مازوخیسم یا ساب‌میسیو؟ معرفی شخصیت مازوخیست

پس از دو مقاله معرفی سادیسم و دامیننت، به تفاوت شخصیت‌های ساب‌میسیو و مازوخیسم می‌پردازیم. اینکه آیا این دو شخصیت بر یکدیگر همپوشانی دارند و آیا می‌توانند کاملا مستقل از یکدیگر باشند؟ ابتدا به زبان ساده به معرفی هر دو شخصیت می‌پردازم:

  • مازوخیست: کسی که از درد کشیدن، تحقیر شدن، تحت کنترل بودن و محدود بودن، لذت می‌برد.
  • ساب‌میسیو: کسی که دوست دارد پیرو باشد، به دنبال تصمیم‌گیری نیست و به حامی نیازمند است.
شخصیت مازوخیست

مازوخیسم یا مازوخیست از قرن ۱۷ میلادی وارد ادبیات شده است. نویسنده آلمانی اتریشی، لئوپولد فون زاخر-مازوخ در رمان‌هایی که نوشت شخصیتی را معرفی کرد که عاشقانه از درد کشیدن لذت می‌برد. به احترام او چنین افرادی را مازوخیسم نامیدند که در فارسی میل به خودآزاری ترجمه شده است.

طیف علاقه به درد در شخصیت‌های مازوخیست بسیار گسترده است. از میل به کشیده شدن مو گرفته تا تمایل برای پاره شدن بدن همه و همه شامل علایق مازوخیستی می‌شود. عده‌ای بسیار فراتر می‌روند و میل به جاری شدن شدید خون و دردهای فوق‌العاده زیاد دارند. به نظر من تا حدی که درد به شما آسیب نرساند مشکلی ندارد اما برای موارد فراتر بهتر است با مشاور خود صحبت کنید.

رفتار مازوخیستی در واقع اعمالی هستند که با وجود آگاهی از ضرر و خطر آن‌ها، هرچند کوچک یا بزرگ، میل به انجام‌شان وجود دارد. مازوخیست و ساب‌میسیو در بسیاری از موارد همپوشانی دارند. تمرکز این نوشته صرفا بر امیال مازوخیستی است. بسیاری از افراد ساب میسیو میل متفاوتی به مازوخیست دارند.

مازوخیسم و ساب‌میسیو صفت‌های شخصیتی هستند

بر اساس DSM-3 (سال ۱۹۸۰)، این دو به عنوان ویژگی شخصیتی شناخته شده‌اند. صفت و ویژگی شخصیتی یعنی در همه انسان‌ها وجود دارد و از هر فردی به فرد دیگر متغییر است. اختلال‌های روانی در بعضی افراد هستند و در بعضی نیستند برای همین نمی‌شود مازوخیست و ساب‌میسیو را در این دسته تقسیم کرد. در برابر سادیسم، مازوخیسم و در مقابل دامیننت، ساب‌میسیو را داریم. صفت‌های شخصیتی بر اساس استاندارد روانشناس معروف ریموند کتل دارای یک بازه هستند. یعنی هر کسی دارای ۱۶ صفت است و در یک طیف مشخص از یک صفت قرار می‌گیرد و در طول زمان با عوامل مختلف تغییر می‌کند. سال ۱۹۹۴ که پنجمین ویرایش ۱۶ صفت شخصیتی (ویکی‌پدیا) منتشر شد، صفت چهارم به سلطه (Dominance) اختصاص پیدا کرد. امروزه پس از گذشت دو دهه، به خوبی تفاوت بین سادیسم و دامیننت را می‌دانیم.

به طیف بالا دقت کنید. نه صفر به معنی خوب بودن است و نه صد. استفاده از اعداد و نمودار، صرفا برای تعریف بهتر است. آقای کتل ۵۰ را حد میانه را در نظر گرفته است. هر چقدر صفت سلطه به سمت ۱۰۰ پیش می‌رود یعنی فرد شخصیت سلطه‌گرانه‌تری دارد و هر چقدر به سمت صفر میل کند، فرد تمایل بیشتری به سلطه‌جویی یا ساب‌میسیو بودن خواهد داشت. بازهم تکرار می‌کنم هیچکدام خوب یا بد نیست. جایگاه هر فرد در این طیف، توسط روانکاو و با انجام تست‌های دقیق و درست تشخیص داده می شود.

در بالای نمودار شما یک بازه می‌بینید. از نزدیکی ۴۵ شروع می‌شود تا ۷۰. این یعنی صفت شخصیتی یک فرد در این محدوده قرار دارد و بیشتر میل به سلطه دارد. برای مثال در کار یک مدیر است، در خانواده یک فرد قدرتمند و در زندگی یک زن با توانایی بالای مدیریت خانواده. شخصیت ساب‌میسیو و مازوخیست بیشتر مایل است پیرو باشد.

مازوخیست‌ها برای اصلاح رفتار به تنبیه خود دست می‌زنند. مثل سوختن دست و قرار دادن یک نشان روی بدن برای یادآوری اینکه دیگر نباید این کار را تکرار کنند.

صفات مشترک مازوخیست‌ها

شناخت و کشف یک شخصیت مازوخیست واقعا سخت نیست. میل به مازوخیسم به افسردگی نزدیکی دارد برای همین گاهی افراد آن را با افسردگی اشتباه می‌گیرند. برخی از مهمترین ویژگی‌های یک شخصیت مازوخیست:

  • توانایی نه گفتن بسیار ضعیف
  • میل به افراد کمالگرا و خودپسند
  • میل شدید به کمالگرایی در خود
  • قضاوت خود برای صفت‌های منفی
  • میل زیاد به خیالبافی و رویا سازی
  • عدم تمایل به استقلال کامل فردی
  • احساس خود تحقیری به دلیل بدن و شخصیت درونی

برخی از صفات ذکر شده مثل عدم توانایی در نه گفتن بین شخصیت مازوخیست با ساب‌میسیو مشترک است. همچنین ممکن است افراد دامیننت به کمالگرایی میل داشته باشند. لزوما نباید با یک یا دو ویژگی شخصی را مازوخیست دانست.

شخصیت مازوخیست

خشونت ابزاری برای اثبات

فرد مازوخیست برای نمایش قدرت خود و جلب توجه دیگران به خشونت متوصل می‌شود. این فرد با کارهایی مثل خود زنی، تهدید مداوم و فریادها در بحث‌ها و گفتگوها به دنبال اثبات حرف خود است. افراد مازوخیسم عموما به عنوان غیرتی شناخته می‌شوند. فرد غیرتی به با خشونت، فریاد زدن، محدود کردن به دنبال نمایش عشق و علاقه خود است.

افراد مازوخیسم در محیطی که ترس تنها شدن نداشته باشند، جسور می‌شوند. برای مثال در محیط خانواده و با همسر خود خشونت خود را به راحتی ابراز می‌کنند اما در محیط‌های بیرون و در جمع دوستانی که به راحتی امکان ترد شدن آن‌ها وجود دارد، آرام‌تر می‌شوند و خشم را درون خود ذخیره می‌کنند تا مجددا در محیط خانواده تخلیه نمایند!

افراد غیرتی در ضاهر سادیست هستند اما در واقعیت مازوخیسم می‌باشند. دلیل اصلی آن هم ضعف در صحبت کردن و تلاش برای قانع کردن است. ساب‌میسیوها راحت‌تر صحبت می‌کنند و آسان‌تر می‌پذیرند و چندان به دنبال بحث نیستند. اما مازوخیست‌ها سعی در پنهان کردن ضعف خود با خشونت رفتاری دارند.

مازوخیست بیشتر میل به درد دارد تا تحقیر

افرادی که مایل به اسلیو بودند در BDSM هستند، در صورتی که مازوخیسم باشند بیشتر از درد لذت می‌برند. رایج‌ترین دردها شامل اسپنک و بازی با نواحی جنسی می‌شوند. عده‌ای نیز مایل هستند سوزش پارافین شمع را حس کنند. برخی دیگر به دنبال رد چاقو و خون روی بدن خود هستند. البته یک مازوخیست به تحقیر شدن هم علاقه دارد اما عامل اصلی لذت در او، تحقیر نیست. مازوخیست بیشتر دوست دارد غیرارادی تحقیر شود. در واقع در موقعیت تحقیر قرار گرفتن برای اون هیجان انگیزتر است.

مازوخیست‌ها در روابط جنسی و عاطفی میل به درد نیز دارند. این افراد شیفته توجه هستند و به روش‌های مختلفی به دنبال جلب آن می‌روند. در رابطه با یک فرد مازوخیست باید به خوبی آستانه تحمل او را کشف کنید. یک مازوخیست گاهی آمادگی زخم روی بدن خود را دارد و حتی ممکن است میل به فرو بردن نیدل و سوزن در بدنش او را تحریک کند.

افرادی که درجه مازوخیست بالاتری دارند، میل چندانی به تحقیر شدن ندارند. محدود شدن با روش‌هایی مثل باندیج و بازی‌های خطرناک آن‌ها را برانگیخته‌تر می‌کند. اگر با یک مازوخیست در رابطه هستید از اینکه به خون بازی اشاره می‌کنند، نگران نشوید. بیشتر افراد مازوخیست در سکس صرفا به دنبال فانتزی هستند و کمتر میل به انجام آن را دارند. حتی اگر اسپنک شدن تا حد کبودی را طلب می‌کنند، در عمل تحمل آن را ندارند.

رفتارهای مازوخیستی در سکس و BDSM تا جایی که مشکل جسمی و روانی شدیدی برای خود یا پارتنر به وجود نیاورند، ایرادی ندارند. حتما چه در جایگاه ارباب و چه برده، حد و حدود میل خود را بیان کنید و توجه داشته باشید هر نوع زور و فشاری بدون میل طرفین، نوعی تجاوز است. حتی اگر با یک مازوخیست شدید در ارتباط هستید، اجازه تجاوز به او را ندارید.

تحقیر مازوخیست

سیگار کشیدن یک مثال رفتار مازوخیستی در دنیا

در جوامع مختلف به خصوص ایران، مازوخیست‌ها به شدت تحقیر می‌شوند و به نوعی بیمار طلقی می‌شوند. اما در واقع بسیاری از ما دست به کارهای مازوخیستی می‌زنیم. برای نمونه یکی از رایج‌ترین رفتارهای مازوخیستی، سیگار کشیدن است! ضرر سیگار بر کسی پوشیده نیست اما به دلیل آرامش کوچکی که به فرد می‌دهد، نوعی رفتار مازوخیستی و آرامش بخش به حساب می‌آید.

رفتارهای این چنینی در زندگی ما بسیار زیاد هستند. با وجود اینکه از ضرر یک چیز خبر داریم اما میل به انجام آن وجود دارد. مساله مهم طیف انجام چنین رفتار مازوخیستی است. یک بار سیگار کشیدن در ماه مشکلی به حساب نمی‌آید اما ۳ پاکت در روز بدون شک بیانگر یک پریشانی روانی است.

آیا علت و دلیل میل به مازوخیست شدن مهم است؟ خیر، مهم این است اگر چنین علاقه‌ای دارید، چه رفتار و عملکردی نشان دهید. به هر علتی اگر چنین میلی دارید، سعی کنید در رابطه بدون ترس از قضاوت آن را بیان کنید.

در مقاله بعدی به معرفی شخصیت ساب‌میسیو می‌پردازیم.

اونتاشگال . بهمن ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

شخصیت سویچ در رابطه ارباب و برده

ممکن است شما نیز سویچ باشید بدون آن که از آن اطلاعی داشته باشید. اما سویچ بودن در تخت خواب به چه معناست و آیا این مساله فقط مربوط به BDSM می‌شود؟

هنگامی که عبارت «دامیننت»  و «سابمیسیو» را می‌شنوید، ذهنتان فورا سمت BDSM می‌رود؟ آیا کلمات به تنهایی استرس‌زا هستند؟ با وجود این که این کلمات به BDSM مربوط می‌شوند، در حقیقت تنها دو انتهای یک طیف از تمایلات و نحوه رفتار مردم هنگام سکس هستند. به نظرتان در طول این طیف چه چیزی قرار دارد؟ برخی از افراد به سمت یکی از دو نقش جذب می‌شوند، اما برخی دیگر کمی از هردو نقش را دوست دارند. مطمئنا زمان‌هایی هست که با وجود این که همچنان احساس تحت سلطه بودن شما را تحریک می‌کند، دلتان می‌خواهد مثل یک دامیننت کنترل را در تخت به دست بگیرید.


مقاله‌ای که مطالعه می‌کنید در دسته‌بندی آموزش رابطه ارباب و برده قرار دارد و مارس ۲۰۱۹ در مجله MensHealth انتشار یافته است. ترجمه توسط ماتیلدا صورت گرفته است و در وبلاگ اونتاشگال منتشر می‌گردد.

جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.



سوییچ چه کسی است؟

سوییچ شخصی است که بسته به احساسش در لحظه، هم به دامیننت بودن و هم به سلطه پذیر بودن هنگام سکس علاقه دارد. سوییچ بودن به این معنا نیست که لزوما هر زمان که سابمیسیو هستید دوست دارید دامیننت نیز باشید. ممکن است بیشتر زمان زندگی خود را صرف یکی از این موارد کنید. چکیده مطلب آن که گاهی دوست دارید نقش دامیننت و گاهی نقش سابمیسیو را داشته باشید.

همان گونه که استفانی تردگیل، سکس تراپیست و سکسولوژیست، می‌گوید «ترمینولوژی سعی می‌کند زبانی به ما بدهد که بوسیله آن بتوانیم تجربیات خود را بشناسیم، نام گذاری کنیم و درباره آن‌ با پارتنر خود صحبت کنیم. هرچند که اکثر ما سطحی از سلطه‌طلبی و سطه‌جویی را در وجود خود داریم، سوییچ بودن بیشتر مربوط به حوزه BDSM است. این تمایلات کینکی می‌تواند در طول زمان تغییر کند، همیشه با یک پارتنر باشد یا هرکدام با پارتنر‌های دیگر، واژه سوییچ لیبلی است که می‌توانید بپذیرید یا آن را رد کنید و نه بیشتر از آن.»

تمام معنی سوییچ بودن این است تمایلات شما درباره کنترل در تخت خواب گاهی جا به جا می‌شود. وقتی در این باره فکر می‌کنید، با اکثر چیزها احساسات و نظرتان تغییر می‌کند، پس چرا هنگام سکس اینگونه نباشد؟ گاهی کنترل در دستان شما باشد و گاهی پارتنر همه چیز را هدایت و مدیریت کند.

به گفته آندره شاکتی، سکس وورکرو مربی رابطه، «مثل بسیاری از مسائل جنسی دیگر، بیان سوییچ بودن برای مردان می‌تواند سخت‌تر از زنان باشد، چون در جامعه به مردانی که قوی، محکم و دارای قدرت هستند ارزش داده می‌شود و بیشتر مورد علاقه هستند. در جامعه‌ای که هنوز نرینگی و نر بودن را گرامی می‌دارد، مردان اغلب می‌ترسند با ابراز خود، نرینگی و مردانگی‌شان را زیر سوال ببرند.» به یاد داشته باشید که این تمایلات جنبه‌های سکسی سالم و واقعی شما هستند.

شخص سوییچ در طول یک طیف قرار دارد

باز هم می‌گویم، هیچ سایزی نیست که مناسب همه کس باشد. برای هر ویژگی یک طیف گسترده وجود دارد که هر شخص در نقطه‌ای از این طیف جا می‌گیرد. شاکتی می‌گوید:«دقیقا مانند تمایلات جنسی، می‌توان بازی‌های قدرت را نیز در طول یک طیف قرار داد. بسته به چیزهای متغیر زیادی مثل اعتماد به نفس، شغل، سلامت جسمی و روانی، سن تقویمی، تجربه زندگی و شخصی که با او رابطه داری، خواسته شما برای قدرت در برابر آسیب پذیری در تخت خواب می‌تواند فروکش کرده یا زیاد شود. این موضوع صد در صد نرمال است.»

همانگونه که اخیرا بحث کردیم، شاید دوست داشته باشید اکثر اوقات تحت کنترل باشید، اما هر از چندگاهی نیز به کنترل کردن پارتنر جنسی خود احساس نیاز کنید. این که دائما در حال نقش عوض کردن نیستید به این معنی نیست که از هر دوی آن‌ها لذت نمی‌برید. هر شخص سوییچی تمایلات و الگوهای شخصی خودش را در تخت خواب دارد.

سویچ بودن به معنی به دیوانگی در سادومازوخیسم نیست

واقعا سوییچ بودن به معنی شیرجه رفتن در اعماق BDSM نیست. شاکتی می‌گوید:«سوییچ بودن راهی رایج‌تر از چیزی است که فکر می‌کنید. ما اغلب در زمینه سکس کینکی درباره سویچ بودن می‌شنویم، اما برای کاوش و تجربیات متفاوت مجبور نیستید سراغ شلاق و زنجیر و کارهای پیچیده بروید، محرک‌ها و ناهماهنگی‌های قدرت قسمتی از هر رابطه حقیقی است؛ آگاهی و بازی کردن با آن‌ها در یک محیط امن، مورد رضایت طرفین و کنترل شده – برخلاف انکار کردن و قید آن را زدن – نه تنها می‌تواند به لذت و هیجان رابطه کمک کند، بلکه باعث راحتی و آسودگی خیال نیز می‌شود.»

به روش‌های زیادی و بدون شیرجه زدن در دریای BDSM می‌توان آب را تست کرد. بدون هر عمل فیزیکی و تنها با درتی تاک شروع کنید. با صراحت به پارتنر خود بگویید دوست دارید با او چه کاری انجم دهید یا او با شما چه کاری انجام دهد. آماده‌اید که کارتان را در عمل پیش ببرید؟ می‌تواند به سادگی این باشد که هنگام سکس تاپ باشید یا کمی بیشتر پیش رفته و اسپنکی آرام نیز انجام دهید. باید یاد بگیرید که چه چیزی مناسب شما و پارتنرتان است. شاید هنگامی که به عنوان یک سوییچ در احساسات خود کاوش می‌کنید بخواهید BDSM  سخت‌تری تجربه کنید. اگر پارتنرتان موافق است، انجامش دهید. از طرف دیگر ممکن است نخواهید این کار را انجام دهید و این مسئله کاملا نرمال و طبیعی است. تمایلات جنسی هر شخصی منحصر به فرد است و هنگام شروع به کشف تمایلات خود،  امتحان کردن چیز‌های جدید برای فهمیدن آن است که چه چیزهایی مورد علاقه شما هستند و چه چیزهایی نیستند. نکته مهم این که سوییچ بودن به این معنی نیست که شما مجبورید هرکاری که با آن ناراحتید را انجام دهید. شما و خودتان به تنهایی سوییچ بودن را برای خود معنا می‌کنید.

چگونه با پارتنر خود درباره سوییچ کردن صحبت کنیم؟

بخشی از یک رابطه سالم و ارتباط پذیر این است که بتوانید تفکرات و احساسات خود را به اشتراک بگذارید. بیان احساست جنسی، خصوصا در یک رابطه جدید می‌تواند ترسناک باشد. اگر چه یک پارتنر محترم بدون قضاوت به شما گوش خواهد کرد.

شک دارید که چگونه درباره اش صحبت کنید؟ شاکتی می‌گوید: «ابتدا سخاوتمندانه زمانی آرام را که هیچکدام‌تان احساس هیجان بیش از حد و عجله ندارید به این گفت و گو اختصاص دهید، دوم تمایلات خود را به گونه مشابه یک تشخیص سرطان جلوه ندهید! به جای حاشیه رفتن و من من کردن و معذرت خواهی کردن برای چیزی در حال ابرازش هستید ( ولو این که این موضوع خبر خوبی نباشد) فانتزی‌های خود را به آرامی و مطمئن تر از هرآنچه می‌توانید بیان کنید. تاکید کنید که پارتنرتان چقدر برایتان جذاب است و با فکر کردن به سوییچ کردن با او چقدر هیجان زده می‌شوید.»

از اینجا به بعد شاکتی بر اهمیت زمان دادن به پارتنر خود  برای فکر کردن و تحلیل چیزهایی که فهمیده تاکید می‌کند. این کار بدین معن نیست که شما کار بدی انجام داده اید اما ممکن است او هنوز به زمانی برای تصمیم گرفتن و پذیرش این موضوع نیاز داشته باشد. کلید موفقیت شما ارائه کردن اطلاعات دقیق است، درباره این که سوییچ  چیست و امیدوارید چگونه این موضوع را وارد زندگی جنسی خود کنید.

اگر پارتنرتان برای این موضوع احساس راحتی می‌کند، تجربه اش کنید

خب، حال با پارتنر خود درباره سوییچ بودن حرف زده اید، این عالی است! انشاالله بعد از این که به او برای فکر کردن درباره چیزی که گفتید زمان دادید، برای آمیختن آن به زندگی جنسی تان آمادگی دارد ( اگر هم نه، لازم است به او احترام بگذارید).

درباره آنچه قصد دارید امتحانش کنید با یکدیگر حرف بزنید. «چیزی که باید بدانید این است که ممکن است علایقتان در طول زمان تغییر کند و این مشکلی ندارد! به خود اجازه دهید برای چیزی که باعث لذت شما می‌شود کاوش و تجربه کنید. در دنیای کینک یا سوییچ کردن ممکن است تغییر نقش از تاپ به باتم هنگام سکس کمی ریسکی باشد، اما تا هنگامی که هر دو ایمن هستید از کاوش لذت ببرید! ممکن است از میزان لذتی که پس از «سوییچ کردن» نقش‌ها تجربه می‌کنید غافلگیر شوید.

اگر تازه واردید، بهتر است قدم‌های کوچک و آرام برای دخیل کردن سوییچینگ به زندگی جنسی خود بردارید. شاکتی می‌گوید: «کوچک شروع کنید. حتی اگر هدف بلندمت شما اضافه کردن شلاق و زنجیر به مجموعه سوییچینگتان است، اول با کمی درتی تاک جدید  در طول سکس شروع کنید، سپس کمکم جدی‌تر شوید.»

پس از تجربه، بدانید که سوییچ بودن تنها یک جنبه از توانایی‌های جنسی شماست، سعی کنید از تمام آن لذت ببرید.

افرادی که به سویچ علاقه دارند به دنبال قضاوت دیگران نیستند. اینکه بتوانید در هر حالتی از رابطه جنسی لذت ببرید، یک شجاعت را به همراه دارد. بدون ترس از هر قضاوتی، از علایق خود لذت ببرید.

اونتاشگال . آذر ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

لزبین و خانم همجنسگرا در رابطه ارباب و برده

هنگامی که درباره چگونگی انجام اولین سکس در لزبین‌ها و خانم‌های همجنسگرا صحبت می‌کنیم، فکر می‌کنید که باید این کار را به شکلی ساده و وانیلی انجام دهند. اما پس از گذشت مدتی، کمی کینکی کردن آن می‌تواند خیلی جالب باشد، به همین دلیل این این مقاله را نوشته‌ایم.

شما در حال حاضر حتی اگر هیچ تجربه‌ای نداشته باشید نیز می‌دانید چگونه سکس کنید، اما باندیج و BDSM نیازمند یادگیری و آموزش اساسی است. اولین باری که شخصی را اسپنک می‌کنید حرفه‌ای نخواهید بود، اما احتمالا خیلی هم در انجام دادنش بد نباشید، همچنین زیاد تمرکز کردن روی چیزهای خاص آسان است مثل توجه کردن به طناب، به جای شخصی که در حال بستنش هستید. همچنین اگر مجبور نباشید همزمان با تماشای یک ویدیوی «چگونه باندیج کنیم» کار خود را انجام دهید، این کار می‌تواند راحت‌تر باشد و می‌توانید تمام حواس خود را متوجه پارتنر خود کنید.

 این پست خیلی ساده و پایه ایست، همچنین در این زمینه‌ها و در کل مسائل مربوط به سکس لزبین‌ها، عموما بر اساس تجربیات خود صحبت می‌کنیم و این تجربیات می‌توانند بشدت شخصی باشند – بنابراین ما ادعای متخصص بودن نداشته و بازخوردها، نظرات و تجربیات شما را با آغوش باز می‌پذیریم.


مقاله‌ای که مطالعه می‌کنید در دسته‌بندی آموزش مهارت در رابطه ارباب و برده قرار دارد و فوریه ۲۰۱۲ در وبسایت AutoStraddle انتشار یافته است. ترجمه توسط ماتیلدا صورت گرفته است و در وبلاگ اونتاشگال منتشر می‌گردد.

جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.



گفت و گوی آزادانه

اولین شرط برای رابطه سادومازوخیسم، صحبت کردن است. مشخص کنید که به چه چیزهایی در حال حاضر علاقه دارید، چه چیزهایی را دوست دارید امتحان کنید، چه چیزهایی را ممکن است در آینده بخواهید امتحان کنید و چه چیزهایی را تحت هیچ شرابطی امتحان نخواهید کرد. می‌توانید ذهن خود را روی کاغذ بیاورید و از یک لیست بله/خیر/شاید استفاده کنید. اما حتما انجامش دهید و به شما چند مورد را برای بررسی و افزودن،‌ پیشنهاد می‌کنیم:

  • باندیج ساده و سبک
  • باندیج پیچیده و سنگین
  • کبودی
  • سینه بند
  • دست بند
  • خودنمایی
  • بازی غذا
  • کشیدن مو
  • قطعات یخ
  • نگهدارنده‌های چرمی
  • بازی با نیپل
  • کنترل ارگاسم
  • بازی قدرت (هرنوعی)
  • اسپنک کردن
  • اسپنک شدن
  • تحقیر
  • شلاق
  • خیلی چیز‌های دیگر

سپس در این باره با پارتنر خود صحبت کنید. به یاد داشته باشید: هدف شما این است که هرچیزی را به صورت امن، عاقلانه و مورد رضایت طرفین تجربه کنید و تنها راه برای دستیابی به این هدف ارتباط و گفت و گو است. این مسئله که پیش از انجام هر کاری با یکدیگر درباره آن صحبت کرده و باهم درباره اتفاقاتی که رخ خواهند داد تصمیم بگیرید، بسیار مهم است.

تحقیق کنید

یکی از بهترین روش‌ها برای فهمیدن علایق‌تان، خواندن مطالب و دیدن فیلم‌هایی مرتبط با آن است. کتاب‌های متعدد فوق العاده‌ای در زمینه باندیج اروتیک و BDSM لزبین‌ها وجود دارد. آن‌ها را بخوانید تا بفهمید چه چیزی شما را تحریک می‌کند.

تحصیلات نیز اهمیت دارد. کتاب‌ها و منابع آنلاین زیادی درباره باندیج و BDSM وجود دارد. در زیر نمونه‌ای کوچک از یک مورد را می‌خوانید:

«پروژه BDSM» در زمینه جنسی یک منبع عالی برای شروع بود. موضوعات شامل پیشنهاداتی برای سابمیسیوها، دامیننت‌ها و کینکی بودن است:

«مسئله کلیدی که بین یک خشونت ظالمانه و یک فعالیت BDSM یا کینکی تفاوت ایجاد می‌کند، توافق و رضایت است. تمام افراد رابطه BDSM با رضایت به آن می‌پردازند و هرکدام اطلاعات و دانشی درباره آنچه ممکن است رخ دهد دارند، همچنین همه شرکت کننده‌ها توافق می‌کنند که توانایی کنار آمدن با سختی‌های پیش رو و بازی‌های سخت را دارند.
افرادی که آن‌ها را ملاقات می‌کنید ممکن است شما را برای سابمسیو بودن در تخت قضاوت کنند یا قضاوت نکنند، درست است – من ادعا نمی کنم که کسی قضاوتتان نخواهد کرد. دیت کردن سخت است، و نشان دادن خود با تمایلات حقیقی نیز موقعیت آسیب پذیری به وجود می‌آورد. اما به یاد داشته باشید: آسیب پذیری از قدرت می‌آید نه از ضعف. این که بتوانید خود را صادقانه ابراز کنید نیازمند قدرت است. نشان دادن رنگ‌های واقعی خود ریسک است چون ممکن است مورد تمسخر واقع شده یا دیوانه نامیده شوید. اما پاداش آن بسیار بزرگ است: ممکن است پارتنر رویایی خود را برای بازی‌های کینکی پیدا کنید.»

در بخش آموزش رابطه ارباب و برده در وبلاگ اونتاشگال می‌توانید مطالب متنوعی بیاموزید.

پیش بروید

درباره امنیت صحبت کنید چرا که بسیار مهم است. بدین منظور لازم است کلمه امنیتی برای توقف هرآنچه در حال رخ دادن است انتخاب کنید، چون ممکن است گاهی بخواهید عجز و التماس کرده و بدون آن که واقعا دلتان بخواهد، بگویید «بسه»، گاهی نیز ممکن است بخواهید همه چیز فورا تمام شود (از کلماتی به عنوان کلمه امنیت استفاده کنید که در صحبت‌های هنگام سکس رایج نیستند، می‌توانید از کد رنگ‌ها استفاده کنید. قرمز به معنی توقف، زرد به معنی آرام‌تر. اگر دهان یکی از طرفین بسته شده، بر سر علامت دیگری توافق کنید).

همچنین امنیت می‌تواند به معنی آن باشد که شما تمام چیزهای لازم برای یک سکس امن را در اطراف خود دارید، مثلا تمام اسباب بازی‌هایی که می‌خواهید استفاده کنید تمیز بودده و به خوبی آماده شده‌اند، یا اگر شمع بازی می‌کنید، در نزدیکی خود چیزی برای خاموش کردن یک آتش اتفاقی دارید، قیچی‌هایی دارید که اگر لازم بود طناب‌ها را ببرید یا کلید دستبند‌ها را جایی در دسترس گذاشته اید.

همچنین گفت و گویی داشته باشید درباره این که می‌خواهید چه اتفاقی، خصوصا برای شما، رخ بدهد. اگر به کنترل کردن یا در کنترل پارتنر خود بودن علاقه داربد، به چیزهایی نیاز خواهید داشت. و اگر از بستن یا بسته شدن لذت می‌برید، وسایل مورد نیازتان چیز‌های دیگری خواهد بود. در این جا مطالعه درباره باندیج اروتیک به کارتان می‌آید.

در نهایت، بدانید که دقیقا ظرفیت انجام چه کاری را دارید. باندیج تعلیقی بشدت سکسی به نظر می‌آید اما احتمالا برای شما که  اولین بار است به سمت طناب می‌روید مناسب نباشد. با چیزهای ساده تری شروع کنید(در واقع خیلی سادهتر) و کم کم پیشرفت کنید.

شما می‌دانید هنگامی که فکر کردن را متوقف کرده و اجازه می‌دهید بدنتان برایتان تصمیم بگیرد سکس چقدر جالب‌تر می‌شود؟ این مسئله لزوما در باره یاندیج صحیح نیست. مثلا اولین بازی که شخصی را  اسپنک می‌کنید، نمی دانید دقیقا دارید چه می‌کنید و مشکلی هم نیست. ممکن است احساس ناآگاهی داشته باشید، ممکن است حس حماقت کنید، ممکن است مطمئن نباشید که پارتنرتان از آن لذت می‌برد، ممکن است از این که برای خودتان لذت بخش است نیز مطمئن نباشید. ممکن است فکر کنید لذت بردن از چنین کاری باعث می‌شود شما آدم بدی باشید. این طبیعی است!(و گاهی نیز نیست).

صدها چیز وجود دارد که شما می‌توانید درباره BDSM بیاموزید اما امروز می‌خواهیم ارام و از پایه شروع کنیم.

حرف بزنید

صحبت کردن در سکس وانیلی مهم است و در سکس غیروانیلی اهمیتش خیلی بیشتر می‌شود. من بارها این را می‌گویم چون مهم است: مطمئن شوید که پارتنرتان برای هرآنچه که قصد دارید انجام دهید رضایت دارد، ایمن است و بدانید هر وقت هرکدام‌تان احساس نا امنی کردید همه چیز می‌تواند متوقف شود.

باندیج/محدودیت

نویسنده کتاب بهترین باندیج اروتیک خانم الیزه هپنر می‌گوید: وقتی از روی تخت به سمت من حرکت می‌کند، گرمای هیجان انگیزی به سینه‌ام فشار می‌آورد. وقتی جوراب شلواری نایلون او مچ دستان مرا نوازش می‌کند هیچ فکر و خیالی دیگر باقی نمی‌ماند. شادی لب‌های من به خاطر شکنجه‌های ریزی است که بر آن می‌نهد. دستان مرا محکم می‌گیرد و مثل یک گناه‌ها، در خدمت او هستم.»

بهترین راه برای محدود کردن و بستن آسان و سریع شخصی، استفاده از دستبند‌های چرمی خزدار و کمی آزاد است که با این هدف تولید می‌شوند، با وارد کردن کمی فشار نمی‌شکنند و برخلاف دستبندهای فلزی یا شال و طناب به شکل غیرمنتظره سخت بسته نشده و جربان خون را قطع نمی‌کنند. حتی دسنبتدهای نازک فلزی نیز به دلیل ضخامت کم خود فشار زیادی بر ناحیه‌ای کوچک وارد می‌کنند، خصوصا هنگامی که شخص پوشنده آن‌ها برای رها شدن تلاش می‌کند. همچنین اگر بخواهید، به سرعت می‌توان دسبتدها را باز کرد و استفاده از آن‌ها نیازمند هیچ نوع دانشی نیست.

اگر اصول اولیهرا بیاموزید، طناب نیز ابزاری عالی برای محدود کردن دیگران است. در ادامه نکاتی را در این باره می‌خوانید:

  • اطمینان حاصل کنید که حداقل به اندازه دو انگشت میان طناب و پوست فاصله گذاشته‌اید، هم برای برقرار ماندن جریان خون و هم برای اطمینان خاطر از این که عصبی را تحت فشار قرار نمی‌دهید. اگر ریسک مرطوب شدن ناحیه توسط عرق، ترشحات یا هرچیزی وجود دارد، فضای آزاد را بیشتر کنید، زیرا اکثر طناب‌ها با خیس شدن گسترش یافته و گره‌شان محکم‌تر می‌شود. همچنین حتما فشار را روی سطح وسیعی گسترش دهید.برای مثال اگر می‌خواهید شخصی را به تخت ببندید، فقط مچ‌های دست و پا را نبندید، بلکه بخشی از فشار را  به آرنج، زانو، ران و شانه‌ها منتقل کنید و آن نواحی را نیز ببندید. اما به دلیل مسیر عروق و اعصاب مهم بدن،  اصلا قسمت فوقانی بازو را نبندید.
  • هرگز طناب را در قسمت قدامی گردن یا هرجایی که  فشار بر آن ممکن است باعث مشکل در تنفس شود، نبندید.
  • هرگز پارتنر و خانم بسته شده را تنها رها نکنید.
  • از پارتنر خود درباره آسیب‌های قبلی یا هرناحیه‌ای که بستنش ممکن است ناراحتی اساسی ایجاد کند بپرسید. مثلا ممکن است شب گذشته در پوریشن بدی روی بازویش خوابیده باشد و در آن ناحیه گرفتگی داشته باشد).
  • قیچی‌های امنیت (از نوع پزشکی با لبه‌های تیز، نه قیچی‌های کاردستی) در نزدیکی دست خود داشته باشید چون در شرایطی ممکن است بخواهید شخص بسته شده را به سرعت آزاد کنید. قیچی‌ها باید به اندازه کافی تیز باشند تا بتوانند طناب‌های مورد نظر را راحت ببرند.
  • هر ده دقیقه پارتنر خود را چک کنید. به او این اطمینان را بدهید هرگاه احساس فشار بیش از حد، بی حسی یا اختلالی در خونرسانی شد می‌تواند بگوید، خودتان نیز حتما مرتب این موارد را چک کنید.
  • آرام پیش بروید و حواستان به همه چیز باشد.

اسپنک کردن

مدلین مارس در کتاب اسپنک، اثر سرخ اروتیک می‌گوید: «یادمه که وقتی میمی این کارو باهام کرد چه حسی داشتم. اولش از این که کسی داره به شما ضربه وارد می‌کنه شگفت زده می‌شید، حتی اگر خودتان از او درخواست کرده باشید. بعدش هیجان زده میشید، بعد از آن درد می‌کشید، اما این نوع فوق العاده خوبی از درد است. هر ضربه باعث می‌شود ضربات بیشتری بخواهید، هرچه بیشتر بهتر، تا جایی که بیشتر از اون رو نمی‌تونید تحمل کنید و می‌لرزید، در این لحظه از هر زمان دیگری برای ارگاسم شدن آماده ترید، ارگاسمی که تنها یک خانم با فرو کردن دستش به درون شما و حرکات سریع زبان خیسش می تواند برایتان به ارمغان بیاورد.»

دست‌ها خوب هستند و کنترلشان راحت است، پس با آن‌ها شروع کنید. نواحی گوشتی و عضلانی را هدف قرار دهید که ضربه را به خود جذب کنند، از ناحیه کلیه ها، دنبالچه، مفاصل، دست‌ها و پاها نیز پرهیز کنید(باسن و ران‌ها نواحی فوق العاده‌ای برای شروع هستند).

با ضربه‌های آرام شروع کنید و بعد از آن که هردو گرم شدید ضربه‌ها را شدید‌تر کنید. پوزیشن‌ها و وسایل متفاوت (مثل پدل، شلاق وکمربند) احساسات متفاوتی بین درد سوزشی و تیز و درد مبهم ایجاد می‌کنند، پس چیزهای مختلفی را امتحان کنید تا بفهمید هردوی شما به چه چیزی علاقه دارید. تلفیق ضربه‌ها با احساسات دیگر مثل نوازش، گیره نیپل یا یک ویبراتور مناسب نیز جالب است.

چیزهای خیلی بیشتر دیگر

احتمالا متوجه شده اید که آنچه باید شما را در BDSM تحریک کند، عنصر کنترل شدن یا کنترل کردن است، بنابراین از بازی کردن با آن نترسید.

همچنین ممکن است نخواهید برای اولین بار که قصد بودن با شخصی را دارید یک مچ بند چرمی تهیه کنید،  اما حتما شال، کراوات، کمربند یا جوراب بلندی در خانه دارید که می‌توانند مورد استفاده قرار بگیرند ( حتی به عنوان چشم بند). احتمالا قطعات یخی در فریزر دارید، یا لوسیون‌های بدنی که می‌توانند به عنوان روغن ماساژ مورد استفاده قرار بگیرند. می‌توایند از لباس‌های نرم و کرک دار یا زبر و خشن خود برای تحریک پوست و بازی‌های ظریف احساسی استفاده کنید. و از دستتان کار بکشید! دست‌ها جالب هستند، شما نیز لزبین هستید، دستان شما برای همین موقعیت‌ها آفریده شده‌اند!

از این پس بیشتر به موضوعات مربوط به همجنس‌گرایان پرداخته می‌شود. همچنین مهارت‌های بیشتری برای تنبیه و تربیت آموزش داده می‌شود.

اونتاشگال . آذر ۱۳۹۹ . تصاویر از عکاس روس، Artemiy Zluykin

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

زمانی برای آزاد کردن سادیسم!

یک ارباب دامیننت گاهی اوقات به سادیسم درونش رجوع میکنه و به دنبال ارضای اون میره. اتفاقات زیادی افتاده بود و فشار روانی کار و چیزهای دیگه روز به روز به من بیشتر وارد می‌شد. خشم سراسر وجودم رو گرفته بود و مدام سعی میکردم با جلوگیری از عصبانیت، اجازه هیچ تصمیم نامعقولی رو به خودم ندم!

میدونسم که این پارتنرم مدت‌هاست مازوخیسم درونش ارگاسم نشده. میدونستم که اون هم دلش سادیسم/مازوخیسم و درد بیشتری میخواد تا تحقیر خالص. بدون اینکه صحبت زیادی بکنم با رفتارم نشون دادم که چقدر سادیسم‌ام رفته بالا. اون هم با گفتن لرزان و بریده بریده «مستر» نشون داد که چقدر آمادگی لازم رو داره.

دراز کشیده بودم توی تخت و داشتم فکر میکردم. همزمان سعی میکردم عصبانیت درونم رو کمتر کنم. نمیخواستم با عصبانیت کاری بکنم. این توله هم خودشو لوس میکرد و میخواست باهاش بازی کنم. دستاشو گرفتم و گفتم الان وقتش نیست. بریده بریده گفت «میشه پاهاتون رو بغل کنم» و من برای اینکه دلش آروم بشه بهش این اجازه رو دادم. همزمان که بغل کرده بود داشتم به این وسایل فکر می‌کردم: چشم‌بند، پلاگ، یخ، شمع، طناب و کاندوم!

اگر ساب‌میسیو یا مازوخیست هستید پیشنهاد میکنم برای خواندن این خاطره ابتدا شرت خود را مانند شرت لامبادا جمع کرده و به بالا بکشید تا درد لازم به نواحی جنسی شما وارد شود. سپس با درد مطالعه کنید!

درد و کنترل

بهش دستور دادم پایین تخت باشه و سرشو تکون نده. بلند شدم و رفتم لوازم رو آوردم. نور اتاق رو کم و تنظیم کردم. اجازه نداشت به هیچ جایی نگاه کنه. فقط میتونست صدای قدم‌های من و انتخاب وسایل رو همراه با باز و بسته شدن درهای کمد و کشوها بشنوه. پلی لیست مخصوص BDSM رو پخش کردم. همه چیز آماده چند ساعت درد و لذت خالص بود.

چشم بند رو به چشماش زدم و گفتم بیا روی تخت و اجازه دادم توی بغلم ضربان قلبش آروم بشه. دست بردم روی سینه اش و نیپل شو فشار دادم. بلند آه کشید با صدای بلند گفتم «صدات در نیاد». با تمام توانش صدای خودشو خفه میکرد و درد میکشید. دستمو بردم روی شرتش و کشیدم بین پاهاش. میخواستم خوب درد بکشه پس با پارچه شرتش و حس یک طناب محکم رو بهش بده.

بعد از درد کشیدن بیشتر بهش گفتم «فقط اجازه داری جیغ بزنی» دهنو باز کرد اما اونطور که دلم خواست نتونست جیغ بزنه و با یک سیلی بهش فهموندم جیغ زدن چطوره. محکم توی دستای خودم گرفته بودمش و سینه شو فشار میدادم و همزمان با ممنوع و آزاد کردن ناله کردن و جیغ زدن، بیشتر صداشو کنترل می‌کردم. با تمام وجود به خودش می‌پیچید و میخواست درد در تمام قسمت‌های بدنش بپیچه.

به اندازه کافی به بات پلاگ لوبریکانت زدم. به پهلو موند و شرت مشکی خوشگل شو زدم کنار. با بازی بازی و به آرومی پلاگ رو وارد آنالش کردم. وقتی قطورترین قسمت پلاگ داخل مقعدش شد حسابی میخواست ناله کنه که اجازه شو ازش گرفتم. با تمام وجود درد رو تحمل میکرد و منتظر بود تا زودتر پلاگ تا انتها وارد بشه. دوباره بهش گفتم جیغ بزن. این بار اون مدلی که دوست داشتم و از اعماق وجودش جیغ زد. لذت بردم و برای جایزه پلاگ رو زودتر وارد آنالش کردم و اونجا خودشو کیپ نگه داشت.

سرد و گرم

بهش کمی استراحت دادم. اجازه دادم پاهامو بغل کنه و اونطور که دوست داره بپرسته و ستایش کنه. کمی دراز کشیدم و موهاشو نوازش کردم. عریان بود و بدنش زیر نور کم به زیبایی می‌درخشید. زمان اسپنک بود. اما به شیوه‌ای جدید!

از کنار یخ‌های کوچیکی که آماده کرده بودم و به اندازه کافی آب شده بودن و تیزی‌شون رفته بود رو آوردم. بهش گفتم داگ استایل باشه. ۳ یخ رو به آرومی و پشت سر هم وارد واژن‌اش کردم. با تمام وجود از سرما و لذتش ناله می‌کرد. حس کردم بهتره بیشترش کنم. ۲ یخ دیگه هم اضافه کردم و گفتم محکم خودت رو سفت کن و اجازه نده برگردن. باسن شو جوری که باید تنظیم کرد و بالا داد. «آفرین دختر خوب».

دست‌های محکم و سنگینی دارم. میدونستم هر ضربه می‌تونه حسابی آب یخ رو از توی واژنش بپاشه. بهش گفتم میخوام ازت فیلم بگیرم و دوربین رو تنظیم کردم روی اون ناحیه. شروع کردم به اسپنک و دستور داشت هر ضربه رو با بلندترین صدای ممکن شمارش کنه. با هر اسپنک آب به بیرون می‌پاشید و نمای بسیار زیبایی رو تولید کرده بود. آب سردی که از یخ می‌اومد به شدت گرم شده بود!

بد از ۴۶ ضربه اسپنک صدای فندک رو شنید. از فاصله یک متری قطره‌های شمع روی کمر و باسن سرخ شده‌اش میریخت. تخت رو محکم گرفته بود چرا که اجازه تکون خوردن نداشت. همزمان با ریخته شدن قطرات شمع، انگشتام رو با آب سرد خیس کردم و قطره‌های آب سرد می چکید روی پوستش. قطره شمع و آب به خوبی به وجد آورده بودش و به جنون لذت رسیده بود.

اسارت و لذت

بعد از سرد شدن شمع، طناب‌ها رو آماده کردم. با قرمزی اسپنک و سفیدی شمع طرح زیبایی روی بدنش نقش بسته بود. براش آب آوردم و آماده اش کردم برای آخرین مرحله. تنها لباس بر تن، پلاگ کونش بود! طناب آوردم و شروع کردم به باندیج از پشت. دست‌ها بسته شد و پاها رو باز و آزاد نگه داشتم. نور رو کمتر کردم و صدای موزیک رو بیشتر. زمان جیغ کشیدن بود و میخواستم با موزیک ترکیب بشه.

اجازه برگشتن و دیدن من رو نداشت. کاندوم رو برداشتم و روی کیرم گذاشتم. به واژنش نزدیک کردم. از نظرم خیلی لایق بود. نزدیک کردم بهش و یهو تکون خورد. حسابی خیس و آماده بود. باسنش رو گرفتم و به سرعت وارد کردم. شروع کردم به عقب جلو کردن. پلاگ حسابی تنگش کرده بود و این لذت تلمبه زدن رو برای هر دو ما چند برابر کرده بود. کم کم صدای جیغ و ضربه‌ها بیشتر شد.

زمانی که میخوام سکس کنم سعی میکنم عصبانی‌تر بشم. خشم و عصبانیت باعث میشه خون بیشتری در کیر جریان داشته باشه و از حالت عادی بزرگتر و سفت‌تر بشه. سکس توی عصبانیت انزال رو طولانی‌تر هم میکنه. بنابراین بدون هیچ توجهی بهش با وجود درد و لذت پلاگ توی کونش، تندتر و شدیدتر تلمبه می‌زدم.

تقریبا بعد نیم ساعت سکس و تغییر پوزیشن‌های مختلف زمان ارگاسم من رسید. اجازه دادم با احساسات تمام به ارگاسم نهایی برسه. به آرومی طناب‌ها رو باز کردم و توی تخت بغلش کردم و همزمان با تلمبه زدن ناله‌هام رو بیشتر کردم. چشم بند شو برداشتم و شدیدتر تلمبه زدم و ناله‌هاش به اوج رسید.

با همدیگه ارگاسم شدیم و گوشه لب شو بوسیدم و به آرومی در آغوشم بیهوش شد…

در طول این جلسه ۶ بار اسلیو به ارگاسم رسید که ۳ تای آخر موقع سکس بود. پس از ارگاسم آخر و تقریبا ۳ ساعت جلسه BDSM خستگی لازم برای خواب عمیق رو داشت.
زیاد اهل صحبت کردن در مورد خاطرات نیستم. گاهی اوقات برای آرامش روان خودم می‌نویسم. بدون شک پارتنرهایی که در خاطرات ازشون یاد میشه، نسبت به نوشتن خاطره و حفظ هویت‌شون آگاهی دارند.

اونتاشگال . مهر ۱۳۹۹ . عکس‌ها از mysteryman

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال