تفاوت پنسکشوال با بایسکشوال چیست؟

تفاوت پنسکشوال با بایسکشوال چیست؟ اثر ترانه نیما پرنیانی

بایسکشوالیتی (Bisexual) ریشه در مضاعف و دوتایی بودن دارد، در حالی که پنسکشوالیتی (Pansexual) تمام حالات و علایق جنسی را در بر می‌گیرد. خانم تانیا ام.بس متخصص سکسولوژی توضیح می‌دهد: «با وجود این که واژگان پنسکشوالیتی و بایسکشوالیتی اغلب مواقع به جای یکدیگر به کار برده می‌شوند، در حقیقت دو مفهوم متفاوتند.»

با وجود این که هردوی این مفاهیم تمایلات جنسی را توصیف می‌کنند، بایسکشوالیتی ریشه در دوگانگی سیستم ویژگی‌های جنسیتی دارد، به بیان دیگر پنسکشوالیتی تمام جذابیت‌ها (جنسی، رمانتیک، فیزیکی و یا معنوی) را در اعضایی با هر ویژگی جنسیتی شامل می‌شود و تنها به دوگانگی مرتبط نیست.


مقاله‌ای که مطالعه می‌کنید در دسته‌بندی سکسولوژی قرار دارد و در مجله Cosmopolitan انتشار یافته است. ترجمه توسط ماتیلدا صورت گرفته است و در وبلاگ اونتاشگال منتشر می‌گردد.

جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


تفاوت پنسکشوال با بایسکشوال چیست؟ اثر ترانه نیما پرنیانی

آیا شما پنسکشوال شناخته می‌شوید یا بایسکشوال؟

سیستم‌های دوگانه به ویژگی‌های جنسیتی مثل زن یا مرد بودن مرتبط می‌شود. ام.بس توضیح می‌دهد «بنابر این کسی که به عنوان بایسکشوال شناخته می‌شود هم به افراد هم جنسش و هم جنس مخالف جذب می‌شود. اما از آن جا که ویژگی‌های جنسیتی متعدد و معتبر دیگری در کنار زن و مرد بودن وجود دارد، پنسکشوالیتی به جذابیت تمام جنسیت‌ها اشاره دارد، حتی جنسیت‌هایی که در بایسکشوالیتی تعریف ‌نمی‌شوند.»

ام.بس توضیح می‌دهد: «فاکتور جنسیت اغلب دلیل رایجی است که افراد به آن دلیل بایکسشوال شناخته‌ نمی‌شوند، زیرا اغلب عامل جذابیت طرف مقابل «جنسیت» او نیست.» تفاوت بایکسشوالیتی و پنسکشوالیتی می‌تواند با ارجحیت بیشتر از جذابیت است، بر این اساس نیز باشد که اشخاص چگونه خود را می‌شناسند. اگر شخصی با ویژگی‌های جنسیتی بدون سیستم دوگانه شناخته شود، می‌تواند دلیلی باشد که خود را بیشتر پنسکشوال بداند تا بایسکشوال.

بس علاوه بر تفاوت‌های بین پنسکشوالیتی و بایسکشوالیتی اشاره می‌کند که برخی افراد نیز ممکن است به عنوان بایکوریوس (کنجکاو-دوگانه) شناخته شوند، به این معنا که این اشخاص فراتر از تجربیات ضروری کنجکاوی قوی نسبت به جذابیت اشخاص با جنسیت یکسان دارند. از باکوریوسی بیشتر تحت عنوان شرایطی برای رفع سوال و کنجکاوی یاد می‌شود.

ام.بس می‌گوید هر دوی این گرایشات (بای و پن) می‌توانند غیرقابل مشاهده و مرتبط با نادیده گرفته و محو شدن باشند، بنابراین شناسایی هردو دسته افراد و احترام به امیال و اختلافات جزئی آن‌ها مهم است.

تعریف پن سکشوالیتی در فرهنگ عامه

جنل مونائی اخیرا متوجه شده است پنسکشوال است و در این باره با رولینگ استون صحبت می‌کند:« در آمریکا زنی سیاه پوست و عجیب هستم که هم با زنان و هم مردان رابطه داشته است. من خود را به عنوان یه مادرفاکر کون آزاد می‌شناسم!» مونائی توضیح می‌دهد که ابتدا فکر میکرد بایسکشوال است اما بعدها مطلبی درباره پنسکشوالیتی خوانده و حس کرده به آن شباهت دارد و این‌ها مشخصه‌هایی هستند که با آن شناخته می‌شود. در ضمن، با وجود این که به نظر می‌رسد پنسکشوالیتی با وجود مونائی درهم آمیخته است اما بایسکشوالیتی نیز هنوز زنده و پا برجاست. از آنجایی که رسانه رسمی تاریخچه‌ای از به نقش درآوردن هم افراد استریت و هم گی و بایسکشوال نظیر تونی توپاز در ریوردل دارد، به نظر می‌رسد بالاخره جامعه در حال کسب آمادگی پذیرش سایر گرایشات می‌باشد. بنابراین تفاوت (و شباهت) پنسکشوالیتی و بایسکشوالیتی چیست؟

پن سکشوالیتی چیست؟

پن سکشوالیتی یعنی جذب شدن به دیگران بدون توجه به جنسیت آن ها. سکس تراپیست، دکتر لیز پاول می‌گوید:«عموما الگوی جذابیت برای آن‌ها به جنسیت ارتباطی ندارد.» بنابراین یک شخص پنسکشوال ممکن است همانطور که جذب سایر جنسیت‌ها می‌سود، جذب افراد همجنس خود شود. به هرحال در اینجا جنسیت افراد فاکتور سنجش خواسته‌ها و سکس این افراد نیست. سکس تراپیست، دکتر کلی وایز، پنسکشوالیتی را اینگونه معنی می‌کند:«شخصی که بدون توجه به جنسیت یا جنسیت بیولوژیکال افراد جذب آن‌ها می‌شوند. در واقع جنسیت هیچ ارتباطی به این جذابیت ندارد. اندیشه پایه پنسکشوالیتی این است که جنسیت بسیار متغیر است.»

به خاطر داشته باشید که دو نوع جنسیت داریم، جنسیت اول آن است که دکترها زمان تولد با توجه به اندام جنسی و ویژگی‌های آناتومیکال تعیین می‌کنند و جنسیت دوم آن که ساختاری اجتماعی است. این امکان باید برای افراد وجود داشته باشد که با هر جنسیتی که حس می‌کنند مناسب آن‌ها است و با آن احساس راحتی می‌کنند شناخته شوند، مرد، زن، non-binary، Genderqueer یا Genderfluid بدون توجه به آنچه پزشکان در اتاق‌های زایمان ثبت کرده‌اند. یک گرایش جنسی مثل پنسکشوالیتی، با مشخصه جنسیت تفاوت دارد. اما برای پنسکشوال‌ها جنسیت مشخصه‌ای نیست که در علاقه‌مندی‌شان به دیگران نقش داشته باشد.

دکتر لیز پاول اشاره می‌کند از آنجایی که عبارت پنسکشوال جدید است، احتمالا بیشتر نسل‌های جدیدتر، مثل نسل Z علاقه داشته باشند که به عنوان پنسکشوال شناخته شوند تا بایسکشوال.

بایسکشوالیتی چیست؟

در بیشتر موارد بایسکشوالیتی همان پنسکشوالیتی است. دکتر پاول می‌گوید:«بایسکشوالیتی تحت عنوان جذابیت افراد با جنسیت یکسان و جنسیت مخالف معنی شده است، بنابراین می‌تواند به معنای دو یا تعداد بیشتری جنسیت باشد.» دگرهراسی و بدفهمی‌های زیادی درباره بایسکشوالیتی وجود دارد و Bi-erasure(تلاشی برای پاک کردن لیبل یا رد کردن عمومی بایسکشوالیتی) هم در جامعه افراد استریت و هم LGBTQ‌ها نمود دارد. یکی از بدفهمی‌ها آن است که بایسکشوالیتی دوگانگی جنسیت را استحکام می‌بخشد یا افراد بایسکشوال تنها با Cis gender‌ها( افرادی که جنسیت یکسان با جنسیت زمان تولد خود دارند) رابطه برقرار می‌کنند. دکتر پاول می‌گوید:«بدفهمی معروفی هست که بر اساس آن بایسکشوالیتی به معنای جذابیت تنها ۲ جنس است. در واقع افراد بایسکشوالی وجود دارند که تنها با Cis gender‌ها ارتباط می‌گیرند، اما فکر می‌کنم این‌ها گروهی استثنا هستند و این قاعده صحیح نیست.»

از آنجایی که احتمالا عبارت بایسکشوال زمانی شکل گرفته که جنسیت مثل امروز شناخته نشده بود، در اینجا «بای» به معنای آن نیست که تمام افراد بای به این معنی نیست که این افراد تنها با دو جنسیت رابطه برقرار می‌کنند. درست است که برخی افراد پنسکشوال، به دلیل همین تفاوت عبارت افراد پنسکشوال را بیشتر  از بایسکشوال‌ها ترجیح می‌دهند، اما برخی دیگر بر این باورند بهتر است بجای تغییر لیبل سعی کنند مفاهیم اشتباه را تغییر دهند وبه شکل درست بایسکشوال شناخته شوند. دکتر پاول می‌گوید:«من گهگاهی شکایاتی از افراد پنسکشوال دریافت می‌کنم که ترجیح می‌دهند بایسکشوال شناخته شوند. آن‌ها می‌گویند شما در حال مستحکم ‌تر کردن دوگانگی جنسیت هستید و من می‌گویم این معنای دقیق بایسکشوالیتی نیست، بایسکشوالیتی تنها می‌گوید جنسیت افراد در جذابیتشان نقش دارد.»

نه تنها افراد بایسکشوال جذب ترنس‌ها و غیردوگانه‌ها می‌شوند، بلکه مانند پنسکشوالیتی، افراد ترنس و غیردوگانه‌ای نیز وجود دارند که بایسکشوال شناخته می‌شوند. «اگر شما شخصی هستید که انتخاب می‌کند بایسکشوال شناخته شود و این عبارت را مناسب خود می‌داند، عالی است. افراد زیادی هستند که دوگانه نیستند اما بایسکشوالند. این به آن معنا نیست که در حال صحه گذشتن بر مقوله دوگانگی جنسیت هستید. به آن معنا نیست که کمتر از پنسکشوال‌ها روشن فکرید، هیچ ویژگی نیست که اتوماتیک وار باعث شود روشن‌فکر‌تر شناخته شوید. همه چیز درباره این است که چه چیزی مناسب‌تر از روحیات شماست و شما چه می‌کنید.

تفاوت پنسکشوال با بایسکشوال چیست؟ اثر ترانه نیما پرنیانی

دیگر چه چیزی باید بدانم؟

برخی از افراد بای و پنسکشوال به عنوان Queer نیز شناخته می‌شوند. Queer عبارتی چتری است برای گرایشات جنسی خارج از هتروسکشوال که ریشه‌های سیاسی داشته و مربوط به فعالیت‌های LGBTQ هاست.  این کلمه نه تنها عبارتی ننگ آمیز برای LGBTQ‌ها بوده، بلکه شناخته شدن به عنوان queer احساسی از عضو یک جامعه خاص بودن را به همراه دارد. شما می‌توانید به عنوان پانسکشوال یا بایسکشوال و queer شناخته شوید (هرسه این ها) یا به سادگی و تنها با برچسب Queer.

بنابراین اگر به بیش از یک جنسیت از افراد تمایل دارید، از کجا می‌دانید کدام مورد برایتان مناسب‌تر است؟ خب، کدام واژه را  بیشتر دوست دارید؟ کدام واژه احساس راحتی بیشتری به شما می‌دهد؟ نتیجه هرچه بود، آن برچسب مناسب شماست. تنها مثل مونائی، اگر بایسکشوال شناخته می‌شدید اما پس از آن بیشتر درباره پنسکشوالیتی آموختید و فکر کردید برایتان مناسب‌تر است یا برعکس، اجازه دارید لیبل خود را تغییر دهید. ممکن این گرایشات تنها یک فاز دوره‌ای نباشند (یک بدفهمی دیگر) اما بخشی از کاوش‌های جنسیتی شما باشند.

در مقاله شناخت شخصیت زد و دهه هشتادی‌ها توضیحاتی در مورد علاقه به برچسب زدن داده‌ام. اگر یک گرایش را انتخاب کردید یا حس کردید به گرایشی بیشتر میل دارید، به سراغ آن بروید و ترسی از تغییر آن نداشته باشید. انسان مدام در حال تغییر است.

اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۹. تصویرسازی از ترانه نیما پرنیانیtaraneparniani.com

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

آیا ارباب بودن مزیتی نسبت به بردگی دارد؟

از نگاه اجتماعی و جامعه‌شناختی، کسی که قدرت را در اختیار دارد، منزلت و جایگاه بیشتر و بهتری نزد افراد دارد. اما آیا در دنیای سادومازوخیسم هم اینگونه است؟ آیا کسی که به ساب‌میسیو بودن و بردگی گرایش دارد باید حس خود را مخفی کند؟

در این یادداشت به بررسی این موضوع می‌پردازیم و اینکه چرا افرادی که گرایش دامیننت و ارباب دارند، نباید به خود مغرور شوند و کسانی که گرایش ساب‌میسیو و بردگی دارند، نباید از گرایش خود شرمنده و خجالت‌زده باشند.


جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.



احترام، اولین شرط رابطه

با یکی از دوستان در مورد فیت فتیش صحبت می‌کردم. چیزی در مورد علایق و گرایش‌های من نمی‌دانست. به سرعت گفت «از پسرهای فتیش و اسلیو متنفرم و کسانی که انقدر خودشان را تحقیر می‌کنند برای من بی ارزش‌ترین هستند.» از اون پرسیدم نحوه آشنایی تو با این افراد چطور بود. گفت:

«سال‌ها پیش در برنامه یاهو یک پسری به من گفت دوست دارم سگت بشم! برای من عجیب بود. بعدتر توی محل کار همکارم گفت چه پاهای خوشگلی داری کاش توی دهن من بود. بعدتر پیام‌های زیاد اینستاگرامی اینطوری دریافت کردم و الان فکر میکنم این آدما خیلی چیپ و بی ارزش باشند.»

بعدتر با ایشون من رابطه داشتم. اتفاقا فیت فتیش هم کردم. گفتم می‌دونی چرا فیت فتیش برای تو منزجر کننده بود؟ چون رفتار اون افراد انجزار آور بود. چون با پایین‌ترین سطح ممکن از شما درخواست رابطه می‌کردند و هیچ حس جذابیتی به وجود نمی‌آوردند.

یک مثال ساده‌تر: شما به رابطه علاقه دارید و دوست دارید با کسی چه به عنوان مرد چه زن سکس کنید. حالا تصور کنید در خیابان یک نفر به شما می‌گوید «یک شب چند»، «امشب به ما میدی»، «امشب میایی بکنی خوشتیپ» یا در اینستاگرام و توییتر در اولین پیام‌ها به شما دایرکت می‌دهد «اول بگم اهل سکس هستی یا نه» یا «برده من میشی توله» و نمونه‌های مشابه که بسیار دریافت می‌کنید.

بدون شک زمانی که در اولین مکالمه با یک رفتار زشت و بی ادبانه رو به رو می‌شوید، حتی اگر به فرد احساسی هم داشته باشید، از بین می‌رود. احترام لازمه اول هر نوع رابطه‌ای است و رابطه BDSM از این ماجرا مستثنی نیست.
تفاوتی ندارد خود را ارباب بخوانید یا برده، رفتار شما نشان‌دهنده است.

نگاه جامعه به گرایش ساب‌میسیو

باید بپذیریم از نگاه جوامع بشری و نه فقط ایران، افرادی که ساب‌میسیو هستند و بیشتر مطیع، تحقیر می‌شوند و به نوعی نمی‌توانند به راحتی به حق خود برسند. شخصیت ساب‌میسیو به مرد زن زلیل یا زن مطیع شوهر، برچسب می‌خورد و عموما جدی گرفته نمی‌شود. در عین حال افرادی هستند که با وجود دامیننت و مستقل بودن، در خلوت گرایش ساب‌میسیو دارند. یعنی در جامعه از جایگاه بالایی برخوردار هستند اما برای سکس می‌خواهند مطیع باشند و پیرو. این نیز یک واقعیت است و بسیاری از افراد، در جامعه خود را دامیننت نشان می‌دهند و واقعا هم هستند اما از ساب‌میسیو برای تخلیه فشارها استفاده می‌کنند.

به نظر من اولین نیازمندی برای به آرامش رسیدن از چنین گرایشی، پذیرفتن آن است. لزومی ندارد همه افراد در مورد گرایش شما بدانند. کافیست از درون آن را بپذیرید و برای کسی که شایسته است، نمایان کنید. این پذیرش شجاعت بسیار زیادی می‌خواهد. اینکه شما یک مرد قدرتمند باشید و همه جا شما را یک فرد قدرتمند ببینند اما در خلوت بخواهید مطیع پارتنر خود باشید، حتی بیان چنین چیزی نیازمند شجاعت زیادی است چرا که ممکن است قضاوت شوید! در واقع یک ساب‌میسیو شاد و به آرامش رسیده کسی است که شجاعت بیان گرایش خود را به خوبی داشته باشد. در مقاله معرفی ساب‌میسیو‌های موفق در مورد این افراد بیشتر می‌خوانید و اینکه اکثر هنرمندان، نویسندگان و شاعران به نوعی و تا حدی ساب‌میسیو بوده و هستند!

بیخود شده‌ام لیکن بیخودتر از این خواهم
با چشم تو می گویم من مست چنین خواهم

من تاج نمی‌خواهم من تخت نمی‌خواهم
در خدمتت افتاده بر روی زمین خواهم

آن یار نکوی من بگرفت گلوی من
گفتا که چه می خواهی گفتم که همین خواهم

ماهی دگر است ای جان اندر دل مه پنهان
زین علم یقینستم آن عین یقین خواهم

مولانا

پنهان کردن سادیست پشت BDSM

در مقاله معرفی شخصیت سادیست به این نکته اشاره کردم که افراد سادیست به دنبال درد دادن به دیگری هستن بدون اینکه در یک توافق یا گرایش یا رابطه باشند. من به این افراد متجاوزان توافقی می‌گویم! این دسته افرادی هستند که با تمایل و علاقه به رابطه ارباب و برده با شما ارتباط برقرار می‌کنند سپس به اعمال فشار و زور بر شما رو می‌آورند. به لیمیت‌های شما توجهی نمی‌کنند یا شما را در شرایط و فشاری قرار می‌دهند که مجبور به پذیرش خواسته آن‌ها علارغم میل باطنی خود شوید.

این افراد چه خانم چه آقا، کسانی هستند که در ابتدای صحبت به شما توهین می‌کنند و صرفا به خاطر گرایش، اقدام به تحقیر ناخواسته شما می‌کنند. پیشنهاد می‌کنم به کسی که در پیام‌های عمومی به دیگران احترام نمی‌گذارد، و افراد را صرفا به خاطر گرایش و علاقه‌شان قضاوت می‌کند، اعتماد نکنید. به بیان ساده‌تر، کسانی که BDSM را با مردسالاری، زن سالاری، مرد ستیزی و زن ستیزی اشتباه می‌گیرند، درک درستی از این گرایش ندارند.

هدف یک رابطه ارباب و برده رسیدن به آرامش و ارگاسم روان است. زمانی که شما وارد چنین رابطه‌ای می‌شوید باید از بابت حفظ احترام، شخصیت و جایگاه خود به آرامش رسیده باشید و طرفین به خوبی برای یکدیگر نحوه ارتباط خارج از تخت خواب را تعریف کرده باشند.

هر دو گرایش و همچنین سویچ محترم هستند

بدون غرور و سرشکستی باید گرایش دام یا ساب خود را بپذیرید. پس از پذیرش به خوبی می‌توانید آن را کنترل کنید و با یادگیری و تمرین کردن حتی می‌توانید به سمت سویچ شدن میل کنید!

سویچ در واقع کسی است که از هر دو گرایش لذت می‌برد. عموما افرادی سویچ‌های خوبی می‌شوند که یکی از گرایش‌ها را به خوبی درک و تجربه کرده‌اند و سپس به سراغ گرایش دیگر می‌روند. افراد سویچ عموما به خوبی هر دو گرایش را درک می‌کنند.

به دنبال علت و ریشه‌های گرایش خود نباشید. با تجربه و آگاهی بیشتر به خوبی علت‌ها را کشف می‌کنید. سعی کنید پارتنر خود را درک کرده و باز هم تکرار می‌کنم بدون قضاوت، در مورد گرایش او صحبت کنید. فرقی ندارد پارتنر شما دامیننت باشد یا ساب‌میسیو، زمانی که احساس امنیت کرد به خوبی در مورد علایق و گرایش‌های خود صحبت می‌کند. همچنین اگر شما وانیلا هستید و به هیچ گرایشی علاقه ندارید، سعی کنید با پارتنر خود از یک جایگاه برابر گفتگو کنید. در مقاله تجربه سادومازوخیسم برای افراد وانیلا، پیشنهاداتی برای انجام ‌BDSM داده شده است.

بدون ترس و قضاوت، رابطه خود را شروع کنید. کسی که برای ساده‌ترین چیزها شما را قضاوت می‌کند، شایستگی لذت بردن از شخصیت شما را ندارد. چه ارباب چه برده، برای جایگاه خود احترام قائل باشید.

اونتاشگال . تیر ۱۳۹۹ . مدل Hea Deville

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

چرا مغز عاشق درد است؟ تحقیقات علمی BDSM

هنگام بحث در زمینه BDSM شایعات، تابو و پورن‌های زیادی وجود دارد. اما دانش حقیقی و کامل در این زمینه اندک بوده و این موضوع خجالت‌آور است،به این علت است که حتی با وجود تخمین‌های محافظه کارانه و به سختی تنها ۲ درصد از کل جمعیت جهان درگیر BDSM هستند. یعنی مشابه جمعیت همجنس‌گرایان! در این مقاله به سوال بزرگ شما پاسخ می‌دهیم.

ریشه گرایش بردگی چیست و چرا من از درد لذت می‌برم؟

ترجمه آزاد مجموعه مقاله‌هایی در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی BDSM و سبک زندگی است که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. این نوشته‌ها با هدف بیان واقعیت‌ها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش سادومازوخیسم، از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله توسط محقق علمی، جاشوا کریش در ژانویه ۲۰۱۶ منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


سادومازوخیسم اغلب شامل سکس‌های کینکی با طناب، شلاق و سایر وسایلی می‌شود که اگر درست استفاده نشوند نتیجه آن آسیب‌های جدی خواهد بود. اغلب یکی از پارتنر‌ها نقش تاپ و دامیننت را بر عهده گرفته و دیگری نقش سابمیسیو و باتم را می‌پذیرد. به هر حال، انسان‌ها هزاران سال است که از باندیج، درد و تقابل قدرت در روابط جنسی‌شان استفاده می‌کنند. اما دانشمندان در گذشته BDSM را به عنوان یک شرایط روانی خاص معرفی می‌کردند. فروید آن را به عنوان وضعیت غیرطبیعی و ناجوری تعریف کرده (مانند اکثر انواع غیرعادی سکس) و حتی در سال ۱۹۸۷ سبک زندگی، یک عبارت عامیانه که گاهی برای توصیف روابط BDSM استفاده می‌شود، در ژورنال DSM III مشمول تشخیص‌های بیمارگونه گشت.

اما دانشمندان مدرن‌تر شروع به بررسی دوباره و تغییر عقیده درباره‌ی BDSM کرده‌اند. حتی تیمی تحقیقاتی در زمینه دانش BDSM در دانشگاه ایلینوس شمالی تحقیقاتش را به فهمیدن آن که چگونه بدن و ذهنما به تحریکات غیر معمولی پاسخ می‌دهد، اختصاص داده است. بدین گونه که جوامع BDSM در حال پیدا کردن راه‌های جدید برای ارتباط برقرار کردن و ایجاد ارتباط جنسی با استفاده از فضاهای دیپ وب، سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی تحت عنوان دارک نت هستند.

ریحانا در یکی از آهنگ‌هایش می‌خواند «درد لذت من است، چون قابل سنجش نیست.» برخی دانشمندان تصمیم گرفتند ببینند این موضوع چقدر صحیح است و شروع به انداره‌گیری موارد مختلفی در طرفداران این گرایش کرده‌اند. از فعالیت‌های مغز گرفته تا سطح کورتیزول خون. در ادامه دانش فعلی درباره BDSM را مطالعه می‌کنید.

مقاله پیشنهادی: موزیک ویدئوها با فضای BDSM

جنبه‌های غیرجنسی BDSM

پس از این که دانشمندان شروع به پژوهش در این زمینه کردند، اولین سورپرایز برایشان این بود که BDSM می‌تواند غیرجنسی باشد. این بدین معنی نیست که این نوع از رابطه عموما شامل سکس نمی‌شود، اما تمایل به بازی درد – و در واقع سلطه گری و سلطه پذیری – لزوما برای تحریک جنسی نیست. بر اساس مطالعه‌ای [منبع] که در سال ۲۰۱۴ انجام شده، طرفداران BDSM اغلب به همان دلیلی به این «سبک زندگی» علاقه دارند که سایر مردم فلفل تند میخورند، سوار ترن هوایی می‌شوند و یا کوهنوردی می‌کنند.

به گفته دکتر روی بامیستر، از دانشگاه کیس وسترن، سوال «چرا برخی مازوخیسم را بر کوه نوردی ترجیح می‌دهند» قابل مقایسه است با این سوال که «چرا برخی مردم چتربازی را بر کوه نوردی ترجیح می‌دهند». تصادفات عادت، فرصت و ارتباطات ممکن است نقش غیر مهم کلیدی بازی کند.

اخیرا مطالعه دیگری [منبع] در زمینه BDSM به مقایسه فیزیولوژی و روان علاقه‌مندان به این سبک و کسانی که فعالیات‌های دردناک اما غیرجنسی نظیر راه رفتن روی آتش، یا پیرسینگ‌های شدید بدنی انجام می‌دهند پرداخته و به تشابهات واضحی نیز دست یافته است: «طبق یافته‌های ما صحنه‌های BDSM و فعالیت‌های شدید هردو مسیرهای متفاوتی هستند برای دستیابی به حالی یکسان. در واقع راه‌های گوناگون به مقصدی یکسان

برای این مطالعه، پژوهشگران نمونه‌های شرکت‌کننده در فعالیت‌های افراطی و BDSM را مورد آزمایش قرار دادند، آن‌ها نمونه‌هایی از کورتیزول (هورمون استرس) را از بزاق آن‌ها برداشتند. نتیجه نشان داد که هم دامیننت‌ها و هم ساب‌میسیوها سطوح قابل توجهی از آگاهی را تجربه می‌کنند. اغلب افزایش زیادی در هورمون کورتیزول را تجربه می‌کنند در حالی که همگی سطوح پایین‌تری از استرس را گزارش می‌کنند، (که در این صورت باید استرس بیشتری داشته باشند، نه کمتر). و در تست‌های تشخیصی پس از آن، باتم‌ها خیلی ضعیف ظاهر شدند، که نشان می‌دهد آن‌ها کاملا وضعیت ذهنی‌شان را در طی تشریفات شدید تغییر داده و تحت تاثیر قرار می‌گیرند.

بسیاری از این‌ها کاملا متناسب است با آنچه طرفداران BDSM تحت عنوان «SubSpace» یعنی نوعی از نشئگی و خماری که باتم هنگام درد و تحقیر تجربه می‌کند. همچنین برخی از علاقه‌مندان به این موضوع، با اهداف فلسفی و فکری به آن می‌پردازند که بسیاری از آن‌ها با هدف ورود به یک خلسه به این فعالیت‌های شدید وارد می‌شوند.

عشق، کورتیزول و تستسرون

مطالعات پیشین درباره کورتیزول نشان می‌دهد این هورمون تنها به استرس مرتبط نبوده و در شرایطی با درگیری بالا، غافلگیرانه و غیرقابل پیش بینی، خارج از کنترل و جدید، به بیان دیگر BDSM توافقی، نیز افزایش می‌یابد. برای اثبات این مشاهده، دانشمندان به بررسی یک BDSM پارتی بزرگ پرداختند و مطالعاتشان را با ۵۸ شرکت کننده ادامه داده و سطح کورتیزول و تستسرون آن‌ها را سنجیدند. آن‌ها می‌خواستند بفهمند که آیا BDSM منجر به افزایش صمیمت بین زوجین گشته است، همچنین نشان دهند چگونه سطح برخی هورمون‌های شاخص در پاسخ به سکس‌های کینکی و غیرمعمول تغییر می‌کند.

آن‌ها یافتند که اشخاص باتم نسبت به تاپ‌ها سطوح بالاتری از کورتیزول را در یک صحنه بازی داشتند. و این تا حدودی مورد انتظار بود، زیرا باتم‌ها معمولا درد را تجربه می‌کنند بنابراین بدنشان تحت فشار قرار گرفته و این استرس را با افزایش سطح کورتیزول بروز می‌دهد. پس از تجربه یک لذت دوطرفه در رابطه، کاهش سطح این هورمون در هر دو طرف، تاپ و باتم، مشاهده می‌شود.

شگفت زدگی اساسی هنگامی بود که دانشمندان به بررسی هورمون تسترون یعنی هورمونی که فکر می‌کردند با سلطه‌گری مرتبط است، پرداختند. باتم‌ها، و نه تاپ‌ها، بالاترین سطوح تستسترون را داشتند! دلایل اندکی برای این امر وجود دارد. بر اساس برخی حکایات، افرادی که در زندگی عادی، شغلی و روزمره شان سلطه‌گر هستند، ترجیح می‌دهند نقش باتم را در رابطه داشته باشند. یک احتمال دیگر این است که باتم‌ها به طرز موثری از هر لحاظ در رابطه کنترل کننده‌اند، شخص باتم برای وضع قوانین رابطه مذاکره می‌کند و در طی بازی نیز می‌داند هر زمان که بخواهد می‌تواند از کلمه امنیتش برای توقف بازی استفاده کند. این موضوع به خودی خود مقداری قدرت به همراه دارد که ممکن بر سطح تسترون خون اثر بگذارد. در فانتزی آن‌ها سابمیسیو هستند اما در حقیقت، باتم خود سلطه‌گر است.

به هرحال، محققان به این نتیجه رسیدند که BDSM منجر به تغییر غیرمنتظره برخی هورمون‌های شیمیایی در بدن – مانند برخی احساسات غیرمنتظره دیگر – می‌شود. شرکت کنندگانی که جلسه ارباب و برده‌شان به خوبی پیش رفته بودند، صمیمت و نزدیکی بالاتری را پس از پایان رابطه گزارش کردند.

چه سطح هورمون‌ها در BDSM تغییر کند، چه نکند، این موضوع اثرات فوق العاده‌ای  بر سلامت جسمی و روانی کسانی که برای ارضایشان یکدیگر را می‌بندند و شلاق می‌زنند دارد. «افزایش نزدیکی مرتبط با نمایش و مراقبت و توجه مشاهده شده در فعالیت‌های سادومازوخیسمی در رابطه جلوه جدیدی از ‌BDSM را، که کاملا بر اساس توافق و رضایت طرفین است و پتانسیل افزایش صمیمیت میان طرفین را دارد، نشان می‌دهد.»

این مغز شماست که در BDSM دخیل است

و پس از آن مغز، همان جعبه سیاه BDSM، را داریم. در حالی که تعداد زیادی مقاله در زمینه روانشناسی BDSM وجود دارد، تحقیقات نورولوژیکال اندکی بر این دسته از افراد انجام شده است و تصورش سخت است که چرا در اغلب زندان‌ها MRI ندارند!

یکی از تنها مطالعاتی که مستقیما به علوم عصبی مربوط به BDSM اشاره داشت سال ۲۰۰۵ در ژورنال روانپزشکی بیولوژیکال [منبع] به چاپ رسید. محققین از MRI، تکنیکی که نواحی فعال مغز را بر اساس سطوح اکسیژن خون موجود در آن نواحی پررنگ‌تر نشان می‌دهد، استفاده کردند و از افرادی که درگیر BDSM بودند (مشابه گروهی شامل افراد وانیلی) خواستند تا به عکس‌های اروتیک و چندش آور نگاه کنند.در هر دو گروه، ساختار‌های ذهنی مختلف (قشر ناحیه پیشانی، هیپوکامپ‌ها، تالاموس و آمیگدال) همگی در پاسخ به تفسیر عکس‌ها ، هم اروتیک و هم چندش آور، پررنگ شدند و به این موضوع مربوط بودند.

نتیجه واضح است: احتمالا مسیر عصبی مشترکی میان چیزهایی که منجر به احساس ترس و چندش بودن می‌شود و چیز‌هایی که ما را از نظر جنسی تحریک می‌کنند وجود دارد.

طبق گفته محققین «بسیاری از ساختارهای لیمبیک و بالای آن نیز به طور مشابه طی سکس و کار‌های نفرت انگیز تحریک می‌شوند.» این مطالعه تصویربرداری عصبی آشکار می‌کند که روند احساسات لذت بخش و فاقد لذت ساختار‌های مشترکی در مغز را شامل می‌شوند.

اما از طرفی، کاملا نامعلوم است که چرا زنجیر و شلاق‌ها منجر به تحریک برخی می‌شوند در حالی که برخی دیگر را نیز می‌ترسانند.

برد سارگین، پروفسور روانشناسی و عضو تیم تحقیقاتی BDSM،می‌گوید:
«مردم مختلف پاسخ‌های مختلفی به BDSM می‌دهند اما این نوع از مطالعات نمی تواند با اطمینان درباره این که چرا مردم به BDSM می‌پردازند صحبت کند. تفاوت‌های بسیای در الگوهای فعالیت ذهنی است اما کاملا مشخص نیست که قضیه از چه قرار است!»

در طول سال‌ها که با BDSM زندگی می‌کنم، بسیاری از من دلیل و ریشه این گرایش را می‌پرسند. هر بار به پاسخی رسیدم باز یک مثال نقض پیش آمد. واقعا در زمینه علوم روانشناسی نمی‌شود با قاطعیت صحبت کرد. پیشنهاد من این است که به جای درگیر شدن برای یافتن چرایی هر چیزی، از آن چیز لذت ببرید! زمان شما محدود است و فقط یک بار زندگی می‌کنید.

اونتاشگال . خرداد ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

تجربه BDSM برای زوج‌های وانیلی

هر رابطه طولانی مدتی فراز و نشیب‌های خودش را دارد و شایع‌ترین مشکل، یکنواخت شدن رابطه جنسی است. بیشتر زوجین با این مشکل مواجه می‌شوند و مهم نیست که این مسئله چقدر جدی است. هر چند ناامید کننده است اما این مشکل کاملا طبیعی‌ست و نحوه برخورد شما با این مسئله است که تفاوت را ایجاد میکند.

وانیل یا وانیلا: این اصطلاح صرفا از جانب جامعه BDSM برای خطاب قرار دادن کسانی که چنین گرایشی ندارند ساخته شده است و هیچ نشانه‌ای از برتری، ضعف، گرایش همجنس‌گرایانه و غیره نیست!

ترجمه آزاد مجموعه مقاله‌هایی در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی BDSM و سبک زندگی است که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. این نوشته‌ها با هدف بیان واقعیت‌ها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش سادومازوخیسم، از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم جزیره برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله فوریه ۲۰۱۸ توسط استفانی آیریس وایس، سکس تراپ و نویسنده کتاب‌های راهنمای جنسی در مجله SheKnows منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.



تک همسری سنتی است که از بدو تولد در ما نهادینه شده، اما این تنها یک افسانه است که توسط سیستم مرد سالاری ساخته شده تا امیال جنسی و طبیعی زنان کنترل شوند! ولی بدان معنا نیست که شما مجبور به ترک سنت‌های اجتماعی ما باشید و اقدام به شروع روابط جنسی با افراد مختلف کنید. اگر واقعا عاشق پارتنر و شریک زندگیتان هستید و تنها مشکلتان رابطه جنسی است، می‌توانید به راحتی، پویایی رابطه جنسیتان را با BDSM تغییر دهید.

برای زوج‌هایی که به دنبال تنوع و تازگی هستند، رابطه ارباب و برده دقیقا همان چیزی‌ست که به آن نیاز دارند. اشتباه متوجه نشوید، این نوع روابط برای خیلی از افراد یک سبک زندگی جدی است. خوشبختانه بسیاری از متخصصان و کارشناسان خردمند BDSM وجود دارند که حاضرند تخصص خود را با زوج‌های وانیلی به اشتراک بگذارند.

همانطور که همه چیز روی زندگی جنسی شما تاثیر میگذارد، ارتباط نیز بسیار حائز اهمیت است. کلید حل مشکلات این است که به بدنتان گوش دهید و بدانید چه چیزی شما را تحریک و برانگیخته می‌کند سپس آن را با پارتنرتان در میان بگذارید. هنگامی که زمان آن فرا رسید و شما، به هر دلیلی اعم از کنجکاوی یا نیاز به ایجاد صمیمیت بیشتر، آماده تجربه چیزهای مختلف شدید، نمیتوانید بدون اینکه با پارتنرتان در میان بگذارید همه بار آن را به دوش او بیندازید. این مورد مخصوصا در ارتباط با BDSM اتفاق می‌افتد.

اگر به هر طریقی از مشاهده فیلم Fifty Shades of Grey اجتناب کردید، شما هنوز هم میتوانید فانتزی‌های فمینیستی خود را بسازید و حتی اگر این فیلم را مشاهده کرده، در آن غرق شده‌، همه قسمت‌های آن را بلعیده و هرگز آن را تجربه نکرده‌اید، هیچ زمانی برای شروع، بهتر از زمان حال نیست.

کتاب «قرارهای کثیف: فانتزی‌های جنسی برای زوجین» [amazon] مورد بسیار خوبی برای شروع است. این مجموعه که شامل داستان‌های کوتاه جنسی است، به سرعت تمایلات جنسی خاص شما را نمایان می‌کنند حتی اگر همیشه تصور میکرده‌اید که هیچ تمایل جنسی غیرطبیعی و خاصی ندارید. اگر شما خودتان به BDSM تمایل دارید اما عاشق یک فرد وانیل شده‌اید، پیشنهاد این کتاب به او می‌تواند راه حل مناسبی برای شروع تجربیات تازه و سالم باشد.

در ادامه کمی از مبانی اولیه BDSM گفته شده است. مبنای BDSM «اسارت و نظم، اطاعت و تسلط، آزارخواهی و دگرآزاری» است. اما در واقع BDSM هرچیزی ست که برای شما معنای خاصی داشته باشد، همانطور که در مورد خودتان مسائل بیشتری را متوجه می‌شوید و تمایلات‌تان را کشف می‌کنید؛ چه دوست داشته باشید و چه دوست نداشته باشید همه آنها در طیف گسترده‌ای از BDSM قرار میگیرند.

پیشنهاد مطالعه: فتیش چیست و آیا قابل درمان است؟

اولین ماموریت شما این است که یک کلمه امن انتخاب کنید. حتی اگر برنامه شما شامل بی‌خطرترین فعالیت‌ها باشد نیز مطرح کردن کلمه امن مهم است. کلمه امن چیزی ست که شما یا پارتنرتان زمانی که حس میکنید کار باید پایان یابد یا وقتی که دیگر احساس امنیت نمی‌کنید، از آن استفاده می‌کنید و پارتنر شما در آن لحظه موظف است فعالیت خود را متوقف کند. هر دوی شما باید یک کلمه امن داشته باشید.

نکاتی برای مبتدیان BDSM:

  • BDSM را به آرامی و کم‌کم شروع کنید. پس از انتشار فیلم Fifty Shades of Grey، گزارشات زیادی در مورد سوختگی (توسط موم شمع)، جراحات حاصل از اسپنک، صدمه به نوک سینه و غیره که حاصل اشتباهات مبتدیان بودند، ثبت شد.
  • با هم به یک فروشگاه مخصوص لوازم جنسی بروید و از پرسیدن این سوال: «این برای چیست؟» خجالت نکشید، گرچه ممکن است خرید آنلاین این نوع اسباب بازی‌ها برای ما امنیت خاطر بیشتری داشته باشد اما گاهی اوقات گفتگو با یک کارشناس بسیار بهتر از این است که جعبه‌ خریدتان را به محض تحویل گرفتن در جایی مخفی کنید تا کسی آن را پیدا نکند.
  • اگر به طور ذاتی نمی‌دانید سلطه‌گر هستید یا سلطه‌پذیر، یک بازی امن میتواند به شما در فهمیدن نقش‌تان کمک کند. اگر میخواهید کنترل کنید، صحنه بازی را کارگردانی کنید، به پارتنرتان بگویید چه کار کند و چه نکند، او را ببندید و دیگر موارد. شما بیشتر یک «سلطه‌گر» هستید و اگر میخواهید پارتنرتان به شما بگوید چه کاری انجام دهید، بیشتر یک «سلطه‌پذیر» هستید. بعضی از افراد کمی از هردو هستند! فهمیدن آنچه که هستید، فارغ از محدودیت‌های جنسی، نیمی از سرگرمی و بازی است.

در صفحه بایگانی نوشته‌ها، تمام مطالب این وبلاگ را بر اساس دسته‌بندی و موضوع بررسی و مطالعه کنید. ورود به صفحه بایگانی

اونتاشگال . فروردین ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال