گرفتم که روابط ساختنی هستند و ژنتیکی به ارث برده نمی‌شوند. البته که کار سختی است اما آیا در این زندگی ارزش ندارد؟ همچنین، شما فقط نیمی از هر رابطه‌ای هستید، مهم نیست که چقدر در مورد عشق آموخته‌اید یا تا چه اندازه به آن رسیده‌اید ، فقط می‌توانید نیمی از آن را کنترل کنید. سرانجام، من یاد گرفتم که وقتی تغییر می‌کنیم تعاریف و خواسته‌های ما هم تغییر می‌کنند. تعریف شما از عشق و آنچه از آن در دوره دبیرستان و دانشگاه می‌خواستید احتمالاً با تعاریف و آنچه امروز می‌خواهید متفاوت است و این خوب است، این یعنی زنده هستید.

این موضوع در مورد عشق و رابطه است. آنها سیمان خشک شده نیستند. آنها شکل پذیر و سازگار هستند. مانند مایعات همیشه در حال تغییر شکل هستند. این سبک تربیت، رسانه‌ها، جامعه، فرهنگ و مذهب ما هستند که ما را متقاعد می‌کند که عشق و رابطه مانند سیمان خشک شده است و برای آنها یک تعریف و تنها یک تعریف درست وجود دارد.

به عنوان مثال، در تایلند پسران دست هم را می‌گیرند تا لباس بپوشند. سکس آزاد آزاد است. سفارش یک تجربه جنسی به همان اندازه ساده و معمول است که سفارش یک پیتزا پنیر! این رفتار و باور می تواند در قسمت دیگری از دنیا باعث تنبیه تا سر حد آسیب جسمی شود. دنیایی که شما در آن بزرگ شده‌اید (یا اکنون در آن زندگی می‌کنید) مستقیماً روی برنامه‌هایی که می‌خواهید بعنوان یک بزرگسال عملی کنید، تأثیر می‌گذارد. ما اغلب روشنفکر نیستیم. همه ما تا حدی برنامه‌ریزی و از قبل تربیت شده هستیم. حتی اگر حباب‌های خود را تغییر داده و از دنیای برنامه‌ریزی شده خود فرار کرده باشیم (چه از نظر روحی و چه از نظر محل زندگی)، باقی مانده «بایدهایی» که با آنها رشد کرده‌ایم، بر ما تاثیر می‌گذارند. این مسئله اضطرابی را که هنگام فکر کردن در مورد روابط آزاد یا سکس چند نفره به آن دچار می شویم را، توضیح می‌دهد.

خب، چه کار باید کرد؟ من می‌خواهم با استفاده از رویه‌ای موسوم به «فرآیند فکر من»، نه تنها بعنوان یک درمانگر که هزاران داستان درباره رابطه‌های مختلف شنیده‌ام ، بلکه به عنوان فردی با تاریخچه مختصری در عشق که پیشتر به آن اعتراف کردم، پاسخ دهم. من احساس می‌کنم این کار صادقانه‌ترین راه برای پاسخ به این پرسش است.

شکست در رابطه چند نفره

با موضوعات بدیهی و پیش پا افتاده شروع کنیم

تا به حال این جمله را شنیده اید: «من هنوز در یک رابطه خوب با همسر/شریک زندگی‌ام هستم اما با افراد دیگر هم رابطه جنسی برقرار می‌کنم.» خب؟ در این باره چه فکر می‌کنید؟

آقای آبری مارکوس، نویسنده پرفروش نیویورک تایمز برای کتاب صاحب یک روز شوید تا صاحب زندگی باشید [آمازون]، که بصورت علنی رابطه تک همسری را ترک کرده و روابط خود را بطور کامل به رابطه باز تغییر داده است و تبدیل به فردی شده است که اکنون هست، می‌گوید «روزی این اخلاق را کنار گذاشته است که متوجه شد دوست دخترش بعد از تصمیم‌گیری برای باز کردن روابط‌شان ، با شخص دیگری خوابیده است». بله، احساساتی وجود خواهد داشت و بدیهی است که حسادت و صدمه دیدن هم ممکن است باشد!

همیشه از خودم یک سوال می پرسم: به فرض اینکه رابطه خودم را به یک رابطه باز تغییر دادم، چه میزان از احساسات ناشی از ضمیرناخودآگاه، میل کنترل بر رابطه، ناامنی، احساس مالکیت-تملک و «باید های تحمیل شده از ذهن» را تجربه خواهم کرد؟ وقتی به خودم فکر می‌کنم ، تقریباً همه آنها ممکن هستند. این ایده که دوست دختر من برای داشتن تجربه جنسی با شخص دیگری ملاقات کند باعث می‌شود احساس نا امنی کنم، که من کافی نیستم و اگر با فرد دیگری ملاقات کند که احساس بهتری از من داشته باشد، من را ترک خواهد کرد. بنابراین اگر من واقعاً با خودم و در این رابطه احساس امنیت می‌کردم، آیا ممکن بود رابطه‌ام جور دیگری هم باشد؟ نمی‌دانم!

با این حال ، این احساسات واقعی هستند و هر دو نفر برای ایجاد یک رابطه آزاد باید با صداقت و صمیمیت تلاش کنند. در غیر اینصورت، عصبانیت و نارضایتی ایجاد خواهد شدو ناگهان می‌تواند به ناتوانی جنسی در یکی از طرفین منجر شود. تجربیات جنسی با دیگران باید یک توافق جدی و دوطرفه باشد و در انتها به ایجاد صمیمیت بیشتر و لذت بیشتر از رابطه برسد، در غیر اینصورت شبیه به خیانت خواهد بود. می‌دانم که به نظر دیوانه کننده است اما آدم‌ها موجوداتی پیچیده هستند و من زوج‌های زیادی را دیده‌ام که ا اول با چیزی موافق هستند ولی بعد از مدتی همان موضوع ویران کننده شده است. به عنوان مثال، سکس سه نفره یک فانتزی مشترک است که به ندرت با فانتزی که در خیال‌مان بازی می‌کنیم مطابقت دارد.

از فانتزی تا واقعیت

قطعاً یک فانتزی تخیلی برای یک رابطه باز وجود دارد. این ایده که شما می‌توانید رابطه جنسی را با کسی در خارج از روابط خود برقرار کنید ممکن است مانند بلیط قرعه کشی به نظر برسد، به خصوص اگر از زمان دانشگاه با همان شخص بوده‌اید. بله، آرزو کردن و فانتزی ساختن کاملاً طبیعی است و حتی عادی است که شما مورد توجه سایر افراد قرار می‌گیرد، ولی این بدان معنی نیست که شما می‌خواهید با آنها رابطه برقرار کنید.

این نوع رابطه می تواند یک راه حل برای بهبود مجدد روابط شما یا جلوگیری از خیانت باشد. بله، بودن با شخص دیگری می‌تواند شما را به شریک زندگی خود نزدیک کند. بسیاری اوقات غرق می‌شویم زیرا فانتزی‌های خودمان را تغذیه می‌کنیم. کنجکاوی طبیعی ما از بودن با شخص دیگری، ما را مجبور می‌کند به جای حضور در روابط خود، در فکرمان بودن با دیگران را تصور کنیم.

اگر فانتزی به واقعیت تبدیل شود، حباب می‌ترکد و ما دیگر نیازی به حمل آن فانتزی نداریم. آنوقت می‌توانیم حضور بیشتری در رابطه اصلی خود داشته باشیم و بارها با تجربه واقعی «مرغ همسایه غاز نیست» یا درک این موضوع که «چمن دیگران سبزتر نیست» بیشتر قدر روابط فعلی خود را بدانیم. به همین دلیل است که بسیاری از هم جدا می‌شوند، کاوش می‌کنند و دوباره به هم بر می‌گردند. و مانند سفر، مکانهای عجیب و غریب می‌توانند تجربیات جدید و شگفت انگیزی را به شما منتقل کنند. اما در کنار آن می‌تواند باعث شود شما از خانه خود لذت بیشتری ببرید و دلتان برای بالشت خود تنگ شود!

برای ایجاد یک رابطه آزاد واقعی، هر دو طرف نه تنها باید آن را بپذیرند، بلکه شریک‌های جدید زندگی خود را ترغیب می‌کنند تا تجربیات جدید جنسی جدیدی با دیگران داشته باشند. البته نیازی نیست که جزئیات را بدانید بلکه باید به جایی برسید که بخواهید شریک زندگی‌تان رابطه جنسی خود را با دیگران کشف کند. شما باید بخواهید آنها این تجربه‌ها را به خاطر خودشان داشته باشند نه اجبار و تلاش برای کسب رضایت شما! این چیزی نیست که بسیاری از افراد توانایی ارائه آنرا به شریک زندگی خود داشته باشند. به اعتماد به نفس فوق العاده‌ای نیاز دارد مهمتر از آن باید حد بالایی از اعتماد به یکدیگر و عزت نفس در خود، داشته باشید.

زوج خوشحال در رابطه ضربدری و باز

اگر بخواهم از دیدگاه معنوی (نه دینی و مذهبی) به این موضوع نگاه کنم، عشق پدیده‌ای بی انتها است. ما به عنوان انسان با یکدیگر در ارتباط هستیم و هر ارتباطی متفاوت و منحصر به فرد است. این روابط همان چیزی است که باعث  ایجاد شخصیت ما می‌شوند، آنرا نابود می‌کنند و دوباره می‌سازند. این زندگی است و بدون آن تعریف انسان بودن ما زیر سوال می‌رود. تفاوتی ندارد که این ارتباط مبتنی بر دوستی باشد، مبتنی بر خون و خانواده باشد یا رابطه جنسی باشد. اتصال اتصال است. پس چرا باید خودمان را محدود کنیم؟ چرا نباید عشق را نیز با طیف‌های مختلف آزمود؟ من معتقدم که ما نهایتاً افرادی را برای رابطه جذب می‌کنیم که آن‌ها را می‌خواهیم و با این کار موجب تغییر در خود و دیگران می‌شویم. این چیزی است که زندگی را زیبا می‌کند. چرا باید این امر با سکس و عشق متفاوت باشد؟

اگر از نگاه بیولوژیکی به این موضوع نگاه کنی ، ما طوری طراحی نشده‌ایم که برای همیشه در کنار یک نفر باشیم. بدن ما یک سازه اجتماعی/اجتماعی با حصاری از شرم است که ما را از گمراهی باز می‌دارد. بدن ما هوس‌های متنوعی دارد و ما موجودات کنجکاو هستیم. ما انسان‌ها قدرت تخیل داریم و برای رسیدن به آنها، سخت کوش هستیم.

برای مطالعه: شوهرم را به اشتراک گذاشتم و ما را قوی‌تر کرد!

بدیهی و مشخص نیست!

نتیجه گیری ها معمولاً با  «بدیهی و مشخص است» همراه است. اما در این موضوع، شاید نتوان از آن استفاده کرد.

دو نفر نه تنها باید در این باره هم نظر باشند بلکه باید واقعاً با خود هم صادق باشند. آنها باید از خود بپرسند که آیا این قدرت و توانایی درونی را دارند که رفتاری عادی دارند در حالی که شریک زندگی خود را در رابطه جنسی با دیگران ببینند؟ نه تنها توان هضم آنرا داشته باشند بلکه اجازه ندهند این رابطه منجر به نابودی عشق، علاقه و زندگی‌شان شود. اگر این رابطه جدید به ترس، حسادت یا نفرت از شریک زندگی یا فردی که با او در رابطه است بدل گردد، احتمالاً نباید وارد این نوع رابطه شوید.

من دکتر جان کیم، اعتراف می‌کنم که هیچ روشی نبود که بتوانم این کار را در دهه بیست یا حتی سی زندگی‌ام انجام دهم. من آن «ظرفیت» را نداشتم. من به اندازه کافی اعتماد به نفس یا احساس ارزشمندی نداشتم تا بتواند از من در برابر نابودی در این چنین رابطه‌ای محافطت کند. من دوست داشتم که یک تابلوی جمع آوری امتیازات داشته باشم و آنرا هر شب در اتاق خواب به شریک زندگی‌ام نشان دهم و بخاطر آن مورد تایید و تشویق قرار بگیرم. من همچنین نقشه‌های زیادی برای یک زندگی به شدت رمانتیک داشتم.

ما همه چیز خود را فقط و فقط به یک شخص اختصاص می‌دهیم، و این همان اشتباه بزرگ است که بهانه‌ای برای خیانت به ما یا شریک زندگی‌مان خواهد داد. اما از همه مهمتر، من دیدگاهی معنوی در زندگی نداشتم. برای من، این تنها دلیلی بود که از یک رابطه باز اجتناب کردم. اگر من دیدگاهی معنوی به موضوع داشتم، به هر رابطه بعنوان فرصتی بی نظیر برای ارتباط عاطفی و جنسی نگاه می‌کردم. به عنوان فردی با نگاه معنوی و نه به عنوان فردی که با پیش آموزه‌ها و ارزش‌های منتقل شده از جامعه به خودم نگاه کرده بودم.

ممکن است تعجب کنید. اگر تجربه‌های جنسی با دیگران دارید، آیا نمی‌توانید فضایی را برای ایجاد یک ارتباط عاطفی ایجاد کنید؟ آیا نمی‌توانید رابطه اصلی خود را به خطر بیندازید؟ اصولاً، آیا شما با روال اصلی خود رولت روسی بازی نمی‌کنید؟ همه ما می‌دانیم که احساسات ما از منطق ما قوی‌تر است. بنابراین فقط به این دلیل که منطقاً می‌گوییم اجازه نخواهیم داد که عاشق شخص دیگری شویم، به این معنی نیست که نخواهیم شد چگونه می‌توان از این امر جلوگیری کرد، زیرا عشق مبتنی بر منطق نیست؟

روابط باز چند نفره

بخشی از من می‌گوید شما نمی‌توانید. شما با اهدافی مشخص وارد رابطه‌ها می‌شوید اما مهم نیست که چقدر قوی باشید، هر نوع صمیمیت می‌تواند به عشق منجر شود. یک بوسه ساده می‌تواند روزها شما را به فکر کردن درباره آن شخص سوق دهد و باعث شود شما در روابط اصلی خود بی تفاوت باشید. این افکار می‌توانند به احساسات طولانی مدت و واقعی تبدیل شوند. ممکن است بیشتر وقت خود را با روابط دیگر خود (غیر اصلی و شریک زندگی) نگذرانید اما قلب شما کجاست؟

اما بخش دیگری از من می‌گوید شما می‌توانید عشق و شهوت را از هم جدا کنید. این وظیفه شماست که مرزها را ترسیم کنید تا روابط شما محدود به روابط جنسی باشد. شما می‌توانید تصمیم بگیرید که چه کسی را دوست دارید و چگونه می‌خواهید آنها را دوست داشته باشید. تا زمانی که با خود و شریک زندگی خود صادق باشید، می‌توانید این امر را کنترل کنید. البته این همیشه ساده نیست و باید تصمیم بگیرید که آیا می‌توانید این نوع چالش‌های جدی و سنگین را انجام دهید. بنابراین سؤال این است: آیا شما توانایی جدا کردن عشق از رابطه جنسی را دارید؟

عدالت در داشتن شریک‌های زندگی چیست؟

چه می شود اگر یک نفر شریک‌های زندگی زیادی داشته باشد و دیگری تعداد کمی داشته باشد یا هیچ کدام نداشته باشد؟ آیا این عادلانه است؟

ااگر تصمیم دارید رابطه خود را باز کنید، یک موضوع مهم و واقعی را باید در نظر بگیرید. برای برقراری رابطه آزاد مطمئن، نباید مقایسه‌ای بین اینکه شریک زندگی و شما، هر کدام چه تعداد سکس دیگر دارید، وجود داشته باشد. این یک میدان امتیازدهی و امتیازگیری نیست!

معمولاً روابط باز به معنای بازی در زمین و یا اینکه شما چقدر در ایجاد رابطه توانمند هستید نیست. این کار در مورد آزاد بودن تجربه‌های جنسی دیگر است و باید سرزنده و جاری باشد. علاوه بر این، چه کسی به این نوع وقت و انرژی دست پیدا کرده است که بخواهد یا بتواند با بی نهایت انسان دیگر در رابطه عاطفی یا جنسی باشد؟ امیدوارم شما یا شریک زندگی‌تان نباشید!

سخن آخر، افراد و جامعه فکر می‌کنند روابط باز فقط به معنای آزادی سکس با افراد دیگر است. بنابراین اگر اینگونه است، چرا حتی در یک رابطه قرار می‌گیریم؟ اگر این اعتقاد شما باشد، باز کردن رابطه‌ها برای شما مؤثر نخواهد بود. فرصتی در جهنم نیست. این کاتالیزوری خواهد بود که رابطه شما را خراب می‌کند.

من معتقدم برای ایجاد یک رابطه آزاد موفق، ابتدا باید زیربنایی ساخته شود. بدون این پایه و اساس کار نخواهد کرد. در اینجا چند پیشنهاد برای ایجاد یک رابطه آزاد موثر ارائه شده است:

  1. رابطه فعلی و اصلی شما باید محکم باشد. اگر در حال حاضر در روابط خود مشکلی دارید، باز کردن آن و اجازه دادن به دیگران برای ورود، هیچ مشکلی را برطرف نمی‌کند. این باعث بدتر شدن آن خواهد شد. باز کردن رابطه به شما امکان می‌دهد که به جای تلاش برای حل مشکلات رابطه، از آن فرار کنید! یک رابطه آزاد نیاز به اعتماد به نفس زیادی دارد. اگر به شریک زندگی خود اعتماد نکنید، باز کردن رابطه شما تنها یک کلاهبرداری در رابطه اصلی شما خواهد بود. بنابراین باید در مورد اینکه چرا می‌خواهید رابطه خود را باز کنید، خیلی روشن فکر کنید کنید. آیا فرار از مشکلات فعلی است یا استقبال از مشکلات جدید یا حرکتی متفاوت در رابطه عاشقانه و محکم شما؟
  2. هر دو نفر باید کاملاً با خود صادق باشند. آیا واقعاً این را برای خود می‌خواهید یا برای رضایت شریک زندگی این کار را انجام می‌دهید؟ این نمی‌تواند یک هدیه یا لطف باشد. این تنها به نارضایتی منجر خواهد شد. روابط آزاد وقتی وجود دارند كه هر دو طرف علاقه به برقراری روابط جنسی در خارج از تعاریف مرسوم خود را داشته باشند و با انجام آن توسط شریک زندگیش هم موافق باشند. اما دوباره، باید با خود کاملاً صادق باشید.
  3. یک سری از قوانین اساسی را وضع کنید. بدون قوانین، باز کردن روابط شما یک شیب بسیار نرم و خزنده برای نابودی همه چیز است. آنچه ضرر دارد عدم صداقت است و نه رابطه جنسی با دیگران. چه کسانی را می‌توانیم اضافه کنیم؟ آیا شریک زندگی شما نیاز به تأیید دارد؟ چند بار می‌توانید آنها را ببینید؟ چقدر به یکدیگر می‌گویید چه کسی را می‌بینید؟ اینها همه مواردی است که باید مورد بحث قرار گیرد یا اینکه افراد می‌توانند دروغ بگویند و این بیشترین آسیب را برای هر رابطه دارد. شما می‌توانید در یک رابطه آزاد باشید اما هنوز «بی تعهد» باشید و در صورت بدون صداقت بودن و یا شکستن قوانین، عواقب خیانت را تجربه خواهید کرد.
یک رابطه باز هات و پیشنهاد زوج های دیگر

آنچه من جالب و هیجان انگیزتر از همه این‌ها می‌دانم این واقعیت است که ما شروع به انجام این صحبت‌ها بین خودمان می‌کنیم. جهان در حال تغییر است. ما شروع به تعریف مجدد از آنچه ما را خوشحال می‌کند، هستیم. ما مدل‌های قدیمی را زیر سوال می‌بریم. این اتفاق در هر زمینه‌ای از زندگی، سلامتی، تناسب اندام، کار و اکنون عشق و رابطه جنسی در حال وقوع است. اما باورهای ما از مدل‌های قدیمی عشق، ما را وادار به مقاومت در برابر تغییرات می‌کند، حتی در خود من به عنوان یک متخصص و روانشناس اینگونه است!

ازدواج و تک همسری کاملاً با باورهای دینی گره خورده است. پایه و اساس اینکه ما چه کسی هستیم، چه چیز درست است و چه چیز غلط، چگونه باید زندگی کنیم، همه در «بایدهایی» محکم پیچیده شده‌اند. اگر آنها زیر سؤال بروند، پایه و اساس باورهای ما دچار اشکال خواهند شد و همه چیز پس از آن زیر سوال است. بنابراین مردم به سرعت این نوع رابطه را اشتباه می‌دانند. ممکن است هنگام خواندن این مقاله این احساس را داشته باشید. این یک نوع محافظت از باورها و اعتقادات خودمان است.

من در جایی از زندگی‌ام هستم که دیگر نمی‌خواهم ترس یا مقاومت ذهنی و ناامنی‌های خودم، مرا به دام بیندازد. من نسبت به هر آنچه در این دنیا ممکن است کنجکاو هستم. مطمئن نیستم، شاید چون کودکی در راه دارم و می‌خواهم برای نگاه به آینده و ساختن فردایی بهتر برای او نگاه جدیدی به زندگی پیدا کنم. یا شاید به دلیل بالغ‌تر و مسن‌تر شدن من است و می‌دانم که باقی عمرم چقدر می‌تواند کوتاه باشد. اما بالاخره می‌خواهم نقشه‌های قدیمی را که هنوز در جیب پشتی‌ام چیده شده‌اند، شروع کنم. شروع  به اهمیت دادن به کنجکاوی‌ها و پایان دادن به سرپوش گذاشتن روی میل به دانستن درباره چیزهای درون جعبه. به این دلیل که در چهل و شش سالی که در این سیاره زندگی کردم، یاد گرفته‌ام که هیچکس جز خود شما واقعاً نمی‌داند چه چیزی برای شما بهتر است. و البته «شما» به عنوان یک انسان همیشه در حال تغییر هستید. من علاقه‌مند به کنار گذاشتن برنامه‌ریزی‌های از قبل انجام شده برای ذهن خودم و ورود به یک چشم انداز معنوی جدید هستم که به من افق جدیدی ارائه می‌دهد تا دنیا را جور دیگری ببینم و به تکامل خود را ادامه دهم.

آیا روابط باز برای من موثر خواهد بود؟ نمی‌دانم. من خودم این تجربه را نداشته‌ ام. اما من برای گفتگو درباره آن آماده هستم، در واقع گفتو درباره چیزی که قبلاً هرگز تمایلی به آن نداشتم!

در پایان روز، باید تصمیم بگیرید که چه نوع رابطه‌ای را می‌خواهید و برای شما مؤثر است. تک همسری، چند همسری، باز یا ترکیبی از همه چیز. این زندگی شماست، این قلب شماست، بدن شماست و بدانید که می‌توانید نظر خود را تغییر دهید و اشکالی ندارد. فقط باید با خود صادق باشید. این مهمترین چیز است – رابطه شما با خودتان فرقی ندارد مرد باشید یا زن.

برای مطالعه: اینفوگرافیک معرفی انواع رابطه در انسان‌ها

جان کیم LMFT، سال‌ها پیش وقتی که شروع به کار روی روش‌های غیر متعارف رابطه کرد، پیشگام یک جنبش مربیگری آنلاین به نام JRNI Coaching شد. او همچنان سوار موتورسیکلت خود برای رسیدن به جلسات در سراسر لس آنجلس می‌شود و با مشتریانی در کافی شاپ‌ها، سالن‌های ورزشی و پیاده‌روها ملاقات می‌کند. او نویسنده کتاب‌هایی پر فروش است.
همیشه گفته‌ام، صحبت کنید. درباره ابعاد مختلف احساسات خود بدون قضاوت و ترس، گفتگو کنید. هدف از زندگی، رسیدن به آرامش و لذت است. شما مسئول ساختن این آرامش هستید.

اونتاشگال . تیر ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

چند تجربه رابطه تری سام یا سه نفره موفق

تجربه رابطه سه نفره یا تری سام

چگونه یک رابطه تری‌سام موفق داشته باشیم؟ این مقاله بر اساس نظرات آقایان و خانم‌هایی است که تجربه سکس سه نفره داشته‌اند و به این سوال پاسخ می‌دهند.

دکتر جاستین لمیلر، نویسنده کتاب معروف و پرفروش «به من بگو چه می‌خواهی» [آمازون] در مورد روابط جنسی بر روی بیش از ۴۰۰۰ زوج تحقیقات انجام داده است. او می‌گوید داشتن سکس سه نفره یک فانتزی جنسی عالی است هرچند هر چند مردان برای داشتن سکس سه نفره بیشتر مشتاق به نظر می‌رسند. یک مطالعه مستقل نیز نشان می‌دهد که ۸۳٪ مردان و ۳۱٪ زنان، حداقل یک بار به رابطه تری‌سام و سه نفره علاقه نشان داده‌اند.

این مقاله با موضوع «کانال چهارم، صداقت» نوشته شده است. روابط چند نفره، تک پر بودن، خیانت کردن، هیزی، بی غیرتی، عشق خدایی، عشق بدون سکس و موارد این چنینی در میان آدم‌ها بیشتر دیده می‌شود. در گذشته نیز گرایش‌هایی مانند کاکولدیم یا بی‌غیرتی وجود داشت اما به صورت عمومی کسی چیزی نمی‌گفت. به واسطه اینترنت امروزه بیشتر در این مورد صحبت می‌شود و زوج‌ها با آن آشنایی دارند. از آنجایی که باور دارم ازدواج و رابطه داشتن به معنی محدودیت خودخواسته نیست، تصمیم گرفتم فعالیت موضوع جدید وبلاگ با عنوان «کانال چهارم، صداقت» را آغاز کنم.

مقاله فعلی به سبک ترجمه آزاد در وبلاگ منتشر می‌شود. نوشته‌های ترجمه آزاد با هدف بیان واقعیت‌ها از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله جولای ۲۰۱۹ توسط سوفیا بنوییت در وبلاگ GQ منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


رابطه سه نفره مرد با دو زن

اگرچه در واقعیت افرادی که رابطه تریسام دارند تعدادشان انقدر زیاد نیست و تنها ۳٪ از افرادی که مورد پرسش قرار گرفتند طی یکسال گذشته و تنها ۱٪ از این جمعیت طی یک ماه گذشته این نوع از رابطه را داشته اند. پس از این بررسی من به افرادی با تجربه رابطه معمولی یا نیمه معمولی تریسام  رسیدم و درباره چگونگی شکل گیری این رابطه و علت هات بودن شدیدش چیزهای زیادی آموختم.

در این مقاله شما مصاحبه با خانم‌ها و آقایانی را می‌خوانید که در گرایش‌های مختلف جنس مخالف، موافق و هر دو جنس (بایسکشوال) قرار دارند و حداقل یک بار تجربه چنین رابطه‌ای را با همسر، دوست پسر یا دوست دختر و حتی به عنوان نفر سوم، داشته‌اند.

اولویت اول: چگونه یک رابطه تریسام را شکل دهیم؟

آنجلا، ۴۲ ساله از اوکلاما:

«من پیش از این که وارد این نوع از رابطه شوم کاملا نسبت به اطرافیانم بی توجه بودم. حالا افرادی با طرز فکر مشابه را می‌شناسم، حس کردن تمایل دیگران راحت است. همچنین این موضوع که زوج‌های زیادی در بارها با امید پیدا کردن نفر سوم جدید حضور دارند واقعا شکه کننده است.»

لوییس، ۳۶ ساله از سانتا کروز:

«من با دوستان گی خود شوخی می‌کنم که ترتیب دادن تریسام با دو مرد گی دیگر از مذاکرات صلح خاورمیانه پیچیده‌تر است. مردان گی تمایل خیلی زیادی به ناخونک زدن به دیگران دارند و اگر دو نفر بخواهند نفر سومی را وارد رابطه خود کنند، پروژه تعیین صلاحیت خیلی اعصاب خرد کن است! (عکس‌های متعدد از زوایه‌های چندنفره و صحنه‌های سکسی نیز حاصل یک مذاکره و گفت و گوی اساسی است.)»

کیت، ۳۲ ساله از هوستون:

«ما معمولا افراد را در گرو‌ه‌های دوستانه شناسایی می‌کنیم (نه از نوع سکسی، تنها دوستانی که باهم وقت می‌گذرانند) و پس از کمی لاس زدن ملایم، اگر به نظر رسید که به این کار علاقه دارند، همسرم به آن‌ها پیام داده و برای یک ملاقات دعوتشان می‌کند – مثل یک قرار واقعی و نه تنها برای کمی نوشیدن و بازگشت هرکس به خانه خود.»

ساتر، ۲۷ ساله از کلمبیا:

«فکر کنم بیشتر قرارهای ما برای رابطه تریسام از طریق اپ Grindr (شبکه اجتماعی ویژه افراد گی) صورت گرفته است.»

کیت، ۲۶ ساله از شیکاگو:

«پس از آنکه در جایی با شخصی برخورد کنیم، ابتدا من و سپس پارتنرم با او لاس می‌زنیم تا قضیه را برایش روشن کنیم. می‌توانید فورا به آن‌ها بگویید تا ببینید اهلش هستند یا نه، سپس اگر حس کنم به هرشکلی گیج شده یا احساس ناراحتی می‌کنند، خود را کنار می‌کشم. این کار از چیزی که فکرش را می‌کنید عادی‌تر است!»

پیشنهاد مطالعه: اعتماد در رابطه ارباب و برده

سکس سه نفره با دو مرد و ارگاسم حرفه ای توسط یک خانم

چه چیزی این رابطه را خیلی هات می‌کند؟

کیت، ۳۲ ساله از هوستون:

«صمیمی شدن با شخصی جدید، تجربه اغوا کردن و فریفتن دیگری به عنوان یک زوج و پوزیشن‌های متعددی که با حضور نفر سوم می‌توان امتحان کرد، بسیار تحریک کننده و هات است.»

یان، ۲۹ ساله از شارلوت:

«هات بودن سکس سه نفره به افراد شرکت کننده در آن بستگی دارد. اگر سکس با شخص A هات بوده و سکس با شخص B نیز هات است، می‌توان انتظار داشت که سکس همزمان با A و B نیز اگر بهتر و جذاب‌تر نباشد،حداقل به همان میزان هات باشد. رابطه تریسام به اشخاص دخیل در آن بستگی دارد و چیزی نیست که به طور ذاتی داغ و هات باشد.»

لوییس، ۳۶ ساله از سانتا کروز:

«مثل این می‌ماند که همزمان با تماشای یک فیلم پورن، در آن حضور داشته باشی. هم توجه هست و هم تابوشکنی. آیا این حسی ایجاد نمی‌کند؟ من هم گاییدن را دوست دارم و هم تماشای گاییده شدن دیگری!»

بن، ۳۲ ساله از بوستون:

«در حقیقت من به واسطه چیزی که در یک رابطه ۳ نفره برای همسرم رخ می‌دهد و چیزهایی که امتحان می‌کند، راه‌های جدیدی برای فشردن دکمه‌ها و نقاط هیجان انگیزش آموخته‌ام و قلق او را بیش از پیش فهمیده‌ام. بنابراین روابط سه نفره می‌توانند روشی عالی برای آموختن بیشتر درباره تمایلات جنسی خود و همسرتان باشد.»

آندره، ۲۹ ساله از بوستون:

«زمان‌هایی وجود دارد که کمی استراحت و تماشای پارتنرتان با دیگری نیز می‌تواند مانند یک انفجار هات باشد. برای مثال هنگامی که همسرم متوجه شد با تماشای سکس من با مردی دیگر چقدر سریع می‌تواند به اوج برسد، واقعا شوکه شد.»

توماس، ۳۰ ساله از آبوری پارک:

«این رابطه معمولا عشق‌بازیست به طول یک شب تا سحر و نه تجربه‌ای نیم ساعته، که برای من فوق العاده است.»

فیلم رابطه سه نفره و گروهی

با چه کسانی تریسام انجام می‌دهید؟ چگونه با آن‌ها جور می‌شوید؟

مارگوت، ۲۰ ساله از مینه‌آپولیس:

«اولین رابطه من هنگامی بود که با بهترین دوستم به دیدن پسری در یک مهمانی می‌رفتیم و خیلی رک و راست از او پرسیدیم آیا دوست دارد با ما رابطه تریسام داشته باشد؟»

لوییس، ۳۶ ساله از سانتا کروز:

«پارتنر من یک تاپ است، من هم همینجور(من گاهی باتم می‌شوم اما او هرگز). رابطه اورال قدیمی شد و من همچنان می‌خواستم رابطه را بدون محدود کردن سکسم به خودمان و دو نفره، حفظ کنم. به سختی برای این که سکس را «تنها ما» نگه دارم در تلاش بودم، اما در نهایت پس از سه ماه رابطه جنسی اعصاب خرد کن با یکدیگر صحبت کرده و فهمیدم هیچکدام‌مان برای داشتن یک رابطه باز مشکلی نداریم.»

کورین، ۲۹ ساله از شیکاگو:

«یک روز من و پارتنرم داشتیم خاطره‌های سکسی‌مان را برای یکدیگر تعریف می‌کردیم و حرف سکس سه نفره پیش آمد. هر دوی ما گفتیم که تجربه‌اش را داشتیم و پارتنرم گفت قصد داشت با من نیز این تجربه را داشته باشد.»

یک رابطه سه نفره در تخت

چه قوانین یا محدودیت‌هایی را برای رابطه سه نفره مشخص کرده‌اید؟

آنجلا، ۴۲ ساله از اوکلاما:

«بوسیدن دیگری ممنوع. بغل کردن دیگری ممنوع. دادن پیام‌های احساسی ممنوع. اساسا هرچیزی که به عنوان صمیمیت می‌شناسیم. برای ما این کار عشق‌بازی نیست بلکه سکس است، فقط سکس. من به این موضوع جوری نگاه می‌کنم که اگر از یک اسباب بازی جنسی برای شدت بخشیدن به سکس استفاده می‌کردم در آن موقعیت، نفر سوم شرکت کننده تنها اسباب بازی سکسی ساده است.»

کیت، ۳۲ ساله از هوستون:

«عموما افراد سوم غریبه‌ها یا دوستان نزدیک نیستند. باید مجرد باشند. نه در یک رابطه باز یا چند نفره، کاملا سینگل و مجرد. پذیرای همه جنسیت‌ها هستیم.»

ناتانائیل، ۴۰ ساله از هانت اسویل:

«من به تماشا کردن دوست دخترم در حال سکس با زنی دیگر علاقه دارم. معمولا بجز رابطه اورال با زن دیگری سکس ندارم. گاهی دوست دخترم بر سکس داشتن من با زن دیگری پافشاری می‌کند، من نیز تسلیم شده و انجامش می‌دهم.»

کورین، ۲۹ ساله از شیکاگو:

«فکر می‌کنم مهم‌ترین قانون این است که هیچ یک از پارتنرها نباید به گزینش دیگری برای یک تیم فکر کنند. اگر در زمینه یکسانی نیستید یا شخصی مشتاق داشتن این تجربه نیست، نباید این کار را انجام دهید.»

ایسلا، ۲۶ ساله از واشنگتون:

«دوست پسرم هرگز نباید در بدن زن دیگری ارضا شود، این اتفاق یکبار رخ داد و واکنش احساسی منفی من بیش از چیزی بود که انتظارش را داشتیم. بنابراین تصمیم گرفتیم این اتفاق دیگر تکرار نشود.»

رابطه تری سام دو زن با یک مرد

درباره برخی از نگرانی‌های منطقی غافلگیرکننده این رابطه بگویید

لوییس، ۳۶ ساله از سانتا کروز:

«سامان دهی گروه‌های سکس بزرگتر آسان‌تر است. به نظر می‌رسد آن استایل نامنظمی که در این گروه‌ها وجود دارد باعث می‌شود افراد احساس راحتی بیشتری کنند. فکر کنم در این پارتی‌ها و مهمانی‌ها عقیده چنین است که من اینجا نیستم که با همه سکس داشته باشم اما تعداد کافی از افراد وجود دارند که می‌توانم شخصی را که دوست دارم با او سکس داشته باشم را انتخاب و دیگری را رد کنم. یک رابطه سه نفره که در آن دو نفر خیلی صمیمی و شخص سوم غیرصمیمی‌تر است، می‌تواند برای آن ۳۳٪ گروه (نفر سوم) خیلی مایوس کننده باشد.»

کیت، ۳۲ ساله از هوستون:

«اگر به طور منظم و قاعده‌مند رابطه تری‌سام دارید، حتما زمانی نیز استراحت کرده و مدتی را تنها به خودتان دو نفر اختصاص داده و بر رابطه دونفره خود تمرکز کنید.»

کیت، ۲۶ ساله از شیکاگو:

«یک نگرانی دیگر در روابط سه نفره، اگر شخص سوم مرد باشد، کاندوم است. اگر قرار باشد در سکس دخول رخ دهد و بخواهید از کاندوم استفاده کنید احتمالا بیش از یک کاندوم نیاز دارید چون جابجایی و تغییر جایگاه در سکس سه نفره زیاد است. ممکن است کاندوم روی مخ شما باشد.»

توماس، ۳۰ ساله از آبوری پارک:

«داشتن یک تخت خواب بزرگ مهم است، همچنین اگر اتاقی اضافه برای خوابیدن نفر سوم داشته باشید خیلی کمک می‌کند. خوابیدن سه نفر در یک تخت ممکن است مشکل ساز باشد. همچنین در روابط MMF(دو مرد و یک زن) عموما مرد‌ها دوست ندارد با دیگری در یک تخت بخوابد. با توجه به افراد شرکت کننده در رابطه، ماندن در خانه و صرف صبحانه با یکدیگر در روز بعد می‌تواند جالب یا ناجور باشد. و اگر شما مردی هستید که قرار است وارد یک رابطه تری‌سام شود، حتما از قبل درباره این موضوع که آیا رابطه مرد – مرد نیز قرار است باشد یا نه به توافق برسید.»

چند نمونه رایج از سوتفاهم‌های تری‌سام را بگویید؟

شین، ۲۸ ساله از سیاتل:

«این کار فرم تایید شده‌ای از خیانت است، یا این کار راه خوبی برای هیجان انگیزتر کردن سکس است.»

کیت، ۲۶ ساله از شیکاگو:

«آن‌ها ناجور نیستند! دوستانی داشته‌ام که به من گفتند نمی‌دانند چه کار باید بکنند یا احساس کم‌رویی یا عجیب بودن دارند. فکر می‌کنم اگر از پارتنر خود بپرسید به چه چیزی علاقه دارد، درباره انتظارات یکدیگر دوستانه صحبت کنید و همه چیز توافقی باشد، این کار دقیقا مثل سکس دو نفره است و می‌تواند خیلی جالب باشد.»

ناتانائیل، ۴۰ ساله از هانت اسویل:

«اغلب مردم فکر می‌کنند اگر با شخص بایسکشوالی قرار می‌گذارند، او لزوما با روابط سه نفره نیز موافق است. اما این صحیح نیست. دقیقا مشابه افراد یونیسکشوال، برخی بایسکشوال‌ها طرفدار رابطه تک زوجه و برخی علاقه مند به روبط باز و تری‌سام هستند. من با این فرضیه جلو می‌روم که همه افراد از علائم عدم علاقه به تک همسری مبنی بر ورود آنها به سه نفری، طرفداری می‌کنند!»

لوگان، ۲۸ ساله از میامی:

«این که هر شخصی نیاز دارد در همه جای رابطه شرکت کرده و همه چیز را تجربه کند.»

ایسلا، ۲۶ ساله از واشنگتون:

«ما خودمان دو نفره نیز سکس فوق العاد‌ه‌ای داریم، بنابراین به تری‌سام برای درست کردن رابطه یا حواس‌پرتی نیاز نداریم.»

رابطه سه نفره خوشحال بین دو مرد

چه چیزی یک رابطه تریسام را خوب یا بد می‌کند؟

کلسی، ۳۰ ساله از استین:

«ما با اطمینان بخشیدن به نفر سوم رابطه پیش از این که بخواهد خود را کنار کشیده یا احساس ناراحتی کند، خودمان را برای موفقیت آماده می‌کنیم! ما بارها به این کار می‌پردازیم، چون با مردانی سکس داریم که پیش از این هرگز با زنی نبوده‌اند یا زنانی که قبلا هرگز با مردی رابطه نداشته‌اند. احتمالا ما اولین تجربه‌شان باشیم و آن‌ها مطمئن نیستند که در این باره چه احساسی خواهند داشت.»

مارگوت، ۲۰ ساله از مینه‌آپولیس:

«هنگام برنامه‌ریزی برای سکس سه نفره از خود بپرسید که چرا می‌خواهی این کار را انجام دهی؟ مطمئن شوید که این کار را تنها برای لذت خودتان و نه برای شاد نگه داشتن پارتنر می‌خواهید انجام دهید. آماده خندیدن باشید. همانقدر که افتادن دونفر روی یکدیگر می‌تواند ناجور باشد، سه نفره‌اش خیلی ناجور‌تر است!»

کیت، ۲۶ ساله از شیکاگو:

«اولین بار که به تریسام علاقه مند شدم، پورن‌های زیادی دیدم تا بفهمم چه پوزیشن‌هایی بهتر است و هر سه نفر را به خوبی شرکت می‌دهد. فکر می‌کنم این کار کمکم کرد تا کمتر احساس گیجی کنم. اگر زوج هستید، با قانون‌های خودتان پیش روید. آیا با هرچیزی راحتید؟ دوست دارید چه کاری انجام دهید؟ علایقتان چیست؟ فکر می‌کنید به نفر سوم اجازه دهید شب را بماند؟ آیا لازم است شخص سوم اطلاعات مهمی درباره هر یک از شما بداند؟»

آندره، ۲۹ ساله از هوستون:

«ببینید، گاییدن چند نفر در یک زمان واقعا سخت است، ممکن است از پسش برنیایید و و هیچ تمرینی نیز وجود ندارد که مطمئن شوید بدون نقص پیش می‌روید. بهترین چیزی که باید به یاد داشته باشید این است که هرچه شد بدون تعارف پارتنر اصلی شما از نفر سوم مهم‌تر است. و حواستان باشد که احساساتشان را رد نکنید. این می‌تواند یک گردباد باشد، مردم با یک اشاره عوض می‌شوند. یک میل به شکست، از آن بیاموزید و بدانید که خندیدن به اشتباهات‌تان مهم‌تر از هر مهارت چند منظوره دیگر است! اگر از آن دست افرادی هستید که نمی‌تواند به یک گوزیدن طی سکس بخندد، احتمالا برای این کار مناسب نیستید!»

اونتاشگال:

«تجربه رابطه سه نفره همانقدر که می‌تواند بر بهبود کیفیت رابطه شما تاثیر بگذارد، به همان میزان می‌تواند رابطه شما را به جدایی بکشاند. باید در این مورد به خوبی صحبت کنید و نفر سوم را نسبت به جایگاه خودش آگاه کنید. اگر نفر سوم به دنبال جایگاهی فراتر از یک پارتنر سکسی است، بهتر است او را کنترل کنید. رابطه سه نفره در زوج‌هایی موفق می‌شود که در سلامت کامل احساسی و عاطفی قرار دارند و هیچ نگرانی بابت رابطه خود ندارند. به عنوان نفر سوم آقا یا خانم، باید حد خود را بشناسیم و درک درستی از سلامت رابطه برای زوج‌ها داشته باشیم.»

خواهش می‌کنم برای انجام چنین سکسی، همسر خود را تحت فشار قرار ندهید. اگر هم انجام دادید سعی کنید کماکان رابطه دوستانه قدیمی را با رعایت حریم‌ها حفظ کنید. شما به عنوان یک زوج با یک مرد یا زن سوم فقط سکس می‌کنید، قرار نیست جای معشوقه شما را بگیرد.

اونتاشگال . خرداد ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

شناخت درست و واقعی رابطه ارباب و برده

شناخت درست و واقعی رابطه ارباب و برده

برای کسانی که هیچ آگاهی ندارند این رابطه، تجاوز است! اما در واقع BDSM رابطه اعتماد و گفتگو است.

اعتماد کردن در بازی‌های کودکان به این معناست که شخصی پشت دیگری می‌ایستد، او با اعتماد به این که دوستش قبل از برخورد به زمین می‌گیردش، می‌افتد. در اعتماد کردن خطر وجود دارد، ریسک گرفته نشدن و آسیب دیدن. فردی که می‌افتد به فرد گیرنده اعتماد زیادی می‌کند. هنگامی که کودکی به ‌اندازه کافی و کامل به دیگری اعتماد میکند و همانگونه که فکر می‌کردند، می‌گیردش، هردو در لحظه نشاطی را تجربه می‌کنند که در هیچ جای دیگری نمی‌توان مثلش را داشت.

ترجمه آزاد مجموعه مقاله‌هایی در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی BDSM و سبک زندگی است که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. این نوشته‌ها با هدف بیان واقعیت‌ها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش سادومازوخیسم، از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله توسط دکتر مایکل کستلمن در مجله معروف سایکولوژی در ژانویه ۲۰۱۲ منتشر شده و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


کنترل اسلیو توسط مستر

مساله اعتماد کردن است

BDSM نیز هر رابطه دیگری است. این تخیل که رابطه ارباب و برده یعنی تجاوز، زنجیر و بند، عحیب است. در واقع، BDSM کاملا مساله اعتماد است. وقتی که اعتماد احتمال آسیب را کم می‌کند، نتیجه واقعا می‌تواند صمیمانه و اروتیک باشد.

چندین تعبیر برای BDSM وجود دارد: بازی قدرت یا دامیننت – سابمیسیو (DS) به این دلیل که یکی از پارتنر‌ها کنترل دیگری را، حتی ظاهری و موقت، به دست می‌گیرد؛ سادومازوخیسم (SM) که شامل اسپنک، شلاق زدن یا سایر انواع شدید احساسات می‌شود؛ و باندیج و دیسیپلین (BD) که همان استقامت است. اما الان کلی‌تر و تنها درباره BDSM صحبت می‌کنیم.

بسیاری از افراد، BDSM را منحرفانه، غیرانسانی و بد می‌دانند. اما طرفدارانش از آن به عنوان عاشقانه‌ترین، تربیت کننده‌ترین و صمیمانه‌ترین نوع ارتباطات انسانی یاد می‌کنند. مردم معمولا بدون هرگونه گفتگو، تبادل نظر و ارتباطات عاطفی سکس دارند اما در روابط ارباب برده، شرکت کنندگان همیشه همه چیز را خیلی کامل و با صمیمیت و شفافیت مدیریت می‌کنند که رابطه ویژه و شهوانی را به وجود می‌آورد.

مارکی آلفونز فرانسوا دُ ساد – لئوپولد فون زاخر-مازوخ

هنر باستانی یونان به خوبی BDSM را به تصویر می‌کشد. کاما ساترا از اولین کتاب‌ها در زمینه سکس در هندوستان (۳۰۰ پس از میلاد) اسپنک‌های اروتیک را جار می‌زند و منابع اروپایی از قرن ۱۵ میلادی به بعد را ثبت کرده‌اند. اما BDSM در قرن ۱۸ میلادی، هنگامی که برخی از فاحشه خانه‌های اروپا شروع به بانداژ، شلاق زدن و سایر تنبیهات میسترس بر روی اسلیو کردند، شکوفا شد.

در سال ۱۷۱۹ مارکی آلفونز فرانسوا دُ ساد (۱۸۱۴-۱۷۴۰) اولین رمان در زمینه SM را منتشر نمود. رمان ژوستین(ویکی‌پیدا)، که شامل اسپنک، شلاق زدن، گیره‌های نیپل، و بانداژ و تحمل درد میشد. سپس واژه «سادیسم» از نام او گرفته شد و تا به امروز ادامه دارد. دُ ساد عاشق جنایت‌ها جنون آمیز بود و این یکی از دلایلی است که اغلب مردم فعالیت‌های جنسی که او رواج داد را دیوانگی می‌دانند.

مطالعه بیشتر: معرفی شخصیت سادیست

در سال ۱۸۷۰ ، لئوپولد فون زاخر-مازوخ (۱۸۹۵-۱۸۳۶) رمان ونوس در پوستین(ویکی‌پدیا) را که درباره سلطه پذیری جنسی مردان بود، منتشر کرد. واژه مازوخیسم از نام او الهام شده است.

در سال ۱۹۰۵، فروید واژه سادومازوخیسم را تحت عنوان لذتی روانی ابداع کرد. راهنمای اورجینال تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی (DSM-I 1952) سادیسم جنسی را به عنوان یک انحراف دسته‌بندی کرده بود. در نسخه دوم این راهنما در سال ۱۹۶۸ نیز همین را برای مازوخیسم گفت. و نسخه چهارم DSM-IV در سال ۱۹۹۴ BDSM را در لیست اختلالات روانی قرار داده بود. در نهایت در سال ۲۰۱۳ نسخه پنجم DSM-V رابطه و گرایش BDSM را از فهرست بیماری‌ها و اختلالات روانی خارج کرد.

روابط ارباب و برده، تنها نوعی دیگر از بازیست

مدارک در دسترس نشان می‌دهد که جمعیت کثیری از طرفداران BDSM از نظر روانی سالم و از هر نظر نرمال هستند. بجز آن که آن‌ها سکس عادی (وانیلا) را کاملا لذت بخش ندانسته و چیزی شدیدتر و صمیمی‌تر طلب می‌کنند. قبل از محکوم کردن BDSM، به یاد بیاورید که در گذشته نزدیک، سکس دهانی و همجنس‌‌گرایی نیز «انحراف» به حساب می‌آمد.

بین ۲ تا ۳ درصد از افراد بالغ آمریکایی، یعنی حدود ۵ میلیون نفر از جمعیت، تجربه BDSM را دارند. اغلب به طور گاه و بیگاه و حتی نیز به صورت ۲۴ ساعته در هفته. ضمنا، تقریبا ۲۰ درصد افراد بالغ نیز عکس‌ها و داستان‌های ارباب برده ای تحریک کننده می‌دانند. (آمار سال ۲۰۱۲ است و در سال ۲۰۲۰ آمار افرادی که تجربه کرده‌اند به نزدیک ۵۰ درصد رسیده است)

کلوب‌های BDSM عمومی و خصوصی در هر منقطه وسیع شهری و روستایی آمریکا و اروپا وجود دارد. برخی شهر‌های بزرگ نیز چند کلوب دارند.

اسلیو آماده تنبیه شدن با چشم بند

BDSM هرگز سواستفاده نیست

اگر از BDSM زده شده‌اید، به آن نپردازید. اما اصل BDSM در جامعه رخنه کرده است. هنری کیسینجر، سیاست‌مدار و دیپلمات معروف، قدرت را «برانگیزاننده جنسی نهایی» نامیده است. پادشاهان و ملت‌ها همواره برای سلطه‌گری بر دیگری جنگیده‌اند و در ورزش، بازیکانن برای «تحقیر» رقیب تلاش می‌کنند.

اما چه کسانی با درد از نظر جنسی تحریک می‌شوند؟ ساده بگوییم بسیاری از افراد که از سایر جهات کاملا نرمالند. دوباره به ورزش بیاندیشید: هنگامی که بازیکنان فوتبال بازی درخشانی انجام می‌دهند، هم تیمی‌ها اغلب بر کونشنان یا پس کله‌شان سیلی میزنند، یا بهشان مشت می‌زنند. آن‌ها نیز این «سو استفاده» را به نشانه ستایش و توجه کاملا می‌پذیرند. یا یک کوهنورد را تصور کنید. شما آفتاب سوخته می‌شوید، خارها پاها را می‌خراشند و هنگامی‌که به قله می‌رسید، داغون و پر از دردید اما هنوز شدیدا احساس نشاط می‌کنید.

متاسفانه، رسانه‌ها دردی که سابمیسیو‌ها تجربه می‌کنند را به طرز فاحشی تحریف کرده و بیشتر حالتی نمایشی به آن بخشیده‌اند. در حالی که BDSM با دامیننت‌های تربیت کننده و کاملا اخلاقی انجام می‌شود و هرگز سو استفاده نیست.

جستجوی هرچیزی در زمینه رابطه ارباب و برده به زبان فارسی شما را با انبوهی از محتوای قدیمی، تکراری و سراسر بی اعتبار مواجه می‌کند. با انتشار محتوای این وبلاگ در رسانه‌های اجتماعی، به کسانی که می‌شناسید اطلاعات واقعی و درست را ارائه کنید.

اونتاشگال

جی وایزمن، نویسنده کتاب SM 101 می‌گوید: «این رابطه همیشه بر مبنای رضایت طرفین است و تجاوز نیست.» شما برای تجاوز نیازی به نگهدارنده‌ها، گگ‌ها یا شلاق ندارید. تجهیزات در دستان محبوب هیجان احساسی را بالا می‌برد و به هر دو ظرف اجازه می‌دهد تا از رابطه، یا به بیان بهتر از «جلسه» به خوبی، تمیزی و با شهوت کامل لذت ببرند. هنگامی که ارباب در بازی دردی واقعی وارد می‌کند، کاملا مراقب، کنترل شده و متناسب با محدودیت‌های سابمیسیو است.

ساب‌ها نظرات مختلفی درباره انواع درد دارند – برخی ترجیح می‌دهند آن را حس شدید بنامند – که لذت را برایشان به وجود می‌آورد. وایزمن می‌گوید: «آن‌ها درد نیش زنبور یا مشتی بر صورت را کاملا مشابه دیگران تجربه می‌کنند و به همان مقدار از آن بیزارند.»

مطالعه بیشتر: اعتماد در رابطه ارباب و برده

کلمه امنیت SafeWord

شرکت‌کنندگان ابتدا بر سر «کلمه امن» به عنوان سیگنال توقفی که برده در هر زمانی می‌تواند بگوید توافق می‌کنند و پس از گفتن آن همه فعالیت‌ها فورا متوقف می‌شود – حداقل تا زمانی که درباره‌اش صحبت کنند و علت بیانش را رفع کنند و سپس با رضایت هر دو طرف ادامه دهند. یک کلمه امنیت معروف RED است.

برخی عبارات هرگز نباید به جای کلمه امنیت استفاده شوند: «بسه، نه، نکن» . چون معمولا التماس ساب به دام، هرچند واقعا منظورش توقف کار نباشد، بسیار لذت بخش است.

اگر اربابی به کلمات امن از پیش تعیین شده اهمیتی ندهد، به اعتماد برده اش تجاوز کرده و رابطه را نابود می‌کند. چنین افرادی از جامعه BDSM طرد می‌شوند.

فمدام و کنترل اسلیو مرد و فیت فتیش

ساب‌میسیوها هم قدرت دارند

هرچند که باتم‌ها وانمود به پستی و بردگی می‌کنند، اما قدرت در دستان ساب‌هاست. باتم و پایین دست می‌تواتد درخواست توقف دهند و تاپ‌ها متعهد هستند که فورا اطاعت کنند. ضمن این که تاپ‌ها نقش دامیننت را دارند، اما همچنین باید کاملا مراقب اسلیو و تربیت او باشند، کاملا مطابق لیمیت‌ها رفتار کرده و هرگز از آن‌ها نگذرند. بدین شکل BDSM این امکان را برای همه فراهم می‌کند تا با احساس امنیت و مراقبت کامل، قدرت و تسلیم شدن را تجربه کنند. افرادی که از روابط ارباب برده ای لذت می‌برند می‌گویند نتیجه آن شهوتی عالی و شدید است.

یاد بگیرید!

قبل از امتحان کردن BDSM، باید ابزاری تهیه کنید. کتابی بخوانید، کلاسی بروید، از وبسایت یا کلوبی بازدید کنید.

برای رسیدن به جایگاهی قابل قبول در BDSM به مذاکرات زیادی نیاز دارید. وایزمن می‌گوید قبل از هر جلسه BDSM بازیکن‌ها باید درباره همه جوانب آن، سیف ورد و لیمیت‌هایشان صحبت کنند.

مطالعه بیشتر: الفبای رابطه ارباب و برده

چگونه شروع کنیم؟

اول، ببینید شما بیشتر به SM یعنی سادیسم و مازوخیسم علاقه دارید یا BD یعنی باندیج و دیسیپلین. اگر اولی، اسپنک برای اکثر افراد شروع خوبیست و اگر دومی، بستن چشمان ساب می‌تواند جالب باشد.

مطالعه بیشتر: اولین جلسه ارباب و برده را چطور مدیریت کنیم؟

کشیدن موی اسلیو توسط مستر

صمیمت چیست؟

نویسندگان رابطه صمیمت را ارتباط عاطفی شفاف، بی پرده و همراه با خودآشکارسازی معنی می‌کنند. اما خیلی از افراد صمیمت و سکس را یکسان می‌دانند. برای صمیمی‌بودن باید سکسی باشیم و برعکس. اما تنها این نیست. کاملا ممکن است که شما با شخصی رابطه جنسی داشته باشید که به سختی وی را می‌شناسید و برایتان غریبه است.

اغلب زوج‌ها درباره روابط عاشقانه‌شان خیلی صحبت نمی‌کنند و به همین دلیل صمیمت بینشان به مرور کاهش می‌یابد. اما BDSM کاملا نیازمند پیشرفت و صحبت کردن با جزئیات است. افراد باید از قبل برای هر جنبه‌ای از جلسه برنامه‌ریزی داشته باشند و پس از جلسه نیز آن را بسنجند. بسیاری از طرفداران سادومازوخیسم می‌گویند صحبت کردن‌های قبل از جلسه صمیمی، اروتیک و مانند خود جلسات، متعادل کننده رابطه هستند. همچنین زوج‌هایی که از بازی قدرت موقتی لذت می‌برند اما کاملا رابطه ارباب برده‌ای ندارند نیز از آن به عنوان تعدیل کننده رابطه جنسی وانیلی و غیر BDSM خود یاد می‌کنند چون مذاکراتی که برای جلسات انجام می‌دهند مثل تمرین بوده و صحبت کردن درباره سایر جنبه‌های جنسی زندگی‌شان را ساده‌تر می‌کند.

مهارت‌هایی که BDSM نیاز دارد شامل: اعتماد، ارتباط شفاف، پذیرفتن خود و پذیرایی دیگران می‌باشد. نداشتن این مهارت‌ها می‌توانند در زندگی شخصی رابطه عادی و جنسی شما را نیز بدون توجه به نوع گرایش و سکس تعدیل کنند.

اونتاشگال . فروردین ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.