شماره ۱۰۰، فلسفه و نگاه اونتاشگال به زندگی و عشق چیست؟

به مناسبت صدمین پست و نوشته وبلاگ تصمیم دارم علایق، شخصیت و فلسفه اونتاشگال نسبت به زندگی و عشق را برای شما خوانندگان محترم، بنویسم. اینکه دنیا را چطور می‌بینم و الان به موضوعات مختلف مانند زندگی، رابطه، عشق، مذهب، هنر، تجربه و دانش چگونه نگاه می‌کنم. در واقع چطور شد که من به آرامش رسیدم و پاسخ بسیاری از دغدغه‌های خویش را پیدا کردم.

در این ده ماه که از فعالیت وبلاگ می‌گذرد، افراد مختلفی نظر و دیدگاه خود را در مورد من گفته‌اند. هرکسی از ظن خود شد یار من، دیدگاهی مثبت یا منفی در مورد شخصیت اونتاشگال داشت. البته من ضمن احترام به هر دیدگاهی به کار خودم ادامه می‌دهم. در هر صورت وقتی شما در یک جامعه فعالیت می‌کنید باید بالغانه انتظار هر واکنشی را داشته باشید. نباید فراموش کرد که در این بین بعضی بودند که کاملا داستان‌هایی وهم‌آمیز در مورد من ساختند که هنوز از این نبوغ داستان‌سرایی آن‌ها تعجب می‌کنم!

به دلیل اینکه در مورد روابط باز و انواع سبک گرایش‌ها می‌نویسم، مکررترین سوال که مطرح شده است، نحوه نگاه من به عشق است. اینکه در چه قالبی عشق را تعریف کرده و به آن نگاه می‌کنم. آیا واقعا کسی مثل من عاشق می‌شود و عشق چنین مردی چگونه خواهد بود؟

این نوشته کاملا شخصی است. حاصل سال‌ها سفر، تجربه، رابطه و گفتگو با انسان‌ها از هر فرهنگ و نژاد و قومی؛ دیدن عجیب‌ترین نقاط جهان و خواندن انواع فلسفه‌ها، ادبیات، کتاب‌ها و حاصل تلاش برای درک هنرهای گوناگون جوامع بشری است. این نوشته از قلب زندگی اونتاشگال می‌آید. با من همراه باشید.


خاکستری، سیاه یا سفید؟

به نظر شما آیا همه انسان‌ها خوب‌اند یا بد، مگر خلاف آن ثابت شود؟ پاسخ به این سوال در جهان‌بینی شما نهفته است. عوامل زیادی مانند نگاه جامعه، نوع تربیت، تحصیلات کودکی و به تازگی رسانه‌ها، در نگاه شما نسبت به دنیا موثر هستند. اگر همیشه به شما گفته شده که این عقیده دینی اشتباه است یا این کسوت و پیشه یعنی دزدی، شما به سادگی نمی‌توانید آن را تغییر دهید. در واقع پذیرفتن چیزی که سال‌ها در گوش شما گفته شده برای انسان‌ها راحت‌تر است تا تلاش برای جستجو، درک و فهمیدن حقیقت مسائل مختلفی که در زندگی با آن‌ها سروکار داریم.

بدین ترتیب شما دنیا را سیاه یا سفید می‌بینید و به سختی می‌توانید بپذیرید کسی انسان‌ها نه کاملا خوب هستند و نه بد. به سختی انسان‌ها را با همه خوب و بدشان، چنان که هستند، قبول می‌کنید. این رفتار نوعی از کمالگرایی است. تصور کنید تصمیم به زندگی در یک شهر دارید. در عین حال که از منظره و نماهای زیبای آن لذت می‌برید اما تحمل باران‌های گاه و بی گاه و پر شمار آن را ندارید. می‌خواهید همه چیز در بهترین حالت مورد نظر شما باشد. اما طبیعت و جهان هستی شیوه خود را دارد. بهترین و زرخیزترین خاک برای کشاورزی، خاک نواحی آتش‌فشانی است؛ اما ریسک زندگی و کار در چنین شرایطی نیز بالاست. حال بگویید کار در نواحی آتش‌فشانی بد است یا خوب؟ هیچکدام!

انسان‌ها به واسطه علم و دانش می‌توانند خلق ابزار کنند. پوشاک مناسبت به شما کمک می‌کند در قطب جنوب هم زندگی کنید. این دانش ذهن شما را به بررسی و کنجکاوی وادار می‌کند تا هرچیزی را بدون تحقیق نپذیرید و دنیا را دیگر سیاه و سفید نبینید. با چنین دیدگاهی می‌توانید بسیاری از تفکرات مخالف خود را تحمل کرده و از آرامش بسیار بیشتری برخوردار باشید.

ساده بگویم لزومی ندارد به پاسخ هر سوالی برسید و برای هرچیزی یک علت و دلیل بیاورید. بسیاری اوقات کافی است مسائل را همانگونه که هستند بپذیرید و با آن کنار بیایید. برای مثال علت و ریشه هم‌جنس‌گرایی چیست؟ همچنان پاسخ‌های مختلف و گسترده‌ای به آن داده می‌شود. شخصا هم‌جنس‌گرایی را می‌پذیرم و به دنبال ریشه آن نمی‌روم. هر علتی داشته باشد یک بخش وجودی جوامع بشری است و باید تعامل با آن را یاد بگیریم.

احترام به حقوق انسان‌ها

فکر نمی‌کنم چیزی بدتر از تعرض به حق و حقوق انسانی در دنیا وجود داشته باشد. همیشه و در همه مقالات به این موضوع اشاره کرده‌ام که هرچیزی و هر لذتی بدون رضایت همه طرفین،‌ نوعی تجاوز است. تجاوز هم صرفا سکس بدون رضایت نیست. می‌تواند تحت فشار قرار دادن کسی برای انجام چیزی باشد که هدف آن صرفا خواسته شخصی از طریق سو استفاده است.

اما یکی از عادی‌ترین انواع تعرض به دیگران، دروغ گفتن است. دروغ از ضعف می‌آید و به دنبال آن عدم احترام به خود. همین دروغ سبب می‌شود شما به اشکال مختلف به دیگران تعرض کنید. یکی از دلایل اصلی دروغ، جلب توجه است. اکثر افرادی که تجاوز می‌کنند نیز به دنبال نوعی از جلب توجه و دیده شدن هستند؛ یعنتی اینکه در حاشیه هستند و از بابت آن ناراحت و دست به تجاوز (صرفا نباید جنسی باشد) می‌زنند تا به نوعی خودنمایی کنند. دروغ گفتن در کوتاه مدت ممکن است مفید باشد اما در بلند مدت شخصیت شما را نابود می‌کند. دروغگویی نوعی عدم احترام است یکی از نشانه‌های اصلی عدم عزت نفس. اگر می‌خواهید به شما احترام گذاشته شود، ابتدا باید به خود احترام بگذارید.

برای احترام به حقوق دیگران باید عزت نفس خود را افزایش دهید. توهین کردن به اعتقادات، شهر، خانواده، ملیت و هویت شما هیچ چیز را تغییر نمی‌دهد! طبیعتا هرچقدر هم شما به دنبال رعایت حقوق دیگران و احترام به آن‌ها باشید، باز ممکن است افرادی این رویه را در پیش بگیرند. بهترین کار اهمیت ندادن و بی توجهی است. آرامش درونی و فردی از هر چیزی مهم‌تر است.

نگاه مذهبی و دینی من چیست؟

پاسخ به این سوال بسیار سخت است. در واقع باید گفت من نسبت به هیچ چیزی تعصب ندارم و معتقد به نقد هرچیزی هستم. اگر سواد و دانش کافی برای نقد نداشته باشم، از نظرات منتقدین متخصص باانصاف استفاده می‌کنم که سال‌هاست روی یک موضوع خاص دینی و مذهبی تحقیق می‌کنند.

بحث احترام به ادیان یک موضوع قدیمی است که هیچ‌وقت به نتیجه نمی‌رسد. با عدم تعصب به راحتی می‌توان هرچیزی را مطالعه کرد و درباره هیچ‌چیز جبهه‌گیری نکرد. شما می‌توانید هر باور دینی و مذهبی داشته باشید و در عین حال به نظر دیگران نسبت به باور خود اهمیت ندهید.

از آنجایی که در مورد شخصیت‌های مذهبی حرف و داستان بسیار زیاد است، سعی میکنم مهم‌ترین کارهای افراد را دنبال کنم. بسیاری از شخصیت‌های مذهبی از جنبه‌های مختلف به خصوص اجتماعی برای من محترم هستند و تا حد ممکن به حواشی مربوط به آن‌ها نمی‌پردازم. هر فردی در تاریخ می‌تواند برای ما نکات خاصی به همراه داشته باشد.

به قول عمادالدین نسیمی: «مسجد و میکده و کعبه و بتخانه یکیست / ای غلط کرده ره کوچه ما خانه یکیست»

صبر و تحمل در کنار عدم تعصب

ظرفیت و تحمل کردن ارتباط مستقیمی با سطح توقع دارد. هرچقدر شما توقع خود را نسبت به چیزی یا کسی بالاتر ببرید، صبر و تحمل‌تان پایین‌تر می‌آید. ظرف خود را برای گنجایش هرچیزی زیاد کنید. صبر و تحمل هر دو عواملی بسیار مهم در زندگی بشری هستند. بسیاری از موفقیت‌ها از همین تحمل و پشتکار در انجام کاری به دست آمده است. به قول سعدی: «بنشینم و صبر پیش گیرم، دنباله کار خویش گیرم»

زندگی بشری هیچ‌گاه آسان نبوده است. در دنیای فناوری ما تلاش می‌کنیم با سرعت و تغییر خود را وفق دهیم در حالی که وجودمان نیاز به آرامش و ایستایی دارد! هر روز یک محصول و کالای جدید به بازار می‌آید و ما به سرعت به دنبال دریافت آخرین‌ها هستیم. نکته کلیدی در دنیا استفاده از ابزارها است نه صرفا دارا بودن آن‌ها. در مورد کالاها، برندها و ابزارها هم روی هیچ چیزی نباید تعصب داشت و باید با تحقیق، صبر و آرامش تصمیم‌گیری کرد.

تعصب نداشتن باعث می‌شود بهتر بتوانید انتخاب کنید. برندها به دنبال به دست آوردن تعصب شما هستند! هر گاه احساس کردید چیزی یا فردی بیش از اندازه افکار شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد، از آن فاصله بگیرید و از زاویه دیگر به خود بنگرید. در این صورت احتمالاً متوجه یک فرافکنی در وجود خود نسبت به سوژه تعصب خواهید شد. من هیچ تعصبی نسبت به هیچ چیزی در هیچ زمانی نداشته و ندارم! هر کسی می‌تواند به هرچیزی از BDSM توهین کند. توهین کردن و تمسخر هیچ‌کسی تاثیری در این فرایند، گرایش و رابطه ندارد.


عشق و محبت

عاشقی یکی از مباحث خارق‌العاده بشری است که همچنان در مورد آن صحبت‌ها و حرف‌ها وجود دارد و از ابتدای زندگی بشر با او همراه شده است. هر کسی عشق را به نوعی فهمیده است. گروهی آن را مختص به خدا، عده‌ای مختص به معشوق زمینی و افرادی آن را از اساس انکار می‌کنند. من اما در این نوشته دیدگاه و بینش شخصی خود نسبت به عشق را بازگو می‌کنم.

با یکی از ابیات حکایتی از دفتر سوم مثنوی مولانا شروع می‌کنم: «عشق از اول چرا خونی بود؟ / تا گریزد آنک بیرونی بود!»

در واقع عشق از اول هم قرار نیست آسان باشد و با خون، سختی و درد همراه است. بهتر بگویم عشق قرار نیست به راحتی به دست بیاید. عاشقی و عشق یک مرحله از زندگی است که باید آن را تجربه کرد و آموخت.

خوشی و غم، آزادی و اسارت، مثبت و منفی، سیاه و سفید، آرامش و خون، آسانی و سختی، همه و همه یعنی عاشقی. به قول حافظ «که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها». بسیاری صرفا بخش اول را عاشقی می‌پندارند و تلاشی برای حفظ و ادامه آن نمی‌کنند. عشق هم‌زمان با فدا کردن و فنا شدن، غرور و خویشتن‌داری است. معجزه عشق همین پارادوکس‌های عجیب است.

در عشق اول باید عاشق خود بود

عاشقی از خود شروع می‌شود. کسی که عاشق خود باشد و به خود توجه کند می‌تواند به دیگران نیز عشق بورزد. کسی که صرفا به دنبال عشق ورزیدن به دیگران است و خود را فراموش می‌کنند، در واقع عاشق نیست و تصور عاشقی را دارد. او از این بهانه برای ترحم عشق و خریدن توجه استفاده می‌کند. آدمی که عاشق خود باشد بدون توجه دیگران هم می‌تواند به خوبی زندگی کند.

عاشق خود شدن به سادگی به دست نمی‌آید. شما باید سرد و گرم روزگار را بچشید. باید آسیب ببینید تا به قلبی قوی دست پیدا کنید. بهترین راهنما برای یادگیری عاشقی، مطالعه آثار ادبی بزرگان جهان است. آثاری که امروزه در دست ما هستند و از میان کتاب‌های زیادی به یادگار مانده‌اند و جاودانه شده‌اند. شاعران زیادی هم عصر حافظ بودند و بعد از او آمدند و رفتند؛ اما دیوان اشعار حافظ جاودانه شد. جاودانگی بی دلیل نیست و به دنبال یک عشق بزرگ می‌آید. خالق اثر در ابتدا یک عشق خاص نسبت به خود پیدا کرده که در پی آن، عشق نیروی محرکه لازم برای خلق آن اثر شده است.

در زندگی و رابطه هم ماجرا همین است. شما تا زمانی که عاشق خود نباشید، به یک رابطه موفق و شاد و اصطلاحا موفق نمی‌رسید! رسیدن به رابطه صرفا برای رابطه یکی از اشتباهات رایج است. زمانی که شما هنوز خود را درک نمی‌کنید، نمی‌توانید در یک رابطه به درستی پیش بروید. اگر طرفین یک رابطه عاشق خود باشند، به خوبی عشق را به دیگری تقدیم می‌کنند و این نیروی فوق‌العاده سبب شادی و پایداری رابطه آن‌ها می‌گردد. رابطه‌ای که در آن کسی به دنبال حذف شدن دیگری نیست!

عاشقی کردن آموختنی است

باور کنید عاشقی کردن یادگرفتنی است. عاشقی یک هنر و مهارت است که باید آن را یاد بگیرید. نه کسی به به راحتی به شما یاد می‌دهد و نه از وقتی متولد می‌شوید با شماست. عاشقی یک هنر است که بخشی از آن به شخصیت شما بر می‌گردد و بخشی به جهان‌بینی شما. تک تک موزیک‌هایی که گوش می‌کنید، کتاب‌هایی که می‌خوانید، فیلم و سریال‌هایی که می‌بینید و دوستانی که انتخاب می‌کنید، روی هنر و عشق‌ورزی شما تاثیر می‌گذارند. پیشنهاد می‌کنم اگر در ابراز عشق مشکل دارید، سنت شکنی کنید و به جای گوش دادن به سبک موزیک همیشگی، یک سبک کاملا متفاوت از سلیقه خود را امتحان کنید. کتاب‌ها و داستان‌های جدیدی بخوانید. سعی کنید بیشتر شنونده باشید تا گوینده. در مورد هیچ داستان و قصه و عشقی نظر ندهید و بگذارید فقط اطلاعات به ذهن شما وارد شود. این دگرگونی در یادگیری به بهبود مهارت عاشقی کمک می‌کند.

برای یادگیری عاشقی، شما باید تجربه کنید. از اشتباهات گذشته خود درس بگیرید و ترسی از تکرار دوباره آن نداشته باشید. عاشقی‌ها ببینید و از انجام آن‌ها ترس نداشته باشید. عاشقی را با سکس سریع با افراد مختلف اشتباه نگیرید. عشق بازی کنید و عاشقانه بخندید و از لحظه‌های خود لذت ببرید.

به قول سعدی « سعدیا دور نیک نامی رفت / نوبت عاشقیست یک چندی»

عاشقی یعنی توجه کردن

یک روزی دوستی به من در مورد عشق بین پدر و مادر خود گفت. پدرش به او گفته بود «عاشقی یعنی باور داشته باشی طرف مقابل بیشتر برای تو انرژی و زمان می‌گذارد و تلاش کنی آن را جبران نمایی». این نگاه به عشق برای من بسیار دل‌نشین و زیبا بود. این نگاه دنباله باوری است که به عشق دارم. عاشقی یعنی لطف!

زمانی که طرفین رابطه کارهای یکدیگر را وظیفه نبینند و به آن به چشم لطف باور داشته باشند، رابطه سالم و درست پیش می‌رود. جدای از یک رابطه عاطفی می‌توانید این را در کار و شراکت هم ببینید. این نگاه که افراد برای انجام کارها لطف می‌کنند، واقعا حس بهتری به طرفین منتقل می‌کند. اگر مبنای دید شما به عملکرد طرف مقابل به عنوان یک لطف باشد، به دنبال جبران آن بر می‌آیید و به این لطف‌ها توجه می‌کنید. اگر وظیفه ببینید، تلاشی برای جبران و در نهایت نشان دادن عشق نخواهید کرد.

بر اساس لطف جلو بروید و سعی کنید در رابطه توقعی نداشته باشید. اگر طرف مقابل کارهای شما را درک کرد و برای جبران آن تلاشی انجام داد، به راستی به دنبال نشان دادن عشق است؛ اما اگر هیچ واکنشی نداشت و کارهایتان را وظیفه شما دید، بهتر است در نگاه خود به معشوق تجدید نظر کنید!

زمانی که شما به فردی علاقه‌مند باشید در هر شکل و حالتی، به او توجه می‌کنید. بسته به جایگاه فرد با او ارتباط برقرار می‌کنید. اگر به یک فرد علاقه داشته باشید اما جایگاه او برای شما پایین باشد، برای مثال در هنگام بیماری به یک تماس کفایت می‌کنید اما اگر آن فرد یک دوست صمیمی باشد، جز به دیدار و عیادت حضوری راضی نمی‌شوید. نمی‌توانید با یک پیام دایرکت اینستاگرام به صمیمی‌ترین دوست خود، عشق و علاقه خود و اهمیت سلامتی‌اش را در نظرتان به او نشان دهید.

به قول حافظ: «عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید / ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی»

محدودیت یعنی تبدیل شدن به مرده متحرک

وجود انسان از محدودیت و کنترل شدن متنفر است. محدودیت نوعی در بند کردن است. این نوع محدودیت نباید با محدودیت خودخواسته در BDSM‌ اشتباه گرفته شود. زمانی که با کسی در رابطه هستید، اولین مساله اعتماد است. اگر به هر دلیلی به دنبال ایجاد محدودیت هستید یعنی اعتماد وجود ندارد. محدودیت در هر حالتی برای شما مضر می‌شود. اجازه بدهید افراد آگاهانه تصمیم به انجام ندادن برخی کارها بگیرند.

اعتماد در زندگی و رابطه مانند پی و بستر یک ساختمان است. هرچقدر سست‌تر باشد، پی یک رابطه زودتر فرو می‌پاشد. برای همین است در بسیاری از مقالات مربوط به روابط باز و چند نفره به این موضوع اشاره می‌کنم و تاکید دارم تا زمانی که رابطه شما سالم و در آرامش نیست، به فکر سکس با افراد دیگر نباشید. اگر سنگ‌بنای رابطه شما سست است و نمی‌توانید در ساده‌ترین حالت به یکدیگر اعتماد کنید بهتر است وارد مرحله بعد نشوید. به هیچ عنوان فکر نکنید با ازدواج کردن چیزی بهتر می‌شود.

عاشقی، خیانت، سکس و دلبرها

رابطه برای من یعنی اعتماد و ایمان متقابل داشتن. زمانی من وارد رابطه می‌شوم که فرد مقابل بدون هیچ ترسی به من ایمان داشته باشد. نوع نگاه من به عشق نیز، ایمان و اعتماد می‌باشد و صداقت ریشه اصلی اعتماد است. شما می‌توانید به یک سوال پاسخ ندهید و بهتر است بگویید الان پاسخ نمی‌دهم تا اینکه دروغ بگویید. همیشه باید به یکدیگر فرصت تنهایی بدهید. زمانی که عاشق می‌شوید، ترسی از بیان آن نداشته باشید. مهم نیست جنسیت شما چیست. مهم این است حسرت ابراز نکردن عشق و علاقه خود را نخورید.

از نظر من خیانت یک تعریف کاملا ساده دارد. استفاده از دیگری در جهت رسیدن به اهداف شخصی و له کردن او زیر پای خود!مرحله بعدی خیانت برای من دروغ گفتن است. سکس با یک فرد اصلا اهمیتی ندارد. مساله مهم دروغ گفتن است. اعتقاد دارم یک رابطه به هیچ شکلی نباید طرفین را محدود کند به خصوص در سکس. اینکه افراد انتخاب کنند با کسی خارج از رابطه سکس نکنند یک لطف دو طرفه باید باشد نه وظیفه‌ای که بر روی دوش آن‌ها سنگینی کند.

به سختی از مرحله BDSM خارج و وارد حالت سکس و معاشقه می‌شوم. برای من دیدن لذت ساب‌میسیو و هیجان او آرامش‌بخش‌تر است تا صرفا دخول و سکس. هر آدمی در زندگی می‌تواند عاشق چند نفر شود یا همزمان چند نفر نسبت به او ابراز علاقه کنند. لازم است هدف رابطه با هر فرد به خوبی مشخص شود. اگر کسی به شما علاقه دارد اما شما ندارید باید مستقیم به او بگویید. سکس با فرد جدید هیجان دارد اما نباید به قیمت از بین رفتن آرامش خود شما تمام شود.

عاشقی من بر اساس احترام، فرصت شنیدن و گفتن، توجه دو طرفه، اعتماد بی چون و چرا و صداقت بدون ترس است. در عشق ابتدا باید عاشق خود بود. زمانی که عاشق خود باشید می‌توانید عشق را ابراز کنید. هر فردی در جایگاه خود می‌تواند از عشق شما بهره‌مند شود و عشق صرفا سکس نیست. کسی که شایستگی ویژه‌ای داشته باشد، لایق قلب شما می‌شود. بدن و جسم و جان شما می‌تواند به هر شکلی استفاده شود. در رابطه صداقت را در پیش بگیرید و اگر به دنبال رابطه با چند نفر دیگر هستید، حتما به افراد درگیر در رابطه بگویید. سکس با کسی که به شما آرامش نمی‌دهد، عذاب درونی به همراه دارد.

به قول مولانا: «شمس الحق تبریزی از خلق چه پرهیزی / اکنون که درافکندی صد فتنه فتانه»


زندگی، مهربانی و خشم

زمانی به شدت به دنبال پول بودم و تمام تمرکز و توجه‌ام متوجه پول بود. در این دوره خشم و عصبانیت من افزایش پیدا کرده بود. دقیقا اولویت اصلی زندگی من پول شده بود. تقریبا یک سال بعد از شروع پول جمع کردن و کار زیاد، خیلی ناگهانی در یک گالری هنری متوقف شدم. به یاد آوردم که تمام اهداف و آرمان‌های خودم را فراموش کرده‌ام. در واقع برای پول خود و علایقم را فراموش کرده بودم. نکته جالب اینکه هر پولی هم جمع شده بود، به یک بهانه‌ای خرج شد. در واقع آن پول با شادی و لذت به دست نیامده بود پس با لذت هم مصرف نشد.

پس از این ماجرا به زندگی و پول درآوردن تغییر کرد. لذت و آرامش شخصی اولویت اصلی شد. باید بدانید بعد از این تغییر، هم دوستان بهتری پیدا کردم، هم روند کاری‌ام رشد بسیار بهتری پیدا کرد و هم خیلی بهتر از زمانی که ۲۰ ساعته کار می‌کردم، در ۱۰ ساعت درآمد کسب کردم.

زندگی دقیقا یعنی رفتن به دنبال رویا و چیزی که به آن علاقه دارید. زمانی که لحظه‌های شما با رویاها و علایق‌تان بگذرد، بیشتر آرامش می‌گیرید و کمتر بهانه برای خشم پیدا می‌کنید. برای آرامش خود باید کار کرد نه برای پول در آوردن!

تجربه‌گرایی

من کاملا تجربه‌گرا هستم. دانش و علم نیز تجربه بشری است که صورت مکتوب و مستند در اختیار ما قرار گرفته است. از این رو تجربه‌گرایی را یک گام فراتر از مستندات می‌بینم. شما با تجربه می‌توانید به یک درک جدید برسید که در هیچ جایی به شیوه شما مستند نشده است.

در تجربه گرایی شما بالغ‌تر می‌شوید. سعی کنید هر چیزی را امتحان کنید. از خانواده و دیگران بخواهید اجازه و فرصت امتحان کردن را به شما بدهند. قرار نیست لزوما برای انجام هر کاری که می‌خواهید، با انبوهی از تحلیل مواجه شوید. تمایل به کار کردن دارید؟ امتحان کنید. بدون شک هیچ محیط و محلی برای کار در بهترین حالت نیست. پس به دنبال کمال مطلق نباشید و امتحان کنید.

هنر، ادبیات و دانش

فرهنگ از مهم‌ترین مقوله‌های بشری است که آدمی را از جایگاه فعلی به حرکت وادار می‌کند. هر جامعه‌ای چه کوچک چه بزرگ فرهنگ و آداب خاص خود را دارد. شناخت و یادگیری این خرده‌فرهنگ‌ها یکی از جذاب‌ترین لذت‌های زندگی من است. شما با آداب و رسوم مردمان مختلف آشنا می‌شوید و به باز شدن دیدتان نسبت به زندگی کمک بسیار زیادی می‌کند.

از بزرگترین مصداق‌های فرهنگ، هنر (ART) است. هر جامعه‌ای در یک هنر برای خود سرآمد می‌شود. اگر به دنبال باله هستید باید به سن پترزبورگ بروید و اگر تئاتر برای شما مهم است هیچ جایی بهتر از پاریس برای درک آن وجود ندارد. هنر به زندگی رنگ می‌بخشد و زمانی که شما در آستانه فروپاشی ذهنی و روانی هستید، با مراجعه به آن به زندگی باز می‌گردید.

ادبیات جنبه داستانی و ماجراجویانه فرهنگ است. از طریق ادبیات شما می‌توانید آداب و هویت یک جامعه را شناسایی کنید. بررسی مفهوم ریاکاری در ادبیات فارسی با اروپا در دوران قرون وسطی نشان دهنده اهمیت این موضوع در ایران نسبت به اروپا است. آثار ادبی شما را به سرزمین‌های جادویی وارد می‌کند و به کمک آن می‌توانید با هویت‌ها و فرهنگ‌ها، چه مربوط به گذشته، چه جوامع دیگر، آشنا‌تر شوید. ادبیات مهم‌ترین پناهگاه من برای آرامش است.

زمانی که به دنبال یک هیجان جدید هستم به سراغ دانش و علم می‌روم. این مقوله می‌تواند شما را با آخرین معجزات بشری آشنا کند. تصور اینکه شما هم می‌توانید بخشی از آن باشید، بسیار هیجان‌انگیز است و به من نیروی کافی برای دنبال کردن آن را می‌دهد. فرقی ندارد دانش فیزیک باشد یا علوم اخترشناسی یا کامپیوتر، زمانی که شما به دنبال رفع نیاز خود باشید، به سراغ علم می‌روید و با تلاش برای ساخت محصولات جدید، نیاز خود را برطرف می‌کنید. هیچگاه خود را دست کم نگیرید.

چرا عصبانی نمی‌شوم و چگونه خشم را کنترل می‌کنم؟

پاسخ یک عبایرت است: پایین آوردن سطح توقع! از زمانی که دیدن دنیا را شروع کردم، با مردم مختلف آشنا شدم و متوجه شدم که چرا آسمان همه جای یک رنگ است، تصمیم گرفتم سطع توقع خود را نسبت به انسان‌ها پایین بیاورم. انتظار خاصی از کسی ندارم و همین کمک بزرگی به کنترل خشم و عصبانیت من کرد.

مدت زیادی است که از کسی انتظاری ندارم. زمانی که به کسی یک وظیفه یا کار را می‌دهم، اگر درست انجام داد که عالی، اما اگر به دنبال معطل کردن و وقت‌کشی بود، به سراغ کسی دیگر می‌رود. در نهایت به جای منتظر ماندن برای کسی دیگر، از راه‌حل‌های جایگزین استفاده می‌کنم.

مهارت کنترل خشم یکی از مهمترین ویژگی‌ها برای BDSM است. تا حد امکان سعی میکنم با عصبانیت، خشم و خشونت وارد یک جلسه BDSM نشوم. نمایان کردن یک خشونت خودخواسته بسیار بهتر از یک عصبانیت واقعی است زیرا شما در خشم کنترل کاملی بر روی افکار و اعمال خود ندارید و این امر می‌تواند منجر به اتفاق غیر قابل جبرانی شود.

آیا من به شما نیاز دارم یا شما به من؟

از زمانی که خودم را شناختم تصمیم گرفتم به شیوه‌ای زندگی کنم که دیگران به من نیاز داشته باشند، نه من به آن‌ها. بدون شک من هم به دیگران نیاز خواهم داشت اما نحوه بیان این نیاز و مطرح کردن آن بسیار مهم است. وقتی کسی کاری برای شما انجام می‌دهد بدون شک باید برای او جبران کنید چرا که مدیون وی می‌شوید. پول یک ابزار بسیار خوب برای جبران لطف‌های دیگران است.

در روابط و به خصوص BDSM من این موضوع را به صورت شفاف مطرح می‌کنم. کسی که تصمیم می‌گیرد ساب‌میسیو من برای چند روز باشد به خوبی می‌داند که او به من نیاز دارد و نه من به او. البته من هم لذت می‌برم اما هیچوقت التماس رابطه را نمی‌کنم. به نظرم به عنوان ساب‌میسیو هم نباید التماس رابطه را بکنید. با یک غرور کافی درخواست خود را مطرح کنید. به کسی که مستقیم نیاز خود را مطرح می‌کند و از بیان نیاز خود به من ابایی ندارد، بیشتر اهمیت می‌دهم و احترام می‌گذارم.

و در نهایت، دنیا فوق‌العاده زیباست

دنیا بسیار زیبا است و افراد درون آن خوب هستند، مگر خلاف آن ثابت شود. انسان‌ها با هر باوری محترم هستند و اهمیت ندارد به چه چیزی اعتقاد دارند چرا که شما اشخاص را می‌پذیرید نه لزوما باورهای آن‌ها را. صادقانه با انسان‌ها رفتار کنید و از بیان باورهای خود ترسی نداشته باشید. باید عاشق شد و در بیان عشق کوشا بود. هر گرایش و حسی که داشته باشید بدون ترس از قضاوت آن را بیان کنید و لذت خود را با کسی که لیاقت شما را دارد، تقسیم کنید.

با کسی وارد رابطه شوید که نه به دنبال تغییر دادن او باشید و نه او چنین چیزی را هدف رابطه بداند. رابطه باید برای شما آرامش‌بخش باشد. بسیار بگردید و انسان‌ها را بشناسید تا به فردی برسید که کاملا یکدیگر را درک کنید. زندگی کوتاه نیست پس فکر نکنید تنها همین امروز و دیروز برای شما وجود دارد. به دنبال رویاها و آرزوهای خود بروید و استعدادهای درونی‌تان را شکوفا کنید.

در روابط و گرایش‌های جنسی، حتما موارد ایمنی را رعایت کنید. برای رسیدن به آرامش در سکس شما اولویت اصلی هستید. سعی در آرامش بخشیدن به خود کنید و به هیچ عنوان برای سکس کسی را فریب ندهید. شرافت را معیار زندگی و روابط خود قرار دهید. اگر چیزی را نمی‌خواهید مستقیم بیان کنید و به خواسته‌ها و تمایلات دیگران احترام بگذارید.

در حال حاضر چند سالی است که با یک خانم زیبا و دلبر در رابطه باز هستم و با او زندگی میکنم. ایشان فوق‌العاده باهوش، بالغ و مهربان هستند و به خوبی انگیزه‌ها و اهداف خود را در زندگی می‌دانند. رابطه با ایشان یکی از مهم‌ترین نقاط زندگی من بوده است. مهم‌ترین نقطه قوت برای ما، گفتگو و صحبت در مورد مسایل مختلف و مورد اختلاف است؛ و از همه مهم‌تر پذیرفتن باورها و نظرات یکدیگر بدون تلاش برای ایجاد تغییر است. همزمان اسلیو هم تربیت میکنم و کسانی که جلسه‌های موقت بی‌دی‌اس‌ام می‌خواهند، به من مراجعه می‌کنند.

هرچقدر شما زیباتر با دنیا و مردمان آن برخورد کنید، دنیا به شما بیشتر محبت می‌کند. راه رسیدن به خود و خدا، از میان انسان‌ها می‌گذرد.

اونتاشگال . آبان ۱۳۹۹ . نوامبر ۲۰۲۰ . لندن

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

مصاحبه با ۴ خانم که سکس ضربدری را تجربه کرده‌اند

چهار خانم درباره آنکه سکس ضربدری چگونه رابطه‌شان را تحت تاثیر قرار داد صحبت می‌کنند. برای برخی از زوج‌ها سکس داشتن با شخصی غیر از همسر یا پارتنرشان غیرقابل درک است. فهمیدن آنکه «تبادل» – هنگامی که با زوجی دیگر سکس انجام می‌دهید یا با شخص جدیدی سکس می‌کنید – چگونه می‌تواند ستون‌های یک رابطه را محکم‌تر کند سخت است. اما چه باور کنید چه باور نکنید، این اتفاق رخ می‌دهد و تعداد زوج‌هایی که به این کار علاقه دارند بیشتر از چیزی است که فکرش را بکنید.

هرچند زمانی یک رابطه مستحکم‌تر می‌شود که دو طرف رضایت کامل برای انجام چنین سکسی داشته باشند و به اجبار دیگری برای سکس ضربدری تن ندهند.

این مقاله با موضوع «کانال چهارم، صداقت» نوشته شده است. روابط چند نفره، تک پر بودن، خیانت کردن، هیزی، بی غیرتی، عشق خدایی، عشق بدون سکس و موارد این چنینی در میان آدم‌ها بیشتر دیده می‌شود. در گذشته نیز گرایش‌هایی مانند کاکولدیم یا بی‌غیرتی وجود داشت اما به صورت عمومی کسی چیزی نمی‌گفت. به واسطه اینترنت امروزه بیشتر در این مورد صحبت می‌شود و زوج‌ها با آن آشنایی دارند. از آنجایی که باور دارم ازدواج و رابطه داشتن به معنی محدودیت خودخواسته نیست، تصمیم گرفتم فعالیت موضوع جدید وبلاگ با عنوان «کانال چهارم، صداقت» را آغاز کنم.

مقاله فعلی به سبک ترجمه آزاد در وبلاگ منتشر می‌شود. نوشته‌های ترجمه آزاد با هدف بیان واقعیت‌ها از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله جون ۲۰۲۰در مجله SheKnows منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


اگر تا بحال هرگز به سکس ضربدری – با همسر خود، شخص شناخت شده‌ای دیگر یا تنها آن دوست باحال با مزایا – فکر کرده‌اید، چیزهایی هستند که پیش از شروع آن، باید بدانید. در ادامه چهار زن حقایقی را درباره تجربیات شخصی خود از سکس ضربدری و چگونگی آن می‌گویند. به یاد داشته باشید که پیش از شیرجه رفتن در یک فعالیت جنسی جدید، شما و پارتنر خود باید درباره‌اش صحبت کنید و مطمئن شوید هر دو از نظر عاطفی و جسمانی آمادگی آن را دارید.

نیکول ۱۸ سال است با همسرش ازدواج کرده و آنها ۱۷ سال است سکس ضربدری دارند

چگونه وارد آن شدی: «من با این باور بزرگ شدم که برای هرشخصی تنها یک نفر وجود ندارد و ما می‌توانیم از سکس با افراد متعدد لذت ببریم، همچنین عقیده دارم که می‌توان بدون داشتن احساسات نسبت به شخصی با او سکس داشت. هنگامی که با همسرم آشنا شدم او می‌دانست من به روابط چند نفره علاقه‌مندم، بنابراین در اولین سالگرد دیدارمان تصمیم گرفتیم چیزهای بیشتری تجربه کنیم و به یک کلاب سکس ضربدری رفتیم.»

این موضوع چه تاثیری بر رابطه‌ات داشت: «این کار واقعا به ادامه یافتن رابطه ما کمک کرده است. همه تجربه‌ها صد درصد لذت بخش نبوده‌اند، بنابراین سعی کردیم با یکدیگر گفت‌وگو کنیم و حدود ارتباطمان را باز نگه داریم. هنگامی که با یکدیگر درباره سکس ضربدری صحبت کنید، صحبت کردن درباره سایر مسائل رابطه نیز راحت‌تر می‌شود.

پیشنهادت برای کسانی که به این رابطه علاقه‌مند هستند: «برای زوج‌هایی که در فکر داشتن چنین رابطه‌ای هستند، پیشنهاد می‌کنیم پیش از شروع این کار رابطه خیلی خوبی با یکدیگر داشته باشید چون قرار نیست این نوع از سکس روابط خراب قبلی را بهبود بخشد، بلکه تنها آن‌ها را خراب‌تر می‌کند. همچنین باید قبل از شروع با همسر یا پارتنر خود صحبتی جدی داشته باشید. پیش از ورود به چنین موقعیتی قوانین و محدودیت‌های خود را بشناسید چون پس از آن اگر از قبل با پارتنر خود حرفی نزده باشید نمی‌توانید او را سرزنش کنید.»


جودی پنج سال پیش سکس ضربدری داشته و الان مجرد است. او به کارش به عنوان یک مربی سکس علاقه دارد و می‌گوید اگر به خاطر سکس ضربدری نبود، او جایگاه فعلی خود را نداشت

چگونه وارد این رابطه شدی: «من توسط همسر سابقم با سکس ضربدری آشنا شدم و البته نه به شیوه‌ای خوب. یک روز او فراموش کرد کامیپیوتر خود را خاموش کند و من سابقه سرچ او را چک کردم. سایت‌هایی را دیدم که با آن‌ها آشنا نبودم اما از چیزی که دیدم ترسیدم. چندوقت بعد او را با این مسئله مواجه کردم. برایم توضیح داد که سکس ضربدری چیست و من دانش خود را با خواندن هرچیزی که توانستم در این باره افزایش دادم. سپس به او گفتم که اگر از اول در این باره با من صحبت می‌کرد، می‌توانستم آن را بپذیرم.»

این موضوع چه تاثیری در رابطه‌ات داشت: «صادقانه بخواهم بگویم سکس ضربدری هیچ تاثیری روی رابطه ما نداشت و رابطه ما به دلایلی پایان یافت. سکس ضربدری شخصیت مرا به چیز بهتری تبدیل کرد. من اعتماد به نفس جنسی دارم که قبلا نداشتم. الان هم تنها با تبادل‌گرها! دیت می‌کنم چون این مردان خیلی باکلاس‌تر هستند و واقعا به بانوان احترام می‌گذارند.»

پیشنهادت برای کسانی که به این رابطه علاقه دارند: « اگر ازدواج شما متزلزل است، این کار را نکنید. این کار تنها همه چیز را بدتر می‌کند. اگر رابطه خوبی با یکدیگر دارید نیز آرام پبش بروید. یک قرار یا هر رویداد دیگری ترتیب دهید. زوج‌های ضربدری که من می‌شناسم ازدواج و رابطه فوق العاده‌ای دارند. به عنوان یک زن مجرد، شما بهترین مردان دنیا را ملاقات خواهید کرد، اما آرام پیش بروید و حواستان باشد احتیاط‌های عادی دیت کردن را رعایت کنید.»


جولیا آلن، مدیر عامل  StovkingsVR، هنگامی که برای اولین بار به یک کلاب سکس ضربدی رفت ۲۴ ساله بود و الان ۲۵ سال است که سکس ضربدری دارد

چگونه وارد این رابطه شدی: «دوست پسرم فکر کرد امتحان کردن این کار می‌تواند جالب باشد. اولین شب بجز رقصیدن و حرف زدن با دیگران کار دیگری انجام ندادیم، اما خیلی هیجان انگیز بود و نمی‌توانستم برای برگشتن صبر کنم. چند ماه بعد هنگام تعطیلات سال نو، یک اتاق در هتلی رزرو کرده بودیم و چند نفر را نیز دعوت کردیم. خب… همه آمدند و پیش از آن که من بفهمم همه افراد اطرافم در حال سکس بودند. یک خانم دوست داشتنی می‌خواست با من و دوست پسرم بازی کند. من عاشق این کار بودم. عاشق تماشا کردن دوست پسرم با آن زن و عاشق این که دوست پسرم مرا با او تماشا کند و پس از آن هردوی ما در این تجربه غرق شدیم. من عاشق این بودم که بتوانم خارج از چهارچوب رابطه خود سکس داشته باشم.»

این مسئله چه تاثیری بر رابطه‌ات داشت: «من هرگز وسوسه نشده‌ام که با وجود اجازه، خارج از رابطه خود هوسرانی کنم. سکس ضربدری تمام نیاز‌های جنسی مرا رفع می‌کند. من واقعا حس می‌کنم این مسئله به ادامه هر رابطه‌ای کمک می‌کند. من سکس را به عنوان چیزی که تنها با شخص مورد علاقه خود داشته باشید نمی‌بینم. سکس نیازمند بازآفرینی است. فکر می‌کنم هر دوست پسری داشتم طرز فکرش مشابه من بوده. در این مسیر، درمقابل آدم‌های گوناگون زیادی از خود پرده برداشتم و تصمیم گرفتم سبک زندگی سکس ضربدری/خودنمایی/کینکی را به صورت فول تایم انتخاب کنم. فکر می‌کنم بتوانم بگویم سکس ضربدری رابطه و زندگی من را غنی کرده است.»

پیشنهادت برای کسانی که به این رابطه علاقه دارند: «احساس فشار نکنید. اکثر کسانی که به تازگی وارد این سبک از زندگی شده‌اند هنوز سکس کامل ندارند. آن‌ها دوست دارند تماشا کنند. در یک کلاب ضربدری، نه واقعا به معنی نه است. دفعات متععدی مردان یا زنان از من درخواست کرده اند و اگر دوست نداشتم نه گفته ام. شما می‌توانید هر فانتزی که به آن علاقه دارید را در این کلاب‌ها دنبال کنید. برای تازه کارها یک کلاب بزرگ و شلوغ با آدم‌های زیاد را پیشنهاد می‌کنم. افرادی به کلاب‌های ضربدری می‌روند که اگر خارج از کلاب آن ها را ببینید تا میلیون‌ها سال هم نمی‌توانید حدس بزنید چنین علایقی داشته باشند. حدود نود درصد افرادی که سکس ضربدری می‌کنند متاهل و بچه‌دار هستند و تنها می‌خواهند قدم زدن در سمت وحشی را با یکدیگر تجربه کنند.»


جسیکا دریک، یک سوپراستار پورن و مربی سکس تایید شده، پیش از آنکه وارد صنعت پورن شود سکس ضربدری دارد

چگونه وارد این رابطه شدی: «با توجه به سطح هریک از روابطم و محدودیت‌هایم با پارتنرهای متفاوتم، تجربیات متفاوتی داشتم. در ابتدا، هنگامی که جوانتر بودم، در بیان خواسته‌ها و نیاز هایم احساس ناهنجاری می‌کردم. تصورم از سکس گروهی چیزی مشابه آنچه بود که در تلویزیون یا پورن می‌بینید و فکر می‌کردم بیشتر بر لذت مردان تمرکز دارد.»

این مسئله چه تاثیری بر رابطه‌ات داشت: «حسادت جنسی هیچوقت مشکلی جدی برای من نبوده و تا هنگامی که نیازهام تامین شوند، از تماشای لذت پارتنرم با شخصی دیگر احساس امنیت کرده و تحریک می‌شوم. فکر می‌کنم اشتباهی که بسیاری از افراد مرتکب می‌شوند تظاهر کردن به آن است که سکس ضربدری تنها یک معنی دارد، اما این چیزی کاملا انعطاف پذیر در روابط است. برخی از صمیمی ترین و لذت بخش ترین روابط اخیر من به شکل «Soft swap» بوده‌اند، بدین معنی که من سکس را با پارتنر اصلی خود دارم و با مهمانان تنها لیسیدن و مالیدن.»

پیشنهادت برای کسانی که به این رابطه علاقه دارند چیست: «اگر می‌خواهید سکس ضربدری و مبادله را تجربه کنید، باید به سیستم ارزش‌های جنسی و باور‌های خود نگاهی بیاندازید. آن را با گونه ای که پارتنرتان چیزها را درک می‌کند مقایسه کنید و پیش از اقدام کردن گفتگویی صادقانه داشته باشید. علاوه بر این‌ها، اگر فکر می‌کنید که می‌خواهید بعد‌ها در زندگی خود چنین چیزی را امتحان کنید، نترسید! این کار ممکن است شما را دوباره بیدار کند و موج جنسی دومی به شما بدهد. هیچوقت دیر نیست. در این رابطه افرادی از تمام سنین، تمام انواع بدن و تمام رنگ‌ها هستند تا افرادی با ذهنیت مشابه خود را پیدا کنند.»


مثل همیشه به هیچ عنوان نباید پارتنر خود را مجبور به انجام یک فانتزی کنید. اگر نمی‌توانید بیخیال فانتزی خود شوید به جای تلاش برای فشار آوردن بهتر است از پارتنر خود جدا شوید و با کسی در رابطه باشید که علایق شما را می‌پسندد. سکس و روابط جنسی برای آرامش شما هستند نباید خود به یک علت برای فشار روانی تبدیل شوند!

اونتاشگال . آبان ۱۳۹۹ . تصاویر از عکاس آرژانتینی Federico Paleo

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

ویکسن یا کاک کوئین یا خانم بی غیرت کیست؟

آیا از تماشای سکس شوهر خود با زنی دیگر لذت می‌برید؟ آیا فکر میکنی یک زن بیغیرت نسبت به شوهر یا دوست پسر خود هستید؟ آیا تصور دیدن جیغ‌های یک زن به واسطه قدرت شوهرتان در سکس، برای شما لذت بخش است؟

امروزه افراد زیادی درباره کاک کویین و ویکسن صحبت می‌کنند، اما آیا واقعا می‌دانید که آن چیست؟ و اگر جوابتان مثبت است، آیا می‌دانید چگونه بایدیک کاک کویین باشید؟ برای یادگیری تبدیل شدن به یک ویکسل یا Cuckquean با ما همراه باشید.

این مقاله با موضوع «کانال چهارم، صداقت» نوشته شده است. روابط چند نفره، تک پر بودن، خیانت کردن، هیزی، بی غیرتی، عشق خدایی، عشق بدون سکس و موارد این چنینی در میان آدم‌ها بیشتر دیده می‌شود. در گذشته نیز گرایش‌هایی مانند کاکولدیم یا بی‌غیرتی وجود داشت اما به صورت عمومی کسی چیزی نمی‌گفت. به واسطه اینترنت امروزه بیشتر در این مورد صحبت می‌شود و زوج‌ها با آن آشنایی دارند. از آنجایی که باور دارم ازدواج و رابطه داشتن به معنی محدودیت خودخواسته نیست، تصمیم گرفتم فعالیت موضوع جدید وبلاگ با عنوان «کانال چهارم، صداقت» را آغاز کنم.

مقاله فعلی به سبک ترجمه آزاد در وبلاگ منتشر می‌شود. نوشته‌های ترجمه آزاد با هدف بیان واقعیت‌ها از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله توسط ناتاشا ایوانوییک در وبلاگ LovePanky منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


من کلمه کاک کویین را شنیده‌ بودم اما هیچ ایده‌ای در مورد معنی آن نداشتم. نمی‌توانستم معناهای متفاوت عبارات سکسی را درک کنم. منظورم این است من می‌دانستم کاکولد مردی است که همسرش با مردان دیگر سکس دارد، اما فکرش را نکرده بودم که چنین زنی نیز وجود دارد. اما حال از اینترنت ممنونم که باعث شده چیزهای جدید بیاموزم.

اگر می‌خواهید که یک کاک کویین باشید، ابندا از لحاظ روانی آماده شوید. این کار به آن سادگی که به نظر می‌آید نیست. چرا؟ زیرا ما در زمینه سکس و روابط انسان‌ها‌ی وابسته به اجتماع هستیم. آیا انواع دیگری از رابطه به جز تک همسری وجود دارد؟ قطعا بله اما آیا آن‌ها رایج هستند؟ بدون شک خیر!

الزامات کاک‌کوئین بودن چیست؟

بنابراین اگر می‌خواهید کاک کویین بودن را امتحان کنید، به سمت آن بروید. هرچند پیش از آنکه واقعا تجربه‌اش کنید لازم است سوال‌هایی از خودتان بپرسید تا خود را برای چنین کاری آماده کنید. شاید به این نتیجه برسید که واقعا می‌خواهید امتحانش کنید و شاید با نتیجه‌ای معکوس بفهمید این کار اصلا مناسب شما نیست.

اما پیش از هر نتیجه گیری باید بدانید کاک کویین بودن چگونه است. آماده بودن همواره خوب است.

پیشنهاد مطالعه: چرا بی غیرتی جذابیت دارد؟

یک. کاک کویین یا ویکسن کیست؟

کاک کویین واژه‌ مخالف کاکولد است. اگر بخواهم به زبان ساده بگویم، کاک کویین زن متاهلی است که همسرش با زنان دیگر سکس دارد. یک کاک کویین از مشاهده سکس همسرش با زنان دیگر تحریک می‌شود. این کار کاملا با رضایت طرفین همراه است، بنابراین هردو طرف بر سر شرکت در چنین فعالیت‌هایی با یکدیگر توافق می‌کنند.

دو. نقش‌ها چگونه‌اند؟

در فرهنگ کاک کویین مرد معمولا نقش سلطه‌گر داشته و زن سابسمیسیو. حال کاک کویین با همسر خود و در حضور پارتنر دیگر به سکس می‌پردازد، اما معمولا هنگامی که همسرش به او اجازه دهد. عموما روابط کاک‌کوئیین به شکل تری‌سام و سه نفره هستند.

سه. این یک فتیش هتروسکشوال است

در اغلب موارد رابطه کاک کویین یک رابطه هتروسکشوال است، بنابر زن فقط با همسر خود سکس خواهد داشت. این رابطه می‌تواند بایسکشوال نیز باشد، بنابراین زن می‌تواند تنها با همسرش یا با همسرش و زن دیگر به سکس بپردازد. اما معمولا چیزی فراتر از این نیست و مرد با مرد دیگری وارد رابطه جنسی نخواهد شد.

چهار. فتیش‌ها‌ی یک رابطه کاک کویین با یکدیگر تفاوت دارند

هیچ قانونی درباره کارهایی که می‌توانید یا نمی‌توانید در سکس انجام دهید وجود ندارد. این مسئله کاملا به آنچه شما و پارتنرتان به آن علاقه دارید بستگی دارد و معمولا متغیر است. به هرحال این کار می‌تواند شامل تحقیر، بی‌دی‌اس‌ام و مجلس عیش و نوش گردد. تمامی این‌ها کاملا به زوجین بستگی دارد.

پنج. درباره‌اش با پارتنر خود صحبت کنید

اگر در این باره نگرانید حتما با پارتنر خود درباره آن صحبت کنید. به وی اجازه دهید نظر و احساس شما را درباره عقیده خود بدانند. اگر با این مسئله احساس راحتی نمی‌کند او را مجبور نکنید، اجازه دهید مدتی در این باره فکر کند و پس از حدود دو هفته دوباره آن را مطرح کنید.

شما حتما باید رضایت دوطرفه‌ای برای انجام این کار داشته باشید، در غیر این صورت به سادگی به پارتنر خود خیانت خواهید کرد.

شش. محدودیت‌هایی مشخص کنید

اگر پارتنر شما می‌خواهد این رابطه را امتحان کند، مهم‌ترین چیز تعیین محدودیت‌ها است. ممکن است این مسئله برایتان اهمیت نداشته باشد، اما به من اعتماد کنید، محدودیت‌ها ضروری هستند.

هنگامی که در میانه انجام کاری هستیم، گاهی کنترل از دستمان خارج می‌شود و به همین دلیل است که محدودیت‌ها لازمند. ممکن است بعدا عدم آگاهی را بهانه کنیم و پشیمان شویم، پس حتما آن‌ها را تعیین کنید.

هفت. هیچ خیانتی وجود ندارد

بسیاری از افراد فکر می‌کنند این کار نوعی خیانت است. اما نیست. اگر شخصی فکر می‌کند این کار خیانت است در واقع اصل موضوع را متوجه نشده است. اما قضاوت نکنید، برای اکثر مردم پذیرش این مسئله کار سختی است. در واقع ممکن است در ابتدا فهم این مسئله که شما می‌خواهید هم با پارتنر خود و هم با دیگران باشید برای او سخت و شکه کننده باشد.

هشت. هر زمان که همسرتان اجازه ندهد، خیانت کرده‌اید

اینجاست که خیانت رخ می‌دهد. اگر اجازه‌ای داده نشده و شما می‌خواهید هرجور شده کارتان را انجام دهید، این کار عین خیانت است. شما تنها هنگامی مجاز به سکس با دیگران هستید که پارتنرتان اجازه دهد. عمل نکردن به محدودیت‌ها‌ی تعیین شده خیانت به توافقی است که انجام داده‌اید.

نه. از قبل آگاهی نسبت به تمایلات جنسی خود داشته باشید

اگر می‌خواهید چنین کاری انجام دهید، مطمئن شوید که تسلط و شناخت کافی نسبت به خود دارید. بدانید که تنها به دنبال لذت جنسی هستید. آخرن چیزی که دلتان می‌خواهد تجربه‌اش کنید درگیر کردن عاطفی شخش سومی است که با او می‌خوابید.

ده. این مسئله را با پارتنر خود امتحان کنید

اگر هر دو توافق کرده‌اید چنین کاری انجام دهید و هر دو نیز تازه کارید، ممکن است ندانید باید چه کار کنید.

ابتدا یکسری محدودیت‌ها‌ی عمومی تعیین کنید، اگر چه در حین فعالیت کاک کویین خود متوجه خواهید شد به چه چیزهایی علاقه داشته و به چه چیزهایی علاقه ندارید. ممکن است بخواهید بیشتر یا کمتر نقش سابمیسیو داشته باشید، بنابراین هنگام تجربه به یاد داشته باشید چه چیزهایی را دوست دارید و چه چیزهایی را دوست ندارید.

یازده. پس از اولین تجربه، درباره آن صحبت کنید

رابطه کاک کویین تنها هنگامی عملی است که کاملا با پارتنر خود ارتباط برقرار کنید. باید بدانید که آن‌ها چه احساسی داشتند، کدام بخش را دوست داشته و کدام بخش را دوست نداشتند.

بنابراین پس از اولین تجربه کاک کویین، بنشینید و بحثی جدی با پارتنر خود داشته باشید. اینگونه قادر خواهید بود محدودیت‌ها را مشخص کنید. هردو نیز می‌فهمید چگونه به یکدیگر لذت بیشتری دهید.

دوازده. یک پارتنر سوم پیدا کنید

بهترین راه برای انجام این کار می‌تواند عضویت در گروه‌ها‌ی سکسی باشد. اینگونه افرادی را با سطوح متفاوت تجربیات جنسی خواهید دید و آن‌ها صبورانه راه را به شما نشان خواهند داد. بعلاوه این گروه‌ها خیلی خوب سامان دهی شده‌اند و استاندارد بالایی از سلامتی و امنیت دارند. شما خواهید آموخت که چگونه یک رابطه تریسام امن داشته و از هرگونه بیماری جنسی پیشگیری کنید.

افراد زیادی تمایلات و علایق جنسی خود را از ترس قضاوت جامعه مخفی می‌کنند. به شرطی که تجاوز نباشد و به حقوق دیگری تعرض نکنند، اشکالی ندارند. اگر یک خانم کاک کوئین هستید، بهتر است بدون ترس با همسر خود صحبت کنید. چنین علایق و گرایش‌هایی در هر فردی ممکن است به وجود بیاید.

اونتاشگال . آبان ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

آموزش ۱۰ پوزیشن سکس برای انجام پگینگ به میسترس‌ها

پگینگ عملی است که طی آن شما‌ یک دیلدوی کمری پوشیده و پارتنر خود را (پسر یا دختر، جلو یا عقب، منتها با رعایت قانون یک اسباب بازی – یک سوراخ و بدون قاطی کرن سوراخ‌ها) می‌کنید! همه ما می‌دانیم این که پسری به پگینگ علاقه داشته باشد لزوما به معنی گی بودن او نیست. این کار روشی فوق العاده برای ادغام و عوض کردن نقش جنسیت‌ها، بازی قدرت و تجربه لذت تحریک پروستات در مردان است. همواره ابتدا مطمئن شوید که پارتنر شما مشتاقانه می‌خواهد پگینگ را تجربه کند و در صورتی که برای تحت سلطه قرار گرفتن با وسیله‌ای مشابه آلت مردانه استرس دارد، با یک دیلدوی ساده و بی‌شباهت به کیر که کمی خمیدگی برای تحریک بهتر پروستات دارد، شروع کنید.

این نوشته در دسته‌بندی مهارت قرار دارد. در موضوع مهارت به شما هرآنچه که در طول جلسه ارباب و برده لازم دارید تا یاد بگیرید و ماهرتر شوید، آموزش داده می‌شود. برخی از مقالات این دسته به سبک ترجمه آزاد هستند که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادگیری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله در ژوئن ۲۰۱۸ در مجله cosmopolitan منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


همچنین مسئله‌ای خیلی مهم! حتما از وسیله‌ای استفاده کنید که برای شما نیز نفعی داشته باشد. مثلا دیلو کمری که در سمت مخالف ویبراتوری برای کلیتوریس دارد. همچنین می‌توانید از یک دیلدوی دوطرفه استفاده کنید، اما این کار نیازمند واژنی قوی برای نگهداری دیلدو است و اگر واژن خیسی دارید، باید دیلدو را با دست نگه دارید. هرجور که شما بخواهید خواهد بود، این شمایید که قرار است آلت مصنوعی بزرگی داشته باشد.

در ادامه ده پوزیشنی که می‌توانید از آن استفاده کنید را توضیح می‌دهیم: مهربان باشید اما جدی و واقعی رفتار کنید، همچنین مقدار فراوانی لوبریکانت فراموش نشود!

اگر با دلایل و مزایای پگینگ آشنایی ندارید مقاله پگینگ چیست؟ چگونه به یک مرد از آنال لذت بدهیم را مطالعه کنید.

یک: روی دوست پسر خود خم شوید

به او بگویید در یک پوزیشن داگی مناسب در حالی که صورت و آرنج‌هایش روی تخت است قرار بگیرد. او در این پوزیشن خیلی آسیب پذیر و برهنه است بنابر این با دوست پسر خود مهربان باشید. با او حرف بزنید و به او بگویید در حال انجام چه کاری هستید و همیشه دست خود را برای اطمینان بخشی پشت او قرار دهید. آرام پبش بروید و بگذارید او خود شما را در عمق دخول راهنمایی کند. او هنگام این کار ریلکس می‌شود اما کمی زمان نیاز دارد. شما شانس این را دارید تا هرآنچه که  تا به حال هنگام سکس دوست داشته‌اید را به شخص دیگری نشان دهید، پس به علایق خود فکر کرده و انجامش دهید!

دو: Strap-on stroke

گاهی مردان هنگام دخول نرم می‌شوند – به دلایل بیولوژیکال و نه به دلیل عدم لذتشان – برخی دیگر نیز فوق‌العاده سفت می‌شوند. او را به پشت برگردانید تا ببینید چگونه تاثیری روی او دارید. همچنین در این پوزیشن هم شما می‌توانید تلمبه بزنید هم او می‌تواند عقب جلو کند. مثل خیلی از پوزیشن‌ها، این پوزیشن نیز نفع جسمی زیادی برای شما ندارد، اما از نظر روانی می‌تواند تحریک کننده فوق العاده‌ای باشد. با استفاده از یک ویبراتور مناسب، شما نیز از این پوزیشن بهره برده و هر دو نهایت لذت را تجربه کنید.

سه: پگینگ نقطه P

اگر احساس ریاست شدیدی دارید، چند بالش نرم روی میز قرار دهید و او را روی آن‌ها خم کنید و بگویید ران‌هایش را نگه دارد. ممکن است نیاز داشته باشید مچ پایش را بگیرید تا تسلط بهتری پیدا کنید. شما در حالت ایستاده  از کنار در حالی که  برای تعادل بهتر و bad-ass بودن یکی از پاهایش را بالا آورده و گرفته‌اید، او را می‌کنید. اما قبل از همه این کار‌ها کمی او را بازی دهید، او را لمس کنید، او را ببوسید، با او بازی کنید، سپس برای چند لحظه اتاق را ترک کنید و اجازه دهید در حیرت بماند. تا هنگام پگینگ اجازه ندهید شما را داشته باشد.

چهار: The primal plunge

برای یک پوزیشن خیلی ابتدایی، به او بگویید آرنج‌هایش را ببرد بالای سرش و روی شکم دراز بکشد. در حالت اسکات پشتش قرار بگیرید و او را بکنید. روی پنجه‌های خود قرار بگیرید، دستان خود را روی زمین یا کمر او بگذارید. هر چندوقت یکبار ضربه‌ای به او بزنید تا یادش بیاندازید دقیقا چه اتفاقی در حال رخ دادن است. تعداد اندکی از مردان می‌توانند تنها با تحریک آنال ارگاسم شوند و اغلب نه، بنابراین هنگامی که آماده است او را بچرخانید و بله، او کاملا آمادگی این را دارد که با کردن شما کار را تمام کند.

پنج: Backdoor-man

روی لبه تخت بنشینید، پاها را از هم باز کنید، روی دیلدوی خود لوبریکانت بزنید و بگذارید او شاهد تمام این مراحل باشد. سپس از او بخواهید به پشت برگشته و روی دیلدو بنشیند. در این پوزیشن او می‌تواند عمق دخول را کنترل کند و شما نیز می‌توانید با کمی عقب جلو کردن او را کنترل کنید. اگر شما نیز همزمان روی یک ویبراتور بنشینید، هر دوی شما در کمتر از دو ثانیه به ناله کردن می‌افتید.

شش: Bend him like Beckham

این پوزیشن ابتدایی خوبی است زیرا به شما دسترسی آسانی به جایی که نیاز دارید می‌دهد. اگر قد شما از او کوتاه‌تر است، یک کفش پاشنه‌دار سکسی بپوشید، از او بخواهید کمی کمر خود را خم کند و آرام دخول را انجام دهید. او می‌تواند با گذاشتن دست‌ها روی زانوهایش خود را پایدارتر کند، اما اگر ترکیب استرس اولین بار و سفتی و محکمی ران‌هایش کار را سخت می‌کرد، می‌تواند دست هایش را بر روی لبه تخت نیز قرار دهد. هنگامی که تلمبه زدن را شروع کرده و کمی نیز آلتش را نوازش کنید، همکاری خیلی بیشتری خواهد داشت.

هفت: The chairman of the board

روی یک صندلی راحت بنشینید و از او بخواهید گشاد بایستد. بگذارید همزمان با نشستن تدریجی او دیلدو نیز به آرامی وارد مقعدش شود. اگر برای آن که کنترل را کامل به شما بسپارد مردد است، این پوزیشن خوب دیگری است که می‌تواند خودش مقدار دخول را تعیین کند. همچنین این پوزیشن برای نگاه کردن به درون چشمان یکدیگر و بوسه‌های عمیق پوزیشن خیلی خوبی است، همچنین که شما در موقعیت فوق‌العاده‌ای قرار دارید تا کیر او را در دست بگیرید و به او ثابت کنید در بهترین مکان خانه نشسته است!

هشت: Reverse doggy style

اگر با بازی قدرت تحریک می‌شوید، پوزیشن داگی معکوس چیز مناسبی است. او در یک پوزیشن سلطه پذیرانه روی تخت خم شده و کون خود را بالا می دهد. اینگونه شدید اسپنک کردنش، اگر پسر بدی بود، کار راحتی است. کارتان را شروع کنید، از پسر کونی خود لذت ببرید و او بسیار مشتاق لذت دادن و سپاس گذاری از شما خواهد بود میسترس عزیز!

نه: The steamy strap on

حمام، خصوصا با کف‌های لیز صابونی، خیلی سکسی به نظر می‌آید، علاوه بر آن که می‌توانید بلافاصله پس از اتمام کار، خود را تمیز کنید. کلید موفقیت در یک پگینگ خیس این است که هردو جایی را بگیرید و مطمئن شوید نمی‌افتید. به یاد داشته باشید که آب لوبریکانت نیست و شما همچنان به لوبریکانت نیاز دارید. و حتما حتما حتما مطمئن شوید همه چیز برای استفاده از آب امن است. برق گرفتگی در اثر یک اشتباه مضحک واقعا خجالت آور است.

ده: Cow Girl 

به پشت بخوابید و از او بخواهید پاهایش را باز کرده، پشتش به شما و بالای لگن قرار گیرد. در این پوزیشن – نوع معکوسی از پوزیشن cowgirl – او می‌تواند عمق و سرعت ورود و خروج دیلدو را کنترل کند. همچنین می‌تواند از یک یا هر دو دست خود برای نگه داشن خود هنگام راندن روی شما استفاده کند. یک ویبراتور کوچک برای خود گذاشته و از تماشای صحنه کون خوشحال او لذت ببرید.

تنوع در سکس و با ذهنی باز به آن نگاه کردن، عمق رابطه شما را بیشتر می‌کند. سعی کنید هر چیزی را حداقل یک بار امتحان کنید. اگر واقعا از انجام آن حس منفی به شما دست داد، به راحتی درخواست توقف را مطرح نمایید. صمیمیت و دوستی شما در گرو صداقتی است که در رابطه و احساسات‌تان به کار می‌گیرید.

اونتاشگال . آبان ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

زمانی برای آزاد کردن سادیسم!

یک ارباب دامیننت گاهی اوقات به سادیسم درونش رجوع میکنه و به دنبال ارضای اون میره. اتفاقات زیادی افتاده بود و فشار روانی کار و چیزهای دیگه روز به روز به من بیشتر وارد می‌شد. خشم سراسر وجودم رو گرفته بود و مدام سعی میکردم با جلوگیری از عصبانیت، اجازه هیچ تصمیم نامعقولی رو به خودم ندم!

میدونسم که این پارتنرم مدت‌هاست مازوخیسم درونش ارگاسم نشده. میدونستم که اون هم دلش سادیسم/مازوخیسم و درد بیشتری میخواد تا تحقیر خالص. بدون اینکه صحبت زیادی بکنم با رفتارم نشون دادم که چقدر سادیسم‌ام رفته بالا. اون هم با گفتن لرزان و بریده بریده «مستر» نشون داد که چقدر آمادگی لازم رو داره.

دراز کشیده بودم توی تخت و داشتم فکر میکردم. همزمان سعی میکردم عصبانیت درونم رو کمتر کنم. نمیخواستم با عصبانیت کاری بکنم. این توله هم خودشو لوس میکرد و میخواست باهاش بازی کنم. دستاشو گرفتم و گفتم الان وقتش نیست. بریده بریده گفت «میشه پاهاتون رو بغل کنم» و من برای اینکه دلش آروم بشه بهش این اجازه رو دادم. همزمان که بغل کرده بود داشتم به این وسایل فکر می‌کردم: چشم‌بند، پلاگ، یخ، شمع، طناب و کاندوم!

اگر ساب‌میسیو یا مازوخیست هستید پیشنهاد میکنم برای خواندن این خاطره ابتدا شرت خود را مانند شرت لامبادا جمع کرده و به بالا بکشید تا درد لازم به نواحی جنسی شما وارد شود. سپس با درد مطالعه کنید!

درد و کنترل

بهش دستور دادم پایین تخت باشه و سرشو تکون نده. بلند شدم و رفتم لوازم رو آوردم. نور اتاق رو کم و تنظیم کردم. اجازه نداشت به هیچ جایی نگاه کنه. فقط میتونست صدای قدم‌های من و انتخاب وسایل رو همراه با باز و بسته شدن درهای کمد و کشوها بشنوه. پلی لیست مخصوص BDSM رو پخش کردم. همه چیز آماده چند ساعت درد و لذت خالص بود.

چشم بند رو به چشماش زدم و گفتم بیا روی تخت و اجازه دادم توی بغلم ضربان قلبش آروم بشه. دست بردم روی سینه اش و نیپل شو فشار دادم. بلند آه کشید با صدای بلند گفتم «صدات در نیاد». با تمام توانش صدای خودشو خفه میکرد و درد میکشید. دستمو بردم روی شرتش و کشیدم بین پاهاش. میخواستم خوب درد بکشه پس با پارچه شرتش و حس یک طناب محکم رو بهش بده.

بعد از درد کشیدن بیشتر بهش گفتم «فقط اجازه داری جیغ بزنی» دهنو باز کرد اما اونطور که دلم خواست نتونست جیغ بزنه و با یک سیلی بهش فهموندم جیغ زدن چطوره. محکم توی دستای خودم گرفته بودمش و سینه شو فشار میدادم و همزمان با ممنوع و آزاد کردن ناله کردن و جیغ زدن، بیشتر صداشو کنترل می‌کردم. با تمام وجود به خودش می‌پیچید و میخواست درد در تمام قسمت‌های بدنش بپیچه.

به اندازه کافی به بات پلاگ لوبریکانت زدم. به پهلو موند و شرت مشکی خوشگل شو زدم کنار. با بازی بازی و به آرومی پلاگ رو وارد آنالش کردم. وقتی قطورترین قسمت پلاگ داخل مقعدش شد حسابی میخواست ناله کنه که اجازه شو ازش گرفتم. با تمام وجود درد رو تحمل میکرد و منتظر بود تا زودتر پلاگ تا انتها وارد بشه. دوباره بهش گفتم جیغ بزن. این بار اون مدلی که دوست داشتم و از اعماق وجودش جیغ زد. لذت بردم و برای جایزه پلاگ رو زودتر وارد آنالش کردم و اونجا خودشو کیپ نگه داشت.

سرد و گرم

بهش کمی استراحت دادم. اجازه دادم پاهامو بغل کنه و اونطور که دوست داره بپرسته و ستایش کنه. کمی دراز کشیدم و موهاشو نوازش کردم. عریان بود و بدنش زیر نور کم به زیبایی می‌درخشید. زمان اسپنک بود. اما به شیوه‌ای جدید!

از کنار یخ‌های کوچیکی که آماده کرده بودم و به اندازه کافی آب شده بودن و تیزی‌شون رفته بود رو آوردم. بهش گفتم داگ استایل باشه. ۳ یخ رو به آرومی و پشت سر هم وارد واژن‌اش کردم. با تمام وجود از سرما و لذتش ناله می‌کرد. حس کردم بهتره بیشترش کنم. ۲ یخ دیگه هم اضافه کردم و گفتم محکم خودت رو سفت کن و اجازه نده برگردن. باسن شو جوری که باید تنظیم کرد و بالا داد. «آفرین دختر خوب».

دست‌های محکم و سنگینی دارم. میدونستم هر ضربه می‌تونه حسابی آب یخ رو از توی واژنش بپاشه. بهش گفتم میخوام ازت فیلم بگیرم و دوربین رو تنظیم کردم روی اون ناحیه. شروع کردم به اسپنک و دستور داشت هر ضربه رو با بلندترین صدای ممکن شمارش کنه. با هر اسپنک آب به بیرون می‌پاشید و نمای بسیار زیبایی رو تولید کرده بود. آب سردی که از یخ می‌اومد به شدت گرم شده بود!

بد از ۴۶ ضربه اسپنک صدای فندک رو شنید. از فاصله یک متری قطره‌های شمع روی کمر و باسن سرخ شده‌اش میریخت. تخت رو محکم گرفته بود چرا که اجازه تکون خوردن نداشت. همزمان با ریخته شدن قطرات شمع، انگشتام رو با آب سرد خیس کردم و قطره‌های آب سرد می چکید روی پوستش. قطره شمع و آب به خوبی به وجد آورده بودش و به جنون لذت رسیده بود.

اسارت و لذت

بعد از سرد شدن شمع، طناب‌ها رو آماده کردم. با قرمزی اسپنک و سفیدی شمع طرح زیبایی روی بدنش نقش بسته بود. براش آب آوردم و آماده اش کردم برای آخرین مرحله. تنها لباس بر تن، پلاگ کونش بود! طناب آوردم و شروع کردم به باندیج از پشت. دست‌ها بسته شد و پاها رو باز و آزاد نگه داشتم. نور رو کمتر کردم و صدای موزیک رو بیشتر. زمان جیغ کشیدن بود و میخواستم با موزیک ترکیب بشه.

اجازه برگشتن و دیدن من رو نداشت. کاندوم رو برداشتم و روی کیرم گذاشتم. به واژنش نزدیک کردم. از نظرم خیلی لایق بود. نزدیک کردم بهش و یهو تکون خورد. حسابی خیس و آماده بود. باسنش رو گرفتم و به سرعت وارد کردم. شروع کردم به عقب جلو کردن. پلاگ حسابی تنگش کرده بود و این لذت تلمبه زدن رو برای هر دو ما چند برابر کرده بود. کم کم صدای جیغ و ضربه‌ها بیشتر شد.

زمانی که میخوام سکس کنم سعی میکنم عصبانی‌تر بشم. خشم و عصبانیت باعث میشه خون بیشتری در کیر جریان داشته باشه و از حالت عادی بزرگتر و سفت‌تر بشه. سکس توی عصبانیت انزال رو طولانی‌تر هم میکنه. بنابراین بدون هیچ توجهی بهش با وجود درد و لذت پلاگ توی کونش، تندتر و شدیدتر تلمبه می‌زدم.

تقریبا بعد نیم ساعت سکس و تغییر پوزیشن‌های مختلف زمان ارگاسم من رسید. اجازه دادم با احساسات تمام به ارگاسم نهایی برسه. به آرومی طناب‌ها رو باز کردم و توی تخت بغلش کردم و همزمان با تلمبه زدن ناله‌هام رو بیشتر کردم. چشم بند شو برداشتم و شدیدتر تلمبه زدم و ناله‌هاش به اوج رسید.

با همدیگه ارگاسم شدیم و گوشه لب شو بوسیدم و به آرومی در آغوشم بیهوش شد…

در طول این جلسه ۶ بار اسلیو به ارگاسم رسید که ۳ تای آخر موقع سکس بود. پس از ارگاسم آخر و تقریبا ۳ ساعت جلسه BDSM خستگی لازم برای خواب عمیق رو داشت.
زیاد اهل صحبت کردن در مورد خاطرات نیستم. گاهی اوقات برای آرامش روان خودم می‌نویسم. بدون شک پارتنرهایی که در خاطرات ازشون یاد میشه، نسبت به نوشتن خاطره و حفظ هویت‌شون آگاهی دارند.

اونتاشگال . مهر ۱۳۹۹ . عکس‌ها از mysteryman

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

راهنمای مردان برای ارسال عکس عریان و Nude

هیچ زمانی نسبت به الان برای حرفه‌ای بودن در هنر گرفتن سلفی‌های برهنه، مناسب نبوده است. از آنجایی که بسیاری از مردم در حال انجام وظیفه شهروندی‌شان و رعایت فاصله گذاری اجتماعی به منظور جلوگیری از شیوع کرونا هستند، نمی‌توان تاثیر آن را بر موضوعی در نظر نگرفت: همه به شدت حشری هستند و هر روز نیز از پیش از روز قبل حشری‌تر می‌شوند!

ما ایزوله شده و تنهاییم، با روز‌هایی که در خانه به کش و قوس دادن خودمان، مانند کویری بی پایان سپری می‌شوند. بازدید سایت‌های پورن بالا رفته و فروشگاه‌های لوازم سکسی فروش خوبی دارند، برنامه‌های تماس تصویری نیز به خوبی کار می‌کنند. نمی توانم این موضوع را تضمین کنم که قطعا همه بیش از قبل دلشان سکس می‌خواهد، اما واضح است که همه ما کمتر از آن برخورداریم. نیاز به ارتباطات، خصوصا ارتباطات سکسی انکار ناپذیر است. الان وقت Nude یا عکس عریان فرستادن است!

در این اینفوگرافیک به شما می‌آموزیم که چطور به بهترین و جذاب‌ترین شکل ممکن عکس Nude بفرستید. متن این اینفورگرافیک توسط دوست عزیزم ماتیلدا از سایت GQ ترجمه و در راستای مجموعه مقالات «سکس، چت» منتشر می‌شود. انتشار این اینفوگرافیک در هر رسانه‌ای به شرط عدم حذف لوگو و نام اونتاشگال آزاد است.


دانلود نسخه اصلی با کیفیت بالا مناسب برای چاپ

فرستادن عکس برهنه برای دیگران ترکیب جالبی از ریسک است، یعنی آسیب پذیری و صمیمیت جنسی – برخی از مهم‌ترین اجزای حشریت! اگر زمانی این کار تابو بود، امروزه دیگر عادی است. تحقیقی نشان داد که حدود یک سوم افراد زیر ۴۵ سال سابقه ارسال عکس نود را دارند و اگر این آمار در این دوران قرنطینه افزایش نیافته باشد واقعا جای تعجب دارد. کسانی که در این تحقیق شرکت کرده‌اند هرکدام یکی از طرفین یک چت سکسی بوده‌اند، اما چگونه باید از لاس زدن سکسی به نود گرفتن و نود فرستادن رسید؟ و چگونه می‌توانید از خودتان یک عکس هات بگیرید؟ اجازه دهید برخی از قانون‌ها را برای شما بگویم.

مقدمه چینی مهم‌ترین قسمت است

هرچقدر هم که رو در رو یا مجازی با شخصی صحبت می‌کنید، باز هم برهنه دیدن بدن شما برهنه دیدن شماست. بنابراین هیچوقت نباید شخصی را با عکس نود غافلگیر کنید مگر این که رابطه طولانی داشته باشید و مرتبا بدن برهنه خود را به یکدیگر نشان می‌دهید. باشه؟ علنا شما تنها برای کسی باید نود بفرستید که از شما درخواست کرده است، اما شما باید به همان گونه‌ای در زندگی واقعی نیز خواهید بود، سلفی‌هایی از کونتان یا عکس‌هایی در یک اتاق hot را آماده کنید.

پس می‌خواهید قبل از دیدن چیزی با گفتن حرف‌های سکسی تغییری ایجاد کنید. همچنین طبیعی است که قبل از فرستادن عکسی از او بخواهید که عکسش را برایتان بفرستد، اما اگر واقعا می‌خواهید که قبل از دریافت، ارسال کننده باشید، بدانید که این کار ظرافت زیادی می‌طلبد. کلید اصلی این کار پرسیدن این است که آیا طرفتان آمادگی دیدن چیزی را دارد. می‌توانید با جمله «من خیلی تحریک شدم، می‌تونم یه عکسی بفرستم؟» شروع کنید. یا می‌توانید کمی زیرک‌تر باشید، مثلا «خیلی دلم می‌خوادمی‌تونستم نشونت بدم چقد کیرم سفت شده» و اجازه دهید او مکالمه را ادامه داده و بپرسد.

این که شخصی برای شما نود بفرستد لزوما به این معنی نیست که انتظار دارد شما نیز بفرستید. همچنان قبل از جبران کردن باید به او آمادگی بدهید و مطمئنا، هرگز مجبور نیستید. پس برای ارسال و دریافت Nude یکدیگر را تحت فشار قرار ندهید.

کون‌ها هرگز شکست نمی خورند، اما برای برهنه شدن حق انتخاب دارید

کون همه جوره خوب به نظر می‌آید، پس از نشان دادن آن نترسید. همانگونه که کِلی می‌گوید: «من دیدن کون و ران افراد را دوست دارم. صادقانه بگویم آقایان به اندازه کافی کون خود را به ما نشان نمی‌دهند.» اگر فکر می‌کنید نمی‌توانید در زاویه درست قرار بگیرید از یک اینه استفاده کنید، یا روی شکم خود بخوابید و از بالای شانه عکس بگیرید.

اما از عکاسی از قسمت‌های سکسی نارایج‌تر بدنتان نترسید. نیکول ۲۵ ساله از شیکاگو می‌گوید: «من عاشق موی سینه‌ام، برای همین هم لاس زدن با کسی را شروع کردم که این موضوع را می‌دانست و بیشتر از آنکه از کیرش برایم عکس بفرستد، از بالاتنه خود می‌فرستاد.» خیلی از کسانی که می‌شناسم، عکس‌های با حالت تیشرت بالازده شده را بسیار می‌پسندند، مارینا ۲۳ ساله می‌گوید: «بهترین نودی که تا به حال دریافت کرده‌ام پسری بود که تیشرتش را با دندان‌هایش بالا گرفته و سینه و شکم و شرت خود را به نمایش گذاشته بود.»

لازم نیست عکس برهنه کامل بگیرید

متاسفانه همگی از پتانسیل خطر عکس‌های عریان آگاهیم. مطمئنا در یک دنیای ایده آل این مسئله که شخصی بدنی برهنه دارد مسئله اساسی نیست، اما واضح است که ما در چنین دنیایی زندگی نمی‌کنیم. پس برای ایجاد تعادل صورت و هرگونه تتوی شاخصی را از عکس خود کات کنید البته اگر می‌توانید و می‌خواهید این حد از احتیاط را داشته باشید. همچنین بدانید که برای سکسی بودن مجبور نیستید عکس کاملا برهنه از بدن خود بگیرید. در واقع حتی عکس‌هایی با لباس زیر اغلب هات‌تر از یک عکس کاملا برهنه ساده هستند. همانگونه که ماکسول ۳۳ ساله از شیکاگو می‌گوید: «اگر پسری لباس زیری سکسی بپوشد و با آن ژست بگیرد، بشدت عاشقش می‌شوم. عکس کیر نسبت به یک زیرپوش سکسی خوب هیچ چیزی ندارد.» از چیدمان هنرمندانه روتختی خود به گونه‌ای که قسمت‌هایی از بدنتان که مایل نیستید دیده نشود، نترسید. هنر نودهای سلفی در واقع نشان دادن این است که چه چیزی دارید، نه نشان دادن هرآنچه دارید!

نور مناسب 

متوجهم که این کار تولید فیلم با کیفیت بسیار بالا نیست، اما لطفا بدانید نورپردازی عاملی است که باعث می‌شود برخی از ما در سلفی‌ها «خیلی خوب» به نظر آمده و برخی مثل یک خانم عادی در حالت‌های دیگر به نظر بیاییم. استفن ۲۶ ساله از لس آنجلس می‌گوید:«دوست پسر من فیلترهایی روی نودهایش می‌گذارد و همیشه عکس‌هایش را در حد یک عکس عالی برایم ارتقا می‌دهد!»

احتمالا نورهای سقفی دوست خوبی نیستند. نورهای طبیعی، مثل آفتاب بعد از ظهر را مدنظر قرار دهید، یا اگر می‌خواهید عکس جالب‌تری بگیرید، از نور چراغ مطالعه استفاده کنید. نکته دیگر این که منبع نور همیشه باید در مقابل شما قرار بگیرد، نه پشت سرتان.

همچنین درباره موقعیت دوربین که خیلی مهم است، کلی ۳۵ ساله از سان فرانسیسکو می‌گوید: «پسرها اغلب از بالا و زاویه دید خود از کیرشان عکس می‌گیرند، چیزی که کمترین جذابیت را دارد.» او درست می‌گوید! گوشی باید همسطح سینه یا پایین‌تر باشد و هرچه با فاصله بیشتری از بدنتان قرار گیرد، بهتر است. ممکن است سخت به نظر برسد، اما تایمر‌های دوربین را برای همین گذاشته اند، همچنین در حال حاضر بعد از ظهرهایتان را چگونه می‌گذرانید؟ پس تلاش کنید.

این کار را بیش از حد جدی نگیرید – نتیجه معکوس دارد

لازم نیست در عکس‌ها گلبرگ رز سرخ روی تخت باشد یا بروید کنار ماشین عکس بگیرید (بهتر است بگویم هرگز این کار را انجام ندهید.) در واقع شیطون و لاس زن بودن مهمتر از زیادی جدی یا سلطه‌پذیر بودن است و احتمالا بیشتر به چشم می‌آید. حتی مجبور نیستید کارهای سکسی خاص و عجیبی انجام دهید.

اگر همچنان برای گرفتن یک بازخورد خوب در تلاشید، گاهی ضبط یک فیلم صمیمانه‌تر و طبیعی‌تر از عکس جلوه می‌کند. همانگونه که جینجر ۲۱ ساله از نیگارا به آن اشاره می‌کند: «یکبار شخصی ویدیویی از خودش در یک محوطه، بدون تیشرت، در حال ریختن غذا در بشقابش فرستاد و آن فیلم تقریبا مرا کشت.» جودی ۲۷ ساله از سیدنی نیز تاکید کرده و می‌گوید: «ویدیوهای گستاخانه مورد علاقه من هستند. وقتی که با کیرشان حرکتی می‌زنند… آه من می‌میرم.»

لازم نیست که در اینجا مثل یک مدل سکسی عکس و فیلم بگیرید. اینکار نباید به شکل اجبار یا تلاشی سخت به نظر آید. باید خودتان نیز از پروسه انجام دادنش لذت ببرید. ارسال نود برای دیگران باید باعث تحریک خودتان هم شود. سخت گیری بیش از حد خوب نیست.

هر مدلی که دوست دارید نود بفرستید اما خواهش می‌کنم این قول را به من بدهید: لطفا، لطفا، لطفا هرگز نود با جوراب، خصوصا جوراب سفید ساق بلند، نفرستید! تمام لذت و شهوت دیدن بدن شما آقای سکسی با دیدن جوراب سفید از بین می‌رود.

عکاسی یک هنر ویژه و خارق العاده است. با عکاسی شما می‌توانید بهترین خود را نمایش دهید. سعی کنید خلاق باشید و برای هیجان‌زده کردن کراش خود، بیشتر تلاش کنید. یک مرد بالغ در کنار کاندوم ذخیره، همیشه چند عکس Nude حرفه‌ای با خود آماده و همراه دارد!

اونتاشگال . مهر ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

آموزش اسلیو، ۷ نکته برای برده تازه کار

من لونا کی‌ام با ۴۲ سال سن، به عنوان یک برده حرفه‌ای (که پیشتر به عنوان یک تحت سلطه شناخته می‌شدم، و قبل از آن هم به وی عنوان یک خود آزار داده بودند) هم زمانی یک تازه کار بودم، بله واقعا روزی تازه کار بودم! وقتی که تازه وارد این سبک از زندگی شدم، همواره با چشمانی باز حرکت کردم، همواره هیجان و البته یک اندازه مناسب از احتیاط وجود داشت و بالاخره متوجه شدم یک موضوع واقعی برای تمایلات تحریک کننده‌ای که در ذهنم هستند، وجود دارد. این زمان برای من بسیار دشوار بود زیرا می‌خواستم همه کارها را در این گرایش تازه شناخته انجام دهم و این دنیای جدید را فوراً کشف کنم. حالا خوشحالم که به اندازه کافی سریع نبودم.

اگر شما خود را علاقه‌مند به ساب‌میسیو، مازوخیسم و کلا بردگی می‌دانید، بهتر است عجله نکنید و این ۷ نکته که کاش در ابتدای BDSM میشناختید را با دقت مطالعه کنید. این مقاله برای کسانی که به سرعت می‌خواهند همه چیز را تجربه کنند و یاد بگیرند، کاملا مناسب است.

این نوشته در دسته‌بندی سبک زندگی قرار دارد. در موضوع سبک زندگی شما را با روحیات، رفتار و روش زندگی افرادی که به BDSM گرایش دارند، آشنا می‌کنیم. مقالات سبک زندگی واقعیت‌های افرادی که با این گرایش زندگی می‌کنند را بهتر نشان می‌دهد.برخی از مقالات این دسته به سبک ترجمه آزاد هستند که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. از دوست عزیزم میلادمسافر برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادگیری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله در توسط لونا کی ام در وبلاگ آموزش ساب‌میسیو منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


خوشبختانه من یک ارتباط آگاهی بخش داشتم، تماسی آنلاین از جانب یک دامیننت یا کنترل کننده داشتم که به من گفت قبل از پریدن به ناحیه کم عمق استخر، ابتدا از حاشیه‌های استخر لذت ببرم و مهارت‌های لازم را در حاشیه یاد بگیرم!

من هرگز نمی‌توانم آن گونه که باید به اندازه کافی از ایشان برای توصیه‌های مفید و موثرشان تشکر کنم. این توصیه‌ای است که من می‌خواهم به هر فرد با گرایش Submissive بودن، بدون توجه به سن و تجربه شما، بگویم. قبل از تجربه کردن همیشه زمان کمی آموزش و مقداری دانش می‌تواند به دست بیاید. این آموزش می‌تواند شما را ایمن نگه دارد، می‌تواند شما را آگاه‌تر کند، می‌تواند از شما محافظت کند و عین حال می‌تواند سرگرم کننده هم باشد.

پیش از هر چیزی بگویم که این یک راهنمای همه جانبه درباره BDSM نخواهد بود. من اطلاعات بسیار زیادی دارم که بتوانم آنها را برای شما تعریف کنم. کاری که امیدوارم با این نوشته انجام دهم این است که دانش عملی برای تجربه کردن به شما ارائه دهم، به گونه‌ای که هر چه جستجو کنید حداقل ابزار لازم برای ادامه یادگیری را با اعتماد به نفس خواهید داشت.

گرایش BDSM بیان کننده چه چیزی است؟

تعاریف زیادی در مورد BDSM وجود دارد و افراد زیادی در مورد آن نوشته‌اند طوری که من مطمئن نیستم که آیا دوباره صحبت کردن در مورد آن در اینجا واقعا نیاز است یا خیر. اما با دیدن تمام سوالات و ابهاماتی که در انجمن‌ها و چت‌های آنلاین و توییتر درباره BDSM پرسیده می‌شود، فکر می‌کنم ممکن است حرف‌های من توسط کسی خوانده شود و چیزهای جدیدی یاد بگیرد.

واژه BDSM یک اصطلاح خلاصه شده برای کلمات Bondage ، Discipline، Dominance، Submission، Sadism، Masochism است. هر یک از این کلمات به تنهایی یک اَبَر اصطلاح هستند که واژگان دیگری نیز در زیر آنها وجود دارد. در اصل، هرگونه گرایش به Kink [کینک چیست؟] تحت یکی از این دسته‌ها قرار می‌گیرد. همیشه خوب است که دایره لغاتی مفید از اصطلاحاتی که اغلب توسط افراد ماهر در سادومازوخیسم بکار می‌رود را استفاده کنید و اگر یک کلمه را درک نکردید، باید در مورد آن مطالعه کنید. برای تمرین BDSM لازم نیست همه واژگان را بدانید، اما اگر واقعاً کنجکاو هستید، فرهنگ لغات BDSM در اینترنت وجود دارد.

مطالعه بیشتر: الفبای BDSM

علاوه بر دانستن برخی از کلمات و اصطلاحات، دانستن درباره برخی از انتظارات و تجربیات در سبک زندگی BDSM هم می‌تواند به شما کمک بزرگی کند. تبدیل شدن به طرف تحت سلطه در ذات رابطه D/s دقیقاً مانند هر رابطه دیگری است اما با یا یک تفاوت بسیار مهم. نقش‌ها از قبل تنظیم شده‌اند و مثل یک رابطه معمولی در جریان و قابل تغییر نیستند. کنترل‌گر و کنترل شونده هرگز نقش‌ها را تغییر نمی دهند (مگر اینکه در شرایط توافق کرده باشند) و رابطه به شدت به همین ذات ادامه می‌یابد. افراد می‌توانند در اتاق خواب بازی کنند و فقط این نقش‌ها را در همان فضا محدود کنند و یا می‌توانند در طول زندگی نقش خود را ایفا کنند.

در رابطه BDSM هیچ کدام از نقش‌ها بزرگتر یا کم ارزش‌تر نیست. نقشی که افراد در رابطه خود می پذیرند کاملا  شخصی و منحصر به فرد است و نشانی برای برتری یکی بر دیگری نیست. لزوما نباید فانتزی‌های مشابه هم داشته باشید اگر چه که پذیرش آن‌ها موجب احساس نزدیکی بیشتر می‌شود و به نوعی لطف یک طرف به طرف دیگر است. موارد بسیاری وجود دارد که هرگز از آنها با عنوان لذت بخش یا سرگرم کننده یاد نمی‌کنم ، اما می‌توانم از تمایل دیگران به آن‌ها، آن را بفهمم و گاهی برای آن‌ها آن را انجام دهم.

لزوما با هر کسی که در رابطه BDSM آشنا شوید، نمی‌خواهد بخشی از یک انجمن یا گروه با این گرایش باشد. شما نمی‌توانید کسی را به همه نشان دهید و بلند اعلام کنید که گرایش سلطه پذیری دارد. سادومازوخیسم برای بیشتر افراد هنوز در کمد و مخفیگاه است و این کار برای آنها خوب نیست که از خفا بیرون بیاورید. کسانی که می خواهند بخشی از یک انجمن یا گروه باشند می‌توانند تجربه و دانش شخصی شگفت انگیزی را برای خود جمع آوری کنند که همه، از جمله افراد جدید، می‌توانند از آن بیاموزند.

یک: آیا این یک سبک زندگی است؟

رابطه و گرایش BDSM برای من یک سبک زندگی است. من همیشه آن را زندگی می‌کنم، این چیزی است که من هستم. این مورد با بیش از نیمی از جمعیت شناخته شده BDSM رخ نمی‌دهد. دامنه مشارکت‌ها در رابطه بسیار متفاوت است. نمی‌توانم بگویم که اعداد دقیقی را می‌دانم، اما می‌دانم که از بین ده نفری که با گرایش کینکی که می‌توانم در یک اتاق ملاقات کنم، هفت نفر از آنها احتمالا به عنوان فردی با سبک زندگی BDSM معرفی نمی‌شوند. من با این موضوع مشکلی ندارم و ما هنوز هم می‌توانیم درباره گرایش خود حرف بزنیم و از دست یکدیگر نیز ناراحت نشویم زیرا ما انسان‌ها هیچ وقت دقیقا مثل هم نیستیم، قبول دارید؟

نقش‌های مختلفی وجود دارد که می توانید در BDSM داشته باشید، از Top ، Dominant یا Master گرفته تا پایین، مطیع و برده. همچنین بسته به نوع چیزی که می‌خواهید، در این نقش‌ها نیز تغییراتی وجود دارد. شما می‌توانید در یک نقش ددی/دخترک یا مامی/پسرک فعال باشید. همچنین می‌توانید در یک خانواده Poly Master/اسلیو باشید که در آن Alpha هستید. شما فقط می توانید عاشق کینک و چیزهای سرگرم کننده و اسباب بازی های جنسی در اتاق خواب باشید. همه در دسترس شماست.

دو: تغییر بزرگ چیست؟

رابطه BDSM برای کسانی که با انواعی از آن سرو کار دارند، کار بزرگی است زیرا افق زندگی و نگاه آنها را از نظر جنسی، فکری، عاطفی یا هر سه مورد، تغییر می‌دهد. سادومازوخیسم همیشه بر محور رابطه جنسی نیست، اما می‌تواند سکس هم باشد. برخی از ما آن را تقریباً یک گرایش جنسی می‌دانیم. من به تازگی به این بینش رسیده‌ام که گرایش جنسی نه تنها می‌تواند هویت جنسی خاص شما را توصیف کند بلکه تفاوت در نحوه لذت بردن از رابطه جنسی را نیز توصیف می‌کند.

به عنوان مثال، کسی که دارای یک گرایش شدید اما سالم است، این نوع از فتیش را به عنوان یک الزام در رابطه جنسی لازم می داند و مانند دگرجنسگرا، همجنسگرا یا دوجنسگرا بودن برای هر فرد دیگر است. برای کسی مثل خودم، اگر هیچ بازی از جایگاه قدرت یا SM وجود نداشته باشد، رابطه جنسی انجام نخواهد شد. من از سکس معمولی و وانیلا همان لذت از رابطه جنسی ارباب و برده‌ای و تحت سلطه را ندارم. این به معنای این نیست که نمی توانم رابطه جنسی منظم داشته باشم، فقط ترجیح من SM است.

با درک از احساس در جریان در سری فیلم‌های Fifty Shades of Grey، تعداد بیشتری از افراد نقش  D/s و BDSM را به اتاق‌های خواب خود آوردند. با این هجوم مردم، مهم است که برای بسیاری از افراد BDSM فقط یک تجربه بازی گاه به گاه است، در حالی که دیگران D/s و kink را در برخی از ابعاد زندگی و روابط خود اعمال می‌کنند. BDSM در حال تغییر مردم و ارائه راه‌هایی برای بیان آنها است که ممکن است مردم قبلاً هرگز از آن مطلع نبوده‌اند و حتی بابت آن خود را بیمار می‌پنداشتند!

سه: آیا من عادی هستم؟

بله ، خیلی هم عادی و سالم هستید. یکی از اولین سؤالاتی که افراد جدید با گرایش سلطه پذیری از خود می پرسند این است که آیا آنها به خاطر تمایل به کارهایی که انجام می‌دهند عادی هستند؟ این حس می‌تواند میل به کنترل شدن، تحقیر یا خدمت کردن به ارباب باشد. هر چیزی که به نظر می‌رسد در خارج از چتر وانیلا سکس قرار دارد می‌تواند باعث شود فرد تازه کار طبیعی بودن آنها را زیر سؤال ببرد. این یک مرحله عادی برای شروع در این رابطه است.

پیشنهاد مطالعه: تحقیقات علمی در زمینه رابطه ارباب و برده

همه افراد یک بار از خود یا دیگری این سوال را می‌پرسند. بارها از خود سوال کرده‌ام و هر بار با درک بهتری از خودم و آنچه در زندگی می‌خواهم بیرون آمده‌ام. هیچ دلیلی برای ترس از چیزهای جدید و متفاوت وجود ندارد. ممکن است متوجه شوید که این چیزها ارزش توجه شما را دارند و می‌توانند شما را به روشی که هرگز فکر نمی‌کردید خوشحال کنند.

به عنوان مثال، حتی اگر هرگز به این فکر نکرده اید که Bondage را امتحان کنید، یک روز دوست داشته‌اید بدانید که این فضا اصلا چگونه است. مشکلی نیست که سعی کنید بفهمید چه احساسات و تمایلاتی نسبت به آن داشته‌اید. اگر فهمید که عاشق آن هستید، فقط یک چیز مهم است و آن اینکه باید همه چیزهایی را که می‌توانید یاد بگیرید و از آنها لذت ببرید. اگر فهمیدید که واقعاً یک تمایل جدی به سمت آن وجود ندارد، می‌توانید آن را در لیست No Thank you قرار دهید. در هر صورت، بسیار طبیعی و انسانی است که برای کشف چیزهای متفاوت و جدید اقدام کنید.

در مورد کارها یا تمایلاتی که می‌توانند خطرناک باشد یا خطراتی ایجاد کند، چطور؟ آیا این بدان معناست که شما یک فرد مخاطره آمیز هستید؟ نه واقعا. هر کاری که می‌کنید خطرات دارد، حتی رانندگی و رفتن به فروشگاه یا این طرف و آن طرف هم می‌تواند به یک تصادف مرگبار ختم شود. فقط به این دلیل که خطرات وجود دارد به معنای این نیست که باید به خواسته‌های خود پشت کنید.

پس چه چیزی عادی است؟ چگونه می توان آنها را در زمینه BDSM تعریف کرد؟ در واقع خیلی راحت نیست. تعریف طبیعی بودن برای هر شخصی متفاوت است. همین تصور متفاوت هم در طول زندگی تغییر می کند. بنابراین درک شما از عادی بودن در این لحظه با ۵ سال یا حتی ۵ ماه آینده یکسان نخواهد بود.

احساسات ناخوشایندی که در زمان مواجهه با موضوعی کاملاً جدید تجربه می کنید، هیچ ارتباطی با طبیعی بودن یا حتی پذیرش آن ندارد. وقتی احساسات خود را به عنوان حالت عادی خود بپذیرید، احساس عادی بودن خواهید کرد. هزاران نفر در سراسر جهان تمام وقت در حال کشف چیزهای جدید و مهیج هستند. پس خوش بگذرونید!

در رابطه BDSM هرچیزی که نوعی تجاوز نباشد و به زور و ناخواسته اعمال نشود، مشکلی ندارد. باید برای انجام آگاهانه کارها توافق کنید.

چهار: شما باید چیزهای جدید را امتحان کنید، اما همه چیز مناسبت شما نیست

یکی از نقاط قوت انسان‌ها این است که دوست دارند چیزهای جدیدی امتحان کنند و این توانایی را دارند. به عنوان یک فرد تازه کار با گرایش سلطه پذیر، شما احتمالاً از اینکه از حباب خود خارج شوید نگران هستید چون می‌خواهید چیزی را امتحان کنید که برای زمانی طولانی در ذهن شما ترسناک و در عین حال هیجان انگیز به نظر می‌رسد. من می‌خواهم شما را تشویق كنم كه حداقل یک بار یک کار مورد علاقه خود را امتحان کنید. حتی دو بار اگر از اولین پاسخ خود به آن مطمئن نیستید.

اشکالی ندارد اگر فهمیدید که لذتی از آن نمی‌برید، اشکالی ندارد اگر نظر خود را تغییر دهید و اشکالی ندارد اگر شخص دیگری آن را دوست دارد اما شما اینطور نیستید. نکته اصلی امتحان و کشف کردن این است که با یک ذهن باز آن را انجام دهید، بدون اینکه تحت تاثیر پیش داوری‌ها قرار گرفته باشید و هر پاسخی را که گرفتید، بپذیرید. برای مثال، اگر تصوراتی از بسته شدن با طناب را داشته‌اید و بارها و بارها با آن تصورات به ارگاسم رسیده‌اید، اما تجربه واقعی متفاوت از آن بود، شما چند گزینه برای انتخاب دارید:

  • می توانید تصمیم بگیرید که در فانتزی‌ها خیلی بهتر بود، اما از این که آن را امتحان کردید خوشحالید و به این زودی‌ها دوباره آن را تکرار نخواهید کرد.
  • ممکن است بفهمید که این شخص، این موقعیت و یا این بازه زمانی بوده است که روی حس شما به اجرای فانتزی تأثیر داشته است و می توانید وقتی شرایط مطلوب‌تر شد، دوباره آنرا امتحان کنید.
  • شما می‌توانید تصمیم بگیرید که یک بار کافی بود و به سراغ فانتزی بعدی بروید.

تمایل یا گرایش‌هایی وجود دارد که ممکن است برای شما وحشیانه یا غیر قابل قبول باشند، این گرایش‌ها می‌توانند کارهای متفاوتی باشند، از توهین کلامی تا آسیب های جسمی با استفاده از شلاق یا چیزهای دیگر، مهم این است که بدانید قرار نیست شما همه آن‌ها را امتحان کنید یا حتی به آن‌ها نگاه کنید، کافی است بپذیرید همه این تنبیه‌ها و دردها هم می‌تواند برای افراد دیگری تحریک کننده یا حتی لذت بخش باشد.

برای هر اتنخابی تنها کافی است ذهن خود را باز نگه دارید.

پنج: آیا دیگران با کاری که انجام می‌دهید مشکل دارند؟ بله، خب، مهم نیست

من در بالا گفتم که شما ممکن است با رفتارهای خیلی متفاوتی روبرو شوید که ممکن است شما را اذیت کند یا باعث تعجب شما شود که چطور ممکن است کسی آن را جالب بداند. همچنین می‌تواند اینگونه باشد که شما متوجه شوید یک گرایش خیلی خاص یا منحصر به فرد دارید که تعداد خیلی کمی در آن مانند شما هستند. حتی ممکن است متوجه شوید که هیچ کس آن گرایش را دوست ندارند ولی شما شدیداً به آن تمایل دارید.

اجازه ندهید هیچ کدام از این افکار شما را آزار دهد. من می‌دانم که گفتن این کار خیلی ساده‌تر از انجام آن است، اما یاد می‌گیرید پوستی کلفت داشته باشید زیرا افرادی وجود خواهند داشت که ذهن بسته‌ای دارند و تنها روش و شیوه خود را قبول دارند و هر رویه دیگری را نه به دلایل منطقی که تنها به این دلیل که با میل آنها یکی نیست، رد می‌کنند. حقیقت این است که این افراد نباید برای شما اهمیتی داشته باشند.

موضوع مهم این است که شما چطور زندگی خود را کشف و به خواسته‌های خود احترام می‌گذارید و چه احساسی در مورد جایگاه خود در رابطه BDSM دارید. اعتماد به نفس شما سکسی است و تمایلات شما مهم‌تر است نسبت به اینکه دیگران در مورد افکار شما چه فکری می کنند. آن را اینطور تصور کنید: چه فایده‌ای برای شما دارد که دیگران در مورد چیزی که فکر می‌کنید لذت بخش است یا راهی مناسب برای سبک زندگی شما است، چه فکری می کنند؟ اگر از این تمایلات متنفر باشند یا دوری کنند، آیا در میزان لذت شما فرقی می کند؟

احتمالاً خیلی کم. پس آنچه هستید را در آغوش بکشید

شش: باید فانتزی خود را کشف کنید اما همه فانتزی ها راحت به زندگی واقعی وارد نمی شوند

من کمی به این موضوع اشاره کردم و باید بپذیریم که همه فانتزی‌ها هم در عمل خوب کار نمی‌کنند و برخی دیگر نباید قلمرو رویاهای شما را ترک کنند. دلیل این امر احتمالاً باعث فرار شما نخواهد شد. خطرات ایمنی یا انتظاراتی وجود دارد که در زندگی واقعی ممکن نیست. به عنوان مثال اگر فانتزی برای آسیب جدی زدن، شکنجه واقعی یا خفه کردن دارید بگذارید در همان فضای ذهن شما باقی بمانند. این تمایلات ربطی به BDSM ندارند. ایمنی همه طرف‌ها در هر شرایطی بسیار مهمتر از هر خواسته یا تمایلی است که دیگران ممکن است داشته باشند. به همین ترتیب، خیال پردازی‌هایی وجود دارد که قانون یا اخلاق را نقض می‌کند، مانند پدوفیلی یا شکنجه حیوانات یا دید زدن و فیلم گرفتن از اعضای خانواده که واقعا باید جزئی از یک خیال باقی بماند و اگر زندگی شما را مختل می‌کند باید به روانشناس مراجعه کنید.

به این ترتیب، شما می توانید بسیاری از موارد را شبیه سازی کنید تا چیزی مانند فانتزی خود را بدون آسیب و در سایه ایمنی تجربه کنید. من داستانی از کسی را شنیدم که می خواست با همسر خود (بدون مرگ واقعی) نکروفیلی را تجربه کند. برای واقعی‌تر کردن این فانتزی، شریک همسرش شبانه به یک گورستان خصوصی رفت و بیش از یک ساعت داخل یک قبر کاملا برهنه مستقر شد و از سرمای زمین و هوای سرد یخ زد. سپس، در زمان توافق شده، مرد به گورستان رفت اما با جسد یخزده همسرش روبرو شد. از لبخندهای نقش بسته روی صورت زن، می شد حدس زد که از این تجربه لذت می برده است، اما آیا ارزشش را داشت؟

خلاق و مبتکر باشید و کاری کنید که فانتزی‌های خود را طوری تجربه کنید که باعث پشیمانی برای خود یا دیگران نشوید.

هفت: افراد دیگری با گرایش‌هایی مثل شما هستند اما اولین کسی که دیدید، بهترین فرد برای شما نیست

اینکه یک نفر دقیقا دوست دارد که مثل شما رابطه جنسی داشته باشد به این معنی نیست که برای شما شاخته شده است. رابطه جنسی یک بخش از شخصیت هر فرد را تشکیل می‌دهد و نزدیک بودن سلیقه‌ها دلیلی برای تبدیل شدن یک فرد به پارتنر برای شما نیست.

درست است، من این را گفتم. شما حتماً سراسر جهان را در جستجوی شخصی که علاقه‌مند به همان گرایش‌های شما باشد می‌گردید و وقتی یکی را پیدا کردید، به شما می‌گویم لحظه‌ای دست نگه دارید و فکر کنید. در آن لحظه خاص خیلی سخت است که فکر کنید، درست می‌گویم؟ پس از تمام فانتزی‌ها و آرزوها آن شخص با تمایلاتی درست مانند شما روبروی شما نشسته است و در این لحظه مهم و هیجان انگیز باید متوقف شویم؟ آیا امکان پذیر است؟

خب، بنابراین دو سناریو در اینجا وجود دارد. شما می‌خواهید دعواهای زیادی با شخصی داشته باشید که گرایش کینکی مانند شما دارد ولی ممکن است شخص دیگری هم باشد و سازگاری بیشتری هم با روحیات غیر کینکی شما داشته باشد؟ بسیار خوب، به بخت و آینده خود لگد بزنید اگر واقعاً نیازی به سازگاری در بقیه موارد زندگی ندارید و این چیزی است که شما به دنبال آن هستید.

اما اگر می‌خواهید در رابطه‌ای باشید که در گرایش کینک از آن لذت ببرید، حتی اگر دقیقا مانند خواسته‌های شما نباشد اما در بیرون از kink هم سازگاری و لذت وجود داشته باشد، پس با اولین آشنایی هیجان‌زده نشوید، بدانید که می‌توانید دوباره و دوباره آن را امتحان کنید، افراد دیگری را هم ببینید و تصمیم‌گیری کنید. این کار مانند یک قرعه کشی نیست اما ممکن است شما چند باری هم شانس نیاورید تا اینکه با فرد مناسب برخورد کنید. قبل از ذوق زده شدن با دیدن اولین کسی که گرایش‌هایی شبیه شما دارد، خود را تسلیم می‌کنید؟ به موضوعات و تاثیرات آنها در زندگی غیر kink خود هم توجه کنید. شاید خوش شانس باشید و همان اولین نفر فرد مناسب باشد اما اگر نبود، فکر نکنید گوهر گران بهای خود را از دست خواهید داد، آن هم برای همیشه!

یک رابطه تنها به معنای تحقق یک فانتزی، خاص نیست، بلکه رویای تحقق فانتزی‌های یکدیگر است. حتی اگر ماه‌ها یا سال‌ها به دنبال کسی بوده‌اید و این اولین کسی است که به شما بله را گفته است، من این رابطه را دوست دارم ولی شما با همه روابط سازگار نیستید، این به معنای پایان رابطه نیست. دامنه روابط بسیار بزرگتر از فانتزی‌های ما است.

این موضوعات برای کسانی که به تازگی با عنوان BDSM آشنا شده‌اند معمولاً پیش می‌آیند. اولین سلطه گری که با شما ملاقات می‌کند لزوماً همان ارباب رویایی شما نیست. تا زمانی که آنها را بطور کامل نشناسید، تسلیم کسی نشوید و مطمئن باشید که با او سازگار هستید. وی را بارها ملاقات کنید، در زمان‌ها و شرایط مختلف، چند بار و چند بار قبل از اینکه رابطه Kink خود را با او آغاز کنید.

اگر بعد از گذشت زمان انتخاب خود را تایید کردید و حس خوشحالی در رابطه داشتید، این شخص واقعا سلطه‌گر و ارباب رویای شما است، پس به دنبال آن بروید. بهترین آرزوها را برای شما دارم.

در هیچ بخش از زندگی عجله نکنید. به خصوص در رابطه و پیدا کردن شریک. شما نمی‌توانید انسان‌ها را تغییر دهید. پس اگر کسی را مناسب خود ندیدید، برای ایجاد رابطه پافشاری نکنید. درس اول صبر است. با شکیبایی و آرامش در این رابطه گام بردارید.

اونتاشگال . مهر ۱۳۹۹ . Photos by Krzysztof Niewiadomski

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

راهنمای جامع باندیج یا طناب بازی شیباری

به احتمال زیاد، هنگامی که به دنیای جذاب BDSM وارد می‌شوید، با باندیج با طناب مواجه می‌شوید. ممکن است فکر کنید که این عمل نوع دیگری از بستن و نگهداری است، اما برخلاف دستبند، باندیج با طناب بسیار فراتر از محدود کردن یک برده بازیگوش است. این کار یک مهارت مطلق و نامحدود بوده و نوعی از هنر است که تنها تعداد معدودی از افراد می‌توانند آن را ماهرانه انجام دهند.

آیا این نوع طناب‌بازی علاقه شما را برانگیخته است؟ شانس با شما یار است چرا که ما اینجاییم تا به دنیای اغوا کننده باندیج با طناب شیرجه بزنیم. از مبدا و شروع آن گرفته تا راهنمایی عملی کامل. شما این مقاله را با یادگیری چگونگی انجام دادن باندیج معروف ژاپنی، شیباری به پایان خواهید رساند.

این نوشته در دسته‌بندی مهارت قرار دارد. در موضوع مهارت به شما هرآنچه که در طول جلسه ارباب و برده لازم دارید تا یاد بگیرید و ماهرتر شوید، آموزش داده می‌شود. برخی از مقالات این دسته به سبک ترجمه آزاد هستند که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادگیری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله در مارس ۲۰۲۰ در وبسایت Lauvette منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


باندیج طناب یک فعالیت در BDSM است که امکان بستن و محدود کردن سابمیسیو را به دامیننت می‌دهد. این کار نیروهای محرک میان دامیننت و سابمیسیو را با قدرت بالا برقرار ساخته و برای هر دو طرف تحریک کننده است. دامیننت از تحت سلطه کامل بودن برده‌اش لذت برده و سابمیسیو بسته شده نیز از اسیر دیگری بودن تحریک می‌شود.

باندیج اروتیک چه زمانی و از کجا آغاز شد؟

این عمل از کینباکو (Kinbaku) آمده است، هنری در ژاپن که شامل گره زدن هنرمندانه و اروتیک است. کینباکو در بین قرن‌های ۱۷ تا ۱۹، دوره تاریخی ادو پیشین (حدود سال‌های ۱۶۰۰ تا ۱۸۶۰ میلادی) هنگامی که سیو ایتو (Seiu Ito) به آموختن و تحقیق درباره هوجوتسو، هنربستن اُسرا در جنگ پرداخت، شکل گرفت.

سرانجام در سال ۱۹۵۰ کینباکو به واسطه مجلاتی نظیر کیتان کلاب (Kitan Club) و یومکیری رومانس ( Yomkiri Romance) که اولین عکس‌های باندیج برهنه را منتشر کردند، به شکل گسترده‌ای در ژاپن معروف شد. در سال ۱۹۶۰ نمایش‌ها و شو‌های سادومازوخیستیک شروع به شکل گرفتن کردند. در این شو‌ها ساب در حالی که توسط یک متخصص طناب‌بازی به شکل زیبایی بسته بود، نمایش داده می‌شد. این هنر رشد کرده و ادامه یافت تا در سال ۱۹۹۰ عبارت «شیباری» یا به بیان ساده «بستن دکوری» شکل گرفت و اکنون این کلمه برای توصیف هنر باندیج کینباکو بسیار مورد استفاده است.

حال در دنیای مدرن، کینباکو و شیباری با تاثیر بر تکنیک‌ها و استایل‌های گوناگون باندیج در جلسات BDSM، بسیار شناخته شده‌اند.

چرا باید باندیج طناب شیباری را امتحان کنید؟

حال که درباره این این فعالیت کینکی و ریشه آن آموخته‌اید، ممکن است تعجب کنید که چرا مردم باید از چنین چیزی لذت ببرند. حتی ممکن است به نتیجه‌ای مبهم رسیده باشید که این کار فقط بستن و باز کردن دیگری است. اما برای برخی، باندیج اروتیک وضعیت جسمی، روانی، احساسی و سکسی آن‌ها را بهبود بخشیده است. برای توضیح کامل این مزایا در ادامه فواید انجام باندیج طناب را به شما نشان می‌دهیم.

۱- از نظر اقتصادی به صرفه است

برخلاف سایر فعالیت‌های BDSM شما برای انجام باندیج طناب تنها به مقداری طناب و قیچی تیز نیاز دارید. برخلاف دستبند‌ها که تنها برای اهداف و نواحی خاص قابل استفاده هستند، طناب‌ها انعطاف پذیرند. اگر در جلسه آتی بخواهید تکنیک یا گره‌ای کاملا متفاوت را امتحان کنید، به سادگی می‌توانید گره‌های قبلی را باز کرده و دوباره از آن استفاده کنید.

۲- شما را خلاق می‌کند

باندیج با طناب هنر‌های وابسته به احساسات شما را بیدار می‌کند. در هر جلسه می‌توانید گره جدیدی را امتحان کرده و یا حتی اکسسوری‌های جدیدی را برای زیبا کردن کار اضافه کنید.

۳- تبدیل به هنر می‌شوید

هنگامی که دامیننت با خلاقیتش بازی می‌کند، سابمیسیو به نوعی اثر هنری تبدیل می‌شود. اگر به دنبال بهترین راهکارها برای کاوش و گرامی داشتن بدن خود می‌گردید، این فعالیت کینکی فوق العاده است.

۴- برای یک بازی خشن عالی است

باندیج با طناب احساس بی دفاعی شدیدی برای برده به همراه دارد. هنگامی که برده برای فرار تقلا می‌کند، این بسته و اسیر بودن برای دام خیلی تحریک کننده است. همچنین اگر در یک رابطه مورد رضایت یا خارج از رضایت طرفین قرار دارید، از آنجایی که ساب‌میسیو هیچ کنترلی بر آنچه برای او رخ می‌دهد، ندارد، این کار جواب می‌دهد.

۵- شما را از نظر جسمی متناسب‌تر می‌کند

انجام دادن پوزیشن‌های مختلف و کج کردن بدن انعطاف و طاقت زیاد هر دو طرف را می‌طلبد. این کار سلامت جسمانی شما را بهبود بخشیده و با هربار بازی طناب، اندام شما متناسب‌تر می‌گردد.

۶- به بهبود اضطراب کمک می‌کند

براساس مقاله‌ای از مجله Vice، باندیج طناب یکی از روش‌هایی است که می‌تواند استرس و اضطراب را رهایی بخشد. با بسته شدن، احساس تعلق به دیگری در شما به وجود می‌آید، فکرهای اضطراب آور‌ کاهش یافته و بر فعالیت‌های وابسته به حواس متمرکز می‌شوید. اما پیش از آنکه این کار را به عنوان امری نتیجه بخش برای کاهش اضطراب خود برگزینید، بدانید که برای هرکسی جواب نمی‌دهد. همچنان بهترین روش برای کنار آمدن با اضطراب رجوع به پزشکان و روانشناسان متخصص است.

۷- استرس را کاهش می‌دهد

به گفته این مقاله تخصصی شیباری از ایندیپندنت، باندیج طناب برای برخی نوعی مدیتیشن و اثرات ذهنی به ارمغان می‌آورد. این فعالیت زمزمه‌های ریز مسئولیت‌های روزانه را ساکت می‌کند. بنابراین اگر به دنبال راهی کینکی برای رهایی استرس خود می‌گردید، باندیج را امتحان کنید.

۸- برای فعالیت‌های عاری از خشونت، فوق العاده است

برای زوج‌هایی که ترجیح می‌دهند در بخش مهربان‌تر طیف فعالیت‌های BDSM باشند، باندیج طناب یکی از بازی‌هایی است که احتمالا مناسب باشد. فقط مطمئن شوید که بر بستن و نه زدن تمرکز می‌کنید!

تکنیک‌های باندیج طناب

با فهمیدن این مزایا، مطمئنیم که حال شما نیز برای تجربه باندیج طناب اغوا شده‌اید. اما قبل از این که شروع به بستن شخصی کنید، باید تکنیک‌های آن را بیاموزید. در اینجا برای هر تکنیک ویدئو مربوطه را به شما نشان می‌دهیم.

تکنیک‌های باندیج بازو

اگر به تازگی می‌خواهید یک ریگر (استاد کار با طناب) شوید، بهتر است با تکنیک‌های ساده شروع کنید. ابتدا با بازوهای برده خود تجربه کنید. در ادامه تکنیک‌هایی برای باندیج بازو آورده‌ایم که می‌توانید آن‌ها را امتحان کنید.

۱- گره دستگیری

همچنین به عنوان گره فوق بازویی شناخته می‌شود. مچ‌های سابمیسیو با یک نگهدارنده مثل دستبند یا گره طناب بالای سرش محکم شده، سپس آن را به یک کمربند (از جنس طناب یا زنجیر) در میانه کمر یا نقطه اتصالی دیگر متصل کنید. در مقایسه با سایر تکنیک‌های باندیج این لیست، این یکی از ساده‌ترین روش‌ها است. همچنین می‌توانید از آن به عنوان یک گرم کردن یا قسمتی از مقدمه سکسی بازی استفاده کنید. اگر به قلقلک بازی علاقه دارید نیز این باندیج ساده خیلی خوب به کار می‌آید.

با تماشای ویدیوی زیر به خوبی می‌آموزید چگونه انجامش دهید.

۲- شلیک تفنگ

با نام دیگر تیپ شیباری. نامتقارنی این باندیج مشابه تفنگ است و به همین علت اینگونه نامگذاری شده است. برای انجام دادن این باندیج، در حالی که بازویی از بالای شانه به سمت عقب آمده، دست دیگر از پایین به پشت می‌آید. در فیلم ۳ دقیقه‌ای زیر این باندیج را دقیق‌تر بیاموزید.

۳- عبادتگر معکوس

همانگونه که از نامش مشخص است، این تکنیک مشابه پوزیشن سنتی عبادت است با این تفاوت که بازوها بجای قرار گیری در جلو، پشت بدن قرار می‌گیرند. در این پوزیشن بازوهای سابمیسیو در پشتش بسته شده و دستانش با انگشتانی صاف درحالی کف دست‌ها یکدیگر را لمس می‌کنند در میانه شانه‌ها قرار می‌گیرند. برای دانستن بیشتر درباره این تکنیک ویدیو زیر را تماشا کنید.

تکنیک‌های باندیج بالاتنه

پس از آن که در تکنیک‌های باندیج بازو حرفه‌ای شدید، می‌توانید به باندیج کامل بالاتنه بپردازید. دقت کنید باشد که برخی از پوزیشن‌ها به شکل قابل توجهی چالش برانگیز‌تر از تکنیک‌های باندیج بازو هستند. پس پیش از امتحان آن‌ها مطمئن شوید که برده‌‌تان کاملا با تکنیک‌های پایه باندیج خو گرفته است.

۴- بستن جعبه‌ای

برای این فن، سینه و قسمت فوقانی بازوها بسته شده، سپس با گره‌هایی به قسمت پایین تنه متصل می‌شوند. پس از بسته شدن گره‌ها، بازوهای ساب توسط طنابی که به نقطه میانی بازوها متصل است بی حرکت، ثابت و به شکل موازی با یکدیگر در پشتش قرار می‌گیرند. اگر برای یادگیری این باندیج مشتاقید، ویدیوی زیر را تماشا کنید.

۵- هارنس ستاره ای/پنتاگرام

این تکنیک زیبای رضایت بخش بشدت به عنوان لنگری برای سایر باندیج‌ها مناسب است. این باندیج شکلی ستاره ای و مشابه سمبل‌های جادوگری ایجاد می‌کند. برای یادگیری قدم به قدم این باندیج دو ویدیو از  theduchy.comm و twisdted monk برایتان آورده‌ایم.

۶- باندیج شینجو سینه

این تکنیک شامل بستن طناب به دور سینه‌های زن شده و اغلب به شکلی پیچیده اما با الگوهایی بسیار زیبا صورت می‌گیرد. این باندیج‌ را می‌توان با سایر لایه‌های باندیج نیز ترکیب کرده و باهم انجام داد. اگر به دنبال باندیجی برای خلع حرکت کردن برده‌‌تان می‌گردید این را امتحان کنید. خوشبختانه pulse and cocktails این ویدیوی خودآموز جامع و کامل را فراهم دیده‌اند. اگر می‌خواهید آن را بیاموزید، ویدیو را تماشا کنید.

تکنیک‌های باندیج پایین تنه

پس از یادگیری تکنیک‌های پایه بستن بازوها و بالاتنه، نوبت پرداختن به چیزی غیرعادی است. اگر به تازگی می‌خواهید این دو تکنیک را بیاموزید، با برده‌‌تان خیلی مهربان و آرام رفتار کنید چون این تکنیک‌ها ناحیه انشعاب پاها را در بر می‌گیرند.

۷- طناب دو شاخه

همچنین شناخته شده به عنوان مانتاوا یا ساکورا. بخشی از این باندیج شامل بستن طناب به دور کمر زن می‌شود. سپس طناب با وارد کردن دردی لذت بخش در ناحیه تناسلی از میان لوب‌های آن می‌گذرد. اگر به دنبال آموزشی ساده و ظرف می‌گردید، ویدیوی زیر از کیتی ریآ مناسب شماست.

۸- بستن قورباغه‌ای

این نوع از باندیج پایین تنه اسلیو را کاملا بی حرکت نمی‌کند اما او را در وضعیتی حساس و خیلی در دسترس قرار می‌دهد. پای اسلیو از ناحیه زانو کاملا خم شده و ساق پای هر پا به طور جداگانه به ران همان پا بسته می‌شود. در نهایت اسلیو پوزیشینی مشابه یک قورباغه می‌گیرد. با این تکنیک اسلیو همچنان می‌تواند حرکت کند، اما با حرکات ناشیانه و تقلای بسیار. (برای بازی تحقیر عالی است!). به این تکنیک علاقه‌مند شدید؟ این پسرهای هات از باندجکس آموزشی مرحله به مرحله برای این پوزیشن تدارک دیده اند.

تکنیک باندیج کل بدن

و حالا مرحله اصلی! پس از آنکه باندیج‌های بازو، بالاتنه و پایین تنه را به خوبی آموخته، انجام داده و در آن‌ها حرفه‌ای شدید، بازی باندیج طناب خود را ارتقا داده و باندیج‌های کل بدن را امتحان کنید.

۹- بستن توپ

برای این تکنیک ساب با جمع کردن زانوهایش در بغل و آوردنشان به سمت شانه‌ها خود را به شکل توپ در می‌آورد. نکته‌ای که مهم است، مطمئن شوید پاها به اندازه کافی بالا آورده شده و ران‌ها در مقابل سینه قرار می‌گیرند و نه شکم.(در غیر این صورت ممکن است تنفس ساب دچار اختلال شود.) برای یادگیری بیشتر درباره این تکنیک جذاب و چگونگی انجام دادنش این آموزش را از ASI BDSM ببینید.

۱۰- هوگتای

برای این پوزیشن، تمام اندام‌های ساب در پشتش جمع شده و به یکدیگر بسته می‌شوند. از آنجا که این باندیج دسترسی خوبی به نواحی امن بدن مثل باسن و ران‌ها می‌دهد، برای بازی ضربه می‌تواند انتخاب خوبی باشد. ویدیوی آموزشی زیر را برای یادگیری کامل ببینید.

۱۱- بستن خرچنگی

در این تکنیک، در حالی که آرنج‌ها در کنار زانو قرار گرفته، مچ‌های سابمیسیو به ساق پا بسته می‌شوند. در انتها ساب تنها می‌تواند پاهایش را باز و بسته کرده و کمی بچرخد یا شاید بتواند به شکل تحقیرآمیزی راه برود! اگر به امتحان کردن این پوزیشن تمایل دارید، ویدیوی آموزشی زیر را ببینید.

۱۲- بستن میگو

با تاریخچه‌ای ۳۰۰ ساله از ژاپن که در آن زمان برای شکنجه و بازجویی از آن استفاده می‌کردند. پس از آن این پوزیشن به یکی از باندیج‌های معروف و پرطرفدار در جامعه BDSM تبدیل شده است.

برای این باندیج، ساب چهارزانو نشسته و قوزک‌های پا درحالت ضربدری به یکدیگر بسته می‌شوند. پس از آن طناب به دور گردن و پشت ساب حلقه زده و به سمت پاها برمیگرد. این کار به دفعات تکرار می‌شود تا به استحکام مناسب برسد. ویدیوی آموزشی مرحله به مرحله زیر را برای یادگیری بیشتر تماشا کنید.

۱۳- هارنس طنابی

به دنبال تکنیکی عالی برای gram می‌گردید؟ باندیج کارادا یا هارنس طنابی را امتحان کنید. این باندیج شامل بستن طناب به دور بدن سابمیسیو به حالی پیچیده و شبکه‌ای شکل است. برخلاف سایر تکنیک‌هایی که در این لیست آموزش داده شد، این باندیج حرکات برده را محدود نمی کند بلکه تنها فشاری بر روی نواحی بسته شده وارد می‌کند، همچنین می‌تواند با سایر انواع باندیج نیز ترکیب شود. در ادامه فیلم فوق العاده ای را برای یادگیری ساده این باندیج مشاهده می‌کنید.

نکات مهم در باندیج با طناب

حال که به انتهای تکنیک‌های باندیج رسیدیم؛ می‌توانیم میل به بستن و بسته شدن را حس کنیم، اما لطفا صبور باشید. باندیج طناب فعالیتی مهارت آمیز است که نیازمند تحقیق و یادگیری فراوان است. به همین منظور نکاتی از باندیج را که باید قبل از پرداختن به این فعالیت حساس به یاد داشته باشید آورده‌ایم.

  1.  درباره علایق و محدودیت‌هایتان صحبت کنید
    قبل از این که در باندیج طناب شرکت کنید، با پارتنر‌تان گفتگو کنید. پارتنر‌تان باید برای این کار مشتاق بوده و برای پذیرفتنش هیچ فشاری را متحمل نشود. پس از آنکه از رضایت یکدیگر مطمئن شدید می‌توانید درباره علایق و محدودیت‌های خود صحبت کنید. آیا تکنیک‌های خاصی هست که پارتنر‌تان دوست دارد امتحانشان کند؟ پوزیشن‌هایی هستند که هیچ تمایلی به آن‌ها نداشته باشد؟ قبل از انجام دادن هر فعالیتی این مسائل را مشخص کنید.
  2.  آناتومی پایه را بیاموزید
    بدانید که گروه‌های عضلات و دسته‌های اعصاب در کجا قرار دارند. باید دانش شما به اندازه کافی باشد تا از نواحی ایمن و ناامن برای بستن اطلاع داشته باشید.
  3. مطمئن شوید که طناب کافی دارید
    پیش از این که به سرعت به بستن گره‌ها بپردازید ببینید که آیا به مقدار کافی طناب مجهز هستید؟ این که در میانه کار و هنگامی که هر دو حسابی گرم شده‌اید ببینید برای گره‌های اساسی طناب کافی ندارید ضدحال خیلی بزرگی است. همچنین تنها از طناب‌های BDSM استفاده کنید! این نوع از طناب‌ها برخلاف طناب‌های صنعتی جوری ساخته شده‌اند که با پوست مهربان باشند. همچنین می‌توانید انواع مختلفی از طناب‌های BDSM مثل طناب‌های کنفی، پشمی یا نایلونی را امتحان کنید.
    ‌ ‌ ‌
  4. اسباب بازی‌های BDSM را به بازی خود اضافه کنید
    درگیر بازی حواسید؟ بازی با نوک سینه؟ بازی دما؟ بازی قلقلک؟ فعالیت خود را با استفاده از اسباب بازی‌های BDSM مثل چشم بندها، قلقلک کننده‌ها، پدل، شلاق و شمع‌های ماساژ هیجان انگیز‌تر کنید.
  5. قیچی مخصوصی آماده داشته باشید
    در شرایطی که برده شما نیاز دارد سریع از میان طناب‌ها خارج شود، باید کاتری اورژانسی مثل قیچی تیز در دسترس باشد.
  6. به رول‌پلی بپردازید
    لباس بپوشید! اگر می‌خواهید معلمی امر و نهر کننده، رئیسی ترسناک یا گربه‌ای ملوس باشید، کاستم‌های زیادی وجود دارند که می‌توانید تهیه کرده و تمایلات رولپلینگ خود را ارضا کنید.
    ‌ ‌
  7. همیشه برده‌ خود را طی فعالیت چک کنید
    همیشه هنگامی که شخصی را می‌بندید طی فعالیت او را چک کنید. به نظرات غیرشفاهی‌اش گوش دهید. مطمئن شوید که طی فعالیت با شما در ارتباط است و حرف می‌زند. همچنین تا حد ممکن او را تنها نگذارید. حتی اگر به چیزی نیاز داشتید بیش از یک دقیقه او را تنها نگذاشته و هرگز انقدر دور نشوید که صدایش را نشنوید.
  8. افترکر را فراموش نکنید
    پس از همه چرخش‌ها و بازی‌ها، حتما پس از پایان بازی باندیج از سابمیسیو خود مراقبت کنید. چیزی که دوست دارد را به او ارائه دهید. چه حمامی گرم باشد چه در آغوش گرفتن، کمی خوراکی یا حتی زمانی برای تنهایی!

خلاصه این آموزش

باندیج طناب یکی از اغوا کننده و چالشی‌تری فعالیت‌های BDSM است که برخلاف طبیعت خوفناک و پیچیده‌اش فواید متعددی را برای خوب بودن وضعیت جنسی افراد به همراه دارد.

تنها لازم است که ابتدا کار با طناب‌ها را بیاموزید. قبل از انجام هر فعالیتی باید بدانید که چگونه به خوبی راهنماهای قبل و بعد و حین فعالیت، تکنیک‌های متفاوت باندیج را اجرا کنید.

مطمئنا با دانش و تمرین کافی می‌توانید به خوبی از این فعالیت هیجان انگیز لذت ببرید.

طناب‌بازی یا باندیج به تنهایی می‌تواند یک هنر باشد! با سلیقه باشید و ماهرانه روی بدن پارتنر خود نقش‌های هنری خلق کنید. حتما در جریان باندیج مراقب جریان خون در بدن پارتنر باشید و از او کارهایی مثل تلاش برای باز کردن دست خود را نخواهید!

اونتاشگال . شهریور ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

راهنمای جامع برای شروع رابطه باز

رابطه باز یا اوپن رلیشن دقیقا چیست؟ بستگی دارد چه کسی به این سوال پاسخ دهد. دو تعریف متفاوت وجود دارد. طبق تعریف اول «رابطه باز» عبارتی است که به عنوان یک چتر تمام مدل‌های روابط غیر تک نفره را پوشش می‌دهد، مثل چندهمسری، هوس‌رانی، بی بند و باری و چند پارتنری. این تعریف بر این مبناست که تک‌پارتنری یعنی بسته بودن رابطه و تمام سایر اشکال غیر تک‌پارتنری روابط باز هستند.

تعریف دوم و رایج‌تر می‌گوید روابط باز نوعی از روابط چندپارتنری هستند که زیر چتر اخلاقی این دسته از روابط قرار می‌گیرند. روابط باز معمولا به این صورت هستند که دو طرف در ابتدای شروع رابطه با یکدیگر توافق می‌کنند تنها رابطه جنسی و نه رابطه عاطفی خود را به روی دیگران بگشایند. بنابر این از آنجا که امکان وجود رابطه با شخصی غیر از شخص اصلی، چهارچوب «روابط باز» است، برای آن که بفهمید منظور دقیق فرد از رابطه باز چیست، باید از او بپرسید. در این نوشته برای شما به صورت کامل و جامع اوپن رلیشن یا رابطه باز را شرح می‌دهیم.

این مقاله با موضوع «کانال چهارم، صداقت» نوشته شده است. روابط چند نفره، تک پر بودن، خیانت کردن، هیزی، بی غیرتی، عشق خدایی، عشق بدون سکس و موارد این چنینی در میان آدم‌ها بیشتر دیده می‌شود. در گذشته نیز گرایش‌هایی مانند کاکولدیم یا بی‌غیرتی وجود داشت اما به صورت عمومی کسی چیزی نمی‌گفت. به واسطه اینترنت امروزه بیشتر در این مورد صحبت می‌شود و زوج‌ها با آن آشنایی دارند. از آنجایی که باور دارم ازدواج و رابطه داشتن به معنی محدودیت خودخواسته نیست، تصمیم گرفتم فعالیت موضوع جدید وبلاگ با عنوان «کانال چهارم، صداقت» را آغاز کنم.

مقاله فعلی به سبک ترجمه آزاد در وبلاگ منتشر می‌شود. نوشته‌های ترجمه آزاد با هدف بیان واقعیت‌ها از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله فوریه ۲۰۲۰ در مجله پزشکی HealthLine منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


پیش از مطالعه این مقاله، اینفوگرافیک معرفی انواع روابط را ببینید.

آیا رابطه باز همان چند پارتنری است؟

خانم لیز پاول، نویسنده کتاب «Building Open Relationships»، روانشناس و مربی سکس دوستانه LGBTQ تعریف زیر را برای روابط باز ارائه می‌دهد:

چندپارتنری یا رابطه باز تمرین یا تمایل یک رابطه عاطفی یا صمیمی با بیش از یک شخص به صورت همزمان است که تمامی افراد در رابطه از آن مطلع و نسبت به آن رضایت دارند.

بنابراین خیر، چندپارتنری همان رابطه باز نیست. با وجود این که داشتن رابطه عاطفی با بیش از یک شخص در چندپارتنری کاملا مجاز است، در روابط باز لزوما اینگونه نیست.

مربی سکس، آقای دیوید فراست، اشاره می‌کند که اغلب افرادی که به چندپارتنری تمایل دارند، این مسئله را به عنوان بخشی از شخصیت خود می‌دانند، دقیقا مشابه افراد گی یا افرادی با تمایلات کینکی. معمولا افرادی که در یک رابطه باز هستند اصلا حس نمی‌کنند که ساختار فعلی رابطه آن‌ها چیز عجیبی است.

این رابطه با خیانت فرق دارد

افراد درگیر یک رابطه باز بر سر داشتن سکس یا رابطه عاطفی با اشخاص دیگر، با هم توافق می‌کنند. همچنین خیانت کردن امری غیراخلاقی شناخته می‌شود اما روابط باز در صورتی که درست پیش برود، کاملا اخلاقی هستند. در روابط باز خیانت اشکال دیگری دارد. برای مثال دروغ گفتن در این نوع رابطه یک خیانت بزرگ به حساب می‌آید.

علت اصلی در این نوع رابطه چیست؟

نکته و علت خاصی وجود ندارد. عموما افراد به علاقه‌مند به این نوع رابطه، به این علت وارد رابطه باز می‌شوند که فکر می‌کنند لذت، عشق، رضایت، ارگاسم یا هیجان بیشتری برای آن‌ها خواهد داشت.

دلایلی که ممکن است به یک رابطه باز تمایل داشته باشید:

  • شما و پارتنرتان عشق زیادی برای بخشیدن دارید و باور دارید که می‌توانید این عشق را به بیش از یک نفر ابراز کنید.
  • دوست دارید رابطه جنسی را با شخصی با جنسیت متفاوت از پارتنر خود تجربه کنید.
  • میل جنسی شما و پارتنرتان با یکدیگر هماهنگ نیست.
  • یک پارتنر آسکشوال (بدون میل جنسی) است و دیگری دیوانه سکس.
  • یکی از طرفین علایق و فانتزی‌های کینکی داشته و می‌خواهد آن را تجربه کند و دیگری تمایلی به این مسئله ندارد.
  • دیدن (یا شنیدن درباره) سکس پارتنر خود با شخصی دیگر بسیار برای شما تحریک کننده است.

چگونه متوجه شویم این رابطه برای ‌ما خوب است؟

متاسفانه سنجش صحیح بودن این نوع از رابطه برای اشخاص به سادگی پر کردن یک تست آنلاین و تصمیم گیری بر اساس نتایج آن نیست.

  • با کشف آن که چرا به چندپارتنری علاقه دارید و این مسئله برای شما چه معنی دارد شروع کنید. در طول رشد خود چه سیگنال‌هایی درباره تک‌پارتنری دریافت کردید؟
  • دقیق بگویید که چرا دوست دارید رابطه خود را باز کنید. آیا به این علت است که احساسات خود را بر شخص دیگری گسترش داده و دوست دارید کار بیشتری انجام دهید؟ آیا به این علت است که شما و پارتنر خود نیاز‌های فراوانی دارید و بهتر می‌دانید که از بیش از یک نفر برای رفع آن‌ها کمک بگیرید؟
  • حال به خود اجازه دهید تصور کنید اگر در یک رابطه باز بودید زندگی شما چگونه می‌شد. وارد جزئیات شوید. کجا زندگی خواهید کرد؟ آیا بچه‌ای خواهید داشت؟ آیا پارتنرتان نیز پارتنرهای دیگری خواهد داشت؟ چه نوعی از سکس را می‌خواهید تجربه کنید؟ چه نوعی از عشق؟ این فانتزی چه حسی به شما می‌دهد؟
  • در مرحله بعد، درباره غیرتک همسری اخلاقی بیشتر بیاموزید. با مطالعه درباره روابط باز و ادبیات چندپارتنری شروع کنید. در صورتی که می‌توانید به میتینگ‌های گروه‌های چندپارتنری بروید و زوج‌هایی که از این سبک زندگی پیروی می‌کنند را در اینستاگرام و توییتر دنبال کنید.

رابطه باز چه مزایایی دارد؟

مزایای زیاد! قطعا دلیلی وجود دارد که بیش از یک پنجم زوج‌ها تجربه چنین رابطه ای را داشته یا چنین رابطه‌ای دارند! [منبع] برای برخی این رابطه به معنای سکس بیشتر است!

پاول می‌گوید: « من عاشق چندهمسری هستم زیرا شخصی تنوع طلب بوده و دیوانه تجربه چیزهای جدیدم و با سکس با آدم‌های مختلف و متعدد این علاقه را ارضا می‌کنم. همچنین من گنجایش زیادی برای اجبار دارم – که برای لذت دیگری لذت است – همچنین دیدن ارگاسم و لذت کامل پارتنرم مرا خوشحال می‌کند.»

خانم دانا مکنیل، تراپیست خانواده و ازدواج و موسس Relationship Place در سن دیگو کالیفرنیا، می‌گوید «اگر سرانجام به بسته بودن رابطه خود پایان دهید، تمرین غیر تک‌همسری اخلاقی می‌تواند به افزایش توانایی افراد در حل مسائل و مشکلات، برقرایی ارتباط و تعیین محدودیت کمک کند. این مسئله همواره زوجین را مجبور می‌کند چیزی را که واقعا از آن لذت برده و به آن نیاز دارند بشناسند.»

آیا این روابط زیانی هم دارند؟

هیچ زیانی در روابط باز وجود ندارد مگر آن که اشخاص با دلایل و منطق اشتباه وارد آن شوند. یعنی با خود صادق نباشند و به همدیگر دروغ بگویند.

پاول می‌گوید: «غیر تک‌همسری می‌تواند مشکلات شخصی قبلی رابطه را تشدید کند. اگر در ارتباط گرفتن با دیگران مشکل دارید، مجبور بودن به ارتباط با دیگران به شکلی عمیق تر، با اشخاص بیشتر و درباره موضوعاتی متنوع‌تر می‌تواند به شما شانس بیشتری دهد تا پیامدهای آن را به عنوان یک دلیل تجربه کنید.»

دومین چیزی که در اینجا صدق می‌کند این است که شما آدم غیرصادق، حسود یا خودخواهی باشید. در این حالت به جای تحت تاثیر قرار گرفتن یک نفر از نتایج این اخلاقیات، چندنفر درگیر می‌شوند.

پاول می‌گوید: «غیر تک‌همسری و چند پارتنری قرار نیست رابطه‌ای که پایه‌های استواری ندارد را، درست کند.» بنابراین اگر به این دلیل می‌خواهید رابطه خود را باز کنید، به احتمال قوی منجر به تمام شدن رابطه می‌شود. برای اوپن رلیشن باید رابطه شما کاملا سالم و قوی باشد!

چگونه باید این مسئله را با پارتنر خود مطرح کنید؟

قرار نیست پارتنر خود را «قانع» کنید که وارد یک رابطه باز شود. یعنی زور و اجباری نباید در کار باشد. با یک «جمله خبری» شروع کنید و سپس حرفتان را به سمت پرسش سوال ببرید، مثلا:

  • «داشتم درباره روابط باز می‌خواندم و فکر کنم چیزیست که دوست دارم امتحانش کنم. آیا راحتی که درباره این مسئله صحبت کنیم؟»
  • «داشتم درباره سکس داشتن با آدم‌های دیگه فکر می‌کردم، فکر کنم دوست داشته باشم امتحانش کنم. تا حالا درباره روابط باز فکر کردی؟»
  • «فکر کنم تماشای سکس یکی دیگه با تو خیلی هات باشه. تا حالا دلت خواسته یک نفر دیگر را به اتاق خواب خود دعوت کنیم؟»
  • «میل جنسی من از وقتی داروهای خاصی مصرف می‌کنم خیلی کم شده، داشتم فکر می‌کردم شاید بهتر باشه رابطه خود را باز کنیم تا تو برخی از نیازهای جنسیت رو برطرف کنی. فکر می‌کنی بخواهی درباره این مسئله صحبت کنیم؟»

اگر واقعا می‌خواهید در یک رابطه باز باشید و پارتنرتان با قاطعیت این پیشنهاد را رد می‌کند، احتمالا این ناسازگاری برطرف نشدنی است.

مک نیل می‌گوید: «در آخر، اگر یکی از طرفین در رابطه‌ای قدیمی عمیقا دوست دارد رابطه‌ای باز داشته باشد و دیگری نه، شاید بهتر باشد به جدا شدن فکر کنید.»

مطالعه بیشتر: چگونه به کسی بگویید در رابطه باز هستید؟

قوانین زمین بازی را چگونه تعیین می‌کنید؟

صریح بگویم: این سوال اشتباه است. برای آنکه بفهمید چرا، لازم است تفاوت میان محدودیت، توافق و قانون را بدانید.

پاول می‌گوید:ر«محدودیت چیزی است که به خود شما مربوط می‌شود. قلب، زمان، ذهن و بدن شما»

بنابراین شما می‌توانید برای خود محدودیت ایجاد کنید و با شخصی که با اشخاص دیگر سکس بدون کاندوم دارد، بدون کاندوم سکس نکنید. شما نمی‌توانید برای کسی که پارتنرتان با او سکس دارد محدودیت ایجاد کنید که چگونه سکس داشته و چگونه از کاندوم استفاده کنند.

پاول می‌گوید: «محدودیت به جای پارتنرمان، ما را متعهد می‌کند و مسئولیتی بر دوش ما می‌گذارد. محدودیت قدرت بیشتری به شخص می‌دهد.»

توافق‌ها می‌توانند توسط هرشخصی که تحت تاثر آن هاست بازبینی شوند

پاول توضیح می‌دهد: «اگر من و پاتنرم توافق کرده باشیم که همواره از کاندوم و دنتال دم و دستکش هنگام رابطه با پارتنر دیگر استفاده کنیم اما پارتنرم و یکی از پارتنرهایش نخواهند از این محدودکننده‌ها استفاده کنند، باید بشینیم و توافقی بنویسیم که هر سه ما با این مسئله راحتیم.»

توافق کردن روشی بسیار همدلانه و با ارزش برای زوج‌هایی است که به دنبال شخص سومی برای اضافه کردن به زندگی زناشویی خود می‌گردند.»

اغلب احساسات، تمایلات و نیازهای شخص سوم (گاهی به این شخص یونیکورن گفته می‌شود) از زوجین اهمیت کمتری دارد. در اینجا توافق‌ها به شکل قانون ظاهر می‌شوند.

پاول می‌گوید: «قانون چیزی است که یک یا دو نفر آن را وضع می‌کنند برای اطرافیان خود و آن اشخاص حق اظهار نظری ندارند.»

در صحبت عامه، «قوانین» تلاش‌هایی هستند برای کنترل رفتار و احساسات پارتنر خود!

پاول می‌گوید: «میل به قانون گذاری اغلب برخواسته از شروط تک‌همسری است که می‌گوید پارتنر ما نمی‌تواند بیش از یک شخص را دوست بدارد یا اگر شخص بهتری پیدا کند ما را ترک خواهد کرد.»

اگرچه خیلی از افراد تازه وارد می‌خواهند با قانون‌گذاری پیش بروند، پاول در این باره به آنها هشدار می‌دهد.

او می‌گوید: «معمولا قوانین با صلب قدرت و غیراخلاقی بودنشان در رابطه پایان می‌یابند، بهتر است با محدودیت‌های شخصی شروع کنید.»

چه محدودیت‌های احساسی باید قائل شوید؟

به گفته پاول، اکثر زوج‌ها هنگامی که پای احساسات می‌آید وسط می‌خواهند قوانینی وضع کنند که مانع عاشق شدن شوند. ذهنیت غالب عشق را یک وسیله محدودکننده می‌داند که منجر به شکست می‌شود.

پاول می‌گوید: «مهم نیست که چقدر خوب خود را می‌شناسید، واقعا نمی‌توانید پیش بینی کنید که ممکن است عاشق چه کسی شوید.»

بنانبر این به جای وضع قوانین «هر احساسی مممنوع»، پاول پیشنهاد می‌کند تجدید نظر کرده و این سوالات را از خود بپرسید:

  • من چگونه عشق را نشان می‌دهم؟
  • چگونه عشق را دریافت می‌کنم؟
  • من هرچندوقت یکبار نیاز دارم پارتنر خود را ملاقات کنم که احساس ارزشمند بودن داشته باشم؟
  • می‌خواهم زمان خود را چگونه تقسیم کنیم؟ چقدر به تنهایی نیاز دارم؟
  • می خواهم چه اطلاعاتی بدانم؟ چگونه می‌خواهم درباره خود بگویم؟
  • فضای خود را با چه کسی و تحت چه شرایطی به اشتراک خواهم گذاشت؟
  • برای نشان دادن رابطه ام به دیگران در استفاده از چه کلماتی راحت ترم؟

در واقع باید بدانید شما چقدر نسبت به دیگران مزیت و برتری دارید و دو طرف باید به خوبی بدانند چقدر عشق را به یکدیگر ابراز می‌کنند.

چه محدودیت‌های جسمی و جنسی باید قائل شوید؟

محدودیت‌های سکسی و جسمی رایج اغلب روی مدیریت ریسک‌های جنسی بنا شده اند، چه محدودیت‌های جنسی مجاز و چه محدودیت هایی مجاز نیستند و اگر/چه زمانی/چگونه می‌توانید آن‌ها را ابراز کنید. برای مثال:

  • چه کسی و چگونه حق لمس بدن مرا دارد؟ آیا قسمت‌هایی وجود دارند که دوست نداشته باشم لمس‌شان کنم یا لمس کنند؟
  • هر چند مدت یکبار آزمایش خواهم داد و چه آزمایش‌هایی؟ آیا تست PREP را خواهم داد؟
  • چگونه، چه زمانی و برای چه فعالیت‌هایی از ابزار پیشگیری استفاده خواهم کرد؟
  • چه هنگام با افراد درباره این مسئله که آخرین بار چند وقت پیش آزمایش دادند و تا به حال چه کارهایی برای سلامت و امنیت جنسی خود انجام داده‌اند صحبت خواهم کرد؟
  • اسباب‌بازی‌هایم را چگونه استفاده کرده، به اشتراک گذاشته و تمیز خواهم کرد؟
  • در چه مکانی راحت ترم سکس داشته باشم؟
  • PDA یا نمایش عمومی محبت برای من چه معنی دارد؟ برای داشتن رابطه پابلیک با چه کسی راحت ترم؟

هر چند وقت یکبار باید محدودیت‌ها را با پارتنر اصلی خود بازنگری کنید؟

بدون شک شما نمی‌خواهید بیش از آنچه چیزی را زندگی می‌کنید در تله پروسه روابط خود قرار بگیرید، اما قاعدتا بازنگری‌هایی خواهید داشت. شاید با یک قرار ایستاده شروع کرده و آن را به چیز نارایج‌تری تبدیل کنید چون چیزهای بیشتری ‌را درک می‌کنید.

چگونه از وضعیت رابطه خود با یک پارتنر ثانویه صحبت می‌کنید؟

فورا!

پاول می‌گوید: «چندپارتنری بودن شما ممکن است عامل پایان دهنده به رابطه برای آن‌ها باشد، همچنین که تک‌پارتنری بودن آن‌ها ممکن است عامل پایان رابطه برای شما باشد، بنابر این لازم است همان ابتدا درباره این مسئله صحبت کنید.»

برای آموزش بهتر چنین چیزهایی را می‌توانید بگویید:

  • «قبل از آن که رابطه‌مان جدی شود، دوست دارم بدانی که من در حال حاضر در یک رابطه باز هستم، یعنی همزمان که یک پارتنر اصلی دارم، می‌توانم آزادانه با اشخاص دیگری قرار بگذارم.»
  • «دوست دارم بدانی که من تک پارتنری نیستم و از Date کردن با اشخاص مختلف به صورت همزمان لذت می‌برم. آیا تو به دنبال یک رابطه انحصاری هستی؟»
  • «می خواهم بدانی که من با بیش از یک نفر دیت می‌کنم و به دنبال رابطه انحصاری نیستم. چه حسی نسبت به دیت داشتن همزمان با چند نفر، یا شخصی که این کار ر انجام می‌دهد داری؟»

مک نیل پیشنهاد می‌دهد اگر آنلاین دیت می‌کنید، حتما این موضوع را در پروفایل خود بنویسید.

آیا این که پارتنر شما تک پارتنری یا چندپارتنری باشد برای شما اهمیت دارد؟

درباره رابطه باز یکطرفه به تکرر حرف‌های متفاوتی گفته شده است، همچنین این دسته از روابط به عنوان روابط دوگانه مونو-پولی شناخته شناخته می‌شوند. در برخی از روابط، به علت تمایلات جنسی، لیبیدو، علاقه و چیزهای دیگر، زوجین می‌پذیرند رابطه خود را با هدف این که تنها یکی از آن‌ها بتواند رابطه‌های متعدد داشته باشد بگشایند و در زمان‌های دیگر، شخصی که تک پارتنری است ممکن است انتخاب کند با شخصی چندپارتنری دیت کند.

بنابراین به گفته مک نیل پاسخ این است: «نه لزوما» اما هرکسی حق دارد بداند که شخص چندپارتنری همزمان با افراد دیگری هم در رابطه است. «این مسئله به شخص ثانی این امکان را می‌دهد که بتواند تصمیم درستی درباره حضورش در یک رابطه باز بگیرد.»

آیا لازم است چیزهایی را با پارتنر فرعی خود نیز چک کنید؟

یعنی آیا باید از این که پارتنر فرعی شما از بودن با شما لذت می‌برد و احساس احترام و مهم بودن می‌کند نیز اطمینان حاصل کنید؟ قطعا.

باید بدانید که برنامه ریزی و زمان بندی برای بررسی شرایط بر عهده شماست. اهمیتی ندارد که ساختار رابطه شما چگونه است، ممکن است بخواهید حرکتی انجام دهید که همه اشخاص رابطه احساس راحتی کنند و بتوانند در ارتباط با نیاز و خواسته‌های خود صحبت کرده و به نیاز‌های برآورده نشده خود اشاره کنند.

کجا می‌توانید بیشتر بیاموزید؟

در روابط باز نباید از پارتنرهای خود انتظار داشته باشید دست شما را در پروسه رابطه گرفته و قدم به قدم شما را تشویق کنند.

اگر دوستانی دارید که در حال تجربه چنین روابطی هستند، می‌توانید با آن‌ها در این باره که چنین رابطه ای چگونه است، چگونه محدودیت‌های خود را تعیین کردند و حسادت را چگونه کنترل کردند صحبت کنید. در مجموعه مقالات کانال چهارم، صداقت در این مورد بیشتر نوشته شده است.

در وبلاگ اونتاشگال مقاله‌های مختلفی در مورد رابطه باز نوشته شده است. اگر می‌ترسید صحبت از رابطه باز باعث پیش‌داوری از جانب پارتنر شما شود، می‌توانید این وبلاگ را به او معرفی کنید.

اونتاشگال . شهریور ۱۳۹۹ . All photos by Cristian Negroni

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

شناخت و نحوه برخورد با نسل زد یا دهه هشتادی‌ها

در سال ٢٠٢٠ هستیم و نسل زد که تقریبا از سال ٢٠٠٠ به بعد متولد شده است، در آستانه بیست سالگی و عبور از مرحله نوجوانی و بلوغ قرار دارد. این نوجوانان که در ایران به دهه هشتادی معروف هستند، با نسل قبلی خود بسیار متفاوت هستند. سرعت تغییر معادلات در دنیا بسیار زیاد شده است. ۵ قرن پیش تغییر آداب و رفتار از یک نسل به نسل دیگر حداقل ١٠٠ سال طول می‌کشید. امروزه این تغییر آداب و اخلاق به کمتر از بیست سال یعنی در حد یک دوره نسلی کم شده است.

بسیاری از پدر و مادرها نه فقط در ایران که در سراسر دنیا به عدم درک نوجوان و فرزند خود اعتراف می‌کنند! فرزندانی که پر توقع هستند، بیشتر هویت مستقل میخواهند و به راحتی به هر بزرگتری چشم نمی‌گویند. به یاد بیاورید زمانی که این دهه هشتادی‌ها میتینگ کوروش راه‌انداختند، همه انگشت به دهان مانده که چقدر این بچه‌ها شجاع هستند و هیچ چیزی جز خودشان برای آن‌ها مهم نیست. واقعیت هم همین است. دنیا تغییر کرده و این نسل به دنبال هویت مستقل خود می‌گردد.

موضوع مهم، نحوه رفتار والدین، جامعه و شمایی که از ٢۵ سال عبور کردید با این نسل هست. آیا به دیده تحقیر به آن نگاه می‌کنید یا یک فرصت؟ آیا همه چیز را از دست رفته می‌بینید یا یک مرحله جدید و فرهنگ نو؟ مطالعه این نوشته را هم به دهه هشتادی‌ها پیشنهاد می‌کنم هم والدین آن‌ها. به نظر بهتر است متولدین ۱۳۷۶ به بعد را دهه هشتادی نامید.


بستر توانمند برای نسل زد چیست؟

نسل زد یا دهه هشتادی‌ها، با اینترنت بزرگ شده‌اند. یک رسانه و شبکه ارتباطی که بدون هیچ حد و مرزی به شما در مورد نحوه زندگی یک پسر یا دختر همسن در کشورهای مختلف می‌گوید. به راحتی چند کلیک می‌شود از سبک زندگی یک دختر ۱۴ ساله در آمریکا، چین، ایتالیا و مصر با خبر شد. برای این نسل محدودیت جغرافیایی بسیار بی معنی است و زندگی مانند بالاشهری با لباس‌های برند را حق خود می‌دانند.

پر توقع بودن از ویژگی‌های بارز این نسل است. شخصا پر توقع بودن را یک ویژگی مثبت می‌دانم اما در اینجا صرفا به شرح ویژگی‌ها پرداختم و در این نوشته به قضاوت آن نمی‌پردازم. قانع کردن این فرزندان بسیار سخت‌تر است چرا که دنیای آن‌ها بسیار بزرگ‌تر از دنیایی است که پدر و مادرها نوجوانی خود را در آن سپری کردند.

نسل زد فرزند اینترنت است. فرزند ارتباطات که شبکه افراد مورد نیاز را خود می‌سازد و برای گفتگو با دوستان لزومی برای رفتن به منزل یکدیگر نمی‌بیند! همه چیز در گوشی خلاصه شده است و به راحتی با جستجو در مورد هرچیزی، مثال نقض برای حرف‌ها پیدا می‌کند.

یک نکته جالب برای نسل قبلی زد، تاثیرپذیری آن‌ها است. یعنی کسانی که در ۳۰ سالگی هستند نوع نگاه و تفکر آن‌ها نسبت به مسائل و مقایسه خود با دیگر جوامع، به نسل زد شبیه می‌شود. شاید در بسیاری از موارد به باورهای خود پایبند باشند، اما در چنین موضوعاتی، عمدتا تغییر کرده‌اند.

رومیناها در خانه پدری

خرداد ماه امسال بود که یک دختر ۱۳ ساله توسط پدر خود به قتل رسید. انگیزه قتل هم فرار ایشان توسط دوست پسر و تلاش برای زندگی بود که می‌خواستند بسازند. از محکومیت و دردناک‌بودن چنین قتلی بگذریم، ماجرایی مهم‌تر چرایی این شکاف بین پدر و فرزند است. اینکه یک پدر هیچ درکی از رفتار فرزند دهه هشتادی خود ندارد و وقتی او را خارج از مرزهای ذهنی مشخص شده خودش می‌بیند، اقدام به قتل می‌کند. با تفکری پیش می‌رود که برای هم‌نسلان پدر در دوره نوجوانی، کاملا ستایش برانگیز بود اما در این دوره کاملا محکوم و غیرقابل پذیرش.

دخترها و پسرهای نوجوان زیادی هستند که رابطه مورد نظر را خود مشخص می‌کنند. هرچقدر شکاف بین والدین و فرزندان بیشتر می‌شود، این نوجوانان از گوشی و اینترنت برای پر کردن تنهایی و خلوت خود استفاده می‌کنند. در اینجا منظور من محدود کردن فرزند به استفاده از گوشی نیست، بلکه به اهمیت صمیمیت و اعتماد بین فرزند و والدین اشاره می‌کنم.

رومینا و دیگر فرزندان این نسل که با محدودیت شدید خانواده‌ها در هر موضوعی رو به رو می‌شوند، مهمترین قربانیان این نسل هستند. هویت مستقل این فرزندان نسبت به دهه ۶۰ و ۷۰ تغییر کرده است و لازم است خانواده‌ها برای این تغییرات آماده شوند. ای کاش در مدارس و رسانه‌ها، چنین موضوعاتی آموزش داده می‌شود.

رپ دهه هشتادی‌ها

یکی از اتفاقات تلخ، ویدئو طنزی بود که سروش رضایی تهیه کننده سوری‌لند برای رپ خواندن نوجوانان دهه هشتادی ساخت. در این ویدئو به تمسخر این فرزندان پرداخته شد. بدون شک از نظر کیفی محتواهای تولید شده کاملا ضعیف بودند اما علت و انگیزه برای ساخت چنین رپ‌هایی چیست؟

نگاه این فرزندان محدود به یک کشور نمی‌شود. یکی از معروف‌ترین خوانندگان این نسل، بیلی ایلیش می‌باشد که از ۱۵ سالگی فعالیت هنری خود را شروع کرده است. او در سن ۱۸ سالگی سبک پوشش خود را دارد و طرفداران وی نوجوانان بسیار زیادی از سراسر دنیا را شامل می‌شود. تصور کنید ۱۵ سال دارید و خود را با چنین فردی مقایسه می‌کنید. چرا شما نباید معروف و مشهور و پولدار باشید؟

شخصا پیشنهاد می‌کنم اگر نوجوان شما در سن بلوغ تمایل به انجام کاری داشت، مهم نیست چقدر آن کار بیهوده باشد، حمایت کردن شما باعث رشد و بلوغ او می‌شود. اگر از نظر شما صدای او خوب نیست و رپ خوانی وی بی معنی است، بهتر است از او حمایت کند. در زمان مناسب این فرزند راه خود را پیدا می‌کند. یا به درستی خوانندگی را یاد می‌گیرد یا کنجکاوی وی ارضا شده و به دنبال کشف استعداد واقعی خویش می‌رود.

نسل زد دنیای سریع خود را دارد

همه چیز برای این نسل سریع است. به سرعت معروف شدن، به سرعت پولدار شدن،به سرعت پارتنر پیدا کردن، به سرعت سکس کردن و به سرعت دوستان را جایگزین کردن. صبر و بردباری در انجام کاری برای این نسل به خوبی تعریف نشده است. امروز یک هنرمند معروف می‌شود فردا کسی دیگر الگوی وی قرار می‌گیرد. از جانب خانواده این فرزندان به خوبی با مفهوم مسئولیت پذیری و تلاش برای به دست آوردن بیشتر، آشنا نشده‌اند. دلایل و ریشه‌های چنین چیزی در جامعه ایران بسیار زیاد است. به نظر من مهم‌ترین آن‌ها، فراهم کردن رفاه و آرامش زیاد توسط خانواده و عدم انگیزه سیاسی و اجتماعی در جامعه است.

به همین دلیل است که این نسل به دنبال راحت پولدار شدن می‌گردد. مقایسه خود با افرادی که پله‌های زیادی از او فاصله دارند، سبب افسردگی یا ایجاد انگیزه برای زندگی می‌شود!

هویت طلبی و برچسب‌سازی

نوجوانی آغاز انتخاب استقلال و هویت طلبی است. یک نوجوان خود را عضو یک گروه، دسته، سبک زندگی، گرایش دینی، گرایش جنسی و جایگاه اجتماعی می‌کند. بهترین راهکار برای والدین، آزاد گذاشتن و اطلاعات دادن به نوجوان است. اینکه یک دختر ۱۴ ساله دوست دارد رفتار مذهبی یا غیرمذهبی داشته باشد، باید محترم شمرده شود و به او حق انتخاب داده شود.

اما متاسفانه این استقلال طلبی ممکن است گاهی با خطاهای زیادی همراه شود. خطاهایی که به دلیل نو بودن هر یک از این موارد به وجود می‌آید. برای نمونه نوجوانان زیادی را می‌بینم که خود را آسکشوال یا بی‌جنس‌گرا می‌دانند. درک چنین چیزی نیازمند آزمایش، تحقیق روانشناسی و پزشکی است و صرفا انتخاب این برچسب به دلیل باحال بودن و منحصر کردن، فایده‌ای برای فرد ندارد. باز هم تکرار می‌کنم در چنین وضعیتی بهترین کار عدم قضاوت از جانب خانواده و بیان اطلاعات به فرزند است. به زودی خود نوجوان با آنچه که در وجود او درست است، آشنا می‌شود.

به عنوان یک پدر یا مادر، از فرزند خود در هر شرایطی حمایت کنید. او آینه آرزوهای شما نیست. یک فرد مستقل است که باید به دنبال استعدادهای خویش برود.

نسل زد و BDSM

در حال حاضر گرایش سادومازوخیسم و BDSM بسیار جذاب است. بسیاری از افراد نوجوان به این سبک رابطه علاقه‌نشان می‌دهند. اما تجربه کردن در این سن برای آن‌ها می‌تواند خطرناک باشد.

نظر و تجربه شخصی که در گفتگو با نوجوانانی که چنین گرایشی را تجربه کرده‌اند می‌گوید، متاسفانه به دلیل ناآگاهی و بازی با احساسات توسط پارتنر بزرگتر، این افراد در این سن دچار ضربه‌های روحی می‌شوند. ممکن است استثنا وجود داشته باشد اما من در مورد کلیت ماجرا صحبت می‌کنم.

پسرها و دخترهای زیادی هستند که در این به دلیل نیاز به هم‌صحبت به دنبال ساب‌میسیو بودن می‌روند. این افراد اگر با پارتنر مناسب رو به رو نشوند، به نوعی مورد سواستفاده قرار می‌گیرند. در بعضی از کشورها فرد برای رابطه BDSM باید بالای ۲۱ سال باشد. یکی از علت‌های اصلی آن کامل‌تر شدن بلوغ جنسی و درک بهتر شرایط است. سعی کنید برای تجربه کردن عجول نباشید.

پیشنهاد اونتاشگال برای خوانندگان زیر ۲۰ سال وبلاگ

پیام‌های بسیار زیادی از نوجوانان و فرزندان نسل زد برای من ارسال می‌شود. از کسی که تمایل به پت گرگ بودن دارد تا کسی که هر روز به پاهای خانم‌های مختلف فکر می‌کند! اولین نکته‌ای که یادآور می‌شوم این است که «دنیا بسیار بزرگ است و قرار نیست شما در ۳۰ سالگی بمیرید». پس عجله نکنید. اگر با کسی دوست هستید و او تمایل به جدایی دارد، فکر نکنید آخرین پسر یا دختر روی زمین بود. همیشه می‌گویم تجربه کنید اما با یک شرط: عجول نباشید!

بزرگ‌تر ها افرادی نادان نیستند. هر فردی که از شما بزرگتر باشد روزی سن شما را تجربه کرده است اما به شیوه‌ای متفاوت. بهتر است با احترام با آن‌ها رفتار کنید و مخالفت خود را محترمانه بیان کنید. اگر در رابطه، طرف مقابل شما را اذیت کرد به خانواده خود پناه ببرید. اگر فکر می‌کنید خانواده برای شما خطرناک است، به یک دوست صمیمی یا فرد مورد اعتماد بگویید. اجازه ندهید از شما سواستفاده شود. اگر کسی به شما تعرض جنسی کرد حتما آن را بیان کنید.

به دنبال هدفی که هستید بروید. گرایش‌های جنسی خود را سرکوب نکنید و سعی کنید با آن کنار بیایید. خودارضایی هیچ ضرری برای شما ندارد فقط بهتر است کنترل شده باشد. سعی کنید با خانواده خود صمیمی‌تر شوید و خواسته‌های استقلال‌طلبانه خود را با ملایمت به آن‌ها بگویید. اگر هم فکر می‌کنید به هر یک از بخش‌های ‌BDSM گرایش دارید، به اندازه مطالعه کنید و در زمان و سن مناسب با فرد درست آن را تجربه کنید.

عزت نفس یعنی شما به آنچه که هستید افتخار کنید. سعی کنید برای خودنمایی جلوی دوستان، شخصیت و هویت خود را تغییر ندهید! اصلاح و تغییر شخصیت باید با میل و خواسته شخص شما باشد.

اونتاشگال . شهریور ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال