چگونه با همسر خود در مورد ارباب و برده صحبت کنیم؟

شوهر سلطه گر و ارباب در زندگی زناشویی

سرانجام به همسرم گفتم می‌خواهم در تخت بر من سلطه‌گری کند. به خودم جرات دادم از او خواستم زمانی که به تخت می‌رویم برای سکس، صاحب و ارباب من باشد. «او از من پرسید آیا باید قلاده یا چنین چیزی برایم بخرد: من گفتم هنوز نه!»

از زمان اکران فیلم فیفتی شید، BDSM رواج بیشتری پیدا کرده است. از باندیج فشن گرفته تا کلاس‌های آموزش کینک، در نهایت علاقه جنسی نهفته اکنون پذیرفته‌تر شده است. اما این بدان معنی نیست که سابمیسو بودن ساده است. برای برخی زنان، شناخته شدن با شاخص سابمیسیو می‌تواند علیه ایده‌آل‌های فمنیستانه بنظر برسد؛ برای برخی دیگر ممکن است کل مسیر عشق و رابطه‌شان را تحت تاثیر قرار دهد.

در این مقاله به بررسی واقعیت زندگی جنسی زنان می‌پردازیم، خانم رز (اسم مستعار)، ۴۰ ساله، روایتی از پس از ۷ سال بروز تمایلش به نیمه دامیننت بودن همسرش در یک رابطه BDSM را برایمان شرح می‌دهد. در انتها اونتاشگال تجربه خود از مواجه با زوج‌هایی که به دنبال ورود BDSM به رابطه هستند را می‌گوید.


مصاحبه‌ای که مطالعه می‌کنید در دسته‌بندی سبک زندگی ارباب و برده قرار دارد و به صورت خلاصه‌شده در وبسایت ELLE انتشار یافته است. ترجمه توسط ماتیلدا صورت گرفته است و در وبلاگ اونتاشگال منتشر می‌گردد.

جهت تبلیغات در وبلاگ اونتاشگال، در صفحه تماس به ما پیام دهید.


رابطه ارباب و برده برای زوج ها و متاهلین

خانم رز: هنگامی که ۱۹ ساله بودم، اولین و ابتدایی‌ترین رابطه جنسی‌ام را تجربه کردم. مردی که عاشقش شدم شخصیتی بسیار سلطه‌گر داشت، به نحوی که به من احساس مراقبت، دوست داشته شدن و امنیت می‌داد. او بسیار قد بلند بود و شانه‌های پهن و دستان بزرگی داشت که باعث می‌شد در برابر او احساس ریز و شیرین بودن کنم. وارد اتاق می‌شد و نگاهی سختگیرانه به من می‌انداخت که باعث می‌شد دلشوره گرفته و زانوهایم از شدت لرزش شبیه ژله شوند. می‌دانستم که نگاه کامل یعنی سخت گرفتن در پیش است و بشدت خیس خواهم شد. او ارگاسمم را تا زمانی که تقریبا اشک می‌ریختم به تاخیر می‌انداخت و مرا مجبور می‌کرد تا هنگامی که اجازه نداده ارضا نشوم. اکثر اوقات هنگامی که ارگاسم می‌شدم حس می‌کردم بالای سرمان در هوا شناورم، اندام‌هایم کرخت می‌شد و حس می‌کردم نزدیک است از حال بروم.

من لذت دادن به او را می‌پرستیدم، دائما و بدون تغییر. این کار باعث می‌شد احساس دوست داشته شدن و سرزندگی کنم. او از بازی با شمع لذت می‌برد و دوست داشت  مرا با شال‌های زیبای ابریشمی ببندد، اما هرگز چیزی شبیه به «شلاق» وارد صحنه نکرد. بدون شلاق، بدون زنجیر، بدون هرچیزی که در آن زمان فکر می‌کردم اساس یک رابطه BDSM است. هرآنچه که بود، من عاشقش بودم. او سلطه زیادی بر من داشت و تنها با یک نگاه می‌توانست ذهن و بدن مرا کنترل کند.

هنگامی که او پس از چندسال به رابطه مان پایان داد، من کاملا ویران شده بودم. به ندرت می‌توانستم عملکردی داشته باشم، تمام زندگی‌ام پیرامون لذت دادن به او بنا شده بود. پس از آنکه دیگر در زندگی او جایی نداشتم، خیلی افسرده شده و به دنبال رابطه آنلاین با مردانی که هرگز ملاقات نکرده بودم، رفتم. ساعت‌ها زمانم را صرف صحبت کردن با آن‌ها می‌کردم تا به من بگویند دوست دارند چه کاری با خودم انجام دهم که لذت ببرند. اگر چه هرگز در واقعیت با هیچ یک از آن‌ها نبودم، اما کاملاً تحت کنترل محبت آمیز آنها ولو از راه دور بودم. اما هنوز نفهمیده بودم که این کارها از من یک سابمیسیو ساخته است.

سپس دوست پسری پیدا کردم که به نظر می‌رسید خیلی دامیننت است. من شدیدا توسط شخصیت ساکت اما قوی او تحریک می‌شدم. اما به زودی متوجه شدم او آن دامیننت دوست داشتنی نیست که من می‌خواستم. رفتارهای سادیسمی داشت. او از سواستفاده از من لذت می‌برد. دردی که به من تحمیل می‌کرد توافقی نبود. او خشمگینانه به اوج می‌رسید؛ چیزی که روزی به او لذت می‌داد روز بعد خشمگینش می‌کرد. قوانین هیچ معنایی نداشت، من دائما در آستانه تنبیه شدن بودم و به ندرت علتش را می‌دانستم. احساس ترس و گم شدن می‌کردم. هنگامی که باهم بودیم نمی‌توانستم ارگاسم شوم. سال‌ها ادایش را در می‌آوردم و فقط هنگام تنهایی و با خودارضایی می‌توانستم ارضا شوم.

درخواست از شوهر برای مستر بودن

سرانجام شرایط برای من خطرناک‌تر شد. به یک پناهگاه زنان عزیمت کردم و مجبور شدم به مشاوره بروم. طی جلسات تراپی تمایلم به پیدا کردن شخصی دامیننت را پذیرفتم. به من گفتند این به معنای اعتیاد به کنترل شدن است و احتمالا چیزی است که ریشه در کودکی من دارد. گفتند این موضوع از من طعمه‌ای برای متجاوزین ساخته و برای بهبود یافتن باید بر این خواسته غلبه کنم. بنابر این من ساعت‌ها زمان صرف تراپی کردم و به نفع خودم تصمیم گرفتم تمایلم به کنترل شدن توسط مردان را کنار بگذارم.

سپس همسر فعلی‌ام را ملاقات کردم. درباره رابطه ناجوری که داشتم به او گفتم و او خیلی شیرین و مهربان برخورد کرد. سکس با او اصلا هیجان انگیز نبود اما من به آن تعهد داشتم زیرا هنوز در حال بهبود از رابطه قبلی خود بودم. هنوز نفهمیده بودم علت این کمبود هیجان این است که او نقطه مقابل دامیننت است. هنگامی که حالم بهتر شد متوجه شدم هوس، شهوت و میل این گرایش باز می‌گردد. اما همچنان که زمان پیش می‌رفت، این اتفاق رخ نداد و نیازهای من ارگاسم نشدند. تصور می‌کردم هورمون‌هایم به هم ریخته‌اند. شاید به خاطر بالا رفتن سن بود؟ نمی‌دانستم. اگر همسر فوق العاده‌ام سکس می‌خواست من می‌پذیرفتم، برای لذت دادن به او ادای ارگاسم در می‌آوردم و سپس به سمتی چرخیده و می‌خوابیدم.

رمان فیفتی شیدز آف گری

سپس در سال ۲۰۱۲ رمان پنجاه سایه آقای گری (Fifty Shades of Grey) منتشر شد. هربار که یک نسخه از آن را در اطرافم می‌دیدم، قلبم محکم در سینه می‌کوبید. حس می‌کردم همزمان با خواندنش، در حال فرار از آن هستم. برای مدت طولانی خود را از کتاب‌ها دور نگه می‌داشتم. سرانجام حدود یک سال پس از شروعی اعتیادآمیز، تسلیم شده و به کتاب صوتی آن گوش دادم.

پس از شروع گوش دادن کتاب، اتفاقی وحشتناک سحرآمیزی برایم رخ داد. احساس کردم قفسه سینه‌ام سنگین است، انگار که شخصی روی آن نشسته بود. با گیجی دور خود راه می‌رفتم، صورتم قرمز شده و کاملا منگ بودم. صحنه‌های شامل درد و سختگیری بیش از همه مرا جذب می‌کرد. خواب‌های سکسی در شب شروع شد؛ واقعا دلم می‌خواست در بیداری خود را ارگاسم کنم. خیلی سریع بشدت به کتاب‌های با موضوع سلطه‌گری و سلطه پذیری اعتیاد پیدا کردم.

 پس از چندماه، ناگهان چیزی فهمیدم. متوجه شدم تمام روابطی که از لحاظ جنسی واقعا مرا تحریک کرده‌اند، چه به صورت واقعی چه اینترنتی یا تلفنی، با مردانی بوده که قدرت جادویی تحت سلطه درآوردن مرا داشتند. این که هیچ تمایلی به رفتن به سیاه‌چاله (dungeon) و حضور در یک جلسه پابلیک با دامیننتم ندارم، بدان معنی نیست که من ساب‌میسیو نیستم. ساب بودن به این چیز‌ها نیست؛ ساب بودن میل به تمنا کردن است. میل به کنترل شدن شدن است. تسلیم کردن قدرت به دیگری برای لذت خود است و من همواره اینگونه بودم.

آرامش در دستان دوست پسر دامیننت

رسیدن به آرامش با شناخت گرایش

بخشی از من احساس می‌کرد سرانجام به آرامش رسیده است و بخش دیگری از من احساس خودخواهی، حسادت و ترس بود. هنگامی که از این موضوع مطمئن شدم چیزی به همسرم نگفتم. می‌ترسیدم فکر کند مشکلی دارم. همچنین از این که به او بگویم روابط جنسی پیش از ازدواج برایم لذت‌بخش‌تر بود مضطرب بودم. نمی‌خواستم به احساساتش آسیب رسانده و مردانگی‌اش را زیر سوال ببرم.

سرانجام به قطعیت رسیدم که نیاز دارم چیزهایی را درباره خود به او بگویم. به او درباره فانتزی‌هایی که هنگام خودارضایی دارم، انواع مردانی که درباره آن‌ها فانتزی می‌سازم و از کارها و گفته‌های آن‌ها گفتم. سپس گفتم: «بالاخره فهمیدم که من سلطه‌پذیر جنسی‌ام و به یک دامیننت نیاز دارم. می‌خواهم آن دامیننت تو باشی. سکسی که الان داریم برای من لذتی ندارد. می‌خواهم که داشته باشد، اما ندارد. تمام این سال‌ها تظاهر به ارگاسم شدن را درمی‌آوردم. واقعا متاسفم که باهات صادق نبودم، اما شاید بتونیم درستش کنیم؟ من می‌خوام امتحانش کنم، نظر تو چیه؟»

هنگامی که پس از مکثی طولانی به سادگی گفت: «اره، حتما. باید امتحانش کنیم.» شکه و هیجان زده شدم. یکدیگر را بغل کردیم و من احساسی شامل «رهایی شدید و حس گناه» داشتم.

خوشحالی امروز ما به عنوان یک زوج بی دی اس امی

ما این کار را شروع کردیم. اما چیزی که الان برای من سخت است این است که او تلاش می‌کند بیشتر دامیننت باشد اما نمی‌داند چگونه و من او را به عنوان دامیننت نمی‌بینم، لذا هنگامی که تلاش می‌کند، خنده‌ام می‌گیرد و از این بابت بشدت متاسف می‌شوم. واقعا برای دامیننت دیدن او باید سیم کشی مغزم را به نوری جدید تغییر دهم. او هنوز فعالیت‌هایی که من رویای‌شان را دارم خوب درک نمی‌کند. در لحظات صمیمی‌مان ناگهان شروع می‌کند به فریاد زدن و مرا فاحشه و خیلی سطح پایین خطاب می‌کند. اما چیزی که مرا تحریک می‌کند مردی است که شخصیت آرام دارد و به نرمی دستورات را در گوشم زمزمه می‌کند. حس می‌کنم او کلیشه‌هایی را تصور می‌کند که لزوماً درست نیستند.

واقعا دلم می‌خواهد روزی او را به شکل دامینت ببینم. هنوز نمی‌توانم. من عادت کرده‌ام او را شیرین، مهربان و شیرین ببینم، اما نه واقعا احساسی و به طرز دلچسبی جدی. مجبورم برنامه ذهنم را تغییر دهم و مطمئنم او نیز این کار را می‌کند. او از من پرسید آیا لازم است قلاده یا چنین چیزی برایم بخرد. من گفتم هنوز نه. بنابر این می‌خواهیم روی خودمان کار کنیم تا یکدیگر را در نور جدید ببینیم تا شاید روزی او بیاموزد چگونه دامیننت من باشد و من نیز او را خواهم پذیرفت.

تجربه اونتاشگال در مواجه با این زوج‌ها

نخستین تاثیر‌گذاری یا First Impression از اساسی‌ترین موضوعات و پایه هر نوع رابطه‌ای چه کاری و چه عاطفی است. خانم رز در ابتدای رابطه و ازدواج، شخصیت دامیننت را در همسر خود ندیده است و بعد از مدت‌ها از او درخواست یک تغییر دارد. این تغییر کاملا شدنی است اما نه یک شبه و در مدت زمان کم و البته ایشان جذابیت اولیه‌ای که در دیگر دامیننت‌های خود می‌دیدند، در همسر پیدا نکردند اما به دلایلی که گفته شد، با خوشحالی ازدواج کردند.

زوج‌های مختلفی از من درخواست مشاوره برای این موضوع را می‌کنند. پس از اینکه مطمئن شدن آن‌ها رابطه با یکدیگر و ازدواج‌شان را دوست دارند، اولین پیشنهاد من به آنها، جدا شدن و دوری برای یک مدت کوتاه است. برای مثال دو هفته یا یک ماه کاملا دور از همدیگر و حتی در خانه‌هایی جدا زندگی کنند. این جدایی خود خواسته است و ممکن است برای اولین بار پس از سال‌ها زندگی مشترک رخ داده باشد. در این جدایی بدون هر نوع ارتباط، نیازهای حسی و عاطفی در یک تلاش خودخواسته، تا حدی سرکوب می‌شوند. اینکه شما بخواهید صدای معشوقه خود را بشنوید اما سختی و فراق آن را تحمل کنید، کار آسانی نیست. اما انجام دادن آن، به تقویت قدرت و دامیننسی در شما کمک می‌کند.

به طرف ساب‌میسیو هم پیشنهاد نوشتن نامه را می‌کنم. در طول این مدت تمام احساسات و نیازها و دلتنگی‌ها در قالب نامه ذخیره شود و هیچ‌گاه مستقیم ارسال نمی‌شود. این برنامه طولانی و دقیق است اما پس از مدتی که می‌خواهند یکدیگر را ببینند، ملاقات در یک رستوران یا کافه شیک و به صورت یک قرار Date انجام می‌شود.

حسی که دو طرف دارند، شبیه حس جوانی ۲۵ ساله است که می‌خواهد تمام جذابیت‌ها را برای طرف مقابل خود ایجاد کند. در واقع آن مرد میخواهد دوباره نظر همسر خود را جلب کند آن هم سال‌ها پس از ازدواج! اینجاست که طرف ساب‌میسیو (چه مرد چه زن) کاملا آمادگی یک جنبه‌های جدید شخصیتی را دارد. اگر یک ماه قبل طرف دامیننت به او با «چشم غره» نگاه می‌کرد و یا حتی محکم دستور میداد، احتمالا دعوا و ناراحتی پیش می‌آمد. اما پس از این جدایی موقتی، کاملا آمادگی دستور شنیدن و «چشم» گفتن را دارد.

از اینجا به بعد می‌تواند به آرامی چاشنی‌های مختلف سادومازوخیسم را وارد زندگی کرد. عیار دامیننت بودن اینجا مشخص می‌شود. اگر به سراغ سواستفاده از قدرت و عقده‌گشایی برود، مشخص می‌شود که پارتنر ساب‌میسیو مورد نظر، هیچگاه توانایی دامیننت شدن را ندارد.

همیشه به اهمیت گفتگو و مکالمه در رابطه اشاره کرده‌ایم. وجود مشاورها برای بهبود کیفیت رابطه خود را دست کم نگیرید. شما می‌خواهیم به یکدیگر لذت بدهید و به دنبال آزار هم نیستید. پس به جای سخت‌گیری، با آرامش و اطمینان اجازه استفاده از چشم بند را بدهید.

اونتاشگال . مرداد ۱۴۰۰ . تصاویر از عکاس آلمانی Sven Bischoff

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

کاکولدیسم، خوب یا بد!؟

کاکولد و بی غیرتی آیا خوب است یا بد؟

بسیاری از افراد سعی می‌کنند با توهم دانستن گرایش‌های مختلف جنسی،‌ به پنهان کردن آن‌ها دامن بزنند. این افراد تا زندگی واقعی یک دامیننت، ساب‌میسیو، کاکولد، ویکسن و میسترس خوشحال و راضی را از نزدیک نبینند، تصور می‌کنند در حال شنیدن حرف‌های خلاف واقع و دروغ از جانب آن‌ها هستند.

به همین دلیل از نویسندگان مهمان می‌خواهیم تا تجربه‌های عملی و واقعی خود را با خوانندگان وبلاگ اونتاشگال در میان بگذارند. نویسنده این مطلب، صاحب صفحه معروف کاکولدیسم (کانال تلگرام، توییتر) است. دوست عزیزم جناب مهرداد،‌ مدیر صفحه کاکولدیسم برای ارسال این مطلب و به اشتراک‌گذاری تجربیات خودش، ممنونم.


شما نیز در زمینه‌های مختلف گرایش BDSM و موضوعات وبلاگ، مطالب خود را بنویسید تا با ذکر نام همراه با لینک اینستاگرام یا توییتر به عنوان نویسنده مهمان منتشر شود. ‫کافیست در صفحه تماس یا با ایمیل ⁦‪Work[@]untashgaal.com‬⁩ مقالات و نوشته‌های خود را ارسال کنید. مطالب منتشر شده در این صفحه تایید یا رد نمی‌شوند و مسئولیت آن با نویسنده است.

جهت تبلیغات در وبلاگ اونتاشگال، در صفحه تماس به ما پیام دهید.


شاخ گوزن از نمادهای مرد کاکولد است. به او Stag گفته می‌شود.
شاخ گوزن از نمادهای مرد کاکولد است. به او Stag گفته می‌شود.

من مهرداد هستم و اینجا می‌خوام به چند سوال و بعضی باورهای اشتباه رایج در مورد کاکولدیسم پاسخ بدم.

شما هم این روز‌ها کلمه کاکولدیسم به گوشتون خورده. نوعی از رابطه جنسی بین زوج که در اون مرد با تماشا کردن یا شراکت در سکس همسرش با مردی دیگه، شکل متفاوتی از سکس رو تجربه می‌کنه که به فارسی «دگرخوش‌خواهی» هم گفته می‌شه. قبل از هر چیز باید گفت که این نوع از ارتباط جنسی عمری به درازای تمدن بشری داره و خیلی ساده می‌شه با کمی جستجو، نمود‌های مختلف این نوع از سکس رو در فرهنگ‌های ملل مختلف در طول زمان مشاهده کرد. پس قطعا چیز تازه‌ای نیست! با این حال همچنان امروزه هم شاهد قبیح شمردن این رابطه هستیم و به دلایل گوناگون این موضوع یک تابوی بزرگ اجتماعی تلقی می‌شه. حال چه خوشتون بیاد و چه نه، این یک خواسته و واقعیت موجود در بین انسان‌هاست که همواره بوده، هست و همچنان هم خواهد بود! پس بهتره به جای انکار و یا به اصطلاح پاک کردن صورت مسئله، با قبول «واقعیت» سعی کنیم همدیگه رو بپذیریم و به ذات انسانی هم احترام بذاریم تا حداقل این امید وجود داشته باشه که بخشی از آرمان‌شهر فاضله‌ای که در رویاها به دنبالش می‌گردید رو، از همینجا پایه گذاری کرده باشید.

چرا مردان تمایل به کاکولد دارن؟

مردان به طور غریزی در امر تولید مثل رقابت‌جو هستند. رقابت برای بدست آوردن جنس ماده مطلوب و این یعنی ترشح هورمون نرینگی یا تستوسترون. تماشای همسر در آغوش یک مرد یا نر رقیب به دلیل تحریک حس رقابت، موجب افزایش ترشح این هورمون نسبت به حالت عادی در مغز و بدن مرد و ارائه تجربه‌ای غریب از لذت‌ می‌شه. همین‌طور برعکس این موضوع برای عده‌ای از زن‌ها هم صادقه که به اون‌ها کاک‌کوئین یا ویکسن گفته می‌شه. پس مردان عزیز مراقب باشین، کاکولدی در کمین شماس! به کسی که نفر سوم چنین رابطه‌ای میشه برای مردان بول (گاو نر) و زنان یونیکورن (تک‌شاخ) گفته میشه.

کاکولدها آدمای فاسد و بی‌اخلاقین

این اتهام بی‌پایه برای سالیان طولانی به همجنسگرایان هم زده می‌شد! در یک رابطه کاکولد-هاتوایف، همه چیز بر مبنای رضایت شخصی طرفین یعنی زن و مرد صورت می‌گیره و هیچ‌کدوم به اجبار چیزی رو به همدیگه تحمیل نمی‌کنن. در واقع هدف، لذت‌جویی و غوطه‌وری در ابعاد جدیدی از احساس و عواطفه. شما و هیچکس دیگه در جایگاهی نیستید که حکم به اخلاقی یا غیراخلاقی بودن یک موضوع کاملا خصوصی بین دو فرد بالغ بدید.

نماد بی بی پیک ♠Q نشان هات وایف و خانمی است که با مردان دیگر می‌خوابد.
نماد بی بی پیک ♠Q نشان هات وایف و خانمی است که با اطلاع همسر خود، مردان دیگر می‌خوابد.

مردان کاکولد، ضعیف هستند!

باور اشتباهی دیگر نشات گرفته از صنعت پورن! کاکولدها انواع گوناگونی دارن که از کاکولد برده و اسلیو تا کاکولد سلطه‌جو و دامیننت رو شامل می‌شن. بله، سلطه‌جو! حتمن براتون سواله چطور مردی که اجازه می‌ده تا همسرش با مرد دیگه‌ای همخوابگی کنه می‌تونه دامیننت باشه؟! پاسخ من به شما اینه؛ مطالعه! فیلم‌های پورن اصلا و ابدا محلی برای یادگیری روانشناسی سکس نیستن و فقط برای تحریک احساسات جنسی مخاطبین ساخته می‌شن تا درآمدزایی کنن. همونقدر که مجموعه فیلم‌هایی مثل راکی آموزنده بوکس هستن، پورن هم آموزنده سکسه! درواقع پورن هم یک صنعت سینمایی هست مثل هالیوود، همین.

کلیشه‌های ذهنی خودتون رو در مورد انواع کاکولدها با تحقیق و مطالعه تغییر بدید.

چطوری خانوممو قانع کنم که با مرد دیگه‌ای رابطه داشته باشه؟

بزرگترین دغدغه کاکولد ایرانی! مهم‌ترین نکته صداقته. به همسرتون آزادی بدید و تو موقعیت‌های مختلف واکنششو بسنجید و در نهایت این موضوعو باهاش در کمال صداقت درمیون بذارید و باهم در فضایی به دور از قضاوت و تعصب راجع بهش گفتگو کنید. حتم بدارید که صداقت همیشه بهترین راهه. علاوه بر این موضوع «رضایت» هم مطرحه. اگر همسر شما ورای هر مسئله‌ای حاضر به ایجاد چنین رابطه‌ای نیست، اصرار ورزیدن شما هم کاری بیهوده و عبثه.

شوهر غیرتی‌ام در تخت با فانتزی سکس من با مردان دیگر ارضا می‌شود

بعضی زن‌ها میگن «همسرم در رختخواب با فانتزی سکس من با غریبه ارضا می‌شه ولی بعدش دوباره آدم سابقه». این هم موضوعی پیچیده و گیج کننده‌اس. درواقع لذت‌های ما در بخش ناخودآگاه مغزمون قرار دارن، همون بخشی که نمی‌شه بهش آموزش خاصی داد و تحت تاثیر جامعه و معیارهاش نیست. در صورتی که خودآگاه ما کاملن آموزش پذیره. بنابراین طبیعیه که بخش‌هایی از آموزه‌های عجیب و غریبی که از جامعه دریافت می‌کنیم با لذت‌های ناخودآگاهمون در تضاد قرار بگیره. اگر دچار چنین وضعیتی هستید بهتره سریع‌تر به یک روان‌شناس مورد اطمینان مراجعه کنید تا بین این دو بخش از آگاهیتون تعادل برقرار کنه. این روش مناسبیه برای دوستی یا خودتون.

زنجیر پا با علائم پیک، کیو، H, W و کلید، نشانی برای نمایش دادن علاقه به رابطه کاکولدی است. البته اکثر کسانی که استفاده می‌کنند نسبت به آن اطلاعی ندارند.
زنجیر پا با علائم پیک، کیو، H, W و کلید، نشانی برای نمایش دادن علاقه به رابطه کاکولدی است. البته اکثر کسانی که استفاده می‌کنند نسبت به آن اطلاعی ندارند و لزوما همه خانم‌ها با هدف کاکولدیسم از زنجیر پا استفاده نمی‌کنند.

دوست دارم زنم با مرد دیگه‌ای رابطه داشته باشه، اما از بعدش می‌ترسم

بله، با توجه به شرایط جامعه ترس شما کاملا طبیعی و منطقیه. اما باید اینو بدونید که برای وارد شدن به چنین سطحی از رابطه احتیاج به شناخت خوبی از خود و همسرتون وجود داره و کم‌ترین چیزی که بهتون توصیه می‌شه اینه که قبل از هر اقدامی این موضوعو با مشاور و روانشناستون در میون بذارید و به هیچ وجه تحت تاثیر احساسات لحظه‌ای تصمیم نگیرید. همچنین درست مثل یک رابطه کینکی، در اینجا هم ممکنه احتیاج به ایجاد محدوده‌های احساسی و مرزبندی رفتاری وجود داشته باشه.

تجربه شخصی من در این زمینه بهم نشون داده که برای یک‌ زن، لذت‌بخش‌ترین احساس حاصل از تجربه چنین رابطه‌ای، بدست آوردن حس برتری نسبت به سایر همجنس‌های خودشه. از منظر زیست‌شناختی و در رابطه با انسان، در اختیار داشتن چندین نر مطلوب برای ارتباط جنسی باعث ایجاد حس برتری مضاعف در یک ماده می‌شه. چرا که به واسطه جذابیت جنسیش در جامعه دارای جایگاهیه که سایر همجنسان خودش ازش محرومن و این همون لذت بی‌بدیلیه که می‌شه در یک رابطه کاکولد-هاتوایف به شکل سالم تجربه‌اش کرد. بنابراین اگر بتونید چنین حسیو برای همسرتون به ارمغان بیارید، می‌تونید رویای کاکولد شدن رو هم در سر بپرورونید.

در نهایت باید بدونید رابطه کاکولد-هاتوایف هم نوعی تنوع و تجربه‌ای منحصر به فرد در رابطه زناشویی شماس که در صورت مدیریت صحیح از سوی هر دو طرف (یعنی زن و مرد) می‌تونه تبدیل به لذت‌بخش‌ترین تجربه جنسی یا برعکس، موجب فروپاشی روانی و زندگی مشترک شما بشه! بر همین مبنا تعیین کردن حد و حدود این رابطه و مشخص کردن خطوط قرمز امری سلیقه‌ای اما کاملن ضروریه. به یاد داشته باشید برای دوام داشتن در لذت‌هایی چنین خاص، نیاز مبرمی به کنترل و احاطه وجود داره که باید قبل‌تر توسط طرفین مورد بررسی قرار گرفته باشه. پس بی‌گدار به آب نزنید و بدونید برای قدم گذاشتن در این راه باید آگاهانه و با‌احتیاط حرکت کرد و به آمادگی لازم روانی رسید.

ما در مورد انواع رابطه کاکولدی، هات وایف و ویکسن صحبت کرده‌ایم. صرفا می‌خواهیم شما با این نوع روابط به خوبی و درستی آشنا شوید و اگر تصمیم به انجام آن داشتید، آگاهانه اقدام کنید تا جلوی خطرات احتمالی و فروپاشی روابط را بر اثر احساسات هیجانی موقت، بگیریم. هیچگاه فراموش نکنید که نباید پارتنر خود را تحت فشار عاطفی و روانی برای انجام چنین رابطه‌ای قرار داد.

اونتاشگال . تیر ۱۴۰۰

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

پیام شما: ازدواج با فرد سادیسمی یا مازوخیست

ازدواج BDSM - ازدواج ارباب با برده

آیا می‌شود با فردی که به گرایش سادومازوخیسم یا BDSM علاقه دارد، ازدواج کرد و یا یک رابطه طولانی را تجربه نمود؟

پیام‌های زیادی از طرف شما مخاطبین محترم در خصوص مشاوره در موضوعات مختلف برای من ارسال می‌شود. تصمیم گرفتم از این پس به این سوالات که جنبه عمومی هم دارند با عنوان «پیام شما» در وبلاگ پاسخ دهم. برای حفظ حریم خصوصی اطلاعات نام و مشخصات تغییر داده شده‌اند.

پیام: ازدواج با فرد بی دی اس امی

در صورتی که کسی گرایشات BDSM داشته باشد چطور و با چه کسی باید ازدواج کند؟
آیا حتما باید با کسی با گرایش مشابه ازدواج کند؟
آیا می تواند با کسی که این نوع گرایش ندارد ازدواج کنه؟
در صورت اول در کشور ما که نگاه به مسائل جنسی بسته هست و کمتر اطلاع دارند چطور زوج مناسب خود را باید پیدا کند؟

پیام ارسالی از آقای کیوان
رابطه BDSM در ازدواج و زندگی زناشویی

پاسخ یک:‌ آیا گرایش BDSM بیماری است؟

پیش از اینکه به مبحث ازدواج و رابطه بپردازیم، باید دید آیا کسی که به روابط بی دی اس ام علاقه دارد، بیمار است یا خیر؟ تا بیست سال پیش که تحقیقات زیادی در این زمینه انجام نشده بود، عموما تصور بر این بود که افراد دامیننت یا ساب‌میسیو بیمار هستند و به دنبال کشف و علل می‌رفتند. اما همانطور که با قاطعیت همجنسگرایی از دایره بیماری‌های روانی در سال ۲۰۱۳ خارج شد، محققین در زمینه رابطه BDSM نیز به نتیجه‌ای مشابه رسیدند.

پس از نبردی طولانی و دشوار، فهرست DSM-5 (راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی که در 2013 منتشر شد) کینک را از معیارهای تشخیصی حذف کرد و توضیح داد که کینک به تنهایی دلالت و نشانه بیماری ذهنی نیست. مطالعات بی شمار و مدارک محکمی جمع آوری کردند که کینک اگر هر چیزی باشد، یک ناسازگاری عادی در تمایلات جنسی انسان است و حتی می‌تواند سلامت ذهنی را نشان دهد. افراد کینکی امتیاز بالاتری از همتایان «وانیلا» در رضایت و لذت جنسی، تجربه پذیری، خود آگاهی، شادی و رهایی از کشمکش در روابط خود کسب کرده‌اند [منبع گزارش]. همچنین، طرفداران BDSM میزان بالاتری از افسردگی، تمایل به خشونت، پارانویا، عزت نفس کم، پریشانی یا استرس پس از سانحه را نسبت به وضعیت طبیعی جامعه نشان نداده‌اند.

تحقیقات نشان می‌دهد که افراد با تمایلات BDSM اگر نه کمتر اما بیشتر از عموم مردم هم دارای مشکلات روانشناختی نیستند و هیچگونه اختلال روانی منحصر به تمایلات کینکی در خود ندارند. درواقع، نتیجه تست‌های روانشناختی استانداردی که توسط یک محقق لس آنجلسی روی صدها فرد با تمایلات BDSM انجام شد نشان می­دهد که تمام آنها از نظر روانی سالم هستند.

در تحقیق دیگری، محققان استرالیایی تعداد ۱۹۳۷۰ نفر در محدوده سنی ۱۶ تا ۵۹ سال را مورد بررسی قرار دادند. در بین ۲.۲ درصد از مردان و ۱.۳ درصد از زنانی که خود را متعهد به BDSM دانسته‌اند ، همگی از نظر روانشناختی سالم بوده و هیچ سابقه نامتناسبی از سواستفاده جنسی در دوران کودکی یا هرگونه آسیب جنسی نداشته‌اند.

با وجود تعداد کم تحقیقات در زمینه سلامت روانی کسانی که گرایشات BDSM دارند، مدارکی وجود دارد که نشان می‌دهد این افراد از نظر روانشناختی سالم‌تر از افراد دیگر هستند. دکتر آندریاس ویسمیر در تحقیقات سال ۲۰۱۳ بر روی ۹۰۲ شخص شرکت کننده در جلسات BDSM و ۴۳۴ شخص با گرایش سکس نرمال، متوجه شدند که در مقایسه با گروه کنترل، انجام دهندگان BDSM خود را کمتر عصبی و کمتر حساس به رد شدن و بیشتر برون گرا و پذیرا برای تجربیات جدید (ریسک‌پذیر) و حتی با وجدان‌تر نشان دادند.

این موضوع به خصوص برای کسانی که خود را دامیننت توصیف کرده بودند درست بود و این افراد از نظر روانشناختی سالم‌تر از سابمیسیوهای همتای خود بودند؛ اما حتی کسانی که خود را سابمیسیو توصیف کرده بودند نیز از نظر سازگاری روانشناختی از حیث عمومی بالاتر بودند.

این مطالعه یکی از بسیار مواردی است که نشان می دهد افرادی که گرایشات BDSM دارند لزوما از بیماری روانشناختی رنج نمی‌برند. هرچند که لذت درد یک هدف ابتدایی در بسیاری از جلسه های سادومازوخیسم است اما آسیب و اهانت کردن، هرگز هدف نیست!

پیشنهاد مطالعه: مقالات با موضوع پژوهش در رابطه ارباب و برده

زن و شوهر علاقه مند به رابطه مستر و اسلیو

پاسخ دو: هدف از ازدواج و مبنای آن چیست؟

این مساله یکی از مهم‌ترین موضوعات برای شروع هر رابطه‌ای است. آیا شما می‌خواهید برای سکس یا رهایی از تنهایی ازدواج کنید یا دنبال رسیدن به هدف‌های خود به شیوه‌ای دیگر هستید؟ نیاز به بقا در بشریت باعث شده است که مهم‌ترین اولویت برای ازدواج در همه زمان‌ها حفظ نسل و ادامه آن باشد. در اینجا از بررسی این موضوع عبور می‌کنیم و مخاطب ما افرادی هستند که جدای از مساله بقا، به دنبال داشتن پارتنر و تجربه زندگی همراه با یک شریک، هستند.

ازدواج هم مانند هر قرارداد و توافق دیگری باید با مذاکره و گفتگو پیش برود. طرفین مذاکره اگر نتوانند به خواسته‌های خود برسند و در عین حال خواسته‌های طرف مقابل را تامین نکنند، این معامله یا شکل نمی‌گیرد یا اگر بگیرد به سرعت به خرابی می‌رود. خوشبختانه در سال‌های اخیر بیشتر در مورد مسائل جنسی پیش از ازدواج صحبت می‌شود. بازتر شدن این فضا به بهتر شدن کیفیت رابطه و ازدواج‌ها می‌رسد و نتیجه این مباحث چارچوب‌ها، اصول و بنای رابطه شما با فردی دیگر می‌شود. اگر شما نتوانید فانتزی‌ها و علایق خود را بیان کنید، هیچ‌گاه با ورود به ازدواج نمی‌توانید از آنها عبور نمایید.

بسیاری از افراد ازدواج را نوعی محدودیت تعریف می‌کنند. محدودیتی از جنس تغییر شیوه زندگی، تغییر رفتار، تغییر عادات و بازسازی کامل شخصیت. متاسفانه فراموش می‌کنیم که شخصیت یک انسان یک روزه و یک ماهه ساخته نمی‌شود که با یک مراسم و فرایند به نام ازدواج تغییر کند. اصولا تغییری در شخصیت افراد به وجود نمی‌آید مگر با صرف زمان بسیار زیاد و کمک مشاورین خبره. بنابراین در رابطه به دنبال تغییر کسی نباشید و صرفا به بیان نظرات در مورد آداب و شیوه زندگی پارتنر خود بسنده کنید. به کسی فشار وارد نکنید و اگر واقعا رابطه برای شما مشکل است و به هیچ نحوه‌ای نمی‌توانید مسائل پیش آمده را حل کنید، بهترین و سالم‌ترین راه،‌ جدایی است.

زن و شوهر علاقه مند به رابطه میسترس و اسلیو

پاسخ سه:‌ اهمیت سکسولوژی بر رابطه/ازدواج چقدر است؟

همانطور که اشاره شد، در سال‌های اخیر راحت‌تر در مورد مباحث جنسی صحبت می‌شود. به حتی خوشبختانه پیش از امضای هر سند و قراردادی برخی زوج‌ها با هم رابطه جنسی را تجربه می‌کنند. موضوعی که پیش می‌آید نه صرفا رابطه سادومازوخیسم بلکه نحوه بیان و مواجهه با آن هست. متاسفانه بسیاری از افراد علایق خود را به شکل منزجرکننده‌ای بیان می‌کنند. این شیوه بیان و نمایش گرایش‌ها حتی افرادی که به BDSM علاقه دارند را از این افراد دور می‌کند.

مساله بعدی بر سکسولوژی، نزدیکی و هماهنگی علایق و خواسته‌ها هست. اگر پیش از ازدواج یا در طول رابطه متوجه اختلاف سلیقه و علایق هستید، بهتر است رابطه را ادامه ندهید. همچنین بسیاری از افراد هستند که با پیش داوری و ذهنیت منفی به این مسایل نگاه می‌کنند. تغییر نگاه در این افراد نیازمند خواست خود آن‌ها است. هرچقدر شما تلاش بکنید و فکت‌های علمی برای آن‌ها بفرستید، تا زمانی که این دسته افراد خود آمادگی پذیرش چنین گرایشی را نداشته باشند، به دیده نفرت به آن نگاه می‌کنند.

اما اگر شما با کسی ازدواج کرده‌اید و او هیچ علاقه و میلی به چنین روابطی ندارد، دو حالت وجود دارد. یا واقعا علاقه ندارد یا ترس از بیان دیدگاه‌ها دارد. در مورد اول به هیچ عنوان نباید با زور و فشار اقدام کنید. پیام‌های زیادی از طرف مردان متاهل دریافت می‌کنم که به دنبال ایجاد علاقه در همسر خود برای رابطه گروهی و موارد مشابه هستند. این رفتار نوعی تجاوز به علایق و حقوق پارتنر است و اصلا نباید ادامه پیدا کند.

اما افرادی که خجالت می‌کشند یا ترس از قضاوت شدن دارند، نیازمند زمان و صداقت در گفتار هستند. فرقی ندارد پارتنر شما مرد باشد یا زن، شما باید فضای امن برای بیان امیال شخصی را به وی بدهید. بسیاری از زوج‌ها با من تماس می‌گیرند و تصور می‌کنند اگر یک بار به پارتنر خود فرصت «دامیننت» بودن در سکس را بدهند به معنی تغییر سبک زندگی فعلی و برده همیشگی شدن برای همسر است! تا زمانی که طرفین صادقانه در مورد BDSM و کلا سکس صحبت نکنند، به ارگاسم روانی و جسمی نمی‌رسند.

در نهایت اینکه تداوم و خوشحالی در رابطه صرفا به سکس یا رابطه بی دی اس ام، وابسته نیست اما گرایش‌های جنسی یکی از عوامل مهم است.

اصلا مهم نیست شریک زندگی که انتخاب می‌کنید به BDSM گرایش داشته باشد یا نه. شما باید صادقانه امیال و فانتزی‌های خود را بیان کنید و اگر علایق ایشان با علایق شما هماهنگ بود، به مرحله بعد و شروع رابطه در زیر یک سقف بروید.

اونتاشگال . خرداد ۱۴۰۰

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.