چگونه با همسر خود در مورد ارباب و برده صحبت کنیم؟

شوهر سلطه گر و ارباب در زندگی زناشویی

سرانجام به همسرم گفتم می‌خواهم در تخت بر من سلطه‌گری کند. به خودم جرات دادم از او خواستم زمانی که به تخت می‌رویم برای سکس، صاحب و ارباب من باشد. «او از من پرسید آیا باید قلاده یا چنین چیزی برایم بخرد: من گفتم هنوز نه!»

از زمان اکران فیلم فیفتی شید، BDSM رواج بیشتری پیدا کرده است. از باندیج فشن گرفته تا کلاس‌های آموزش کینک، در نهایت علاقه جنسی نهفته اکنون پذیرفته‌تر شده است. اما این بدان معنی نیست که سابمیسو بودن ساده است. برای برخی زنان، شناخته شدن با شاخص سابمیسیو می‌تواند علیه ایده‌آل‌های فمنیستانه بنظر برسد؛ برای برخی دیگر ممکن است کل مسیر عشق و رابطه‌شان را تحت تاثیر قرار دهد.

در این مقاله به بررسی واقعیت زندگی جنسی زنان می‌پردازیم، خانم رز (اسم مستعار)، ۴۰ ساله، روایتی از پس از ۷ سال بروز تمایلش به نیمه دامیننت بودن همسرش در یک رابطه BDSM را برایمان شرح می‌دهد. در انتها اونتاشگال تجربه خود از مواجه با زوج‌هایی که به دنبال ورود BDSM به رابطه هستند را می‌گوید.


مصاحبه‌ای که مطالعه می‌کنید در دسته‌بندی سبک زندگی ارباب و برده قرار دارد و به صورت خلاصه‌شده در وبسایت ELLE انتشار یافته است. ترجمه توسط ماتیلدا صورت گرفته است و در وبلاگ اونتاشگال منتشر می‌گردد.

جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


رابطه ارباب و برده برای زوج ها و متاهلین

خانم رز: هنگامی که ۱۹ ساله بودم، اولین و ابتدایی‌ترین رابطه جنسی‌ام را تجربه کردم. مردی که عاشقش شدم شخصیتی بسیار سلطه‌گر داشت، به نحوی که به من احساس مراقبت، دوست داشته شدن و امنیت می‌داد. او بسیار قد بلند بود و شانه‌های پهن و دستان بزرگی داشت که باعث می‌شد در برابر او احساس ریز و شیرین بودن کنم. وارد اتاق می‌شد و نگاهی سختگیرانه به من می‌انداخت که باعث می‌شد دلشوره گرفته و زانوهایم از شدت لرزش شبیه ژله شوند. می‌دانستم که نگاه کامل یعنی سخت گرفتن در پیش است و بشدت خیس خواهم شد. او ارگاسمم را تا زمانی که تقریبا اشک می‌ریختم به تاخیر می‌انداخت و مرا مجبور می‌کرد تا هنگامی که اجازه نداده ارضا نشوم. اکثر اوقات هنگامی که ارگاسم می‌شدم حس می‌کردم بالای سرمان در هوا شناورم، اندام‌هایم کرخت می‌شد و حس می‌کردم نزدیک است از حال بروم.

من لذت دادن به او را می‌پرستیدم، دائما و بدون تغییر. این کار باعث می‌شد احساس دوست داشته شدن و سرزندگی کنم. او از بازی با شمع لذت می‌برد و دوست داشت  مرا با شال‌های زیبای ابریشمی ببندد، اما هرگز چیزی شبیه به «شلاق» وارد صحنه نکرد. بدون شلاق، بدون زنجیر، بدون هرچیزی که در آن زمان فکر می‌کردم اساس یک رابطه BDSM است. هرآنچه که بود، من عاشقش بودم. او سلطه زیادی بر من داشت و تنها با یک نگاه می‌توانست ذهن و بدن مرا کنترل کند.

هنگامی که او پس از چندسال به رابطه مان پایان داد، من کاملا ویران شده بودم. به ندرت می‌توانستم عملکردی داشته باشم، تمام زندگی‌ام پیرامون لذت دادن به او بنا شده بود. پس از آنکه دیگر در زندگی او جایی نداشتم، خیلی افسرده شده و به دنبال رابطه آنلاین با مردانی که هرگز ملاقات نکرده بودم، رفتم. ساعت‌ها زمانم را صرف صحبت کردن با آن‌ها می‌کردم تا به من بگویند دوست دارند چه کاری با خودم انجام دهم که لذت ببرند. اگر چه هرگز در واقعیت با هیچ یک از آن‌ها نبودم، اما کاملاً تحت کنترل محبت آمیز آنها ولو از راه دور بودم. اما هنوز نفهمیده بودم که این کارها از من یک سابمیسیو ساخته است.

سپس دوست پسری پیدا کردم که به نظر می‌رسید خیلی دامیننت است. من شدیدا توسط شخصیت ساکت اما قوی او تحریک می‌شدم. اما به زودی متوجه شدم او آن دامیننت دوست داشتنی نیست که من می‌خواستم. رفتارهای سادیسمی داشت. او از سواستفاده از من لذت می‌برد. دردی که به من تحمیل می‌کرد توافقی نبود. او خشمگینانه به اوج می‌رسید؛ چیزی که روزی به او لذت می‌داد روز بعد خشمگینش می‌کرد. قوانین هیچ معنایی نداشت، من دائما در آستانه تنبیه شدن بودم و به ندرت علتش را می‌دانستم. احساس ترس و گم شدن می‌کردم. هنگامی که باهم بودیم نمی‌توانستم ارگاسم شوم. سال‌ها ادایش را در می‌آوردم و فقط هنگام تنهایی و با خودارضایی می‌توانستم ارضا شوم.

درخواست از شوهر برای مستر بودن

سرانجام شرایط برای من خطرناک‌تر شد. به یک پناهگاه زنان عزیمت کردم و مجبور شدم به مشاوره بروم. طی جلسات تراپی تمایلم به پیدا کردن شخصی دامیننت را پذیرفتم. به من گفتند این به معنای اعتیاد به کنترل شدن است و احتمالا چیزی است که ریشه در کودکی من دارد. گفتند این موضوع از من طعمه‌ای برای متجاوزین ساخته و برای بهبود یافتن باید بر این خواسته غلبه کنم. بنابر این من ساعت‌ها زمان صرف تراپی کردم و به نفع خودم تصمیم گرفتم تمایلم به کنترل شدن توسط مردان را کنار بگذارم.

سپس همسر فعلی‌ام را ملاقات کردم. درباره رابطه ناجوری که داشتم به او گفتم و او خیلی شیرین و مهربان برخورد کرد. سکس با او اصلا هیجان انگیز نبود اما من به آن تعهد داشتم زیرا هنوز در حال بهبود از رابطه قبلی خود بودم. هنوز نفهمیده بودم علت این کمبود هیجان این است که او نقطه مقابل دامیننت است. هنگامی که حالم بهتر شد متوجه شدم هوس، شهوت و میل این گرایش باز می‌گردد. اما همچنان که زمان پیش می‌رفت، این اتفاق رخ نداد و نیازهای من ارگاسم نشدند. تصور می‌کردم هورمون‌هایم به هم ریخته‌اند. شاید به خاطر بالا رفتن سن بود؟ نمی‌دانستم. اگر همسر فوق العاده‌ام سکس می‌خواست من می‌پذیرفتم، برای لذت دادن به او ادای ارگاسم در می‌آوردم و سپس به سمتی چرخیده و می‌خوابیدم.

رمان فیفتی شیدز آف گری

سپس در سال ۲۰۱۲ رمان پنجاه سایه آقای گری (Fifty Shades of Grey) منتشر شد. هربار که یک نسخه از آن را در اطرافم می‌دیدم، قلبم محکم در سینه می‌کوبید. حس می‌کردم همزمان با خواندنش، در حال فرار از آن هستم. برای مدت طولانی خود را از کتاب‌ها دور نگه می‌داشتم. سرانجام حدود یک سال پس از شروعی اعتیادآمیز، تسلیم شده و به کتاب صوتی آن گوش دادم.

پس از شروع گوش دادن کتاب، اتفاقی وحشتناک سحرآمیزی برایم رخ داد. احساس کردم قفسه سینه‌ام سنگین است، انگار که شخصی روی آن نشسته بود. با گیجی دور خود راه می‌رفتم، صورتم قرمز شده و کاملا منگ بودم. صحنه‌های شامل درد و سختگیری بیش از همه مرا جذب می‌کرد. خواب‌های سکسی در شب شروع شد؛ واقعا دلم می‌خواست در بیداری خود را ارگاسم کنم. خیلی سریع بشدت به کتاب‌های با موضوع سلطه‌گری و سلطه پذیری اعتیاد پیدا کردم.

 پس از چندماه، ناگهان چیزی فهمیدم. متوجه شدم تمام روابطی که از لحاظ جنسی واقعا مرا تحریک کرده‌اند، چه به صورت واقعی چه اینترنتی یا تلفنی، با مردانی بوده که قدرت جادویی تحت سلطه درآوردن مرا داشتند. این که هیچ تمایلی به رفتن به سیاه‌چاله (dungeon) و حضور در یک جلسه پابلیک با دامیننتم ندارم، بدان معنی نیست که من ساب‌میسیو نیستم. ساب بودن به این چیز‌ها نیست؛ ساب بودن میل به تمنا کردن است. میل به کنترل شدن شدن است. تسلیم کردن قدرت به دیگری برای لذت خود است و من همواره اینگونه بودم.

آرامش در دستان دوست پسر دامیننت

رسیدن به آرامش با شناخت گرایش

بخشی از من احساس می‌کرد سرانجام به آرامش رسیده است و بخش دیگری از من احساس خودخواهی، حسادت و ترس بود. هنگامی که از این موضوع مطمئن شدم چیزی به همسرم نگفتم. می‌ترسیدم فکر کند مشکلی دارم. همچنین از این که به او بگویم روابط جنسی پیش از ازدواج برایم لذت‌بخش‌تر بود مضطرب بودم. نمی‌خواستم به احساساتش آسیب رسانده و مردانگی‌اش را زیر سوال ببرم.

سرانجام به قطعیت رسیدم که نیاز دارم چیزهایی را درباره خود به او بگویم. به او درباره فانتزی‌هایی که هنگام خودارضایی دارم، انواع مردانی که درباره آن‌ها فانتزی می‌سازم و از کارها و گفته‌های آن‌ها گفتم. سپس گفتم: «بالاخره فهمیدم که من سلطه‌پذیر جنسی‌ام و به یک دامیننت نیاز دارم. می‌خواهم آن دامیننت تو باشی. سکسی که الان داریم برای من لذتی ندارد. می‌خواهم که داشته باشد، اما ندارد. تمام این سال‌ها تظاهر به ارگاسم شدن را درمی‌آوردم. واقعا متاسفم که باهات صادق نبودم، اما شاید بتونیم درستش کنیم؟ من می‌خوام امتحانش کنم، نظر تو چیه؟»

هنگامی که پس از مکثی طولانی به سادگی گفت: «اره، حتما. باید امتحانش کنیم.» شکه و هیجان زده شدم. یکدیگر را بغل کردیم و من احساسی شامل «رهایی شدید و حس گناه» داشتم.

خوشحالی امروز ما به عنوان یک زوج بی دی اس امی

ما این کار را شروع کردیم. اما چیزی که الان برای من سخت است این است که او تلاش می‌کند بیشتر دامیننت باشد اما نمی‌داند چگونه و من او را به عنوان دامیننت نمی‌بینم، لذا هنگامی که تلاش می‌کند، خنده‌ام می‌گیرد و از این بابت بشدت متاسف می‌شوم. واقعا برای دامیننت دیدن او باید سیم کشی مغزم را به نوری جدید تغییر دهم. او هنوز فعالیت‌هایی که من رویای‌شان را دارم خوب درک نمی‌کند. در لحظات صمیمی‌مان ناگهان شروع می‌کند به فریاد زدن و مرا فاحشه و خیلی سطح پایین خطاب می‌کند. اما چیزی که مرا تحریک می‌کند مردی است که شخصیت آرام دارد و به نرمی دستورات را در گوشم زمزمه می‌کند. حس می‌کنم او کلیشه‌هایی را تصور می‌کند که لزوماً درست نیستند.

واقعا دلم می‌خواهد روزی او را به شکل دامینت ببینم. هنوز نمی‌توانم. من عادت کرده‌ام او را شیرین، مهربان و شیرین ببینم، اما نه واقعا احساسی و به طرز دلچسبی جدی. مجبورم برنامه ذهنم را تغییر دهم و مطمئنم او نیز این کار را می‌کند. او از من پرسید آیا لازم است قلاده یا چنین چیزی برایم بخرد. من گفتم هنوز نه. بنابر این می‌خواهیم روی خودمان کار کنیم تا یکدیگر را در نور جدید ببینیم تا شاید روزی او بیاموزد چگونه دامیننت من باشد و من نیز او را خواهم پذیرفت.

تجربه اونتاشگال در مواجه با این زوج‌ها

نخستین تاثیر‌گذاری یا First Impression از اساسی‌ترین موضوعات و پایه هر نوع رابطه‌ای چه کاری و چه عاطفی است. خانم رز در ابتدای رابطه و ازدواج، شخصیت دامیننت را در همسر خود ندیده است و بعد از مدت‌ها از او درخواست یک تغییر دارد. این تغییر کاملا شدنی است اما نه یک شبه و در مدت زمان کم و البته ایشان جذابیت اولیه‌ای که در دیگر دامیننت‌های خود می‌دیدند، در همسر پیدا نکردند اما به دلایلی که گفته شد، با خوشحالی ازدواج کردند.

زوج‌های مختلفی از من درخواست مشاوره برای این موضوع را می‌کنند. پس از اینکه مطمئن شدن آن‌ها رابطه با یکدیگر و ازدواج‌شان را دوست دارند، اولین پیشنهاد من به آنها، جدا شدن و دوری برای یک مدت کوتاه است. برای مثال دو هفته یا یک ماه کاملا دور از همدیگر و حتی در خانه‌هایی جدا زندگی کنند. این جدایی خود خواسته است و ممکن است برای اولین بار پس از سال‌ها زندگی مشترک رخ داده باشد. در این جدایی بدون هر نوع ارتباط، نیازهای حسی و عاطفی در یک تلاش خودخواسته، تا حدی سرکوب می‌شوند. اینکه شما بخواهید صدای معشوقه خود را بشنوید اما سختی و فراق آن را تحمل کنید، کار آسانی نیست. اما انجام دادن آن، به تقویت قدرت و دامیننسی در شما کمک می‌کند.

به طرف ساب‌میسیو هم پیشنهاد نوشتن نامه را می‌کنم. در طول این مدت تمام احساسات و نیازها و دلتنگی‌ها در قالب نامه ذخیره شود و هیچ‌گاه مستقیم ارسال نمی‌شود. این برنامه طولانی و دقیق است اما پس از مدتی که می‌خواهند یکدیگر را ببینند، ملاقات در یک رستوران یا کافه شیک و به صورت یک قرار Date انجام می‌شود.

حسی که دو طرف دارند، شبیه حس جوانی ۲۵ ساله است که می‌خواهد تمام جذابیت‌ها را برای طرف مقابل خود ایجاد کند. در واقع آن مرد میخواهد دوباره نظر همسر خود را جلب کند آن هم سال‌ها پس از ازدواج! اینجاست که طرف ساب‌میسیو (چه مرد چه زن) کاملا آمادگی یک جنبه‌های جدید شخصیتی را دارد. اگر یک ماه قبل طرف دامیننت به او با «چشم غره» نگاه می‌کرد و یا حتی محکم دستور میداد، احتمالا دعوا و ناراحتی پیش می‌آمد. اما پس از این جدایی موقتی، کاملا آمادگی دستور شنیدن و «چشم» گفتن را دارد.

از اینجا به بعد می‌تواند به آرامی چاشنی‌های مختلف سادومازوخیسم را وارد زندگی کرد. عیار دامیننت بودن اینجا مشخص می‌شود. اگر به سراغ سواستفاده از قدرت و عقده‌گشایی برود، مشخص می‌شود که پارتنر ساب‌میسیو مورد نظر، هیچگاه توانایی دامیننت شدن را ندارد.

همیشه به اهمیت گفتگو و مکالمه در رابطه اشاره کرده‌ایم. وجود مشاورها برای بهبود کیفیت رابطه خود را دست کم نگیرید. شما می‌خواهیم به یکدیگر لذت بدهید و به دنبال آزار هم نیستید. پس به جای سخت‌گیری، با آرامش و اطمینان اجازه استفاده از چشم بند را بدهید.

اونتاشگال . مرداد ۱۴۰۰ . تصاویر از عکاس آلمانی Sven Bischoff

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

برت تیمر وجود حقیقی ندارد. شخصیت Brat در سادومازوخیسم

برت چیست؟ معرفی شخصیت برت

پیشتر در مورد برت توضیح دادیم. اینکه شخصی خود را ساب میسیو بداند اما نخواهد کاملا آن را نشان دهد! تا حدی چنین رفتاری برای یک ساب‌میسیو قابل قبول است. اما اینکه یک دامیننت نیز خود را برت بداند، کاملا عجیب است! در گفتگویی که با دوست عزیزم راژان دامینری در خصوص برت‌ها داشتم، ایشان به صورت جدی به تحلیل و بررسی برت‌ها به خصوص برت تیمر (برت رام‌کننده) پرداخته‌اند و ترجمه یک مقاله را برای شما منتشر می‌کنیم.


مقاله‌ای که مطالعه می‌کنید در دسته‌بندی سبک زندگی ارباب و برده قرار دارد و در وبسایت Dominant Desires انتشار یافته است. ترجمه توسط ماتیلدا صورت گرفته است و در وبلاگ اونتاشگال منتشر می‌گردد.

جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


dominant desires the podcast
پادکست Dominant Desires را بشنوید

اینجا سوالی از یک سابمیسیو داریم که کمی با دوست پسرش مشکل دارد، دوست پسر دامیننتی که خود را برت تیمر (Brat Tamer) می‌نامد. ماجرا را در زیر بخوانید:

من و دوست پسرم دعوامون شد و او هی بدجنس‌تر و بدتر شد. او خودش را ۱۰۰٪ یک برت تیمر می‌داند و مرا بدون هیچ دلیلی، حتی وقت‌هایی که تنها می‌خواهم سابمیسیو و مطیع باشم تنبیه می‌کند. او از مطیع بودن من خوشش نمیاد و می‌گوید حوصله‌سر‌بر است.

من سعی کردم با کمی گستاخ بودن، شیطون‌تر وسرکش‌تر باشم و حال او دائما القابی را به من اختصاص می‌دهد. بارها به او گفته‌ام وقتی مرا احمق یا کودن صدا می‌زند واقعا به احساساتم لطمه وارد می‌کند و من اصلا رضایت ندارم. وقتی ناراحت می‌شود هیچ چیزی نمی‌گوید و فقط فحش می‌دهد. می‌گوید جنده بودن با برت بودن تفاوت دارد، اما این اولین باری نیست که این القاب را بر من نام نهاده.

او عاشق بازی تنفس، باندیج، لاتکس، چرم و تحقیر است، همچنین از سرکش بودن نیز لذت می‌برد. من به او گفتم با چرم و لاتکس موافقم به شرطی که سرم پوشیده نباشد و تنها در حالتی که با دستانش نفسم را کنترل کند با بازی تنفس موافقم زیرا اینگونه می‌تواند دقیق متوجه وضعیتم شود، من به کیف‌ها و وسایل اینچنینی اعتماد ندارم. به او گفتم اصلا به چستیتی علاقه‌ای ندارم اما دیروز یک عدد چستیتی برایم خرید، هرچند به او گفتم این از حد گذشتن بزرگی بود نمی‌دانم چه باید بکنم.

آیا باید با او به هم بزنم؟ با وجود این که قبلا صحبت کرده‌ایم و به او گفته‌ام این مسائل مرا آزار می‌دهند؟

خب… بله. بله تو باید با او به هم بزنی. اما من به جای این که فقط تو را از آن رابطه بیرون کنم، دلیل حرفم را برایت توضیح می‌دهم. اگرچه مطمئنم می‌دانستی این کار را انجام خواهم داد. خب، شروع می‌کنیم.

برت تیمرها وجود حقیقی ندارند

تو گفتی او خودش را ۱۰۰٪ یک برت تیمر می‌داند و با توجه به حرف من، این دیگه چه کوفتیه؟ اوه بله، برت تیمر یکی از عبارات احمقانه ایست که یکسری افراد احمق برای تطابق خود با موقعیتی که به آن تعلق نداشتند ایجاد کردند و این عبارت برای اشخاص احمق مشابه دیگر نیز جور درآمد. مثل خود عبارت برت. از آنجایی که شما تا به حال عقیده من درباره برت‌ها را نشنیده‌اید: برت موقعیتی برای شخص سابمیسیو است که در عین حال خود را سابمیسیو نمی‌داند. یک صفت مزخرف.

دوباره تکرار می‌کنم: برت‌ها به دلایل زیر به وجود آمده‌اند: (و این مسئله اتفاقی ناگهانی برای شما یا کس دیگری نیست)

  • افراد تازه وارد به این لایف استایل نمی‌دانستند که این فقط کینک است و هیچ کس ایراد آن‌ها را اصلاح نکرد (احتمالا چون آن‌ها خود را نمی‌شناختند).
  • سایت فت لایف آپشن مزخرفی برای بیشتر دیده شدن توسط تماشاچیان فراهم کرد (می توان گفت اتفاق مشابه در هجوم افراد به نقش ددی دامیننت در چندسال اخیر بود).
  • پارتنر‌های دامیننتی که این افراد داشته‌اند می‌خواستند با دادن اجازه شیطنت و گستاخی به برده خود برای خوب مراقبت نکردن از او بهانه‌ای داشته باشند و در انتها بگویند:«اوه، خیلی دختر شیطونی بودی، نتیجه‌اش رو خواهی دید.»
  • دامیننت‌های فوق الذکر که واقعا چیزی از وظایف و نقش یک  دامیننت نمی‌دانند، همچنین سابمیسیوهایی که آگاهی کافی ندارند.

این کار و رفتار به شدت اشتباه است.

با توجه به پیام تو، اشتباه‌های خیلی زیادی در هرچیزی که به آن اشاره کردی وجود دارد. آنقدر زیاد که حتی نمی‌دانم از کجا باید شروع به توضیح دادن کنم. لذا از همان ابتدا شروع می‌کنم.

می گویی او بدون هیچ دلیلی تو را تنبیه می‌کند. خب این یک شمشیر دولبه است، چون اگر او تو را برای چیز مشخصی تنبیه می‌کرد (در واقع موردی که از قبل درباره‌اش صحبت و قوانین تعیین شده)، در این صورت متاسفانه باید انتظار این تنبیه را می‌داشتی.

آن محرکه‌ای که شامل رفتار ساب‌میسیو و برت در روی اعصاب رفتن می‌شود، چیزیست که فقط در تخت خواب جواب می‌دهد چرا که هیچ دامیننتی مایل نیست خارج از تخت با چنین رفتاری کنار بیاید.

به هر حال، اگر او فقط با هدف تنبیه کردن تو را تنبیه می‌کند، یا تنبیه با خطایی که انجام دادی همخوانی ندارد، این مثالی از سواستفاده از جایگاه دامیننت در توانایی تنبیه سابمیسیو است، که اشتباه است و اصلا نباید آن را تحمل کرد.

یک دامیننت برت؟ این دیگه چه کوفتیه؟

در ادامه، تو اشاره کردی که او یک برت است. این چه اسمی است دیگه؟ دامیننت‌های واقعی اصلا برت نیستند. چند لحظه پیش به عقیده‌ام درباره برت‌ها اشاره کردم که اصلا رفتار صحیحی برای یک سابمیسیو نیست. اما یک دامیننت برت؟ افتضاح‌ترین است. آیا اصلا به نظر می‌رسه این وضعیت بتونه کمترین حسی ایجاد کنه؟ قبل از این که هرکدام از شما بخواهد با بیان این که BDSM استنتاجی است، BDSM غیرعینی(Subjective) است(به نوعی صحیح است) یا BDSM هر کوفتی است که می‌خواهید با آن خود را قانع کنید. من مودبانه می‌گویم خفه شید و بعد از صحبت کردن با کسی که از سال 1997 بخشی از این لایف استایل بوده و می‌فهمد منظورتان چیست با من حرف بزنید.

سرزنش کردن کافیست

اول از همه، یک سابمیسیو واقعا سابمیسیو است. این موضوع کاملا در عنوان او ذکر شده و مشخص است. دوم، اگر او اسم خود را یک دامیننت می‌گذارد (راستش را بخواهید، احتمالا او تنها کسی است که خود را اینگونه صدا می‌کند.) دامیننت‌ها سابمیسیو دارند. اگر غیر از این باشد، آن‌ها فقط تاپ هستند و نه دامیننت و باید این موضوع را تنها در شرایط خاص ابراز کنند و نه همیشگی. در نهایت، اگر او (فرضا) قوانین خونی وضع می‌کند و نوع تبعیت شما را شکل می‌دهد، فقط دارد حوصله خود را سر می‌برد، درست است؟

شکستن لیمیت‌ها تنها در فانتزی‌های نهایی به کار می‌آید

با توجه به چیزی که گفتی، به نظر می‌رسد تو درباره هارد لیمیت‌های خود صحبت کرده‌ای اما او هنوز به شکستن آن‌ها ادامه می‌دهد (اتفاقی  تنها در موقعیت‌های خیلی محدودی پیش می‌آید، اما به صورت کلی نباید رخ دهد) یا سعی می‌کند تو را تحت فشار قرار دهد تا کاری انجام دهی که قبلا گفته بودی به آن علاقه نداری (تفاوت زیادی است بین مجبور کردن و تحت فشار قرار دادن).

در خصوص تحقیر، او به تحقیر کردن نیز علاقه دارد، یا بر این عقیده است باید داشته باشد، این موضوع به خوبی مشخص می‌کند چرا تو را به القاب تحقیرآمیز صدا می‌کند. اما با این وجود تو به وضوح به او گفته‌ای که اینگونه خطاب قرار گرفتن به احساساتت لطمه وارد می‌کند و تحقیر یکی از هاردلیمیت‌های توست و او بدون توجه این کار را انجام می‌دهد. راه‌های زیادی وجود دارد تا بدون فحاشی و تحقیر به شخصی نشان دهید کاری را اشتباه یا خارج از رضایت شما انجام می‌دهد (مگر این که شما یک بچه باشید).

هیچ کدام از کارهایی که او انجام می‌دهد به کینک ارتباطی ندارد و به سادگی به نظر می‌رسد او از مذکر بودن لذت می‌برد.

چیزهایی هستند که فکر می‌کنم باید به طور جدی درباره‌شان فکر کنی: آیا این شخص واقعا، واقعا شخصی است که بتوانی به کارها و حرکاتش اعتماد کنی، یا کسی است که بتوانی به عنوان یک رهبر او را بپذیری؟

به هرحال، اگر این چیزی است که تو از رابطه با او می‌خواهی (و من هیچ دلیل برای این که چرا چنین چیزی می‌خواهی پیدا نمی‌کنم)، باید دوباره واضح با او صحبت کنی و محدودیت‌هایت را تعیین کنی. اگر فحش خوردن و بی دلیل تنبیه شدن برایت محدودیت است و او همچنان به محدودیت‌هایت اهمیتی نمی‌دهد، دیگر واقعا باید کاملا جدی به این رابطه پایان بدهی.

نتیجه گیری

در انتها، شما پارتنرهای نامناسبی برای یکدیگر هستید و برای این گفته‌ام دلایل زیادی وجود دارد. اول این که با این عقیده‌ای که او درباره  BDSM  و KINK دارد به نظر می‌رسد پارتنرت تجربه اندکی در این سبک زندگی داشته باشد و تنها چیزهایی از فیلم‌های پورن یاد گرفته است. دوم این که به نظر می‌رسد او ترجیح می‌دهد به جای یک گفت و گوی واقعی و جدی تنها مثل یک کون کن رفتار کند. باز هم می‌گویم، طبق این دلایل تو واقعا باید این رابطه را به پایان برسانی.

در صورتی که مایل هستید در مورد رابطه و علایق خود مشاوره عمومی دریافت کنید، در صفحه تماس با ذکر تمام موارد پیام خود را ارسال کنید.

اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۹. تصاویر از Tim Rise

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

در سادومازوخیسم چه چیزهایی سالم و آسیب‌زا هستند؟

اونتاشگال - در سادومازوخیسم چه چیزهایی سالم و آسیب‌زا هستند؟

واژه BDSM شامل فعالیت‌های جنسی باندیج، سلطه‌گری و سادومازوخیسم می‌شود. بسیاری از افراد فانتزی‌هایی دارند که شامل درجاتی از BDSM می‌شود یا تجربیاتی از این دست داشته‌اند.

اما در BDSM چیزی در جریان است. فانتزی‌ها با واقعیت تفاوت دارند و واقعیت لزوما به یک لایف استایل و سبک زندگی ختم نمی‌شود. غالبا کسانی که سادومازوخیسم را امتحان می‌کنند و کسانی که گاهی در بی دی اس ام شرکت می‌کنند یا حتی این روش را در سبک زندگی رابطه‌های خود گنجانده‌اند و همچنین کسانی که درگیر روابط دنباله‌دار و سریالی هستند، همه و همه زیر یک چتر جمع می‌شوند. البته این می‌توانند گیج کننده باشد، خصوصا برای افرادی که مایل هستند بدانند به کدام یک از این دسته‌ها تعلق دارند.


مقاله‌ای که مطالعه می‌کنید در دسته‌بندی پژوهش قرار دارد و در وبسایت مجله روانشناسی انتشار یافته است. ترجمه توسط ماتیلدا صورت گرفته است و در وبلاگ اونتاشگال منتشر می‌گردد.

جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


گرایش BDSM عموما در بسیاری از نشریه‌های معتبر «عالی و نرمال» جلوه داده شده و کسانی که چنین سبک زندگی یا روابطی دارند افراد سالمی شناخته می‌شوند. طرفداران BDSM عموما به مطالعه‌ای برای اثبات این موضوع استناد می‌کنند (Wismeijer،2013). این مطالعه در هلند صورت گرفت و اثبات کرد «افراد حاضر در یک رابطه ارباب-برده‌ای  کمتر عصبی هستند، باوجدان‌ترند، برای تجربیات جدید پذیراترند، برونگراترند، سطوح بالاتری از سلامتی دارند، رد کردن‌های حساس کمتر، در عین حال توافق پذیری کمتری دارند (این مورد اختصاصا درباره اشخاص با نقش دامیننت است). پژوهشگر از پنج ویژگی شخصتی اساسی (روان رنجورخویی، برونگرایی، پذیرای تجربه بودن، وجدان و سازگاری) و سایر سنجه‌های گزارش شده نظیر حساسیت به رد شدن، دلبستگی در رابطه و شادی برای استنتاج نتایج استفاده کرده است.

اگرچه مطالعه ویسمیجر به صورت روتین رفرنس‌دهی شده است، اندکی هم به محدودیت‌های مطالعه هلندی (Dutch) اشاره کرده (McGreal, 2013). محققین به صراحت درباره محدودیت مطالعه خود و نتایج جهت دار آن صحبت می‌کنند. آن‌ها می‌گویند شرکت کنندگان تحقیق همگی اعضای یک وب سایت هلندی عمومی بوده‌اند. گروه کنترل شرکت کنندگان اغلب زنانی انتخاب شده از یک مجله زنان معروف بودند. محققین می‌گویند: «سلامت فیزیولوژیک این ۴۳۴ نفر، اکثرا خانم، نمی‌تواند بازتابی از یک جامعه وانیلی باشد.»

این مسئله که BDSM طیف وسیع و مختلفی از فانتزی‌ها را شامل می‌شود، به خوبی پذیرفته شده است، بنابراین به نظر می‌رسد سلامت روان این افراد هم می‌تواند تفاوت زیادی با یکدیگر داشته باشد. با وجود محدودیت‌ها تحقیقات قابل اطمینانی در ژورنال‌های بالینی در دسترس است اما تعداد اندکی از آن‌ها به درک موضوع اصلی کمک می‌کنند. (Dunkley 2018)

بر اساس پژوهشی(deNeef 2019) صفات شختصیتی (مثل سطوح بالایی از پذیرش یا برونگرایی) و وقوع یک اختلال شخصیتی با سطوح بالای علاقه‌مندی به BDSM ارتباط دارند، هرچند که مدارک برای یک اختلال شخصیت واضح محدود هستند. همچنین به نظر می‌رسد سطوح احساس طلبی و تکانشگری در این مسئله دخیل باشد زیرا احتمالا این تمایلات اشخاص را به کاوش چیزهای جدید، بهتر، شدید‌تر و دنیایی نامحدود راهنمایی می‌کنند.

مطالعات بر روی سواستفاده جنسی و BDSM نشان داد که شیوع گزارشات تجاوز جنسی در کودکی برای کسانی که بی دی اس ام می‌کنند (۸ درصد مردان و ۲۳ درصد زنان) در مقایسه با جامعه عادی (۳ درصد مردان و ۸ درصد زنان) بیشتر بود (Nordling 2000).

روابط BDSM بر اساس رضایت دو طرف شکل گرفته‌اند و پارتنر سابمیسیو (ساب) با کمال میل اختیار خود را تمام و کمال تسلیم دامیننت (دام) می‌کند. ساب فرمانبردار امیال، پروتکل‌های جنسی و دستورات دیگری است. مطمئنا سلطه پذیری محض لذت زیادی برای سابمیسیو به ارمغان می‌آورد؛ دامیننت نیز معمولا از این کنترل کردن لذت می‌برد. بر اساس مطالعات، قدرت هسته اصلی روابط BDSM است؛ درد، باندیج و تحقیر ابزارها یا روش‌هایی برای دستیابی به آن وضعیت تقابل قدرت دوطرفه می‌باشد. (Cross 2018)

تمایلات جنسی انسان پیچیده است

هماهنگی جنسی میان زوج‌ها رابطه را تحکیم کرده و صمیمیت مابین آن‌ها را تقویت می‌کند. چه کسانی که روابط BDSM دارند و چه غیر از آن، اغلب این موضوع را تایید می‌کنند.

با این وجود بسیاری از اشخاص و زوج‌ها هم با صمیمیت جنسی و هم احساسی یکدیگر در جدالند. اغلب این دو پروسه همزمان شده و در نقاط مختلفی در طول یک رابطه به یکدیگر برخورد می‌کنند. بی‌حوصلگی، خستگی، فقدان هیجان، خشم یا  ضعف برقراری ارتباط، موازی پروسه یک رابطه داخل و خارج تخت خواب هستند. روابط جنسی اغلب حقیقت یک رابطه را بیان می‌کنند؛ اما گاهی نیز اینگونه نیست. بسیاری از زوج‌هایی که رابطه BDSM دارند، خارج از رابطه جنسی کاملا متفاوت هستند و تصدیق می‌کنند زندگی شان خارج از سکس کاملا بر مبنای اشتراک قدرت میان دوطرف است و نه برتری قدرت.

گاهی اشخاص در زندگی جنسی خود رفتاری را، خصوصا از سر بی‌رحمی انجام می‌دهند که باعث می‌شود احساس پوچی، هوس زیاد و بیزاری از خود داشته باشند. در حال حاضر تحقیر جنسی در دسترس است و حتی در دسترس‌تر از الکل و شکلات؛ راه حل‌های سریع در اطراف ما. این مسئله اغلب فرسودگی است، افسردگی عمیق‌تر و تقلیل هیجانی که سرانجامش خواستن فهم آن است که چه چیزی باعث می‌شود شخصی به سمت سکس پی در پی، بی پایان یا اجباری برود. این مشکلات می‌تواند در میان جامعه BDSM نیز ظهور کند.

یکی از مشکلات مهم و دور از چشم، وابسته به میزان علاقه و نیت دوطرف برای ورود به یک رابطه BDSM است. در واقع از آن جا که فعالیت‌های BDSM کمی ریسکی بوده و احتمال آسیبی نهفته را در دل خود دارند و اجباری هستند، به اندازه رفتارهای شخصی که از رو بی‌پروائی یا به اجبار به فعالیت‌های جنسی سنتی می‌پردازد «غیرنرمال» هستند.

بگذارید یک مثال فرضی بزنیم: جان، مدیرعامل شرکتی بزرگ در یک موسسه مالی محافظه‌کار و بین‌المللی در اواخر میان سالی، یک دامیننت است. مکررا در یک وبسایت به دنبال علاقه‌مندان به BDSM می‌گردد و با استخدام نیروی جدید، همکاران و کارمندان فرمانبردار مشابه علاقه مندان به BDSM، محدودیت‌ها را کنار می‌گذارد. او روزانه حداقل یک رابطه دارد و با افتخار درباره کسانی که سرویس او را طلب می‌کنند و زنانی که «خار و خفیف» شان می‌کند حرف می‌زند. او از سابمیسیوهای خیلی جوان‌تر از خود عکس می‌گیرد و با ادعای آن که اجازه این کار را گرفته، برای دوستانش می‌فرستد. او می‌گوید به عنوان یک دام «کارهای مهمی برای انجام دادن دارد» و زنان و زوج‌های زیادی به دنبال رابطه با او هستند.

اما اگر فعالیت‌های BDSM با یک زندگی جنسی مرتبط درهم آمیخته باشد چه؟ مثالی دیگر: دنیل و کارن زوجی در میانه ۳۰ سالگی هستند. هردوی آن‌ها جزو هیئت رئیسه شرکت هستند. به مدت ۵ سال Solid Marriage داشته‌اند، اهل گفت و گو هستند و می‌خواهند فانتزی‌های کینکی خود را به زندگی جنسی‌شان وارد کنند. به کلاب‌های BDSM می‌روند و با چشم چرانی اندکی تحریک و فریفته می‌شوند. آن‌ها از یک سکس شاپ لوازم BDSM می‌خرند. با نقش‌های سنتی‌تر نیز احساس راحتی بیشتری می‌کند – دنیل دامیننت است و کارن ساب. در شرایط گوناگون دنیل کارن را می‌بندد، چشم هایش را با چشم بند می‌پوشاند، از گگ بال‌ها استفاده می‌کند و با اسپنک ملایمی با یک پدل، تحریک همزمان کلیتوریسش و توقف کار هرزمان که کارن به ارگاسم نزدیک می‌شد، خود و او را تحریک می‌کند. در پایان اگر یکی یا هردو طرف ارگاسم نشده باشند جلسات BDSM خود را با سکسی سنتی به پایان می‌رسانند یا در آغوش یکدیگر دراز کشیده و درباره تجربه، لذت و رضایت خود از آن جلسه صحبت می‌کنند. گاهی فانتزی‌های جدیدتری که آن‌ها را به وجد می‌آورد را با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند، گاهی فیلم‌های سنتی یا پورن BDSM تماشا می‌کنند.

اونتاشگال - در سادومازوخیسم چه چیزهایی سالم و آسیب‌زا هستند؟

جان، در مثال اول، استخراجی از همکاران و زیردستان است و احتمالا نقش دامیننت کاوری برای نارسیسیسم (خودشیفتگی) اوست، انشار عکس‌های یک ساب برهنه و باندیج شده میان دوستان نیز تاییدی بر این موضوع است. او احساس نیرومندی و کنترل را تجربه می‌کند. او می‌تواند زمینه‌های کم ارزش بودن و احساس عمیق عدم کفایت خود را زیر این مانوور‌های دفاعی پوشانده و از بین ببرد.

دنیل و کارن دوست دارند به عنوان زوجی سالم، عاشق و اهل گفت و گو که به دنبال گسترش محدوده سکشوال خود هستند شناخته شوند. همانگونه که محققین می‌گویند، اختلاف قدرت در کنار شهوت و لذت جنسی می‌تواند هسته ی اصلی هیجان رابطه دنیل و کارن باشد. چون رابطه آن‌ها بر پایه اعتماد و امنیت شکل گرفته، آن‌ها به صورت روتین فانتزی‌های خود را با یکدیگر به اشتراک می‌گذارند و می‌توانند آن‌ها را در فعالیت‌های جنسی حقیقی خود دخیل کنند.

انجمن‌های تحقیقاتی و بالینی به مقدار زیادی از تعریف فروید از سادو مازوخیسم به عنوان یک انحراف جنسی فاصله گرفته‌اند. بیشتر شدن آزادی به بسیاری از افراد اجازه داده  تا فانتزی‌های شهوانی و موردعلاقه خود را در رابطه و زندگی جنسی به واقعیت بدل کنند. اما، مثل خیلی چیزهای دیگر در زندگی، آزادی با مسئولیت همراه است و نیازمند صداقت است.

نیاز به درک اهداف اعمال جنسی که ممکن است بیش از حد باشد یا به طور سیستماتیک برای پرکردن خلاءهایی از احساس کم ارزشی یا نیاز به بهره برداری و سواستفاده، محدود به جامعه جنسی عموم نیست و علاقه‌مندان به BDSM نیز باید در این مسائل آگاهی پیدا کنند.

منابع

* Cross, P. & Matheson, K. Understanding Sadomasochism. Journal of Homosexuality. Volume 50, January 2006, pages 133-66. 
* DeNeef, N. , Coppens, V. et. Al. Bondage-Discipline, Dominance-Submission and Sadomasochism (BDSM) From an Integrative Biopsychosocial Perspective: A Systematic Review. Sexual Medicine. Volume 7, Issue 2, June  2019, pages 129-144. 
* Dunkley, C. & Brotto, L. Clinical Considerations in Treating BDSM Practitioners: A Review. Journal of Sex & Marital Therapy. Volume 44, Issue 7,  May 2018,  Pages 701-712.
* Luo, S. & Zhangb, X. Empathy in female submissive BDSM practitioners. Neuropsychologia. January 27, 2017.
* McGreal, S. BDSM, Personality & Mental Health. psychologytoday.com Blog Post July 25, 2013.  
* Nordling N. & Sandnabba, K. & Santilla, P. The prevalence and effects of self-reported childhood sexual abuse among sadomasochistically oriented males and females. Journal of Child Sexual Abuse, Volume 9, Issue 1,  August 2000, pages 53-63
* Wismeijer, A., & van Assen, M., Psychological Characteristics of BDSM Practitioners. Journal of Sexual Medicine. August 10, 2013, pages 1943-1952.

امور جنسی را بسیار پیچیده نکنید. این بخشی از غریزه ما است که برای بقا به آن نیاز داریم. سعی کنید با زاویه بازتری آن را نگاه کرده تا لذت بیشتری ببرید.

اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۹. تصاویر از Giacomo Macis

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

تفاوت پنسکشوال با بایسکشوال چیست؟

تفاوت پنسکشوال با بایسکشوال چیست؟ اثر ترانه نیما پرنیانی

بایسکشوالیتی (Bisexual) ریشه در مضاعف و دوتایی بودن دارد، در حالی که پنسکشوالیتی (Pansexual) تمام حالات و علایق جنسی را در بر می‌گیرد. خانم تانیا ام.بس متخصص سکسولوژی توضیح می‌دهد: «با وجود این که واژگان پنسکشوالیتی و بایسکشوالیتی اغلب مواقع به جای یکدیگر به کار برده می‌شوند، در حقیقت دو مفهوم متفاوتند.»

با وجود این که هردوی این مفاهیم تمایلات جنسی را توصیف می‌کنند، بایسکشوالیتی ریشه در دوگانگی سیستم ویژگی‌های جنسیتی دارد، به بیان دیگر پنسکشوالیتی تمام جذابیت‌ها (جنسی، رمانتیک، فیزیکی و یا معنوی) را در اعضایی با هر ویژگی جنسیتی شامل می‌شود و تنها به دوگانگی مرتبط نیست.


مقاله‌ای که مطالعه می‌کنید در دسته‌بندی سکسولوژی قرار دارد و در مجله Cosmopolitan انتشار یافته است. ترجمه توسط ماتیلدا صورت گرفته است و در وبلاگ اونتاشگال منتشر می‌گردد.

جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


تفاوت پنسکشوال با بایسکشوال چیست؟ اثر ترانه نیما پرنیانی

آیا شما پنسکشوال شناخته می‌شوید یا بایسکشوال؟

سیستم‌های دوگانه به ویژگی‌های جنسیتی مثل زن یا مرد بودن مرتبط می‌شود. ام.بس توضیح می‌دهد «بنابر این کسی که به عنوان بایسکشوال شناخته می‌شود هم به افراد هم جنسش و هم جنس مخالف جذب می‌شود. اما از آن جا که ویژگی‌های جنسیتی متعدد و معتبر دیگری در کنار زن و مرد بودن وجود دارد، پنسکشوالیتی به جذابیت تمام جنسیت‌ها اشاره دارد، حتی جنسیت‌هایی که در بایسکشوالیتی تعریف ‌نمی‌شوند.»

ام.بس توضیح می‌دهد: «فاکتور جنسیت اغلب دلیل رایجی است که افراد به آن دلیل بایکسشوال شناخته‌ نمی‌شوند، زیرا اغلب عامل جذابیت طرف مقابل «جنسیت» او نیست.» تفاوت بایکسشوالیتی و پنسکشوالیتی می‌تواند با ارجحیت بیشتر از جذابیت است، بر این اساس نیز باشد که اشخاص چگونه خود را می‌شناسند. اگر شخصی با ویژگی‌های جنسیتی بدون سیستم دوگانه شناخته شود، می‌تواند دلیلی باشد که خود را بیشتر پنسکشوال بداند تا بایسکشوال.

بس علاوه بر تفاوت‌های بین پنسکشوالیتی و بایسکشوالیتی اشاره می‌کند که برخی افراد نیز ممکن است به عنوان بایکوریوس (کنجکاو-دوگانه) شناخته شوند، به این معنا که این اشخاص فراتر از تجربیات ضروری کنجکاوی قوی نسبت به جذابیت اشخاص با جنسیت یکسان دارند. از باکوریوسی بیشتر تحت عنوان شرایطی برای رفع سوال و کنجکاوی یاد می‌شود.

ام.بس می‌گوید هر دوی این گرایشات (بای و پن) می‌توانند غیرقابل مشاهده و مرتبط با نادیده گرفته و محو شدن باشند، بنابراین شناسایی هردو دسته افراد و احترام به امیال و اختلافات جزئی آن‌ها مهم است.

تعریف پن سکشوالیتی در فرهنگ عامه

جنل مونائی اخیرا متوجه شده است پنسکشوال است و در این باره با رولینگ استون صحبت می‌کند:« در آمریکا زنی سیاه پوست و عجیب هستم که هم با زنان و هم مردان رابطه داشته است. من خود را به عنوان یه مادرفاکر کون آزاد می‌شناسم!» مونائی توضیح می‌دهد که ابتدا فکر میکرد بایسکشوال است اما بعدها مطلبی درباره پنسکشوالیتی خوانده و حس کرده به آن شباهت دارد و این‌ها مشخصه‌هایی هستند که با آن شناخته می‌شود. در ضمن، با وجود این که به نظر می‌رسد پنسکشوالیتی با وجود مونائی درهم آمیخته است اما بایسکشوالیتی نیز هنوز زنده و پا برجاست. از آنجایی که رسانه رسمی تاریخچه‌ای از به نقش درآوردن هم افراد استریت و هم گی و بایسکشوال نظیر تونی توپاز در ریوردل دارد، به نظر می‌رسد بالاخره جامعه در حال کسب آمادگی پذیرش سایر گرایشات می‌باشد. بنابراین تفاوت (و شباهت) پنسکشوالیتی و بایسکشوالیتی چیست؟

پن سکشوالیتی چیست؟

پن سکشوالیتی یعنی جذب شدن به دیگران بدون توجه به جنسیت آن ها. سکس تراپیست، دکتر لیز پاول می‌گوید:«عموما الگوی جذابیت برای آن‌ها به جنسیت ارتباطی ندارد.» بنابراین یک شخص پنسکشوال ممکن است همانطور که جذب سایر جنسیت‌ها می‌سود، جذب افراد همجنس خود شود. به هرحال در اینجا جنسیت افراد فاکتور سنجش خواسته‌ها و سکس این افراد نیست. سکس تراپیست، دکتر کلی وایز، پنسکشوالیتی را اینگونه معنی می‌کند:«شخصی که بدون توجه به جنسیت یا جنسیت بیولوژیکال افراد جذب آن‌ها می‌شوند. در واقع جنسیت هیچ ارتباطی به این جذابیت ندارد. اندیشه پایه پنسکشوالیتی این است که جنسیت بسیار متغیر است.»

به خاطر داشته باشید که دو نوع جنسیت داریم، جنسیت اول آن است که دکترها زمان تولد با توجه به اندام جنسی و ویژگی‌های آناتومیکال تعیین می‌کنند و جنسیت دوم آن که ساختاری اجتماعی است. این امکان باید برای افراد وجود داشته باشد که با هر جنسیتی که حس می‌کنند مناسب آن‌ها است و با آن احساس راحتی می‌کنند شناخته شوند، مرد، زن، non-binary، Genderqueer یا Genderfluid بدون توجه به آنچه پزشکان در اتاق‌های زایمان ثبت کرده‌اند. یک گرایش جنسی مثل پنسکشوالیتی، با مشخصه جنسیت تفاوت دارد. اما برای پنسکشوال‌ها جنسیت مشخصه‌ای نیست که در علاقه‌مندی‌شان به دیگران نقش داشته باشد.

دکتر لیز پاول اشاره می‌کند از آنجایی که عبارت پنسکشوال جدید است، احتمالا بیشتر نسل‌های جدیدتر، مثل نسل Z علاقه داشته باشند که به عنوان پنسکشوال شناخته شوند تا بایسکشوال.

بایسکشوالیتی چیست؟

در بیشتر موارد بایسکشوالیتی همان پنسکشوالیتی است. دکتر پاول می‌گوید:«بایسکشوالیتی تحت عنوان جذابیت افراد با جنسیت یکسان و جنسیت مخالف معنی شده است، بنابراین می‌تواند به معنای دو یا تعداد بیشتری جنسیت باشد.» دگرهراسی و بدفهمی‌های زیادی درباره بایسکشوالیتی وجود دارد و Bi-erasure(تلاشی برای پاک کردن لیبل یا رد کردن عمومی بایسکشوالیتی) هم در جامعه افراد استریت و هم LGBTQ‌ها نمود دارد. یکی از بدفهمی‌ها آن است که بایسکشوالیتی دوگانگی جنسیت را استحکام می‌بخشد یا افراد بایسکشوال تنها با Cis gender‌ها( افرادی که جنسیت یکسان با جنسیت زمان تولد خود دارند) رابطه برقرار می‌کنند. دکتر پاول می‌گوید:«بدفهمی معروفی هست که بر اساس آن بایسکشوالیتی به معنای جذابیت تنها ۲ جنس است. در واقع افراد بایسکشوالی وجود دارند که تنها با Cis gender‌ها ارتباط می‌گیرند، اما فکر می‌کنم این‌ها گروهی استثنا هستند و این قاعده صحیح نیست.»

از آنجایی که احتمالا عبارت بایسکشوال زمانی شکل گرفته که جنسیت مثل امروز شناخته نشده بود، در اینجا «بای» به معنای آن نیست که تمام افراد بای به این معنی نیست که این افراد تنها با دو جنسیت رابطه برقرار می‌کنند. درست است که برخی افراد پنسکشوال، به دلیل همین تفاوت عبارت افراد پنسکشوال را بیشتر  از بایسکشوال‌ها ترجیح می‌دهند، اما برخی دیگر بر این باورند بهتر است بجای تغییر لیبل سعی کنند مفاهیم اشتباه را تغییر دهند وبه شکل درست بایسکشوال شناخته شوند. دکتر پاول می‌گوید:«من گهگاهی شکایاتی از افراد پنسکشوال دریافت می‌کنم که ترجیح می‌دهند بایسکشوال شناخته شوند. آن‌ها می‌گویند شما در حال مستحکم ‌تر کردن دوگانگی جنسیت هستید و من می‌گویم این معنای دقیق بایسکشوالیتی نیست، بایسکشوالیتی تنها می‌گوید جنسیت افراد در جذابیتشان نقش دارد.»

نه تنها افراد بایسکشوال جذب ترنس‌ها و غیردوگانه‌ها می‌شوند، بلکه مانند پنسکشوالیتی، افراد ترنس و غیردوگانه‌ای نیز وجود دارند که بایسکشوال شناخته می‌شوند. «اگر شما شخصی هستید که انتخاب می‌کند بایسکشوال شناخته شود و این عبارت را مناسب خود می‌داند، عالی است. افراد زیادی هستند که دوگانه نیستند اما بایسکشوالند. این به آن معنا نیست که در حال صحه گذشتن بر مقوله دوگانگی جنسیت هستید. به آن معنا نیست که کمتر از پنسکشوال‌ها روشن فکرید، هیچ ویژگی نیست که اتوماتیک وار باعث شود روشن‌فکر‌تر شناخته شوید. همه چیز درباره این است که چه چیزی مناسب‌تر از روحیات شماست و شما چه می‌کنید.

تفاوت پنسکشوال با بایسکشوال چیست؟ اثر ترانه نیما پرنیانی

دیگر چه چیزی باید بدانم؟

برخی از افراد بای و پنسکشوال به عنوان Queer نیز شناخته می‌شوند. Queer عبارتی چتری است برای گرایشات جنسی خارج از هتروسکشوال که ریشه‌های سیاسی داشته و مربوط به فعالیت‌های LGBTQ هاست.  این کلمه نه تنها عبارتی ننگ آمیز برای LGBTQ‌ها بوده، بلکه شناخته شدن به عنوان queer احساسی از عضو یک جامعه خاص بودن را به همراه دارد. شما می‌توانید به عنوان پانسکشوال یا بایسکشوال و queer شناخته شوید (هرسه این ها) یا به سادگی و تنها با برچسب Queer.

بنابراین اگر به بیش از یک جنسیت از افراد تمایل دارید، از کجا می‌دانید کدام مورد برایتان مناسب‌تر است؟ خب، کدام واژه را  بیشتر دوست دارید؟ کدام واژه احساس راحتی بیشتری به شما می‌دهد؟ نتیجه هرچه بود، آن برچسب مناسب شماست. تنها مثل مونائی، اگر بایسکشوال شناخته می‌شدید اما پس از آن بیشتر درباره پنسکشوالیتی آموختید و فکر کردید برایتان مناسب‌تر است یا برعکس، اجازه دارید لیبل خود را تغییر دهید. ممکن این گرایشات تنها یک فاز دوره‌ای نباشند (یک بدفهمی دیگر) اما بخشی از کاوش‌های جنسیتی شما باشند.

در مقاله شناخت شخصیت زد و دهه هشتادی‌ها توضیحاتی در مورد علاقه به برچسب زدن داده‌ام. اگر یک گرایش را انتخاب کردید یا حس کردید به گرایشی بیشتر میل دارید، به سراغ آن بروید و ترسی از تغییر آن نداشته باشید. انسان مدام در حال تغییر است.

اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۹. تصویرسازی از ترانه نیما پرنیانیtaraneparniani.com

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

مازوخیسم یا ساب‌میسیو؟ معرفی شخصیت مازوخیست

مازوخیست در فیلم فایت کلاب

پس از دو مقاله معرفی سادیسم و دامیننت، به تفاوت شخصیت‌های ساب‌میسیو و مازوخیسم می‌پردازیم. اینکه آیا این دو شخصیت بر یکدیگر همپوشانی دارند و آیا می‌توانند کاملا مستقل از یکدیگر باشند؟ ابتدا به زبان ساده به معرفی هر دو شخصیت می‌پردازم:

  • مازوخیست: کسی که از درد کشیدن، تحقیر شدن، تحت کنترل بودن و محدود بودن، لذت می‌برد.
  • ساب‌میسیو: کسی که دوست دارد پیرو باشد، به دنبال تصمیم‌گیری نیست و به حامی نیازمند است.
شخصیت مازوخیست

مازوخیسم یا مازوخیست از قرن ۱۷ میلادی وارد ادبیات شده است. نویسنده آلمانی اتریشی، لئوپولد فون زاخر-مازوخ در رمان‌هایی که نوشت شخصیتی را معرفی کرد که عاشقانه از درد کشیدن لذت می‌برد. به احترام او چنین افرادی را مازوخیسم نامیدند که در فارسی میل به خودآزاری ترجمه شده است.

طیف علاقه به درد در شخصیت‌های مازوخیست بسیار گسترده است. از میل به کشیده شدن مو گرفته تا تمایل برای پاره شدن بدن همه و همه شامل علایق مازوخیستی می‌شود. عده‌ای بسیار فراتر می‌روند و میل به جاری شدن شدید خون و دردهای فوق‌العاده زیاد دارند. به نظر من تا حدی که درد به شما آسیب نرساند مشکلی ندارد اما برای موارد فراتر بهتر است با مشاور خود صحبت کنید.

رفتار مازوخیستی در واقع اعمالی هستند که با وجود آگاهی از ضرر و خطر آن‌ها، هرچند کوچک یا بزرگ، میل به انجام‌شان وجود دارد. مازوخیست و ساب‌میسیو در بسیاری از موارد همپوشانی دارند. تمرکز این نوشته صرفا بر امیال مازوخیستی است. بسیاری از افراد ساب میسیو میل متفاوتی به مازوخیست دارند.

مازوخیسم و ساب‌میسیو صفت‌های شخصیتی هستند

بر اساس DSM-3 (سال ۱۹۸۰)، این دو به عنوان ویژگی شخصیتی شناخته شده‌اند. صفت و ویژگی شخصیتی یعنی در همه انسان‌ها وجود دارد و از هر فردی به فرد دیگر متغییر است. اختلال‌های روانی در بعضی افراد هستند و در بعضی نیستند برای همین نمی‌شود مازوخیست و ساب‌میسیو را در این دسته تقسیم کرد. در برابر سادیسم، مازوخیسم و در مقابل دامیننت، ساب‌میسیو را داریم. صفت‌های شخصیتی بر اساس استاندارد روانشناس معروف ریموند کتل دارای یک بازه هستند. یعنی هر کسی دارای ۱۶ صفت است و در یک طیف مشخص از یک صفت قرار می‌گیرد و در طول زمان با عوامل مختلف تغییر می‌کند. سال ۱۹۹۴ که پنجمین ویرایش ۱۶ صفت شخصیتی (ویکی‌پدیا) منتشر شد، صفت چهارم به سلطه (Dominance) اختصاص پیدا کرد. امروزه پس از گذشت دو دهه، به خوبی تفاوت بین سادیسم و دامیننت را می‌دانیم.

نمودار ساب میسیو و دامیننت

به طیف بالا دقت کنید. نه صفر به معنی خوب بودن است و نه صد. استفاده از اعداد و نمودار، صرفا برای تعریف بهتر است. آقای کتل ۵۰ را حد میانه را در نظر گرفته است. هر چقدر صفت سلطه به سمت ۱۰۰ پیش می‌رود یعنی فرد شخصیت سلطه‌گرانه‌تری دارد و هر چقدر به سمت صفر میل کند، فرد تمایل بیشتری به سلطه‌جویی یا ساب‌میسیو بودن خواهد داشت. بازهم تکرار می‌کنم هیچکدام خوب یا بد نیست. جایگاه هر فرد در این طیف، توسط روانکاو و با انجام تست‌های دقیق و درست تشخیص داده می شود.

در بالای نمودار شما یک بازه می‌بینید. از نزدیکی ۴۵ شروع می‌شود تا ۷۰. این یعنی صفت شخصیتی یک فرد در این محدوده قرار دارد و بیشتر میل به سلطه دارد. برای مثال در کار یک مدیر است، در خانواده یک فرد قدرتمند و در زندگی یک زن با توانایی بالای مدیریت خانواده. شخصیت ساب‌میسیو و مازوخیست بیشتر مایل است پیرو باشد.

مازوخیست‌ها برای اصلاح رفتار به تنبیه خود دست می‌زنند. مثل سوختن دست و قرار دادن یک نشان روی بدن برای یادآوری اینکه دیگر نباید این کار را تکرار کنند.

صفات مشترک مازوخیست‌ها

شناخت و کشف یک شخصیت مازوخیست واقعا سخت نیست. میل به مازوخیسم به افسردگی نزدیکی دارد برای همین گاهی افراد آن را با افسردگی اشتباه می‌گیرند. برخی از مهمترین ویژگی‌های یک شخصیت مازوخیست:

  • توانایی نه گفتن بسیار ضعیف
  • میل به افراد کمالگرا و خودپسند
  • میل شدید به کمالگرایی در خود
  • قضاوت خود برای صفت‌های منفی
  • میل زیاد به خیالبافی و رویا سازی
  • عدم تمایل به استقلال کامل فردی
  • احساس خود تحقیری به دلیل بدن و شخصیت درونی

برخی از صفات ذکر شده مثل عدم توانایی در نه گفتن بین شخصیت مازوخیست با ساب‌میسیو مشترک است. همچنین ممکن است افراد دامیننت به کمالگرایی میل داشته باشند. لزوما نباید با یک یا دو ویژگی شخصی را مازوخیست دانست.

کشیدن شدن نیپل با زنجیر

خشونت ابزاری برای اثبات

فرد مازوخیست برای نمایش قدرت خود و جلب توجه دیگران به خشونت متوصل می‌شود. این فرد با کارهایی مثل خود زنی، تهدید مداوم و فریادها در بحث‌ها و گفتگوها به دنبال اثبات حرف خود است. افراد مازوخیسم عموما به عنوان غیرتی شناخته می‌شوند. فرد غیرتی به با خشونت، فریاد زدن، محدود کردن به دنبال نمایش عشق و علاقه خود است.

افراد مازوخیسم در محیطی که ترس تنها شدن نداشته باشند، جسور می‌شوند. برای مثال در محیط خانواده و با همسر خود خشونت خود را به راحتی ابراز می‌کنند اما در محیط‌های بیرون و در جمع دوستانی که به راحتی امکان ترد شدن آن‌ها وجود دارد، آرام‌تر می‌شوند و خشم را درون خود ذخیره می‌کنند تا مجددا در محیط خانواده تخلیه نمایند!

افراد غیرتی در ضاهر سادیست هستند اما در واقعیت مازوخیسم می‌باشند. دلیل اصلی آن هم ضعف در صحبت کردن و تلاش برای قانع کردن است. ساب‌میسیوها راحت‌تر صحبت می‌کنند و آسان‌تر می‌پذیرند و چندان به دنبال بحث نیستند. اما مازوخیست‌ها سعی در پنهان کردن ضعف خود با خشونت رفتاری دارند.

مازوخیست بیشتر میل به درد دارد تا تحقیر

افرادی که مایل به اسلیو بودند در BDSM هستند، در صورتی که مازوخیسم باشند بیشتر از درد لذت می‌برند. رایج‌ترین دردها شامل اسپنک و بازی با نواحی جنسی می‌شوند. عده‌ای نیز مایل هستند سوزش پارافین شمع را حس کنند. برخی دیگر به دنبال رد چاقو و خون روی بدن خود هستند. البته یک مازوخیست به تحقیر شدن هم علاقه دارد اما عامل اصلی لذت در او، تحقیر نیست. مازوخیست بیشتر دوست دارد غیرارادی تحقیر شود. در واقع در موقعیت تحقیر قرار گرفتن برای اون هیجان انگیزتر است.

مازوخیست‌ها در روابط جنسی و عاطفی میل به درد نیز دارند. این افراد شیفته توجه هستند و به روش‌های مختلفی به دنبال جلب آن می‌روند. در رابطه با یک فرد مازوخیست باید به خوبی آستانه تحمل او را کشف کنید. یک مازوخیست گاهی آمادگی زخم روی بدن خود را دارد و حتی ممکن است میل به فرو بردن نیدل و سوزن در بدنش او را تحریک کند.

افرادی که درجه مازوخیست بالاتری دارند، میل چندانی به تحقیر شدن ندارند. محدود شدن با روش‌هایی مثل باندیج و بازی‌های خطرناک آن‌ها را برانگیخته‌تر می‌کند. اگر با یک مازوخیست در رابطه هستید از اینکه به خون بازی اشاره می‌کنند، نگران نشوید. بیشتر افراد مازوخیست در سکس صرفا به دنبال فانتزی هستند و کمتر میل به انجام آن را دارند. حتی اگر اسپنک شدن تا حد کبودی را طلب می‌کنند، در عمل تحمل آن را ندارند.

رفتارهای مازوخیستی در سکس و BDSM تا جایی که مشکل جسمی و روانی شدیدی برای خود یا پارتنر به وجود نیاورند، ایرادی ندارند. حتما چه در جایگاه ارباب و چه برده، حد و حدود میل خود را بیان کنید و توجه داشته باشید هر نوع زور و فشاری بدون میل طرفین، نوعی تجاوز است. حتی اگر با یک مازوخیست شدید در ارتباط هستید، اجازه تجاوز به او را ندارید.

تحقیر مازوخیست

سیگار کشیدن یک مثال رفتار مازوخیستی در دنیا

در جوامع مختلف به خصوص ایران، مازوخیست‌ها به شدت تحقیر می‌شوند و به نوعی بیمار طلقی می‌شوند. اما در واقع بسیاری از ما دست به کارهای مازوخیستی می‌زنیم. برای نمونه یکی از رایج‌ترین رفتارهای مازوخیستی، سیگار کشیدن است! ضرر سیگار بر کسی پوشیده نیست اما به دلیل آرامش کوچکی که به فرد می‌دهد، نوعی رفتار مازوخیستی و آرامش بخش به حساب می‌آید.

رفتارهای این چنینی در زندگی ما بسیار زیاد هستند. با وجود اینکه از ضرر یک چیز خبر داریم اما میل به انجام آن وجود دارد. مساله مهم طیف انجام چنین رفتار مازوخیستی است. یک بار سیگار کشیدن در ماه مشکلی به حساب نمی‌آید اما ۳ پاکت در روز بدون شک بیانگر یک پریشانی روانی است.

آیا علت و دلیل میل به مازوخیست شدن مهم است؟ خیر، مهم این است اگر چنین علاقه‌ای دارید، چه رفتار و عملکردی نشان دهید. به هر علتی اگر چنین میلی دارید، سعی کنید در رابطه بدون ترس از قضاوت آن را بیان کنید.

در مقاله بعدی به معرفی شخصیت ساب‌میسیو می‌پردازیم.

اونتاشگال . بهمن ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

سیسی بوی کیست؟

سیسی بوی - پسری که به لباس دخترانه علاقه دارد

در این سال‌ها در رسانه‌ها تمرکز زیادی روی سیسی بوی‌ها بوده است. در روزنامه نیویورک تایمز نیز داستان تراژیک خودکشی کریک مورفی، شخصی که به عنوان یک پسر تحت درمان قرار گرفت تا دخترانگی خود را درمان کند، بیان شده است. تمام این‌ها نشان دهنده شروع رشد پذیرش رفتار‌های سیسی در پسرهاست. من مایکل لاسالا به عنوان یک مرد گی و سیسی بوی سابق، این حرکت رشدی کوچک اما امیدوارکننده را تحسین می‌کنم. در این نوشته در مورد SissyBoys صحبت می‌کنیم.


مقاله‌ای که مطالعه می‌کنید در دسته‌بندی کانال چهارم، صداقت قرار دارد و یادداشت پروفسور دانشگاه ایالتی نیویورک در شهر آلبانی آمریکا، مایکل لاسالا در ژانویه ۲۰۱۱ در مجله معروف روانشناسی انتشار یافته است. ترجمه توسط ماتیلدا صورت گرفته است و در وبلاگ اونتاشگال منتشر می‌گردد.

جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


سیسی بوی کیست

دانستن این مسئله که آسیب‌شناسی تمایل به نشان دادن خود به عنوان جنس دیگر از نظر فرهنگی محدود شده، مهم است. برخلاف جوامع غربی، فرهنگ‌های بومی وجود دارند که در آن‌ها به افراد دارای تمایل به نشان دادن رفتار جنس مخالف احترام گذاشته، آن‌ها را نشانه خرمندی و برتری معنوی می‌دانند.

برای قبایل خاص بومی آمریکا، مردی که مانند زنان رفتار می‌کند یا زنی که شخصیتی مردانه دارد به عنوان شخصی دارای «دو روح معنوی» دیده می‌شود و باور دارند قدرت‌های عرفانی مرموز به او الهام شده است. به دنبال این واقعیت، در بسیاری از این فرهنگ‌ها والدین کودکان را به بازی کردن نقش جنسیت مخالف تشویق می‌کنند تا خانواده بتواند از مزایای داشتن عضوی مقدس بهره‌‌مند شود و تست‌های استادانه‌ای به کار گرفته می‌شود تا مطمئن شوند پسری وانمود به دوجنسه بودن نمی‌کند.

به فرهنگ خود و امروز باز می‌گردیم. تصویر اینکه سرانجام دنیا عاقلانه رفتار کند و حداقل این مسئله را که پسری مانند دختر‌ها رفتار کند را چالش بزرگی نبیند، خوشنود کننده است. البته اشتباه نکنید: هنوز به آن سطح آگاهی نرسیده‌ایم.

واکنش‌ها و والدین

واکنش شدید، به ویژه برای شخصی با لاک ناخن پا یا دست، نشان می‌دهد که هنجارهای حاکم بر رفتار و ظاهر نقش جنسیتی هنوز چنان محکم در جامعه ما جا افتاده است که نقض شدن آن توسط برخی افراد، می‌تواند به شدت نگران کننده باشد. ما با زنانی که موهای کوتاه و صدای زخیمی دارند و لباس‌های زمخت پوشیده و در کارگاه‌های ساختمانی کار می‌کنند مشکل داریم. همچنین احتمالا با مردانی که هنگام راه رفتن باسن خود را قر می‌دهند و لباس‌های زنانه می‌پوشند غریبگی بیشتری خواهیم داشت (آیا این کار نوعی زن ستیزی است؟)

هنوز این مسئله به وضوح برای والدینی که چنین رفتارهایی را در فرزندان خود می‌بینند ناراحت کننده است. در مطالعه من بر روی ۶۵ شخص گی و لزبین و خانواده‌های آن‌ها، والدین مانند اکثریت ما بر این باور بوند که ویژگی‌ها و رفتار‌های زنان و مردان کاملا مجزا از هم بوده و برای هرجنس تعیین شده‌اند و احتمالا این مسئله بر روی ناراحتی والدین هنگامی که متوجه رفتار دوجنسه در دختران و پسران خود می‌شوند تاثیر می‌گذارد. سازگاری والدین با گرایش جنسی فرزندان هنگامی دچار مشکل می‌شود که آن‌ها رفتار و پوشش خود را به شکل جنس مخالف و مشابه کلیشه‌های رایج آن درآورند.

گاهی والدین فکر می‌کنند فرزندشان با انتخاب علنی گی بودن و نشان دادن آن، برای آن‌ها مشکل ایجاد می‌کند. آن‌ها به درستی می‌فهمند که در برابر بخش‌های مختلف جامعه، نشان دادن شخصی به عنوان مرد زنانه مانند تکان دادن پرچم قرمزی در مقابل یک گاو عصبانی است. به گفته مادر یک پسر همجنسگرا: مانع علنی کردن گرایشاتش می‌شوم زیرا گاهی در این باره احساس نگرانی می‌کنم. انگار که بلند فریاد بزند «یکی بیاد منو اذیت کنه» می‌دانید که هتروسکشوال‌ها چقدر پست فطرت هستند. بعضی از آن‌ها وحشتناکند و از نظر من وقتی شما زرق و برق خود را نشان دهید، دقیقا دارید می‌گویید «من اینجا هستم» و این مرا نگران می‌کند.

به هرحال برای والدین دیگر یک مرد با رفتار زنانه تنها منجر به احساس ناراحتی و نه نگرانی درباره سلامت فرزند می‌شود. همانطور که مادری می‌گوید: «من اهمیتی نمی‌دهم شما هوموسکشوال هستید یا نه. من تنها مردانی را دوست دارم که مانند مردان رفتار می‌کنند.»

آلن، پدر دو پسر گی، احساس خوشبختی می‌کند که هیچکدام ازآن‌ها رفتارهای زنانه از خود نشان ندادند اما درباره این که داشتن پسرانی زن صفت چقدر برای بعضی خانواده‌ها خجالت‌آور است صحبت می‌کند: مطمئنم اگر حتی یکی از پسرانم زرق و برق‌های زنانه داشت مثل الان راحت نبودم و فرزندانم کاملا باعث خجالتم می‌شدند. حال آن‌ها واقعا باعث سربلندی و افتخارند.

آلن ادامه می‌دهد: «فکر می‌کنم وقتی بچه‌ها چنین رفتارهایی از خود نشان می‌دهند، والدین واقعا باید فوق العاده باشند که بتوانند آن‌ها را بپذیرند… من فکر می‌کنم این رفتار نوعی جلب توجه است و تصور آن که بچه از از شاخه‌های خانواده اطلاع نداشته باشد و با خونسردی چنین رفتاری از خود نشان دهد سخت است… آن‌ها اغلب فکر می‌کنند مسیر والدینشان بر رفتارهایشان اثر گذاشته است…. و حقیقت این است که فرزندان من به دلیل نداشتن چنین رفتارهایی کار را بسیار برایم راحت کردند.»

سیسی بوی کیست

سیسی فوبیا

چیزی که حتی بیش از این‌ها برای من به عنوان یک مرد گی آزار دهنده است، «سیسی فوبیا» در بسیاری از افراد جامعه مردان گی است. مردان همجنسگرا معمولا از یکدیگر به عنوان «ملکه‌های بزرگ» یاد می‌کنند و به افراد باتم یا کسانی که هنگام سکس نقش منفعل را ترجیح می‌دهند انگ می‌زنند. با بررسی تبلیغات شخصی در سایت‌های گی گوناگون، به نظر می‌رسد جمعیت زیادی از مردان همجنسگرا به دنبال مردان واقعی و بدون ویژگی‌های زنانه هستند، به بیان دیگر مردسالاری در مدیا و پیام‌هایی که مردان همجنسگرا را هدف قرار داده اند، شهوانی جلوه داده می‌شود. فکر کردن به آن که بسیاری از مردان همجنسگرا به جای رهایی دادن خود از انتظارات نفش آهنین جنسیتی که برای ظلم به ما تعیین شده اند، آن را پذیرفته و به پرورش آن کمک می‌کنند دردناک است.

به هرحال، جنبش‌های اخیر برای پذیرش و در آغوش گرفتن رفتار‌های زنانه در پسران باعث خوش بینی است. شاید روزی خواهیم فهمید که رد یا تحقیر کردن یک شخص سیسی منجر به مشکلی فراتر از یک بیماری در جامعه و در مردان جوانی که چنین زندگی یا رفتاری را انتخاب می‌کنند می‌شود. امیدوارم جامعه زودتر همراهی کند.

زمانی کفش پاشنه بلند برای مردان بود. در دوره صفوی مردان با افتخار کفش پاشنه بلند به پا می‌کردند و هنوز نقاشی‌های آن دوره به جا مانده است. رفتارها و نمادها ساخته جوامع هستند و با گذر زمان قابلیت تغییر دارند. افراد را با هر علاقه و گرایشی بپذیریم.

اونتاشگال . آذر ۱۳۹۹ . تصاویر از عکاس آمریکایی Leland Bobbé

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

به عنوان یک اسلیو چگونه درخواست خود را بیان کنید؟

مهارت های ارتباطی برای یک سلطه جو

به عنوان یک ساب‌میسیو یا سلطه‌پذیر شما باید بتوانید حرف خود را بیان کنید. ترسی از بیان خواسته نداشته باشید و به لذت هر چه بیشتر این رابطه کمک کنید. سلطه‌گرها به شما می‌گویند که آنها قادر به خواندن ذهن شما نیستند بنابراین به عنوان یک ساب‌میسیو مجبور به گفتگو هستید. اما گفتگو واقعا سخت است به خصوص زمانی که شاید نخواهید هیچ بشنوید و فقط یک طرفه صحبت کنید.

خوب است بدانید که برای یک سلطه‌پذیر در رابطه ارباب و برده همیشه راهی برای گفتن حرف‌ها وجود دارد و هرگز نباید پیام خود را انکار کنید. بسیاری از برده‌ها آرزو میکنند ای کاش در اولین تجربه‌ها چنین چیزهایی را می‌دانستند. خانم شیائو ینگ‌تای به خوبی این موارد را به شما آموزش می‌دهد.

این نوشته در دسته‌بندی مهارت قرار دارد. در موضوع مهارت به شما هرآنچه که در طول جلسه ارباب و برده لازم دارید تا یاد بگیرید و ماهرتر شوید، آموزش داده می‌شود. برخی از مقالات این دسته به سبک ترجمه آزاد هستند که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. از دوست عزیز و مترجم جدید آرتمیس برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادگیری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله در وبسایت راهنمای آموزشی برای ساب‌میسیو‌ها منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


ظاهر عادی درون اسلیو

هر چیزی در ذهن شماست، می‌تواند بیان شود

الف. بدون از بین بردن محرک و حس طرف مقابل، می‌توانید برای هر چیزی درخواست کنید. سلطه‌گران قدرت دارند و تصمیم‌گیری نهایی با آنهاست. من شیائو به عنوان یک ساب‌میسیو به تازگی مجبور شدم خود را مجبور به بیان این جمله کنم: «ارباب، بعد از جلسه آخرمان، من خود را یک آشغال می‌دیدم، درخواست زیادی است اما می‌توانید هر روز وضعیت مرا بررسی کنید تا زمانی که بگویم کاملا خوب هستم؟» و با بیان آن به ارباب، با شرایط مشخص شده ایشان، بله را گرفتم!

ب. شما می‌توانید و باید همه چیز درباره خود را نشان دهید چرا که این جایگزینی است که درباره سلطه پذیری یک سلطه‌گر به ما میگوید. همیشه هر مسئله‌ای می‌تواند به بیان توانایی – ضعف، نیاز – خواسته، احساس – واکنش، یا فرآیند یادگیری ما، منجر شود. مانند: «میسترس، اینکه نمی‌توانم فیلمی برای شما بفرستم،منو می‌کشه چون تصور اینکه شما ذوب شدن منو نگاه می‌کنید، منو دیوونه می‌کنه. متاسفانه الان فهمیدم که حریم آنلاین یک لیمیت سخت برای من است. می‌تونم درعوض یک توصیف برای شما بنویسم یا کار دیگری هست که برای شما بتونم انجام بدم؟» این چیزی نیست که شما نخواهید یا نتوانید، بلکه می‌خواهید و باید بیان کنید.

پ. پیش از تمامی قوانین، صداقت است. حتی دروغ مصلحتی هم نباید باشد. اگر آنها دو رو هستند حتی توصیف کننده‌هایی مانند «شاید» حذف شده هستند. وظیفه سلطه‌گر فهمیدن منظور واقعی شما از میان کلمات مبهم نیست. واضح، صریح و مستقیم صحبت کنید. به این علت که کاری که ما انجام می‌دهیم بسیار سخت است و هر سوتفاهمی منجر به شکست نهایی می‌شود. بنابراین همه آنها را آشکار کنید. مانند: «قربان، من عذرخواهم از اینکه امروز وقتی شما را دیدم، لبخند نزدم. من گیج شدم. همیشه از هیجان رسیدن برای خدمت کردن به شما، این را فراموش میکنم.» آزادی احساسات و بیان در دراز مدت، تنها یک فضای امن نیست بلکه یک وضعیت هات و سکسی است.

سکس اینترنتی و سکس چت

برای مرحله بعد غریزه خود را تسخیر کنید

۱ – مفید باشید. همانطور که اولین دامیننت به من، شیائو، گفت «خوشحالی تو هدیه‌ای به من است.» اما این فقط در مورد لبخند زدن نیست. سخت‌ترین چیز برای من در مورد برقراری ارتباط به شکل مفید و خوش‌بینانه، یادگیری برای پیشنهاد حل مسائل بود. بسیار وسوسه انگیز است که برای دوست داشتن خدمتی که می‌کنم با تراوش احساسات درون ستیزم انجام داده‌ام: «برهنگی واقعا برای من سخت است اما متنفرم که خواستن بخش‌هایی از من، خارج از حد شما هستند.» سلطه‌گر بیچاره! سناریو دیگری هست تا با آن خوشحال شوم؟  «می‌توانیم با تمام لباس‌هایم و با برداشتن هرچیزی که فکر می‌کنید، آماده ام تا از پس آن بربیایم، شروع کنیم؟ و این کار کرد!

رفع مشکل و حل مساله سازنده تنها راه مفید بودن نیست. قدردانی، امید، حس شوخ طبعی شیطنت آمیز و هرچیزی از شخصیت شما، آن چیزی است که می‌توانید به سلطه‌گر خود پیشنهاد دهید.

پیشنهاد مطالعه: نحوه قدرداری از ارباب چگونه است؟

۲ – ملاحظه کار باشید. اگرچه رضایت از حل مسئله به شکل مثبت یک قرارداد خوب است که در زمان نادرست می‌تواند تکان دهنده باشد اما باید همیشه و همیشه مواظب علائم خطر باشید. اگر سلطه‌گر شما در رنج است، ممکن است شوخ طبعی به جای آنکه او را شاد کند، آزارش دهد. از طرف دیگر، اگر با بیان یک جک سعی دارید که نتیجه‌گیری اخلاقی کنید،سلطه‌گران تمایلی به گوش دادن نخواهند داشت. تصور کنید که درحال رقصیدن هستید و تلاش می‌کنید از پارتنر تقلید کنید!

اغلب اوقات ما کاملا برعکس عمل میکنیم. بنظر می‌رسد بسیار طبیعی باشد برای واکنش نشان دادن به «آن احمق‌ها» با «عزیزم، مطمئنم آنها درتلاش برای بهترین کار هستند.» اما هیچ مشاجره‌ای با حس تازگی و نشاط نیست. پس خودتان را با آن وفق دهید. بعضی سلطه‌گران گوش دادن فعال و شدت هیجان مشابه می‌خواهند: «میسترس، این بنظر واقعا ناامید کننده میاد!» ممکن است دیگران سکوت محترامانه در یک دوره را ترجیح دهند. هرچیزی که کار کند، پاسخ درست است. اگر ضروری است، بپرسید.

۳ – خوشبین باشید. به نیت پاک دامیننت و ارباب خود اعتماد دارید؟ تکامل و پختگی ایشان؟ باورد دارید که ایشان از شما مراقبت خواهد کرد؟ اگر ندارید، همین الان از رابطه خارج شوید! اما اگر به سلطه‌گر خود ایمان دارید، سعی نکنید آن را پنهان کنید. بیرون بیایید و سوالات واقعی بپرسید. از اینکه چقدر از فرضیات ترسناک شما اشتباه هستند، شگفت زده خواهید شد. برای مثلا بپرسید: «عصبانی هستید؟ شما را خجالت زده کردم؟ از چه چیز من خوش‌تان می‌آید؟ ممکن است توافق را بشکنم؟ می‌توانید یک قانون را درست کنید؟ دفعه بعد چه چیزی باید به شما بگویم؟ میتوانیم سوییچ شویم؟» وقتی شک دارید، بپرسید. این بهترین نصیحتی است که تا بحال داده‌ام.

همچنین، سلطه‌گر شما به مکانی امن برای پاسخ دادن، نیاز دارد. سوال سخت نباید مثل اتهام بنظر بیاید اگر شما آن را درباره نیازها و احساسات خود ایجاد کنید. بعضی اوقات، یک مرتبه موفق شدم سوالی مثل آن را بیان کنم، آشفتگی از بین می‌رود و من حتی نیازی به پرسیدن ندارم.

دختر اسلیو با گل

توجه و اخطار

در واقع آسیب زدن به احساسات دامیننت بسیار آسان است. آنها به شما اعتماد دارند و در عمل «دامیننت‌ها مسئول هستند، کارهای درست را انجام می‌دهند و کاملا مورد ستایش قرار میگیرند.» میتوانید آن اعتماد را با یک کلمه از بین ببرید. حتی انتقاد غیر مستقیم صدمه وارد میکند. مانند: «قربان، آیا قرار است به زودی ابزار را عوض کنید؟» بنابراین سعی کنید احساسات خود را در برابر اعمال آن‌ها سرزنش نکنید. برای نیازهای خود، آنها را پیوند دهید: «احوال روحی و ذهنی من از بین رفته. میتوانید به من کمک کنید؟»

اختصاص چه چیزی برای شما مناسب است؟ من کسی را می‌شناسم که ویژگی‌های قراردادش حالت چهره خوشایند است پس او تا زمان مناسب برای صحبت کردن، احساساتش را مخفی می‌کند. من نمیتوانم مانند او زندگی کنم. من میخوام هرچه سریعتر عقاید و نظراتم را بیان کنم: «ارباب، روز وحشتناکی بود. می‌توانیم درباره چیزهای دیگر صحبت کنیم؟» و همچنین ساب‌میسیو‌های دیگری هستند که هر زمان چنین حسی داشتند، می‌خواستند گریه کنند. اصل مشترک این است که حقایق سخت نیاز به برقراری ارتباط دارد یا آنها بدتر و بزرگتر خواهند شد. تنها سوال این است که آیا صحبت کردن الان اتفاق می‌افتد یا بعدا؟ به چه چیز نیاز دارید؟ ارباب شما چه چیز می‌خواهد؟

به تقلب نیاز دارید؟

  • هر چیزی می‌توانید بگویید، کافیست آن را درست بیان کنید.
  • درمورد چیزی که می‌خواهید به آن برسید، فکر کنید.
  • از آسیب پذیری و اعتماد صحبت کنید.

بهترین مکالمات با این جمله شروع می‌شوند:

«من می‌دانم شما نمی‌خواستید به من آسیب بزنید. ارباب برای دفعه بعد چه وظایفی دارم؟»

چه در رابطه ارباب و برده چه هر مدل رابطه‌ای که هستید، همیشه سعی کنید حریم امن را ایجاد و حفظ نمایید. اینکه هیچ یک از طرفین ترسی از پاسخ به هیچ سوالی نداشته باشد، رابطه شما را در هر شکلی که هست، با دوام می‌کند.

اونتاشگال . مرداد ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

آیا ارباب بودن مزیتی نسبت به بردگی دارد؟

اونتاشگال - یک خانم سویچ

از نگاه اجتماعی و جامعه‌شناختی، کسی که قدرت را در اختیار دارد، منزلت و جایگاه بیشتر و بهتری نزد افراد دارد. اما آیا در دنیای سادومازوخیسم هم اینگونه است؟ آیا کسی که به ساب‌میسیو بودن و بردگی گرایش دارد باید حس خود را مخفی کند؟

در این یادداشت به بررسی این موضوع می‌پردازیم و اینکه چرا افرادی که گرایش دامیننت و ارباب دارند، نباید به خود مغرور شوند و کسانی که گرایش ساب‌میسیو و بردگی دارند، نباید از گرایش خود شرمنده و خجالت‌زده باشند.


جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


یک خانم سویچ در نقش برده

احترام، اولین شرط رابطه

با یکی از دوستان در مورد فیت فتیش صحبت می‌کردم. چیزی در مورد علایق و گرایش‌های من نمی‌دانست. به سرعت گفت «از پسرهای فتیش و اسلیو متنفرم و کسانی که انقدر خودشان را تحقیر می‌کنند برای من بی ارزش‌ترین هستند.» از اون پرسیدم نحوه آشنایی تو با این افراد چطور بود. گفت:

«سال‌ها پیش در برنامه یاهو یک پسری به من گفت دوست دارم سگت بشم! برای من عجیب بود. بعدتر توی محل کار همکارم گفت چه پاهای خوشگلی داری کاش توی دهن من بود. بعدتر پیام‌های زیاد اینستاگرامی اینطوری دریافت کردم و الان فکر میکنم این آدما خیلی چیپ و بی ارزش باشند.»

بعدتر با ایشون من رابطه داشتم. اتفاقا فیت فتیش هم کردم. گفتم می‌دونی چرا فیت فتیش برای تو منزجر کننده بود؟ چون رفتار اون افراد انجزار آور بود. چون با پایین‌ترین سطح ممکن از شما درخواست رابطه می‌کردند و هیچ حس جذابیتی به وجود نمی‌آوردند.

یک مثال ساده‌تر: شما به رابطه علاقه دارید و دوست دارید با کسی چه به عنوان مرد چه زن سکس کنید. حالا تصور کنید در خیابان یک نفر به شما می‌گوید «یک شب چند»، «امشب به ما میدی»، «امشب میایی بکنی خوشتیپ» یا در اینستاگرام و توییتر در اولین پیام‌ها به شما دایرکت می‌دهد «اول بگم اهل سکس هستی یا نه» یا «برده من میشی توله» و نمونه‌های مشابه که بسیار دریافت می‌کنید.

بدون شک زمانی که در اولین مکالمه با یک رفتار زشت و بی ادبانه رو به رو می‌شوید، حتی اگر به فرد احساسی هم داشته باشید، از بین می‌رود. احترام لازمه اول هر نوع رابطه‌ای است و رابطه BDSM از این ماجرا مستثنی نیست.
تفاوتی ندارد خود را ارباب بخوانید یا برده، رفتار شما نشان‌دهنده است.

خانم سویچ به عنوان ساب میسیو

نگاه جامعه به گرایش ساب‌میسیو

باید بپذیریم از نگاه جوامع بشری و نه فقط ایران، افرادی که ساب‌میسیو هستند و بیشتر مطیع، تحقیر می‌شوند و به نوعی نمی‌توانند به راحتی به حق خود برسند. شخصیت ساب‌میسیو به مرد زن زلیل یا زن مطیع شوهر، برچسب می‌خورد و عموما جدی گرفته نمی‌شود. در عین حال افرادی هستند که با وجود دامیننت و مستقل بودن، در خلوت گرایش ساب‌میسیو دارند. یعنی در جامعه از جایگاه بالایی برخوردار هستند اما برای سکس می‌خواهند مطیع باشند و پیرو. این نیز یک واقعیت است و بسیاری از افراد، در جامعه خود را دامیننت نشان می‌دهند و واقعا هم هستند اما از ساب‌میسیو برای تخلیه فشارها استفاده می‌کنند.

به نظر من اولین نیازمندی برای به آرامش رسیدن از چنین گرایشی، پذیرفتن آن است. لزومی ندارد همه افراد در مورد گرایش شما بدانند. کافیست از درون آن را بپذیرید و برای کسی که شایسته است، نمایان کنید. این پذیرش شجاعت بسیار زیادی می‌خواهد. اینکه شما یک مرد قدرتمند باشید و همه جا شما را یک فرد قدرتمند ببینند اما در خلوت بخواهید مطیع پارتنر خود باشید، حتی بیان چنین چیزی نیازمند شجاعت زیادی است چرا که ممکن است قضاوت شوید! در واقع یک ساب‌میسیو شاد و به آرامش رسیده کسی است که شجاعت بیان گرایش خود را به خوبی داشته باشد. در مقاله معرفی ساب‌میسیو‌های موفق در مورد این افراد بیشتر می‌خوانید و اینکه اکثر هنرمندان، نویسندگان و شاعران به نوعی و تا حدی ساب‌میسیو بوده و هستند!

بیخود شده‌ام لیکن بیخودتر از این خواهم
با چشم تو می گویم من مست چنین خواهم

من تاج نمی‌خواهم من تخت نمی‌خواهم
در خدمتت افتاده بر روی زمین خواهم

آن یار نکوی من بگرفت گلوی من
گفتا که چه می خواهی گفتم که همین خواهم

ماهی دگر است ای جان اندر دل مه پنهان
زین علم یقینستم آن عین یقین خواهم

مولانا

پنهان کردن سادیست پشت BDSM

در مقاله معرفی شخصیت سادیست به این نکته اشاره کردم که افراد سادیست به دنبال درد دادن به دیگری هستن بدون اینکه در یک توافق یا گرایش یا رابطه باشند. من به این افراد متجاوزان توافقی می‌گویم! این دسته افرادی هستند که با تمایل و علاقه به رابطه ارباب و برده با شما ارتباط برقرار می‌کنند سپس به اعمال فشار و زور بر شما رو می‌آورند. به لیمیت‌های شما توجهی نمی‌کنند یا شما را در شرایط و فشاری قرار می‌دهند که مجبور به پذیرش خواسته آن‌ها علارغم میل باطنی خود شوید.

این افراد چه خانم چه آقا، کسانی هستند که در ابتدای صحبت به شما توهین می‌کنند و صرفا به خاطر گرایش، اقدام به تحقیر ناخواسته شما می‌کنند. پیشنهاد می‌کنم به کسی که در پیام‌های عمومی به دیگران احترام نمی‌گذارد، و افراد را صرفا به خاطر گرایش و علاقه‌شان قضاوت می‌کند، اعتماد نکنید. به بیان ساده‌تر، کسانی که BDSM را با مردسالاری، زن سالاری، مرد ستیزی و زن ستیزی اشتباه می‌گیرند، درک درستی از این گرایش ندارند.

هدف یک رابطه ارباب و برده رسیدن به آرامش و ارگاسم روان است. زمانی که شما وارد چنین رابطه‌ای می‌شوید باید از بابت حفظ احترام، شخصیت و جایگاه خود به آرامش رسیده باشید و طرفین به خوبی برای یکدیگر نحوه ارتباط خارج از تخت خواب را تعریف کرده باشند.

خانم سویچ به عنوان میسترس

هر دو گرایش و همچنین سویچ محترم هستند

بدون غرور و سرشکستی باید گرایش دام یا ساب خود را بپذیرید. پس از پذیرش به خوبی می‌توانید آن را کنترل کنید و با یادگیری و تمرین کردن حتی می‌توانید به سمت سویچ شدن میل کنید!

سویچ در واقع کسی است که از هر دو گرایش لذت می‌برد. عموما افرادی سویچ‌های خوبی می‌شوند که یکی از گرایش‌ها را به خوبی درک و تجربه کرده‌اند و سپس به سراغ گرایش دیگر می‌روند. افراد سویچ عموما به خوبی هر دو گرایش را درک می‌کنند.

به دنبال علت و ریشه‌های گرایش خود نباشید. با تجربه و آگاهی بیشتر به خوبی علت‌ها را کشف می‌کنید. سعی کنید پارتنر خود را درک کرده و باز هم تکرار می‌کنم بدون قضاوت، در مورد گرایش او صحبت کنید. فرقی ندارد پارتنر شما دامیننت باشد یا ساب‌میسیو، زمانی که احساس امنیت کرد به خوبی در مورد علایق و گرایش‌های خود صحبت می‌کند. همچنین اگر شما وانیلا هستید و به هیچ گرایشی علاقه ندارید، سعی کنید با پارتنر خود از یک جایگاه برابر گفتگو کنید. در مقاله تجربه سادومازوخیسم برای افراد وانیلا، پیشنهاداتی برای انجام ‌BDSM داده شده است.

بدون ترس و قضاوت، رابطه خود را شروع کنید. کسی که برای ساده‌ترین چیزها شما را قضاوت می‌کند، شایستگی لذت بردن از شخصیت شما را ندارد. چه ارباب چه برده، برای جایگاه خود احترام قائل باشید.

اونتاشگال . تیر ۱۳۹۹ . مدل Hea Deville

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

اینفوگرافیک معرفی انواع رابطه در انسان‌ها

اینفوگرافیک معرفی انواع رابطه در انسان‌ها

سوالات زیادی در مورد انواع روابط و اینکه چرا برخی افراد اصطلاحا تنوع طلب می‌شوند، وجود دارد. حتی هنوز هم نداشتن رابطه و گرایش جنسی برای انسان‌ها، تعجب‌آمیز و عجیب است. در کنار آن داشتن رابطه با یک نفر و متهعد بودن تا پایان عمر یک سبک رابطه پذیرفته شده در میان جوامع بشری است. جدای از علت هر یک این موارد، در این اینفوگرافیک به معرفی و شرح دقیق انواع رابطه‌ها و علایق به شریک زندگی، پرداخته‌ایم.

سه دایره اصلی یعنی «تک پارتنر»، «چند پارتنر» و «بی پارتنر» در واقع ریشه هر یک این علایق هستند. ممکن است شما به رابطه چند شریکی علاقه‌مند باشید اما در یک رابطه تک پارتنری قرار بگیرید که نتیجه آن احتمالا به خیانت ختم می‌شود. اما زمانی که هم شما و هم شریک زندگی به چنین چیزی علاقه دارد، به رابطه چند نفره و چند معشوقه می‌رسید. این نکته را در نظر داشته باشید که شما می‌توانید با یک نفر دوستی صمیمی باشید و با یک نفر دیگر ضربدری!

در ادامه این نوشته به شرح تمام این دایره‌ها و مسیرهای رابطه می‌پردازیم. این نوشته در راستای مجموعه مقالات «کانال چهارم، صداقت» منتشر می‌شود. انتشار این اینفوگرافیک در هر رسانه‌ای به شرط عدم حذف لوگو و نام اونتاشگال آزاد است.


دانلود نسخه اصلی با کیفیت بالا مناسب برای چاپ

مرسوم‌ترین رابطه: دلدار یکی

رابطه با یک شریک زندگی دو حالت دارد:

  • دوستی صمیمی
  • انحصار رابطه

در حالت اول یعنی دوستی صمیمی، شما با یک نفر هستید و به نوعی شریک زندگی شما است اما با اون رابطه جنسی ندارید. این صمیمیت می‌تواند بین شما و خواهر یا برادران وجود داشته باشد. همچنین این نوع رابطه می‌تواند همزمان با چند نفر باشد یا صرفا یک نفر و بدون هرگونه سکس.

اما حالت دوم یعنی انحصار رابطه به چهار حالت ختم می‌شود:

  • خیانت
  • نیمه وابسته
  • تک همسری سریالی
  • رایج و مرسوم (ازدواج موفق)

خیانت زمانی رخ می‌دهد که یکی از طرفین به رابطه چند نفره علاقه دارد اما طرف دیگر چنین چیزی برای اون پذیرفته نیست.

نیمه وابسته زمانی است که شما با یک نفر در رابطه هستید اما انگیزه خاصی برای ادامه رابطه ندارید. در حالت نیمه‌وابسته اگر شما به دنبال حفظ رابطه باشید احتمالا به پوچی و بی‌انگیزگی برسید. صرفا با یک شریک هستید و با تلخ‌کامی زندگی را ادامه می‌دهید.

تک همسری سریالی برای کسانی است که فقط با یک نفر در رابطه هستند و باید با جدایی از نفر قبلی وارد رابطه جدید شوند. این وضعیت سریالی به صورت مداوم با افراد مختلف تکرار می‌شود. این حالت هم در وضعیت ازدواج / طلاق رخ می‌دهد هم با رابطه و جدایی. در این مدل سکس بین طرفین رخ می‌دهد.

حالت رایج و مرسوم که بیشترین آشنایی را با آن دارید زمانی است که شما چه به عنوان یک مرد و چه زن، بکارت خود را تا پیش از ازدواج حفظ کرده‌اید و تا ابد با یک نفر می‌مانید.


تنهایی و بدون شریک زندگی

شما یا به صورت اختیاری این وضعیت را انتخاب کرده‌اید یا مجبور به پذیرش شده‌اید. یکی از حالت‌هایی که مجبور به پذیرش می‌شوید زمانی است که دچار یک معلولیت جسمی در نقاط جنسی خود هستید. حالت دیگر وضعیت روانی است که به صورت ناخواسته شما را از انجام رابطه با دیگران باز می‌دارد. (این وضعیت فقط شرح داده شد و تغییر آن با کمک پزشکان امکان‌پذیر است)

اما افرادی که داوطلبانه از انتخاب شریک زندگی دوری می‌کنند به سه دلیل در این وضعیت هستند:

  • توجه به امور عالیه و تعالی
  • ریاضت کشیدن
  • معنویت

کسانی که به دنبال توجه به امور عالیه و تعالی هستند بیشتر زندگی خود را وقف دیگران می‌کنند. شاید دیده باشید کسانی را که به تنهایی در خیریه‌های مختلف به دنبال کمک به دیگران هستند. این افراد خودخواسته نیاز جنسی خود و ایجاد رابطه با دیگران را سرکوب کرده‌اند.

کسانی دیگر هستند که به دنبال ریاضت کشیدن می‌روند و هرگونه لذت دنیوی به خصوص جنسی را برای خود حرام اعلام می‌کنند.

کسانی که به دلایل معنوی و مذهبی از انجام رابطه جلوگیری می‌کنند، یا به خاطر وضعیت شغلی مانند قوانین کلیسا و مذهب شخصی دست به چنین حالتی می‌زنند یا برای حفظ بکارت. حفظ بکارت به خاطر قوانین و دستورهای مذهبی به حالت رایج و مرسوم که پیشتر اشاره شد، منجر می‌شود.

افرادی نیز هستند که به دنبال معنویت و عرفان و برای امور الهی و وقف خود برای پروردگار از انجام هر نوع رابطه دوری می‌کنند.


چند نفره و آزاد

افرادی که به دنبال حالت چند نفره و آزاد هستند وقتی با یک شریک انحصاری رو به رو می‌شوند، احتمالا به خیانت رو بیاورند. برای همین بهتر است پیش از شروع رابطه علایق شخصی شناخته شوند.

حالت چند معشوقه می‌تواند به چند مدل مختلف ختم شود که معروف‌ترین و شایع‌ترین آن بی بند و باری است. در این حالت فرد برای خود محدودیتی را در انجام سکس با هر انسانی نمی‌بیند.

حالت چند معشوقه به سه دسته مهم تقسیم می‌شود:

  • گروهی
  • چند نفره
  • آزاد و باز

در حالت گروهی شما در یک رابطه مشخص با چند نفر در رابطه هستید. این حالت می‌تواند به رابطه با افراد مختلف گروه ختم شود یا حالت چهارنفره و یا حالت سه نفره و حتی شخص ثالث یعنی یونیکورن در میان یک زوج. حالت گروهی بزرگتر هم بودن با افراد مختلف و زیاد در یک رابطه مشخص است.

در رابطه چند نفره شما همزمان با چند معشوق مختلف هستید. معمولا این حالت به چند همسری ختم می‌شود. یعنی شما با بیش از یک مرد یا زن ازدواج می‌کنید.

در رابطه آزاد و باز شما با یک نفر در رابطه هستید که هر دو شما حق داشتن رابطه با افراد دیگر را دارید. رابطه آزاد و باز بدون علاقه‌مندی با دیگران است و می‌تواند با یک شریک اصلی و متعهدانه در کنار افراد دیگر باشد. در رابطه باز صداقت عامل مهمی برای پایداری است.

حالت در نوسان زمانی است که شما یک رابطه باز دارید اما با فرد یا زوجی دیگر خارج از رابطه خود سکس می‌کنید و حالت نپرس و نگو بین زوج‌هایی رخ می‌دهد که اجازه سکس با دیگران را می‌دهند اما نمی‌خواهند عشقی رخ دهد و از آن رابطه اطلاعاتی داشتند باشند. نوسان ملایم هم برای افرادی است که حاضر هستند جلوی دیگران که خارج از رابطه هستند، با یکدیگر سکس کنند.


ازدواج

همه این نوع روابط می‌تواند به ازدواج منجر شود. برای مثال حالت پرودگار نوعی ازدواج با خود است. ازدواج فقط ثبت رسمی چنین رابطه‌ای است و برای هر فرد و انسانی می‌تواند نوع خاص خودش را داشته باشد.

در ازدواج قرار نیست شما به فرد دیگری تبدیل شوید. فقط رابطه‌ای که دارید را ثبت و با یک حلقه طلایی آن را به دیگران اعلام می‌کنید!

مجموعه مقالات «کانال چهارم، صداقت» با هدف آشنایی بیشتر شما با انواع روابط و شناخت علایق خود در یک رابطه نوشته شده است. این مطالب را با دیگران به اشتراک بگذارید و نظر خود را در مورد هر یک از حالت‌هایی که قرار دارید، بیان کنید.

اونتاشگال . خرداد ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

چگونه تمایلات جنسی خود را حفظ کرده و در قرار آشنایی آن را ابراز نمایید؟

دیت در رستوران

مدتی است که درباره تمایلات جنسی به اندازه کل اهمیت ملاقات صحبت می‌شود. پس آماده شوید تا به درون عمیق‌ترین تمایلات شما شیرجه بزنیم.

آسا بیو، موسس مجموعه Tailor Matched است که قرارهای حقیقی برای افراد با گرایش بی دی اس ام را اجرا می‌کند. او در حال انجام پروژه ای برای برداشتن قرار‌ها و سکس‌های از پشت مانیتور‌ و بازگرداندن آن‌ها به دنیای حقیقی و جایی که به آن تعلق دارند، است.

موضوع سکس، چت با نگاه به این واقعیت ساخته شد که در حال حاضر بخش بزرگی از زندگی ما به خصوص شروع رابطه و حتی درخواست سکس با اینترنت همراه است! سکس، چت به آموزش این مهارت‌ها و شرح بیشتر یادگیری رابطه از فضای مجازی و اینترنت می‌پردازید. این مقاله به سبک ترجمه آزاد در وبلاگ منتشر می‌شود. نوشته‌های ترجمه آزاد با هدف بیان واقعیت‌ها از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله فوریه ۲۰۲۰ توسط الی کارتر در وبلاگ Killing Kittens منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


قرار عاشقانه زوج

در ۵ سال گذشته دنیای قرار گذاشتن و Dating به طرز چشمگیری تغییر کرده است. ظهور تعداد زیادی از نرم افزار‌های دیتینگ، دیدگاه‌های روشنفکرانه بیشتر نسبت به روابط جنسی و جامعه‌ای روانتر، همگی بدین معناست که انتخاب‌های ما به شکل زیادی گسترش یافته است. در واقع، هرچیزی ممکن است. منوی جنسی خیلی وسیع بوده و هرکدام از انتخاب‌ها می‌توانند به طرز ناباورانه‌ای هیجان انگیز و در عین حال مقداری سخت باشند. ممکن است کنجکاو باشید که با همجنس خود سکس داشته باشید. ممکن است بخواهید سکس چند نفره و روابط باز را تجربه کنید. یا شاید بخواهید مقداری کینک را به زندگی جنسیتان اضافه کرده و از قلاده‌تان لذت ببرید. یا شاید هم دقیق نمی‌دانید که چه چیزی تحریکتان می‌کند و فقط می‌خواهید شصت‌تان را در لذت فرو کنید!

پس وقتی که در خارج از دنیای واقعی رابطه قرار دارید، چگونه اولویت‌ها و تمایلات جنسی خود را مشخص می‌کنید؟ به عنوان یک مربی و مشاور آفلاین دیتینگ، این دقیقا کاری است که با مراجعینم انجام می‌دهم و  آن‌ها یاد می‌گیرند با اعتماد به نفس بیرون رفته تا چیزی و کسی را که می‌خواهند به دست بیاورند.

به دنبال چیزی که شما را تحریک می‌کند بگردید

اگر همه ما به آن نوعی به آن نوعی از سکس که در تلویزیون و فیلم‌ها به نمایش گذاشته می‌شود باور داشتیم، همه باید شکلی یکسان، پایه و دگرجنس‌گرا از سکس را، که نرمال دانسته می‌شود، دوست می‌داشتیم. اما واضح است که اینگونه نیست و من خیلی خوشحالم که شغلم باعث می‌شود روزانه با افرادی که سعی می‌کنند تمایلات واقعی‌شان را پیدا کنند، صحبت کنم. حقیقت این است که عامل تحریک کننده برای هر کدام از انسان‌ها متفاوت است. تمایلات شهوانی ما، تمام چیزهای به خصوصی که در سکس واقعا ما را تحریک می‌کنند، فانتزی‌ها، صحنه‌های سکسی آشکار و عکس العمل به تمام عکس‌های اروتیکی که می‌بینیم، را در بر می‌گیرد. قانونی در این باره که چه زمانی چه چیزی شما را تحریک می‌کند وجود نداشته و هنگامی‌ که درباره هیجانات جنسی صحبت می‌کنیم درست و غلط مفهومی‌ ندارد. همه ما منحصر به فرد هستیم و این چیزی است که سکس را جذاب می‌کند.

اول از همه، پیشنهاد می‌کنم زمانی را صرف شناختن جنبه جسمانی لذت و گرایش‌تان کنید.

  • دوست دارید کجا و چگونه تحریک شوید؟
  • چه قسمت‌هایی از بدنتان به لمس حساس ترند؟
  • دوست دارید چگونه لمس شوید؟
  • دوست دارید کجا را اول لمس کنید؟
  • برای تحریک شدن و پاسخ دادن چه مقدار زمان نیاز دارید؟

در کل بدنتان را جست و جو کنید و ببینید چه چیز جدید و سورپرایز کننده‌ای برای لذت بیشتر پیدا می‌کنید. ممکن است نیاز باشد زمانی را برای بازی کردن با نوک سینه‌ها، گوش‌ها، گردن، پا یا میان ران‌هایتان بگذرانید تا چیزهای غیرمنتظره‌ای را که شما را تحریک می‌کند پیدا کنید. لیست ادامه پیدا می‌کند، برای این که توجهتان را روی کدام قسمت بدن متمرکز کنید خلاق باشید. جنبه‌های روانی گرایش‌ها را نیز فراموش نکنید. گمان می‌کنید با چه فکرها و فانتزی‌هایی بیشتر حال می‌کنید؟ شاید دوست داشته باشید برای کمک به شکوفا شدن تمایلات غیرمنتظره خود از پورن یا ادبیات اروتیک استفاده کنید. مهم این است که خود را به خاطر چیزی که برایتان تحریک کننده است قضاوت نکنید و به سادگی کنجکاو باشید. از تمام عقایدی که به شما اجازه نمی‌دهند چیزی را دوست داشته باشید بگذرید و به لذت‌های مورد علاقه خود بپردازید. اجازه دهید لذت یک راه برای هدایت شما باشد.

رابطه عاشقانه زوج لزبین

گمان نکنید چیزی که شما فکر می‌کنید، خواسته دیگران است؛ پس به گفتگو اهمیت دهید!

هنوز هم هنگامی‌ که درباره سکس صحبت می‌کنیم، عقاید جنسیت زده و بسیار محدود کننده فراوانی داریم. خانم‌ها اغلب اینگونه آموزش داده شده‌اند که تحت هر شرایطی به لذت پارتنرشان توجه کنند و اگر او را خوشحال کنند، خودشان نیز شاد خواهند بود! در حالی که آقایان اغلب احساس می‌کنند این وظیفه آن‌هاست که سکس را صمیمی ‌کنند و همیشه حشری، سخت، و انجام دهنده کار باشند. واضح است که این باور‌ها آشغالی بیش نبوده و برای اغلب ما راهی مناسب برای رسیدن به رضایت جنسی نیستند. به جای زندگی با این فرضیات منسوخ شده، با افرادی که ملاقاتشان می‌کنید گفتگوی آزاد انجام دهید. اگر اضطراب دارید، آرام و ساده شروع کنید. به سادگی درباره برخی از چیزهایی که برایتان تحریک کننده هستند، صحبت کنید. از این که چه کارهایی برای شما جذاب‌تر است بگویید و نظر او را نیز بپرسید. یک راه کمک کننده دیگر برای شروع به صحبت از چیزهایی که تحریکتان می‌کند، فانتزی‌ها و محدودیت‌هایتان، درست کردن یک فهرست به شیوه بله/خیر/شاید است. فعالیت‌های جنسی که به ذهن‌تان می‌رسد را بنویسید و سپس هردو جلوی‌شان علامت بزنید. این کار می‌تواند راهی جالب و سکسی برای شناخت بهتر یکدیگر و فهمیدن چیزهایی که قبلا بهشان توجهی نداشتید، باشد.

گشتن به دنبال موارد تحریک کننده با یک پارتنر می‌تواند سطوح جدید و عمیقی از صمیمیت و شدت جنسی به وجود بیاورد. هرچند که ممکن است به اشتراک گذاشتن این جنبه جنسی شما کمی ‌ریسکی یا آسیب پذیر به نظر برسد، اما منجر به سکته قلبی نمی‌شود! وارد رابطه شدن با تمایلات جنسی خاص و آماده کردن اتاق برای آن‌ها در زندگی جنسیتان جرات می‌طلبد، اما نتیجه‌اش رابطه‌ای عمیق‌تر و سکسی‌ هات‌تر است، پس حتما انجامش دهید!

رابطه عاشقانه زوج لزبین

چگونه چیزی را که می‌خواهید به دست آورید؟ (معامله با ترس از پس زده شدن)

همه ما با آن زمزمه درونی که هنگام کاوش چیزهایی می‌گوید که اصلا کمک کننده نیست، مواجه شده‌ایم. مطمئنا، مهم است بدانیم که این صدای درونی تنها سعی در ایمن نگه داشتن شما دارد، پس ارزشش را دارد هنگامی‌ که خودش را نشان می‌دهد، با خودتان مهربان و آرام باشید. یک راه برای هدایت ترس پس زده شدن این است که با صحبت کردن درباره‌ تمایلات به آن بپردازید، البته به طور توافقی نه به منظور نقد یکدیگر. اغلب اعتماد کردن به شخصی برای گفتن این که چه چیزی می‌خواهید کمی‌ زمان می‌برد، پس اگر می‌خواهید آرام پیش بروید خود را قضاوت نکنید. اگر طرف مقابل به این موضوع احترام نمی‌گذارد، بهتر است همین حالا که او را شناخته‌اید رابطه را ترک کنید.

سعی کنید پذیرایی و کنجکاوی درباره آنچه که از یکدیگر متوجه می‌شوید را حفظ کنید. فعالانه سعی کنید تمایلات یکدیگر را بفهمید تا بدون قضاوت لذت ببرید. صحبت کردن درباره‌ی مسائل جنسی تا مدتی طولانی موجب خجالت بود، پس مثبت اندیشانه و بدون قصد قضاوت طرف مقابل این گفتگو را شروع کنید. از او نیز بخواهید همینگونه رفتار کند تا ترس شما از آزادانه صحبت کردن بریزد. حتی اگر چیزهایی هست که می‌دانید هرگز امتحانشان نخواهید کرد، توضیح خواستن درباره آن‌ها از پارتنرتان می‌تواند کمک کند احساس بهتری درباره آنچه انجام می‌دهید داشته باشید. به بیان دیگر اگر چیزی را با پارتنزتان به اشتراک گذاشتید و او علاقه‌ای نداشت تا آن را انجام دهد، هرگز او را مجبور به امتحانش نکنید.

رابطه عاشقانه و بی دی اس ام

وقتی در ملاقات صحبت از تمایلات جنسی می‌شود، گفتگوی آزاد و احترام متقابل بسیار حیاتی است. شما مجبور نیستید هر تمایل کینکی یا ترن آنی را با کسانی که ملاقات می‌کنید به اشتراک بگذارید، اما اگر می‌خواهید سریع کار‌ها را پیش ببرید، صحبت کردن درباره گرایشات و محدودیت‌هایتان را اولویت قرار دهید؛ سپس هنگامی ‌که باهم شروع به کاوش در تمایلات سکسی می‌کنید، می‌توانید آسودگی و اعتماد به نفس را حس کنید. برای رسیدن به تک تک اجزای‌تان به شجاعت زیادی نیاز دارید اما پس از آن کاملا رها می‌شوید، به من اعتماد کنید.

خوشبختانه در ایران صحبت از گرایش‌ها و علایق جنسی بین جوانان و نوجوانان به خصوص متولدین دهه ۸۰ بسیار بهتر از قبل شده است. حتی اگر شما به دنبال خواستگاری و ازدواج با یک فرد هستید، فرقی ندارد خانم باشید یا آقا، به نظرم بهتر است با صداقت کامل در مورد علایق جنسی صحبت کنید. خجالت را کنار بگذارید و این بخش وجودی خود را بیشتر بفهمید.

اونتاشگال . فروردین ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

آیا درد و فشار به رشد فردی کمک می‌کنه؟

ققنوس وار متولد شدن

به این باور رسیدم که اگر شما درد زیادی بهتون وارد بشه و بسوزید، از یک جایی به بعد ققنوس وار آتش میگیرید و دوباره از دل خاکستر زنده می‌شید. این یک موضوع و حرف جدید نیست. چندین قرن پیش هم مولانا بهش اشاره کرده و میگه اگر این وجود خودتون رو تخریب کنید و دوباره بسازید، سماوات میگیرید.

بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید
در این عشق چو مردید همه روح پذیرید

بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید
کز این خاک برآیید سماوات بگیرید

یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان
چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید

خموشید خموشید خموشی دم مرگست
هم از زندگیست اینک ز خاموش نفیرید

خداوندگار عرفان، مولانا

در این چند ساله دوستان بسیار زیادی دیدم که بعد از شکست‌ها و مشکلات تونستن خودشون رو پیدا کنند. معروف‌ترین نمونه هم خانم‌ها یا آقایانی هستند که بعد از طلاق و جدایی خودشون رو پیدا کردن و با ایمان به خودشون توانستند مسیری برن که همیشه دنبالش بودن. کسانی که بعد از جدایی نتونستن این مسیر رو پیش‌ببرند، به نظرم هنوز این مساله حل نشده و دنبال سوال هستند و اینکه چرا این وضعیت رخ داد. باید زودتر به پاسخ‌ها برسند.

میسترس و شلاق

آیا ساب‌میسیو می‌تواند دامیننت شود؟

بله. کاملا امکان پذیر هست. در نوشته معرفی شخصیت سادیست به صفت شخصیتی قدرت اشاره کردم. در اینجا دوباره از این نمودار استفاده می‌کنم. یک شخص بر اساس محیط و موقعیتی که در آن قرار داره و همچنین شخصیت فردی و خانواده، طیف قدرت براش تغییر کنه. در نمودار پایین می‌بینید فرد بین ۴۵ تا حدودا ۷۰ قرار داره. افراد ساب‌میسیو پایین‌تر هستند ولی می‌تونند این بازه رو تغییر بدن.

نمودار ساب میسیو و دامیننت

یک مثال: شما یک آقا یا خانم با ظاهر رسمی، شیک پوش، با لباس سکسی، قد بلند و چارشونه و با جذابیت ظاهری و آراسته می‌بینید در کنار این فرد یکی نفر با ظاهر غیر رسمی و بی توجه به آراستگی می‌بینید. به صورت غیرارادی به فرد دوم حس سلطه گری و به فرد اول حس سلطه پذیری می‌گیرید. اینکه خود و دیگری رو هم‌رده کنید و در مورد ظاهرش قضاوت نکنید، یک مهارت ارتباطی هست.

شخصیت ساب‌میسیو تا یک حدی می‌تونه زور و سلطه رو تحمل کنه. از یک جایی به بعد کاملا منفجر میشه و این انفجار درونی باعث میشه احساس قدرت کنه و از فضا بخواد خارج بشه. عموما در جدایی‌ها چه از طرف مرد و چه زن ساب‌میسیو چنین وضعیتی رخ میده. خیلی مراقبت باشید اگر به پارتنرتون زیاد فشار میارید و زور می‌گید و هیچی نمیگه، هر لحظه ممکنه صبرش لبریز بشه!

با این حساب حتی اگر خودتون رو ساب‌میسیو معرفی میکنید بدونید که حدی از قدرت و سلطه در وجود شما هست که کافیه بهش توجه بشه.

پیشنهاد مطالعه: چرا مغز شما عاشق درد است و آن را لذت بخش می‌داند؟

ایجاد تغییر از محیط ساده‌تر از درون است

ایجاد تغییر دو منبع درونی و محیطی داره. اگر شما نمی‌تونید از درون تغییر کنید و رشدی که می‌خواهید رو برای خودتون ایجاد کنید، بهترین کار تغییر محیط هست. محیط یعنی فضا و محتوایی که بر شما تاثیر میگذاره. از خبرهایی که می‌خونید تا دوستانی که باهاشون در ارتباط هستید تا موزیک و فیلمی که دنبال می‌کنید. همه این موارد میشه شرایط اولیه محیطی. موضوعاتی مثل سیستم جامعه و کشور، وضعیت خانواده و موارد این چنینی لایه بعدی شرایط محیطی هستند. ما فقط به شرایط اولیه کار داریم.

پیشنهاد می‌کنم فیلم‌هایی ببینید که اصلا بهشون علاقه‌ندارید! موسیقی گوش کنید که همیشه ازش فرار می‌کردید و اشعاری بخونید که باهاش مخالف بودید. این یک نوع درد خودخواسته هست که ضرری برای هیچ کسی نداره و اگر ازش به خوبی عبور کنید، به توانایی و مهارت عدم قضاوت شما و پذیرش شرایط کمک بسیاری می‌کنه. بعد از این مرحله هست که می‌تونید به سمت دامیننت بودن پیش برید.

ساب میسیو محدودیت نیست

متاسفانه خیلی از ساب‌میسیوها فکر می‌کنند با تغییر کلی شرایط، میتونن به قدرتی که می‌خوان برسن. یعنی به سرعت میخوان شرایط کشور، شرایط خانواده، شرایط دنیا و خیلی چیزهای دیگه تغییر کنه تا خودشون به آرامش برسن! واقعا نمیشه. اگر در خودتون این تغییر و رشد رو ایجاد نکنید، ممکنه عمر شما به تغییر دنیا قد نده! وقتی تاریخ زندگی مردمان در نقاط مختلف دنیا رو بخونید، بیشتر به این باور می‌رسید که همه دوره‌ها، عمده مردم از حاکم خودشون بدشون می‌اومد!

با توجه به مواردی که ذکر کردم، شروع تغییر باید از خود باشه. یا اطلاعاتی که خوراک ذهنتون میشه یا نوع تفکرتون به دنیا. من پیشنهاد میکنم خوراک ذهنی رو تغییر بدید تا به رشد تفکر هم برسید.

اونتاشگال . فروردین ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

ابعاد مختلف زندگی را ببینیم

فراتر از اطراف ببینیم

از زمانی که خود را شناختم متوجه معنی زندگی و زیبایی آن شدم. معنی واقعی جهان را درک کرده و به این نتیجه رسیدم زیبایی این دنیا بسته به نگاه هر کسی متفاوت است و هیچ محدودیتی در این تنوع اشکال، امیال و نیازها دخیل نیست. به حدی گستردگی وجود دارد که آدمی می‌تواند هر بخش و هر شکلی از اون را انتخاب کند و من تصمیم دارم از انتخاب گرایش سادومازوخیسم یا ‌BDSM بگویم.

بسیاری از افراد دنیا را تک‌بعدی می‌بینند. به نظر چنین شخصیت‌هایی اگر شما قرار است دین‌دار باشید، باید ۱۰۰٪ مواردی که در مورد یک دین می‌دانید و گفته می‌شود را رعایت کرده و انجام دهید. اگر قرار است برای مثال برنامه‌نویس شوید، باشد ۱۰۰٪ اطلاعات و دانش آن زبان برنامه‌نویسی تا بدانید تا شروع به کار کنید. و اگر قرار است آهنگساز شوید، باید ۱۰۰٪ فعالیت شما در این زمینه باشد و به تمام اصول و شیوه‌های موسیقی به بهترین شکل ممکن، مسلط باشید و حق ندارید در مورد هیچ موضوعی دیگر خارج از تخصصی که انتخاب کرده‌اید صحبت کنید!

من به این دسته افراد می‌گویم تک بعدی‌های افراطی! این شخصیت‌ها در کارهای ورزشی، برنامه‌نویسی و کلا هرچیزی که تکرار و تداوم شرط اصلی آن‌ها است، عالی عمل می‌کنند. اما نمی‌توانند بپذیرند که می‌شود فقط ۱۰٪ یک دین را داشت و هیچ شخصی توانایی رسیدن به تکاملی مانند پیامبر آن دین را ندارد. می‌شود در مدیریت ۵٪ مانند استیو جابز عمل کرد و قرار نیست تمام جنبه‌های شخصیت او را کپی کرد و البته می‌شود ۳۰٪ آگاهی لازم در مورد یک زبان برنامه‌نویسی را داشت و با آن کار کرد و موفق شد تا اینکه ۱۰۰٪ آن را دانست ولی هیچ کار عملی انجام نداد.

البته این را بگویم که من برنامه‌نویس‌ها، ورزشکاران و مدیران موفق زیاد دیده‌ام که تک بعدی هم نبودند. بسیاری از این دوستان زمانی به دنیا تک‌بعدی نگاه می‌کردند تا اینکه به دلایل مختلف متوجه این فشار روی خود شدند و تصمیم به تغییر رویه گرفتند و الان به آرامشی که لازم داشتند، رسیدند.

بی دی اس ام BDSM

در زندگی و رابطه بی دی اس ام نیز همین وضعیت حکم‌فرما است. این افراد فکر می‌کنند زمانی که ازدواج می‌کنید یعنی کلا زندگی مجردی تمام شده و ارتباط با دوستان آن دوره باید قطع شود. به همین ترتیب افرادی که رابطه ‌BDSM را با فردی آغاز می‌کنند، تصویر می‌کنند باید تمام ابعاد زندگی و رابطه بر همین محور بچرخد. واژه احمقانه فول اسلیو از همین تفکر و نگاه می‌آید. واقعا چه معنی دارد تمام جنبه‌های زندگی یک انسان در اختیار کسی دیگر باشد؟ اگر عشق را اینگونه معنی می‌کنید و خود را مثلا تا این حد عاشق می‌پندارید، به جنبه مازوخیسمی درون خود و زندگی‌تان بیشتر توجه کنید!

برای اطمینان از اینکه آیا در این دسته قرار دارید یا خیر یک آزمایش ساده می‌توانید انجام دهید. یک روایت تاریخی یا یک ماجرا را بشنوید. سعی کنید طرف هیچکس را نگیرید. اگر توانستید بدون قضاوت ماجرا را درک و روایت کنید یعنی به توانایی عدم قضاوت رسیده‌اند. اما اگر هر چیزی را چپ و راست، صفر و صد، درست و غلط دیدید، بدانید به شکل تک بعدی‌های افراطی زندگی می‌کنید.

وبلاگ اونتاشگال

از اواسط بهمن ۱۳۹۸یعنی ماه فوریه ۲۰۲۰ فعالیت این وبلاگ را آغاز کردم. در این مدت به جز پنج روز، هر روز یک مطالب نوشته شد و این سی و نهمین نوشته وبلاگ است که تا تاریخ ۲۱ مارس به ۳۰۰۰ بازدید رسیده است. این مسیر ادامه پیدا می‌کند و وبلاگ فعالیت‌های خود را متوقف نخواهد کرد.

هم‌اکنون وارد سال ۱۳۹۹ شدیم. امیدوارم مسائل و مشکلات هرچه زودتر حل شوند هرچند می‌دانیم به آسانی امکان‌پذیر نیست. من انتخاب کرده‌ام که ابتدا به خود سپس خانواده و در مرحله بعد به جامعه، اهمیت بدهم. تلاش برای تغییر دنیا بدون ایجاد تغییر و رشد در خود به جای درستی نمی‌رسد. اگر فکر می‌کنید تغییر چیزی در قدرت و توان شما نیست یا برای تغییر باید زمان بسیار زیادی از عمر خود را فدا کنید، ابتدا به خود بیندیشید. افرادی که وارد این وبلاگ می‌شوند اگر بتوانند اصول یک رابطه و گرایش را به خوبی یاد بگیرند، به زودی با یک جامعه BDSM آگاه و مطلع رو به رو هستیم که می‌تواند به دیگران درک این موضوع را بیاموزد. به نظر شما اگر تعدادی متجاوز در جامعه باشد، آیا کل فلسفه سکس و رابطه جنسی و میل به فرزند زیر سوال می‌رود؟ طبیعتا خیر چون در طول سال‌ها و قرن‌ها چنین نگاهی تغییر کرده است. امروزه به لطف اینترنت و رسانه، بسیاری از نگاه‌ها را می‌شود تغییر داد، کافیست خود را اصلاح کنیم!

دو سال مانده به پایان قرن ۱۴ خورشیدی پس از هجرت. به امید آرامش برای همه ما!

اونتاشگال . فروردین ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

سادیست یا دامیننت؟ معرفی شخصیت دامیننت

معرفی شخصیت دامیننت

کسانی که به تازگی با BDSM آشنا می‌شوند تصور می‌کنند سادیسم و دامیننت یکی هستند و هر دامیننتی باید سادیسم باشد و یا برعکس. در این نوشته به دنبال تعریف دامیننت هستم. در ابتدا به ساده‌ترین شکل ممکن به تعریف این دو می‌پردازم:

  • سادیست: کسی که از تماشای درد و فشار بر دیگران لذت ببرد.
  • دامیننت: کسی که از در اختیار گرفتن و کنترل دیگران لذت ببرد.

ابتدا مطالعه کنید: معرفی شخصیت سادیسم، چرا سادیست و دامیننت صفت شخصیتی هستند؟

دامیننت‌ها چطور فکر می‌کنند؟

افراد دامیننت یا سلطه‌گر در زندگی به دنبال هدایت افراد و راهنمایی آن‌ها هستند. این افراد گاهی تا جایی پیش‌روی می‌کنند که می‌خواهند شما را هر جور شده به بهشت ببرند! شخصیت دامیننت خودش را آگاه‌تر از دیگران می‌داند. به این آگاهی افتخار می‌کند و به راحتی وارد بحث با دیگران می‌شود. در ذهن دامیننت، قانع کردن دیگری بسیار مهم است. صحبت می‌کند، بحث می‌کند، منطقی می‌شود، استدلال می‌آورد و همه کاری می‌کند تا طرف مقابل بگوید «بله، شما درست می‌گویید».

دامیننت خود را شکارچی می‌داند و دوست دارد هر چیزی را که می‌خواهد، به دست بیاورد.هم می‌تواند در زمینه کاری و تجاری باشد و هم روابط عاطفی و احساسی و عاشقانه. و البته دامیینت با اخلاق و بی اخلاق وجود دارد. بعضی بر روی اصول و ادب و اخلاق جلو می‌روند و عده‌ای هیچ چیز جز به دست آوردن و رسیدن برای آن‌ها مهم نیست. اینجاست که دامیننت می‌تواند به سمت سادیست متمایل شود!

کلا نگاه دامیننت به دنیا، از بالا به پایین است. دامیننت یا سلطه‌گر برای تاثیر گذاری بر روی دیگران بسیار تلاش می‌کند و یکی از نقاط عجیب این شخصیت، نیاز داشتن به تایید و حمایت از جانب دیگران است! شاید این را بشوند به عنوان نقطه ضعف دامیننت تعریف کرد.

دامیننت با عزت نفس

عزت نفس یا Self Esteem، با اعتماد به نفس متفاوت است. اعتماد به نفس به این معناست که می‌توانی راحت حرف بزنی، خودت را نشان بدهی و کم نیاوری، اما عزت نفس یک تفاوت دارد. شخص با عزت نفس، به آن چیزی که هست و آنچه که دارد افتخار می‌کند و از بیانش نمی‌ترسد!

عزت نفس می‌تواند کمک بسیاری به حس قدرت و دامیننت شدن در زندگی بکند. عزت نفس به این معناست که اگر شخصی به شما هزاران توهین کند، به سادگی به او بگویید «اوکی ، روز خوش»! عزت نفس یعنی ترسی نداری از گفتن اینکه ماشین نداری. چرا؟ به هر علتی، مهم نیست. عزت نفس یعنی بتوانی به راحتی کوله خود را برداری و به هر نقطه‌ای برای گردش بروی البته بدون آنکه نیازی به توضیح دادن باشد یا از آنچه که ممکن است اتفاق بیوفتد ، بترسی! عزت نفس ، یکی از پایه های قدرت و دامیننت شدن است.

قدرت واقعی از تسلط بر خود حاصل می شود. از اینکه نسبت به آنچه هستی ، احساس شرم نکنی. قدرت یعنی بتوانی شخصیتِ خود را از هر چیزی تفکیک کنی و به دیگران نشان بدهی که هرکس مسئول خودش است. یعنی تو فقط مسئول خودت هستی و با قدرت کامل ، مسئولانه زندگی می‌کنی.

در اینجاست که شخص دامیننتِ دارای عزت نفس، به نقطه اوج قدرت و سلطه‌گری می‌رسد.قدرتی که از شکنجه، توهین، زور و فشار بر دیگران نیامده است.اصطلاحا گفته می‌شود که قدرت واقعی و مدیریت ، یعنی کنترل بر قلب‌ها! دامیننتِ با عزت نفس، کاریزماتیک می‌شود و دیگران برای او ارزش قائل خواهند بود. این شخصیت دامیننت، به دنبال قانع کردن دیگران نیست. حرفش را میزند، به خودش باور دارد و به تصمیمات و کارهای دیگران (تا جایی که به زندگی خودش و افراد یا چیزهایی که برای او مهم هستند، خدشه‌ای وارد نکنند) اهمیتی نمی‌دهد.

چنین شخصیت دامیننتی در خانواده، همان داماد جذاب، عروس با جنم، برادر قدرتمند و خواهر مستقل و توانمند است. همانطور که گفتم، هر شخصیتی نقطه ضعفی دارد. نقطه ضعفِ شخصیت دامیننت با عزت نفس، غرور بیش از حد و اطمینانِ زیاد به در کنترل بودن وضعیت است!

لذت دامیننت از سلطه‌گری در چیست؟

بر خلاف شخص سادیست که از زجر و التماس دیگران لذت می‌برد، شخص دامیننت به دنبال ستایش شدن و دیدنِ لذت بردنِ دیگری از خودش است. دامیننت از اینکه حس خوبی در دیگران ایجاد کند، خوشحال می‌شود. معلم دوست داشتنی، پدر حامی، مادر مشوق، دوست‌های همراه و پشتیبان نمونه‌هایی از شخصیت‌های دامیننت در اطراف ما هستند. دامیننت‌ها دنبال منفی بافی و بیان مشکل نیستند. شخصیت دامیننت نگاهش به مسائل و مشکلات، حل مساله است.

دامیننت برای حل مشکلات یا راهی پیدا می‌کند یا راهی می‌سازد. ارگاسم روانی دامیننت در کشف مسائل و حل کردن آنهاست. مخصوصا مسائل عاطفی و احساسی. این شخصیت از دیدن اینکه با مشاوره‌ها و پیشنهادات‌اش باعث حال خوبِ شما و بهتر شدن زندگی‌تان شده است، آرامش میگیرد. به محض اینکه دامیننت متوجه شود مخاطبش توجهی به او نمی‌کند ، یا دچار سادیسم می‌شود و با زور و فشار پیشروی می‌کند، یا همه چیز را رها می‌کند. می‌توان گفت دامیننت حتی می‌تواند گاهی اوقات خودش را ساب میسیو کند به این معنی که به راحتی بگوید «خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن» و به کل همه چیز را رها کرده و خودش را نجات دهد.

اگر دامیننت هستید و این مقاله را مطالعه می‌کنید، پیشنهاد میکنم به شما پیشنهاد می‌کنم برای آنکه همیشه حالتان خوب باشد، یک سری کارهای کوچکِ روزانه که از انجام‌شان حسابی لذت می‌برید مشخص کنید مانند من که هر روز یک پست در وبلاگ می‌نویسم و خوشحال از بالا رفتن عدد بازدید روزانه وبلاگم هستم!

دامیننت در رابطه BDSM

در رابطه ارباب و برده و این سبک زندگی، با دو مدل و سبک دامیننت رو به رو هستیم:

  • مدل اول، کسی که با یک پارتنرِ ساب میسیو رابطه دارد و میخواهد در سر تا سرِ زندگی، سلطه و دامینیشن داشته باشد.
  • مدل دوم، کسی که قدرت را صرفا برای سکس و پیرامون مسائل جنسی می‌خواهد.

وقتی در رابطه با یک خانم یا آقای دامیننت هستید، باید با خودتان رو راست باشید. اینکه آیا میخواهید مدیریت و مسئولیت هر چیزی با ایشان باشد یا خیر، تنها گاهی اوقات چشم بگویید. باید بگویم این مدل شما وارد یک رابطه مرد/زن سالارانه می‌کند. وقتی یک دامیننت تصمیمی می‌گیرد و برای انجامش روی حرف شما حساب کرده است، اگر پاسخی ندارید، مسئولیت انجام کار را کاملا به او بسپارید در غیر این صورت، این مسئله می‌تواند تأثیر زیادی بر رابطه شما بگذارد. برای مثال او می‌گوید «برای خرید به فلان پاساژ برویم؟» و شما در پاسخ می‌گویید «نمیدونم» که باعث خشم یا سرافکندگی او می‌شود! اگر ایدهای ندارید، پس مسئولیت را به او بدهید و مستقیما بگویید «هرچی شما بگی». دامیننت‌ها از اینکه ندانند دقیقا قرار است چه کار کنند، به شدت آشفته می‌شوند!

در رابطه ارباب و برده و تخت خواب، دامیننت باید به بهترین شکل ممکن خودش را کنترل کند. عصبانیت و خشم اصلا برازنده یک دامیننت نیست. یک دامیننت، باید به جای داد زدن، با چشمانش اسلیو را به زانو در بیاورد. در واقع با کنترل کردن و تحقیر کردن اسلیو، به او لذت می‌دهد. من به دامیننت‌ها پیشنهاد می‌کنم در جلسات BDSM، تا حد امکان لباس‌های‌شان را در نیاورند. یک ستِ کت و شلوار مشکی با تکه کوچک کروات یا دستمال قرمز، شما را به شدت جذاب‌تر نشان می‌دهد. در مورد خانم‌های دامیننت نیز، کفش پاشنه بلند چرمی مشکی با ته قرمز می‌تواند بسیار تحریک کننده باشد.

در رابطه ارباب و برده، دامیننت موفق کسی است که به after care اهمیت زیادی بدهد. ممکن است در یک جلسه BDSM، خودِ دامیننت به انزال نرسد و فقط ارگاسم روحی روانی شود اما قطعا اسلیو اش را به ارگاسم روحی، روانی و جسمی می رساند!

مطالعه بیشتر:‌ افترکر چیست و چرا ضرورت دارد؟

داریوش بزرگ، نمونه یک شخصیت دامیننت خالص

شناخت شخصیت‌های دامیننت خیلی راحت‌تر از شخصیت سادیست است. انتخاب داریوش به عنوان یک شخصیت دامیننت، صرفا به خاطر پادشاه بودن وی نبود. بلکه علت این انتخاب، پایه گذاریِ یک سیستم مدیریتی توسط او است که تا به امروز هم در دنیا ادامه دارد. هرچند در مورد نحوه انتخاب داریوش به عنوان پادشاه، هنوز هم سؤالاتی است اما او توانست پس از تاج‌گذاری و به عنوان شاه شاهان در نخستین اقدام، تمام شورش‌ها را سرکوب کند. رفتاری سادیسمی (زیرمجموعه دامیننت) که در کتیبه بیستون (ویکی‌پدیا) به خوبی آن را تعریف کرده است.

داریوش و وزرای او برای مدیریت بر ۲۴ منطقه که دارای تنوع قومی، زبانی، مذهبی و فرهنگی مختلف بودند، ساختار و نظام ایالتی را راه‌اندازی کرد. هر ایالت دین و آداب فرهنگی مستقل خودش را داشت و در تمام امپراتوری به آن احترام گذاشته می‌شد. هدف سیستم ایالتی، مدیریت بهتر و یکپارچه‌تر در کنار دادن مسئولیت به هر شخصیت و حس مدیریت بر سرنوشت خود در هر یک از ایالت‌ها، بود. یکی از رفتارهای مهم دامیننت‌ها، اختیار دادن و پاسخگو کردن هر مسئول است. داریوش نظام مدیریتی درختی از بالا به پایین را از تمدن عیلام به خوبی یاد گرفت و آن را به شکل پیشرفته‌ای ارتقا داده و در نظام هخامنشی راه‌اندازی کرد.

سیستم مدیریتی که هخامنشیان راه‌اندازی کردند به این شکل بود که هر ایالت یک ساتراپ (استاندار) داشت. برای نظارت بر استاندار یک نماینده ویژه با اختیارات نظارتی کامل در آن ناحیه بود که نامه‌هایی مستقل از نظر استاندار می‌نوشت و اگر این دو نامه اختلافی داشتند، استاندار احضار میشد. برای اطمینان از درستی حرف نماینده و استاندار، در هر ناحیه نیروهای اطلاعاتی و جاسوسی که در حکم گوش و چشم شاهِ شاهان بودند، وجود داشتند که به صورت مستقل اطلاعات ساتراپی یا ایالت رو به داریوش می‌فرستادند. برای سرعت عمل دادن به این ارتباطات، سیستم چاپار و جاده‌های پیشرفته و امن راه‌اندازی شد. این سیستم قوی مدیریتی که بر مبنای دامیننت و سلطه خالص است، پس از ۲۵۰۰ سال هنوز در دنیا اجرا می‌شود.

دامیننت‌ها از دیدن رضایت و آرامش مردم لذت می‌برند. این ماندگاری نام نیک و ستایش شدن برای دامیننت از هر چیزی رضایت بخش‌تر و لذت‌بخش‌تر است. برای همین داریوش با تمام انرژی و علاقه، پادشاهی و مدیریت کرد و در نواحی تحت امر خود، توسعه ایجاد نمود. متاسفانه این مدیریت در پادشاهان بعدی به خوبی ادامه پیدا نکرد و با دخالت مذهبی و افراط‌گرایی، زوال امپراتوری شروع شد اما هنوز تاثیر این سلطه‌گری و قدرت در دنیا وجود دارد.

نتیجه نهایی اینکه، یک دامیننت می‌تواند گاهی اوقات سادیست باشد اما سادیست‌ها لزوما دامیننت نیستند.

در این دو مقاله سعی کردم خارج از دنیای BDSM به معرفی شخصیت سادیست و دامیننت بپردازم. امیدوارم این تعاریف به درک بهتر گرایش سادومازوخیسم منجر شود.

اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۸ . چهارشنبه سوری مبارک

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

سادیست یا دامیننت؟ معرفی شخصیت سادیست

معرفی شخصیت سادیست

کسانی که به تازگی با BDSM آشنا می‌شوند تصور می‌کنند سادیست و دامیننت یکی هستند و هر دامیننتی باید سادیست باشد و یا برعکس. در این نوشته به دنبال تعریف سادیست هستم. در ابتدا به ساده‌ترین شکل ممکن به تعریف این دو می‌پردازم:

  • سادیست: کسی که از تماشای درد و فشار بر دیگران لذت ببرد.
  • دامیننت: کسی که از در اختیار گرفتن و کنترل دیگران لذت ببرد.

سادیست و دامیننت یک صفت شخصیتی است

بر اساس DSM-3 (سال ۱۹۸۰)، این دو به عنوان ویژگی شخصیتی شناخته شده‌اند. صفت و ویژگی شخصیتی یعنی در همه انسان‌ها وجود دارد و از هر فردی به فرد دیگر متغییر است. اختلال‌های روانی در بعضی افراد هستند و در بعضی نیستند برای همین نمی‌شود سادیست و دامیننت را در این دسته تقسیم کرد. در برابر سادیسم، مازوخیسم و در مقابل دامیننت، ساب‌میسیو را داریم. صفت‌های شخصیتی بر اساس استاندارد روانشناس معروف ریموند کتل دارای یک بازه هستند. یعنی هر کسی دارای ۱۶ صفت است و در یک طیف مشخص از یک صفت قرار می‌گیرد و در طول زمان با عوامل مختلف تغییر می‌کند. سال ۱۹۹۴ که پنجمین ویرایش ۱۶ صفت شخصیتی (ویکی‌پدیا) منتشر شد، صفت چهارم به سلطه (Dominance) اختصاص پیدا کرد. امروزه پس از گذشت دو دهه، به خوبی تفاوت بین سادیسم و دامیننت را می‌دانیم.

به طیف بالا دقت کنید. نه صفر به معنی خوب بودن است و نه صد. استفاده از اعداد و نمودار، صرفا برای تعریف بهتر است. آقای کتل ۵۰ را حد میانه را در نظر گرفته است. هر چقدر صفت سلطه به سمت ۱۰۰ پیش می‌رود یعنی فرد شخصیت سلطه‌گرانه‌تری دارد و هر چقدر به سمت صفر میل کند، فرد تمایل بیشتری به سلطه‌جویی یا ساب‌میسیو بودن خواهد داشت. بازهم تکرار می‌کنم هیچکدام خوب یا بد نیست. جایگاه هر فرد در این طیف، توسط روانکاو و با انجام تست‌های دقیق و درست تشخیص داده می شود.

در بالای نمودار شما یک بازه می‌بینید. از نزدیکی ۴۵ شروع می‌شود تا ۷۰. این یعنی صفت شخصیتی یک فرد در این محدوده قرار دارد و بیشتر میل به سلطه دارد. برای مثال در کار یک مدیر است، در خانواده یک فرد قدرتمند و در زندگی یک زن با توانایی بالای مدیریت خانواده. گفتم که سادیسم یک صفت شخصیتی است و گاهی می‌تواند به خوبی بروز کند و گاهی خیر، کاملا کنترل شود. زن و شوهری را در نظر بگیرید که چهار سال با هم هستند و به خوبی همه چیز را می‌شناسند و بعد از مدتی بر اثر برخی عوامل بیرونی و درونی، همسر یا شوهر رفتارهای سادیسمی از خود نشان می‌دهد! سؤالی که پیش می‌آید این است که آیا این فرد قدرتِ خود را با زور و خشم پیش می‌برد یا با درایت و آرامش.

سادیسم بی دلیل اذیت می‌کند!

در بیان این جمله کاملا قاطع هستم. سادیست‌ها برای کاری که می‌کنند یا رفتاری که دارند، دنبال دلیل نیستند. از دیدن ترس دیگران و اینکه به آنها التماس شود، لذت می برند. به احتمال زیاد شخصی را دیده‌اید که بی دلیل به شما یا بچه‌ها پس گردنی می‌زند یا هیچ دلیل خاصی برای مخالفت با کار شما ندارد. یا اینکه در رابطه زناشویی یا دوستی هستید و پارتنرِ سادیستِ شما در مقابل هر کاری که انجام می‌دهید، به دنبال ایراد گرفتن و گیر دادن است و و حتی ممکن است در جمع، کارهای شما را مسخره کند!

این فرد دگرآزاری دارد. اگر شما که این مطلب را می‌خوانید، دچارِ سادیسم هستید، سعی کنید با این حس کنار بیایید. بهترین راه برای کنترل سادیسم، ارزش دادن به انسان‌ها و پذیرفتن حق آرامش برای آنها است. البته این هدف به سادگی حاصل نمی‌شود. اگر سادیسم شما خیلی شدید باشد، نیاز به درمان و تراپی دارید در غیر این صورت، می توانید با ریسک کردن و کسب تجربه، حس دیگر آزاری خود را کنترل کنید.

چطور باید با سادیست‌ها برخورد کرد؟

لذت سادیست از نیاز و عجز شما حاصل می‌شود.اگر شخص سادیست ببیند تنبیه و تحقیرهایش هیچ حس نیاز و التماسی در شما به وجود نمی‌آورد، دست از رفتارش آزار دهنده‌اش بر می‌دارد! از نظر من بهترین واکنش در برخورد با فرد سادیست، تحقیر کردن او است. در واقع او باید ببیند رفتارها و کارهایش برای شما اهمیتی ندارند تا از ادامه کارش منصرف شود.

در واقع سادیست‌ها به دلیل حریم امنی که احساس می‌کنند، دست به چنین رفتاری می‌زنند و از نمایش آن هیچ ابایی ندارند. شاید عمو یا خاله شما را اذیت کند یا رفتاری کنند (مثل سوال‌های دید و بازدید عید) که شما اصلا آن را دوست نداشته باشید، در اینجا حریم امنی با عنوان «احترام به بزرگتر» که توسط دیگران ساخته شده، این امکان را به شخص سادیست می‌دهد تا رفتار آزار دهنده‌اش را تکرار کند. این موضوع در مورد شخصی که در خیابان به خاطر پوششِ یک خانم به او حرفی می‌زند یا به اصطلاح به او تیکه می‌اندازد یا حتی او را تهدید می‌کند نیز، صدق می‌کند.برای این فرد هم حریم امنی ساخته شده که اینطور راحت به خود جرأت چنین رفتاری می‌دهد. یکی از حاشیه‌های امن برای افراد سادیست، مذهب یا در بیان درست‌تر تعصب است! افرادی که با تعصب احمقانه نسبت به هر چیزی رفتارهای سادیسمی از خود نشان می‌دهند و به دلیل وجود این حاشیه امن ذهنی که کار درستی انجام داده‌اند ، از رفتارشان آرامش می‌گیرند. افرادی مثل خفاش شب‌ها!

بهترین راه برای مقابله با افراد سادیست، یادآوری این حریم و شکستن آن است. برای مثال در محیط خانواده، جلوی بقیه به شخص سادیست تذکر دهید که رفتارش نوعی تجاوز به حریم شماست و اصلا رفتارش را دوست ندارید. تابوهای احمقانه گذشتگان مانند «احترام بی چون و چرا به بزرگ‌تر» باید شکسته شوند و از بین بروند.

عدی صدام، نمونه یک شخصیتی سادیسمی خالص

در طول تاریخ افراد زیادی سادیسم داشتند. برای من عجیب‌ترین این افراد عُدَی حسین (۱۹۶۵ – ۲۰۰۳) فرزند صدام حسین هست. عدی همیشه از حاشیه امن پدر برخوردار بود و از همان کودکی در مدرسه، هیچکس جرات هیچ مخالفتی با وی نداشت چرا که کوچکترین مخالفت برابر بود با مرگ. یکی از کارهای سادیسمی عدی، به فلک بستن و شلاق زدن سه روزه‌ی ۳ بازیکن تیم فوتبال عراق به دلیل باخت از ژاپن در یک چهارم نهایی سال ۲۰۰۰ بود! او همچنین بازیکنانی که در المپیک موفقیتی کسب نکردند بودند را با اره قطع عضو کرد.

در دانشگاه به متجاوز معروف بود. هر دختری که از نظر عدی می‌گذشت باید تن به خوابیدن با او میداد. بسیاری از این دختران زیبا با بیماری‌های روانی به زندگی ادامه دادند! یک سوقصد به او منجر به فلج شدنش گشت. در حالی که در بیمارستان بود صدام به ملاقات او رفت و تنها در یک جمله به او گفت «گند زدی» سپس کلکسیون خودروهای لوکس فراری وی را به آتش کشید. عدی هم مورد خشم صدام قرار گرفت! در نهایت در سال ۲۰۰۳ در مخفی‌گاهی در موصل همراه با برادر خودش قُصی، کشته شد.

تصاویر مربوط به فیلم بدل شیطان با بازی دومینیک کوپر است.

یک دامیننت می‌تواند سادیسم داشته باید یا یک سادیست، دامیننت است؟ در نوشته بعدی در مورد دامیننت‌ها صحبت کردم و به پاسخ این سوال رسیدیم.

اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۸

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

شخصیت افراد دامیننت

شخصیت افراد دامیننت

به روز رسانی:

مقاله جدید سادیسم یا دامیننت؟ معرفی شخصیت سادیست و مقاله معرفی شخصیت دامیننت را مطالعه کنید.

شاید برای شما هم این سوال پیش اومده باشه که چرا یک فرد باید سلطه گر شود!

سلطه‌گر یعنی کسی که به خوبی بتواند دستور بدهد، نظر دیگران را به خود جلب کند، احساساتش را کنترل کند و در نهایت از نظر دیگران قدرتمند و حتی خشن، معرفی شود!
عموما افراد سلطه‌گر در پست‌های مدیریتی مشغول به کار هستند. به سختی دستور شنیدن رو می‌پذیرند و مایل هستند برای کارها از اون‌ها خواهش بشه!

در این عکس که می‌بینید ۱۶ فاکتور شخصیتی که آقای ریموند کتل روانشناس آمریکایی انتخاب کرده است، بر اساس اهمیت اون‌ها و تاثیر بر دیگری در زندگی، گراف شده‌اند.
فاکتور E که مربوط به دامیننت بودن یک فرد هست نشان می‌دهند هرچقدر یک فرد بیشتر دامیننت شود به صورت مستقیم و غیر مستقیم بر روی چه صفات شخصیتی، تاثیر می‌گذارد.
همانطور که می‌بینید یک فرد دامیننت علاقه بسیاری به برجسته شدن و خودنمایی دارد. اما این خودنمایی با پایین آوردن شخصیت یکی نیست و مایل است دیگران او را ستایش کنند Boldness
این فرد دارای حریم خصوصی است و کسی حق ورود به آن را ندارد Privateness
بد بینی فرد دامیننت تقریبا کم است. او ترجیه می‌دهد نقطه مخالف باشد و به آدم‌ها بیشتر اعتماد کند. Skepticism
و در نهایت این فرد چه زن و چه مرد ممکن است دچار تکانشگری باشد، این فرد به جستجوی دایمی و غیر ارادی احساسات مختلف جدید یا هیجان‌انگیز می‌پردازد. این احساسات می‌تواند شامل ریسک پذیری بالا در زندگی کاری و شغلی باید یا حتی انجام تجربه‌های جدید جنسی!

پیشنهاد مطالعه: چرا مغر شما عاشق درد است؟

بدین ترتیب می‌بینیم افراد دامیننت و مستر یا میسترس چرا و چگونه به دنبال BDSM و این گرایش هدایت می‌شوند.
خود فرد، محیط خانواده و اجتماع تاثیر مستقیمی بر این افراد دارد.
مدیران موفق، سیاست مداران محبوب، ثروتمندانی که از هیچ به ثروت رسیده‌اند، در زمره افراد دامیننت جای می‌گیرند.
این یک صفت شخصیتی است. ممکن است برخی از این افراد هیچ‌گاه به BDSM روی نیاورند اما در زندگی شخصی خود سکس‌های خشن و خاص را تجربه کنند!

این یادداشت سال ۲۰۱۷ نوشته شده است.

به روز رسانی:

مقاله جدید سادیسم یا دامیننت؟ معرفی شخصیت سادیست و مقاله معرفی شخصیت دامیننت را مطالعه کنید.


نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.