شماره ۱۰۰، فلسفه و نگاه اونتاشگال به زندگی و عشق چیست؟

به مناسبت صدمین پست و نوشته وبلاگ تصمیم دارم علایق، شخصیت و فلسفه اونتاشگال نسبت به زندگی و عشق را برای شما خوانندگان محترم، بنویسم. اینکه دنیا را چطور می‌بینم و الان به موضوعات مختلف مانند زندگی، رابطه، عشق، مذهب، هنر، تجربه و دانش چگونه نگاه می‌کنم. در واقع چطور شد که من به آرامش رسیدم و پاسخ بسیاری از دغدغه‌های خویش را پیدا کردم.

در این ده ماه که از فعالیت وبلاگ می‌گذرد، افراد مختلفی نظر و دیدگاه خود را در مورد من گفته‌اند. هرکسی از ظن خود شد یار من، دیدگاهی مثبت یا منفی در مورد شخصیت اونتاشگال داشت. البته من ضمن احترام به هر دیدگاهی به کار خودم ادامه می‌دهم. در هر صورت وقتی شما در یک جامعه فعالیت می‌کنید باید بالغانه انتظار هر واکنشی را داشته باشید. نباید فراموش کرد که در این بین بعضی بودند که کاملا داستان‌هایی وهم‌آمیز در مورد من ساختند که هنوز از این نبوغ داستان‌سرایی آن‌ها تعجب می‌کنم!

به دلیل اینکه در مورد روابط باز و انواع سبک گرایش‌ها می‌نویسم، مکررترین سوال که مطرح شده است، نحوه نگاه من به عشق است. اینکه در چه قالبی عشق را تعریف کرده و به آن نگاه می‌کنم. آیا واقعا کسی مثل من عاشق می‌شود و عشق چنین مردی چگونه خواهد بود؟

این نوشته کاملا شخصی است. حاصل سال‌ها سفر، تجربه، رابطه و گفتگو با انسان‌ها از هر فرهنگ و نژاد و قومی؛ دیدن عجیب‌ترین نقاط جهان و خواندن انواع فلسفه‌ها، ادبیات، کتاب‌ها و حاصل تلاش برای درک هنرهای گوناگون جوامع بشری است. این نوشته از قلب زندگی اونتاشگال می‌آید. با من همراه باشید.


خاکستری، سیاه یا سفید؟

به نظر شما آیا همه انسان‌ها خوب‌اند یا بد، مگر خلاف آن ثابت شود؟ پاسخ به این سوال در جهان‌بینی شما نهفته است. عوامل زیادی مانند نگاه جامعه، نوع تربیت، تحصیلات کودکی و به تازگی رسانه‌ها، در نگاه شما نسبت به دنیا موثر هستند. اگر همیشه به شما گفته شده که این عقیده دینی اشتباه است یا این کسوت و پیشه یعنی دزدی، شما به سادگی نمی‌توانید آن را تغییر دهید. در واقع پذیرفتن چیزی که سال‌ها در گوش شما گفته شده برای انسان‌ها راحت‌تر است تا تلاش برای جستجو، درک و فهمیدن حقیقت مسائل مختلفی که در زندگی با آن‌ها سروکار داریم.

بدین ترتیب شما دنیا را سیاه یا سفید می‌بینید و به سختی می‌توانید بپذیرید کسی انسان‌ها نه کاملا خوب هستند و نه بد. به سختی انسان‌ها را با همه خوب و بدشان، چنان که هستند، قبول می‌کنید. این رفتار نوعی از کمالگرایی است. تصور کنید تصمیم به زندگی در یک شهر دارید. در عین حال که از منظره و نماهای زیبای آن لذت می‌برید اما تحمل باران‌های گاه و بی گاه و پر شمار آن را ندارید. می‌خواهید همه چیز در بهترین حالت مورد نظر شما باشد. اما طبیعت و جهان هستی شیوه خود را دارد. بهترین و زرخیزترین خاک برای کشاورزی، خاک نواحی آتش‌فشانی است؛ اما ریسک زندگی و کار در چنین شرایطی نیز بالاست. حال بگویید کار در نواحی آتش‌فشانی بد است یا خوب؟ هیچکدام!

انسان‌ها به واسطه علم و دانش می‌توانند خلق ابزار کنند. پوشاک مناسبت به شما کمک می‌کند در قطب جنوب هم زندگی کنید. این دانش ذهن شما را به بررسی و کنجکاوی وادار می‌کند تا هرچیزی را بدون تحقیق نپذیرید و دنیا را دیگر سیاه و سفید نبینید. با چنین دیدگاهی می‌توانید بسیاری از تفکرات مخالف خود را تحمل کرده و از آرامش بسیار بیشتری برخوردار باشید.

ساده بگویم لزومی ندارد به پاسخ هر سوالی برسید و برای هرچیزی یک علت و دلیل بیاورید. بسیاری اوقات کافی است مسائل را همانگونه که هستند بپذیرید و با آن کنار بیایید. برای مثال علت و ریشه هم‌جنس‌گرایی چیست؟ همچنان پاسخ‌های مختلف و گسترده‌ای به آن داده می‌شود. شخصا هم‌جنس‌گرایی را می‌پذیرم و به دنبال ریشه آن نمی‌روم. هر علتی داشته باشد یک بخش وجودی جوامع بشری است و باید تعامل با آن را یاد بگیریم.

احترام به حقوق انسان‌ها

فکر نمی‌کنم چیزی بدتر از تعرض به حق و حقوق انسانی در دنیا وجود داشته باشد. همیشه و در همه مقالات به این موضوع اشاره کرده‌ام که هرچیزی و هر لذتی بدون رضایت همه طرفین،‌ نوعی تجاوز است. تجاوز هم صرفا سکس بدون رضایت نیست. می‌تواند تحت فشار قرار دادن کسی برای انجام چیزی باشد که هدف آن صرفا خواسته شخصی از طریق سو استفاده است.

اما یکی از عادی‌ترین انواع تعرض به دیگران، دروغ گفتن است. دروغ از ضعف می‌آید و به دنبال آن عدم احترام به خود. همین دروغ سبب می‌شود شما به اشکال مختلف به دیگران تعرض کنید. یکی از دلایل اصلی دروغ، جلب توجه است. اکثر افرادی که تجاوز می‌کنند نیز به دنبال نوعی از جلب توجه و دیده شدن هستند؛ یعنتی اینکه در حاشیه هستند و از بابت آن ناراحت و دست به تجاوز (صرفا نباید جنسی باشد) می‌زنند تا به نوعی خودنمایی کنند. دروغ گفتن در کوتاه مدت ممکن است مفید باشد اما در بلند مدت شخصیت شما را نابود می‌کند. دروغگویی نوعی عدم احترام است یکی از نشانه‌های اصلی عدم عزت نفس. اگر می‌خواهید به شما احترام گذاشته شود، ابتدا باید به خود احترام بگذارید.

برای احترام به حقوق دیگران باید عزت نفس خود را افزایش دهید. توهین کردن به اعتقادات، شهر، خانواده، ملیت و هویت شما هیچ چیز را تغییر نمی‌دهد! طبیعتا هرچقدر هم شما به دنبال رعایت حقوق دیگران و احترام به آن‌ها باشید، باز ممکن است افرادی این رویه را در پیش بگیرند. بهترین کار اهمیت ندادن و بی توجهی است. آرامش درونی و فردی از هر چیزی مهم‌تر است.

نگاه مذهبی و دینی من چیست؟

پاسخ به این سوال بسیار سخت است. در واقع باید گفت من نسبت به هیچ چیزی تعصب ندارم و معتقد به نقد هرچیزی هستم. اگر سواد و دانش کافی برای نقد نداشته باشم، از نظرات منتقدین متخصص باانصاف استفاده می‌کنم که سال‌هاست روی یک موضوع خاص دینی و مذهبی تحقیق می‌کنند.

بحث احترام به ادیان یک موضوع قدیمی است که هیچ‌وقت به نتیجه نمی‌رسد. با عدم تعصب به راحتی می‌توان هرچیزی را مطالعه کرد و درباره هیچ‌چیز جبهه‌گیری نکرد. شما می‌توانید هر باور دینی و مذهبی داشته باشید و در عین حال به نظر دیگران نسبت به باور خود اهمیت ندهید.

از آنجایی که در مورد شخصیت‌های مذهبی حرف و داستان بسیار زیاد است، سعی میکنم مهم‌ترین کارهای افراد را دنبال کنم. بسیاری از شخصیت‌های مذهبی از جنبه‌های مختلف به خصوص اجتماعی برای من محترم هستند و تا حد ممکن به حواشی مربوط به آن‌ها نمی‌پردازم. هر فردی در تاریخ می‌تواند برای ما نکات خاصی به همراه داشته باشد.

به قول عمادالدین نسیمی: «مسجد و میکده و کعبه و بتخانه یکیست / ای غلط کرده ره کوچه ما خانه یکیست»

صبر و تحمل در کنار عدم تعصب

ظرفیت و تحمل کردن ارتباط مستقیمی با سطح توقع دارد. هرچقدر شما توقع خود را نسبت به چیزی یا کسی بالاتر ببرید، صبر و تحمل‌تان پایین‌تر می‌آید. ظرف خود را برای گنجایش هرچیزی زیاد کنید. صبر و تحمل هر دو عواملی بسیار مهم در زندگی بشری هستند. بسیاری از موفقیت‌ها از همین تحمل و پشتکار در انجام کاری به دست آمده است. به قول سعدی: «بنشینم و صبر پیش گیرم، دنباله کار خویش گیرم»

زندگی بشری هیچ‌گاه آسان نبوده است. در دنیای فناوری ما تلاش می‌کنیم با سرعت و تغییر خود را وفق دهیم در حالی که وجودمان نیاز به آرامش و ایستایی دارد! هر روز یک محصول و کالای جدید به بازار می‌آید و ما به سرعت به دنبال دریافت آخرین‌ها هستیم. نکته کلیدی در دنیا استفاده از ابزارها است نه صرفا دارا بودن آن‌ها. در مورد کالاها، برندها و ابزارها هم روی هیچ چیزی نباید تعصب داشت و باید با تحقیق، صبر و آرامش تصمیم‌گیری کرد.

تعصب نداشتن باعث می‌شود بهتر بتوانید انتخاب کنید. برندها به دنبال به دست آوردن تعصب شما هستند! هر گاه احساس کردید چیزی یا فردی بیش از اندازه افکار شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد، از آن فاصله بگیرید و از زاویه دیگر به خود بنگرید. در این صورت احتمالاً متوجه یک فرافکنی در وجود خود نسبت به سوژه تعصب خواهید شد. من هیچ تعصبی نسبت به هیچ چیزی در هیچ زمانی نداشته و ندارم! هر کسی می‌تواند به هرچیزی از BDSM توهین کند. توهین کردن و تمسخر هیچ‌کسی تاثیری در این فرایند، گرایش و رابطه ندارد.


عشق و محبت

عاشقی یکی از مباحث خارق‌العاده بشری است که همچنان در مورد آن صحبت‌ها و حرف‌ها وجود دارد و از ابتدای زندگی بشر با او همراه شده است. هر کسی عشق را به نوعی فهمیده است. گروهی آن را مختص به خدا، عده‌ای مختص به معشوق زمینی و افرادی آن را از اساس انکار می‌کنند. من اما در این نوشته دیدگاه و بینش شخصی خود نسبت به عشق را بازگو می‌کنم.

با یکی از ابیات حکایتی از دفتر سوم مثنوی مولانا شروع می‌کنم: «عشق از اول چرا خونی بود؟ / تا گریزد آنک بیرونی بود!»

در واقع عشق از اول هم قرار نیست آسان باشد و با خون، سختی و درد همراه است. بهتر بگویم عشق قرار نیست به راحتی به دست بیاید. عاشقی و عشق یک مرحله از زندگی است که باید آن را تجربه کرد و آموخت.

خوشی و غم، آزادی و اسارت، مثبت و منفی، سیاه و سفید، آرامش و خون، آسانی و سختی، همه و همه یعنی عاشقی. به قول حافظ «که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها». بسیاری صرفا بخش اول را عاشقی می‌پندارند و تلاشی برای حفظ و ادامه آن نمی‌کنند. عشق هم‌زمان با فدا کردن و فنا شدن، غرور و خویشتن‌داری است. معجزه عشق همین پارادوکس‌های عجیب است.

در عشق اول باید عاشق خود بود

عاشقی از خود شروع می‌شود. کسی که عاشق خود باشد و به خود توجه کند می‌تواند به دیگران نیز عشق بورزد. کسی که صرفا به دنبال عشق ورزیدن به دیگران است و خود را فراموش می‌کنند، در واقع عاشق نیست و تصور عاشقی را دارد. او از این بهانه برای ترحم عشق و خریدن توجه استفاده می‌کند. آدمی که عاشق خود باشد بدون توجه دیگران هم می‌تواند به خوبی زندگی کند.

عاشق خود شدن به سادگی به دست نمی‌آید. شما باید سرد و گرم روزگار را بچشید. باید آسیب ببینید تا به قلبی قوی دست پیدا کنید. بهترین راهنما برای یادگیری عاشقی، مطالعه آثار ادبی بزرگان جهان است. آثاری که امروزه در دست ما هستند و از میان کتاب‌های زیادی به یادگار مانده‌اند و جاودانه شده‌اند. شاعران زیادی هم عصر حافظ بودند و بعد از او آمدند و رفتند؛ اما دیوان اشعار حافظ جاودانه شد. جاودانگی بی دلیل نیست و به دنبال یک عشق بزرگ می‌آید. خالق اثر در ابتدا یک عشق خاص نسبت به خود پیدا کرده که در پی آن، عشق نیروی محرکه لازم برای خلق آن اثر شده است.

در زندگی و رابطه هم ماجرا همین است. شما تا زمانی که عاشق خود نباشید، به یک رابطه موفق و شاد و اصطلاحا موفق نمی‌رسید! رسیدن به رابطه صرفا برای رابطه یکی از اشتباهات رایج است. زمانی که شما هنوز خود را درک نمی‌کنید، نمی‌توانید در یک رابطه به درستی پیش بروید. اگر طرفین یک رابطه عاشق خود باشند، به خوبی عشق را به دیگری تقدیم می‌کنند و این نیروی فوق‌العاده سبب شادی و پایداری رابطه آن‌ها می‌گردد. رابطه‌ای که در آن کسی به دنبال حذف شدن دیگری نیست!

عاشقی کردن آموختنی است

باور کنید عاشقی کردن یادگرفتنی است. عاشقی یک هنر و مهارت است که باید آن را یاد بگیرید. نه کسی به به راحتی به شما یاد می‌دهد و نه از وقتی متولد می‌شوید با شماست. عاشقی یک هنر است که بخشی از آن به شخصیت شما بر می‌گردد و بخشی به جهان‌بینی شما. تک تک موزیک‌هایی که گوش می‌کنید، کتاب‌هایی که می‌خوانید، فیلم و سریال‌هایی که می‌بینید و دوستانی که انتخاب می‌کنید، روی هنر و عشق‌ورزی شما تاثیر می‌گذارند. پیشنهاد می‌کنم اگر در ابراز عشق مشکل دارید، سنت شکنی کنید و به جای گوش دادن به سبک موزیک همیشگی، یک سبک کاملا متفاوت از سلیقه خود را امتحان کنید. کتاب‌ها و داستان‌های جدیدی بخوانید. سعی کنید بیشتر شنونده باشید تا گوینده. در مورد هیچ داستان و قصه و عشقی نظر ندهید و بگذارید فقط اطلاعات به ذهن شما وارد شود. این دگرگونی در یادگیری به بهبود مهارت عاشقی کمک می‌کند.

برای یادگیری عاشقی، شما باید تجربه کنید. از اشتباهات گذشته خود درس بگیرید و ترسی از تکرار دوباره آن نداشته باشید. عاشقی‌ها ببینید و از انجام آن‌ها ترس نداشته باشید. عاشقی را با سکس سریع با افراد مختلف اشتباه نگیرید. عشق بازی کنید و عاشقانه بخندید و از لحظه‌های خود لذت ببرید.

به قول سعدی « سعدیا دور نیک نامی رفت / نوبت عاشقیست یک چندی»

عاشقی یعنی توجه کردن

یک روزی دوستی به من در مورد عشق بین پدر و مادر خود گفت. پدرش به او گفته بود «عاشقی یعنی باور داشته باشی طرف مقابل بیشتر برای تو انرژی و زمان می‌گذارد و تلاش کنی آن را جبران نمایی». این نگاه به عشق برای من بسیار دل‌نشین و زیبا بود. این نگاه دنباله باوری است که به عشق دارم. عاشقی یعنی لطف!

زمانی که طرفین رابطه کارهای یکدیگر را وظیفه نبینند و به آن به چشم لطف باور داشته باشند، رابطه سالم و درست پیش می‌رود. جدای از یک رابطه عاطفی می‌توانید این را در کار و شراکت هم ببینید. این نگاه که افراد برای انجام کارها لطف می‌کنند، واقعا حس بهتری به طرفین منتقل می‌کند. اگر مبنای دید شما به عملکرد طرف مقابل به عنوان یک لطف باشد، به دنبال جبران آن بر می‌آیید و به این لطف‌ها توجه می‌کنید. اگر وظیفه ببینید، تلاشی برای جبران و در نهایت نشان دادن عشق نخواهید کرد.

بر اساس لطف جلو بروید و سعی کنید در رابطه توقعی نداشته باشید. اگر طرف مقابل کارهای شما را درک کرد و برای جبران آن تلاشی انجام داد، به راستی به دنبال نشان دادن عشق است؛ اما اگر هیچ واکنشی نداشت و کارهایتان را وظیفه شما دید، بهتر است در نگاه خود به معشوق تجدید نظر کنید!

زمانی که شما به فردی علاقه‌مند باشید در هر شکل و حالتی، به او توجه می‌کنید. بسته به جایگاه فرد با او ارتباط برقرار می‌کنید. اگر به یک فرد علاقه داشته باشید اما جایگاه او برای شما پایین باشد، برای مثال در هنگام بیماری به یک تماس کفایت می‌کنید اما اگر آن فرد یک دوست صمیمی باشد، جز به دیدار و عیادت حضوری راضی نمی‌شوید. نمی‌توانید با یک پیام دایرکت اینستاگرام به صمیمی‌ترین دوست خود، عشق و علاقه خود و اهمیت سلامتی‌اش را در نظرتان به او نشان دهید.

به قول حافظ: «عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید / ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی»

محدودیت یعنی تبدیل شدن به مرده متحرک

وجود انسان از محدودیت و کنترل شدن متنفر است. محدودیت نوعی در بند کردن است. این نوع محدودیت نباید با محدودیت خودخواسته در BDSM‌ اشتباه گرفته شود. زمانی که با کسی در رابطه هستید، اولین مساله اعتماد است. اگر به هر دلیلی به دنبال ایجاد محدودیت هستید یعنی اعتماد وجود ندارد. محدودیت در هر حالتی برای شما مضر می‌شود. اجازه بدهید افراد آگاهانه تصمیم به انجام ندادن برخی کارها بگیرند.

اعتماد در زندگی و رابطه مانند پی و بستر یک ساختمان است. هرچقدر سست‌تر باشد، پی یک رابطه زودتر فرو می‌پاشد. برای همین است در بسیاری از مقالات مربوط به روابط باز و چند نفره به این موضوع اشاره می‌کنم و تاکید دارم تا زمانی که رابطه شما سالم و در آرامش نیست، به فکر سکس با افراد دیگر نباشید. اگر سنگ‌بنای رابطه شما سست است و نمی‌توانید در ساده‌ترین حالت به یکدیگر اعتماد کنید بهتر است وارد مرحله بعد نشوید. به هیچ عنوان فکر نکنید با ازدواج کردن چیزی بهتر می‌شود.

عاشقی، خیانت، سکس و دلبرها

رابطه برای من یعنی اعتماد و ایمان متقابل داشتن. زمانی من وارد رابطه می‌شوم که فرد مقابل بدون هیچ ترسی به من ایمان داشته باشد. نوع نگاه من به عشق نیز، ایمان و اعتماد می‌باشد و صداقت ریشه اصلی اعتماد است. شما می‌توانید به یک سوال پاسخ ندهید و بهتر است بگویید الان پاسخ نمی‌دهم تا اینکه دروغ بگویید. همیشه باید به یکدیگر فرصت تنهایی بدهید. زمانی که عاشق می‌شوید، ترسی از بیان آن نداشته باشید. مهم نیست جنسیت شما چیست. مهم این است حسرت ابراز نکردن عشق و علاقه خود را نخورید.

از نظر من خیانت یک تعریف کاملا ساده دارد. استفاده از دیگری در جهت رسیدن به اهداف شخصی و له کردن او زیر پای خود!مرحله بعدی خیانت برای من دروغ گفتن است. سکس با یک فرد اصلا اهمیتی ندارد. مساله مهم دروغ گفتن است. اعتقاد دارم یک رابطه به هیچ شکلی نباید طرفین را محدود کند به خصوص در سکس. اینکه افراد انتخاب کنند با کسی خارج از رابطه سکس نکنند یک لطف دو طرفه باید باشد نه وظیفه‌ای که بر روی دوش آن‌ها سنگینی کند.

به سختی از مرحله BDSM خارج و وارد حالت سکس و معاشقه می‌شوم. برای من دیدن لذت ساب‌میسیو و هیجان او آرامش‌بخش‌تر است تا صرفا دخول و سکس. هر آدمی در زندگی می‌تواند عاشق چند نفر شود یا همزمان چند نفر نسبت به او ابراز علاقه کنند. لازم است هدف رابطه با هر فرد به خوبی مشخص شود. اگر کسی به شما علاقه دارد اما شما ندارید باید مستقیم به او بگویید. سکس با فرد جدید هیجان دارد اما نباید به قیمت از بین رفتن آرامش خود شما تمام شود.

عاشقی من بر اساس احترام، فرصت شنیدن و گفتن، توجه دو طرفه، اعتماد بی چون و چرا و صداقت بدون ترس است. در عشق ابتدا باید عاشق خود بود. زمانی که عاشق خود باشید می‌توانید عشق را ابراز کنید. هر فردی در جایگاه خود می‌تواند از عشق شما بهره‌مند شود و عشق صرفا سکس نیست. کسی که شایستگی ویژه‌ای داشته باشد، لایق قلب شما می‌شود. بدن و جسم و جان شما می‌تواند به هر شکلی استفاده شود. در رابطه صداقت را در پیش بگیرید و اگر به دنبال رابطه با چند نفر دیگر هستید، حتما به افراد درگیر در رابطه بگویید. سکس با کسی که به شما آرامش نمی‌دهد، عذاب درونی به همراه دارد.

به قول مولانا: «شمس الحق تبریزی از خلق چه پرهیزی / اکنون که درافکندی صد فتنه فتانه»


زندگی، مهربانی و خشم

زمانی به شدت به دنبال پول بودم و تمام تمرکز و توجه‌ام متوجه پول بود. در این دوره خشم و عصبانیت من افزایش پیدا کرده بود. دقیقا اولویت اصلی زندگی من پول شده بود. تقریبا یک سال بعد از شروع پول جمع کردن و کار زیاد، خیلی ناگهانی در یک گالری هنری متوقف شدم. به یاد آوردم که تمام اهداف و آرمان‌های خودم را فراموش کرده‌ام. در واقع برای پول خود و علایقم را فراموش کرده بودم. نکته جالب اینکه هر پولی هم جمع شده بود، به یک بهانه‌ای خرج شد. در واقع آن پول با شادی و لذت به دست نیامده بود پس با لذت هم مصرف نشد.

پس از این ماجرا به زندگی و پول درآوردن تغییر کرد. لذت و آرامش شخصی اولویت اصلی شد. باید بدانید بعد از این تغییر، هم دوستان بهتری پیدا کردم، هم روند کاری‌ام رشد بسیار بهتری پیدا کرد و هم خیلی بهتر از زمانی که ۲۰ ساعته کار می‌کردم، در ۱۰ ساعت درآمد کسب کردم.

زندگی دقیقا یعنی رفتن به دنبال رویا و چیزی که به آن علاقه دارید. زمانی که لحظه‌های شما با رویاها و علایق‌تان بگذرد، بیشتر آرامش می‌گیرید و کمتر بهانه برای خشم پیدا می‌کنید. برای آرامش خود باید کار کرد نه برای پول در آوردن!

تجربه‌گرایی

من کاملا تجربه‌گرا هستم. دانش و علم نیز تجربه بشری است که صورت مکتوب و مستند در اختیار ما قرار گرفته است. از این رو تجربه‌گرایی را یک گام فراتر از مستندات می‌بینم. شما با تجربه می‌توانید به یک درک جدید برسید که در هیچ جایی به شیوه شما مستند نشده است.

در تجربه گرایی شما بالغ‌تر می‌شوید. سعی کنید هر چیزی را امتحان کنید. از خانواده و دیگران بخواهید اجازه و فرصت امتحان کردن را به شما بدهند. قرار نیست لزوما برای انجام هر کاری که می‌خواهید، با انبوهی از تحلیل مواجه شوید. تمایل به کار کردن دارید؟ امتحان کنید. بدون شک هیچ محیط و محلی برای کار در بهترین حالت نیست. پس به دنبال کمال مطلق نباشید و امتحان کنید.

هنر، ادبیات و دانش

فرهنگ از مهم‌ترین مقوله‌های بشری است که آدمی را از جایگاه فعلی به حرکت وادار می‌کند. هر جامعه‌ای چه کوچک چه بزرگ فرهنگ و آداب خاص خود را دارد. شناخت و یادگیری این خرده‌فرهنگ‌ها یکی از جذاب‌ترین لذت‌های زندگی من است. شما با آداب و رسوم مردمان مختلف آشنا می‌شوید و به باز شدن دیدتان نسبت به زندگی کمک بسیار زیادی می‌کند.

از بزرگترین مصداق‌های فرهنگ، هنر (ART) است. هر جامعه‌ای در یک هنر برای خود سرآمد می‌شود. اگر به دنبال باله هستید باید به سن پترزبورگ بروید و اگر تئاتر برای شما مهم است هیچ جایی بهتر از پاریس برای درک آن وجود ندارد. هنر به زندگی رنگ می‌بخشد و زمانی که شما در آستانه فروپاشی ذهنی و روانی هستید، با مراجعه به آن به زندگی باز می‌گردید.

ادبیات جنبه داستانی و ماجراجویانه فرهنگ است. از طریق ادبیات شما می‌توانید آداب و هویت یک جامعه را شناسایی کنید. بررسی مفهوم ریاکاری در ادبیات فارسی با اروپا در دوران قرون وسطی نشان دهنده اهمیت این موضوع در ایران نسبت به اروپا است. آثار ادبی شما را به سرزمین‌های جادویی وارد می‌کند و به کمک آن می‌توانید با هویت‌ها و فرهنگ‌ها، چه مربوط به گذشته، چه جوامع دیگر، آشنا‌تر شوید. ادبیات مهم‌ترین پناهگاه من برای آرامش است.

زمانی که به دنبال یک هیجان جدید هستم به سراغ دانش و علم می‌روم. این مقوله می‌تواند شما را با آخرین معجزات بشری آشنا کند. تصور اینکه شما هم می‌توانید بخشی از آن باشید، بسیار هیجان‌انگیز است و به من نیروی کافی برای دنبال کردن آن را می‌دهد. فرقی ندارد دانش فیزیک باشد یا علوم اخترشناسی یا کامپیوتر، زمانی که شما به دنبال رفع نیاز خود باشید، به سراغ علم می‌روید و با تلاش برای ساخت محصولات جدید، نیاز خود را برطرف می‌کنید. هیچگاه خود را دست کم نگیرید.

چرا عصبانی نمی‌شوم و چگونه خشم را کنترل می‌کنم؟

پاسخ یک عبایرت است: پایین آوردن سطح توقع! از زمانی که دیدن دنیا را شروع کردم، با مردم مختلف آشنا شدم و متوجه شدم که چرا آسمان همه جای یک رنگ است، تصمیم گرفتم سطع توقع خود را نسبت به انسان‌ها پایین بیاورم. انتظار خاصی از کسی ندارم و همین کمک بزرگی به کنترل خشم و عصبانیت من کرد.

مدت زیادی است که از کسی انتظاری ندارم. زمانی که به کسی یک وظیفه یا کار را می‌دهم، اگر درست انجام داد که عالی، اما اگر به دنبال معطل کردن و وقت‌کشی بود، به سراغ کسی دیگر می‌رود. در نهایت به جای منتظر ماندن برای کسی دیگر، از راه‌حل‌های جایگزین استفاده می‌کنم.

مهارت کنترل خشم یکی از مهمترین ویژگی‌ها برای BDSM است. تا حد امکان سعی میکنم با عصبانیت، خشم و خشونت وارد یک جلسه BDSM نشوم. نمایان کردن یک خشونت خودخواسته بسیار بهتر از یک عصبانیت واقعی است زیرا شما در خشم کنترل کاملی بر روی افکار و اعمال خود ندارید و این امر می‌تواند منجر به اتفاق غیر قابل جبرانی شود.

آیا من به شما نیاز دارم یا شما به من؟

از زمانی که خودم را شناختم تصمیم گرفتم به شیوه‌ای زندگی کنم که دیگران به من نیاز داشته باشند، نه من به آن‌ها. بدون شک من هم به دیگران نیاز خواهم داشت اما نحوه بیان این نیاز و مطرح کردن آن بسیار مهم است. وقتی کسی کاری برای شما انجام می‌دهد بدون شک باید برای او جبران کنید چرا که مدیون وی می‌شوید. پول یک ابزار بسیار خوب برای جبران لطف‌های دیگران است.

در روابط و به خصوص BDSM من این موضوع را به صورت شفاف مطرح می‌کنم. کسی که تصمیم می‌گیرد ساب‌میسیو من برای چند روز باشد به خوبی می‌داند که او به من نیاز دارد و نه من به او. البته من هم لذت می‌برم اما هیچوقت التماس رابطه را نمی‌کنم. به نظرم به عنوان ساب‌میسیو هم نباید التماس رابطه را بکنید. با یک غرور کافی درخواست خود را مطرح کنید. به کسی که مستقیم نیاز خود را مطرح می‌کند و از بیان نیاز خود به من ابایی ندارد، بیشتر اهمیت می‌دهم و احترام می‌گذارم.

و در نهایت، دنیا فوق‌العاده زیباست

دنیا بسیار زیبا است و افراد درون آن خوب هستند، مگر خلاف آن ثابت شود. انسان‌ها با هر باوری محترم هستند و اهمیت ندارد به چه چیزی اعتقاد دارند چرا که شما اشخاص را می‌پذیرید نه لزوما باورهای آن‌ها را. صادقانه با انسان‌ها رفتار کنید و از بیان باورهای خود ترسی نداشته باشید. باید عاشق شد و در بیان عشق کوشا بود. هر گرایش و حسی که داشته باشید بدون ترس از قضاوت آن را بیان کنید و لذت خود را با کسی که لیاقت شما را دارد، تقسیم کنید.

با کسی وارد رابطه شوید که نه به دنبال تغییر دادن او باشید و نه او چنین چیزی را هدف رابطه بداند. رابطه باید برای شما آرامش‌بخش باشد. بسیار بگردید و انسان‌ها را بشناسید تا به فردی برسید که کاملا یکدیگر را درک کنید. زندگی کوتاه نیست پس فکر نکنید تنها همین امروز و دیروز برای شما وجود دارد. به دنبال رویاها و آرزوهای خود بروید و استعدادهای درونی‌تان را شکوفا کنید.

در روابط و گرایش‌های جنسی، حتما موارد ایمنی را رعایت کنید. برای رسیدن به آرامش در سکس شما اولویت اصلی هستید. سعی در آرامش بخشیدن به خود کنید و به هیچ عنوان برای سکس کسی را فریب ندهید. شرافت را معیار زندگی و روابط خود قرار دهید. اگر چیزی را نمی‌خواهید مستقیم بیان کنید و به خواسته‌ها و تمایلات دیگران احترام بگذارید.

در حال حاضر چند سالی است که با یک خانم زیبا و دلبر در رابطه باز هستم و با او زندگی میکنم. ایشان فوق‌العاده باهوش، بالغ و مهربان هستند و به خوبی انگیزه‌ها و اهداف خود را در زندگی می‌دانند. رابطه با ایشان یکی از مهم‌ترین نقاط زندگی من بوده است. مهم‌ترین نقطه قوت برای ما، گفتگو و صحبت در مورد مسایل مختلف و مورد اختلاف است؛ و از همه مهم‌تر پذیرفتن باورها و نظرات یکدیگر بدون تلاش برای ایجاد تغییر است. همزمان اسلیو هم تربیت میکنم و کسانی که جلسه‌های موقت بی‌دی‌اس‌ام می‌خواهند، به من مراجعه می‌کنند.

هرچقدر شما زیباتر با دنیا و مردمان آن برخورد کنید، دنیا به شما بیشتر محبت می‌کند. راه رسیدن به خود و خدا، از میان انسان‌ها می‌گذرد.

اونتاشگال . آبان ۱۳۹۹ . نوامبر ۲۰۲۰ . لندن

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

ویکسن یا کاک کوئین یا خانم بی غیرت کیست؟

آیا از تماشای سکس شوهر خود با زنی دیگر لذت می‌برید؟ آیا فکر میکنی یک زن بیغیرت نسبت به شوهر یا دوست پسر خود هستید؟ آیا تصور دیدن جیغ‌های یک زن به واسطه قدرت شوهرتان در سکس، برای شما لذت بخش است؟

امروزه افراد زیادی درباره کاک کویین و ویکسن صحبت می‌کنند، اما آیا واقعا می‌دانید که آن چیست؟ و اگر جوابتان مثبت است، آیا می‌دانید چگونه بایدیک کاک کویین باشید؟ برای یادگیری تبدیل شدن به یک ویکسل یا Cuckquean با ما همراه باشید.

این مقاله با موضوع «کانال چهارم، صداقت» نوشته شده است. روابط چند نفره، تک پر بودن، خیانت کردن، هیزی، بی غیرتی، عشق خدایی، عشق بدون سکس و موارد این چنینی در میان آدم‌ها بیشتر دیده می‌شود. در گذشته نیز گرایش‌هایی مانند کاکولدیم یا بی‌غیرتی وجود داشت اما به صورت عمومی کسی چیزی نمی‌گفت. به واسطه اینترنت امروزه بیشتر در این مورد صحبت می‌شود و زوج‌ها با آن آشنایی دارند. از آنجایی که باور دارم ازدواج و رابطه داشتن به معنی محدودیت خودخواسته نیست، تصمیم گرفتم فعالیت موضوع جدید وبلاگ با عنوان «کانال چهارم، صداقت» را آغاز کنم.

مقاله فعلی به سبک ترجمه آزاد در وبلاگ منتشر می‌شود. نوشته‌های ترجمه آزاد با هدف بیان واقعیت‌ها از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله توسط ناتاشا ایوانوییک در وبلاگ LovePanky منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.



من کلمه کاک کویین را شنیده‌ بودم اما هیچ ایده‌ای در مورد معنی آن نداشتم. نمی‌توانستم معناهای متفاوت عبارات سکسی را درک کنم. منظورم این است من می‌دانستم کاکولد مردی است که همسرش با مردان دیگر سکس دارد، اما فکرش را نکرده بودم که چنین زنی نیز وجود دارد. اما حال از اینترنت ممنونم که باعث شده چیزهای جدید بیاموزم.

اگر می‌خواهید که یک کاک کویین باشید، ابندا از لحاظ روانی آماده شوید. این کار به آن سادگی که به نظر می‌آید نیست. چرا؟ زیرا ما در زمینه سکس و روابط انسان‌ها‌ی وابسته به اجتماع هستیم. آیا انواع دیگری از رابطه به جز تک همسری وجود دارد؟ قطعا بله اما آیا آن‌ها رایج هستند؟ بدون شک خیر!

الزامات کاک‌کوئین بودن چیست؟

بنابراین اگر می‌خواهید کاک کویین بودن را امتحان کنید، به سمت آن بروید. هرچند پیش از آنکه واقعا تجربه‌اش کنید لازم است سوال‌هایی از خودتان بپرسید تا خود را برای چنین کاری آماده کنید. شاید به این نتیجه برسید که واقعا می‌خواهید امتحانش کنید و شاید با نتیجه‌ای معکوس بفهمید این کار اصلا مناسب شما نیست.

اما پیش از هر نتیجه گیری باید بدانید کاک کویین بودن چگونه است. آماده بودن همواره خوب است.

پیشنهاد مطالعه: چرا بی غیرتی جذابیت دارد؟

یک. کاک کویین یا ویکسن کیست؟

کاک کویین واژه‌ مخالف کاکولد است. اگر بخواهم به زبان ساده بگویم، کاک کویین زن متاهلی است که همسرش با زنان دیگر سکس دارد. یک کاک کویین از مشاهده سکس همسرش با زنان دیگر تحریک می‌شود. این کار کاملا با رضایت طرفین همراه است، بنابراین هردو طرف بر سر شرکت در چنین فعالیت‌هایی با یکدیگر توافق می‌کنند.

دو. نقش‌ها چگونه‌اند؟

در فرهنگ کاک کویین مرد معمولا نقش سلطه‌گر داشته و زن سابسمیسیو. حال کاک کویین با همسر خود و در حضور پارتنر دیگر به سکس می‌پردازد، اما معمولا هنگامی که همسرش به او اجازه دهد. عموما روابط کاک‌کوئیین به شکل تری‌سام و سه نفره هستند.

سه. این یک فتیش هتروسکشوال است

در اغلب موارد رابطه کاک کویین یک رابطه هتروسکشوال است، بنابر زن فقط با همسر خود سکس خواهد داشت. این رابطه می‌تواند بایسکشوال نیز باشد، بنابراین زن می‌تواند تنها با همسرش یا با همسرش و زن دیگر به سکس بپردازد. اما معمولا چیزی فراتر از این نیست و مرد با مرد دیگری وارد رابطه جنسی نخواهد شد.

چهار. فتیش‌ها‌ی یک رابطه کاک کویین با یکدیگر تفاوت دارند

هیچ قانونی درباره کارهایی که می‌توانید یا نمی‌توانید در سکس انجام دهید وجود ندارد. این مسئله کاملا به آنچه شما و پارتنرتان به آن علاقه دارید بستگی دارد و معمولا متغیر است. به هرحال این کار می‌تواند شامل تحقیر، بی‌دی‌اس‌ام و مجلس عیش و نوش گردد. تمامی این‌ها کاملا به زوجین بستگی دارد.

پنج. درباره‌اش با پارتنر خود صحبت کنید

اگر در این باره نگرانید حتما با پارتنر خود درباره آن صحبت کنید. به وی اجازه دهید نظر و احساس شما را درباره عقیده خود بدانند. اگر با این مسئله احساس راحتی نمی‌کند او را مجبور نکنید، اجازه دهید مدتی در این باره فکر کند و پس از حدود دو هفته دوباره آن را مطرح کنید.

شما حتما باید رضایت دوطرفه‌ای برای انجام این کار داشته باشید، در غیر این صورت به سادگی به پارتنر خود خیانت خواهید کرد.

شش. محدودیت‌هایی مشخص کنید

اگر پارتنر شما می‌خواهد این رابطه را امتحان کند، مهم‌ترین چیز تعیین محدودیت‌ها است. ممکن است این مسئله برایتان اهمیت نداشته باشد، اما به من اعتماد کنید، محدودیت‌ها ضروری هستند.

هنگامی که در میانه انجام کاری هستیم، گاهی کنترل از دستمان خارج می‌شود و به همین دلیل است که محدودیت‌ها لازمند. ممکن است بعدا عدم آگاهی را بهانه کنیم و پشیمان شویم، پس حتما آن‌ها را تعیین کنید.

هفت. هیچ خیانتی وجود ندارد

بسیاری از افراد فکر می‌کنند این کار نوعی خیانت است. اما نیست. اگر شخصی فکر می‌کند این کار خیانت است در واقع اصل موضوع را متوجه نشده است. اما قضاوت نکنید، برای اکثر مردم پذیرش این مسئله کار سختی است. در واقع ممکن است در ابتدا فهم این مسئله که شما می‌خواهید هم با پارتنر خود و هم با دیگران باشید برای او سخت و شکه کننده باشد.

هشت. هر زمان که همسرتان اجازه ندهد، خیانت کرده‌اید

اینجاست که خیانت رخ می‌دهد. اگر اجازه‌ای داده نشده و شما می‌خواهید هرجور شده کارتان را انجام دهید، این کار عین خیانت است. شما تنها هنگامی مجاز به سکس با دیگران هستید که پارتنرتان اجازه دهد. عمل نکردن به محدودیت‌ها‌ی تعیین شده خیانت به توافقی است که انجام داده‌اید.

نه. از قبل آگاهی نسبت به تمایلات جنسی خود داشته باشید

اگر می‌خواهید چنین کاری انجام دهید، مطمئن شوید که تسلط و شناخت کافی نسبت به خود دارید. بدانید که تنها به دنبال لذت جنسی هستید. آخرن چیزی که دلتان می‌خواهد تجربه‌اش کنید درگیر کردن عاطفی شخش سومی است که با او می‌خوابید.

ده. این مسئله را با پارتنر خود امتحان کنید

اگر هر دو توافق کرده‌اید چنین کاری انجام دهید و هر دو نیز تازه کارید، ممکن است ندانید باید چه کار کنید.

ابتدا یکسری محدودیت‌ها‌ی عمومی تعیین کنید، اگر چه در حین فعالیت کاک کویین خود متوجه خواهید شد به چه چیزهایی علاقه داشته و به چه چیزهایی علاقه ندارید. ممکن است بخواهید بیشتر یا کمتر نقش سابمیسیو داشته باشید، بنابراین هنگام تجربه به یاد داشته باشید چه چیزهایی را دوست دارید و چه چیزهایی را دوست ندارید.

یازده. پس از اولین تجربه، درباره آن صحبت کنید

رابطه کاک کویین تنها هنگامی عملی است که کاملا با پارتنر خود ارتباط برقرار کنید. باید بدانید که آن‌ها چه احساسی داشتند، کدام بخش را دوست داشته و کدام بخش را دوست نداشتند.

بنابراین پس از اولین تجربه کاک کویین، بنشینید و بحثی جدی با پارتنر خود داشته باشید. اینگونه قادر خواهید بود محدودیت‌ها را مشخص کنید. هردو نیز می‌فهمید چگونه به یکدیگر لذت بیشتری دهید.

دوازده. یک پارتنر سوم پیدا کنید

بهترین راه برای انجام این کار می‌تواند عضویت در گروه‌ها‌ی سکسی باشد. اینگونه افرادی را با سطوح متفاوت تجربیات جنسی خواهید دید و آن‌ها صبورانه راه را به شما نشان خواهند داد. بعلاوه این گروه‌ها خیلی خوب سامان دهی شده‌اند و استاندارد بالایی از سلامتی و امنیت دارند. شما خواهید آموخت که چگونه یک رابطه تریسام امن داشته و از هرگونه بیماری جنسی پیشگیری کنید.

افراد زیادی تمایلات و علایق جنسی خود را از ترس قضاوت جامعه مخفی می‌کنند. به شرطی که تجاوز نباشد و به حقوق دیگری تعرض نکنند، اشکالی ندارند. اگر یک خانم کاک کوئین هستید، بهتر است بدون ترس با همسر خود صحبت کنید. چنین علایق و گرایش‌هایی در هر فردی ممکن است به وجود بیاید.

اونتاشگال . آبان ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

راهنمای جامع برای شروع رابطه باز

رابطه باز یا اوپن رلیشن دقیقا چیست؟ بستگی دارد چه کسی به این سوال پاسخ دهد. دو تعریف متفاوت وجود دارد. طبق تعریف اول «رابطه باز» عبارتی است که به عنوان یک چتر تمام مدل‌های روابط غیر تک نفره را پوشش می‌دهد، مثل چندهمسری، هوس‌رانی، بی بند و باری و چند پارتنری. این تعریف بر این مبناست که تک‌پارتنری یعنی بسته بودن رابطه و تمام سایر اشکال غیر تک‌پارتنری روابط باز هستند.

تعریف دوم و رایج‌تر می‌گوید روابط باز نوعی از روابط چندپارتنری هستند که زیر چتر اخلاقی این دسته از روابط قرار می‌گیرند. روابط باز معمولا به این صورت هستند که دو طرف در ابتدای شروع رابطه با یکدیگر توافق می‌کنند تنها رابطه جنسی و نه رابطه عاطفی خود را به روی دیگران بگشایند. بنابر این از آنجا که امکان وجود رابطه با شخصی غیر از شخص اصلی، چهارچوب «روابط باز» است، برای آن که بفهمید منظور دقیق فرد از رابطه باز چیست، باید از او بپرسید. در این نوشته برای شما به صورت کامل و جامع اوپن رلیشن یا رابطه باز را شرح می‌دهیم.

این مقاله با موضوع «کانال چهارم، صداقت» نوشته شده است. روابط چند نفره، تک پر بودن، خیانت کردن، هیزی، بی غیرتی، عشق خدایی، عشق بدون سکس و موارد این چنینی در میان آدم‌ها بیشتر دیده می‌شود. در گذشته نیز گرایش‌هایی مانند کاکولدیم یا بی‌غیرتی وجود داشت اما به صورت عمومی کسی چیزی نمی‌گفت. به واسطه اینترنت امروزه بیشتر در این مورد صحبت می‌شود و زوج‌ها با آن آشنایی دارند. از آنجایی که باور دارم ازدواج و رابطه داشتن به معنی محدودیت خودخواسته نیست، تصمیم گرفتم فعالیت موضوع جدید وبلاگ با عنوان «کانال چهارم، صداقت» را آغاز کنم.

مقاله فعلی به سبک ترجمه آزاد در وبلاگ منتشر می‌شود. نوشته‌های ترجمه آزاد با هدف بیان واقعیت‌ها از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله فوریه ۲۰۲۰ در مجله پزشکی HealthLine منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


پیش از مطالعه این مقاله، اینفوگرافیک معرفی انواع روابط را ببینید.

آیا رابطه باز همان چند پارتنری است؟

خانم لیز پاول، نویسنده کتاب «Building Open Relationships»، روانشناس و مربی سکس دوستانه LGBTQ تعریف زیر را برای روابط باز ارائه می‌دهد:

چندپارتنری یا رابطه باز تمرین یا تمایل یک رابطه عاطفی یا صمیمی با بیش از یک شخص به صورت همزمان است که تمامی افراد در رابطه از آن مطلع و نسبت به آن رضایت دارند.

بنابراین خیر، چندپارتنری همان رابطه باز نیست. با وجود این که داشتن رابطه عاطفی با بیش از یک شخص در چندپارتنری کاملا مجاز است، در روابط باز لزوما اینگونه نیست.

مربی سکس، آقای دیوید فراست، اشاره می‌کند که اغلب افرادی که به چندپارتنری تمایل دارند، این مسئله را به عنوان بخشی از شخصیت خود می‌دانند، دقیقا مشابه افراد گی یا افرادی با تمایلات کینکی. معمولا افرادی که در یک رابطه باز هستند اصلا حس نمی‌کنند که ساختار فعلی رابطه آن‌ها چیز عجیبی است.

این رابطه با خیانت فرق دارد

افراد درگیر یک رابطه باز بر سر داشتن سکس یا رابطه عاطفی با اشخاص دیگر، با هم توافق می‌کنند. همچنین خیانت کردن امری غیراخلاقی شناخته می‌شود اما روابط باز در صورتی که درست پیش برود، کاملا اخلاقی هستند. در روابط باز خیانت اشکال دیگری دارد. برای مثال دروغ گفتن در این نوع رابطه یک خیانت بزرگ به حساب می‌آید.

علت اصلی در این نوع رابطه چیست؟

نکته و علت خاصی وجود ندارد. عموما افراد به علاقه‌مند به این نوع رابطه، به این علت وارد رابطه باز می‌شوند که فکر می‌کنند لذت، عشق، رضایت، ارگاسم یا هیجان بیشتری برای آن‌ها خواهد داشت.

دلایلی که ممکن است به یک رابطه باز تمایل داشته باشید:

  • شما و پارتنرتان عشق زیادی برای بخشیدن دارید و باور دارید که می‌توانید این عشق را به بیش از یک نفر ابراز کنید.
  • دوست دارید رابطه جنسی را با شخصی با جنسیت متفاوت از پارتنر خود تجربه کنید.
  • میل جنسی شما و پارتنرتان با یکدیگر هماهنگ نیست.
  • یک پارتنر آسکشوال (بدون میل جنسی) است و دیگری دیوانه سکس.
  • یکی از طرفین علایق و فانتزی‌های کینکی داشته و می‌خواهد آن را تجربه کند و دیگری تمایلی به این مسئله ندارد.
  • دیدن (یا شنیدن درباره) سکس پارتنر خود با شخصی دیگر بسیار برای شما تحریک کننده است.

چگونه متوجه شویم این رابطه برای ‌ما خوب است؟

متاسفانه سنجش صحیح بودن این نوع از رابطه برای اشخاص به سادگی پر کردن یک تست آنلاین و تصمیم گیری بر اساس نتایج آن نیست.

  • با کشف آن که چرا به چندپارتنری علاقه دارید و این مسئله برای شما چه معنی دارد شروع کنید. در طول رشد خود چه سیگنال‌هایی درباره تک‌پارتنری دریافت کردید؟
  • دقیق بگویید که چرا دوست دارید رابطه خود را باز کنید. آیا به این علت است که احساسات خود را بر شخص دیگری گسترش داده و دوست دارید کار بیشتری انجام دهید؟ آیا به این علت است که شما و پارتنر خود نیاز‌های فراوانی دارید و بهتر می‌دانید که از بیش از یک نفر برای رفع آن‌ها کمک بگیرید؟
  • حال به خود اجازه دهید تصور کنید اگر در یک رابطه باز بودید زندگی شما چگونه می‌شد. وارد جزئیات شوید. کجا زندگی خواهید کرد؟ آیا بچه‌ای خواهید داشت؟ آیا پارتنرتان نیز پارتنرهای دیگری خواهد داشت؟ چه نوعی از سکس را می‌خواهید تجربه کنید؟ چه نوعی از عشق؟ این فانتزی چه حسی به شما می‌دهد؟
  • در مرحله بعد، درباره غیرتک همسری اخلاقی بیشتر بیاموزید. با مطالعه درباره روابط باز و ادبیات چندپارتنری شروع کنید. در صورتی که می‌توانید به میتینگ‌های گروه‌های چندپارتنری بروید و زوج‌هایی که از این سبک زندگی پیروی می‌کنند را در اینستاگرام و توییتر دنبال کنید.

رابطه باز چه مزایایی دارد؟

مزایای زیاد! قطعا دلیلی وجود دارد که بیش از یک پنجم زوج‌ها تجربه چنین رابطه ای را داشته یا چنین رابطه‌ای دارند! [منبع] برای برخی این رابطه به معنای سکس بیشتر است!

پاول می‌گوید: « من عاشق چندهمسری هستم زیرا شخصی تنوع طلب بوده و دیوانه تجربه چیزهای جدیدم و با سکس با آدم‌های مختلف و متعدد این علاقه را ارضا می‌کنم. همچنین من گنجایش زیادی برای اجبار دارم – که برای لذت دیگری لذت است – همچنین دیدن ارگاسم و لذت کامل پارتنرم مرا خوشحال می‌کند.»

خانم دانا مکنیل، تراپیست خانواده و ازدواج و موسس Relationship Place در سن دیگو کالیفرنیا، می‌گوید «اگر سرانجام به بسته بودن رابطه خود پایان دهید، تمرین غیر تک‌همسری اخلاقی می‌تواند به افزایش توانایی افراد در حل مسائل و مشکلات، برقرایی ارتباط و تعیین محدودیت کمک کند. این مسئله همواره زوجین را مجبور می‌کند چیزی را که واقعا از آن لذت برده و به آن نیاز دارند بشناسند.»

آیا این روابط زیانی هم دارند؟

هیچ زیانی در روابط باز وجود ندارد مگر آن که اشخاص با دلایل و منطق اشتباه وارد آن شوند. یعنی با خود صادق نباشند و به همدیگر دروغ بگویند.

پاول می‌گوید: «غیر تک‌همسری می‌تواند مشکلات شخصی قبلی رابطه را تشدید کند. اگر در ارتباط گرفتن با دیگران مشکل دارید، مجبور بودن به ارتباط با دیگران به شکلی عمیق تر، با اشخاص بیشتر و درباره موضوعاتی متنوع‌تر می‌تواند به شما شانس بیشتری دهد تا پیامدهای آن را به عنوان یک دلیل تجربه کنید.»

دومین چیزی که در اینجا صدق می‌کند این است که شما آدم غیرصادق، حسود یا خودخواهی باشید. در این حالت به جای تحت تاثیر قرار گرفتن یک نفر از نتایج این اخلاقیات، چندنفر درگیر می‌شوند.

پاول می‌گوید: «غیر تک‌همسری و چند پارتنری قرار نیست رابطه‌ای که پایه‌های استواری ندارد را، درست کند.» بنابراین اگر به این دلیل می‌خواهید رابطه خود را باز کنید، به احتمال قوی منجر به تمام شدن رابطه می‌شود. برای اوپن رلیشن باید رابطه شما کاملا سالم و قوی باشد!

چگونه باید این مسئله را با پارتنر خود مطرح کنید؟

قرار نیست پارتنر خود را «قانع» کنید که وارد یک رابطه باز شود. یعنی زور و اجباری نباید در کار باشد. با یک «جمله خبری» شروع کنید و سپس حرفتان را به سمت پرسش سوال ببرید، مثلا:

  • «داشتم درباره روابط باز می‌خواندم و فکر کنم چیزیست که دوست دارم امتحانش کنم. آیا راحتی که درباره این مسئله صحبت کنیم؟»
  • «داشتم درباره سکس داشتن با آدم‌های دیگه فکر می‌کردم، فکر کنم دوست داشته باشم امتحانش کنم. تا حالا درباره روابط باز فکر کردی؟»
  • «فکر کنم تماشای سکس یکی دیگه با تو خیلی هات باشه. تا حالا دلت خواسته یک نفر دیگر را به اتاق خواب خود دعوت کنیم؟»
  • «میل جنسی من از وقتی داروهای خاصی مصرف می‌کنم خیلی کم شده، داشتم فکر می‌کردم شاید بهتر باشه رابطه خود را باز کنیم تا تو برخی از نیازهای جنسیت رو برطرف کنی. فکر می‌کنی بخواهی درباره این مسئله صحبت کنیم؟»

اگر واقعا می‌خواهید در یک رابطه باز باشید و پارتنرتان با قاطعیت این پیشنهاد را رد می‌کند، احتمالا این ناسازگاری برطرف نشدنی است.

مک نیل می‌گوید: «در آخر، اگر یکی از طرفین در رابطه‌ای قدیمی عمیقا دوست دارد رابطه‌ای باز داشته باشد و دیگری نه، شاید بهتر باشد به جدا شدن فکر کنید.»

مطالعه بیشتر: چگونه به کسی بگویید در رابطه باز هستید؟

قوانین زمین بازی را چگونه تعیین می‌کنید؟

صریح بگویم: این سوال اشتباه است. برای آنکه بفهمید چرا، لازم است تفاوت میان محدودیت، توافق و قانون را بدانید.

پاول می‌گوید:ر«محدودیت چیزی است که به خود شما مربوط می‌شود. قلب، زمان، ذهن و بدن شما»

بنابراین شما می‌توانید برای خود محدودیت ایجاد کنید و با شخصی که با اشخاص دیگر سکس بدون کاندوم دارد، بدون کاندوم سکس نکنید. شما نمی‌توانید برای کسی که پارتنرتان با او سکس دارد محدودیت ایجاد کنید که چگونه سکس داشته و چگونه از کاندوم استفاده کنند.

پاول می‌گوید: «محدودیت به جای پارتنرمان، ما را متعهد می‌کند و مسئولیتی بر دوش ما می‌گذارد. محدودیت قدرت بیشتری به شخص می‌دهد.»

توافق‌ها می‌توانند توسط هرشخصی که تحت تاثر آن هاست بازبینی شوند

پاول توضیح می‌دهد: «اگر من و پاتنرم توافق کرده باشیم که همواره از کاندوم و دنتال دم و دستکش هنگام رابطه با پارتنر دیگر استفاده کنیم اما پارتنرم و یکی از پارتنرهایش نخواهند از این محدودکننده‌ها استفاده کنند، باید بشینیم و توافقی بنویسیم که هر سه ما با این مسئله راحتیم.»

توافق کردن روشی بسیار همدلانه و با ارزش برای زوج‌هایی است که به دنبال شخص سومی برای اضافه کردن به زندگی زناشویی خود می‌گردند.»

اغلب احساسات، تمایلات و نیازهای شخص سوم (گاهی به این شخص یونیکورن گفته می‌شود) از زوجین اهمیت کمتری دارد. در اینجا توافق‌ها به شکل قانون ظاهر می‌شوند.

پاول می‌گوید: «قانون چیزی است که یک یا دو نفر آن را وضع می‌کنند برای اطرافیان خود و آن اشخاص حق اظهار نظری ندارند.»

در صحبت عامه، «قوانین» تلاش‌هایی هستند برای کنترل رفتار و احساسات پارتنر خود!

پاول می‌گوید: «میل به قانون گذاری اغلب برخواسته از شروط تک‌همسری است که می‌گوید پارتنر ما نمی‌تواند بیش از یک شخص را دوست بدارد یا اگر شخص بهتری پیدا کند ما را ترک خواهد کرد.»

اگرچه خیلی از افراد تازه وارد می‌خواهند با قانون‌گذاری پیش بروند، پاول در این باره به آنها هشدار می‌دهد.

او می‌گوید: «معمولا قوانین با صلب قدرت و غیراخلاقی بودنشان در رابطه پایان می‌یابند، بهتر است با محدودیت‌های شخصی شروع کنید.»

چه محدودیت‌های احساسی باید قائل شوید؟

به گفته پاول، اکثر زوج‌ها هنگامی که پای احساسات می‌آید وسط می‌خواهند قوانینی وضع کنند که مانع عاشق شدن شوند. ذهنیت غالب عشق را یک وسیله محدودکننده می‌داند که منجر به شکست می‌شود.

پاول می‌گوید: «مهم نیست که چقدر خوب خود را می‌شناسید، واقعا نمی‌توانید پیش بینی کنید که ممکن است عاشق چه کسی شوید.»

بنانبر این به جای وضع قوانین «هر احساسی مممنوع»، پاول پیشنهاد می‌کند تجدید نظر کرده و این سوالات را از خود بپرسید:

  • من چگونه عشق را نشان می‌دهم؟
  • چگونه عشق را دریافت می‌کنم؟
  • من هرچندوقت یکبار نیاز دارم پارتنر خود را ملاقات کنم که احساس ارزشمند بودن داشته باشم؟
  • می‌خواهم زمان خود را چگونه تقسیم کنیم؟ چقدر به تنهایی نیاز دارم؟
  • می خواهم چه اطلاعاتی بدانم؟ چگونه می‌خواهم درباره خود بگویم؟
  • فضای خود را با چه کسی و تحت چه شرایطی به اشتراک خواهم گذاشت؟
  • برای نشان دادن رابطه ام به دیگران در استفاده از چه کلماتی راحت ترم؟

در واقع باید بدانید شما چقدر نسبت به دیگران مزیت و برتری دارید و دو طرف باید به خوبی بدانند چقدر عشق را به یکدیگر ابراز می‌کنند.

چه محدودیت‌های جسمی و جنسی باید قائل شوید؟

محدودیت‌های سکسی و جسمی رایج اغلب روی مدیریت ریسک‌های جنسی بنا شده اند، چه محدودیت‌های جنسی مجاز و چه محدودیت هایی مجاز نیستند و اگر/چه زمانی/چگونه می‌توانید آن‌ها را ابراز کنید. برای مثال:

  • چه کسی و چگونه حق لمس بدن مرا دارد؟ آیا قسمت‌هایی وجود دارند که دوست نداشته باشم لمس‌شان کنم یا لمس کنند؟
  • هر چند مدت یکبار آزمایش خواهم داد و چه آزمایش‌هایی؟ آیا تست PREP را خواهم داد؟
  • چگونه، چه زمانی و برای چه فعالیت‌هایی از ابزار پیشگیری استفاده خواهم کرد؟
  • چه هنگام با افراد درباره این مسئله که آخرین بار چند وقت پیش آزمایش دادند و تا به حال چه کارهایی برای سلامت و امنیت جنسی خود انجام داده‌اند صحبت خواهم کرد؟
  • اسباب‌بازی‌هایم را چگونه استفاده کرده، به اشتراک گذاشته و تمیز خواهم کرد؟
  • در چه مکانی راحت ترم سکس داشته باشم؟
  • PDA یا نمایش عمومی محبت برای من چه معنی دارد؟ برای داشتن رابطه پابلیک با چه کسی راحت ترم؟

هر چند وقت یکبار باید محدودیت‌ها را با پارتنر اصلی خود بازنگری کنید؟

بدون شک شما نمی‌خواهید بیش از آنچه چیزی را زندگی می‌کنید در تله پروسه روابط خود قرار بگیرید، اما قاعدتا بازنگری‌هایی خواهید داشت. شاید با یک قرار ایستاده شروع کرده و آن را به چیز نارایج‌تری تبدیل کنید چون چیزهای بیشتری ‌را درک می‌کنید.

چگونه از وضعیت رابطه خود با یک پارتنر ثانویه صحبت می‌کنید؟

فورا!

پاول می‌گوید: «چندپارتنری بودن شما ممکن است عامل پایان دهنده به رابطه برای آن‌ها باشد، همچنین که تک‌پارتنری بودن آن‌ها ممکن است عامل پایان رابطه برای شما باشد، بنابر این لازم است همان ابتدا درباره این مسئله صحبت کنید.»

برای آموزش بهتر چنین چیزهایی را می‌توانید بگویید:

  • «قبل از آن که رابطه‌مان جدی شود، دوست دارم بدانی که من در حال حاضر در یک رابطه باز هستم، یعنی همزمان که یک پارتنر اصلی دارم، می‌توانم آزادانه با اشخاص دیگری قرار بگذارم.»
  • «دوست دارم بدانی که من تک پارتنری نیستم و از Date کردن با اشخاص مختلف به صورت همزمان لذت می‌برم. آیا تو به دنبال یک رابطه انحصاری هستی؟»
  • «می خواهم بدانی که من با بیش از یک نفر دیت می‌کنم و به دنبال رابطه انحصاری نیستم. چه حسی نسبت به دیت داشتن همزمان با چند نفر، یا شخصی که این کار ر انجام می‌دهد داری؟»

مک نیل پیشنهاد می‌دهد اگر آنلاین دیت می‌کنید، حتما این موضوع را در پروفایل خود بنویسید.

آیا این که پارتنر شما تک پارتنری یا چندپارتنری باشد برای شما اهمیت دارد؟

درباره رابطه باز یکطرفه به تکرر حرف‌های متفاوتی گفته شده است، همچنین این دسته از روابط به عنوان روابط دوگانه مونو-پولی شناخته شناخته می‌شوند. در برخی از روابط، به علت تمایلات جنسی، لیبیدو، علاقه و چیزهای دیگر، زوجین می‌پذیرند رابطه خود را با هدف این که تنها یکی از آن‌ها بتواند رابطه‌های متعدد داشته باشد بگشایند و در زمان‌های دیگر، شخصی که تک پارتنری است ممکن است انتخاب کند با شخصی چندپارتنری دیت کند.

بنابراین به گفته مک نیل پاسخ این است: «نه لزوما» اما هرکسی حق دارد بداند که شخص چندپارتنری همزمان با افراد دیگری هم در رابطه است. «این مسئله به شخص ثانی این امکان را می‌دهد که بتواند تصمیم درستی درباره حضورش در یک رابطه باز بگیرد.»

آیا لازم است چیزهایی را با پارتنر فرعی خود نیز چک کنید؟

یعنی آیا باید از این که پارتنر فرعی شما از بودن با شما لذت می‌برد و احساس احترام و مهم بودن می‌کند نیز اطمینان حاصل کنید؟ قطعا.

باید بدانید که برنامه ریزی و زمان بندی برای بررسی شرایط بر عهده شماست. اهمیتی ندارد که ساختار رابطه شما چگونه است، ممکن است بخواهید حرکتی انجام دهید که همه اشخاص رابطه احساس راحتی کنند و بتوانند در ارتباط با نیاز و خواسته‌های خود صحبت کرده و به نیاز‌های برآورده نشده خود اشاره کنند.

کجا می‌توانید بیشتر بیاموزید؟

در روابط باز نباید از پارتنرهای خود انتظار داشته باشید دست شما را در پروسه رابطه گرفته و قدم به قدم شما را تشویق کنند.

اگر دوستانی دارید که در حال تجربه چنین روابطی هستند، می‌توانید با آن‌ها در این باره که چنین رابطه ای چگونه است، چگونه محدودیت‌های خود را تعیین کردند و حسادت را چگونه کنترل کردند صحبت کنید. در مجموعه مقالات کانال چهارم، صداقت در این مورد بیشتر نوشته شده است.

در وبلاگ اونتاشگال مقاله‌های مختلفی در مورد رابطه باز نوشته شده است. اگر می‌ترسید صحبت از رابطه باز باعث پیش‌داوری از جانب پارتنر شما شود، می‌توانید این وبلاگ را به او معرفی کنید.

اونتاشگال . شهریور ۱۳۹۹ . All photos by Cristian Negroni

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

چگونه واژن پارتنر خانم را بپرستید؟

پرستش واژن خانم

«از هنگام جوانی همواره تسلیم زنانی بودم که خواستار رابطه با من بودند. یکی از خانم‌ها خواهان سکس با شرایط خاص خودش بود، اما کیر من خیلی برایش کلفت بود، بنابراین به من آموخت که چگونه با زبانم به او لذت داده و او را راضی کنم. این اولین تجربه خوردن واژن من و بسیار عالی بود! بعدها این من بودم که به زنان التماس می‌کردم بگذارند به میان پای‌شان بروم و در موارد نادری نیز با مخالفت مواجه می‌شدم. هنگامی که در حال ارائه خدمت به خانم‌ها بودم با رضایت به صورتشان نگاه می‌کردم وخوشحال بودم.»

در این نوشته به نحوه پرستش واژن می‌پردازیم. به عنوان یک اسلیو وظیفه ستایش بدن میسترس با شما است و باید به خوبی بدانید چگونه به واژن وی بهترین لذت را بدهید. چگونه عشق و احترام خود را به واژنی که در حال پرستش آن هستید نشان دهید؟

این نوشته در دسته‌بندی مهارت قرار دارد. در موضوع مهارت به شما هرآنچه که در طول جلسه ارباب و برده لازم دارید تا یاد بگیرید و ماهرتر شوید، آموزش داده می‌شود. برخی از مقالات این دسته به سبک ترجمه آزاد هستند که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادگیری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله در جولای ۲۰۲۰ در وبسایت Kink Lovers منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


موضوعی که به آن می‌پردازیم، چیزی است تحت عنوان پرستش واژن، بخشی از BDSM با محوریت تکریم قسمت‌های خاصی از بدن مانند سینه، باسن، پا و عضلات است. ستایش بدن اغلب شامل حالت سلطه‌گری و سلطه‌پذیری می‌شود که شخص ستاینده چه به صورت منفعلانه و با افتخار، چه تحت عنوان تنبیه چه پاداش، به آن می‌پردازد. ملتمسانه به نظر می‌رسد؟

یک ماساژ اروتیک کامل به او ارائه دهید

کمی شمع روشن کنید، از روغن‌های گیاهی طبیعی استفاده کنید و اینگونه شبی را بسازید. توجه کنید که دوست دختر یا میسترس شما در کدام نقطه دچار تنش است. اگر مستعد سردرد است، سر و گردنش را ماساژ دهید، سپس به آرامی پایین‌تر بیایید و زمان زیادی را صرف ماساژ نواحی حساس جنسی مورد علاقه او کنید.

درباره کس او به خوبی بدانید که گاهی کارهای آرام اثر بیشتری دارند. لوب‌های واژنش را کامل با انگشتان خود ماساژ دهید، پس از آن که با همه نواحی کار کردید توجه خود را معطوف کلیتوریسش کنید. ابتدا مهربانانه بمالیدش و پس از این که حسابی حشری شد، محکم‌تر ادامه دهید. اگر علاقه دارد، همزمان کونش را انگشت کنید. فقط حتما از یک روغن ماساژ مناسب واژن استفاده کنید. (به دلیل پوست نازک و لطیف ناحیه، برخی روغن‌ها ممکن است حساسیت زا باشند.)

پایین‌تر و عمیق‌تر بروید

هر زنی متفاوت است. برخی به اورال سکس علاقه دارند و بدون آن حس می‌کنند خدمت خوبی دریافت نکرده‌اند، در حالی که برخی دیگر اینگونه نیستند. اگر پارتنر شما جزو دسته اول است، در چیزی که می‌خواهد حرفه‌ای شوید. می‌توانید از گل برای نوازش واژن استفاده کنید. یا با یک قطعه یخ در دهان به تحریک بیشتر آن بپردازید.

قدردانی خود را ابراز کنید

به پارتنر خود بگویید که چه چیزی از کس او را خیلی دوست دارید. تحسینش کنید و لیستی از صفات سکسی برایش فراهم کنید – نرم، پر طپش، داغ و خیس – می‌توانید با این چیزها شعر یا داستانی در وصفش بگویید. اگر هنرمند هستید، از آن برای کشیدن یا طرح زدن کس او بهره گیرید. حتی اگر می‌توانید برایش آهنگی بسازید یا بخوانید!

بگذارید این مورد احترام‌ترین بخش بدن پارتنرتان، برای شما منبع الهام باشد، منتها این خلاقیت میان خودتان دو نفر بماند، مگر این که او اجازه اشتراک آن را بدهد.

نگاه به چشمان میسترس

ارتباط چشمی یک دریچه به سوی روح و درون طرف مقابل است. زمانی که شما در حال لمس، بوسیدن، مکیدن، نوازش و خوردن واژن پارتنر خود هستید، ارتباط چشمی می‌تواند باعث برانگیخته شدن بیشتر احساسات و حس علاقه شود. شوق و لذت در چشمان شما گویای همه چیز است و نشان می‌دهد چقدر از این وضعیت راضی هستید یا ناراحت. چشمان شما صادقانه همه چیز را می‌گوید. سعی نکنید در حالی که بین پاهای میسترس یا پارتنر یا معشوقه هستید، چشمان خود را بدزدید.

ستایش با کلمات زیبا

کلمات می‌تواند تا چند برابر احساسات را در شریک جنسی یا میسترس شما زیادتر کند. یک خانم از ستایش شدن لذت می‌برد و شما باید به خوبی و با شوق و ولع تمام این را نشان دهید. تعریف از پوست، فرم بدن، فرم واژن، حالت آن، حتی طعم لذت‌بخشی که دارد برای پارتنر بسیار خوشایند است. برای نمونه بگویید:

  • من کشته مرده اومدن بین پاهات هستم
  • دلم میخواد از بین پاهات نفس بکشم
  • عاشق اینم که بهم بگی برم اون زیر
  • زبونم تشنه آب بدنت هست
  • عاشق فرم کست هستم و میخوام بلیسمش
  • خواهش میکنم بزار سیرآب بشم
  • لطفا بشین روی صورتم میخوام بخورمش
  • حساب باید ببوسمش و باهاش عشق بازی کنم
  • من عاشق طعم وجودی تو هستم

هنر پرستیدن واژن را به خوبی یاد بگیرید. برای طعم بهتر می‌توانید از پارتنر خود بخواهید تا از شامپوهای مخصوص برای شستشو استفاده کند و یا اینکه بستنی را از آنجا لیس بزنید!

طیف‌های بی‌دی‌اس‌ام بسیار گسترده هستند. بهتر است خود را محدود نکنید و از خلاقیت‌تان برای ایجاد لحظه‌های ناب استفاده نمایید.

اونتاشگال . شهریور ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

شناسایی شخصیت برت و به نظم در آوردن یک BRAT

ارباب T علاقه‌ای به نظم دهی ندارند، در صورتی که من بیشتر دوست دارم به من نظم دهد. او اشاره کرد که این حرکت ارباب به معنی این نیست که وقتی من چند تا از قوانین ر شکستم، من را ادب نکنند.

این متن یک ترجمه از وبلاگ ماری شورشی است. ماری یک خانم عاشق هنر اهل هلند است که با فرزند خود زندگی می‌کند و شوهر سابق‌اش را بهترین دوست و مستر می‌داند و چند سالی اقدام به نوشتن یاداشت‌های خود کرده است. در اینجا یکی از تجربه‌های او در زمینه شناسایی شخصیت برت را می‌خواهیم.

این نوشته در دسته‌بندی مهارت قرار دارد. در موضوع مهارت به شما هرآنچه که در طول جلسه ارباب و برده لازم دارید تا یاد بگیرید و ماهرتر شوید، آموزش داده می‌شود. برخی از مقالات این دسته به سبک ترجمه آزاد هستند که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. از دوست عزیزم اسد برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادگیری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این یادداشت در جون ۲۰۲۰ در وبلاگ ماری شورشی منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


قوانین

در حال حاضر من هیچ یک از قوانین را پیروی نمی­‌کنم، به خاطر رابطه­ ارباب و برده ما و از آنجایی که من هنوز دوست دارم از ایشان پیروی کنم، فقط انجام دادن این کار حس خیلی بی ­معنایی به من می دهد. دلیل آن هم این است که من می دانم اگر از این قوانین پیروی نکنم، هیچ عواقبی برای من نخواهد داشت. بخواهم رو راست بگویم، رابطه BDSM بین ما از سه سال پیش تا به الان کم شده، و اخیراً در یک سال گذشته من بیشتر قوانین را نادیده گرفته‌ام. تنها قانونی که من همچنان از آن پیروی می‌کنم، داشتن قلاده‌های شبانه و روزانه در گردن خود است.

با انداختن یکی از پاهام روی دیگرم شروع کردم. این یکی از قوانین بود، هرگز با انداختن یک پا روی آن یکی نشسته نباشم. اولین بار که این کار را کردم، هیچ اتفاقی نیفتاد. می‌دانم که ارباب T اشاره کرده بودند، ولی تصمیم گرفتند که حرفی در مورد آن نگویند. یکی دو بار دیگر که تکرار کردم ایشان گفتند «قرار هست که اینطور بنشینی؟» و من با گستاخی به صورتشون لبخند زدم (در حالی که در دلم می‌­گفتم آره) و پایم را برداشتم. ولی بعد از آن ادامه ندادند و من همیشه این­طوری می­‌نشینم. یک علت که ممکنه بخاطر آن به من چیزی نگوییند این است که یک بار گفتم با انداختن پاها روی هم فشار از روی پایین کمرم برداشته می‌شود و البته واقعا هم اینطور است. من با درد کمرم چند ماهی است که دست و پنجه نرم می‌کنم و وقتی پاها را روی هم می‌اندازم به نظر خیلی به کم کردن درد من کمک می‌کند. ولی، با همه این توضیحات، من خیلی دوست داشتم که ارباب T من را تنبیه کنند، چرا که من قوانینی که ایشان برای من مشخص کرده بودند را دیگر رعایت نمی‌کردم.

یکی دیگر از قوانینی که من دارم این است که زمانی که می‌خواهم به ارگاسم برسم حتما باید از ایشان اجازه بگیرم. زمانی که با هم سکس داریم اکثرا از اینم قانون پیروی می‌کنم اما زمان‌هایی بوده که من به ارگاسم رسیدم و بعد به ایشان گفتم یا حتی گاهی اوقات خودارضایی کرده‌ام. گاهی اوقات ایشان من را به این خاطر تنبیه می‌کردند آن هم با چند ترکه چوب خشک یا به وسیله نیشگون گرفتن از نوک سینه‌ها تا جایی که من از ایشان طلب عفو و بخشش می‌کردم. اما تنبیه و تربیت هرگز در دستور کار ایشان قرار نگرفته است. حتی زمان‌هایی وجود داشت که من به خاطر یکی از آن ارگاسم‌های بدون اجازه، با وجود اینکه اعتراف کردم، باز هم تنبیه نشدم.

برَت بودن

قبلا در ابتدای رابطه ما، من کشف کرده بودم که برَت بودن برای من باعث نمی‌شود که تنبیه شوم. طبیعتا من یک Brat نیستم. من ترجیح میدهم هر چیزی به من گفته می‌شود را انجام دهم و خود به پیروی از قوانین افتخار می‌کنم. هنوز هم، برخی اوقات من می­‌خواستم که ارباب T را تحریک کنم. من می‌­خواستم ببینم چقدر می‌توانم پیش از اینکه من را گرفته و اسپنک کنند، یا آنطور که صلاح می‌دانند تنبیه کنند، جلو برم.

این کار هیچ وقت جواب نداد. ایشان حتی به Brat بودن من اصلا واکنشی نشان ندانند پس من این رفتار را سریعا متوقف کردم. من هنوز هم لحظات برَت شدن را دارم، ولی این رفتار دیگر ایشان را تحریک نمی‌کند. اذیت کردن و تلاش کردن برای بامزه بودن چیزهایی هستند که درون من هستند.

حفظ کردن تمرکز

موقعی که رابطه­ی دامیننت ساب‌میسیو ما شروع شد و در ماه­های ابتدایی کشف کردن یکدیگر برای فهمیدن اینکه چه چیزی برای ما مفید است بودیم، علاوه بر آن ازدواج ما، ارباب T در برخی روزهای خاص دست به ترکه می‌­شدند. این کار برای تربیت کردن من نبود، بلکه برای عادت دادن من به درد و نگه­داشتن من در ذهنیت ساب بودن خود و تمرکز بر روی ایشان پیروی از قوانین بود. من مطمئنم که این کار همچنین برای نگه داشتن ایشان در جایگاه دامیننت بود. قوانین دام/ساب ما کاملاً مطابق با طبیعت و واقعیت وجودی ما هستند، ولی BDSM آن‌ها را بیشتر برجسته کرد و ما می‌خواهیم برای عمیق‌تر کردن آن عناصر اضافی، کاری بکنیم.

فقط مدیریت کردن جلسه با به دست گرفتن ترکه نبود، بعضی اوقاتی هم بود که پشت سر هم به من دست بند زده می­‌شد، دست­‌ها پشت، و آن‌جا بود که ارباب T نوک سینه‌­های من را پشت سر هم نیشگون می­‌گرفتند، من را تا لبه­ ارگاسم می‌­بردند و بعد دوباره شروع به نیشگون گرفتن سینه‌­ها می­‌کردند، تا جایی که اشک من در می‌آمد. این هم راه دیگری برای قرار دادن تمرکز در تبادل قدرت ما بود.

پیشنهاد مطالعه: کنترل ارگاسم یا ادجینگ چیست؟

source: https://twitter.com/tempestkittyx/status/776379366221709312

ذهنیت الان من

در حین نوشتن این متن و فکر کردن راجع به تعداد دفعاتی که من گفتم رابطه­ BDSM ما کم شده، من فهمیدم که هنوز خیلی در ذهنیت ساب خودم هستم و از آنجایی که فکر می‌­کردم که دیگر هیچ کدام از قوانین را پیروی نمی­‌کنم، مشخص شد که خیلی از آن‌ها را رعایت می‌کنم. شاید در ماه‌های ابتدایی رابطه ارباب و برده ما، جاهایی که ارباب T من را طوری تربیت کردند که مطیع ایشان باشم (مطیع، در عین حال مستقل) زمانی که دوباره رابطه D/s ما به مسیر خودش برگردد هنوز در وجود من هستند، در این صورت به سادگی می­‌تونیم چیزهایی که کنار گذاشتیم رو دوباره شروع کنیم.

وقتی ما آن قسمت از زندگی را دوباره شروع می‌کنیم، به شدت امید دارم که ارباب T در حال و هوای تربیت کردن دوباره من باشند. می‌توانم بگویم به این خاطر که من باید خود را برای تحمل درد بازسازی کنم اما نتیجه این است که من به همان اندازه دوست دارم طبق قوانین ایشان زندگی کنم.

یک موضوع بسیار مهم در رابطه‌ها، تغییر علایق، رفتارها و عادت‌های افراد در رابطه پس از یک مدت است. این فرایند کاملا طبیعی است و در ذات یک رلیشن یا ازدواج قرار دارد. Brat بودن شاید در ابتدا جذابیت خیلی زیادی داشته باشد، اما ادامه دادن آن برای یک رابطه خیلی مفید نیست و می‌تواند حوصله سر بر شود!

اونتاشگال . مرداد ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

چند تجربه رابطه تری سام یا سه نفره موفق

چگونه یک رابطه تری‌سام موفق داشته باشیم؟ این مقاله بر اساس نظرات آقایان و خانم‌هایی است که تجربه سکس سه نفره داشته‌اند و به این سوال پاسخ می‌دهند.

دکتر جاستین لمیلر، نویسنده کتاب معروف و پرفروش «به من بگو چه می‌خواهی» [آمازون] در مورد روابط جنسی بر روی بیش از ۴۰۰۰ زوج تحقیقات انجام داده است. او می‌گوید داشتن سکس سه نفره یک فانتزی جنسی عالی است هرچند هر چند مردان برای داشتن سکس سه نفره بیشتر مشتاق به نظر می‌رسند. یک مطالعه مستقل نیز نشان می‌دهد که ۸۳٪ مردان و ۳۱٪ زنان، حداقل یک بار به رابطه تری‌سام و سه نفره علاقه نشان داده‌اند.

این مقاله با موضوع «کانال چهارم، صداقت» نوشته شده است. روابط چند نفره، تک پر بودن، خیانت کردن، هیزی، بی غیرتی، عشق خدایی، عشق بدون سکس و موارد این چنینی در میان آدم‌ها بیشتر دیده می‌شود. در گذشته نیز گرایش‌هایی مانند کاکولدیم یا بی‌غیرتی وجود داشت اما به صورت عمومی کسی چیزی نمی‌گفت. به واسطه اینترنت امروزه بیشتر در این مورد صحبت می‌شود و زوج‌ها با آن آشنایی دارند. از آنجایی که باور دارم ازدواج و رابطه داشتن به معنی محدودیت خودخواسته نیست، تصمیم گرفتم فعالیت موضوع جدید وبلاگ با عنوان «کانال چهارم، صداقت» را آغاز کنم.

مقاله فعلی به سبک ترجمه آزاد در وبلاگ منتشر می‌شود. نوشته‌های ترجمه آزاد با هدف بیان واقعیت‌ها از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله جولای ۲۰۱۹ توسط سوفیا بنوییت در وبلاگ GQ منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.



اگرچه در واقعیت افرادی که رابطه تریسام دارند تعدادشان انقدر زیاد نیست و تنها ۳٪ از افرادی که مورد پرسش قرار گرفتند طی یکسال گذشته و تنها ۱٪ از این جمعیت طی یک ماه گذشته این نوع از رابطه را داشته اند. پس از این بررسی من به افرادی با تجربه رابطه معمولی یا نیمه معمولی تریسام  رسیدم و درباره چگونگی شکل گیری این رابطه و علت هات بودن شدیدش چیزهای زیادی آموختم.

در این مقاله شما مصاحبه با خانم‌ها و آقایانی را می‌خوانید که در گرایش‌های مختلف جنس مخالف، موافق و هر دو جنس (بایسکشوال) قرار دارند و حداقل یک بار تجربه چنین رابطه‌ای را با همسر، دوست پسر یا دوست دختر و حتی به عنوان نفر سوم، داشته‌اند.

اولویت اول: چگونه یک رابطه تریسام را شکل دهیم؟

آنجلا، ۴۲ ساله از اوکلاما:

«من پیش از این که وارد این نوع از رابطه شوم کاملا نسبت به اطرافیانم بی توجه بودم. حالا افرادی با طرز فکر مشابه را می‌شناسم، حس کردن تمایل دیگران راحت است. همچنین این موضوع که زوج‌های زیادی در بارها با امید پیدا کردن نفر سوم جدید حضور دارند واقعا شکه کننده است.»

لوییس، ۳۶ ساله از سانتا کروز:

«من با دوستان گی خود شوخی می‌کنم که ترتیب دادن تریسام با دو مرد گی دیگر از مذاکرات صلح خاورمیانه پیچیده‌تر است. مردان گی تمایل خیلی زیادی به ناخونک زدن به دیگران دارند و اگر دو نفر بخواهند نفر سومی را وارد رابطه خود کنند، پروژه تعیین صلاحیت خیلی اعصاب خرد کن است! (عکس‌های متعدد از زوایه‌های چندنفره و صحنه‌های سکسی نیز حاصل یک مذاکره و گفت و گوی اساسی است.)»

کیت، ۳۲ ساله از هوستون:

«ما معمولا افراد را در گرو‌ه‌های دوستانه شناسایی می‌کنیم (نه از نوع سکسی، تنها دوستانی که باهم وقت می‌گذرانند) و پس از کمی لاس زدن ملایم، اگر به نظر رسید که به این کار علاقه دارند، همسرم به آن‌ها پیام داده و برای یک ملاقات دعوتشان می‌کند – مثل یک قرار واقعی و نه تنها برای کمی نوشیدن و بازگشت هرکس به خانه خود.»

ساتر، ۲۷ ساله از کلمبیا:

«فکر کنم بیشتر قرارهای ما برای رابطه تریسام از طریق اپ Grindr (شبکه اجتماعی ویژه افراد گی) صورت گرفته است.»

کیت، ۲۶ ساله از شیکاگو:

«پس از آنکه در جایی با شخصی برخورد کنیم، ابتدا من و سپس پارتنرم با او لاس می‌زنیم تا قضیه را برایش روشن کنیم. می‌توانید فورا به آن‌ها بگویید تا ببینید اهلش هستند یا نه، سپس اگر حس کنم به هرشکلی گیج شده یا احساس ناراحتی می‌کنند، خود را کنار می‌کشم. این کار از چیزی که فکرش را می‌کنید عادی‌تر است!»

پیشنهاد مطالعه: اعتماد در رابطه ارباب و برده

چه چیزی این رابطه را خیلی هات می‌کند؟

کیت، ۳۲ ساله از هوستون:

«صمیمی شدن با شخصی جدید، تجربه اغوا کردن و فریفتن دیگری به عنوان یک زوج و پوزیشن‌های متعددی که با حضور نفر سوم می‌توان امتحان کرد، بسیار تحریک کننده و هات است.»

یان، ۲۹ ساله از شارلوت:

«هات بودن سکس سه نفره به افراد شرکت کننده در آن بستگی دارد. اگر سکس با شخص A هات بوده و سکس با شخص B نیز هات است، می‌توان انتظار داشت که سکس همزمان با A و B نیز اگر بهتر و جذاب‌تر نباشد،حداقل به همان میزان هات باشد. رابطه تریسام به اشخاص دخیل در آن بستگی دارد و چیزی نیست که به طور ذاتی داغ و هات باشد.»

لوییس، ۳۶ ساله از سانتا کروز:

«مثل این می‌ماند که همزمان با تماشای یک فیلم پورن، در آن حضور داشته باشی. هم توجه هست و هم تابوشکنی. آیا این حسی ایجاد نمی‌کند؟ من هم گاییدن را دوست دارم و هم تماشای گاییده شدن دیگری!»

بن، ۳۲ ساله از بوستون:

«در حقیقت من به واسطه چیزی که در یک رابطه ۳ نفره برای همسرم رخ می‌دهد و چیزهایی که امتحان می‌کند، راه‌های جدیدی برای فشردن دکمه‌ها و نقاط هیجان انگیزش آموخته‌ام و قلق او را بیش از پیش فهمیده‌ام. بنابراین روابط سه نفره می‌توانند روشی عالی برای آموختن بیشتر درباره تمایلات جنسی خود و همسرتان باشد.»

آندره، ۲۹ ساله از بوستون:

«زمان‌هایی وجود دارد که کمی استراحت و تماشای پارتنرتان با دیگری نیز می‌تواند مانند یک انفجار هات باشد. برای مثال هنگامی که همسرم متوجه شد با تماشای سکس من با مردی دیگر چقدر سریع می‌تواند به اوج برسد، واقعا شوکه شد.»

توماس، ۳۰ ساله از آبوری پارک:

«این رابطه معمولا عشق‌بازیست به طول یک شب تا سحر و نه تجربه‌ای نیم ساعته، که برای من فوق العاده است.»

با چه کسانی تریسام انجام می‌دهید؟ چگونه با آن‌ها جور می‌شوید؟

مارگوت، ۲۰ ساله از مینه‌آپولیس:

«اولین رابطه من هنگامی بود که با بهترین دوستم به دیدن پسری در یک مهمانی می‌رفتیم و خیلی رک و راست از او پرسیدیم آیا دوست دارد با ما رابطه تریسام داشته باشد؟»

لوییس، ۳۶ ساله از سانتا کروز:

«پارتنر من یک تاپ است، من هم همینجور(من گاهی باتم می‌شوم اما او هرگز). رابطه اورال قدیمی شد و من همچنان می‌خواستم رابطه را بدون محدود کردن سکسم به خودمان و دو نفره، حفظ کنم. به سختی برای این که سکس را «تنها ما» نگه دارم در تلاش بودم، اما در نهایت پس از سه ماه رابطه جنسی اعصاب خرد کن با یکدیگر صحبت کرده و فهمیدم هیچکدام‌مان برای داشتن یک رابطه باز مشکلی نداریم.»

کورین، ۲۹ ساله از شیکاگو:

«یک روز من و پارتنرم داشتیم خاطره‌های سکسی‌مان را برای یکدیگر تعریف می‌کردیم و حرف سکس سه نفره پیش آمد. هر دوی ما گفتیم که تجربه‌اش را داشتیم و پارتنرم گفت قصد داشت با من نیز این تجربه را داشته باشد.»

چه قوانین یا محدودیت‌هایی را برای رابطه سه نفره مشخص کرده‌اید؟

آنجلا، ۴۲ ساله از اوکلاما:

«بوسیدن دیگری ممنوع. بغل کردن دیگری ممنوع. دادن پیام‌های احساسی ممنوع. اساسا هرچیزی که به عنوان صمیمیت می‌شناسیم. برای ما این کار عشق‌بازی نیست بلکه سکس است، فقط سکس. من به این موضوع جوری نگاه می‌کنم که اگر از یک اسباب بازی جنسی برای شدت بخشیدن به سکس استفاده می‌کردم در آن موقعیت، نفر سوم شرکت کننده تنها اسباب بازی سکسی ساده است.»

کیت، ۳۲ ساله از هوستون:

«عموما افراد سوم غریبه‌ها یا دوستان نزدیک نیستند. باید مجرد باشند. نه در یک رابطه باز یا چند نفره، کاملا سینگل و مجرد. پذیرای همه جنسیت‌ها هستیم.»

ناتانائیل، ۴۰ ساله از هانت اسویل:

«من به تماشا کردن دوست دخترم در حال سکس با زنی دیگر علاقه دارم. معمولا بجز رابطه اورال با زن دیگری سکس ندارم. گاهی دوست دخترم بر سکس داشتن من با زن دیگری پافشاری می‌کند، من نیز تسلیم شده و انجامش می‌دهم.»

کورین، ۲۹ ساله از شیکاگو:

«فکر می‌کنم مهم‌ترین قانون این است که هیچ یک از پارتنرها نباید به گزینش دیگری برای یک تیم فکر کنند. اگر در زمینه یکسانی نیستید یا شخصی مشتاق داشتن این تجربه نیست، نباید این کار را انجام دهید.»

ایسلا، ۲۶ ساله از واشنگتون:

«دوست پسرم هرگز نباید در بدن زن دیگری ارضا شود، این اتفاق یکبار رخ داد و واکنش احساسی منفی من بیش از چیزی بود که انتظارش را داشتیم. بنابراین تصمیم گرفتیم این اتفاق دیگر تکرار نشود.»

درباره برخی از نگرانی‌های منطقی غافلگیرکننده این رابطه بگویید

لوییس، ۳۶ ساله از سانتا کروز:

«سامان دهی گروه‌های سکس بزرگتر آسان‌تر است. به نظر می‌رسد آن استایل نامنظمی که در این گروه‌ها وجود دارد باعث می‌شود افراد احساس راحتی بیشتری کنند. فکر کنم در این پارتی‌ها و مهمانی‌ها عقیده چنین است که من اینجا نیستم که با همه سکس داشته باشم اما تعداد کافی از افراد وجود دارند که می‌توانم شخصی را که دوست دارم با او سکس داشته باشم را انتخاب و دیگری را رد کنم. یک رابطه سه نفره که در آن دو نفر خیلی صمیمی و شخص سوم غیرصمیمی‌تر است، می‌تواند برای آن ۳۳٪ گروه (نفر سوم) خیلی مایوس کننده باشد.»

کیت، ۳۲ ساله از هوستون:

«اگر به طور منظم و قاعده‌مند رابطه تری‌سام دارید، حتما زمانی نیز استراحت کرده و مدتی را تنها به خودتان دو نفر اختصاص داده و بر رابطه دونفره خود تمرکز کنید.»

کیت، ۲۶ ساله از شیکاگو:

«یک نگرانی دیگر در روابط سه نفره، اگر شخص سوم مرد باشد، کاندوم است. اگر قرار باشد در سکس دخول رخ دهد و بخواهید از کاندوم استفاده کنید احتمالا بیش از یک کاندوم نیاز دارید چون جابجایی و تغییر جایگاه در سکس سه نفره زیاد است. ممکن است کاندوم روی مخ شما باشد.»

توماس، ۳۰ ساله از آبوری پارک:

«داشتن یک تخت خواب بزرگ مهم است، همچنین اگر اتاقی اضافه برای خوابیدن نفر سوم داشته باشید خیلی کمک می‌کند. خوابیدن سه نفر در یک تخت ممکن است مشکل ساز باشد. همچنین در روابط MMF(دو مرد و یک زن) عموما مرد‌ها دوست ندارد با دیگری در یک تخت بخوابد. با توجه به افراد شرکت کننده در رابطه، ماندن در خانه و صرف صبحانه با یکدیگر در روز بعد می‌تواند جالب یا ناجور باشد. و اگر شما مردی هستید که قرار است وارد یک رابطه تری‌سام شود، حتما از قبل درباره این موضوع که آیا رابطه مرد – مرد نیز قرار است باشد یا نه به توافق برسید.»

چند نمونه رایج از سوتفاهم‌های تری‌سام را بگویید؟

شین، ۲۸ ساله از سیاتل:

«این کار فرم تایید شده‌ای از خیانت است، یا این کار راه خوبی برای هیجان انگیزتر کردن سکس است.»

کیت، ۲۶ ساله از شیکاگو:

«آن‌ها ناجور نیستند! دوستانی داشته‌ام که به من گفتند نمی‌دانند چه کار باید بکنند یا احساس کم‌رویی یا عجیب بودن دارند. فکر می‌کنم اگر از پارتنر خود بپرسید به چه چیزی علاقه دارد، درباره انتظارات یکدیگر دوستانه صحبت کنید و همه چیز توافقی باشد، این کار دقیقا مثل سکس دو نفره است و می‌تواند خیلی جالب باشد.»

ناتانائیل، ۴۰ ساله از هانت اسویل:

«اغلب مردم فکر می‌کنند اگر با شخص بایسکشوالی قرار می‌گذارند، او لزوما با روابط سه نفره نیز موافق است. اما این صحیح نیست. دقیقا مشابه افراد یونیسکشوال، برخی بایسکشوال‌ها طرفدار رابطه تک زوجه و برخی علاقه مند به روبط باز و تری‌سام هستند. من با این فرضیه جلو می‌روم که همه افراد از علائم عدم علاقه به تک همسری مبنی بر ورود آنها به سه نفری، طرفداری می‌کنند!»

لوگان، ۲۸ ساله از میامی:

«این که هر شخصی نیاز دارد در همه جای رابطه شرکت کرده و همه چیز را تجربه کند.»

ایسلا، ۲۶ ساله از واشنگتون:

«ما خودمان دو نفره نیز سکس فوق العاد‌ه‌ای داریم، بنابراین به تری‌سام برای درست کردن رابطه یا حواس‌پرتی نیاز نداریم.»

چه چیزی یک رابطه تریسام را خوب یا بد می‌کند؟

کلسی، ۳۰ ساله از استین:

«ما با اطمینان بخشیدن به نفر سوم رابطه پیش از این که بخواهد خود را کنار کشیده یا احساس ناراحتی کند، خودمان را برای موفقیت آماده می‌کنیم! ما بارها به این کار می‌پردازیم، چون با مردانی سکس داریم که پیش از این هرگز با زنی نبوده‌اند یا زنانی که قبلا هرگز با مردی رابطه نداشته‌اند. احتمالا ما اولین تجربه‌شان باشیم و آن‌ها مطمئن نیستند که در این باره چه احساسی خواهند داشت.»

مارگوت، ۲۰ ساله از مینه‌آپولیس:

«هنگام برنامه‌ریزی برای سکس سه نفره از خود بپرسید که چرا می‌خواهی این کار را انجام دهی؟ مطمئن شوید که این کار را تنها برای لذت خودتان و نه برای شاد نگه داشتن پارتنر می‌خواهید انجام دهید. آماده خندیدن باشید. همانقدر که افتادن دونفر روی یکدیگر می‌تواند ناجور باشد، سه نفره‌اش خیلی ناجور‌تر است!»

کیت، ۲۶ ساله از شیکاگو:

«اولین بار که به تریسام علاقه مند شدم، پورن‌های زیادی دیدم تا بفهمم چه پوزیشن‌هایی بهتر است و هر سه نفر را به خوبی شرکت می‌دهد. فکر می‌کنم این کار کمکم کرد تا کمتر احساس گیجی کنم. اگر زوج هستید، با قانون‌های خودتان پیش روید. آیا با هرچیزی راحتید؟ دوست دارید چه کاری انجام دهید؟ علایقتان چیست؟ فکر می‌کنید به نفر سوم اجازه دهید شب را بماند؟ آیا لازم است شخص سوم اطلاعات مهمی درباره هر یک از شما بداند؟»

آندره، ۲۹ ساله از هوستون:

«ببینید، گاییدن چند نفر در یک زمان واقعا سخت است، ممکن است از پسش برنیایید و و هیچ تمرینی نیز وجود ندارد که مطمئن شوید بدون نقص پیش می‌روید. بهترین چیزی که باید به یاد داشته باشید این است که هرچه شد بدون تعارف پارتنر اصلی شما از نفر سوم مهم‌تر است. و حواستان باشد که احساساتشان را رد نکنید. این می‌تواند یک گردباد باشد، مردم با یک اشاره عوض می‌شوند. یک میل به شکست، از آن بیاموزید و بدانید که خندیدن به اشتباهات‌تان مهم‌تر از هر مهارت چند منظوره دیگر است! اگر از آن دست افرادی هستید که نمی‌تواند به یک گوزیدن طی سکس بخندد، احتمالا برای این کار مناسب نیستید!»

اونتاشگال:

«تجربه رابطه سه نفره همانقدر که می‌تواند بر بهبود کیفیت رابطه شما تاثیر بگذارد، به همان میزان می‌تواند رابطه شما را به جدایی بکشاند. باید در این مورد به خوبی صحبت کنید و نفر سوم را نسبت به جایگاه خودش آگاه کنید. اگر نفر سوم به دنبال جایگاهی فراتر از یک پارتنر سکسی است، بهتر است او را کنترل کنید. رابطه سه نفره در زوج‌هایی موفق می‌شود که در سلامت کامل احساسی و عاطفی قرار دارند و هیچ نگرانی بابت رابطه خود ندارند. به عنوان نفر سوم آقا یا خانم، باید حد خود را بشناسیم و درک درستی از سلامت رابطه برای زوج‌ها داشته باشیم.»

خواهش می‌کنم برای انجام چنین سکسی، همسر خود را تحت فشار قرار ندهید. اگر هم انجام دادید سعی کنید کماکان رابطه دوستانه قدیمی را با رعایت حریم‌ها حفظ کنید. شما به عنوان یک زوج با یک مرد یا زن سوم فقط سکس می‌کنید، قرار نیست جای معشوقه شما را بگیرد.

اونتاشگال . خرداد ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

روابط سمفونیک: کانال چهارم، صداقت

مدت زیادی برای افزودن این دسته‌بندی به وبلاگ، با خودم کلنجار رفتم. روابط چند نفره، تک پر بودن، خیانت کردن، هیزی، بی غیرتی، عشق خدایی، عشق بدون سکس و موارد این چنینی در میان آدم‌ها بیشتر دیده می‌شود. صد سال پیش رابطه فقط سه مورد بود. یا یک عشق یا چند همسری یا فقط خدا! در همان زمان گرایش‌هایی مانند کاکولدیم یا بی‌غیرتی وجود داشت اما به صورت عمومی کسی چیزی نمی‌گفت. به واسطه اینترنت امروزه بیشتر در این مورد صحبت می‌شود و زوج‌ها با آن آشنایی دارند.

از آنجایی که باور دارم ازدواج و رابطه داشتن به معنی محدودیت خودخواسته نیست، تصمیم گرفتم فعالیت موضوع جدید وبلاگ با عنوان «کانال چهارم، صداقت» را آغاز کنم. مفهوم «چهارم» به دو دلیل انتخاب شد:

  • انتخاب چهارم: نه به «عدم رابطه، تک پارتنری و خیانت» بلکه صداقت
  • شبکه ۴ سیما: مفیدترین و علمی‌ترین محتوا در سازمان صدا و سیما در شبکه ۴ منتشر می‌شود. به احترام کسانی که با تمام محدودیت‌ها کودکی و نوجوانی من و خیلی‌های دیگر را زیبا کردند!

در کانال چهارم، صداقت چه چیزهایی می‌خوانید؟

شاید شما که این مقاله را مطالعه می‌کنید ذره‌ای علاقه برای به اشتراک گذاشتن پارتنر خود داشته باشید و یا حتی چنین پیشنهادی از جانب همسر خود دریافت کرده باشید. سوال اصلی اینجاست چرا برخی افراد چنین علاقه‌ای دارند و آیا باید به چنین هوس‌هایی اهمیت داد؟

در این سری یادداشت‌ها به راهنمایی شما بر اساس آخرین مقاله‌ها و راهکارهای روانشناسی و سکسولوژی می‌پردازیم. شرح واقعیت ماجرا به انتخاب بهتر کمک می‌کند. ممکن است رابطه شما با انجام چنین کاری کاملا فرو بریزد و شاید بهتر شود. همه چیز بستگی به خود شما و شناخت از نوع رابطه و اهداف آن دارد. در این مقاله‌ها بدون جانبداری از یک گرایش خاص، به معرفی آن‌ها می‌پردازیم.

هدف هر رابطه‌ای، آرامش و لذت است. در سایه صداقت شما به آرامش و لذت می‌رسید و رابطه پایدار می‌شود. هرچقدر صادقانه از علایق و گرایش‌های خود بگویید، رابطه لذت بخش‌تر می‌شود و هرچقدر یکدیگر را کمتر قضاوت کنید، بیشتر به آرامش می‌رسید.

متاسفانه بسیاری از افراد جرات مطرح کردن چنین گرایشی را با زن یا شوهر خود ندارند. نه تنها به شریک زندگی نمی‌گویند که حتی در مراجعه به روان‌شناس، چنین گرایشی را مخفی می‌کنند. افرادی دیگر هستند که برای آزاد کردن خود از هر تعهدی به روابط باز یا ازدواج باز رو می‌آورند. در حالی که «چند همسری» نوعی دیگر از روابط است، افراد این گرایش را با روابط «گروهی و سه نفره» اشتباه می‌گیرند! هدف این مقاله‌ها بیان تعریف صحیح چنین گرایش‌هایی است.

اینجا به دنبال این نیستم که بگوییم چگونه به زور شریک زندگی خود را به رابطه باز، چند نفره و موارد دیگر قانع کنید. بلکه هدف شناخت گرایش (در صورت وجود) در خود است و در کنار آن، چگونگی نحوه بیان اینکه به این گرایش‌ها علاقه‌دارید و یا در رابطه باز هستید. من نمی‌خواهم شما ازدواج و رابطه را به کابوس تبدیل کنید.

به نظرم پیش از هر چیزی مقاله نحوه ابراز علایق جنسی در یک قرار را مطالعه کنید. در یک رابطه سالم اول باید عاشق خود بود.

چگونه به یک نفر بگویید که در رابطه باز هستید و پارتنر شما از بودن با فردی دیگر، ناراحت نمی‌شود؟

چه روابطی خوب و چه روابطی بد هستند؟

هر رابطه‌ای که به سلامت روان شما آسیب بزند و شما را از اهداف شخصی دور کند، بد است و هر رابطه‌ای که به شما آرامش دهد و شما شخصیت و استقلال خود را در آن حفظ شده ببینید، یک رابطه خوب است.

در واقع خوب و بد تعریف جامعی ندارد و تعریف بالا صرفا ساده‌سازی سلامت در رابطه‌ها بود. آیا رابطه همسر با یک مرد دیگر بد است؟ آیا دختر بازی شوهر خوب است؟ آیا ضربدری سکس کردن مشکلی دارد؟ آیا دعوت یک نفر سوم به تخت خواب برای شما مفید است؟

پاسخ همه این سوال‌ها، به شخصیت و رابطه شما بستگی دارد. برای برخی زوج‌ها کاملا سم است و برای بعضی‌ها پادزهر! همیشه توجه کنید که برای حفظ سلامت یک رابطه هیچوقت نباید زور بگویید. حتی قهر کردن و لوس کردن هم نوعی زورگویی و اجبار است.

برای یادگیری بیشتر در این مورد و شناخت بهتر گرایش‌ها و علایق جنسی در رابطه، مجموعه مقالات «کانال چهارم، صداقت» را دنبال کنید.

اونتاشگال . خرداد ۱۳۹۹

مقاله‌های کانال چهارم، صداقت

سیسی بوی کیست؟

چرا برخی پسران به پوشیدن لباس‌های دخترانه علاقه دارند؟ سیسی بوی چیست و چرا بعضی مردان به دنبال آن می‌روند؟ آیا کسی که به پوشیدن لباس جنس مخالف علاقه دارد، لزوما همجنسگرا می‌شود؟

ویکسن یا کاک کوئین یا خانم بی غیرت کیست؟

چرا بعضی خانم‌ها بی غیرت هستند و از اینکه شوهر خود را در حال لاس زدن یا سکس با زنی دیگر ببینند، لذت می‌برند؟ کاک کویین یا ویکسن یا زن بی غیرت نسبت به شوهر کیست؟


نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال