راهنمای جامع برای شروع رابطه باز

رابطه باز یا اوپن رلیشن دقیقا چیست؟ بستگی دارد چه کسی به این سوال پاسخ دهد. دو تعریف متفاوت وجود دارد. طبق تعریف اول «رابطه باز» عبارتی است که به عنوان یک چتر تمام مدل‌های روابط غیر تک نفره را پوشش می‌دهد، مثل چندهمسری، هوس‌رانی، بی بند و باری و چند پارتنری. این تعریف بر این مبناست که تک‌پارتنری یعنی بسته بودن رابطه و تمام سایر اشکال غیر تک‌پارتنری روابط باز هستند.

تعریف دوم و رایج‌تر می‌گوید روابط باز نوعی از روابط چندپارتنری هستند که زیر چتر اخلاقی این دسته از روابط قرار می‌گیرند. روابط باز معمولا به این صورت هستند که دو طرف در ابتدای شروع رابطه با یکدیگر توافق می‌کنند تنها رابطه جنسی و نه رابطه عاطفی خود را به روی دیگران بگشایند. بنابر این از آنجا که امکان وجود رابطه با شخصی غیر از شخص اصلی، چهارچوب «روابط باز» است، برای آن که بفهمید منظور دقیق فرد از رابطه باز چیست، باید از او بپرسید. در این نوشته برای شما به صورت کامل و جامع اوپن رلیشن یا رابطه باز را شرح می‌دهیم.

این مقاله با موضوع «کانال چهارم، صداقت» نوشته شده است. روابط چند نفره، تک پر بودن، خیانت کردن، هیزی، بی غیرتی، عشق خدایی، عشق بدون سکس و موارد این چنینی در میان آدم‌ها بیشتر دیده می‌شود. در گذشته نیز گرایش‌هایی مانند کاکولدیم یا بی‌غیرتی وجود داشت اما به صورت عمومی کسی چیزی نمی‌گفت. به واسطه اینترنت امروزه بیشتر در این مورد صحبت می‌شود و زوج‌ها با آن آشنایی دارند. از آنجایی که باور دارم ازدواج و رابطه داشتن به معنی محدودیت خودخواسته نیست، تصمیم گرفتم فعالیت موضوع جدید وبلاگ با عنوان «کانال چهارم، صداقت» را آغاز کنم.

مقاله فعلی به سبک ترجمه آزاد در وبلاگ منتشر می‌شود. نوشته‌های ترجمه آزاد با هدف بیان واقعیت‌ها از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله فوریه ۲۰۲۰ در مجله پزشکی HealthLine منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


پیش از مطالعه این مقاله، اینفوگرافیک معرفی انواع روابط را ببینید.

آیا رابطه باز همان چند پارتنری است؟

خانم لیز پاول، نویسنده کتاب «Building Open Relationships»، روانشناس و مربی سکس دوستانه LGBTQ تعریف زیر را برای روابط باز ارائه می‌دهد:

«چندپارتنری تمرین یا تمایل یک رابطه عاطفی یا صمیمی با بیش از یک شخص به صورت همزمان است که تمامی افراد در رابطه از آن مطلع و نسبت به آن رضایت دارند.»

بنابراین خیر، چندپارتنری همان رابطه باز نیست. با وجود این که داشتن رابطه عاطفی با بیش از یک شخص در چندپارتنری کاملا مجاز است، در روابط باز لزوما اینگونه نیست.

مربی سکس، آقای دیوید فراست، اشاره می‌کند که اغلب افرادی که به چندپارتنری تمایل دارند، این مسئله را به عنوان بخشی از شخصیت خود می‌دانند، دقیقا مشابه افراد گی یا افرادی با تمایلات کینکی. معمولا افرادی که در یک رابطه باز هستند اصلا حس نمی‌کنند که ساختار فعلی رابطه آن‌ها چیز عجیبی است.

این رابطه با خیانت فرق دارد

افراد درگیر یک رابطه باز بر سر داشتن سکس یا رابطه عاطفی با اشخاص دیگر، با هم توافق می‌کنند. همچنین خیانت کردن امری غیراخلاقی شناخته می‌شود اما روابط باز در صورتی که درست پیش برود، کاملا اخلاقی هستند. در روابط باز خیانت اشکال دیگری دارد. برای مثال دروغ گفتن در این نوع رابطه یک خیانت بزرگ به حساب می‌آید.

علت اصلی در این نوع رابطه چیست؟

نکته و علت خاصی وجود ندارد. عموما افراد به علاقه‌مند به این نوع رابطه، به این علت وارد رابطه باز می‌شوند که فکر می‌کنند لذت، عشق، رضایت، ارگاسم یا هیجان بیشتری برای آن‌ها خواهد داشت.

دلایلی که ممکن است به یک رابطه باز تمایل داشته باشید:

  • شما و پارتنرتان عشق زیادی برای بخشیدن دارید و باور دارید که می‌توانید این عشق را به بیش از یک نفر ابراز کنید.
  • دوست دارید رابطه جنسی را با شخصی با جنسیت متفاوت از پارتنر خود تجربه کنید.
  • میل جنسی شما و پارتنرتان با یکدیگر هماهنگ نیست.
  • یک پارتنر آسکشوال (بدون میل جنسی) است و دیگری دیوانه سکس.
  • یکی از طرفین علایق و فانتزی‌های کینکی داشته و می‌خواهد آن را تجربه کند و دیگری تمایلی به این مسئله ندارد.
  • دیدن (یا شنیدن درباره) سکس پارتنر خود با شخصی دیگر بسیار برای شما تحریک کننده است.

چگونه متوجه شویم این رابطه برای ‌ما خوب است؟

متاسفانه سنجش صحیح بودن این نوع از رابطه برای اشخاص به سادگی پر کردن یک تست آنلاین و تصمیم گیری بر اساس نتایج آن نیست.

  • با کشف آن که چرا به چندپارتنری علاقه دارید و این مسئله برای شما چه معنی دارد شروع کنید. در طول رشد خود چه سیگنال‌هایی درباره تک‌پارتنری دریافت کردید؟
  • دقیق بگویید که چرا دوست دارید رابطه خود را باز کنید. آیا به این علت است که احساسات خود را بر شخص دیگری گسترش داده و دوست دارید کار بیشتری انجام دهید؟ آیا به این علت است که شما و پارتنر خود نیاز‌های فراوانی دارید و بهتر می‌دانید که از بیش از یک نفر برای رفع آن‌ها کمک بگیرید؟
  • حال به خود اجازه دهید تصور کنید اگر در یک رابطه باز بودید زندگی شما چگونه می‌شد. وارد جزئیات شوید. کجا زندگی خواهید کرد؟ آیا بچه‌ای خواهید داشت؟ آیا پارتنرتان نیز پارتنرهای دیگری خواهد داشت؟ چه نوعی از سکس را می‌خواهید تجربه کنید؟ چه نوعی از عشق؟ این فانتزی چه حسی به شما می‌دهد؟
  • در مرحله بعد، درباره غیرتک همسری اخلاقی بیشتر بیاموزید. با مطالعه درباره روابط باز و ادبیات چندپارتنری شروع کنید. در صورتی که می‌توانید به میتینگ‌های گروه‌های چندپارتنری بروید و زوج‌هایی که از این سبک زندگی پیروی می‌کنند را در اینستاگرام و توییتر دنبال کنید.

رابطه باز چه مزایایی دارد؟

مزایای زیاد! قطعا دلیلی وجود دارد که بیش از یک پنجم زوج‌ها تجربه چنین رابطه ای را داشته یا چنین رابطه‌ای دارند! [منبع] برای برخی این رابطه به معنای سکس بیشتر است!

پاول می‌گوید: « من عاشق چندهمسری هستم زیرا شخصی تنوع طلب بوده و دیوانه تجربه چیزهای جدیدم و با سکس با آدم‌های مختلف و متعدد این علاقه را ارضا می‌کنم. همچنین من گنجایش زیادی برای اجبار دارم – که برای لذت دیگری لذت است – همچنین دیدن ارگاسم و لذت کامل پارتنرم مرا خوشحال می‌کند.»

خانم دانا مکنیل، تراپیست خانواده و ازدواج و موسس Relationship Place در سن دیگو کالیفرنیا، می‌گوید «اگر سرانجام به بسته بودن رابطه خود پایان دهید، تمرین غیر تک‌همسری اخلاقی می‌تواند به افزایش توانایی افراد در حل مسائل و مشکلات، برقرایی ارتباط و تعیین محدودیت کمک کند. این مسئله همواره زوجین را مجبور می‌کند چیزی را که واقعا از آن لذت برده و به آن نیاز دارند بشناسند.»

آیا این روابط زیانی هم دارند؟

هیچ زیانی در روابط باز وجود ندارد مگر آن که اشخاص با دلایل و منطق اشتباه وارد آن شوند. یعنی با خود صادق نباشند و به همدیگر دروغ بگویند.

پاول می‌گوید: «غیر تک‌همسری می‌تواند مشکلات شخصی قبلی رابطه را تشدید کند. اگر در ارتباط گرفتن با دیگران مشکل دارید، مجبور بودن به ارتباط با دیگران به شکلی عمیق تر، با اشخاص بیشتر و درباره موضوعاتی متنوع‌تر می‌تواند به شما شانس بیشتری دهد تا پیامدهای آن را به عنوان یک دلیل تجربه کنید.»

دومین چیزی که در اینجا صدق می‌کند این است که شما آدم غیرصادق، حسود یا خودخواهی باشید. در این حالت به جای تحت تاثیر قرار گرفتن یک نفر از نتایج این اخلاقیات، چندنفر درگیر می‌شوند.

پاول می‌گوید: «غیر تک‌همسری و چند پارتنری قرار نیست رابطه‌ای که پایه‌های استواری ندارد را، درست کند.» بنابراین اگر به این دلیل می‌خواهید رابطه خود را باز کنید، به احتمال قوی منجر به تمام شدن رابطه می‌شود. برای اوپن رلیشن باید رابطه شما کاملا سالم و قوی باشد!

چگونه باید این مسئله را با پارتنر خود مطرح کنید؟

قرار نیست پارتنر خود را «قانع» کنید که وارد یک رابطه باز شود. یعنی زور و اجباری نباید در کار باشد. با یک «جمله خبری» شروع کنید و سپس حرفتان را به سمت پرسش سوال ببرید، مثلا:

  • «داشتم درباره روابط باز می‌خواندم و فکر کنم چیزیست که دوست دارم امتحانش کنم. آیا راحتی که درباره این مسئله صحبت کنیم؟»
  • «داشتم درباره سکس داشتن با آدم‌های دیگه فکر می‌کردم، فکر کنم دوست داشته باشم امتحانش کنم. تا حالا درباره روابط باز فکر کردی؟»
  • «فکر کنم تماشای سکس یکی دیگه با تو خیلی هات باشه. تا حالا دلت خواسته یک نفر دیگر را به اتاق خواب خود دعوت کنیم؟»
  • «میل جنسی من از وقتی داروهای خاصی مصرف می‌کنم خیلی کم شده، داشتم فکر می‌کردم شاید بهتر باشه رابطه خود را باز کنیم تا تو برخی از نیازهای جنسیت رو برطرف کنی. فکر می‌کنی بخواهی درباره این مسئله صحبت کنیم؟»

اگر واقعا می‌خواهید در یک رابطه باز باشید و پارتنرتان با قاطعیت این پیشنهاد را رد می‌کند، احتمالا این ناسازگاری برطرف نشدنی است.

مک نیل می‌گوید: «در آخر، اگر یکی از طرفین در رابطه‌ای قدیمی عمیقا دوست دارد رابطه‌ای باز داشته باشد و دیگری نه، شاید بهتر باشد به جدا شدن فکر کنید.»

مطالعه بیشتر: چگونه به کسی بگویید در رابطه باز هستید؟

قوانین زمین بازی را چگونه تعیین می‌کنید؟

صریح بگویم: این سوال اشتباه است. برای آنکه بفهمید چرا، لازم است تفاوت میان محدودیت، توافق و قانون را بدانید.

پاول می‌گوید:ر«محدودیت چیزی است که به خود شما مربوط می‌شود. قلب، زمان، ذهن و بدن شما»

بنابراین شما می‌توانید برای خود محدودیت ایجاد کنید و با شخصی که با اشخاص دیگر سکس بدون کاندوم دارد، بدون کاندوم سکس نکنید. شما نمی‌توانید برای کسی که پارتنرتان با او سکس دارد محدودیت ایجاد کنید که چگونه سکس داشته و چگونه از کاندوم استفاده کنند.

پاول می‌گوید: «محدودیت به جای پارتنرمان، ما را متعهد می‌کند و مسئولیتی بر دوش ما می‌گذارد. محدودیت قدرت بیشتری به شخص می‌دهد.»

توافق‌ها می‌توانند توسط هرشخصی که تحت تاثر آن هاست بازبینی شوند

پاول توضیح می‌دهد: «اگر من و پاتنرم توافق کرده باشیم که همواره از کاندوم و دنتال دم و دستکش هنگام رابطه با پارتنر دیگر استفاده کنیم اما پارتنرم و یکی از پارتنرهایش نخواهند از این محدودکننده‌ها استفاده کنند، باید بشینیم و توافقی بنویسیم که هر سه ما با این مسئله راحتیم.»

توافق کردن روشی بسیار همدلانه و با ارزش برای زوج‌هایی است که به دنبال شخص سومی برای اضافه کردن به زندگی زناشویی خود می‌گردند.»

اغلب احساسات، تمایلات و نیازهای شخص سوم (گاهی به این شخص یونیکورن گفته می‌شود) از زوجین اهمیت کمتری دارد. در اینجا توافق‌ها به شکل قانون ظاهر می‌شوند.

پاول می‌گوید: «قانون چیزی است که یک یا دو نفر آن را وضع می‌کنند برای اطرافیان خود و آن اشخاص حق اظهار نظری ندارند.»

در صحبت عامه، «قوانین» تلاش‌هایی هستند برای کنترل رفتار و احساسات پارتنر خود!

پاول می‌گوید: «میل به قانون گذاری اغلب برخواسته از شروط تک‌همسری است که می‌گوید پارتنر ما نمی‌تواند بیش از یک شخص را دوست بدارد یا اگر شخص بهتری پیدا کند ما را ترک خواهد کرد.»

اگرچه خیلی از افراد تازه وارد می‌خواهند با قانون‌گذاری پیش بروند، پاول در این باره به آنها هشدار می‌دهد.

او می‌گوید: «معمولا قوانین با صلب قدرت و غیراخلاقی بودنشان در رابطه پایان می‌یابند، بهتر است با محدودیت‌های شخصی شروع کنید.»

چه محدودیت‌های احساسی باید قائل شوید؟

به گفته پاول، اکثر زوج‌ها هنگامی که پای احساسات می‌آید وسط می‌خواهند قوانینی وضع کنند که مانع عاشق شدن شوند. ذهنیت غالب عشق را یک وسیله محدودکننده می‌داند که منجر به شکست می‌شود.

پاول می‌گوید: «مهم نیست که چقدر خوب خود را می‌شناسید، واقعا نمی‌توانید پیش بینی کنید که ممکن است عاشق چه کسی شوید.»

بنانبر این به جای وضع قوانین «هر احساسی مممنوع»، پاول پیشنهاد می‌کند تجدید نظر کرده و این سوالات را از خود بپرسید:

  • من چگونه عشق را نشان می‌دهم؟
  • چگونه عشق را دریافت می‌کنم؟
  • من هرچندوقت یکبار نیاز دارم پارتنر خود را ملاقات کنم که احساس ارزشمند بودن داشته باشم؟
  • می‌خواهم زمان خود را چگونه تقسیم کنیم؟ چقدر به تنهایی نیاز دارم؟
  • می خواهم چه اطلاعاتی بدانم؟ چگونه می‌خواهم درباره خود بگویم؟
  • فضای خود را با چه کسی و تحت چه شرایطی به اشتراک خواهم گذاشت؟
  • برای نشان دادن رابطه ام به دیگران در استفاده از چه کلماتی راحت ترم؟

در واقع باید بدانید شما چقدر نسبت به دیگران مزیت و برتری دارید و دو طرف باید به خوبی بدانند چقدر عشق را به یکدیگر ابراز می‌کنند.

چه محدودیت‌های جسمی و جنسی باید قائل شوید؟

محدودیت‌های سکسی و جسمی رایج اغلب روی مدیریت ریسک‌های جنسی بنا شده اند، چه محدودیت‌های جنسی مجاز و چه محدودیت هایی مجاز نیستند و اگر/چه زمانی/چگونه می‌توانید آن‌ها را ابراز کنید. برای مثال:

  • چه کسی و چگونه حق لمس بدن مرا دارد؟ آیا قسمت‌هایی وجود دارند که دوست نداشته باشم لمس‌شان کنم یا لمس کنند؟
  • هر چند مدت یکبار آزمایش خواهم داد و چه آزمایش‌هایی؟ آیا تست PREP را خواهم داد؟
  • چگونه، چه زمانی و برای چه فعالیت‌هایی از ابزار پیشگیری استفاده خواهم کرد؟
  • چه هنگام با افراد درباره این مسئله که آخرین بار چند وقت پیش آزمایش دادند و تا به حال چه کارهایی برای سلامت و امنیت جنسی خود انجام داده‌اند صحبت خواهم کرد؟
  • اسباب‌بازی‌هایم را چگونه استفاده کرده، به اشتراک گذاشته و تمیز خواهم کرد؟
  • در چه مکانی راحت ترم سکس داشته باشم؟
  • PDA یا نمایش عمومی محبت برای من چه معنی دارد؟ برای داشتن رابطه پابلیک با چه کسی راحت ترم؟

هر چند وقت یکبار باید محدودیت‌ها را با پارتنر اصلی خود بازنگری کنید؟

بدون شک شما نمی‌خواهید بیش از آنچه چیزی را زندگی می‌کنید در تله پروسه روابط خود قرار بگیرید، اما قاعدتا بازنگری‌هایی خواهید داشت. شاید با یک قرار ایستاده شروع کرده و آن را به چیز نارایج‌تری تبدیل کنید چون چیزهای بیشتری ‌را درک می‌کنید.

چگونه از وضعیت رابطه خود با یک پارتنر ثانویه صحبت می‌کنید؟

فورا!

پاول می‌گوید: «چندپارتنری بودن شما ممکن است عامل پایان دهنده به رابطه برای آن‌ها باشد، همچنین که تک‌پارتنری بودن آن‌ها ممکن است عامل پایان رابطه برای شما باشد، بنابر این لازم است همان ابتدا درباره این مسئله صحبت کنید.»

برای آموزش بهتر چنین چیزهایی را می‌توانید بگویید:

  • «قبل از آن که رابطه‌مان جدی شود، دوست دارم بدانی که من در حال حاضر در یک رابطه باز هستم، یعنی همزمان که یک پارتنر اصلی دارم، می‌توانم آزادانه با اشخاص دیگری قرار بگذارم.»
  • «دوست دارم بدانی که من تک پارتنری نیستم و از Date کردن با اشخاص مختلف به صورت همزمان لذت می‌برم. آیا تو به دنبال یک رابطه انحصاری هستی؟»
  • «می خواهم بدانی که من با بیش از یک نفر دیت می‌کنم و به دنبال رابطه انحصاری نیستم. چه حسی نسبت به دیت داشتن همزمان با چند نفر، یا شخصی که این کار ر انجام می‌دهد داری؟»

مک نیل پیشنهاد می‌دهد اگر آنلاین دیت می‌کنید، حتما این موضوع را در پروفایل خود بنویسید.

آیا این که پارتنر شما تک پارتنری یا چندپارتنری باشد برای شما اهمیت دارد؟

درباره رابطه باز یکطرفه به تکرر حرف‌های متفاوتی گفته شده است، همچنین این دسته از روابط به عنوان روابط دوگانه مونو-پولی شناخته شناخته می‌شوند. در برخی از روابط، به علت تمایلات جنسی، لیبیدو، علاقه و چیزهای دیگر، زوجین می‌پذیرند رابطه خود را با هدف این که تنها یکی از آن‌ها بتواند رابطه‌های متعدد داشته باشد بگشایند و در زمان‌های دیگر، شخصی که تک پارتنری است ممکن است انتخاب کند با شخصی چندپارتنری دیت کند.

بنابراین به گفته مک نیل پاسخ این است: «نه لزوما» اما هرکسی حق دارد بداند که شخص چندپارتنری همزمان با افراد دیگری هم در رابطه است. «این مسئله به شخص ثانی این امکان را می‌دهد که بتواند تصمیم درستی درباره حضورش در یک رابطه باز بگیرد.»

آیا لازم است چیزهایی را با پارتنر فرعی خود نیز چک کنید؟

یعنی آیا باید از این که پارتنر فرعی شما از بودن با شما لذت می‌برد و احساس احترام و مهم بودن می‌کند نیز اطمینان حاصل کنید؟ قطعا.

باید بدانید که برنامه ریزی و زمان بندی برای بررسی شرایط بر عهده شماست. اهمیتی ندارد که ساختار رابطه شما چگونه است، ممکن است بخواهید حرکتی انجام دهید که همه اشخاص رابطه احساس راحتی کنند و بتوانند در ارتباط با نیاز و خواسته‌های خود صحبت کرده و به نیاز‌های برآورده نشده خود اشاره کنند.

کجا می‌توانید بیشتر بیاموزید؟

در روابط باز نباید از پارتنرهای خود انتظار داشته باشید دست شما را در پروسه رابطه گرفته و قدم به قدم شما را تشویق کنند.

اگر دوستانی دارید که در حال تجربه چنین روابطی هستند، می‌توانید با آن‌ها در این باره که چنین رابطه ای چگونه است، چگونه محدودیت‌های خود را تعیین کردند و حسادت را چگونه کنترل کردند صحبت کنید. در مجموعه مقالات کانال چهارم، صداقت در این مورد بیشتر نوشته شده است.

در وبلاگ اونتاشگال مقاله‌های مختلفی در مورد رابطه باز نوشته شده است. اگر می‌ترسید صحبت از رابطه باز باعث پیش‌داوری از جانب پارتنر شما شود، می‌توانید این وبلاگ را به او معرفی کنید.

اونتاشگال . شهریور ۱۳۹۹ . All photos by Cristian Negroni

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

آیا رابطه باز و آزاد جواب می‌دهد؟

آیا باید روابط آزاد و باز داشته باشید؟ این رابطه یعنی بی بند و باری و سکس با هر کسی در هر زمانی یا نه شرایط خاص خود را دارد؟ تأملات یک تک همسر و درمانگر حرفه‌ای که در دهه ۱۹۸۰ بزرگ شد را می‌خوانید. مقاله‌ای که می‌خوانید به خوبی شما را با ابعاد مختلف اوپن رلیشن – Open Relation آشنا می‌کند.

اول از همه، یک رابطه باز، که با عنوان رابطه غیر انحصاری نیز شناخته می‌شود، یک رابطه عاطفی است که از لحاظ جنسی غیر انحصاری است. این تعریف ممکن است اشاره‌ای به تنوع طلبی داشته باشد اما بطور کلی اشاره به نوعی توافق در رابطه دو نفره است که طرفین آن با هم توافق کرده‌اند تا امکان صمیمیت و هم بستر شدن با افراد دیگر را نیز داشته باشند.

این مقاله با موضوع «کانال چهارم، صداقت» نوشته شده است. روابط چند نفره، تک پر بودن، خیانت کردن، هیزی، بی غیرتی، عشق خدایی، عشق بدون سکس و موارد این چنینی در میان آدم‌ها بیشتر دیده می‌شود. در گذشته نیز گرایش‌هایی مانند کاکولدیم یا بی‌غیرتی وجود داشت اما به صورت عمومی کسی چیزی نمی‌گفت. به واسطه اینترنت امروزه بیشتر در این مورد صحبت می‌شود و زوج‌ها با آن آشنایی دارند. از آنجایی که باور دارم ازدواج و رابطه داشتن به معنی محدودیت خودخواسته نیست، تصمیم گرفتم فعالیت موضوع جدید وبلاگ با عنوان «کانال چهارم، صداقت» را آغاز کنم.

مقاله فعلی به سبک ترجمه آزاد در وبلاگ منتشر می‌شود. نوشته‌های ترجمه آزاد با هدف بیان واقعیت‌ها از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم میلادمسافر برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله دسامبر ۲۰۱۹ توسط دکتر جان کیم LMFT در مجله معروف روانشناسی منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


یک رابطه تعدد گرا به معنای داشتن چندین شریک عشقی و عاطفی بطور همزمان است، البته با این شرط که همه افراد درگیر در رابطه از وجود یکدیگر اطلاع داشته و از حضور هم رضایت داشته باشند.

در واقع یک رابطه باز به این معنی است که شما هنوز یک شریک اصلی دارید اما هر دو می‌توانند شرکای جنسی دیگری نیز داشته باشند. در یک رابطه باز همیشه اولویت اصلی، شریک اصلی شما است. او می‌تواند همسر یا دوست پسر و دوست دختر شما باشد.

چند نفری یا چند همسری یا Polyamory به این معنی است که شما روابط متفاوتی دارید که شامل روابط عاطفی و جنسی است. اولویتی وجود ندارد. هر دو رابطه (عاطفی و جنسی) تحت عنوان «تعدد گرایی اخلاقی» قرار دارن ، اما مترادف نیستند. می توانید آنها را ترکیب کنید یا یکی را بدون دیگری انجام دهید.

خب. من، دکتر جان کیم، هیچوقت در این نوع رابطه نبوده‌ام. من در تمام زندگی‌ام تنها در رابطه‌ی با یک شریک بوده‌ام. من حدس می‌زنم می‌توانید بگویید من یک تک همسر گرای دائمی هستم، به همین دلیل است که این موضوع اضطراب فوری برای من ایجاد می کند!

اغلب فکر می‌کنم مردم به دلیل شغلم از من سوال می‌کنند که آیا به روابط آزاد زناشویی باور دارم یا نه، نه به این خاطر که لزوما فکر می‌کنند آنرا تجربه کرده‌ام. آنها ممکن است بخواهند از من بشنوند که آیا این نوع رابطه از دیدگاه درمان مشکلات رابطه می‌تواند موثر باشد یا نه؟ و آیا می‌تواند همیشگی باشد؟

اما به هر حال من نمی‌توانم بین آنچه که هستم و آنچه که می‌کنم تفاوتی قائل شوم. اما می‌توانم انتخاب‌های دیگری داشته باشم، پس قبل از شروع به پاسخ لازم است مقدمه‌ای را عنوان کنم.

مثل شما و دیگران تربیت شدم!

من هم مانند بسیاری از شما بزرگ شده‌ام. فکر می‌کردم یکی مانند خودم را در رابطه خواهم یافت، نذر می‌کردم، بچه دار می‌شدم و برای همیشه خوشحال و خوشبخت زندگی خواهم کرد. تنها با یک نفر و از همه خوشبخت‌تر. این همان دورنمایی است که از عشق به نظر می‌رسد و همه دنبال آن هستند.

بعد بزرگ شدم و ازدواج کردم. من در مسیری که شبیه فیلم‌ها و رمان‌ها بود، حرکت کردم. من خیلی عادی و معمولی در قسمتی از کوه‌های ایالت اورگان مستقر شدم و زندگی‌ام را شروع کردم. این ازدواج پنج سال به طول انجامید و ما طلاق گرفتیم. من از آن زمان در روابط بسیاری بوده‌ام. سه سال اینجا سه سال آنجا! در همه آنها و به طرز خاص خودشان با انواع متفاوتی از عشق که مردم را برای همیشه تغییر می‌دهد، لذت بردم.

من یاد گرفتم که روابط ساختنی هستند و ژنتیکی به ارث برده نمی‌شوند. البته که کار سختی است اما آیا در این زندگی ارزش ندارد؟ همچنین، شما فقط نیمی از هر رابطه‌ای هستید، مهم نیست که چقدر در مورد عشق آموخته‌اید یا تا چه اندازه به آن رسیده‌اید ، فقط می‌توانید نیمی از آن را کنترل کنید. سرانجام، من یاد گرفتم که وقتی تغییر می‌کنیم تعاریف و خواسته‌های ما هم تغییر می‌کنند. تعریف شما از عشق و آنچه از آن در دوره دبیرستان و دانشگاه می‌خواستید احتمالاً با تعاریف و آنچه امروز می‌خواهید متفاوت است و این خوب است، این یعنی زنده هستید.

این موضوع در مورد عشق و رابطه است. آنها سیمان خشک شده نیستند. آنها شکل پذیر و سازگار هستند. مانند مایعات همیشه در حال تغییر شکل هستند. این سبک تربیت، رسانه‌ها، جامعه، فرهنگ و مذهب ما هستند که ما را متقاعد می‌کند که عشق و رابطه مانند سیمان خشک شده است و برای آنها یک تعریف و تنها یک تعریف درست وجود دارد.

به عنوان مثال، در تایلند پسران دست هم را می‌گیرند تا لباس بپوشند. سکس آزاد آزاد است. سفارش یک تجربه جنسی به همان اندازه ساده و معمول است که سفارش یک پیتزا پنیر! این رفتار و باور می تواند در قسمت دیگری از دنیا باعث تنبیه تا سر حد آسیب جسمی شود. دنیایی که شما در آن بزرگ شده‌اید (یا اکنون در آن زندگی می‌کنید) مستقیماً روی برنامه‌هایی که می‌خواهید بعنوان یک بزرگسال عملی کنید، تأثیر می‌گذارد. ما اغلب روشنفکر نیستیم. همه ما تا حدی برنامه‌ریزی و از قبل تربیت شده هستیم. حتی اگر حباب‌های خود را تغییر داده و از دنیای برنامه‌ریزی شده خود فرار کرده باشیم (چه از نظر روحی و چه از نظر محل زندگی)، باقی مانده «بایدهایی» که با آنها رشد کرده‌ایم، بر ما تاثیر می‌گذارند. این مسئله اضطرابی را که هنگام فکر کردن در مورد روابط آزاد یا سکس چند نفره به آن دچار می شویم را، توضیح می‌دهد.

خب، چه کار باید کرد؟ من می‌خواهم با استفاده از رویه‌ای موسوم به «فرآیند فکر من»، نه تنها بعنوان یک درمانگر که هزاران داستان درباره رابطه‌های مختلف شنیده‌ام ، بلکه به عنوان فردی با تاریخچه مختصری در عشق که پیشتر به آن اعتراف کردم، پاسخ دهم. من احساس می‌کنم این کار صادقانه‌ترین راه برای پاسخ به این پرسش است.

با موضوعات بدیهی و پیش پا افتاده شروع کنیم

تا به حال این جمله را شنیده اید: «من هنوز در یک رابطه خوب با همسر/شریک زندگی‌ام هستم اما با افراد دیگر هم رابطه جنسی برقرار می‌کنم.» خب؟ در این باره چه فکر می‌کنید؟

آقای آبری مارکوس، نویسنده پرفروش نیویورک تایمز برای کتاب صاحب یک روز شوید تا صاحب زندگی باشید [آمازون]، که بصورت علنی رابطه تک همسری را ترک کرده و روابط خود را بطور کامل به رابطه باز تغییر داده است و تبدیل به فردی شده است که اکنون هست، می‌گوید «روزی این اخلاق را کنار گذاشته است که متوجه شد دوست دخترش بعد از تصمیم‌گیری برای باز کردن روابط‌شان ، با شخص دیگری خوابیده است». بله، احساساتی وجود خواهد داشت و بدیهی است که حسادت و صدمه دیدن هم ممکن است باشد!

همیشه از خودم یک سوال می پرسم: به فرض اینکه رابطه خودم را به یک رابطه باز تغییر دادم، چه میزان از احساسات ناشی از ضمیرناخودآگاه، میل کنترل بر رابطه، ناامنی، احساس مالکیت-تملک و «باید های تحمیل شده از ذهن» را تجربه خواهم کرد؟ وقتی به خودم فکر می‌کنم ، تقریباً همه آنها ممکن هستند. این ایده که دوست دختر من برای داشتن تجربه جنسی با شخص دیگری ملاقات کند باعث می‌شود احساس نا امنی کنم، که من کافی نیستم و اگر با فرد دیگری ملاقات کند که احساس بهتری از من داشته باشد، من را ترک خواهد کرد. بنابراین اگر من واقعاً با خودم و در این رابطه احساس امنیت می‌کردم، آیا ممکن بود رابطه‌ام جور دیگری هم باشد؟ نمی‌دانم!

با این حال ، این احساسات واقعی هستند و هر دو نفر برای ایجاد یک رابطه آزاد باید با صداقت و صمیمیت تلاش کنند. در غیر اینصورت، عصبانیت و نارضایتی ایجاد خواهد شدو ناگهان می‌تواند به ناتوانی جنسی در یکی از طرفین منجر شود. تجربیات جنسی با دیگران باید یک توافق جدی و دوطرفه باشد و در انتها به ایجاد صمیمیت بیشتر و لذت بیشتر از رابطه برسد، در غیر اینصورت شبیه به خیانت خواهد بود. می‌دانم که به نظر دیوانه کننده است اما آدم‌ها موجوداتی پیچیده هستند و من زوج‌های زیادی را دیده‌ام که ا اول با چیزی موافق هستند ولی بعد از مدتی همان موضوع ویران کننده شده است. به عنوان مثال، سکس سه نفره یک فانتزی مشترک است که به ندرت با فانتزی که در خیال‌مان بازی می‌کنیم مطابقت دارد.

از فانتزی تا واقعیت

قطعاً یک فانتزی تخیلی برای یک رابطه باز وجود دارد. این ایده که شما می‌توانید رابطه جنسی را با کسی در خارج از روابط خود برقرار کنید ممکن است مانند بلیط قرعه کشی به نظر برسد، به خصوص اگر از زمان دانشگاه با همان شخص بوده‌اید. بله، آرزو کردن و فانتزی ساختن کاملاً طبیعی است و حتی عادی است که شما مورد توجه سایر افراد قرار می‌گیرد، ولی این بدان معنی نیست که شما می‌خواهید با آنها رابطه برقرار کنید.

این نوع رابطه می تواند یک راه حل برای بهبود مجدد روابط شما یا جلوگیری از خیانت باشد. بله، بودن با شخص دیگری می‌تواند شما را به شریک زندگی خود نزدیک کند. بسیاری اوقات غرق می‌شویم زیرا فانتزی‌های خودمان را تغذیه می‌کنیم. کنجکاوی طبیعی ما از بودن با شخص دیگری، ما را مجبور می‌کند به جای حضور در روابط خود، در فکرمان بودن با دیگران را تصور کنیم.

اگر فانتزی به واقعیت تبدیل شود، حباب می‌ترکد و ما دیگر نیازی به حمل آن فانتزی نداریم. آنوقت می‌توانیم حضور بیشتری در رابطه اصلی خود داشته باشیم و بارها با تجربه واقعی «مرغ همسایه غاز نیست» یا درک این موضوع که «چمن دیگران سبزتر نیست» بیشتر قدر روابط فعلی خود را بدانیم. به همین دلیل است که بسیاری از هم جدا می‌شوند، کاوش می‌کنند و دوباره به هم بر می‌گردند. و مانند سفر، مکانهای عجیب و غریب می‌توانند تجربیات جدید و شگفت انگیزی را به شما منتقل کنند. اما در کنار آن می‌تواند باعث شود شما از خانه خود لذت بیشتری ببرید و دلتان برای بالشت خود تنگ شود!

برای ایجاد یک رابطه آزاد واقعی، هر دو طرف نه تنها باید آن را بپذیرند، بلکه شریک‌های جدید زندگی خود را ترغیب می‌کنند تا تجربیات جدید جنسی جدیدی با دیگران داشته باشند. البته نیازی نیست که جزئیات را بدانید بلکه باید به جایی برسید که بخواهید شریک زندگی‌تان رابطه جنسی خود را با دیگران کشف کند. شما باید بخواهید آنها این تجربه‌ها را به خاطر خودشان داشته باشند نه اجبار و تلاش برای کسب رضایت شما! این چیزی نیست که بسیاری از افراد توانایی ارائه آنرا به شریک زندگی خود داشته باشند. به اعتماد به نفس فوق العاده‌ای نیاز دارد مهمتر از آن باید حد بالایی از اعتماد به یکدیگر و عزت نفس در خود، داشته باشید.

اگر بخواهم از دیدگاه معنوی (نه دینی و مذهبی) به این موضوع نگاه کنم، عشق پدیده‌ای بی انتها است. ما به عنوان انسان با یکدیگر در ارتباط هستیم و هر ارتباطی متفاوت و منحصر به فرد است. این روابط همان چیزی است که باعث  ایجاد شخصیت ما می‌شوند، آنرا نابود می‌کنند و دوباره می‌سازند. این زندگی است و بدون آن تعریف انسان بودن ما زیر سوال می‌رود. تفاوتی ندارد که این ارتباط مبتنی بر دوستی باشد، مبتنی بر خون و خانواده باشد یا رابطه جنسی باشد. اتصال اتصال است. پس چرا باید خودمان را محدود کنیم؟ چرا نباید عشق را نیز با طیف‌های مختلف آزمود؟ من معتقدم که ما نهایتاً افرادی را برای رابطه جذب می‌کنیم که آن‌ها را می‌خواهیم و با این کار موجب تغییر در خود و دیگران می‌شویم. این چیزی است که زندگی را زیبا می‌کند. چرا باید این امر با سکس و عشق متفاوت باشد؟

اگر از نگاه بیولوژیکی به این موضوع نگاه کنی ، ما طوری طراحی نشده‌ایم که برای همیشه در کنار یک نفر باشیم. بدن ما یک سازه اجتماعی/اجتماعی با حصاری از شرم است که ما را از گمراهی باز می‌دارد. بدن ما هوس‌های متنوعی دارد و ما موجودات کنجکاو هستیم. ما انسان‌ها قدرت تخیل داریم و برای رسیدن به آنها، سخت کوش هستیم.

برای مطالعه: شوهرم را به اشتراک گذاشتم و ما را قوی‌تر کرد!

بدیهی و مشخص نیست!

نتیجه گیری ها معمولاً با  «بدیهی و مشخص است» همراه است. اما در این موضوع، شاید نتوان از آن استفاده کرد.

دو نفر نه تنها باید در این باره هم نظر باشند بلکه باید واقعاً با خود هم صادق باشند. آنها باید از خود بپرسند که آیا این قدرت و توانایی درونی را دارند که رفتاری عادی دارند در حالی که شریک زندگی خود را در رابطه جنسی با دیگران ببینند؟ نه تنها توان هضم آنرا داشته باشند بلکه اجازه ندهند این رابطه منجر به نابودی عشق، علاقه و زندگی‌شان شود. اگر این رابطه جدید به ترس، حسادت یا نفرت از شریک زندگی یا فردی که با او در رابطه است بدل گردد، احتمالاً نباید وارد این نوع رابطه شوید.

من دکتر جان کیم، اعتراف می‌کنم که هیچ روشی نبود که بتوانم این کار را در دهه بیست یا حتی سی زندگی‌ام انجام دهم. من آن «ظرفیت» را نداشتم. من به اندازه کافی اعتماد به نفس یا احساس ارزشمندی نداشتم تا بتواند از من در برابر نابودی در این چنین رابطه‌ای محافطت کند. من دوست داشتم که یک تابلوی جمع آوری امتیازات داشته باشم و آنرا هر شب در اتاق خواب به شریک زندگی‌ام نشان دهم و بخاطر آن مورد تایید و تشویق قرار بگیرم. من همچنین نقشه‌های زیادی برای یک زندگی به شدت رمانتیک داشتم.

ما همه چیز خود را فقط و فقط به یک شخص اختصاص می‌دهیم، و این همان اشتباه بزرگ است که بهانه‌ای برای خیانت به ما یا شریک زندگی‌مان خواهد داد. اما از همه مهمتر، من دیدگاهی معنوی در زندگی نداشتم. برای من، این تنها دلیلی بود که از یک رابطه باز اجتناب کردم. اگر من دیدگاهی معنوی به موضوع داشتم، به هر رابطه بعنوان فرصتی بی نظیر برای ارتباط عاطفی و جنسی نگاه می‌کردم. به عنوان فردی با نگاه معنوی و نه به عنوان فردی که با پیش آموزه‌ها و ارزش‌های منتقل شده از جامعه به خودم نگاه کرده بودم.

ممکن است تعجب کنید. اگر تجربه‌های جنسی با دیگران دارید، آیا نمی‌توانید فضایی را برای ایجاد یک ارتباط عاطفی ایجاد کنید؟ آیا نمی‌توانید رابطه اصلی خود را به خطر بیندازید؟ اصولاً، آیا شما با روال اصلی خود رولت روسی بازی نمی‌کنید؟ همه ما می‌دانیم که احساسات ما از منطق ما قوی‌تر است. بنابراین فقط به این دلیل که منطقاً می‌گوییم اجازه نخواهیم داد که عاشق شخص دیگری شویم، به این معنی نیست که نخواهیم شد چگونه می‌توان از این امر جلوگیری کرد، زیرا عشق مبتنی بر منطق نیست؟

بخشی از من می‌گوید شما نمی‌توانید. شما با اهدافی مشخص وارد رابطه‌ها می‌شوید اما مهم نیست که چقدر قوی باشید، هر نوع صمیمیت می‌تواند به عشق منجر شود. یک بوسه ساده می‌تواند روزها شما را به فکر کردن درباره آن شخص سوق دهد و باعث شود شما در روابط اصلی خود بی تفاوت باشید. این افکار می‌توانند به احساسات طولانی مدت و واقعی تبدیل شوند. ممکن است بیشتر وقت خود را با روابط دیگر خود (غیر اصلی و شریک زندگی) نگذرانید اما قلب شما کجاست؟

اما بخش دیگری از من می‌گوید شما می‌توانید عشق و شهوت را از هم جدا کنید. این وظیفه شماست که مرزها را ترسیم کنید تا روابط شما محدود به روابط جنسی باشد. شما می‌توانید تصمیم بگیرید که چه کسی را دوست دارید و چگونه می‌خواهید آنها را دوست داشته باشید. تا زمانی که با خود و شریک زندگی خود صادق باشید، می‌توانید این امر را کنترل کنید. البته این همیشه ساده نیست و باید تصمیم بگیرید که آیا می‌توانید این نوع چالش‌های جدی و سنگین را انجام دهید. بنابراین سؤال این است: آیا شما توانایی جدا کردن عشق از رابطه جنسی را دارید؟

عدالت در داشتن شریک‌های زندگی چیست؟

چه می شود اگر یک نفر شریک‌های زندگی زیادی داشته باشد و دیگری تعداد کمی داشته باشد یا هیچ کدام نداشته باشد؟ آیا این عادلانه است؟

ااگر تصمیم دارید رابطه خود را باز کنید، یک موضوع مهم و واقعی را باید در نظر بگیرید. برای برقراری رابطه آزاد مطمئن، نباید مقایسه‌ای بین اینکه شریک زندگی و شما، هر کدام چه تعداد سکس دیگر دارید، وجود داشته باشد. این یک میدان امتیازدهی و امتیازگیری نیست!

معمولاً روابط باز به معنای بازی در زمین و یا اینکه شما چقدر در ایجاد رابطه توانمند هستید نیست. این کار در مورد آزاد بودن تجربه‌های جنسی دیگر است و باید سرزنده و جاری باشد. علاوه بر این، چه کسی به این نوع وقت و انرژی دست پیدا کرده است که بخواهد یا بتواند با بی نهایت انسان دیگر در رابطه عاطفی یا جنسی باشد؟ امیدوارم شما یا شریک زندگی‌تان نباشید!

سخن آخر، افراد و جامعه فکر می‌کنند روابط باز فقط به معنای آزادی سکس با افراد دیگر است. بنابراین اگر اینگونه است، چرا حتی در یک رابطه قرار می‌گیریم؟ اگر این اعتقاد شما باشد، باز کردن رابطه‌ها برای شما مؤثر نخواهد بود. فرصتی در جهنم نیست. این کاتالیزوری خواهد بود که رابطه شما را خراب می‌کند.

من معتقدم برای ایجاد یک رابطه آزاد موفق، ابتدا باید زیربنایی ساخته شود. بدون این پایه و اساس کار نخواهد کرد. در اینجا چند پیشنهاد برای ایجاد یک رابطه آزاد موثر ارائه شده است:

  1. رابطه فعلی و اصلی شما باید محکم باشد. اگر در حال حاضر در روابط خود مشکلی دارید، باز کردن آن و اجازه دادن به دیگران برای ورود، هیچ مشکلی را برطرف نمی‌کند. این باعث بدتر شدن آن خواهد شد. باز کردن رابطه به شما امکان می‌دهد که به جای تلاش برای حل مشکلات رابطه، از آن فرار کنید! یک رابطه آزاد نیاز به اعتماد به نفس زیادی دارد. اگر به شریک زندگی خود اعتماد نکنید، باز کردن رابطه شما تنها یک کلاهبرداری در رابطه اصلی شما خواهد بود. بنابراین باید در مورد اینکه چرا می‌خواهید رابطه خود را باز کنید، خیلی روشن فکر کنید کنید. آیا فرار از مشکلات فعلی است یا استقبال از مشکلات جدید یا حرکتی متفاوت در رابطه عاشقانه و محکم شما؟
  2. هر دو نفر باید کاملاً با خود صادق باشند. آیا واقعاً این را برای خود می‌خواهید یا برای رضایت شریک زندگی این کار را انجام می‌دهید؟ این نمی‌تواند یک هدیه یا لطف باشد. این تنها به نارضایتی منجر خواهد شد. روابط آزاد وقتی وجود دارند كه هر دو طرف علاقه به برقراری روابط جنسی در خارج از تعاریف مرسوم خود را داشته باشند و با انجام آن توسط شریک زندگیش هم موافق باشند. اما دوباره، باید با خود کاملاً صادق باشید.
  3. یک سری از قوانین اساسی را وضع کنید. بدون قوانین، باز کردن روابط شما یک شیب بسیار نرم و خزنده برای نابودی همه چیز است. آنچه ضرر دارد عدم صداقت است و نه رابطه جنسی با دیگران. چه کسانی را می‌توانیم اضافه کنیم؟ آیا شریک زندگی شما نیاز به تأیید دارد؟ چند بار می‌توانید آنها را ببینید؟ چقدر به یکدیگر می‌گویید چه کسی را می‌بینید؟ اینها همه مواردی است که باید مورد بحث قرار گیرد یا اینکه افراد می‌توانند دروغ بگویند و این بیشترین آسیب را برای هر رابطه دارد. شما می‌توانید در یک رابطه آزاد باشید اما هنوز «بی تعهد» باشید و در صورت بدون صداقت بودن و یا شکستن قوانین، عواقب خیانت را تجربه خواهید کرد.

آنچه من جالب و هیجان انگیزتر از همه این‌ها می‌دانم این واقعیت است که ما شروع به انجام این صحبت‌ها بین خودمان می‌کنیم. جهان در حال تغییر است. ما شروع به تعریف مجدد از آنچه ما را خوشحال می‌کند، هستیم. ما مدل‌های قدیمی را زیر سوال می‌بریم. این اتفاق در هر زمینه‌ای از زندگی، سلامتی، تناسب اندام، کار و اکنون عشق و رابطه جنسی در حال وقوع است. اما باورهای ما از مدل‌های قدیمی عشق، ما را وادار به مقاومت در برابر تغییرات می‌کند، حتی در خود من به عنوان یک متخصص و روانشناس اینگونه است!

ازدواج و تک همسری کاملاً با باورهای دینی گره خورده است. پایه و اساس اینکه ما چه کسی هستیم، چه چیز درست است و چه چیز غلط، چگونه باید زندگی کنیم، همه در «بایدهایی» محکم پیچیده شده‌اند. اگر آنها زیر سؤال بروند، پایه و اساس باورهای ما دچار اشکال خواهند شد و همه چیز پس از آن زیر سوال است. بنابراین مردم به سرعت این نوع رابطه را اشتباه می‌دانند. ممکن است هنگام خواندن این مقاله این احساس را داشته باشید. این یک نوع محافظت از باورها و اعتقادات خودمان است.

من در جایی از زندگی‌ام هستم که دیگر نمی‌خواهم ترس یا مقاومت ذهنی و ناامنی‌های خودم، مرا به دام بیندازد. من نسبت به هر آنچه در این دنیا ممکن است کنجکاو هستم. مطمئن نیستم، شاید چون کودکی در راه دارم و می‌خواهم برای نگاه به آینده و ساختن فردایی بهتر برای او نگاه جدیدی به زندگی پیدا کنم. یا شاید به دلیل بالغ‌تر و مسن‌تر شدن من است و می‌دانم که باقی عمرم چقدر می‌تواند کوتاه باشد. اما بالاخره می‌خواهم نقشه‌های قدیمی را که هنوز در جیب پشتی‌ام چیده شده‌اند، شروع کنم. شروع  به اهمیت دادن به کنجکاوی‌ها و پایان دادن به سرپوش گذاشتن روی میل به دانستن درباره چیزهای درون جعبه. به این دلیل که در چهل و شش سالی که در این سیاره زندگی کردم، یاد گرفته‌ام که هیچکس جز خود شما واقعاً نمی‌داند چه چیزی برای شما بهتر است. و البته «شما» به عنوان یک انسان همیشه در حال تغییر هستید. من علاقه‌مند به کنار گذاشتن برنامه‌ریزی‌های از قبل انجام شده برای ذهن خودم و ورود به یک چشم انداز معنوی جدید هستم که به من افق جدیدی ارائه می‌دهد تا دنیا را جور دیگری ببینم و به تکامل خود را ادامه دهم.

آیا روابط باز برای من موثر خواهد بود؟ نمی‌دانم. من خودم این تجربه را نداشته‌ ام. اما من برای گفتگو درباره آن آماده هستم، در واقع گفتو درباره چیزی که قبلاً هرگز تمایلی به آن نداشتم!

در پایان روز، باید تصمیم بگیرید که چه نوع رابطه‌ای را می‌خواهید و برای شما مؤثر است. تک همسری، چند همسری، باز یا ترکیبی از همه چیز. این زندگی شماست، این قلب شماست، بدن شماست و بدانید که می‌توانید نظر خود را تغییر دهید و اشکالی ندارد. فقط باید با خود صادق باشید. این مهمترین چیز است – رابطه شما با خودتان فرقی ندارد مرد باشید یا زن.

برای مطالعه: اینفوگرافیک معرفی انواع رابطه در انسان‌ها

جان کیم LMFT، سال‌ها پیش وقتی که شروع به کار روی روش‌های غیر متعارف رابطه کرد، پیشگام یک جنبش مربیگری آنلاین به نام JRNI Coaching شد. او همچنان سوار موتورسیکلت خود برای رسیدن به جلسات در سراسر لس آنجلس می‌شود و با مشتریانی در کافی شاپ‌ها، سالن‌های ورزشی و پیاده‌روها ملاقات می‌کند. او نویسنده کتاب‌هایی پر فروش است.
همیشه گفته‌ام، صحبت کنید. درباره ابعاد مختلف احساسات خود بدون قضاوت و ترس، گفتگو کنید. هدف از زندگی، رسیدن به آرامش و لذت است. شما مسئول ساختن این آرامش هستید.

اونتاشگال . تیر ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

چند تجربه رابطه تری سام یا سه نفره موفق

چگونه یک رابطه تری‌سام موفق داشته باشیم؟ این مقاله بر اساس نظرات آقایان و خانم‌هایی است که تجربه سکس سه نفره داشته‌اند و به این سوال پاسخ می‌دهند.

دکتر جاستین لمیلر، نویسنده کتاب معروف و پرفروش «به من بگو چه می‌خواهی» [آمازون] در مورد روابط جنسی بر روی بیش از ۴۰۰۰ زوج تحقیقات انجام داده است. او می‌گوید داشتن سکس سه نفره یک فانتزی جنسی عالی است هرچند هر چند مردان برای داشتن سکس سه نفره بیشتر مشتاق به نظر می‌رسند. یک مطالعه مستقل نیز نشان می‌دهد که ۸۳٪ مردان و ۳۱٪ زنان، حداقل یک بار به رابطه تری‌سام و سه نفره علاقه نشان داده‌اند.

این مقاله با موضوع «کانال چهارم، صداقت» نوشته شده است. روابط چند نفره، تک پر بودن، خیانت کردن، هیزی، بی غیرتی، عشق خدایی، عشق بدون سکس و موارد این چنینی در میان آدم‌ها بیشتر دیده می‌شود. در گذشته نیز گرایش‌هایی مانند کاکولدیم یا بی‌غیرتی وجود داشت اما به صورت عمومی کسی چیزی نمی‌گفت. به واسطه اینترنت امروزه بیشتر در این مورد صحبت می‌شود و زوج‌ها با آن آشنایی دارند. از آنجایی که باور دارم ازدواج و رابطه داشتن به معنی محدودیت خودخواسته نیست، تصمیم گرفتم فعالیت موضوع جدید وبلاگ با عنوان «کانال چهارم، صداقت» را آغاز کنم.

مقاله فعلی به سبک ترجمه آزاد در وبلاگ منتشر می‌شود. نوشته‌های ترجمه آزاد با هدف بیان واقعیت‌ها از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله جولای ۲۰۱۹ توسط سوفیا بنوییت در وبلاگ GQ منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


اگرچه در واقعیت افرادی که رابطه تریسام دارند تعدادشان انقدر زیاد نیست و تنها ۳٪ از افرادی که مورد پرسش قرار گرفتند طی یکسال گذشته و تنها ۱٪ از این جمعیت طی یک ماه گذشته این نوع از رابطه را داشته اند. پس از این بررسی من به افرادی با تجربه رابطه معمولی یا نیمه معمولی تریسام  رسیدم و درباره چگونگی شکل گیری این رابطه و علت هات بودن شدیدش چیزهای زیادی آموختم.

در این مقاله شما مصاحبه با خانم‌ها و آقایانی را می‌خوانید که در گرایش‌های مختلف جنس مخالف، موافق و هر دو جنس (بایسکشوال) قرار دارند و حداقل یک بار تجربه چنین رابطه‌ای را با همسر، دوست پسر یا دوست دختر و حتی به عنوان نفر سوم، داشته‌اند.

اولویت اول: چگونه یک رابطه تریسام را شکل دهیم؟

آنجلا، ۴۲ ساله از اوکلاما:

«من پیش از این که وارد این نوع از رابطه شوم کاملا نسبت به اطرافیانم بی توجه بودم. حالا افرادی با طرز فکر مشابه را می‌شناسم، حس کردن تمایل دیگران راحت است. همچنین این موضوع که زوج‌های زیادی در بارها با امید پیدا کردن نفر سوم جدید حضور دارند واقعا شکه کننده است.»

لوییس، ۳۶ ساله از سانتا کروز:

«من با دوستان گی خود شوخی می‌کنم که ترتیب دادن تریسام با دو مرد گی دیگر از مذاکرات صلح خاورمیانه پیچیده‌تر است. مردان گی تمایل خیلی زیادی به ناخونک زدن به دیگران دارند و اگر دو نفر بخواهند نفر سومی را وارد رابطه خود کنند، پروژه تعیین صلاحیت خیلی اعصاب خرد کن است! (عکس‌های متعدد از زوایه‌های چندنفره و صحنه‌های سکسی نیز حاصل یک مذاکره و گفت و گوی اساسی است.)»

کیت، ۳۲ ساله از هوستون:

«ما معمولا افراد را در گرو‌ه‌های دوستانه شناسایی می‌کنیم (نه از نوع سکسی، تنها دوستانی که باهم وقت می‌گذرانند) و پس از کمی لاس زدن ملایم، اگر به نظر رسید که به این کار علاقه دارند، همسرم به آن‌ها پیام داده و برای یک ملاقات دعوتشان می‌کند – مثل یک قرار واقعی و نه تنها برای کمی نوشیدن و بازگشت هرکس به خانه خود.»

ساتر، ۲۷ ساله از کلمبیا:

«فکر کنم بیشتر قرارهای ما برای رابطه تریسام از طریق اپ Grindr (شبکه اجتماعی ویژه افراد گی) صورت گرفته است.»

کیت، ۲۶ ساله از شیکاگو:

«پس از آنکه در جایی با شخصی برخورد کنیم، ابتدا من و سپس پارتنرم با او لاس می‌زنیم تا قضیه را برایش روشن کنیم. می‌توانید فورا به آن‌ها بگویید تا ببینید اهلش هستند یا نه، سپس اگر حس کنم به هرشکلی گیج شده یا احساس ناراحتی می‌کنند، خود را کنار می‌کشم. این کار از چیزی که فکرش را می‌کنید عادی‌تر است!»

پیشنهاد مطالعه: اعتماد در رابطه ارباب و برده

چه چیزی این رابطه را خیلی هات می‌کند؟

کیت، ۳۲ ساله از هوستون:

«صمیمی شدن با شخصی جدید، تجربه اغوا کردن و فریفتن دیگری به عنوان یک زوج و پوزیشن‌های متعددی که با حضور نفر سوم می‌توان امتحان کرد، بسیار تحریک کننده و هات است.»

یان، ۲۹ ساله از شارلوت:

«هات بودن سکس سه نفره به افراد شرکت کننده در آن بستگی دارد. اگر سکس با شخص A هات بوده و سکس با شخص B نیز هات است، می‌توان انتظار داشت که سکس همزمان با A و B نیز اگر بهتر و جذاب‌تر نباشد،حداقل به همان میزان هات باشد. رابطه تریسام به اشخاص دخیل در آن بستگی دارد و چیزی نیست که به طور ذاتی داغ و هات باشد.»

لوییس، ۳۶ ساله از سانتا کروز:

«مثل این می‌ماند که همزمان با تماشای یک فیلم پورن، در آن حضور داشته باشی. هم توجه هست و هم تابوشکنی. آیا این حسی ایجاد نمی‌کند؟ من هم گاییدن را دوست دارم و هم تماشای گاییده شدن دیگری!»

بن، ۳۲ ساله از بوستون:

«در حقیقت من به واسطه چیزی که در یک رابطه ۳ نفره برای همسرم رخ می‌دهد و چیزهایی که امتحان می‌کند، راه‌های جدیدی برای فشردن دکمه‌ها و نقاط هیجان انگیزش آموخته‌ام و قلق او را بیش از پیش فهمیده‌ام. بنابراین روابط سه نفره می‌توانند روشی عالی برای آموختن بیشتر درباره تمایلات جنسی خود و همسرتان باشد.»

آندره، ۲۹ ساله از بوستون:

«زمان‌هایی وجود دارد که کمی استراحت و تماشای پارتنرتان با دیگری نیز می‌تواند مانند یک انفجار هات باشد. برای مثال هنگامی که همسرم متوجه شد با تماشای سکس من با مردی دیگر چقدر سریع می‌تواند به اوج برسد، واقعا شوکه شد.»

توماس، ۳۰ ساله از آبوری پارک:

«این رابطه معمولا عشق‌بازیست به طول یک شب تا سحر و نه تجربه‌ای نیم ساعته، که برای من فوق العاده است.»

با چه کسانی تریسام انجام می‌دهید؟ چگونه با آن‌ها جور می‌شوید؟

مارگوت، ۲۰ ساله از مینه‌آپولیس:

«اولین رابطه من هنگامی بود که با بهترین دوستم به دیدن پسری در یک مهمانی می‌رفتیم و خیلی رک و راست از او پرسیدیم آیا دوست دارد با ما رابطه تریسام داشته باشد؟»

لوییس، ۳۶ ساله از سانتا کروز:

«پارتنر من یک تاپ است، من هم همینجور(من گاهی باتم می‌شوم اما او هرگز). رابطه اورال قدیمی شد و من همچنان می‌خواستم رابطه را بدون محدود کردن سکسم به خودمان و دو نفره، حفظ کنم. به سختی برای این که سکس را «تنها ما» نگه دارم در تلاش بودم، اما در نهایت پس از سه ماه رابطه جنسی اعصاب خرد کن با یکدیگر صحبت کرده و فهمیدم هیچکدام‌مان برای داشتن یک رابطه باز مشکلی نداریم.»

کورین، ۲۹ ساله از شیکاگو:

«یک روز من و پارتنرم داشتیم خاطره‌های سکسی‌مان را برای یکدیگر تعریف می‌کردیم و حرف سکس سه نفره پیش آمد. هر دوی ما گفتیم که تجربه‌اش را داشتیم و پارتنرم گفت قصد داشت با من نیز این تجربه را داشته باشد.»

چه قوانین یا محدودیت‌هایی را برای رابطه سه نفره مشخص کرده‌اید؟

آنجلا، ۴۲ ساله از اوکلاما:

«بوسیدن دیگری ممنوع. بغل کردن دیگری ممنوع. دادن پیام‌های احساسی ممنوع. اساسا هرچیزی که به عنوان صمیمیت می‌شناسیم. برای ما این کار عشق‌بازی نیست بلکه سکس است، فقط سکس. من به این موضوع جوری نگاه می‌کنم که اگر از یک اسباب بازی جنسی برای شدت بخشیدن به سکس استفاده می‌کردم در آن موقعیت، نفر سوم شرکت کننده تنها اسباب بازی سکسی ساده است.»

کیت، ۳۲ ساله از هوستون:

«عموما افراد سوم غریبه‌ها یا دوستان نزدیک نیستند. باید مجرد باشند. نه در یک رابطه باز یا چند نفره، کاملا سینگل و مجرد. پذیرای همه جنسیت‌ها هستیم.»

ناتانائیل، ۴۰ ساله از هانت اسویل:

«من به تماشا کردن دوست دخترم در حال سکس با زنی دیگر علاقه دارم. معمولا بجز رابطه اورال با زن دیگری سکس ندارم. گاهی دوست دخترم بر سکس داشتن من با زن دیگری پافشاری می‌کند، من نیز تسلیم شده و انجامش می‌دهم.»

کورین، ۲۹ ساله از شیکاگو:

«فکر می‌کنم مهم‌ترین قانون این است که هیچ یک از پارتنرها نباید به گزینش دیگری برای یک تیم فکر کنند. اگر در زمینه یکسانی نیستید یا شخصی مشتاق داشتن این تجربه نیست، نباید این کار را انجام دهید.»

ایسلا، ۲۶ ساله از واشنگتون:

«دوست پسرم هرگز نباید در بدن زن دیگری ارضا شود، این اتفاق یکبار رخ داد و واکنش احساسی منفی من بیش از چیزی بود که انتظارش را داشتیم. بنابراین تصمیم گرفتیم این اتفاق دیگر تکرار نشود.»

درباره برخی از نگرانی‌های منطقی غافلگیرکننده این رابطه بگویید

لوییس، ۳۶ ساله از سانتا کروز:

«سامان دهی گروه‌های سکس بزرگتر آسان‌تر است. به نظر می‌رسد آن استایل نامنظمی که در این گروه‌ها وجود دارد باعث می‌شود افراد احساس راحتی بیشتری کنند. فکر کنم در این پارتی‌ها و مهمانی‌ها عقیده چنین است که من اینجا نیستم که با همه سکس داشته باشم اما تعداد کافی از افراد وجود دارند که می‌توانم شخصی را که دوست دارم با او سکس داشته باشم را انتخاب و دیگری را رد کنم. یک رابطه سه نفره که در آن دو نفر خیلی صمیمی و شخص سوم غیرصمیمی‌تر است، می‌تواند برای آن ۳۳٪ گروه (نفر سوم) خیلی مایوس کننده باشد.»

کیت، ۳۲ ساله از هوستون:

«اگر به طور منظم و قاعده‌مند رابطه تری‌سام دارید، حتما زمانی نیز استراحت کرده و مدتی را تنها به خودتان دو نفر اختصاص داده و بر رابطه دونفره خود تمرکز کنید.»

کیت، ۲۶ ساله از شیکاگو:

«یک نگرانی دیگر در روابط سه نفره، اگر شخص سوم مرد باشد، کاندوم است. اگر قرار باشد در سکس دخول رخ دهد و بخواهید از کاندوم استفاده کنید احتمالا بیش از یک کاندوم نیاز دارید چون جابجایی و تغییر جایگاه در سکس سه نفره زیاد است. ممکن است کاندوم روی مخ شما باشد.»

توماس، ۳۰ ساله از آبوری پارک:

«داشتن یک تخت خواب بزرگ مهم است، همچنین اگر اتاقی اضافه برای خوابیدن نفر سوم داشته باشید خیلی کمک می‌کند. خوابیدن سه نفر در یک تخت ممکن است مشکل ساز باشد. همچنین در روابط MMF(دو مرد و یک زن) عموما مرد‌ها دوست ندارد با دیگری در یک تخت بخوابد. با توجه به افراد شرکت کننده در رابطه، ماندن در خانه و صرف صبحانه با یکدیگر در روز بعد می‌تواند جالب یا ناجور باشد. و اگر شما مردی هستید که قرار است وارد یک رابطه تری‌سام شود، حتما از قبل درباره این موضوع که آیا رابطه مرد – مرد نیز قرار است باشد یا نه به توافق برسید.»

چند نمونه رایج از سوتفاهم‌های تری‌سام را بگویید؟

شین، ۲۸ ساله از سیاتل:

«این کار فرم تایید شده‌ای از خیانت است، یا این کار راه خوبی برای هیجان انگیزتر کردن سکس است.»

کیت، ۲۶ ساله از شیکاگو:

«آن‌ها ناجور نیستند! دوستانی داشته‌ام که به من گفتند نمی‌دانند چه کار باید بکنند یا احساس کم‌رویی یا عجیب بودن دارند. فکر می‌کنم اگر از پارتنر خود بپرسید به چه چیزی علاقه دارد، درباره انتظارات یکدیگر دوستانه صحبت کنید و همه چیز توافقی باشد، این کار دقیقا مثل سکس دو نفره است و می‌تواند خیلی جالب باشد.»

ناتانائیل، ۴۰ ساله از هانت اسویل:

«اغلب مردم فکر می‌کنند اگر با شخص بایسکشوالی قرار می‌گذارند، او لزوما با روابط سه نفره نیز موافق است. اما این صحیح نیست. دقیقا مشابه افراد یونیسکشوال، برخی بایسکشوال‌ها طرفدار رابطه تک زوجه و برخی علاقه مند به روبط باز و تری‌سام هستند. من با این فرضیه جلو می‌روم که همه افراد از علائم عدم علاقه به تک همسری مبنی بر ورود آنها به سه نفری، طرفداری می‌کنند!»

لوگان، ۲۸ ساله از میامی:

«این که هر شخصی نیاز دارد در همه جای رابطه شرکت کرده و همه چیز را تجربه کند.»

ایسلا، ۲۶ ساله از واشنگتون:

«ما خودمان دو نفره نیز سکس فوق العاد‌ه‌ای داریم، بنابراین به تری‌سام برای درست کردن رابطه یا حواس‌پرتی نیاز نداریم.»

چه چیزی یک رابطه تریسام را خوب یا بد می‌کند؟

کلسی، ۳۰ ساله از استین:

«ما با اطمینان بخشیدن به نفر سوم رابطه پیش از این که بخواهد خود را کنار کشیده یا احساس ناراحتی کند، خودمان را برای موفقیت آماده می‌کنیم! ما بارها به این کار می‌پردازیم، چون با مردانی سکس داریم که پیش از این هرگز با زنی نبوده‌اند یا زنانی که قبلا هرگز با مردی رابطه نداشته‌اند. احتمالا ما اولین تجربه‌شان باشیم و آن‌ها مطمئن نیستند که در این باره چه احساسی خواهند داشت.»

مارگوت، ۲۰ ساله از مینه‌آپولیس:

«هنگام برنامه‌ریزی برای سکس سه نفره از خود بپرسید که چرا می‌خواهی این کار را انجام دهی؟ مطمئن شوید که این کار را تنها برای لذت خودتان و نه برای شاد نگه داشتن پارتنر می‌خواهید انجام دهید. آماده خندیدن باشید. همانقدر که افتادن دونفر روی یکدیگر می‌تواند ناجور باشد، سه نفره‌اش خیلی ناجور‌تر است!»

کیت، ۲۶ ساله از شیکاگو:

«اولین بار که به تریسام علاقه مند شدم، پورن‌های زیادی دیدم تا بفهمم چه پوزیشن‌هایی بهتر است و هر سه نفر را به خوبی شرکت می‌دهد. فکر می‌کنم این کار کمکم کرد تا کمتر احساس گیجی کنم. اگر زوج هستید، با قانون‌های خودتان پیش روید. آیا با هرچیزی راحتید؟ دوست دارید چه کاری انجام دهید؟ علایقتان چیست؟ فکر می‌کنید به نفر سوم اجازه دهید شب را بماند؟ آیا لازم است شخص سوم اطلاعات مهمی درباره هر یک از شما بداند؟»

آندره، ۲۹ ساله از هوستون:

«ببینید، گاییدن چند نفر در یک زمان واقعا سخت است، ممکن است از پسش برنیایید و و هیچ تمرینی نیز وجود ندارد که مطمئن شوید بدون نقص پیش می‌روید. بهترین چیزی که باید به یاد داشته باشید این است که هرچه شد بدون تعارف پارتنر اصلی شما از نفر سوم مهم‌تر است. و حواستان باشد که احساساتشان را رد نکنید. این می‌تواند یک گردباد باشد، مردم با یک اشاره عوض می‌شوند. یک میل به شکست، از آن بیاموزید و بدانید که خندیدن به اشتباهات‌تان مهم‌تر از هر مهارت چند منظوره دیگر است! اگر از آن دست افرادی هستید که نمی‌تواند به یک گوزیدن طی سکس بخندد، احتمالا برای این کار مناسب نیستید!»

اونتاشگال:

«تجربه رابطه سه نفره همانقدر که می‌تواند بر بهبود کیفیت رابطه شما تاثیر بگذارد، به همان میزان می‌تواند رابطه شما را به جدایی بکشاند. باید در این مورد به خوبی صحبت کنید و نفر سوم را نسبت به جایگاه خودش آگاه کنید. اگر نفر سوم به دنبال جایگاهی فراتر از یک پارتنر سکسی است، بهتر است او را کنترل کنید. رابطه سه نفره در زوج‌هایی موفق می‌شود که در سلامت کامل احساسی و عاطفی قرار دارند و هیچ نگرانی بابت رابطه خود ندارند. به عنوان نفر سوم آقا یا خانم، باید حد خود را بشناسیم و درک درستی از سلامت رابطه برای زوج‌ها داشته باشیم.»

خواهش می‌کنم برای انجام چنین سکسی، همسر خود را تحت فشار قرار ندهید. اگر هم انجام دادید سعی کنید کماکان رابطه دوستانه قدیمی را با رعایت حریم‌ها حفظ کنید. شما به عنوان یک زوج با یک مرد یا زن سوم فقط سکس می‌کنید، قرار نیست جای معشوقه شما را بگیرد.

اونتاشگال . خرداد ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

کمالگرایی شما را از هر چیزی محروم می‌کند حتی آرامش

از ایام قدیم کمالگرایی ستایش شده و برای افراد بسیار جذاب است. آدمی همیشه به دنبال اوج کمال هست و دلش میخواد بهترین و عالی‌ترین رو به دست بیاره. هیچکس به کم قانع نیست و دنبال بالاترین و بهترین در هر چیزی هست. حتی می‌تونید بین فامیل ببینید یک عده صرفا برای داشتن بهترین پز و خودنمایی، بالاترین و گرون قیمت‌ترین گوشی رو میخرند بدون اینکه از ٩٠ ٪ امکاناتش واقعا استفاده کنند. حالا براتون میگم کمالگرایی چطور می‌تونه شما رو تا نابودی و افسردگی در زندگی پیش ببره. به خصوص کمالگرایی در سکس و روابط BDSM

ارزش زمان

وقتی به چیز جدید یا هیجان جدیدی فکر می‌کنید، اوج و حد نهایت اون رو در نظر می‌گیرید. ساعت‌ها و روزها به این لحظه و کار رویایی فکر می‌کنید و حتی با شوق برای دیگران تعریف می‌کنید. شما با کمالگرایی رویاهای جذابی خلق می‌کنید اما متوجه نیستید زمان و انرژی رو دارید از دست می‌دید. در علم اقتصاد به چیزی که قابلیت تولید ندارد و نایاب است، ارزش بسیاری می‌دهند. چند میلیون سال یک‌بار در اثر فعالیت کهکشانی و انفجار اخترک، طلا تولید می‌شود. به همین دلیل طلا یک عنصر نایاب است و اگر همه طلای استخراج شده را جمع کنیم کلا به اندازه ۳ استخر المپیک می‌شود. اما با ارزش‌تر از طلا، زمان است.

زمان قابلیت خرید و فروش ندارد! به همه افراد به میزان یکسان تعقل گرفته است و هیچ کس نمی‌تواند کیفیت زمان خود را بیشتر از دیگری کند! اما ساخت ارزش برای زمان به عهده خود افراد است. افرادی هستند که زمان خود را به پول تبدیل می‌کنند و برای یک ساعت چند میلیون تومان و هزاران دلار می‌گیرد. کمالگرایی و رویابافی برای به دست آوردن آن پول، این زمان را در شما می‌کشد. ببینید ارزش ریالی و مالی زمان شما چقدر است، به همان میزان هرچقدر صبر کنید و رویا بسازید و منتظر باشید، ثروت از دست می‌دهید!

تاثیر کمالگرایی در غریزه آدمی

در فرهنگ ایرانی اوج نمونه کمالگرایی در ازدواج و رابطه زناشویی وجود دارد! اینکه یک خانم یا آقا خودش رو باکره نگه داره برای شب ازدواج و زفاف! به صورت طبیعی پس از بلوغ، انسان هم مانند هر جانوری باید مراحل ارضای جنسی خود را آغاز کند. این یعنی همانطور که شما به غذا، آب و امنیت نیاز دارید، به سکس هم نیازمند هستید.

از بدو تولد کسی به شما در مورد کمالگرایی در غذا چیزی نگفته است. هرچی هست باید بخوری. اگر غذا نباشه جسم شما رشد نمیکنه و در نتیجه مغز نمی‌تونه فعالیت کنه تا استعدادهای شما شکوفا بشه! اینجا با پرخوری کاری نداریم و در حد تعادل صحبت می‌کنیم. حالا برای بحث رابطه جنسی و سکس چه برای پسر و چه دختر، این نیاز اصلی محدود شده است و همیشه منتظر شاهزاده یا شاه‌دخت با لباس سفید هستیم! نتیجه این کمالگرایی در علایق و گرایش جنسی، مشکلات روانی و عدم تعادل فکری می‌شه. دختران و پسرهایی که به هر بهانه‌ای این نیاز رو از خودشون محروم می‌کنند، دچار افسردگی بیشتری میشن و پیشنهاد میکنم این تصورات رو دور بریزید و لذت ببرید، چرا که تنها شما مسئول بدن خودتون هستید. شاید خودارضایی حداقل رسیدن برای برآورده کردن این نیاز باشه!

کمالگرایی در زندگی

حتما با خودتون ایده‌های خیلی خفنی ساختید و فکر کردید تنها شما این ایده رو دارید. دقیقا مثل رویاهایی که برای سکس می‌سازید و دوست دارید اولین رابطه با پارتنرتون رویایی‌ترین حالت باشه. این کمالگرایی باعث میشه شما مدت زیادی فقط فکر کنید و دست آخر که هیچ نتیجه عملی نمی‌بینید، بی انگیزه بشید!

متاسفانه نه در مدرسه نه در خانواده به شما کار از کوچک‌ترین چیز یاد داده نشده! فکر کنید میخواهید یک کتاب بنویسید. وقتی شروع کنید و روزی فقط ۳ صفحه بنویسید، بعد از یک ماه ۹۰ صفحه و در پایان دو ماه ۱۸۰ صفحه تموم کردید. حتی برای فروش یک محصول در اینستاگرام، انقدر درگیر فالوور و رقابت میشید که اصلا یادتون میره خودتون رو نشون بدید تا مشتری بیاد! یا مثال ساده‌تر، هیچوقت به دنبال یادگیری زبان انگلیسی نمیرید چون براتون کامل‌ترین محل شده آموزشگاه زبان! منابع یادگیری انگلیسی انقدر زیاد هستند که کلاس میشه آخرین گزینه!

متاسفانه در کشور ما کمالگرایی در ظاهر و زیبایی به شکل فاجعه‌باری در حال رشد هست. گویی فقط یک الگو برای بالاتنه خانم‌ها وجود داره و اون هم سایز سینه بزرگ، سفت و محکم هست! یا حتی برای مردان حتما باید آلت‌های بزرگ و عجیب‌ غریب پورن‌استاری داشته باشند! امیدوارم این رویاهای احمقانه کمرنگ‌تر بشه، عزت نفس افزایش پیدا کنه و کمتر شاهد تغییرات پلاستیکی باشیم!

همین رو هم وارد BDSM یا سکس کنید. یک مستر که میخواد سریع و در جلسه اول همه فانتزی‌هاشو اجرا کنه و اسلیوی که اگر همه چیز رو ارباب انجام نده حس میکنه مستر قوی نیست! بهتره به جای حرف زدن زیاد در مورد رویاها و علایق و گرایش‌ها، برید سر قرار و اعتماد کنید. اگر از اصولی که گفته شد طرف تجاوز کرد و حس خوبی نداشتید، پا پس بکشید اگر نه برید برای لذت. کسانی که چندین بار تجربه سکس دارن، دیگه تک تک سکس‌ها یادشون نمیاد. صرفا مهمترین و جذاب‌ترین رو به خاطر میسپارن. مثل زمانی که در مورد غذا و رستوران با دوستان صحبت می‌کنید و فقط رستوران‌های خاطره انگیز به یادتون میاد!

فعالیت وبلاگ اونتاشگال یک نمونه علیه کمالگرایی

این وبلاگ اوایل فوریه فعالیت خودش رو شروع کرد. با طرح رایگان WordPress.com و یک قالب پیشفرض! بعد از نوشتن ده مطلب تصمیم گرفتم موارد پایین وبسایت رو اضافه کنم. وقتی به ۲۰ نوشته و ۱۰۰۰ بازدید رسید و دیدم تبلیغات نمایش داده میشه، یک مبلغی هزینه کردم و آدرس untashgaal.com رو ثبت و امکانات بیشتری دریافت کردم. هر روز نوشتم و اجازه ندادم بیشتر از ۲ ساعت از وقتم رو بگیره. بعد از انتشار به دنبال اصلاح خیلی از صفحه‌ها و نوشته‌ها رفتم!

نتیجه اینکه الان که شما این وبلاگ رو در اواخر مارس یعنی دومین ماه فعالیت می‌خونید، نزدیک ۵۰۰۰ صفحه خوانده شده و ۲۰۰۰ نفر به وبلاگ مراجعه کردند و ۳۰۰ مشترک دارد! فکر کنید خودم را بزرگترین سایت‌ها در این زمینه مقایسه می‌کردم و تصمیم می‌گرفتم همیشه بهترین و عالی‌ترین امکانات رو بیارم، هیچوقت این وبلاگ ساخته نمیشد! خوشبختانه در این دو ماه فعالیت با همراهی دوستان و مترجمین عزیز مثل ماتیلدا، وبلاگ با نظم و به خوبی فعالیت کرده و به اندازه کافی توجه روزانه بهش شده و من هم از تمام ابعاد کاری زندگیم عقب نیفتادم.

یادتون باشه اگر قرار بود شما هر کاری می‌کنید هیچ نقصی نداشته باشه و از هر جهت و ابعادی عالی باشه، خالق بودید نه مخلوق!

صمیمانه می‌گم اگر کسی به شما میخواد پروژه و کار بده و خودش رو با بزرگان اون صنعت مقایسه می‌کنه، اول کمال‌گرایی‌شو تخریب کنید. با ۱۰ میلیون تومان هزینه نمیشه به اندازه ۲ میلیارد امکانات و خدمات خواست! همانطور که صرفا با یک جلسه BDSM نباید انتظار کشف همه ابعاد و بخش‌های زندگی و قدرت ارباب رو داشت.

اونتاشگال . فروردین ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

وابستگی و دلبستگی در رابطه ارباب و برده

برای شروع یک رابطه آیا سکس و شهوت رو اولویت قرار می‌دید یا شخصیت طرف مقابل رو؟ شاید هم شخصیت طرف میتونه حس شهوت و سکس رو در شما بیدار کنه. در این رابطه به دنبال لذت هستید یا هدفی مشخص کردید و اصلا هدف در رابطه چی هست؟ پیشتر در یک نظرسنجی از کاربران ردیت پرسیده بودم که آیا در اولین قرار به طرف مقابل در مورد گرایش به رابطه ارباب و برده صحبت می‌کنید؟ هدفم از این سوال این بود که نوع رابطه رو چطور شروع میکنید. آیا سکس و شهوت براتون اولویت هست یا صمیمت و دوستی و علاقه؟ می‌خوام در مورد نحوه شروع رابطه صحبت کنم. اینکه آیا شما به یک نفر دلبسته می‌شید یا وابسته؟

تغییر روابط پس از سال‌ها سال

من به ماجرای تکامل و ناخودآگاه خیلی اعتقاد دارم. این یعنی در گذشته در طول چند هزار سال چیزی شکل گرفته، که به راحتی از وجود انسان پاک نمیشه. به راحتی تغییر نمیکنه و لازمه تغییر عبور از چند نسل است. برای مثال برای سال‌ها سال زنان تحقیر شدن و درجه دو شناخته شدند. تازه صد ساله جنبش‌های برابری حقوق و فمینیست فعالیت می‌کنند و موفقیت‌هایی هم به دست آوردند. اما برای نهادینه شدند در کل بشریت هنوز زمان لازمه. به صورت طبیعی شاید هزار سال اما به لطف اینترنت و رسانه‌ها خوشبینانه می‌تونیم بگیم صد سال دیگه زمان لازم داریم. یادتون باشه من مردونه زنونه صحبت نمیکنم. مواردی که میگم هم برای آقایان کاربرد داره هم خانم‌ها.

با این حساب تغییر دادن سبک‌های رفتاری و ارتباطی خیلی آسون نیست. الان گوشی و ارتباطات اینترنتی نقش پر رنگی در رابطه آدم‌ها ایفا می‌کنن. البته این فناوری ٢٠ سال هست در دنیا همه‌گیر شده. در گذشته نهایت فهمیدن خبر بین دو نفر در دو شهر دور از طریق نامه یا کسی بود که شاید چند ماهی یک بار پیامی می‌آورد. خیلی جلوتر برین، تلفن بود که بعد از قطع شدن باز نمی‌دونستی طرف مقابل چند ساعت از شب رو بیدار بوده. الان به ثانیه نرسیده می‌تونی خیابانی که طرف داره توش قدم میزنه رو پیدا کنی. متاسفانه این حجم اطلاعات باعث شده ما در روابط به اسم عشق، سادیست‌تر بشیم!

سادیست در رابطه و عاشقانه

این سادیسمی که ازش صحبت میکنم، شاید یک ذره و برای مدت کوتاهی شیرین باشه اما از یک جایی به بعد می‌تونه زندگی شما رو به نابودی بکشونه. اینکه باید برای هرچیزی و هرکاری که می‌کنید پاسخ بدید. چند نمونه رو مثال میزنم:

  • چرا بعد از شب بخیر گفتن، آنلاین بودی؟
  • عکس بفرست ببینم واقعا پیش مامانتی یا نه
  • برام همین الان نود (عکس عریان) بفرست میخوام ببینمت
  • لوکیشن زنده بده بدونم هنوز شرکتی و جایی نرفتی و پیش دختری نیستی
  • اگر منو دوست داشتی وقتی بیدار می‌شدیم اولین کار پیام دادن به من بود

این جملات حتما براتون آشناست و یادتون میاد که فقط باعث آزار میشد. حس اینکه یک دوربین پشت سرتونه عدم امنیت و آرامش رو می‌رسونه. صرفا محدود به دو عاشق و معشوق هم نمیشه. بین مادر و فرزند، پدر و دختر حتی دو دوست و حتی کارمندان و مدیر هم شکل میگیره. «دیدم آنلاینی بهت زنگ زدم ولی جواب ندادی، با من مشکلی داری» انگار باید برای تک تک کارهایی که می‌کنیم به دیگران پاسخ بدیم.

این کارها یک نوع عمل سادیستی است. فردی که سادیسم داره قدرت و نفوذ رو در دونستن از طرف مقابل حتی به صورت نامحسوس می‌دونه. از اینکه طرف همیشه خودشو بهش پاسخگو بدونه، لذت زیادی می‌بره و وقتی بعد یک مدت این پاسخگویی رو نبینه، به خیانت متهم و به دنبال جدایی می‌ره.

در یک جمع بودیم یکی از دوستم پرسید، دوست پسرت کجاست تلفن منو جواب نمی‌ده. اونم گفت از کجا بدونم شاید پیشش نیس گوشی. همه گفتن مگر قهر کردید. و پاسخ داد قهر چیه چرا فکر می‌کنید هر لحظه باید بدونیم اون یکی کجاست؟
این یک نوع رابطه و رلیشن سالم است.

برای مطالعه: معرفی شخصیت سادیست

تفاوت وابستگی و دلبستگی

اگر به مثال آخر دقت کنید، دو طرف در یک رابطه کاملا رضایت بخش هستند. هیچکس به دیگری دروغ نمیگه و کسی ترسی از بیان واقعیت خودش نداره. چنین رابطه‌ای بر اساس دلبستگی شکل گرفته و رابطه‌ای هست که هدف داره و تو می‌دونی برای چه هدفی با پارتنرت هستی. منظور از هدف ازدواج نیست. هدف یعنی اون فرد تا حدی معیارهای شما رو ارضا کنه. اما برگردیم به شروع رابطه. خیلی از افراد در اینترنت و اینستاگرام با هم آشنا میشن. چت کردن هر روزه با همدیگه نوعی وابستگی هست نه دلبستگی و صرفا عادت کردید با یک نفر هر روز صحبت کنید. در فضای BDSM این مسأله خیلی پررنگ‌تر هست و عموم افراد به سرعت به دنبال رفتارهای سکسی و اروتیک وارد میشن.

نمیشه از تاثیر بسیار زیاد سکس و علایق جنسی در ایجاد رابطه و احساس بین افراد چشم پوشی کرد. موضوع اینه افراد گرایش و علایق همدیگه رو کشف می‌کنند و مرحله وابستگی شروع میشه. خیلیا بیشتر از این نمیرن. یعنی در حد وابستگی سکسی میمونن. شناخت وابستگی و دلبستگی میتونه به نحوه ادامه رابطه شما کمک کنه.

کسانی که دامیننت هستند و می‌تونن راحت صحبت کنند، یا رابطه رو شفاف میکنند و در حد سکس محدود و یا کلا از ادامه رابطه جلوگیری می‌کنند. کسانی که ساب‌میسیو هستند، علایق و احساسات خودشون رو ابراز می‌کنند و به بیان آرزوها می‌پردازند. یادتون باشه منظور شخص اسلیو و مستر نیست. منظور کسی هست که صفت سلطه رو در خودش قوی‌تر می‌کنه یا قویتر می‌بینه.

با توجه به مواردی که ذکر کردم، دلبستگی چیزی فراتر از وابستگی هست. دلبستگی از هدف میاد و کشف هدف به زمان نیاز داره و دو طرف باید همدیگه رو بشناسند و به هم زمان بدن. رابطه‌هایی که با دلبستگی شکل می‌گیره خیلی صداقت داره و لحظه‌های شادتر و آرامش بیشتری درش نهفته است.
اما در وابستگی بیشتر جاذبه‌های سریع و معیارهای اولیه مطرح هستند. سعی کنید تو مرحله وابستگی رابطه رو جدی نکنید. توهم ازدواج و معرفی همسر مورد علاقه اونم تازه دو ماه پس از آشنایی بر ندارید. در مرحله وابستگی می‌تونید سکس رو هم تجربه کنید ولی لزومی نداره بعد از هر سکس به ازدواج و این چیزا فکر کنید.

در رابطه ارباب و برده وقتی تو مرحله وابستگی هستید باید مراقب باشید از لذت به مزاحمت نرسید. هر لحظه پیام دادن و اطلاعات خواستن و پرسیدن از دیگری و کلا گیر دادن، میشه مزاحمت. به شمای مستر، میسترس و حتی اسلیو ربطی نداره چرا کسی که باهاش آشنا شدید و بهش وابسته، آنلاین هست و پیامی نمی‌ده!

از من در مورد ازدواج بین ارباب و برده زیاد می‌‌پرسند. هیچ مشکلی نداره و راحت میشه انجامش داد. مساله اصلی هدف رابطه هست نه نوع گرایش افراد. در نوشته‌‌های بعدی بیشتر در موردش می‌نویسم.

اونتاشگال . فروردین ۱۳۹۹ روز آذر

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

چگونه BDSM رابطه شما را نجات می‌دهد؟

از زمانی که فیلم Fifty Shades of Gray روابط بی‌دی‌اس‌ام را به صورت عمومی به جریان انداخته است، خیلی از زو‌ج‌ها این سبک زندگی را تمرین می‌کنند، تمرین‌هایی که شامل سلطه‌گری، بانداژ و سادومازوخیسم می‌شود. اما آیا وارد کردن مقداری اسپنک و سلطه‌گری به زندگی جنسی کار صحیح و سالمی است؟

ترجمه آزاد عنوان مجموعه مقاله‌هایی در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی BDSM و سبک زندگی است که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. این مقاله‌ها با هدف بیان واقعیت‌ها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش سادومازوخیسم، ترجمه شده‌اند. این مقاله در زمینه سبک زندگی رابطه ارباب و برده‌ای است. از دوست عزیزم ماتیلدا که ترجمه این مقاله را انجام داده است، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید کافیست در صفحه تماس به من پیام بدهید.

این مقاله در مجله معتبر تایم TIME در فوریه ۲۰۱۷ منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.

 خانم دکتر استفانی هانتر جونز، یک سکس تراپیست معتبر در کانادا است و ایشان با زوجین کار می‌کند تا BDSM را به اتاق خواب‌های خود ببرند. او می‌گوید: تمرین کردن BDSM می‌تواند کاملا رابطه را نجات دهد، چرا که این واقعا برای روابط آسیب دیده، تفاوت ایجاد می‌کند.

دکتر جونز حکیمانه درباره کار خود سخن گفته است، رابطه ارباب و برده چه تاثیری می‌تواند بر روابط داشته باشد؟ زوج‌های وانیلا (علاقه‌مند به سکس نرمال و عادی) چگونه می‌توانند مقداری کینکی شوند؟

ارباب و برده چه تاثیری می‌تواند بر رابطه داشته باشد؟

دکتر جونز می‌گوید «برای زوج‌هایی که از قبل درگیر رابطه و ازدواج بوده‌اند، هیچ تفاوتی با ازدواج دیگر ندارد، آن‌ها نگرانی‌های یکسانی دارند و BDSM جلوه‌ای از یگانگی و منحصر به فرد بودن رابطه جنسی آن‌هاست و من همواره می‌بینم که زوج‌های با رابطه BDSM بسیار خوشبخت هستند چرا که پارتنری یافته‌اند که کاملا مناسب آن‌هاست.

اما من به زوج‌های وانیلا نیز کمک می کنم تا گاهی برای حفظ پیوند خود بی‌دی‌اس‌ام را به رابطه خود وارد کنند. اخیرا با زوجی ملاقات داشتم که خانم داشت گریه میکرد. او می گفت که دیگر جذب همسرش نمی‌شود و فکر می‌کند ازدواج‌شان به آخر خط رسیده است. آن‌ها در حدود ده سال بود که ازدواج کرده بودند. من با هرکدام به تنهایی ملاقات کردم و متوجه شدم که رابطه آن‌ها کاملا یک جنگ قدرت بود و شوهر کاملا در رابطه به همسرش سلطه‌گری می‌کرد، پس من به آن‌ها گفتم که زن در تخت خواب به همسرش سلطه‌گری کند، و این کاملا زندگی آن‌ها را حفظ کرد و این زوج نیز دارای این سبک زندگی شد.

من معمولا BDSM را برای جنگ‌های قدرت بین زوج‌ها برای حل مشکلات، تجویز می‌کنم. یا اگر یک پارتنر تجربه جنسی بدی در گذشته داشته است، BDSM را برای بازگرداندن برخی از احساسات کنترل‌گری مناسب می‌دانم.

جالبه برام که من هم کمابیش چنین پیشنهاداتی به دوستام و زوج‌هایی که رابطه‌شون به مشکل رسیده، میدم. نمیدونستم تا این حد در میان سکس تراپیست‌ها، معتبر و پذیرفته شده است!

اونتاشگال

چگونه زوج‌هایی که تا به حال BDSM نکرده‌اند، آن را وارد رابطه کنند؟

فیلم های آنلاین زیادی در دسترس است. من آن ها را بررسی کرده و مقداری تحقیق انجام می دهم. همچنین اغلب مراجعینم را به کارگرهای جنسی دامیننت، ارجاع می دهم و می‌گذارم که آن ها راه ایمن بازی کردن را به آن‌ها آموزش دهند. شما می‌توانید جلسه‌ای با یک دامیننت داشته باشید و او طناب‌بازی و انواع فعالیت‌هایی که می‌توانید در تخت انجام دهید را نشان‌تان خواهد داد.

یک سناریو برای مثال: شخصی که دامیننت است و ارباب می‌تواند نقش مدیر عامل یک شرکت  و شخص ساب‌میسیو و برده، نقش کارمند یا منشی جذاب را بازی کند.

هیچ چیزی برای ترسیدن از رابطه ارباب و برده وجود ندارد. مردم فکر میکنند که BDSM یعنی درد و خشم، اما در واقع BDSM هر چیزی را، از نقش بازی کردن گرفته تا اسپنک تا بانداژ و حتی توهین کلامی را شامل می‌شود. شما می‌توانید تا هر میزان درد و سختی که مورد رضایت است، پیش بروید اما لازمه و ضرورت بی‌دی‌اس‌ام نیست. می‌توانید همیشه فقط پای‌تان را در دهان پارتنر وارد کنید و این به خودی خود می‌تواند سطحی از انرژی شهوانی و تحریک آمیز را به بازی جنسی شما اضافه کند.

زوج‌ها چگونه بی‌دی‌اس‌ام را امن و با رضایت انجام دهند؟

بازی BDSM همیشه بر مبنای رضایت طرفین است. من با زوج‌های مراجع خود کار می‌کنم تا یک Safe word یا کلمه ایمنی درست کنند. کلمه ایمنی یعنی هرگاه اسلیو کلمه را به زبان آورد، هرآنچه در حال انجام است بدون هیچ سوالی باید متوقف شود.

آن ها همچنین باید از قبل با یکدیگر صحبت کنند و تا هنگامی که این اتفاق به اندازه کافی رخ نداده و محدودیت‌های یکدیگر را نشناخته‌اند، نباید به بازی بپردازند. هنگامی که برای اولین بار به BDSM وارد می‌شوند، باید با جزییات درباره وقایع صحبت کنند و هرآنچه دارد رخ می دهد را بیان کنند.

پیشنهاد مطالعه: جلسه اول BDSM را چطور پیش ببریم؟

چگونه یکی از زوجین باید طرف مقابلش را به BDSM وارد کند؟

من پیشنهاد میکنم به یک سکس تراپیست معتبر مراجعه و با ووی صحبت کنید. یک نفر سوم بهتر می‌تواند احساسات شما را به پارتنر منتقل کند. اما اگر به اندازه کافی احساس راحتی می‌کنید و می‌خواهید خودتان با پارتنرتان صحبت کنید، پیشنهاد می‌کنم از حرف‌های کوچک شروع کنید. مثلا بگویید: «من دوست دارم یک مقدار بیشتر در تخت خواب مورد بازی قرار بگیرم، شاید با مقداری تحقیر شدن یا اسپنک یا اگر دامیننت هستید بگویید دوست دارم دست‌های تو را ببندم و به من التماس کنی»

آیا تا بحال تاثیرات منفی از وارد کردن BDSM به رابطه خود دیده‌اید؟

اگر یکی از زوجین از رابطه ارباب و برده برای آسیب زدن به خود یا شخص دیگری استفاده می‌کند، این رفتار BDSM واقعی نیست. اون بیشتر درگیر سادیسم است تا پیشبرد رابطه. در غیر این صورت فکر نمی کنم هیچ آسیبی به شخصی یا رابطه وارد شود.

هنگامی که تمرینات BDSM را به برخی از زوج‌های بالغ‌تر و میان‌سال‌تر می‌دهم، به وضوح به خود می‌لرزند، اما زمانی که از رابطه خود می‌گویند، آن‌ها عاشق این تجربه شده‌اند. می گویند که احساس می‌کنند دوباره به دبیرستان و هیجان‌ها و شیطنت‌های جوانی بازگشته‌اند، حس می‌کنند این کاری جدید و منحصر به فرد برای تخت خواب بوده و بسیار سرگرم کننده و جالب است.

از اینکه از ناحیه و فضای امن خودتون خارج بشید، نترسید. شما و همسر یا شریک زندگی‌تون می‌تونید رابطه‌تون رو اونطوری که میخواهید، دگرگون کنید و ازش حسابی لذت ببرید. از ماتیلدا برای ترجمه این مطلب تشکر میکنم.

اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۸

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال