ارگاسم در تاکسی

هیجان برای من لذت بخشه. همینطور برای ساب‌میسیو

با هم بیرون رفته بودیم. تو تاکسی نشستیم که بریم خونه. نگاهم افتاد به بین پاهاش. دستم رو بردم اون وسط
نگاهش کردم و بهش گفتم صدات در نیاد.

در حالی که سعی میکرد دهن خودشو ببنده، من آروم میمالیدم بین پاهاشو. هوا بارونی بود و راننده هم داشت به آرومی توی ترافیک میرفت.
سرش رو گذاشت روی شونم و آروم توی گوشم آه میکشید.

دکمه شلوارشو باز کردم. دست چپم رو بردم روی شرت تور ریزی که پوشیده بود. یه ذره جمعش کردم که خودش بره بین چاکش. درد و لذت با هم در آمیخته بود و تو خودش می پیچید. دستاشو مشت کرده بود چون نمی‌تونست بازوی منو فشار بده.

تو این حالت من آروم تو گوشش گفتم: چیه توله سگ. دیوونه شدی. میخواهی خودتو رها کنی

و ماشین همینطور کلاج، ترمز به راه خودش ادامه میداد. راننده هم با مسافر جلویی مشغول صحبت بود. و من دستمو از کنار شرتش بردم داخل. چشمه آب گرمی اون تو فوران کرده بود.

در حالی که پاهاش می‌لرزید سعی میکرد خودشو کنترل کنه. بدنش کش و قوس می‌اومد و کاملا برجستگی نوک سینه اش از زیر مانتو معلوم شده بود. دو انگشتم رفته بود ورودی چشمه. دیگه سخت بود خودشو کنترل کنه

دیدم نزدیک مقصد هستیم، تو گوشم گفت خواهش میکنم اجازه بدید ارباب. شرت شو کشیدم بالا و وقتی موند اون وسط دستمو روش بردم. فشار دادم و محکم مالیدمش. تو گوشش گفتم اجازه داری توله میتونی بشی

و سرش رو گذاشت روی شونم و لبخند روی لبش نشست…

اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۸

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s

این وب‌گاه برای کاهشِ هرزنامه‌ها از Akismet استفاده می‌کند. در موردِ نحوهٔ پردازشِ داده‌هایِ دیدگاهتان بیشتر بدانید.