در سادومازوخیسم چه چیزهایی سالم و آسیب‌زا هستند؟

اونتاشگال - در سادومازوخیسم چه چیزهایی سالم و آسیب‌زا هستند؟

واژه BDSM شامل فعالیت‌های جنسی باندیج، سلطه‌گری و سادومازوخیسم می‌شود. بسیاری از افراد فانتزی‌هایی دارند که شامل درجاتی از BDSM می‌شود یا تجربیاتی از این دست داشته‌اند.

اما در BDSM چیزی در جریان است. فانتزی‌ها با واقعیت تفاوت دارند و واقعیت لزوما به یک لایف استایل و سبک زندگی ختم نمی‌شود. غالبا کسانی که سادومازوخیسم را امتحان می‌کنند و کسانی که گاهی در بی دی اس ام شرکت می‌کنند یا حتی این روش را در سبک زندگی رابطه‌های خود گنجانده‌اند و همچنین کسانی که درگیر روابط دنباله‌دار و سریالی هستند، همه و همه زیر یک چتر جمع می‌شوند. البته این می‌توانند گیج کننده باشد، خصوصا برای افرادی که مایل هستند بدانند به کدام یک از این دسته‌ها تعلق دارند.


مقاله‌ای که مطالعه می‌کنید در دسته‌بندی پژوهش قرار دارد و در وبسایت مجله روانشناسی انتشار یافته است. ترجمه توسط ماتیلدا صورت گرفته است و در وبلاگ اونتاشگال منتشر می‌گردد.

جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


گرایش BDSM عموما در بسیاری از نشریه‌های معتبر «عالی و نرمال» جلوه داده شده و کسانی که چنین سبک زندگی یا روابطی دارند افراد سالمی شناخته می‌شوند. طرفداران BDSM عموما به مطالعه‌ای برای اثبات این موضوع استناد می‌کنند (Wismeijer،2013). این مطالعه در هلند صورت گرفت و اثبات کرد «افراد حاضر در یک رابطه ارباب-برده‌ای  کمتر عصبی هستند، باوجدان‌ترند، برای تجربیات جدید پذیراترند، برونگراترند، سطوح بالاتری از سلامتی دارند، رد کردن‌های حساس کمتر، در عین حال توافق پذیری کمتری دارند (این مورد اختصاصا درباره اشخاص با نقش دامیننت است). پژوهشگر از پنج ویژگی شخصتی اساسی (روان رنجورخویی، برونگرایی، پذیرای تجربه بودن، وجدان و سازگاری) و سایر سنجه‌های گزارش شده نظیر حساسیت به رد شدن، دلبستگی در رابطه و شادی برای استنتاج نتایج استفاده کرده است.

اگرچه مطالعه ویسمیجر به صورت روتین رفرنس‌دهی شده است، اندکی هم به محدودیت‌های مطالعه هلندی (Dutch) اشاره کرده (McGreal, 2013). محققین به صراحت درباره محدودیت مطالعه خود و نتایج جهت دار آن صحبت می‌کنند. آن‌ها می‌گویند شرکت کنندگان تحقیق همگی اعضای یک وب سایت هلندی عمومی بوده‌اند. گروه کنترل شرکت کنندگان اغلب زنانی انتخاب شده از یک مجله زنان معروف بودند. محققین می‌گویند: «سلامت فیزیولوژیک این ۴۳۴ نفر، اکثرا خانم، نمی‌تواند بازتابی از یک جامعه وانیلی باشد.»

این مسئله که BDSM طیف وسیع و مختلفی از فانتزی‌ها را شامل می‌شود، به خوبی پذیرفته شده است، بنابراین به نظر می‌رسد سلامت روان این افراد هم می‌تواند تفاوت زیادی با یکدیگر داشته باشد. با وجود محدودیت‌ها تحقیقات قابل اطمینانی در ژورنال‌های بالینی در دسترس است اما تعداد اندکی از آن‌ها به درک موضوع اصلی کمک می‌کنند. (Dunkley 2018)

بر اساس پژوهشی(deNeef 2019) صفات شختصیتی (مثل سطوح بالایی از پذیرش یا برونگرایی) و وقوع یک اختلال شخصیتی با سطوح بالای علاقه‌مندی به BDSM ارتباط دارند، هرچند که مدارک برای یک اختلال شخصیت واضح محدود هستند. همچنین به نظر می‌رسد سطوح احساس طلبی و تکانشگری در این مسئله دخیل باشد زیرا احتمالا این تمایلات اشخاص را به کاوش چیزهای جدید، بهتر، شدید‌تر و دنیایی نامحدود راهنمایی می‌کنند.

مطالعات بر روی سواستفاده جنسی و BDSM نشان داد که شیوع گزارشات تجاوز جنسی در کودکی برای کسانی که بی دی اس ام می‌کنند (۸ درصد مردان و ۲۳ درصد زنان) در مقایسه با جامعه عادی (۳ درصد مردان و ۸ درصد زنان) بیشتر بود (Nordling 2000).

روابط BDSM بر اساس رضایت دو طرف شکل گرفته‌اند و پارتنر سابمیسیو (ساب) با کمال میل اختیار خود را تمام و کمال تسلیم دامیننت (دام) می‌کند. ساب فرمانبردار امیال، پروتکل‌های جنسی و دستورات دیگری است. مطمئنا سلطه پذیری محض لذت زیادی برای سابمیسیو به ارمغان می‌آورد؛ دامیننت نیز معمولا از این کنترل کردن لذت می‌برد. بر اساس مطالعات، قدرت هسته اصلی روابط BDSM است؛ درد، باندیج و تحقیر ابزارها یا روش‌هایی برای دستیابی به آن وضعیت تقابل قدرت دوطرفه می‌باشد. (Cross 2018)

تمایلات جنسی انسان پیچیده است

هماهنگی جنسی میان زوج‌ها رابطه را تحکیم کرده و صمیمیت مابین آن‌ها را تقویت می‌کند. چه کسانی که روابط BDSM دارند و چه غیر از آن، اغلب این موضوع را تایید می‌کنند.

با این وجود بسیاری از اشخاص و زوج‌ها هم با صمیمیت جنسی و هم احساسی یکدیگر در جدالند. اغلب این دو پروسه همزمان شده و در نقاط مختلفی در طول یک رابطه به یکدیگر برخورد می‌کنند. بی‌حوصلگی، خستگی، فقدان هیجان، خشم یا  ضعف برقراری ارتباط، موازی پروسه یک رابطه داخل و خارج تخت خواب هستند. روابط جنسی اغلب حقیقت یک رابطه را بیان می‌کنند؛ اما گاهی نیز اینگونه نیست. بسیاری از زوج‌هایی که رابطه BDSM دارند، خارج از رابطه جنسی کاملا متفاوت هستند و تصدیق می‌کنند زندگی شان خارج از سکس کاملا بر مبنای اشتراک قدرت میان دوطرف است و نه برتری قدرت.

گاهی اشخاص در زندگی جنسی خود رفتاری را، خصوصا از سر بی‌رحمی انجام می‌دهند که باعث می‌شود احساس پوچی، هوس زیاد و بیزاری از خود داشته باشند. در حال حاضر تحقیر جنسی در دسترس است و حتی در دسترس‌تر از الکل و شکلات؛ راه حل‌های سریع در اطراف ما. این مسئله اغلب فرسودگی است، افسردگی عمیق‌تر و تقلیل هیجانی که سرانجامش خواستن فهم آن است که چه چیزی باعث می‌شود شخصی به سمت سکس پی در پی، بی پایان یا اجباری برود. این مشکلات می‌تواند در میان جامعه BDSM نیز ظهور کند.

یکی از مشکلات مهم و دور از چشم، وابسته به میزان علاقه و نیت دوطرف برای ورود به یک رابطه BDSM است. در واقع از آن جا که فعالیت‌های BDSM کمی ریسکی بوده و احتمال آسیبی نهفته را در دل خود دارند و اجباری هستند، به اندازه رفتارهای شخصی که از رو بی‌پروائی یا به اجبار به فعالیت‌های جنسی سنتی می‌پردازد «غیرنرمال» هستند.

بگذارید یک مثال فرضی بزنیم: جان، مدیرعامل شرکتی بزرگ در یک موسسه مالی محافظه‌کار و بین‌المللی در اواخر میان سالی، یک دامیننت است. مکررا در یک وبسایت به دنبال علاقه‌مندان به BDSM می‌گردد و با استخدام نیروی جدید، همکاران و کارمندان فرمانبردار مشابه علاقه مندان به BDSM، محدودیت‌ها را کنار می‌گذارد. او روزانه حداقل یک رابطه دارد و با افتخار درباره کسانی که سرویس او را طلب می‌کنند و زنانی که «خار و خفیف» شان می‌کند حرف می‌زند. او از سابمیسیوهای خیلی جوان‌تر از خود عکس می‌گیرد و با ادعای آن که اجازه این کار را گرفته، برای دوستانش می‌فرستد. او می‌گوید به عنوان یک دام «کارهای مهمی برای انجام دادن دارد» و زنان و زوج‌های زیادی به دنبال رابطه با او هستند.

اما اگر فعالیت‌های BDSM با یک زندگی جنسی مرتبط درهم آمیخته باشد چه؟ مثالی دیگر: دنیل و کارن زوجی در میانه ۳۰ سالگی هستند. هردوی آن‌ها جزو هیئت رئیسه شرکت هستند. به مدت ۵ سال Solid Marriage داشته‌اند، اهل گفت و گو هستند و می‌خواهند فانتزی‌های کینکی خود را به زندگی جنسی‌شان وارد کنند. به کلاب‌های BDSM می‌روند و با چشم چرانی اندکی تحریک و فریفته می‌شوند. آن‌ها از یک سکس شاپ لوازم BDSM می‌خرند. با نقش‌های سنتی‌تر نیز احساس راحتی بیشتری می‌کند – دنیل دامیننت است و کارن ساب. در شرایط گوناگون دنیل کارن را می‌بندد، چشم هایش را با چشم بند می‌پوشاند، از گگ بال‌ها استفاده می‌کند و با اسپنک ملایمی با یک پدل، تحریک همزمان کلیتوریسش و توقف کار هرزمان که کارن به ارگاسم نزدیک می‌شد، خود و او را تحریک می‌کند. در پایان اگر یکی یا هردو طرف ارگاسم نشده باشند جلسات BDSM خود را با سکسی سنتی به پایان می‌رسانند یا در آغوش یکدیگر دراز کشیده و درباره تجربه، لذت و رضایت خود از آن جلسه صحبت می‌کنند. گاهی فانتزی‌های جدیدتری که آن‌ها را به وجد می‌آورد را با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند، گاهی فیلم‌های سنتی یا پورن BDSM تماشا می‌کنند.

اونتاشگال - در سادومازوخیسم چه چیزهایی سالم و آسیب‌زا هستند؟

جان، در مثال اول، استخراجی از همکاران و زیردستان است و احتمالا نقش دامیننت کاوری برای نارسیسیسم (خودشیفتگی) اوست، انشار عکس‌های یک ساب برهنه و باندیج شده میان دوستان نیز تاییدی بر این موضوع است. او احساس نیرومندی و کنترل را تجربه می‌کند. او می‌تواند زمینه‌های کم ارزش بودن و احساس عمیق عدم کفایت خود را زیر این مانوور‌های دفاعی پوشانده و از بین ببرد.

دنیل و کارن دوست دارند به عنوان زوجی سالم، عاشق و اهل گفت و گو که به دنبال گسترش محدوده سکشوال خود هستند شناخته شوند. همانگونه که محققین می‌گویند، اختلاف قدرت در کنار شهوت و لذت جنسی می‌تواند هسته ی اصلی هیجان رابطه دنیل و کارن باشد. چون رابطه آن‌ها بر پایه اعتماد و امنیت شکل گرفته، آن‌ها به صورت روتین فانتزی‌های خود را با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند و می‌توانند آن‌ها را در فعالیت‌های جنسی حقیقی خود دخیل کنند.

انجمن‌های تحقیقاتی و بالینی به مقدار زیادی از تعریف فروید از سادو مازوخیسم به عنوان یک انحراف جنسی فاصله گرفته‌اند. بیشتر شدن آزادی به بسیاری از افراد اجازه داده  تا فانتزی‌های شهوانی و موردعلاقه خود را در رابطه و زندگی جنسی به واقعیت بدل کنند. اما، مثل خیلی چیزهای دیگر در زندگی، آزادی با مسئولیت همراه است و نیازمند صداقت است.

نیاز به درک اهداف اعمال جنسی که ممکن است بیش از حد باشد یا به طور سیستماتیک برای پرکردن خلاءهایی از احساس کم ارزشی یا نیاز به بهره برداری و سواستفاده، محدود به جامعه جنسی عموم نیست و علاقه‌مندان به BDSM نیز باید در این مسائل آگاهی پیدا کنند.

منابع

* Cross, P. & Matheson, K. Understanding Sadomasochism. Journal of Homosexuality. Volume 50, January 2006, pages 133-66. 
* DeNeef, N. , Coppens, V. et. Al. Bondage-Discipline, Dominance-Submission and Sadomasochism (BDSM) From an Integrative Biopsychosocial Perspective: A Systematic Review. Sexual Medicine. Volume 7, Issue 2, June  2019, pages 129-144. 
* Dunkley, C. & Brotto, L. Clinical Considerations in Treating BDSM Practitioners: A Review. Journal of Sex & Marital Therapy. Volume 44, Issue 7,  May 2018,  Pages 701-712.
* Luo, S. & Zhangb, X. Empathy in female submissive BDSM practitioners. Neuropsychologia. January 27, 2017.
* McGreal, S. BDSM, Personality & Mental Health. psychologytoday.com Blog Post July 25, 2013.  
* Nordling N. & Sandnabba, K. & Santilla, P. The prevalence and effects of self-reported childhood sexual abuse among sadomasochistically oriented males and females. Journal of Child Sexual Abuse, Volume 9, Issue 1,  August 2000, pages 53-63
* Wismeijer, A., & van Assen, M., Psychological Characteristics of BDSM Practitioners. Journal of Sexual Medicine. August 10, 2013, pages 1943-1952.

امور جنسی را بسیار پیچیده نکنید. این بخشی از غریزه ما است که برای بقا به آن نیاز داریم. سعی کنید با زاویه بازتری آن را نگاه کرده تا لذت بیشتری ببرید.

اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۹. تصاویر از Giacomo Macis

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

سیسی بوی کیست؟

سیسی بوی - پسری که به لباس دخترانه علاقه دارد

در این سال‌ها در رسانه‌ها تمرکز زیادی روی سیسی بوی‌ها بوده است. در روزنامه نیویورک تایمز نیز داستان تراژیک خودکشی کریک مورفی، شخصی که به عنوان یک پسر تحت درمان قرار گرفت تا دخترانگی خود را درمان کند، بیان شده است. تمام این‌ها نشان دهنده شروع رشد پذیرش رفتار‌های سیسی در پسرهاست. من مایکل لاسالا به عنوان یک مرد گی و سیسی بوی سابق، این حرکت رشدی کوچک اما امیدوارکننده را تحسین می‌کنم. در این نوشته در مورد SissyBoys صحبت می‌کنیم.


مقاله‌ای که مطالعه می‌کنید در دسته‌بندی کانال چهارم، صداقت قرار دارد و یادداشت پروفسور دانشگاه ایالتی نیویورک در شهر آلبانی آمریکا، مایکل لاسالا در ژانویه ۲۰۱۱ در مجله معروف روانشناسی انتشار یافته است. ترجمه توسط ماتیلدا صورت گرفته است و در وبلاگ اونتاشگال منتشر می‌گردد.

جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


سیسی بوی کیست

دانستن این مسئله که آسیب‌شناسی تمایل به نشان دادن خود به عنوان جنس دیگر از نظر فرهنگی محدود شده، مهم است. برخلاف جوامع غربی، فرهنگ‌های بومی وجود دارند که در آن‌ها به افراد دارای تمایل به نشان دادن رفتار جنس مخالف احترام گذاشته، آن‌ها را نشانه خرمندی و برتری معنوی می‌دانند.

برای قبایل خاص بومی آمریکا، مردی که مانند زنان رفتار می‌کند یا زنی که شخصیتی مردانه دارد به عنوان شخصی دارای «دو روح معنوی» دیده می‌شود و باور دارند قدرت‌های عرفانی مرموز به او الهام شده است. به دنبال این واقعیت، در بسیاری از این فرهنگ‌ها والدین کودکان را به بازی کردن نقش جنسیت مخالف تشویق می‌کنند تا خانواده بتواند از مزایای داشتن عضوی مقدس بهره‌‌مند شود و تست‌های استادانه‌ای به کار گرفته می‌شود تا مطمئن شوند پسری وانمود به دوجنسه بودن نمی‌کند.

به فرهنگ خود و امروز باز می‌گردیم. تصویر اینکه سرانجام دنیا عاقلانه رفتار کند و حداقل این مسئله را که پسری مانند دختر‌ها رفتار کند را چالش بزرگی نبیند، خوشنود کننده است. البته اشتباه نکنید: هنوز به آن سطح آگاهی نرسیده‌ایم.

واکنش‌ها و والدین

واکنش شدید، به ویژه برای شخصی با لاک ناخن پا یا دست، نشان می‌دهد که هنجارهای حاکم بر رفتار و ظاهر نقش جنسیتی هنوز چنان محکم در جامعه ما جا افتاده است که نقض شدن آن توسط برخی افراد، می‌تواند به شدت نگران کننده باشد. ما با زنانی که موهای کوتاه و صدای زخیمی دارند و لباس‌های زمخت پوشیده و در کارگاه‌های ساختمانی کار می‌کنند مشکل داریم. همچنین احتمالا با مردانی که هنگام راه رفتن باسن خود را قر می‌دهند و لباس‌های زنانه می‌پوشند غریبگی بیشتری خواهیم داشت (آیا این کار نوعی زن ستیزی است؟)

هنوز این مسئله به وضوح برای والدینی که چنین رفتارهایی را در فرزندان خود می‌بینند ناراحت کننده است. در مطالعه من بر روی ۶۵ شخص گی و لزبین و خانواده‌های آن‌ها، والدین مانند اکثریت ما بر این باور بوند که ویژگی‌ها و رفتار‌های زنان و مردان کاملا مجزا از هم بوده و برای هرجنس تعیین شده‌اند و احتمالا این مسئله بر روی ناراحتی والدین هنگامی که متوجه رفتار دوجنسه در دختران و پسران خود می‌شوند تاثیر می‌گذارد. سازگاری والدین با گرایش جنسی فرزندان هنگامی دچار مشکل می‌شود که آن‌ها رفتار و پوشش خود را به شکل جنس مخالف و مشابه کلیشه‌های رایج آن درآورند.

گاهی والدین فکر می‌کنند فرزندشان با انتخاب علنی گی بودن و نشان دادن آن، برای آن‌ها مشکل ایجاد می‌کند. آن‌ها به درستی می‌فهمند که در برابر بخش‌های مختلف جامعه، نشان دادن شخصی به عنوان مرد زنانه مانند تکان دادن پرچم قرمزی در مقابل یک گاو عصبانی است. به گفته مادر یک پسر همجنسگرا: مانع علنی کردن گرایشاتش می‌شوم زیرا گاهی در این باره احساس نگرانی می‌کنم. انگار که بلند فریاد بزند «یکی بیاد منو اذیت کنه» می‌دانید که هتروسکشوال‌ها چقدر پست فطرت هستند. بعضی از آن‌ها وحشتناکند و از نظر من وقتی شما زرق و برق خود را نشان دهید، دقیقا دارید می‌گویید «من اینجا هستم» و این مرا نگران می‌کند.

به هرحال برای والدین دیگر یک مرد با رفتار زنانه تنها منجر به احساس ناراحتی و نه نگرانی درباره سلامت فرزند می‌شود. همانطور که مادری می‌گوید: «من اهمیتی نمی‌دهم شما هوموسکشوال هستید یا نه. من تنها مردانی را دوست دارم که مانند مردان رفتار می‌کنند.»

آلن، پدر دو پسر گی، احساس خوشبختی می‌کند که هیچکدام ازآن‌ها رفتارهای زنانه از خود نشان ندادند اما درباره این که داشتن پسرانی زن صفت چقدر برای بعضی خانواده‌ها خجالت‌آور است صحبت می‌کند: مطمئنم اگر حتی یکی از پسرانم زرق و برق‌های زنانه داشت مثل الان راحت نبودم و فرزندانم کاملا باعث خجالتم می‌شدند. حال آن‌ها واقعا باعث سربلندی و افتخارند.

آلن ادامه می‌دهد: «فکر می‌کنم وقتی بچه‌ها چنین رفتارهایی از خود نشان می‌دهند، والدین واقعا باید فوق العاده باشند که بتوانند آن‌ها را بپذیرند… من فکر می‌کنم این رفتار نوعی جلب توجه است و تصور آن که بچه از از شاخه‌های خانواده اطلاع نداشته باشد و با خونسردی چنین رفتاری از خود نشان دهد سخت است… آن‌ها اغلب فکر می‌کنند مسیر والدینشان بر رفتارهایشان اثر گذاشته است…. و حقیقت این است که فرزندان من به دلیل نداشتن چنین رفتارهایی کار را بسیار برایم راحت کردند.»

سیسی بوی کیست

سیسی فوبیا

چیزی که حتی بیش از این‌ها برای من به عنوان یک مرد گی آزار دهنده است، «سیسی فوبیا» در بسیاری از افراد جامعه مردان گی است. مردان همجنسگرا معمولا از یکدیگر به عنوان «ملکه‌های بزرگ» یاد می‌کنند و به افراد باتم یا کسانی که هنگام سکس نقش منفعل را ترجیح می‌دهند انگ می‌زنند. با بررسی تبلیغات شخصی در سایت‌های گی گوناگون، به نظر می‌رسد جمعیت زیادی از مردان همجنسگرا به دنبال مردان واقعی و بدون ویژگی‌های زنانه هستند، به بیان دیگر مردسالاری در مدیا و پیام‌هایی که مردان همجنسگرا را هدف قرار داده اند، شهوانی جلوه داده می‌شود. فکر کردن به آن که بسیاری از مردان همجنسگرا به جای رهایی دادن خود از انتظارات نفش آهنین جنسیتی که برای ظلم به ما تعیین شده اند، آن را پذیرفته و به پرورش آن کمک می‌کنند دردناک است.

به هرحال، جنبش‌های اخیر برای پذیرش و در آغوش گرفتن رفتار‌های زنانه در پسران باعث خوش بینی است. شاید روزی خواهیم فهمید که رد یا تحقیر کردن یک شخص سیسی منجر به مشکلی فراتر از یک بیماری در جامعه و در مردان جوانی که چنین زندگی یا رفتاری را انتخاب می‌کنند می‌شود. امیدوارم جامعه زودتر همراهی کند.

زمانی کفش پاشنه بلند برای مردان بود. در دوره صفوی مردان با افتخار کفش پاشنه بلند به پا می‌کردند و هنوز نقاشی‌های آن دوره به جا مانده است. رفتارها و نمادها ساخته جوامع هستند و با گذر زمان قابلیت تغییر دارند. افراد را با هر علاقه و گرایشی بپذیریم.

اونتاشگال . آذر ۱۳۹۹ . تصاویر از عکاس آمریکایی Leland Bobbé

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

چرا BDSM برای سلامت ذهنی مفید است؟

تاثیر بی دی اس ام بر سلامت ذهنی

بدنامی کینک به اندازه عمل آن قدمت دارد. جامعه کینک یک مسیر دشوار برای عملکرد جنسی و هویت طبیعی و جدا از اتحاد با «انحراف یا اختلال جنسی» خود را تحمل کرده است. در گذشته، هویت یا تمایلات مرتبط با بی دی اس ام در دادگاه‌های طلاق، دادرسی های کیفری، شرایط استخدام و دادرسی ها حضانت کودک استفاده میشد. زمان آن است که کینک را از بار تاریخی شرم کینکی رها کنیم.

در این مقاله می‌خوانیم که چرا رابطه و گرایش BDSM نه تنها برای ارگاسم کامل شهوت مناسب است بلکه به سلامت ذهنی شما نیز کمک می‌کند.

ترجمه آزاد مجموعه مقاله‌هایی در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی و سبک زندگی BDSM است که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. این نوشته‌ها با هدف بیان واقعیت‌ها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش سادومازوخیسم، از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم آرتمیس برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و پیشنهادی برای یادیگری دارید یا می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله در دسامبر ۲۰۱۷ در مجله معروف Play Boy منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.

سلامت در رابطه ارباب و برده

پس از نبردی طولانی و دشوار، فهرست DSM-5 (راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی که در 2013 منتشر شد) کینک را از معیارهای تشخیصی حذف کرد و توضیح داد که کینک به تنهایی دلالت و نشانه بیماری ذهنی نیست. مطالعات بی شمار و مدارک محکمی جمع آوری کردند که کینک اگر هر چیزی باشد، یک ناسازگاری عادی در تمایلات جنسی انسان است و حتی می‌تواند سلامت ذهنی را نشان دهد. افراد کینکی امتیاز بالاتری از همتایان «وانیلا» در رضایت و لذت جنسی، تجربه پذیری، خود آگاهی، شادی و رهایی از کشمکش در روابط خود کسب کرده‌اند [منبع گزارش]. همچنین، طرفداران BDSM میزان بالاتری از افسردگی، تمایل به خشونت، پارانویا، عزت نفس کم، پریشانی یا استرس پس از سانحه را نسبت به وضعیت طبیعی جامعه نشان نداده‌اند.

آشا گری (Asha Gray)، روان درمانگر حرفه‌ای کینک و مشاور مجرب که بسیار با افراد و زوج‌های کینکی می‌گوید: «یکی از تصورات اولیه اشتباه درباره کینک این است که بطور جدایی ناپذیر به ضربه جسمی، گره خورده است.» آشا به پلی بوی می‌گوید: «بسیاری از مردم اشتباهی فرض می‌کنند که اگر فردی کینکی است یعنی اتفاقی برای آنان افتاده است و به طریقی مورد بد رفتاری قرار گرفته اند.»

اغلب، فرضیات توسط رسانه‌ها، ریشه‌دار کینکی در گذشته افراد مشکل دار تکرار میشود. برای مثال، کاراکتر دختر، مگی در فیلم منشی (Secretary – 2002)  بعد از ورود به رابطه ارباب و برده عملکرد بلند مدت خود را در خودزنی و خیال پردازی خودکشی گونه توسط فرمان دیگری را اصلاح می‌کند و در فیلم پنجاه سایه گری (Fifty Shades of Gray – 2015)، کریستین گری، گرایشات جنسی خود را بعد از آزار جنسی دیدن توسط زنی مسن‌تر، پرورش می‌دهد.

شرمندگی بسیار در مورد رابطه BDSM ممکن است ناشی از سلامت ذهنی افراد حرفه‌ای، احساس شود. یک تحقیق در سال ۲۰۰۸ توسط ائتلاف ملی برای آزادی جنسی انجام شد و آن نشان داد که نزدیک ۴۰٪ از پاسخ دهندگان تبعیض یا خجالت برای صحبت کردن با یک متخصص سلامت روانی درباره عملکردهای جنسی خود را تجربه کرده‌اند.

آیا افراد کینکی نیاز به درمان دارند؟

آشا گری میگوید: «فکر می‌کنم بسیاری از مشاوران هستند (که با جامعه کینکی در ارتباط نیستند و اصلا آن را درک نمی‌کنند) این روابط و کینک را یک مشکل به حساب می‌آورند یا حتی درمان افرادی که به شکل افراطی و سادیسمی در کینک فعال هستند را رد می‌کنند! و هنوز گاهی اوقات مردم فرض می‌کنند که این یک مشکل است که شما به دنبال حل کردن آن هستید». در واقعیت اما بیشتر افراد کینکی که بدنبال درمان و تراپی هستند برای دیگر دلایل دیگر به روانشناس مراجعه می‌کنند، برای نمونه درمان افسردگی، اضطراب، استرس و مشکلات و روابط خانوادگی چیزهایی هستند که برای آن به تراپیست مراجعه می‌کنند. به گفته گری و DSM-5، تا زمانیکه کینک منجر به درد زیاد یا مانع از زندگی عادی نشود، احتمالا به هر مشکل سلامت روانی بی ربط است.

کینک درمان یا جایگزینی برای درمان ندارد اما برخی از بازمانده‌های آسیب دیده، قدرتمند شدن و بازسازی خویش به وسیله کینک را پیدا کرده‌اند.

سلامت در رابطه ارباب و برده و کنترل برده توسط ارباب

هنوز رابطه بین کینک و ضربه روحی، فریبنده است. برخی محققان نظریه دادند که کینک میتواند با حالتی گذرا، مسیری برای ذهنی درگیر و غسل جسمانی و تمرکز جدی مقایسه شود. دیگران کینک را به عنوان فعالیت تفریحی خطرناک یا خرده فرهنگ خلاقانه و سرچشمه جامعه و همراهی در جامعه‌ای جدا شده، تصور می‌کنند. شاید بیش از همه جنجالی باشد که ادعای برخی افراد فعال در BDSM باشد که می‌گویند کینک خاصیت شفا بخشی به ویژه در آسیب جنسی دارد!

در حالیکه کینک به تنهایی شرط لازم برای علایق کینکی نیست، برخی از افراد حرفه‌ای کینک گزارش دادند که با استفاده از بی دی اس ام برای سرتاسر آزار جنسی یا فیزیکی، احساسی قدیمی فعالیت میکنند. خانم Nicole Lane در مورد اینکه چطور بی دی اس ام به او برای درمان و بهبودی حاصل از یک تجاوز کمک کرد، در مجله Hello Giggles یک مقاله نوشته است. او بیان کرد که کنترل داستان در عوض تحت تاثیر قرار گرفتن برای تجاوز در مقابل او چیزی کمتر از «انقلاب درونی» نیست. گری تایید کرد که برخی از مراجعین که تجاوز جنسی را تجربه کرده‌اند از کینک برای بهبود احساسات خود استفاده میکنند.

برای همه افراد پیشنهاد نمی‌شود، اما برای برخی قربانیان تجاوز، رابطه BDSM می‌تواند به بهبود فشارها و تاثیرهای روانی حاصل از تجاوز، کمک کند. البته این درمان نیست اما می‌تواند به بازیابی قدرت قربانی تجاوز کمک کند.

آشا گری توضیح داد: «کینک جایگزینی برای درمان نیست اما برخی از بازمانده‌های آسیب دیده، قدرتمندسازی خود را بوسیله کینک پیدا کرده‌اند.» گری به عنوان باتم در جلسه کینکی برنامه ریزی شده، میگوید: «از اول تا آخر، شما مسئول هستید. پس می‌توانید چیزی که آنها تحمل می‌کنند را دوباره تجربه کنید اما در مسیری لذت بخش تر و امن تر.» در آن صورت ساختار صحنه BDSM به عنوان محفظه‌ای سراسری که برخی از بازماندگان می‌توانند با غلبه بر آسیب خود پیروز شوند، تجربه کردن آن با توجه به رضایت طرفین با پارتنر مورد اعتماد و کمک به جایگزینی خاطرات منفی، خدمت می‌کند. جالب اینکه توجه و مراقبت فردی نزدیک، خبرگی و مهارت سطح بالا، رضایت واضح و روشن که نیازمند تعاملات سادومازوخیسمی سالم است و همه خصائص سلامت جنسی برای همه چه بی دی اس امی باشند چه نباشند را، دارد.

مهارت نقش مهمی در کینک دارد

کینک نیاز به مهارت‌های متنوع و گسترده‌ای دارد، و فقط دانستن نحوه شلاق زدن نیست. هرچند تصاویر رسانه‌ها ممکن است آن را به عنوان سرگرمی و بازی (یا شلاق و دست بند) نمایش دهد، اما عرف اخلاقی کینک نیاز به خودآگاهی و احتیاط دارد. آشا گری میپرسد: «چگونه با افراد درباره قراردادها مذاکره می‌کنید؟ چگونه با نیازها، علایق و نگرانی‌هایخود برای پارتنر ارتباط برقرار می‌کنید؟ این موارد سوالاتی هستند که اگر میخواهید در کینک شرکت کنید، باید از خودتان بپرسید.»

قبل از اینکه برای پایانی پیچیده ریسک کنید، به آرامی شروع کنید و یک قرار در یک رستوران شیک بگذارید. وسایل را به خوبی بچینید و در دست بگیرید و قبل از اینکه ناگهان رابطه‌ای شدید شروع کنید، به خوبی دیگری را بشناسید. به ویژه برای بازماندگان آسیب دیده در حال تمرین کینک (چه باتم و چه تاپ)، مهم است روسپی‌گری و تحریک را بشناسند و بطور موثر با آنهایی که برای پارتنری انتخاب شده‌اند، ارتباط برقرار کنند.

به عبارت ساده‌تر: زمان آن است که کینک را از بار تاریخی شرم کینکی رها کنیم چرا که مانند دیگر علایق جنسی یا سبک متداول رابطه، رابطه ارباب و برده می‌تواند سلامت یا ناخوشی، خطرناک یا شفابخش باشد و همه اینها به اینکه کینک را چگونه و با چه کسی انجام میدهیم، بستگی دارد.

زمان زیادی را برای شناخت پارتنر خود اختصاص دهید. به عنوان یک دامیننت شما باید با هر اسلیو به یک شیوه خاص رفتار کنید تا از همه جوانب شما لذت ببرد. یک نسخه را نباید برای همه استفاده کنید و سعی کنید با مهارت تمام و انعطاف‌پذیری، بهترین لذت و هیجان را در لحظه برای پارتنر خود خلق کنید.

اونتاشگال . مرداد ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

چرا مغز عاشق درد است؟ تحقیقات علمی BDSM

چرا ذهن شما عاشق درد است

هنگام بحث در زمینه BDSM شایعات، تابو و پورن‌های زیادی وجود دارد. اما دانش حقیقی و کامل در این زمینه اندک بوده و این موضوع خجالت‌آور است،به این علت است که حتی با وجود تخمین‌های محافظه کارانه و به سختی تنها ۲ درصد از کل جمعیت جهان درگیر BDSM هستند. یعنی مشابه جمعیت همجنس‌گرایان! در این مقاله به سوال بزرگ شما پاسخ می‌دهیم.

ریشه گرایش بردگی چیست و چرا من از درد لذت می‌برم؟

ترجمه آزاد مجموعه مقاله‌هایی در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی BDSM و سبک زندگی است که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. این نوشته‌ها با هدف بیان واقعیت‌ها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش سادومازوخیسم، از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله توسط محقق علمی، جاشوا کریش در ژانویه ۲۰۱۶ منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.

درد لزبین در سادومازوخیسم و آرامش آن

سادومازوخیسم اغلب شامل سکس‌های کینکی با طناب، شلاق و سایر وسایلی می‌شود که اگر درست استفاده نشوند نتیجه آن آسیب‌های جدی خواهد بود. اغلب یکی از پارتنر‌ها نقش تاپ و دامیننت را بر عهده گرفته و دیگری نقش سابمیسیو و باتم را می‌پذیرد. به هر حال، انسان‌ها هزاران سال است که از باندیج، درد و تقابل قدرت در روابط جنسی‌شان استفاده می‌کنند. اما دانشمندان در گذشته BDSM را به عنوان یک شرایط روانی خاص معرفی می‌کردند. فروید آن را به عنوان وضعیت غیرطبیعی و ناجوری تعریف کرده (مانند اکثر انواع غیرعادی سکس) و حتی در سال ۱۹۸۷ سبک زندگی، یک عبارت عامیانه که گاهی برای توصیف روابط BDSM استفاده می‌شود، در ژورنال DSM III مشمول تشخیص‌های بیمارگونه گشت.

اما دانشمندان مدرن‌تر شروع به بررسی دوباره و تغییر عقیده درباره‌ی BDSM کرده‌اند. حتی تیمی تحقیقاتی در زمینه دانش BDSM در دانشگاه ایلینوس شمالی تحقیقاتش را به فهمیدن آن که چگونه بدن و ذهنما به تحریکات غیر معمولی پاسخ می‌دهد، اختصاص داده است. بدین گونه که جوامع BDSM در حال پیدا کردن راه‌های جدید برای ارتباط برقرار کردن و ایجاد ارتباط جنسی با استفاده از فضاهای دیپ وب، سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی تحت عنوان دارک نت هستند.

ریحانا در یکی از آهنگ‌هایش می‌خواند «درد لذت من است، چون قابل سنجش نیست.» برخی دانشمندان تصمیم گرفتند ببینند این موضوع چقدر صحیح است و شروع به انداره‌گیری موارد مختلفی در طرفداران این گرایش کرده‌اند. از فعالیت‌های مغز گرفته تا سطح کورتیزول خون. در ادامه دانش فعلی درباره BDSM را مطالعه می‌کنید.

مقاله پیشنهادی: موزیک ویدئوها با فضای BDSM

باندیج و لذت درد

جنبه‌های غیرجنسی BDSM

پس از این که دانشمندان شروع به پژوهش در این زمینه کردند، اولین سورپرایز برایشان این بود که BDSM می‌تواند غیرجنسی باشد. این بدین معنی نیست که این نوع از رابطه عموما شامل سکس نمی‌شود، اما تمایل به بازی درد – و در واقع سلطه گری و سلطه پذیری – لزوما برای تحریک جنسی نیست. بر اساس مطالعه‌ای [منبع] که در سال ۲۰۱۴ انجام شده، طرفداران BDSM اغلب به همان دلیلی به این «سبک زندگی» علاقه دارند که سایر مردم فلفل تند میخورند، سوار ترن هوایی می‌شوند و یا کوهنوردی می‌کنند.

به گفته دکتر روی بامیستر، از دانشگاه کیس وسترن، سوال «چرا برخی مازوخیسم را بر کوه نوردی ترجیح می‌دهند» قابل مقایسه است با این سوال که «چرا برخی مردم چتربازی را بر کوه نوردی ترجیح می‌دهند». تصادفات عادت، فرصت و ارتباطات ممکن است نقش غیر مهم کلیدی بازی کند.

اخیرا مطالعه دیگری [منبع] در زمینه BDSM به مقایسه فیزیولوژی و روان علاقه‌مندان به این سبک و کسانی که فعالیات‌های دردناک اما غیرجنسی نظیر راه رفتن روی آتش، یا پیرسینگ‌های شدید بدنی انجام می‌دهند پرداخته و به تشابهات واضحی نیز دست یافته است: «طبق یافته‌های ما صحنه‌های BDSM و فعالیت‌های شدید هردو مسیرهای متفاوتی هستند برای دستیابی به حالی یکسان. در واقع راه‌های گوناگون به مقصدی یکسان

برای این مطالعه، پژوهشگران نمونه‌های شرکت‌کننده در فعالیت‌های افراطی و BDSM را مورد آزمایش قرار دادند، آن‌ها نمونه‌هایی از کورتیزول (هورمون استرس) را از بزاق آن‌ها برداشتند. نتیجه نشان داد که هم دامیننت‌ها و هم ساب‌میسیوها سطوح قابل توجهی از آگاهی را تجربه می‌کنند. اغلب افزایش زیادی در هورمون کورتیزول را تجربه می‌کنند در حالی که همگی سطوح پایین‌تری از استرس را گزارش می‌کنند، (که در این صورت باید استرس بیشتری داشته باشند، نه کمتر). و در تست‌های تشخیصی پس از آن، باتم‌ها خیلی ضعیف ظاهر شدند، که نشان می‌دهد آن‌ها کاملا وضعیت ذهنی‌شان را در طی تشریفات شدید تغییر داده و تحت تاثیر قرار می‌گیرند.

بسیاری از این‌ها کاملا متناسب است با آنچه طرفداران BDSM تحت عنوان «SubSpace» یعنی نوعی از نشئگی و خماری که باتم هنگام درد و تحقیر تجربه می‌کند. همچنین برخی از علاقه‌مندان به این موضوع، با اهداف فلسفی و فکری به آن می‌پردازند که بسیاری از آن‌ها با هدف ورود به یک خلسه به این فعالیت‌های شدید وارد می‌شوند.

اسلیوها در پارتی

عشق، کورتیزول و تستسرون

مطالعات پیشین درباره کورتیزول نشان می‌دهد این هورمون تنها به استرس مرتبط نبوده و در شرایطی با درگیری بالا، غافلگیرانه و غیرقابل پیش بینی، خارج از کنترل و جدید، به بیان دیگر BDSM توافقی، نیز افزایش می‌یابد. برای اثبات این مشاهده، دانشمندان به بررسی یک BDSM پارتی بزرگ پرداختند و مطالعاتشان را با ۵۸ شرکت کننده ادامه داده و سطح کورتیزول و تستسرون آن‌ها را سنجیدند. آن‌ها می‌خواستند بفهمند که آیا BDSM منجر به افزایش صمیمت بین زوجین گشته است، همچنین نشان دهند چگونه سطح برخی هورمون‌های شاخص در پاسخ به سکس‌های کینکی و غیرمعمول تغییر می‌کند.

آن‌ها یافتند که اشخاص باتم نسبت به تاپ‌ها سطوح بالاتری از کورتیزول را در یک صحنه بازی داشتند. و این تا حدودی مورد انتظار بود، زیرا باتم‌ها معمولا درد را تجربه می‌کنند بنابراین بدنشان تحت فشار قرار گرفته و این استرس را با افزایش سطح کورتیزول بروز می‌دهد. پس از تجربه یک لذت دوطرفه در رابطه، کاهش سطح این هورمون در هر دو طرف، تاپ و باتم، مشاهده می‌شود.

شگفت زدگی اساسی هنگامی بود که دانشمندان به بررسی هورمون تسترون یعنی هورمونی که فکر می‌کردند با سلطه‌گری مرتبط است، پرداختند. باتم‌ها، و نه تاپ‌ها، بالاترین سطوح تستسترون را داشتند! دلایل اندکی برای این امر وجود دارد. بر اساس برخی حکایات، افرادی که در زندگی عادی، شغلی و روزمره شان سلطه‌گر هستند، ترجیح می‌دهند نقش باتم را در رابطه داشته باشند. یک احتمال دیگر این است که باتم‌ها به طرز موثری از هر لحاظ در رابطه کنترل کننده‌اند، شخص باتم برای وضع قوانین رابطه مذاکره می‌کند و در طی بازی نیز می‌داند هر زمان که بخواهد می‌تواند از کلمه امنیتش برای توقف بازی استفاده کند. این موضوع به خودی خود مقداری قدرت به همراه دارد که ممکن بر سطح تسترون خون اثر بگذارد. در فانتزی آن‌ها سابمیسیو هستند اما در حقیقت، باتم خود سلطه‌گر است.

به هرحال، محققان به این نتیجه رسیدند که BDSM منجر به تغییر غیرمنتظره برخی هورمون‌های شیمیایی در بدن – مانند برخی احساسات غیرمنتظره دیگر – می‌شود. شرکت کنندگانی که جلسه ارباب و برده‌شان به خوبی پیش رفته بودند، صمیمت و نزدیکی بالاتری را پس از پایان رابطه گزارش کردند.

چه سطح هورمون‌ها در BDSM تغییر کند، چه نکند، این موضوع اثرات فوق العاده‌ای  بر سلامت جسمی و روانی کسانی که برای ارضایشان یکدیگر را می‌بندند و شلاق می‌زنند دارد. «افزایش نزدیکی مرتبط با نمایش و مراقبت و توجه مشاهده شده در فعالیت‌های سادومازوخیسمی در رابطه جلوه جدیدی از ‌BDSM را، که کاملا بر اساس توافق و رضایت طرفین است و پتانسیل افزایش صمیمیت میان طرفین را دارد، نشان می‌دهد.»

سادومازوخیسم در دو مرد گی

این مغز شماست که در BDSM دخیل است

و پس از آن مغز، همان جعبه سیاه BDSM، را داریم. در حالی که تعداد زیادی مقاله در زمینه روانشناسی BDSM وجود دارد، تحقیقات نورولوژیکال اندکی بر این دسته از افراد انجام شده است و تصورش سخت است که چرا در اغلب زندان‌ها MRI ندارند!

یکی از تنها مطالعاتی که مستقیما به علوم عصبی مربوط به BDSM اشاره داشت سال ۲۰۰۵ در ژورنال روانپزشکی بیولوژیکال [منبع] به چاپ رسید. محققین از MRI، تکنیکی که نواحی فعال مغز را بر اساس سطوح اکسیژن خون موجود در آن نواحی پررنگ‌تر نشان می‌دهد، استفاده کردند و از افرادی که درگیر BDSM بودند (مشابه گروهی شامل افراد وانیلی) خواستند تا به عکس‌های اروتیک و چندش آور نگاه کنند.در هر دو گروه، ساختار‌های ذهنی مختلف (قشر ناحیه پیشانی، هیپوکامپ‌ها، تالاموس و آمیگدال) همگی در پاسخ به تفسیر عکس‌ها ، هم اروتیک و هم چندش آور، پررنگ شدند و به این موضوع مربوط بودند.

نتیجه واضح است: احتمالا مسیر عصبی مشترکی میان چیزهایی که منجر به احساس ترس و چندش بودن می‌شود و چیز‌هایی که ما را از نظر جنسی تحریک می‌کنند وجود دارد.

طبق گفته محققین «بسیاری از ساختارهای لیمبیک و بالای آن نیز به طور مشابه طی سکس و کار‌های نفرت انگیز تحریک می‌شوند.» این مطالعه تصویربرداری عصبی آشکار می‌کند که روند احساسات لذت بخش و فاقد لذت ساختار‌های مشترکی در مغز را شامل می‌شوند.

اما از طرفی، کاملا نامعلوم است که چرا زنجیر و شلاق‌ها منجر به تحریک برخی می‌شوند در حالی که برخی دیگر را نیز می‌ترسانند.

برد سارگین، پروفسور روانشناسی و عضو تیم تحقیقاتی BDSM،می‌گوید:
«مردم مختلف پاسخ‌های مختلفی به BDSM می‌دهند اما این نوع از مطالعات نمی تواند با اطمینان درباره این که چرا مردم به BDSM می‌پردازند صحبت کند. تفاوت‌های بسیای در الگوهای فعالیت ذهنی است اما کاملا مشخص نیست که قضیه از چه قرار است!»

در طول سال‌ها که با BDSM زندگی می‌کنم، بسیاری از من دلیل و ریشه این گرایش را می‌پرسند. هر بار به پاسخی رسیدم باز یک مثال نقض پیش آمد. واقعا در زمینه علوم روانشناسی نمی‌شود با قاطعیت صحبت کرد. پیشنهاد من این است که به جای درگیر شدن برای یافتن چرایی هر چیزی، از آن چیز لذت ببرید! زمان شما محدود است و فقط یک بار زندگی می‌کنید.

اونتاشگال . خرداد ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال