آموزش اسلیو، ۷ نکته برای برده تازه کار

من لونا کی‌ام با ۴۲ سال سن، به عنوان یک برده حرفه‌ای (که پیشتر به عنوان یک تحت سلطه شناخته می‌شدم، و قبل از آن هم به وی عنوان یک خود آزار داده بودند) هم زمانی یک تازه کار بودم، بله واقعا روزی تازه کار بودم! وقتی که تازه وارد این سبک از زندگی شدم، همواره با چشمانی باز حرکت کردم، همواره هیجان و البته یک اندازه مناسب از احتیاط وجود داشت و بالاخره متوجه شدم یک موضوع واقعی برای تمایلات تحریک کننده‌ای که در ذهنم هستند، وجود دارد. این زمان برای من بسیار دشوار بود زیرا می‌خواستم همه کارها را در این گرایش تازه شناخته انجام دهم و این دنیای جدید را فوراً کشف کنم. حالا خوشحالم که به اندازه کافی سریع نبودم.

اگر شما خود را علاقه‌مند به ساب‌میسیو، مازوخیسم و کلا بردگی می‌دانید، بهتر است عجله نکنید و این ۷ نکته که کاش در ابتدای BDSM میشناختید را با دقت مطالعه کنید. این مقاله برای کسانی که به سرعت می‌خواهند همه چیز را تجربه کنند و یاد بگیرند، کاملا مناسب است.

این نوشته در دسته‌بندی سبک زندگی قرار دارد. در موضوع سبک زندگی شما را با روحیات، رفتار و روش زندگی افرادی که به BDSM گرایش دارند، آشنا می‌کنیم. مقالات سبک زندگی واقعیت‌های افرادی که با این گرایش زندگی می‌کنند را بهتر نشان می‌دهد.برخی از مقالات این دسته به سبک ترجمه آزاد هستند که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. از دوست عزیزم میلادمسافر برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادگیری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله در توسط لونا کی ام در وبلاگ آموزش ساب‌میسیو منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


خوشبختانه من یک ارتباط آگاهی بخش داشتم، تماسی آنلاین از جانب یک دامیننت یا کنترل کننده داشتم که به من گفت قبل از پریدن به ناحیه کم عمق استخر، ابتدا از حاشیه‌های استخر لذت ببرم و مهارت‌های لازم را در حاشیه یاد بگیرم!

من هرگز نمی‌توانم آن گونه که باید به اندازه کافی از ایشان برای توصیه‌های مفید و موثرشان تشکر کنم. این توصیه‌ای است که من می‌خواهم به هر فرد با گرایش Submissive بودن، بدون توجه به سن و تجربه شما، بگویم. قبل از تجربه کردن همیشه زمان کمی آموزش و مقداری دانش می‌تواند به دست بیاید. این آموزش می‌تواند شما را ایمن نگه دارد، می‌تواند شما را آگاه‌تر کند، می‌تواند از شما محافظت کند و عین حال می‌تواند سرگرم کننده هم باشد.

پیش از هر چیزی بگویم که این یک راهنمای همه جانبه درباره BDSM نخواهد بود. من اطلاعات بسیار زیادی دارم که بتوانم آنها را برای شما تعریف کنم. کاری که امیدوارم با این نوشته انجام دهم این است که دانش عملی برای تجربه کردن به شما ارائه دهم، به گونه‌ای که هر چه جستجو کنید حداقل ابزار لازم برای ادامه یادگیری را با اعتماد به نفس خواهید داشت.

گرایش BDSM بیان کننده چه چیزی است؟

تعاریف زیادی در مورد BDSM وجود دارد و افراد زیادی در مورد آن نوشته‌اند طوری که من مطمئن نیستم که آیا دوباره صحبت کردن در مورد آن در اینجا واقعا نیاز است یا خیر. اما با دیدن تمام سوالات و ابهاماتی که در انجمن‌ها و چت‌های آنلاین و توییتر درباره BDSM پرسیده می‌شود، فکر می‌کنم ممکن است حرف‌های من توسط کسی خوانده شود و چیزهای جدیدی یاد بگیرد.

واژه BDSM یک اصطلاح خلاصه شده برای کلمات Bondage ، Discipline، Dominance، Submission، Sadism، Masochism است. هر یک از این کلمات به تنهایی یک اَبَر اصطلاح هستند که واژگان دیگری نیز در زیر آنها وجود دارد. در اصل، هرگونه گرایش به Kink [کینک چیست؟] تحت یکی از این دسته‌ها قرار می‌گیرد. همیشه خوب است که دایره لغاتی مفید از اصطلاحاتی که اغلب توسط افراد ماهر در سادومازوخیسم بکار می‌رود را استفاده کنید و اگر یک کلمه را درک نکردید، باید در مورد آن مطالعه کنید. برای تمرین BDSM لازم نیست همه واژگان را بدانید، اما اگر واقعاً کنجکاو هستید، فرهنگ لغات BDSM در اینترنت وجود دارد.

مطالعه بیشتر: الفبای BDSM

علاوه بر دانستن برخی از کلمات و اصطلاحات، دانستن درباره برخی از انتظارات و تجربیات در سبک زندگی BDSM هم می‌تواند به شما کمک بزرگی کند. تبدیل شدن به طرف تحت سلطه در ذات رابطه D/s دقیقاً مانند هر رابطه دیگری است اما با یا یک تفاوت بسیار مهم. نقش‌ها از قبل تنظیم شده‌اند و مثل یک رابطه معمولی در جریان و قابل تغییر نیستند. کنترل‌گر و کنترل شونده هرگز نقش‌ها را تغییر نمی دهند (مگر اینکه در شرایط توافق کرده باشند) و رابطه به شدت به همین ذات ادامه می‌یابد. افراد می‌توانند در اتاق خواب بازی کنند و فقط این نقش‌ها را در همان فضا محدود کنند و یا می‌توانند در طول زندگی نقش خود را ایفا کنند.

در رابطه BDSM هیچ کدام از نقش‌ها بزرگتر یا کم ارزش‌تر نیست. نقشی که افراد در رابطه خود می پذیرند کاملا  شخصی و منحصر به فرد است و نشانی برای برتری یکی بر دیگری نیست. لزوما نباید فانتزی‌های مشابه هم داشته باشید اگر چه که پذیرش آن‌ها موجب احساس نزدیکی بیشتر می‌شود و به نوعی لطف یک طرف به طرف دیگر است. موارد بسیاری وجود دارد که هرگز از آنها با عنوان لذت بخش یا سرگرم کننده یاد نمی‌کنم ، اما می‌توانم از تمایل دیگران به آن‌ها، آن را بفهمم و گاهی برای آن‌ها آن را انجام دهم.

لزوما با هر کسی که در رابطه BDSM آشنا شوید، نمی‌خواهد بخشی از یک انجمن یا گروه با این گرایش باشد. شما نمی‌توانید کسی را به همه نشان دهید و بلند اعلام کنید که گرایش سلطه پذیری دارد. سادومازوخیسم برای بیشتر افراد هنوز در کمد و مخفیگاه است و این کار برای آنها خوب نیست که از خفا بیرون بیاورید. کسانی که می خواهند بخشی از یک انجمن یا گروه باشند می‌توانند تجربه و دانش شخصی شگفت انگیزی را برای خود جمع آوری کنند که همه، از جمله افراد جدید، می‌توانند از آن بیاموزند.

یک: آیا این یک سبک زندگی است؟

رابطه و گرایش BDSM برای من یک سبک زندگی است. من همیشه آن را زندگی می‌کنم، این چیزی است که من هستم. این مورد با بیش از نیمی از جمعیت شناخته شده BDSM رخ نمی‌دهد. دامنه مشارکت‌ها در رابطه بسیار متفاوت است. نمی‌توانم بگویم که اعداد دقیقی را می‌دانم، اما می‌دانم که از بین ده نفری که با گرایش کینکی که می‌توانم در یک اتاق ملاقات کنم، هفت نفر از آنها احتمالا به عنوان فردی با سبک زندگی BDSM معرفی نمی‌شوند. من با این موضوع مشکلی ندارم و ما هنوز هم می‌توانیم درباره گرایش خود حرف بزنیم و از دست یکدیگر نیز ناراحت نشویم زیرا ما انسان‌ها هیچ وقت دقیقا مثل هم نیستیم، قبول دارید؟

نقش‌های مختلفی وجود دارد که می توانید در BDSM داشته باشید، از Top ، Dominant یا Master گرفته تا پایین، مطیع و برده. همچنین بسته به نوع چیزی که می‌خواهید، در این نقش‌ها نیز تغییراتی وجود دارد. شما می‌توانید در یک نقش ددی/دخترک یا مامی/پسرک فعال باشید. همچنین می‌توانید در یک خانواده Poly Master/اسلیو باشید که در آن Alpha هستید. شما فقط می توانید عاشق کینک و چیزهای سرگرم کننده و اسباب بازی های جنسی در اتاق خواب باشید. همه در دسترس شماست.

دو: تغییر بزرگ چیست؟

رابطه BDSM برای کسانی که با انواعی از آن سرو کار دارند، کار بزرگی است زیرا افق زندگی و نگاه آنها را از نظر جنسی، فکری، عاطفی یا هر سه مورد، تغییر می‌دهد. سادومازوخیسم همیشه بر محور رابطه جنسی نیست، اما می‌تواند سکس هم باشد. برخی از ما آن را تقریباً یک گرایش جنسی می‌دانیم. من به تازگی به این بینش رسیده‌ام که گرایش جنسی نه تنها می‌تواند هویت جنسی خاص شما را توصیف کند بلکه تفاوت در نحوه لذت بردن از رابطه جنسی را نیز توصیف می‌کند.

به عنوان مثال، کسی که دارای یک گرایش شدید اما سالم است، این نوع از فتیش را به عنوان یک الزام در رابطه جنسی لازم می داند و مانند دگرجنسگرا، همجنسگرا یا دوجنسگرا بودن برای هر فرد دیگر است. برای کسی مثل خودم، اگر هیچ بازی از جایگاه قدرت یا SM وجود نداشته باشد، رابطه جنسی انجام نخواهد شد. من از سکس معمولی و وانیلا همان لذت از رابطه جنسی ارباب و برده‌ای و تحت سلطه را ندارم. این به معنای این نیست که نمی توانم رابطه جنسی منظم داشته باشم، فقط ترجیح من SM است.

با درک از احساس در جریان در سری فیلم‌های Fifty Shades of Grey، تعداد بیشتری از افراد نقش  D/s و BDSM را به اتاق‌های خواب خود آوردند. با این هجوم مردم، مهم است که برای بسیاری از افراد BDSM فقط یک تجربه بازی گاه به گاه است، در حالی که دیگران D/s و kink را در برخی از ابعاد زندگی و روابط خود اعمال می‌کنند. BDSM در حال تغییر مردم و ارائه راه‌هایی برای بیان آنها است که ممکن است مردم قبلاً هرگز از آن مطلع نبوده‌اند و حتی بابت آن خود را بیمار می‌پنداشتند!

سه: آیا من عادی هستم؟

بله ، خیلی هم عادی و سالم هستید. یکی از اولین سؤالاتی که افراد جدید با گرایش سلطه پذیری از خود می پرسند این است که آیا آنها به خاطر تمایل به کارهایی که انجام می‌دهند عادی هستند؟ این حس می‌تواند میل به کنترل شدن، تحقیر یا خدمت کردن به ارباب باشد. هر چیزی که به نظر می‌رسد در خارج از چتر وانیلا سکس قرار دارد می‌تواند باعث شود فرد تازه کار طبیعی بودن آنها را زیر سؤال ببرد. این یک مرحله عادی برای شروع در این رابطه است.

پیشنهاد مطالعه: تحقیقات علمی در زمینه رابطه ارباب و برده

همه افراد یک بار از خود یا دیگری این سوال را می‌پرسند. بارها از خود سوال کرده‌ام و هر بار با درک بهتری از خودم و آنچه در زندگی می‌خواهم بیرون آمده‌ام. هیچ دلیلی برای ترس از چیزهای جدید و متفاوت وجود ندارد. ممکن است متوجه شوید که این چیزها ارزش توجه شما را دارند و می‌توانند شما را به روشی که هرگز فکر نمی‌کردید خوشحال کنند.

به عنوان مثال، حتی اگر هرگز به این فکر نکرده اید که Bondage را امتحان کنید، یک روز دوست داشته‌اید بدانید که این فضا اصلا چگونه است. مشکلی نیست که سعی کنید بفهمید چه احساسات و تمایلاتی نسبت به آن داشته‌اید. اگر فهمید که عاشق آن هستید، فقط یک چیز مهم است و آن اینکه باید همه چیزهایی را که می‌توانید یاد بگیرید و از آنها لذت ببرید. اگر فهمیدید که واقعاً یک تمایل جدی به سمت آن وجود ندارد، می‌توانید آن را در لیست No Thank you قرار دهید. در هر صورت، بسیار طبیعی و انسانی است که برای کشف چیزهای متفاوت و جدید اقدام کنید.

در مورد کارها یا تمایلاتی که می‌توانند خطرناک باشد یا خطراتی ایجاد کند، چطور؟ آیا این بدان معناست که شما یک فرد مخاطره آمیز هستید؟ نه واقعا. هر کاری که می‌کنید خطرات دارد، حتی رانندگی و رفتن به فروشگاه یا این طرف و آن طرف هم می‌تواند به یک تصادف مرگبار ختم شود. فقط به این دلیل که خطرات وجود دارد به معنای این نیست که باید به خواسته‌های خود پشت کنید.

پس چه چیزی عادی است؟ چگونه می توان آنها را در زمینه BDSM تعریف کرد؟ در واقع خیلی راحت نیست. تعریف طبیعی بودن برای هر شخصی متفاوت است. همین تصور متفاوت هم در طول زندگی تغییر می کند. بنابراین درک شما از عادی بودن در این لحظه با ۵ سال یا حتی ۵ ماه آینده یکسان نخواهد بود.

احساسات ناخوشایندی که در زمان مواجهه با موضوعی کاملاً جدید تجربه می کنید، هیچ ارتباطی با طبیعی بودن یا حتی پذیرش آن ندارد. وقتی احساسات خود را به عنوان حالت عادی خود بپذیرید، احساس عادی بودن خواهید کرد. هزاران نفر در سراسر جهان تمام وقت در حال کشف چیزهای جدید و مهیج هستند. پس خوش بگذرونید!

در رابطه BDSM هرچیزی که نوعی تجاوز نباشد و به زور و ناخواسته اعمال نشود، مشکلی ندارد. باید برای انجام آگاهانه کارها توافق کنید.

چهار: شما باید چیزهای جدید را امتحان کنید، اما همه چیز مناسبت شما نیست

یکی از نقاط قوت انسان‌ها این است که دوست دارند چیزهای جدیدی امتحان کنند و این توانایی را دارند. به عنوان یک فرد تازه کار با گرایش سلطه پذیر، شما احتمالاً از اینکه از حباب خود خارج شوید نگران هستید چون می‌خواهید چیزی را امتحان کنید که برای زمانی طولانی در ذهن شما ترسناک و در عین حال هیجان انگیز به نظر می‌رسد. من می‌خواهم شما را تشویق كنم كه حداقل یک بار یک کار مورد علاقه خود را امتحان کنید. حتی دو بار اگر از اولین پاسخ خود به آن مطمئن نیستید.

اشکالی ندارد اگر فهمیدید که لذتی از آن نمی‌برید، اشکالی ندارد اگر نظر خود را تغییر دهید و اشکالی ندارد اگر شخص دیگری آن را دوست دارد اما شما اینطور نیستید. نکته اصلی امتحان و کشف کردن این است که با یک ذهن باز آن را انجام دهید، بدون اینکه تحت تاثیر پیش داوری‌ها قرار گرفته باشید و هر پاسخی را که گرفتید، بپذیرید. برای مثال، اگر تصوراتی از بسته شدن با طناب را داشته‌اید و بارها و بارها با آن تصورات به ارگاسم رسیده‌اید، اما تجربه واقعی متفاوت از آن بود، شما چند گزینه برای انتخاب دارید:

  • می توانید تصمیم بگیرید که در فانتزی‌ها خیلی بهتر بود، اما از این که آن را امتحان کردید خوشحالید و به این زودی‌ها دوباره آن را تکرار نخواهید کرد.
  • ممکن است بفهمید که این شخص، این موقعیت و یا این بازه زمانی بوده است که روی حس شما به اجرای فانتزی تأثیر داشته است و می توانید وقتی شرایط مطلوب‌تر شد، دوباره آنرا امتحان کنید.
  • شما می‌توانید تصمیم بگیرید که یک بار کافی بود و به سراغ فانتزی بعدی بروید.

تمایل یا گرایش‌هایی وجود دارد که ممکن است برای شما وحشیانه یا غیر قابل قبول باشند، این گرایش‌ها می‌توانند کارهای متفاوتی باشند، از توهین کلامی تا آسیب های جسمی با استفاده از شلاق یا چیزهای دیگر، مهم این است که بدانید قرار نیست شما همه آن‌ها را امتحان کنید یا حتی به آن‌ها نگاه کنید، کافی است بپذیرید همه این تنبیه‌ها و دردها هم می‌تواند برای افراد دیگری تحریک کننده یا حتی لذت بخش باشد.

برای هر اتنخابی تنها کافی است ذهن خود را باز نگه دارید.

پنج: آیا دیگران با کاری که انجام می‌دهید مشکل دارند؟ بله، خب، مهم نیست

من در بالا گفتم که شما ممکن است با رفتارهای خیلی متفاوتی روبرو شوید که ممکن است شما را اذیت کند یا باعث تعجب شما شود که چطور ممکن است کسی آن را جالب بداند. همچنین می‌تواند اینگونه باشد که شما متوجه شوید یک گرایش خیلی خاص یا منحصر به فرد دارید که تعداد خیلی کمی در آن مانند شما هستند. حتی ممکن است متوجه شوید که هیچ کس آن گرایش را دوست ندارند ولی شما شدیداً به آن تمایل دارید.

اجازه ندهید هیچ کدام از این افکار شما را آزار دهد. من می‌دانم که گفتن این کار خیلی ساده‌تر از انجام آن است، اما یاد می‌گیرید پوستی کلفت داشته باشید زیرا افرادی وجود خواهند داشت که ذهن بسته‌ای دارند و تنها روش و شیوه خود را قبول دارند و هر رویه دیگری را نه به دلایل منطقی که تنها به این دلیل که با میل آنها یکی نیست، رد می‌کنند. حقیقت این است که این افراد نباید برای شما اهمیتی داشته باشند.

موضوع مهم این است که شما چطور زندگی خود را کشف و به خواسته‌های خود احترام می‌گذارید و چه احساسی در مورد جایگاه خود در رابطه BDSM دارید. اعتماد به نفس شما سکسی است و تمایلات شما مهم‌تر است نسبت به اینکه دیگران در مورد افکار شما چه فکری می کنند. آن را اینطور تصور کنید: چه فایده‌ای برای شما دارد که دیگران در مورد چیزی که فکر می‌کنید لذت بخش است یا راهی مناسب برای سبک زندگی شما است، چه فکری می کنند؟ اگر از این تمایلات متنفر باشند یا دوری کنند، آیا در میزان لذت شما فرقی می کند؟

احتمالاً خیلی کم. پس آنچه هستید را در آغوش بکشید

شش: باید فانتزی خود را کشف کنید اما همه فانتزی ها راحت به زندگی واقعی وارد نمی شوند

من کمی به این موضوع اشاره کردم و باید بپذیریم که همه فانتزی‌ها هم در عمل خوب کار نمی‌کنند و برخی دیگر نباید قلمرو رویاهای شما را ترک کنند. دلیل این امر احتمالاً باعث فرار شما نخواهد شد. خطرات ایمنی یا انتظاراتی وجود دارد که در زندگی واقعی ممکن نیست. به عنوان مثال اگر فانتزی برای آسیب جدی زدن، شکنجه واقعی یا خفه کردن دارید بگذارید در همان فضای ذهن شما باقی بمانند. این تمایلات ربطی به BDSM ندارند. ایمنی همه طرف‌ها در هر شرایطی بسیار مهمتر از هر خواسته یا تمایلی است که دیگران ممکن است داشته باشند. به همین ترتیب، خیال پردازی‌هایی وجود دارد که قانون یا اخلاق را نقض می‌کند، مانند پدوفیلی یا شکنجه حیوانات یا دید زدن و فیلم گرفتن از اعضای خانواده که واقعا باید جزئی از یک خیال باقی بماند و اگر زندگی شما را مختل می‌کند باید به روانشناس مراجعه کنید.

به این ترتیب، شما می توانید بسیاری از موارد را شبیه سازی کنید تا چیزی مانند فانتزی خود را بدون آسیب و در سایه ایمنی تجربه کنید. من داستانی از کسی را شنیدم که می خواست با همسر خود (بدون مرگ واقعی) نکروفیلی را تجربه کند. برای واقعی‌تر کردن این فانتزی، شریک همسرش شبانه به یک گورستان خصوصی رفت و بیش از یک ساعت داخل یک قبر کاملا برهنه مستقر شد و از سرمای زمین و هوای سرد یخ زد. سپس، در زمان توافق شده، مرد به گورستان رفت اما با جسد یخزده همسرش روبرو شد. از لبخندهای نقش بسته روی صورت زن، می شد حدس زد که از این تجربه لذت می برده است، اما آیا ارزشش را داشت؟

خلاق و مبتکر باشید و کاری کنید که فانتزی‌های خود را طوری تجربه کنید که باعث پشیمانی برای خود یا دیگران نشوید.

هفت: افراد دیگری با گرایش‌هایی مثل شما هستند اما اولین کسی که دیدید، بهترین فرد برای شما نیست

اینکه یک نفر دقیقا دوست دارد که مثل شما رابطه جنسی داشته باشد به این معنی نیست که برای شما شاخته شده است. رابطه جنسی یک بخش از شخصیت هر فرد را تشکیل می‌دهد و نزدیک بودن سلیقه‌ها دلیلی برای تبدیل شدن یک فرد به پارتنر برای شما نیست.

درست است، من این را گفتم. شما حتماً سراسر جهان را در جستجوی شخصی که علاقه‌مند به همان گرایش‌های شما باشد می‌گردید و وقتی یکی را پیدا کردید، به شما می‌گویم لحظه‌ای دست نگه دارید و فکر کنید. در آن لحظه خاص خیلی سخت است که فکر کنید، درست می‌گویم؟ پس از تمام فانتزی‌ها و آرزوها آن شخص با تمایلاتی درست مانند شما روبروی شما نشسته است و در این لحظه مهم و هیجان انگیز باید متوقف شویم؟ آیا امکان پذیر است؟

خب، بنابراین دو سناریو در اینجا وجود دارد. شما می‌خواهید دعواهای زیادی با شخصی داشته باشید که گرایش کینکی مانند شما دارد ولی ممکن است شخص دیگری هم باشد و سازگاری بیشتری هم با روحیات غیر کینکی شما داشته باشد؟ بسیار خوب، به بخت و آینده خود لگد بزنید اگر واقعاً نیازی به سازگاری در بقیه موارد زندگی ندارید و این چیزی است که شما به دنبال آن هستید.

اما اگر می‌خواهید در رابطه‌ای باشید که در گرایش کینک از آن لذت ببرید، حتی اگر دقیقا مانند خواسته‌های شما نباشد اما در بیرون از kink هم سازگاری و لذت وجود داشته باشد، پس با اولین آشنایی هیجان‌زده نشوید، بدانید که می‌توانید دوباره و دوباره آن را امتحان کنید، افراد دیگری را هم ببینید و تصمیم‌گیری کنید. این کار مانند یک قرعه کشی نیست اما ممکن است شما چند باری هم شانس نیاورید تا اینکه با فرد مناسب برخورد کنید. قبل از ذوق زده شدن با دیدن اولین کسی که گرایش‌هایی شبیه شما دارد، خود را تسلیم می‌کنید؟ به موضوعات و تاثیرات آنها در زندگی غیر kink خود هم توجه کنید. شاید خوش شانس باشید و همان اولین نفر فرد مناسب باشد اما اگر نبود، فکر نکنید گوهر گران بهای خود را از دست خواهید داد، آن هم برای همیشه!

یک رابطه تنها به معنای تحقق یک فانتزی، خاص نیست، بلکه رویای تحقق فانتزی‌های یکدیگر است. حتی اگر ماه‌ها یا سال‌ها به دنبال کسی بوده‌اید و این اولین کسی است که به شما بله را گفته است، من این رابطه را دوست دارم ولی شما با همه روابط سازگار نیستید، این به معنای پایان رابطه نیست. دامنه روابط بسیار بزرگتر از فانتزی‌های ما است.

این موضوعات برای کسانی که به تازگی با عنوان BDSM آشنا شده‌اند معمولاً پیش می‌آیند. اولین سلطه گری که با شما ملاقات می‌کند لزوماً همان ارباب رویایی شما نیست. تا زمانی که آنها را بطور کامل نشناسید، تسلیم کسی نشوید و مطمئن باشید که با او سازگار هستید. وی را بارها ملاقات کنید، در زمان‌ها و شرایط مختلف، چند بار و چند بار قبل از اینکه رابطه Kink خود را با او آغاز کنید.

اگر بعد از گذشت زمان انتخاب خود را تایید کردید و حس خوشحالی در رابطه داشتید، این شخص واقعا سلطه‌گر و ارباب رویای شما است، پس به دنبال آن بروید. بهترین آرزوها را برای شما دارم.

در هیچ بخش از زندگی عجله نکنید. به خصوص در رابطه و پیدا کردن شریک. شما نمی‌توانید انسان‌ها را تغییر دهید. پس اگر کسی را مناسب خود ندیدید، برای ایجاد رابطه پافشاری نکنید. درس اول صبر است. با شکیبایی و آرامش در این رابطه گام بردارید.

اونتاشگال . مهر ۱۳۹۹ . Photos by Krzysztof Niewiadomski

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

خاطرات یک مستر ایرانی در اروپا، تربیت زوج

اونتاشگال . خاطرات مستر و اسلیو

پس از فراخوان برای نویسنده مهمان، دوست عزیز با نام میلاد این نوشته را برای من ارسال کرد. این ماجرا روایت شخصی ایشان از رابطه با یک زوج اسلیو و برده است. طبیعتا تحقیقات علمی پشت این نیست و لزوما درست یا غلط نباید باشد. صرفا شرح بیان تجربه‌های مختلف است که می‌تواند برای شما هم مفید باشد.

قبل از شروع هر کاری، قفل آلت مردانه یا همان چستیتی را روی آلت دنیل محکم کردم. این باعث می‌شد آلتش با دیدن صحنه‌های بعدی بدون اراده بزرگ نشود و صاحب خود را از کنترل خارج نکند! روی زمین کاملا برهنه دراز کشیده بود. پاها با پابند فلزی به میله آخر اتاق محکم شده بود و قلاده‌ای داشت که دست‌ها به قلاب‌های کنار آن وصل شده بودند و کاری نمی‌توانست بکند. یک دهان بند یا گگ گلوله‌ای بزرگ هم در دهانش قرار داده بودم.

البته یک دکمه زنگ الکترونیکی در دست داشت. به محض دیدن صحنه‌هایی خارج از تحمل او که قرار بود برای دوست دخترش شان اتفاق بیفتد، آن زنگ را می‌توانست بزند تا همه چیز متوقف شود. این یک شیوه برای بیان کلمه ایمنی است. به محض زدن زنگ همه چیز متوقف می‌شد و او را باز می‌کردم.


جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


برده دختر با قلاده

داستان من از سال ۲۰۰۶ شروع شد، زمانی که برای استفاده از یک بورس تحصیلی به کالج مدیریت زوریخ رفتم. در آن سال‌ها تازه از فضای بسته و محدود ایران وارد فضای باز و بدون ملاحظه‌ای شدم که ممکن بود مرا در تمام ارکان زندگی به معنای واقعی در خود غرق کند، اما میل به تحصیل و داشتن موقعیت مدیریتی در سازمان‌های مطرح دنیا و البته آشنایی با یک استاد و مربی روابط Fetish باعث شد تا مسیر خود را گم نکنم.

این مربی فردی ۵۲ ساله، متاهل و مدیر مالی شرکتی بین‌المللی بود که من برای کار آموزی مدیریت باید ۲۴۰ ساعت در آن کار می‌کردم. رابرت هلندی بود و در سوئیس زندگی می‌کرد. او بود که آگاهی من را به این سمت برد که میل به سلطه‌گری چیز خجالت آوری نیست البته به شرطی که با توافق طرف مقابل باشد. او مرا به مجموعه‌هایی معرفی کرد که اصول و تکنیک‌های این کار را در آنها آموختم، راهی که بعد از ۱۲ سال هنوز هم دنبال می‌کنم و می‌آموزم.

حضور در این دوره‌ها باعث آشنایی با همفکران من شد که برخی از بهترین دوستانم، پارنترها و برده‌هایم و البته در سال‌های بعد مشتریانم را از میان آنها یافتم.

بعد از ۶ سال آموزش، از حدود ۶ سال قبل، در کنار شغل اصلی‌ام در یک شرکت بین المللی، باز هم با راهنمایی و کمک رابرت، تبدیل به یک مربی شدم تا راه و رسم درست و ایمن برای این روابط را به کسانی که میل به بردگی و اطاعت داشتند، بیاموزم. برخی از این افراد تنها بودند و برخی هم زوج. گاهی به درخواست یک ارباب، برده‌اش را آموزش دادم، گاهی خود برده‌ها برای یادگیری بیشتر به من رجوع کردند. اما معمولا آموزنده‌ترین تجربه‌هایم با زوج‌ها بود.

این ماجراها و خاطرات گوشه‌هایی از تجربه‌هایی هستند که تا جایی که حافظه یاری می‌کند، برای شما بیان می‌کنم. همچنین هویت آموزش گیرنده‌ها حفظ شده است.

خاطره اول: دوست پسری اسلیو که عذاب وجدان داشت

بگذارید از گذشته این دو بگویم. دنیل ۶ ماه پیش از اولین جلسه متوجه شده بود که برای لذت بردن از رابطه جنسی باید نقش برده را برای خانم‌ها بازی کند، و خیلی شفاف آن را با شان که در یک رابطه یک ساله بودند و با هم زندگی می‌کردند، مطرح کرده بود. شان ابتدا سعی کرده بود تا این نقش را برای دنیل بازی کند، اما اون هم نمی‌تونست آنقدر که باید محکم باشد و تازه خودش هم دوست داشت برده باشد، اما هیچوقت جرات نکرده بود آن را با کسی مطرح کند. با این حال جسارت دنیل در صحبت درباره خواسته‌هایش به او هم شجاعت مطرح کردن این موضوع را داده بود.

بحران در رابطه شروع شد و با وجود علاقه زیاد به هم، حتی به این فکر کرده بودند که رابطه را ادامه ندهند.

تا اینکه یکی از دوستان دنیل در دفتر وکالتی که بعنوان وکیل کار می‌کرد، به او اطلاع داد که یکی از کارآموزهای جوان که به تازگی برای کارآموزی به آن‌جا آمده بود یک میسترس درست و حسابی است. 

برده پسر و تنبیه او

ورود یک میسترس

این میسترس مارتا دختر سیاهپوستی بود که ۴ سال از دنیل کوچکتر بود. انتخاب سخت شروع شده بود اما در نهایت شان و دنیل تصمیم به ایجاد رابطه با مارتا گرفتند و او بعنوان ارباب آن دو از جمعه عصر تا دوشنبه صبح به آپارتمان‌شان می‌رفت تا شاهد خدمت این زوج به خود باشد.

خب به نظر همه چیز درست می‌آمد تا اینکه شان احساس کرد از خدمت به ارباب خانم لذتی نمی‌برد. این بار بطور جدی آن‌ها را ترک کرد. دنیل نمی‌توانست این را تحمل کند اما نمی‌خواست لذت خدمت به میسترس مارتا را هم از دست بدهد.

عذاب وجدان شروع شده بود. دنیل تا مرز نابود کردن شغلش پیش رفت. تا اینکه تصمیم گرفت برای شان ارباب مرد پیدا کند تا در زمان‌هایی که او به مارتا خدمت می‌کرد، شان به ارباب مرد خدمت کند. البته پیدا کردن این فرد آسان نبود. همچنین مارتا هم راضی نبود و معتقد بود دنیل کنترل و تحمل خود را از دست خواهد داد و نمی‌تواند حضور یک مرد دیگر را در زندگی شان تحمل کند. مارتا هم گفت اگر دنیل ثابت نکند که توانایی و تحمل دارد، از رابطه خارج خواهد شد.

من به رابطه دعوت شدم

همه چیز به مدت دو هفته جهنمی بود. اینجا بود که من وارد شدم. از طریق یکی از دوستان مارتا از این داستان خبردار شدم. دوست مشترک ما معتقد بود برای یک دوره کوتاه در حضور دنیل از شان بعنوان برده استفاده کنم تا دنیل تحمل خودش را بسنجد. هیچ وقت درگیر رابطه دو نفر نشده بودم و تنها بعنوان آموزش دهنده کار می‌کردم. برای همین جواب منفی دادم.

اما ۳ روز بعد دوست مشترک ترتیب یک ملاقات با دنیل و شان را در قسمت بار یک هتل داد. خیلی صریح و بی پرده با هم صحبت کردیم و نگرانی‌های خود را به آن دو منتقل کردم. دنیل اصرار داشت این کار را برای اثبات خودش به مارتا انجام بدهم و در عین حال فرصت لذت مشابه را برای شان فراهم کند. امنیت شان نیز برای او خیلی بود و می‌خواست این کار توسط یک حرفه‌ای انجام شود.

خیلی واضح برای آن‌ها توضیح دادم که من وارد رابطه نخواهم شد. برای شان اربابی پیدا نخواهم کرد و تنها برای ۳ روز مثل یک دوره آموزشی، شان را با تکنیک‌های تحت سلطه و ساب میسیو بودن آشنا خواهم کرد.

دنیل می‌توانست حضور داشته باشد اما کاملا بسته شده و بدون امکان دخالت بود. البته هر وقت می‌خواست یا احساس می‌کرد تحمل آن‌را ندارد می‌توانست فرآیند را متوقف کند اما برگشتی در کار نخواهد بود و من به مارتا گزارش خواهم داد که دنیل تحمل ندارد.

با همه چیز موافقت کردند. روی دستمزد هم توافق کردیم. شان کاملا با این موضوع موافق بود و مارتا فقط می‌خواست از کل ۳ روز فیلم تهیه شود تا خودش آن را ببیند. دنیل و شان موافق بودند. خب، بالاخره من هم موافقت کردم.

در مورد شان بگویم که او ۳۲ ساله، قد ۱۷۵ استخوانی، سفید پوست و اهل شف هاوزن، شهر کوچکی در نزدیکی زوریخ بود. اون به تازگی فارق التحصیل دکترای شیمی از دانشگاه زوریخ شده و به عنوان استادیار مشغول به کار بود. در ظاهر مثل خانم معلم‌های جدی بود اما در درون بسیار مردد، شکننده و از گرفتن هر تصمیمی بیزار بود. از نوجوانی به میل خودش به تحت سلطه بودن آشنا شده بود اما مثل هر چیز دیگری هیچگاه آنرا به زبان نیاورده بود و اگر دنیل از میل خود صحبت نمی‌کرد شاید هیچوقت به کسی چیزی نمی‌گفت، اگر چه حتی با این وجود هم مدتی طول کشیده بود تا به قول خودش به گرایش واقعی درونش اعتراف کند.

برده دختر باندیج شده

شروع جلسه و روز اول، اولین تجربه

به سمت شان رفتم. وسط سالن ایستاده بود و کمی مضطرب بود. فکر کنم برای اولین بار کار یک ارباب مرد را می دید که کاملا با دنیل و مارتا متفاوت بود. طبق چیزی که شب پیش برای آن‌ها فرستاده بودم، شلوار پارچه‌ای سفیدی به پا کرده بود. روی آن هم بلوز بلندی پوشیده بود که تا زانوها می‌رسید. درست مثل یک خانم با سمت بلند پایه در یک اداره بود. کفش پاشنه بلند هم پوشیده بود. کاملا رسمی، بدون لباس زیر، زیورآلات و آرایش بود. موهای بلندش هم باز بود. البته در همین حالت هم بسیار زیبا بود. در تمام حدود ۴۵ دقیقه‌ای که مشغول بستن دنیل بودم بدون حرکت ایستاده بود و تماشا می‌کرد. دوربین هم مشغول فیلم برداری بود تا مارتا بعدا شاهد برنامه ما باشد.

خیلی محکم به شان گفتم کفش‌ها و شلوارش را در بیاورد. کمی مردد بود. با صدای بلندتر گفتم: «زود باش». تکان خورد و به آرامی شروع کرد به انجام دستور. همانطور که انتظار داشتم لباس زیر نپوشیده بود و موهای بدنش را هم کاملا تراشیده بود. وقتی تمام شد ناخود آگاه جلوی الت تناسلی اش را با دست پوشاند، البته طبیعی بود.

نفس زدن‌اش کمی تند شده بود و معلوم بود اضطراب دارد. برخلاف دنیل، شان اجازه داشت از کلمات امن ملایم‌کننده استفاده کند تا فرآیند را آرامتر یا متوقف کند و استفاده از آنها باعث نمی‌شد تا همه چیز کاملا کنسل شود. می‌توانست بارها استفاده کند و دوباره شروع کنیم تا زمانی که کاملا بخواهد جلسه و این ۳ روز متوقف شود.

پشت او ایستادم. دست‌ها را از مچ گرفتم و آرام به سمت پشت بردم و روی هم گذاشتم. بعد با طناب کنفی مچ هر دست را به آرنج دست دیگرش بستم و محکم کردم. پیراهنش زیر طناب جمع شده بود. به تجربه فهمیده بودم بهتر است با طناب و باندیج شروع کنم و برای روز اول از غل و زنجیر برای شان استفاده نکنم. طناب را دور سینه محکم کردم و به سمت میله سقف انداختم و از روی آن رد کردم. بعد هم دوباره از زیر طناب‌های رد شده از سینه‌اش بردم و کشیدم. بدنش به سمت بالا حرکت کرد و همزمان جیغ ملایمی کشید. نوک پاهای برهنه‌اش حالا به زحمت به زمین می رسید. کاملا بی دفاع بود.

دستم را به سمت آلت تناسلی و بین پاهای او بردم و بی مقدمه داخل انگشتم را داخل کردم. دوباره جیغ کشید. دنیل هم صدای گنگی درآورد اما زنگ را نزد. شان کاملا خیس و تحریک شده بود. این کار علاوه بر مسائل جنسی‌اش، یک تست خیلی مهم برای شروع کار روی خانم‌ها است، اگر خیس نباشند نباید شروع کرد و باید به سراغ دیگر اندام‌ها رفت. اما شان به اندازه کافی خیس و تحریک شده بود. پس چند دقیقه که با آلت تناسلی‌اش مشغول بودم چند ضربه محکم به کپل‌های باسن‌اش زدم.

قیچی را برداشتم و پیراهن را روی بدهنش پاره کردم. به تندی نفس نفس می‌زد ولی چشم‌هایش حسابی مشتاق بود. کاملا برهنه شده بود. نوک سینه‌هاش سفت شده و ماهیچه‌ها منقبض بودند. یک ویبراتور روی آلت تناسلی‌اش گذاشتم و روشن کردم. همه بدنش در یک لحظه به لرزشش افتاد و بعد منقبض شد. جیغ‌های کوتاهی می‌کشید. شلاق کوتاه را برداشتم و ضربه‌های ملایمی به پشت ساق‌ها زدم، ضربه‌های آرام اما ممتد. ترکیب درد و لذت ویبراتور او را به ارگاسم نزدیک کرده بود. به او گفتم که اگر بدون اجاره ارگاسم شود چه تنبیه سختی در انتظارش خواهد بود و با سر تایید کرد.

آرام زنجیر را به نوک سینه‌ها وصل کردم. درد بیشتر از لذت شده بود اما عمق لذت اجاره نمی‌داد متوقف کند. شروع به التماس کرد تا به او اجازه ارگاسم دهم. هیچ نمی‌گفتم و این حساسیت ذهنی او را بیشتر می‌کرد. کم کم صدای نفس‌های دنیل هم از پشت دهان بندش به گوش می‌رسید. می‌دانستم خون زیادی به سمت آلت او رفته است اما چستیتی اجازه نمی داد راست شود، برای همین فشار زیادی به کون خود می‌آورد و باعث می‌شد پلاک ویبراتور فشار بیشتری به پروستات او بیاورد و بیشتر غرق لذت و فشار عضلانی شود.

معلوم بود که شان دیگر تحمل ندارد و نمی‌تواند جلوی خود را بگیرد. من هم خیال نداشتم بدون اجازه ارگاسم شود و در شروع کار تجربه یک تنبیه سخت را داشته باشد. پس در گوش او گفتم «زمانی که زنجیر سینه‌ها را جدا کردم، اجاره ارگاسم دارد». با فشار کشیدم خون به سمت نوک سینه‌ها جریان پیدا کرد و آزاد شدن دوپامین باعث ارگاسم شدیدی شد. جیغ بلندی کشید و با حرکت‌های شدیدی لذت بسیار زیادی را تجربه کرد. طناب‌ها باعث می‌شدند نتواند دست و پاها را حرکت دهد، برای همین ماهیچه‌های بدنش تمام دوپامین را جذب کردند و این لذت ارگاسم را برای شان چند برابر کرده بود. بعدها به من گفت این بهترین تجربه ارگاسم زندگی‌اش بود. بعد از تمام شدن حرکت‌های غیر ارادی ماهیچه‌هاش، بی حال از طناب آویزان شد. چشم‌ها را بست و بی حرکت به خلسه رفت.

دنیل اما در تلاطم بود. تند نفس می‌کشید و از درد ارگاسم ناقص به همراه پلاک کون به خودش می‌پیچید. اما لذت و اشتیاق در چشم‌هایش بود. به او گفتم «فقط یک دقیقه فرصت داری زنگ را بزنی وگرنه بقیه برنامه‌ها را روی دوست دخترت ادامه می‌دهم». مستقیم به چشمان من نگاه می‌کرد. مطمئن بودم تا ۱۰ ساعت دیگر هم زنگ را نخواهد زد. دنیل آمادگی کافی برای وارد کردن شان به دنیایی که لذتی مشترک از آن می‌خواستند را داشت. اما خب، من باید ۳ روز امتحان کردن او را ادامه می‌دادم.

ارباب و کنترل اسلیو

نتیجه سه روز لذت بخش برای این زوج

شان در این ۳ روز سکس دهانی، سکس مقعدی و جلق زدن برای یک مرد را به خوبی یاد گرفت. همچنین ظرفیت تحمل و ترکب آن با دوپامین را فرا گرفت تا بتواند یک لذت غیرقابل کنترل را تجربه کند. او کنترل بهتری روی ارگاسم خود پیدا کرد. دنیل نیز در موقعیت‌های متفاوتی اما همیشه بسته و بدون امکان دخالت، شاهد آموزش‌ها بود. او شب‌ها در قفس زیرزمین می‌خوابید و شان روی یک موکت نازک در اتاق من و یک پای او با زنجیر به پایه تخت بسته شده بود. این کارها برای این بود که حس تعلق را برای خود عادی کند.

بعد از آن جلسه، مارتا با دقت فیلم‌ها با پیدا کردن ارباب مرد موافقت کرد. اونها از طریق دوستان مشترک یک پسر ۲۸ ساله پیدا کردند و وی نیز شان را به عنوان برده پذیرفت. از آن روز تا ۳ سال پیش که از آن‌ها خبر داشتم،آخر هفته‌ها دنیل به مارتا خدمت می‌کرد و شان هم به خانه اربابش که اسم او را فراموش کرده‌ام، می رفت تا در کنار ۲ برده تمام وقت، لذت ببرد و نیازش را برآورده کند.

تا ۳ سال پیش که از آن‌ها خبر داشتم، به همین شیوه به زندگی ادامه می‌دادند. در این مدت باردار شدن شان و به دنیا آمدن دختر او و دنیل، تنها وقفه کوتاهی در این نوع رابطه ایجاد کرد، اما بعد از آن شان و دنیل دائماً ارباب‌های جدیدی پیدا می‌کردند و لذت می‌بردند.

فکر کنید اگر آن‌ها هیچوقت در مورد تمایلات و علایق شخصی با یکدیگر صحبت نمی‌کردند…


در مواردی مانند این که پارتنرها در حضور هم رابطه را تجربه می‌کنند، بسیار مهم و حیاتی است که تجربه لذت برای هر دو فراهم باشد، نه اینکه صرفا به یکی از طرفین بپردازید. اگر دنیل تنها یک گوشه نشسته و شاهد باشد، فشار روانی کم کم او را از مسیر مورد خواست دور خواهد کرد. طراحی لذت در کنار اتفاقات مورد نظر شما، مانند بیننده بودن یا دخالت نکردن موضوع بسیار مهمی است که قبل از شروع کار باید برای آن برنامه ریزی کرد.

بر خلاف تصور بسیاری از افراد مبنی بر زورگویی، تمام کارها باید قبل از شروع رابطه با پارتنر یا آموزش گیرنده توافق شده باشند. BDSM یک نوع وحشی بازی که یک طرف هر کار دلش خواست بکند نیست، بلکه یک رابطه خاص احساسی و جنسی است که باید هر دو طرف از آن لذت ببرند و مطابق با نیازهای آن‌ها باشد. حتی برای برده‌هایی که برای آموزش به من سپرده می‌شدند و ارباب‌های آنها لیست درخواست‌ها را اعلام می‌کردند، ساعت‌ها وقت صرف می‌کردم تا برای آنها مراحل آموزش را توضیح بدهم و هر کجا که احساس راحتی یا امنیت نمی‌کردند، راه و روش را عوض می‌کردیم. البته خیلی زیاد با نوع دیگر این رابطه برخورد کردم که هیچ وقت ورود به آنرا نپذیرفتم، چون اعتقاد دارم بدون تمایل دو طرفه و آگاهی کامل، هر حرکتی اشتباه است و پشیمانی به بار خواهد آورد.

برای اینکه در این کار حرفه‌ای و ماهر شوید، بیشتر بخوانید و بیاموزید. هیچوقت آموزش زمینه BDSM به پایان نمی‌رسد. شما هم می‌توانید نوشته‌های خود را در صفحه تماس برای من ارسال کنید.

اونتاشگال . تیر ۱۳۹۹ . نویسنده مهمان: میلاد

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

راهنمای شروع سکس در BDSM برای تازه کارها

یک سری مقالات علمی از ژورنال‌های معتبر را ترجمه و منتشر می‌کنیم. دوست عزیزم MPress6 این ترجمه را انجام داده‌اند. این مقاله نوشته خانم سوفی سنت توماس نویسنده کتاب Finding Your Higher Self در زمینه آرامش و لذت فردی است.


جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


خیلی از شما ممکنه به واسطه سری فیلم‌های ۵۰ سایه خاکستری با BDSM آشنا شده باشین. احتمالا کنجکاو شدین که چجور میشه به عنوان یک مبتدی، چاشنی BDSM رو با ساده‌ترین ابزار و بدون خراب کردن رابطه با پاتنرتون به سکس اضافه کنید. در واقع مایکل آرون، سکس تراپیست معتقده BDSM غالبا جنبه ذهنی داره تا فیزیکی و وقتی پای Impact Play میاد وسط، هیچ وسیله‌ای بهتر از دست‌هاتون نیست. البته می‌تونید از وسایل دیگه دم دستی مثل طناب، شال و گیره لباس هم استفاده کنید.

در اینجا ۸ راهکار رو برای داشتن تجربه BDSM هیجان انگیز و البته مقرون به صرفه معرفی می‌کنیم.

۱. صحبت در مورد علایق و محدودیت‌ها

BDSM بازی تبادل قدرت اما به شکل توافقی هست. این یعنی دامیننت و سابمیسیو باید از قبل در مورد تمام لیمیت‌ها/محدودیت‌ها، علایق و البته سیف ورد (کلمه ایمنی که از طرف ساب‌میسیو درخواست توقف جلسه است) با صراحت صحبت کرده و به توافق برسن که به مراتب باعث ایجاد یک آمادگی ذهنی و مهم‌ترازهمه اعتماد سازی میشه. سابمیسیو نیاز داره در مورد چیزهای مختلف آگاهی داشته باشه تا با خیال راحت خودشو بانداژ شده در اختیار دامیننت بگذاره و از دستوراتش پیروی کنه.

نکته جالب اینه که خیلی‌ها معتقدن با توجه به اینکه این وظیفه دامیننت هست که به لیمیت‌های ساب احترام بذاره، در واقع کسی که قدرت اصلی رو در اختیار داره ساب‌میسیو هست! اما سابمیسیو‌های عزیز حواسشون باشه اگر رفتاری هست که می‌دونید دامیننت رو ناراحت میکنه، مثل مثلا خندیدن درست اون زمانی که دامیننت جدی هست، اون کار رو انجام ندن چون عواقب خوبی براشون نداره!

۲. صحبت کردن تحریک آمیز یا Dirty Talk

ممکنه شما ساب‌میسیوی باشید که ازتنبیه شدن و شنیدن «دختر بدی شدی، الان دیگه کاری که بابایی میگه انجام میدی» لذت ببرین. یا دامیننتی که از خطاب کردن سابمیسیوش با کلاماتی مثل «هرزه کوچولو» لذت می‌بره و یا حتی سوییچ (کسی که هم گرایش ساب‌میسیو دارد و هم دامیننت) که در این صورت از هم مورد خطاب واقع شدن و هم خطاب کردن پارتنرش با کلمات به اصطلاح کثیف لذت می‌بره. اشارات کلامی به افراد آزادی بیشتر و پیش زمینه ای برای تصورکردن، ابراز و کشف فانتزی‌هاشون بدون حس خجالت و شرمندگی میده. مثلا ممکنه فانتزی بانداژ شدن رو داشته باشین اما فعلا بخواین به شنیدن و تصور کردنش بسنده کنید یا اینکه چه حسی بهتون دست میده وقتی پارتنرتون رو «ارباب یا آقا یا سرورم» خطاب می‌کنید.

متاسفانه چیزی که زیاد شاهدش هستیم مورد خطاب قرار دادن سابمیسیو ها با الفاظی مثل «توله سگ» بدون توافق است. این رفتار بدون توافق باعث از بین بردن اعتماد و نابودی رابطه میشه. اگر به عنوان مثال از قبل توافق کردین که ساب‌میسیوتون رو فقط وفقط توی سکس یا جلسه BDSM توله سگ خطاب کنید به هیچ عنوان خارج از جلسه اینکارو نکنید.

۳. استفاده از چشم بند

محرومیت حسی یکی از راهکارهای هیجان انگیزتر کردن سکس هست. وقتی موقتا یکی از حس‌های پنج گانه رو از کار می‌ندازیم باقی حواس به جبران نبود اون حس فعال‌تر میشن. سرآشپزهای معروف گاهی اوقات با چشم بسته غذایی رو امتحان می‌کنن که بهش میگن «Blind Tasting». در این حالت، قدرت چشایی چندین برابر قوی‌تر میشه.

بسته به نقشی که دارین، میتونید وقتی چشماتون بسته هست از پارتنرتون بخواین تو گوشتون حرفای تحریک آمیز زمزمه کنه یا نقاط تحریک آمیز بدنتونو با یه پر قلقلک بده. یا شما چشماشو ببندید، صورت‌تونو ببرید سمتش انگار که در شرف بوسیدنش هستین و بعد ازش فاصله بگیرید. در این حالت صدای پارتنرتون و طعم لباش چندین برابر هوس انگیزترخواهد شد. نکته کلیدی اینه که فردی که چشمش بسته هست نمیدونه قراره چه اتفاقی بیفته و همین ندونستن ماجرا رو هیجان انگیزتر و تحریک‌کننده‌تر میکنه. نیازی هم به هزینه کردن آنچنانی نیست. حالا اگه میخواین یکم سر کیسه رو شل کنید، میتونید چشم بندای ابریشمی تهیه کنید. اگه هم نه که یک کراوات یا شال هم جوابگو هست.

۴. کنترل ارگاسم و ارضا شدن

وقتی پارتنرتون شما رو (خصوصا اگر آقا باشید) به حدی تحریک میکنه که به اوج میرسین و درست قبل از ارگاسم و انزال متوقف میشه می‌گیم طرف کنترل ارگاسم یا Edging انجام داده. کنترل ارگاسم میتونه به دفعات تکرار بشه، یعنی مدام شما رو به اوج برسونه بعد درست قبل از ارگاسم متوقف بشه. با توجه به ماهیت این موضوع میفهمیم چقدر سادیسم، دامیننت‌ها زن و مرد رو ارضا میکنه!

اگر ساب‌میسیو تازه کار هستید و بار اوله که دارید اجینگ رو تجربه می‌کنید، احتمالا موقع کنترل ارگاسم، قدر ارضا شدن رو خوب می‌دونید و از هیجانش لذت می‌برید. نیازی به دفترچه راهنما نیست. خیلی راحت خودتونو به دامیننت بسپرین تا با زبان، دست یا اسباب بازی‌های خاص شما رو به اوج برسونه و درست همون لحظه قبل از رهایی، عقب بکشه. به دفعات این پروسه باید تکرار بشه تا به التماس بیفتید و در نتیجه یکی از فوق‌العاده‌ترین و شیرین‌ترین ارگاسم‌های زندگی‌تونو تجربه کنید.

۵. هنر استفاده از طناب و باندیج

بانداژ یا محدود کردن حرکات فیزیکی محور اصلی خیلی از جلسات BDSM هست. قبل از شروع حتما پیشاپیش راجع به علاقه مندی ها ( گار گرفتن نوک سینه ها یا سکس دهانی) و لیمیت هاتون( میتونه سیلی خوردن یا سکس معقدی باشه) حتما صحبت کرده و به توافق برسین. اگه مایلین مهارت های پایه گره زدن با طنابو یاد بگیرین میتونین کتاب هایی مثل The Seductive Art of Japanese Bondage اثر Midori رو مطالعه کنین یا از ویدیو های آموزشی تو سایت هایی مثل یوتیوب استفاده کنین. فقط به یاد داشته باشین حتما گره ای بزنید که هر وقت خواستین بتونین بازش کنین. میتونین از طنابای مخصوص بانداژ یا از یه شال استفاده کنید. ازهر چیزی استفاده میکنین برا بانداژ حتما مطمئن بشین صاف به پوست چسبیده و نه به حالت جمع شده که خطرمختل یا قطع کردن جریان خون رو داشته باشه. و مهمتر از اون حتما و حتما قیچی دم دستتون باشه که اگه گره ای باز نشد یا حال پارتنرتون بد شد، سریع بتونین طنابو پاره کنید.

۶. استفاده از شمع‌های ماساژ

شمع به جز رمانتیک‌تر کردن فضا جهت کمک به مخ زنی، کاربردی به اسم Temperature Play هم داره که در واقع بازی با سرما و گرما جهت تحریک جنسی پارتنرتون هست. می‌تونید از پارتنتون بخواین روی نقاط حریک کننده یخ بذاره یا شمع ذوب شده رو آروم آروم بریزه رو بدنتون. امنیت حرف اول رو میزنه بنابراین سعی کنید به جای استفاده از شمع های معمولی که ممکنه باعث سوختگی بشن، از شمع های مخصوص سکس و ماساژ استفاده کنید. کمپانی‌های زیادی این شمع ها رو با رایحه های اغواکننده‌ای مثل زنجبیل، خرما و یا بوربون ( یک نوع شراب) به بازار عرضه میکنن. نقطه قوت اینجور شمع‌ها یک پایین‌تر بودن دمای ذوب و دو استفاده از روغن حاصله برای ماساژ جنسی هست. پیشنهاد میکنم گاهی رول و نقل ماسور و مشتری رو با پارتنرتون همراه با چاشنی هپی اندینگ بازی کنید!

۷. دستبند فراموش نشود

دستبند هم در کنار طناب یکی دیگه از وسیله‌های بانداژ هست اما نسبت به طناب ساده‌تره و نیازی به مهارت خاصی نداره و از اونجایی که نمیذاره پارتنرتون خودشو لمس کنه، بهترین وسیله برای محرومیت از ارگاسم هست. دستدبند رو بیشتر به میسترس‌ها پیشنهاد می‌کنیم.

۸. توجه به لباس و جذاب بودن آن

همونطور که گفتیم BDSM بازی تبادل قدرت هست. به این منظور می‌تونین مثل شخصیتهایی که دوست دارین لباس بپوشین و مثل اونا رفتار کنین. مثلا دامیننت در قالب یه دکتر ظاهر بشه و سابمیسیو در قالب یه بیمار. میتونین از آقای دکتر دامیننت بخواین معاینتون کنه و ببینه درست ارگاسم میشین یا نه! یا آقای رییس سختگیر و جدی که منشی حواس پرتشو بابت جابجا ثبت کردن یه قرار ملاقات مهم تنبیه میکنه. یا دانشجوی شیطون و مظلومی که نیاز به یه نمره بالاتر داره و استاد بهش میگه هر چیزی یه تاوانی داره… تو این موارد هم نیازی نیست بیخود هزینه کنید. میتونید از لباسایی که دارین استفاده کنین مثل یه دامن کوتاه برای یه سابمیسیو شیطون و یا یه کراوات برای دامیننتی که نقش آقای رییس رو بازی میکنه.

درنهایت چیزی که مهمه خلاقیت شما، توافق و میزان پذیرا بودنتون نسبت به تجربه های جدید و هیجان انگیزه. زیاد به خودتون سخت نیگیرید و به لیمیت‌های پارتنر به شکل جدی احترام بگذارید.

از MPress6 بابت ترجمه این مطلب تشکر میکنم.

اونتاشگال اسفند ۱۳۹۸

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال