کاکولدیسم، خوب یا بد!؟

کاکولد و بی غیرتی آیا خوب است یا بد؟

بسیاری از افراد سعی می‌کنند با توهم دانستن گرایش‌های مختلف جنسی،‌ به پنهان کردن آن‌ها دامن بزنند. این افراد تا زندگی واقعی یک دامیننت، ساب‌میسیو، کاکولد، ویکسن و میسترس خوشحال و راضی را از نزدیک نبینند، تصور می‌کنند در حال شنیدن حرف‌های خلاف واقع و دروغ از جانب آن‌ها هستند.

به همین دلیل از نویسندگان مهمان می‌خواهیم تا تجربه‌های عملی و واقعی خود را با خوانندگان وبلاگ اونتاشگال در میان بگذارند. نویسنده این مطلب، صاحب صفحه معروف کاکولدیسم (کانال تلگرام، توییتر) است. دوست عزیزم جناب مهرداد،‌ مدیر صفحه کاکولدیسم برای ارسال این مطلب و به اشتراک‌گذاری تجربیات خودش، ممنونم.


شما نیز در زمینه‌های مختلف گرایش BDSM و موضوعات وبلاگ، مطالب خود را بنویسید تا با ذکر نام همراه با لینک اینستاگرام یا توییتر به عنوان نویسنده مهمان منتشر شود. ‫کافیست در صفحه تماس یا با ایمیل ⁦‪Work[@]untashgaal.com‬⁩ مقالات و نوشته‌های خود را ارسال کنید. مطالب منتشر شده در این صفحه تایید یا رد نمی‌شوند و مسئولیت آن با نویسنده است.

جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


شاخ گوزن از نمادهای مرد کاکولد است. به او Stag گفته می‌شود.
شاخ گوزن از نمادهای مرد کاکولد است. به او Stag گفته می‌شود.

من مهرداد هستم و اینجا می‌خوام به چند سوال و بعضی باورهای اشتباه رایج در مورد کاکولدیسم پاسخ بدم.

شما هم این روز‌ها کلمه کاکولدیسم به گوشتون خورده. نوعی از رابطه جنسی بین زوج که در اون مرد با تماشا کردن یا شراکت در سکس همسرش با مردی دیگه، شکل متفاوتی از سکس رو تجربه می‌کنه که به فارسی «دگرخوش‌خواهی» هم گفته می‌شه. قبل از هر چیز باید گفت که این نوع از ارتباط جنسی عمری به درازای تمدن بشری داره و خیلی ساده می‌شه با کمی جستجو، نمود‌های مختلف این نوع از سکس رو در فرهنگ‌های ملل مختلف در طول زمان مشاهده کرد. پس قطعا چیز تازه‌ای نیست! با این حال همچنان امروزه هم شاهد قبیح شمردن این رابطه هستیم و به دلایل گوناگون این موضوع یک تابوی بزرگ اجتماعی تلقی می‌شه. حال چه خوشتون بیاد و چه نه، این یک خواسته و واقعیت موجود در بین انسان‌هاست که همواره بوده، هست و همچنان هم خواهد بود! پس بهتره به جای انکار و یا به اصطلاح پاک کردن صورت مسئله، با قبول «واقعیت» سعی کنیم همدیگه رو بپذیریم و به ذات انسانی هم احترام بذاریم تا حداقل این امید وجود داشته باشه که بخشی از آرمان‌شهر فاضله‌ای که در رویاها به دنبالش می‌گردید رو، از همینجا پایه گذاری کرده باشید.

چرا مردان تمایل به کاکولد دارن؟

مردان به طور غریزی در امر تولید مثل رقابت‌جو هستند. رقابت برای بدست آوردن جنس ماده مطلوب و این یعنی ترشح هورمون نرینگی یا تستوسترون. تماشای همسر در آغوش یک مرد یا نر رقیب به دلیل تحریک حس رقابت، موجب افزایش ترشح این هورمون نسبت به حالت عادی در مغز و بدن مرد و ارائه تجربه‌ای غریب از لذت‌ می‌شه. همین‌طور برعکس این موضوع برای عده‌ای از زن‌ها هم صادقه که به اون‌ها کاک‌کوئین یا ویکسن گفته می‌شه. پس مردان عزیز مراقب باشین، کاکولدی در کمین شماس! به کسی که نفر سوم چنین رابطه‌ای میشه برای مردان بول (گاو نر) و زنان یونیکورن (تک‌شاخ) گفته میشه.

کاکولدها آدمای فاسد و بی‌اخلاقین

این اتهام بی‌پایه برای سالیان طولانی به همجنسگرایان هم زده می‌شد! در یک رابطه کاکولد-هاتوایف، همه چیز بر مبنای رضایت شخصی طرفین یعنی زن و مرد صورت می‌گیره و هیچ‌کدوم به اجبار چیزی رو به همدیگه تحمیل نمی‌کنن. در واقع هدف، لذت‌جویی و غوطه‌وری در ابعاد جدیدی از احساس و عواطفه. شما و هیچکس دیگه در جایگاهی نیستید که حکم به اخلاقی یا غیراخلاقی بودن یک موضوع کاملا خصوصی بین دو فرد بالغ بدید.

نماد بی بی پیک ♠Q نشان هات وایف و خانمی است که با مردان دیگر می‌خوابد.
نماد بی بی پیک ♠Q نشان هات وایف و خانمی است که با اطلاع همسر خود، مردان دیگر می‌خوابد.

مردان کاکولد، ضعیف هستند!

باور اشتباهی دیگر نشات گرفته از صنعت پورن! کاکولدها انواع گوناگونی دارن که از کاکولد برده و اسلیو تا کاکولد سلطه‌جو و دامیننت رو شامل می‌شن. بله، سلطه‌جو! حتمن براتون سواله چطور مردی که اجازه می‌ده تا همسرش با مرد دیگه‌ای همخوابگی کنه می‌تونه دامیننت باشه؟! پاسخ من به شما اینه؛ مطالعه! فیلم‌های پورن اصلا و ابدا محلی برای یادگیری روانشناسی سکس نیستن و فقط برای تحریک احساسات جنسی مخاطبین ساخته می‌شن تا درآمدزایی کنن. همونقدر که مجموعه فیلم‌هایی مثل راکی آموزنده بوکس هستن، پورن هم آموزنده سکسه! درواقع پورن هم یک صنعت سینمایی هست مثل هالیوود، همین.

کلیشه‌های ذهنی خودتون رو در مورد انواع کاکولدها با تحقیق و مطالعه تغییر بدید.

چطوری خانوممو قانع کنم که با مرد دیگه‌ای رابطه داشته باشه؟

بزرگترین دغدغه کاکولد ایرانی! مهم‌ترین نکته صداقته. به همسرتون آزادی بدید و تو موقعیت‌های مختلف واکنششو بسنجید و در نهایت این موضوعو باهاش در کمال صداقت درمیون بذارید و باهم در فضایی به دور از قضاوت و تعصب راجع بهش گفتگو کنید. حتم بدارید که صداقت همیشه بهترین راهه. علاوه بر این موضوع «رضایت» هم مطرحه. اگر همسر شما ورای هر مسئله‌ای حاضر به ایجاد چنین رابطه‌ای نیست، اصرار ورزیدن شما هم کاری بیهوده و عبثه.

شوهر غیرتی‌ام در تخت با فانتزی سکس من با مردان دیگر ارضا می‌شود

بعضی زن‌ها میگن «همسرم در رختخواب با فانتزی سکس من با غریبه ارضا می‌شه ولی بعدش دوباره آدم سابقه». این هم موضوعی پیچیده و گیج کننده‌اس. درواقع لذت‌های ما در بخش ناخودآگاه مغزمون قرار دارن، همون بخشی که نمی‌شه بهش آموزش خاصی داد و تحت تاثیر جامعه و معیارهاش نیست. در صورتی که خودآگاه ما کاملن آموزش پذیره. بنابراین طبیعیه که بخش‌هایی از آموزه‌های عجیب و غریبی که از جامعه دریافت می‌کنیم با لذت‌های ناخودآگاهمون در تضاد قرار بگیره. اگر دچار چنین وضعیتی هستید بهتره سریع‌تر به یک روان‌شناس مورد اطمینان مراجعه کنید تا بین این دو بخش از آگاهیتون تعادل برقرار کنه. این روش مناسبیه برای دوستی یا خودتون.

زنجیر پا با علائم پیک، کیو، H, W و کلید، نشانی برای نمایش دادن علاقه به رابطه کاکولدی است. البته اکثر کسانی که استفاده می‌کنند نسبت به آن اطلاعی ندارند.
زنجیر پا با علائم پیک، کیو، H, W و کلید، نشانی برای نمایش دادن علاقه به رابطه کاکولدی است. البته اکثر کسانی که استفاده می‌کنند نسبت به آن اطلاعی ندارند و لزوما همه خانم‌ها با هدف کاکولدیسم از زنجیر پا استفاده نمی‌کنند.

دوست دارم زنم با مرد دیگه‌ای رابطه داشته باشه، اما از بعدش می‌ترسم

بله، با توجه به شرایط جامعه ترس شما کاملا طبیعی و منطقیه. اما باید اینو بدونید که برای وارد شدن به چنین سطحی از رابطه احتیاج به شناخت خوبی از خود و همسرتون وجود داره و کم‌ترین چیزی که بهتون توصیه می‌شه اینه که قبل از هر اقدامی این موضوعو با مشاور و روانشناستون در میون بذارید و به هیچ وجه تحت تاثیر احساسات لحظه‌ای تصمیم نگیرید. همچنین درست مثل یک رابطه کینکی، در اینجا هم ممکنه احتیاج به ایجاد محدوده‌های احساسی و مرزبندی رفتاری وجود داشته باشه.

تجربه شخصی من در این زمینه بهم نشون داده که برای یک‌ زن، لذت‌بخش‌ترین احساس حاصل از تجربه چنین رابطه‌ای، بدست آوردن حس برتری نسبت به سایر همجنس‌های خودشه. از منظر زیست‌شناختی و در رابطه با انسان، در اختیار داشتن چندین نر مطلوب برای ارتباط جنسی باعث ایجاد حس برتری مضاعف در یک ماده می‌شه. چرا که به واسطه جذابیت جنسیش در جامعه دارای جایگاهیه که سایر همجنسان خودش ازش محرومن و این همون لذت بی‌بدیلیه که می‌شه در یک رابطه کاکولد-هاتوایف به شکل سالم تجربه‌اش کرد. بنابراین اگر بتونید چنین حسیو برای همسرتون به ارمغان بیارید، می‌تونید رویای کاکولد شدن رو هم در سر بپرورونید.

در نهایت باید بدونید رابطه کاکولد-هاتوایف هم نوعی تنوع و تجربه‌ای منحصر به فرد در رابطه زناشویی شماس که در صورت مدیریت صحیح از سوی هر دو طرف (یعنی زن و مرد) می‌تونه تبدیل به لذت‌بخش‌ترین تجربه جنسی یا برعکس، موجب فروپاشی روانی و زندگی مشترک شما بشه! بر همین مبنا تعیین کردن حد و حدود این رابطه و مشخص کردن خطوط قرمز امری سلیقه‌ای اما کاملن ضروریه. به یاد داشته باشید برای دوام داشتن در لذت‌هایی چنین خاص، نیاز مبرمی به کنترل و احاطه وجود داره که باید قبل‌تر توسط طرفین مورد بررسی قرار گرفته باشه. پس بی‌گدار به آب نزنید و بدونید برای قدم گذاشتن در این راه باید آگاهانه و با‌احتیاط حرکت کرد و به آمادگی لازم روانی رسید.

ما در مورد انواع رابطه کاکولدی، هات وایف و ویکسن صحبت کرده‌ایم. صرفا می‌خواهیم شما با این نوع روابط به خوبی و درستی آشنا شوید و اگر تصمیم به انجام آن داشتید، آگاهانه اقدام کنید تا جلوی خطرات احتمالی و فروپاشی روابط را بر اثر احساسات هیجانی موقت، بگیریم. هیچگاه فراموش نکنید که نباید پارتنر خود را تحت فشار عاطفی و روانی برای انجام چنین رابطه‌ای قرار داد.

اونتاشگال . تیر ۱۴۰۰

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

چرا فول اسلیو برای میسترس جذاب نیست؟

فول اسلیو چیست؟ و چرا جذابیت ندارد؟ از میسترس آبان

میسترس آبان به ما میگه که چرا فول اسلیو یا ساب‌میسیو بدون لیمیت و محدودیت برای ایشون به عنوان یک میسترس و ارباب جذاب نیست؟

من آبان هستم و این دومین باریه که دارم اینجا به عنوان نویسنده مهمان می‌نویسم. همون‌طور که در نوشته قبلی متوجه شدید، من دامیننت هستم که میسترس صدا زده میشه. خیلی وقتا برام پیش اومده که در شروع آشنایی‌ها افراد به عنوان یک امتیاز عنوان می‌کنن که فول اسلیو هستن و این رو امتیازی می‌دونن که انگار روی انتخاب شدن‌شون تاثیر مثبت میگذاره. این موضوع برای من شدیدا دافعه ایجاد و نظرم رو منفی می‌کنه. تصمیم دارم به شرح علت این انزجار بپردازم.


شما نیز در زمینه‌های مختلف گرایش BDSM مطالب خود را بنویسید تا با ذکر نام همراه با لینک اینستاگرام یا توییتر به عنوان نویسنده مهمان منتشر شود. ‫کافیست در صفحه تماس یا با ایمیل ⁦‪Work[@]untashgaal.com‬⁩ مقالات و نوشته‌های خود را ارسال کنید. مطالب منتشر شده در این صفحه تایید یا رد نمی‌شوند و مسئولیت آن با نویسنده است.

جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


فول اسلیو چیست؟ - چستیتی و بستن آلت مرد

شروع آشنایی با بی دی اس ام

من از نوجوانی به دیدن صحنه‌های تنبیه یا کلا تنبیه کردن بقیه علاقه‌مند بودم و مغز کودکانه‌ام با این استدلال که این فرد کار بدی کرده پس باید تنبیه شود، این لذت رو برای خودش توجیه می‌کرد. یادم میاد که اون سال‌ها مجموعه کاملی داشتم از صحنه‌های تنبیه در کارتون‌ها و کتاب‌های کودک و نوجوان و البته نمی‌دونم چرا اون زمان چنین صحنه‌هایی هم زیاد بود و در بازی باربی هم پسرها همیشه داشتن تنبیه می‌شدن. این حس لذت از دیدن تنبیه و علاقه به فرد تنبیه شونده با من بود و همین جور ادامه پیدا کرد. هیچ وقت حسی از جنس خشم یا نفرت نسبت به فرد تنبیه شونده نداشتم بلکه انگار دیدن هر صحنه تنبیهش علاقه من بهش رو بیشتر می‌کرد. این موارد رو میگم تا بدونید که این دوگانگی همیشه در من وجود داشت.

اصول بی دی اس ام

دوگانگی که دربارش صحبت کردم با من بود و این سوال که «چرا من باید از دیدن درد کشیدن کسی که برام جذابه لذت ببرم؟» همیشه توی ذهنم بود تا اینکه به صورت حرفه‌ای‌تر با اصول و دنیای علمی بی دی اس ام آشنا شدم و گرایشم رو کامل شناختم و فهمیدم که توی این حس تنها نیستم. توی مسیر فهمیدن این موضوع این رو هم متوجه شدم که این حس اگر که در یک سیستم و قالب خاص، با رضایت و توافق دو طرفه، امن و عاقلانه باشه نه تنها از دید هیچ مرجع علمی ای بیماری یا اختلال شناخته نمی‌شه بلکه می‌تونه جاهایی باعث خوشحالی بیشتر افراد و اعتماد بیشترشون هم بشه.

شناختن این اصول و اینکه بدونی می‌تونی این کار رو اصولی انجام بدی و مطمئن باشی که همه چی داره خوب پیش میره، برای من و احتمالا خیلی از کسان دیگه‌ای که چنین حسی دارن، اهمیت زیادی داره به خصوص وقتی پارتنری داری که باهاش رابطه عاطفی هم داری و دوسش داری. اینکه خیالت راحت باشه که تو از آزار دیدنش لذت نمی بری برای خودت و ممکنه که برای پارتنرت موضوع مهمی باشه.

برای اثبات حرفم در مورد اختلال نبودن بی دی اس ام به نسخه ۵ کتاب DSM که مرجع کل اختلالات روانی و تشخیص آن هاست و توسط انجمن روانپزشکی آمریکا منتشر می شه مراجعه کنید. در وبلاگ اونتاشگال مقالات با این موضوع نوشته شده:

فول اسلیو چیست؟ - شلاق میسترس

فرق سادیست با دامیننت

شاید این حرف خیلی کلیشه‌ای به نظر برسه ولی گاهی کلیشه‌ها به دلایل منطقی وجود دارن. اینکه تو از دیدن آزار دیگری یا از آزار دادنش لذت ببری احتمالا توی هر رابطه‌ای حس ناخوشایندی داره، اما اینکه شما با هم توافق کنین که کارهایی رو انجام بدین که در مسیرش هر دو لذت ببرین یک موضوع کاملا متفاوته و شاید حتی دیگه محتوای اون توافق خیلی اهمیت خاصی نداشته باشه و این نکته می‌تونه در طولانی مدت روی رابطه‌ها خیلی موثر باشه. اون پارتنر غرغرویی که توی جمع طرف مقابلش رو تحقیر یا مسخره می‌کنه و حس بدی حتی به بیننده‌ها هم میده هم ممکنه سادیست باشه ولی هیچ شبیه فانتزی محبوب پارتنر شلاق به دست توی اتاق خواب نیست.

پیشنهاد مطالعه: مقاله‌های معرفی شخصیت سادیست و دامیننت

لیمیت یا محدودیت چیست؟

وقتی که شما دارین با پارتنر احتمالی‌تون صحبت می‌کنین برای اینکه شناخت بیشتری از هم در حین رابطه داشته باشین معمولا لیستی از علایق و محدودیت‌هاتون رو به هم میگید. معمولا مرسوم‌تره که سلطه پذیرها کارهایی رو که دوست ندارن روشون انجام بشه رو توی این لیست عنوان کنند، توی بعضی مواقع این محدودیت‌ها به دسته‌های سافت و هارد هم تقسیم‌بندی میشن که سافت‌ها محدودیت‌هایی هستند که ممکنه دامیننت به مرور زمان بخواد که ازشون رد بشه اما هاردها خط قرمزهای جدی هستند که سلطه‌پذیر نمی‌خواد هیچ وقت از اونا عبور کنه.

پس در واقع حالا که بحث توافق رو هم مطرح کردیم و از اون به لیمیت رسیدیم، می‌تونیم اینطور نتیجه‌گیری کنیم که لیمیت‌ها خطوط قرمز و اصلی هستند که چهارچوب یک بازی رو براساس توافق می‌سازند و به طرفین این حس اطمینان رو میدن که اون چیزی که قراره در بازی یا جلسه رابطه اتفاق بیوفته قطعا بر اساس توافق هر دو خواهد بود. ممکنه حالا این سوال پیش بیاد که خب در روابط SafeWord یا کلمه امن وجود داره که با گفتنش بازی همون لحظه متوقف می‌شه، پس چه نیازی به این لیمیت‌ها هست؟ درسته که کلمه امن وجود داره ولی اینکه رابطه به جایی برسه که بخواد از کلمه امن استفاده بشه خیلی حس ناخوشایندی برای هر دو طرف خواهد داشت، همچنین ممکنه بازی زودتر از انتظار و خواسته هر کدوم تموم بشه و هم اینکه وقتی ارباب هستی و احساس مسئولیت می‌کنی، از اینکه به جایی رسیدی که کار به کلمه امن بکشه و نتونستی از سابت خوب مراقبت کنی، حس خیلی بدی خواهی داشت و بسیاری از ساب‌ها هم از اینکه نتونستن اندازه توقعات دام‌شون قوی باشن و تحمل کنن، حس بدی می‌گیرن.

پس اگه بخوایم مثال‌هایی بزنیم شاید بشه گفت که لیمیت‌ها خطوط ترسیم کننده مسیر هستند که راه رو به ما نشون می‌دن و کلمه امن در واقع ترمز قطاره، در شرایط نیاز باید حتما ازش استفاده کرد ولی باید توجه کرد که استفاده ازش ممکنه که بهم ریختگی‌هایی ایجاد کنه ولی نهایتا از اتفاقات بد بعدی جلوگیری می‌کنه.

فول اسلیو چیست؟

کارکرد لیمیت

اصولاً این لیمیت‌ها برای هر یک از طرفین رابطه چه کارکردی داره؟

وقتی شما به عنوان یک ساب یا سلطه پذیر وارد یک رابطه می‌شین به خصوص در رابطه‌های اولی که با کسی دارین، در حین ارتباط ممکنه که ذهن شما خیلی درگیر پیش بینی و حدس زدن حرکات طرف مقابل باشه، اما شما برای اینکه به اون نقطه اوج لذت در این نقش برسین نیاز دارین که ذهنتون رو خاموش کنین و در اون فضا رها باشین و بدون هیچ نگرانی خودتون رو در اختیار طرف مقابلتون قرار بدین و مطمئن باشین که اون مواظب شما هست. وجود محدودیت‌ها و صحبت کامل درباره اونا به شما این اطمینان رو میده که طرف مقابلتون شما رو کامل می شناسه و نقاط حساسیت شما رو هم بلده پس می‌تونین راحت‌تر و با آرامش بیشتری خودتون رو رها کنین و از رابطه لذت ببرید.

اما وجود این محدودیت ها فقط برای سلطه‌پذیر اهمیت ندارد، طرف دامیننت رابطه هم از طریق لیمیت‌ها و صحبت درباره جزییات آنها شناخت بهتری از ساب پیدا می‌کنه و بهتر ترس‌ها و نقاط تیره بازی رو پیدا کنه و میتونه از اونا دوری کنه. همون طور که قبلا هم اشاره کردم برای من به عنوان یک دامیننت خیلی مهمه که پارتنرم رو آزار نداده باشم و در چهارچوبی که اون هم رضایت و اشتیاق داره باهاش بازی رو پیش ببرم. لیمیت‌ها دقیقا به من کمک می‌کنند که بدونم دارم چی کار می‌کنم و حتی از کاری که می کنم لذت بیشتری ببرم چون در واقع من هم رهاتر هستم.

من وقتی لیست بلند بالایی از همه حساسیت‌ها و لیمیت‌های هارد و سافت پارتنرم دارم، می‌دونم کجاها باید با دقت عمل کنم و از پارتنرم مراقبت اضافه تری بکنم پس در بقیه مواقع راحت هستم و تمرکز بیشتری روی لذت می‌گذارم، اما وقتی لیمیت‌ها مشخص نباشن من تمام طول بازی باید محتاطانه عمل کنم و با دقت طرف مقابل رو زیر نظر داشته باشم تا خودم بفهمم که چه چیزهایی ممکنه براش ناخوشایند باشه. این همه دقت به طرف مقابل و مواظبت از او، لذت رابطه رو برای من کاهش میده. پس در واقع لیمیت ها برای من به عنوان سلطه‌گر هم مفید هستند زیرا بهم نشون میدن که کجاها می‌تونم خیلی راحت و رها باشم و نگران چیزی نباشم چون همون جور که قبلا گفتم برای من و احتمالا برای دامیننت‌های زیاد دیگه‌ای اهمیت داره که از سابشون مراقبت کنن و همه چیز در قالب بازی خوشایند باشه و باعث اذیت واقعی اون نشن و این لذت مشترک همراه با توافق، تبدیل به آزار نشه.

وجود لیمیت ها تا حد زیادی تضمین می‌کنه که همه حرکات بازی قبلا توافق شده‌اند و به من این اجازه رو می‌ده که بتونم خارج از اونا با قدرت بیشتری عمل کنم و برنامه ریزی‌های خلاقانه‌تری داشته باشم. در واقع لیمیت‌ها به من این آرامش رو میده که همیشه خیالم راحت باشه که باعث آزار واقعی طرف مقابلم و کسی که دوسش دارم نیستم و هرچی که هست در همون قالب بازیه.

فول اسلیو چیست؟ - دستبند، گیره نیپل و شلاق میسترس

اسلیو فول

با مواردی که گفتم، کسی ادعا می کنه که هیچ لیمیت و محدودیتی نداره برای من تو ذهنم دو تا حالت پیش میاره. گروه اول کسی هست که اینقدر تازه کاره که خودش رو نمی‌شناسه و نمی‌دونه که چه چیزهایی براش مناسب نیست و حتی مطالعه کاملی هم در این زمینه نداره و اصولش رو هم نمی‌دونه که پس به این معناست که بودن باهاش یعنی هر روز درگیری و یاد دادن چیزهای جدید و نیاز به مراقبت صد برابر داره. من باید همیشه نگرانش باشم و چون حس می‌کنم که حتی از نظر تئوری هم مهارت‌ها و سواد لازم رو نداره و وقتی از چیزی خوشش اومده حتی نرفته کمی درباره اون اطلاعات کسب کنه، جذابیتش برام خیلی کم می‌شه و اصلا دلم نمی‌خواد با کسی که نمی‌دونه چه خبره و باید چی کار کنه، وارد هیچ آشنایی بشم. چون مطمئنم که خیلی خسته کننده خواهد بود و انرژی خیلی زیادی از من می‌گیره و نهایتا هم ممکنه که هم به خودش و هم به من آسیب بزنه چون با خودش تکلیف روشنی نداره.

گروه دوم اما کسایی هستند که تجربه هم دارن و می گن که ما هیچ لیمیتی نداریم و واقعا هم ممکنه که به کارهای خیلی عجیب و سختی تن بدن این گروه هم برای من جذاب نیستن چون در درجه اول به من این حس رو میدن که برای خودشون ارزش کمی قائلن و مراقبتی از خودشون و جایگاه‌شون نمی‌کنن و این برای من به شدت از جذابیتشون کم می کنه. در واقع من حس می کنم کسی که ادعا می کنه که هیچ لیمیتی نداره چیزی برای از دست داده نداره در صورتی که کسی که جایگاه مناسب شغلی و اجتماعی داره و آدم موجهیه همیشه باید نگران جایگاه و شرایطش باشه و سعی کنه که ازش مراقبت کنه. اینکه با کسی باشی که هیچی برای از دست دادن نداره براش قابل قبوله که هر رفتاری باهاش بشه برای من جالب نیست و از جذابیت اون آدم به شدت کم می‌کنه. همچنین این نگرانی رو به من القا می‌کنه که این فرد ممکنه که در شرایط سالم و با اصول درست، بی دی اس ام رو نخواد و مرزهای حس مازوخیسم بیشتر از اون حدی باشه که در یک سیستم امن بگنجه، برای همین تمام طول رابطه با چنین آدمی اگر هم که شکل بگیره من در یک اضطراب خواهم بود که مواظب رفتارش باشم و مرزهایی رو باهاش چک کنم تا مطمئن بشم همه چی در چهار چوب امن داره شکل می گیره و این هم یک فشار روانی بسیار زیادیه که به من میاد و دلیلی هم براش وجود نداره. کنار هم قرار گرفتن این شرایط و نگرانی‌ها باعث می‌شد که توضیح اینکه «من فول اسلیو هستم» از طرف یک ساب، برای من بسیار ناخوشایند باشه و اون آدم رو غیر جذاب ببینم.

حالا که بحث لیمیت رو تا این حد بازکردیم خوبه که این الگوی غلط (البته از نظر من) رو هم بهش اشاره کنیم که بعضی از دام‌ها حالا چه مستر چه میسترس به عنوان تنبیه ممکنه که بخوان لیمیت‌های ساب رو بشکنن و این خیلی چیز عجیبیه. طبق تعریف اساسی که وجود داره لیمیت‌ها در واقع جزئی از اصول و قواعد بازی BDSM هستند و شما نباید اصول رو عوض کنین. مثل این می‌مونه که شما در یک بازی فوتبال یهو تعداد بازیکن‌ها یا ابعاد زمین رو تغییر بدین. البته این به این معنی نیست که خود سلطه پذیر نمی‌تونه به مرور با بیشتر شدن شناختش بعضی از محدودیت‌هارو تغییر بده ولی اینکه این موضوع از بیرون بهش تحمیل بشه از نظر من کار کاملا غلطیه.

فول اسلیو چیست؟ نویسنده مهمان وبلاگ اونتاشگال

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

همه این اتفاق‌ها و خوشی‌ها وقتی امن‌تر و سالم‌ترن که هر دو طرف خودشون رو خوب بشناسن، با هم خوب و سالم گفت و گو کنن و به شرایط و مرزهای هم احترام بذارن. یکی از جذاب‌ترین چیزهایی که به نظر من در فضای BDSM وجود داره، همینه که بتونی با یکی راحت و بدون دغدغه همه حرفات رو بزنی و یک بازی جذاب طراحی کنی و هیچ هم‌بازی برای این بازی مناسب‌تر از کسی نیست که اون هم به خوبی خودش رو می‌شناسه و می‌تونه باهات همراه واقعی باشه و نیازی نباشه که تو همه حرفاش رو بخوای بررسی عجیبی بکنی. کسی که خودش رو می‌شناسه و برای خودش ارزش زیادی قائله و با این شناخت می‌خواد که تحت سلطه دیگری باشه، می‌تونه اون دیگری رو به اوج هیجان و لذت برسونه. خودتون رو خوب بشناسین، حدودتون رو دقیق بفهمین و با صداقت با پارتنرتون حرف بزنین. مطمئن باشین که یک تجربه واقعی در یک محیط امن و صمیمی خیلی جذاب‌تر از اینکه که شبیه یک سناریوی پورن زندگی کنین.

واژه Full Slave تقریبا هیچ معنی در دنیای سادومازوخیسم ندارد. Full Time Slave یعنی کسی که می‌خواهد مدت طولانی و روزهای زیادی اسلیو باشد اما Full Slave هیچ معنی ندارد! امیدوارم به زودی این واژه از ادبیات BDSM فارسی، حذف شود. بهترین معادل برای برده بدون محدودیت، No limits slave می‌شود و همانطور که خانم آبان توضیح دادند،‌ بی معنی است.

اونتاشگال . تیر ۱۴۰۰ . تصاویر به صورت اختصاصی برای وبلاگ اونتاشگال ارسال شده‌اند.

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

میسترس و ارباب خانم چه مرد برده‌ای را جذاب می‌داند؟

مرد اسلیو جذاب برای میسترس

دوست دامیننت عزیزم میسترس آبان به عنوان نویسنده مهمان محبت کردند و این یادداشت رو برای وبلاگ اونتاشگال ارسال نمودند. این یادداشت حاصل تجربیات شخصی ایشان است. مردهایی که مایل هستند میسترس پیدا کنند و برده یک میسترس شوند، به نظرم حتما این تجربه را با دقت و تمرکز، چند بار مطالعه کنند.

افراد زیادی هستند به دنبال فضاها و جوامع BDSM می‌گردند و تصور آن‌ها کاملا برگرفته از پورن هست و تصور می‌کنند هر خانمی به آن‌ها رسید در مهمانی به دنبال اسپنک کردن می‌رود. واقعیت را باید از فیلم جدا کرد و در کشورهایی که ‌BDSM پارتی در کلاب‌ها انجام می‌دهند، افراد با صرف هزینه شرکت می‌کنند و شرایط بسیار سختی برای ورود آن‌ها در نظر گرفته می‌شود. اگر شما در ایران زندگی می‌کنید، شکی نیست که امکان استفاده از چنین فضایی را ندارید. پس باید سعی کنید نظر یک دامیننت را به خوبی جلب کرده و بر روی رشد شخصیت خود بیشتر تمرکز کنید.


شما نیز در زمینه‌های مختلف گرایش BDSM مطالب خود را بنویسید تا با ذکر نام همراه با لینک اینستاگرام یا توییتر به عنوان نویسنده مهمان منتشر شود. ‫کافیست در صفحه تماس یا با ایمیل ⁦‪Work[@]untashgaal.com‬⁩ مقالات و نوشته‌های خود را ارسال کنید. مطالب منتشر شده در این صفحه تایید یا رد نمی‌شوند و مسئولیت آن با نویسنده است.

جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


میسترس جذاب و اسلیو مطیع

شروع تجربه میسترس بودن

من آبان هستم و ۳۲ سال سن دارم. در زندگی دامیننت هستم و بیشتر از ۸ ساله که به طور جدی این سبک زندگی رو دنبال کرده و رابطه وانیلا نداشتم. البته که علاقه و گرایش من به BDSM خیلی قدیمی‌تر هست و سفر به OWK یا Other World Kingdom رویای نوجوانی من بوده و این تمایل از آن سال‌ها با من هست. اینجا هم دعوت شدم که به عنوان دامیننت برای شما بنویسم و بابت دعوت بسیار خوشحالم.

مایل نیستم لقب نویسنده این یادداشت، میسترس باشه، چون فکر می‌کنم اگر چه سلیقه و علاقه من به بی دی اس ام برام مهم هست و شاید بخش تاثیرگذاری از شخصیتم باشه، اما این که دقیقا نوع گرایشم چیه واقعا تاثیری روی هویتم نداره. من هم یک آدمم درست شبیه شما ولی با گرایش دامیننت، البته نه از اون دامیننت‌هایی که خیلی بی منطق هستن و فکر می‌کنن کل دنیا حول محور اون‌ها می‌چرخه.

من در یک خانواده سنتى بزرگ نشدم و پدرم رو در سن پایین از دست دادم و برادرى هم نداشتم. براى همین خیلى از آشنایى‌های من با روحیات مردونه یک مرد برام دیرتر شروع شد. مستقل بزرگ شده بودم و از اطرافیان مى‌شنیدم که رفتارهاى یک زن مستقل مى‌تونه براى شخصیت مرد سنتى ناخوشایند باشه و مردونگیش رو جریحه‌دار کنه. کم کم فهمیدم این مردونگى مرد سنتى در همه چیز وجود داره و هر جا پا بگذاری، جریحه دارش کردى. مثلا اگه بخواى سهم خودت رو از پول غذا بدى، اگه بخواى قوى باشى، حتى اگه بتونى در سفت شیشه مربا رو خودت باز کنى. تازه علاوه بر همه اینها موضوعات مربوط به اندازه آلت و کاراییش هم اهمیت ویژه‌ای داره!

اینجورى شد که فهمیدم مردونگی براى مرد سنتى برخلاف تبلیغات چیزى بسیار شکننده است که حرکت شخصیت مستقل دیگرى مى‌تونه ضربات جبران ناپذیری به اون وارد کنه. پذیرش چنین موجودی به خصوص با نوع سلیقه من کار رو حسابی مشکل می‌کرد.

مرد برده در خدمت خانم دامیننت

مرد ساب‌میسیو و سلطه‌پذیر

در کنار مرد سنتی که توضیح دادم، بنا به علایقم با یک نوع دیگر مرد هم آشنا شدم. این نوع مرد شجاع بود و می‌تونست اعتماد کنه و با دستان و چشمان بسته وجود خودش رو به دیگرى بسپره. مردی که می‌تونست اطمینان داشته باشه که دیگری مراقب جان و روح او و خودش هست. این مرد با شوق زانو می‌زنه و همه باورهاى مردانگى سنتى رو دونه دونه به چالش می‌کشه، می‌شکنه و همچنان جذابیت داره و خواستنی هست. این مرد پاى علاقه‌اش مى‌ایسته، از قضاوت شدن نی‌ترسه و براى لذت خود و زن محبوبش شجاعانه یک بازی خاص رو با قواعد کاملا متفاوتى شروع مى‌کنه.

پس از پایان بازى آغوش چنین مردى برای من بسیار لذت بخش‌تر و قابل احترام‌تره چون ارزش او ورای باورهای مرسوم جامعه بود، هست و به چیز‌هاى دیگری مى‌نازید و من از به سلطه درآوردن و کنترل چنین وجود نازنینی، به خود مى‌نازم. مردى با حس ساب (مطیع و پیرو) براى من مردى از جنس دومی که شناختم، انتخاب اول و آخرم شد.

در طول زمان دیدم که بسیاری از مردان سلطه‌پذیر نگران نقش خود در رابطه طولانی مدت هستند. آن‌ها می‌ترسند که پذیرفتن نقش برده باعث متزلزل شدن جایگاه‌شون بشه. برای من به عنوان زن دامیننت، هرگز اینطور نیست و فکر می‌کنم دامیننت‌های زیادی نیز با من هم عقیده باشند. به وقت مناسب چنین مردی می‌تواند به سادگی برای من تکیه‌گاه باشه. ضعف‌های او رو می‌دونم، روح برهنه‌‌اش رو لمس کرده‌ام و شاید گاهی او رو بهتر از خودش بلد باشم اما با همه اینها همیشه می‌دونم او کسی که هست که شجاعت داشته و خلاف جریان آب شنا کرده و همین جسارت او در انتخاب چیزی که دوست داره به حد زیادی به من حس آرامش می‌‌ده جوری که بدونم او می‌تونه در شرایط نیاز به اندازه هر دو ما قوی باشه.

خدمت به میسترس و سجده در پای ارباب

رابطه با مرد ساب میسیو و مطیع

اگر زن دامیننت یا مرد ساب میسیو هستید و از چنین شناختی حس خوبی می‌گیرید، این حس خوب می‌تونه شروعی برای آشنایی بیشتر و ایجاد یک ارتباط دو نفره باشه. این ارتباط دو نفره در نگاه اول پیچیدگی‌هایی داره. ممکنه که سخت به نظر برسه که کجای آن شبیه یک رابطه مرسوم‌تر هست و کجای آن باید تفاوت‌های داشته باشه. شناخت درست این شباهت‌ها و تفاوت‌ها می تونه در شروع رابطه برای من، یکی از زیباترین ویژگی‌های یک ساب جذاب باشه.

شروع آشنایی و ایجاد رابطه ارباب و برده

بله درسته که نقش یک نفر سلطه‌پذیر است اما این رابطه هم مثل هر رابطه دیگری که بین دو نفر به قصد ارتباط عاطفی یا حتی صرفا جنسی ایجاد می‌شه، نیازمند رسیدن به حدی از اینتیمسی یا نزدیکی هست و علاوه بر اون هر یک از شما باید از دیگری خوشتون بیاد و طرف مقابل برای شما جذاب باشه و بخواهید که این نزدیکی رو با او داشته باشید. این نکته برای هر رابطه‌ای مهم هست.

دفعات زیادی با این موضوع مواجه شدم که کسی به من می‌گه: «خب مرا آنطور که دوست دارید تربیت کنید مگر شما دامیننت نیستید؟» این یکی از حرص در آورترین حرف‌هایی هست که به عمرم شنیده‌ام. من باید اول از تو که می‌خواهی به من خدمت کنی، خوشم بیاد، جذب تو بشم و تو به عنوان یک انسان برای من جالب باشی و بتونی من رو تحت تاثیر قرار دهی تا من بخوام با تو ارتباط برقرار کنم و به تو چیزی یاد بدم.

دوست اسلیو عزیز، در این رابطه هم مانند هر نوع رابطه‌ای اگر پیشنهاد دهنده هستی و وارد فضای شخصی کسی می‌شی، باید بتونی ابتدا جذابیتی ایجاد کنی، شرایط خوبی برای تمایل به آشنایی داشته باشی و بعد وارد فضای بی دی اس ام بشی. به حریم خصوصی افراد احترام بگذارید و لطفا لطفا رابطه رو با اصرار نخواهید. یادتون باشه که این یک رابطه دو نفره است و باید با تمایل دو نفره‌ای هم ایجاد بشه و فراموش نکنید که ممکنه طرف مقابل در مسیر شناختن شما نیاز به زمان داشته باشه و یا نهایتا جواب منفی بده. سعی نکنین از راهی غیر از جذابیت‌های مردونه برای ایجاد ارتباط، خودتون رو به کسی تحمیل کنین چون فقط جایگاهتون رو خراب می‌کنید.

اگه خیلی تمایل دارین سعی کنین برای میسترس و دامیننت خانمی که به اون علاقه‌مند هستید، جذاب بشین نه اینکه رابطه رو از روی ترحم بخواهید. سعی کنین به دامیننت اثبات کنین که گزینه خوبی برای شروع ارتباط هستین و در شروع رابطه منفعل نباشید. همچنین کاری نکنین که اون فکر کنه شما با همه دامیننت‌ها همین رفتار رو دارید.

خانم دامیننت و مرد ساب میسیو

ادامه و حفظ رابطه بی دی اس ام

خب وارد رابطه شدید و موفق شدین که نظر دامیننت مورد علاقه‌تون رو جلب کنید و باهاش یک ارتباط بسازین. اینجا لازمه که غیر از مهارت‌های کلی ارتباطی (که باید بلد باشید و اگر نمی‌دونید حتما باید یاد بگیرید)، شما به عنوان مرد ساب‌میسیو و مطیع، این چند تا نکته رو برای حفظ یک رابطه از من گوش کنید و یاد بگیرید.

اگر وارد یک رابطه دامیننت/ساب‌میسیو می‌شین به خصوص اگه ارتباطتون طولانیه یادتون باشه که یک زن دامیننت هنوز هم یک زنه و ممکنه نیازهای زنانه‌تری داشته باشه. ممکنه گاهی حتی بخواد که لوس یا حمایت بشه؛ جوری رفتار نکنین که انگار این با حس سلطه‌گری او در تضاده. یاد بگیرین که برای یک رابطه به خصوص طولانی، همه چیز نمی‌تونه همیشه فقط در قالب رابطه بی دی اس امی پیش بره و این رابطه بخش‌های دیگه‌ای هم داره و آدم ها نیازهای دیگه‌ای هم دارن.

دامیننت مقابل شما یک آدم آهنی خالی از احساس نیست. درسته که ممکنه در مواقعی بهتر از شما بتونه خودش رو کنترل کنه ولی به این معنی نیست که نیازهای عاطفی نداره و شما مسئولیتی ندارید که به این نیازها توجه کنید. درسته که شما به عنوان یک ساب ممکنه حق تصمیم‌گیری کمی در بسیاری از موارد داشته باشین ولی یادتون باشه که این به معنی این نیست که شما کل مسئولیت یک طرف رابطه بودن رو کامل انکار کنین و مثل یک عروسک منفعل باشین. همه آدم‌ها از دیدن تلاش برای اینکه بهشون حس خوب داده بشه لذت می‌برن و دامیننت‌ها هم در درجه اول، انسان هستند. پس در رابطه کمتر حرف بزنید و بیشتر عمل کنید.

میسترس و دامیننت آبان

من ساب‌های زیادی رو دیدم که می‌گن من برای خوشحالی شما هرکاری می کنم اما در اولین جایی که کار یکمی سخت و یا حتی غیر جنسی بوده کامل تغییر موضع دادن. منظورم از کار غیر جنسی این نیست که ساب باید همه کارهای دامیننت رو انجام بده و رابطه حالتی از سواستفاده داشته باشه ولی در یک رابطه عادی زمانی که دو نفر در رابطه هستن، به هم کمک می‌کنن یا به خاطر دیگری تلاش می‌کنند.

در نهایت لطفا سعی نکنین همیشه مشکلات و دلخوری‌های رابطه رو در قالب اس امی و مثلا با تنبیه حل کنین؛ تنبیه کردن، لمس و هر شکلی از این بازی نیازمند اون حس خوب و نزدیکی هست. اگر من از پارتنرم خیلی عصبانی هستم و رنجیده‌ام، نمی‌تونم برای کاهش رنجم اون رو کتک بزنم، چون اولا کتک زدن من دیگه در این حالت از حالت امن خودش ممکنه خارج بشه و هم اینکه ممکنه من حتی نخوام ریختش رو ببینم، نه اینکه کاری رو بکنم که اون هم تا حد زیادی بهش علاقه داره.

پیشنهاد می‌کنم برای شروع و داشتن رابطه‌های بهتر یکم از دنیای فانتزی و پورن بیاین بیرون، بیشتر فکر کنین، با طرف مقابلتون مفصل صحبت کنید و واقعیت وجود همدیگه رو بشناسید. این رو هم یادتون باشه همون‌طور که یک زوج وانیلایی ممکنه با هم مچ نباشن و رابطه خوبی نداشته باشن، یک زوج هم به صرف داشتن علاقه به بی دی اس ام با هم بهترین نمیشن. پس آدم‌ها رو دونه دونه بشناسیم و تصور قالبی نداشته باشین. بسیاری از مواردی که اینجا نوشتم، صرفا سلیقه من هستند و ممکنه دامیننت دیگری، نوعی دیگه فکر کنه.

ممنونم اول از اونتاشگال عزیز که به من پیشنهاد نوشتن به عنوان نویسنده مهمان رو داد.

برای یک دامیننت، چالش نقش بسیار زیادی در پیش بردن رابطه و گرایش سادومازوخیسم دارد. اگر شما نتوانید دامیننت را ترغیب به توجه کنید، او علاقه‌ای به کنترل تربیت شما نخواهد داشت. هیچوقت برای فرار از تنهایی یک رابطه را شروع نکنید. پس از شناخت و آشتی خالصانه با خود به سراغ دیگری بروید. چنین رابطه‌ای چه وانیلا چه ارباب و برده‌ای، پایدارتر خواهد بود.

اونتاشگال . خرداد ۱۴۰۰ – تصاویر از عکاس آمریکایی، Underworld Reflections

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.

خاطرات یک مستر ایرانی در اروپا، تربیت زوج

اونتاشگال . خاطرات مستر و اسلیو

پس از فراخوان برای نویسنده مهمان، دوست عزیز با نام میلاد این نوشته را برای من ارسال کرد. این ماجرا روایت شخصی ایشان از رابطه با یک زوج اسلیو و برده است. طبیعتا تحقیقات علمی پشت این نیست و لزوما درست یا غلط نباید باشد. صرفا شرح بیان تجربه‌های مختلف است که می‌تواند برای شما هم مفید باشد.

قبل از شروع هر کاری، قفل آلت مردانه یا همان چستیتی را روی آلت دنیل محکم کردم. این باعث می‌شد آلتش با دیدن صحنه‌های بعدی بدون اراده بزرگ نشود و صاحب خود را از کنترل خارج نکند! روی زمین کاملا برهنه دراز کشیده بود. پاها با پابند فلزی به میله آخر اتاق محکم شده بود و قلاده‌ای داشت که دست‌ها به قلاب‌های کنار آن وصل شده بودند و کاری نمی‌توانست بکند. یک دهان بند یا گگ گلوله‌ای بزرگ هم در دهانش قرار داده بودم.

البته یک دکمه زنگ الکترونیکی در دست داشت. به محض دیدن صحنه‌هایی خارج از تحمل او که قرار بود برای دوست دخترش شان اتفاق بیفتد، آن زنگ را می‌توانست بزند تا همه چیز متوقف شود. این یک شیوه برای بیان کلمه ایمنی است. به محض زدن زنگ همه چیز متوقف می‌شد و او را باز می‌کردم.


شما نیز در زمینه‌های مختلف گرایش BDSM مطالب خود را بنویسید تا با ذکر نام همراه با لینک اینستاگرام یا توییتر به عنوان نویسنده مهمان منتشر شود. ‫کافیست در صفحه تماس یا با ایمیل ⁦‪Work[@]untashgaal.com‬⁩ مقالات و نوشته‌های خود را ارسال کنید. مطالب منتشر شده در این صفحه تایید یا رد نمی‌شوند و مسئولیت آن با نویسنده است.

جهت انجام تبلیغات مشاوره، اسپانسرینگ و موارد دیگر در وبلاگ اونتاشگال، در این صفحه با ما تماس بگیرید.


برده دختر با قلاده

داستان من از سال ۲۰۰۶ شروع شد، زمانی که برای استفاده از یک بورس تحصیلی به کالج مدیریت زوریخ رفتم. در آن سال‌ها تازه از فضای بسته و محدود ایران وارد فضای باز و بدون ملاحظه‌ای شدم که ممکن بود مرا در تمام ارکان زندگی به معنای واقعی در خود غرق کند، اما میل به تحصیل و داشتن موقعیت مدیریتی در سازمان‌های مطرح دنیا و البته آشنایی با یک استاد و مربی روابط Fetish باعث شد تا مسیر خود را گم نکنم.

این مربی فردی ۵۲ ساله، متاهل و مدیر مالی شرکتی بین‌المللی بود که من برای کار آموزی مدیریت باید ۲۴۰ ساعت در آن کار می‌کردم. رابرت هلندی بود و در سوئیس زندگی می‌کرد. او بود که آگاهی من را به این سمت برد که میل به سلطه‌گری چیز خجالت آوری نیست البته به شرطی که با توافق طرف مقابل باشد. او مرا به مجموعه‌هایی معرفی کرد که اصول و تکنیک‌های این کار را در آنها آموختم، راهی که بعد از ۱۲ سال هنوز هم دنبال می‌کنم و می‌آموزم.

حضور در این دوره‌ها باعث آشنایی با همفکران من شد که برخی از بهترین دوستانم، پارنترها و برده‌هایم و البته در سال‌های بعد مشتریانم را از میان آنها یافتم.

بعد از ۶ سال آموزش، از حدود ۶ سال قبل، در کنار شغل اصلی‌ام در یک شرکت بین المللی، باز هم با راهنمایی و کمک رابرت، تبدیل به یک مربی شدم تا راه و رسم درست و ایمن برای این روابط را به کسانی که میل به بردگی و اطاعت داشتند، بیاموزم. برخی از این افراد تنها بودند و برخی هم زوج. گاهی به درخواست یک ارباب، برده‌اش را آموزش دادم، گاهی خود برده‌ها برای یادگیری بیشتر به من رجوع کردند. اما معمولا آموزنده‌ترین تجربه‌هایم با زوج‌ها بود.

این ماجراها و خاطرات گوشه‌هایی از تجربه‌هایی هستند که تا جایی که حافظه یاری می‌کند، برای شما بیان می‌کنم. همچنین هویت آموزش گیرنده‌ها حفظ شده است.

خاطره اول: دوست پسری اسلیو که عذاب وجدان داشت

بگذارید از گذشته این دو بگویم. دنیل ۶ ماه پیش از اولین جلسه متوجه شده بود که برای لذت بردن از رابطه جنسی باید نقش برده را برای خانم‌ها بازی کند، و خیلی شفاف آن را با شان که در یک رابطه یک ساله بودند و با هم زندگی می‌کردند، مطرح کرده بود. شان ابتدا سعی کرده بود تا این نقش را برای دنیل بازی کند، اما اون هم نمی‌تونست آنقدر که باید محکم باشد و تازه خودش هم دوست داشت برده باشد، اما هیچوقت جرات نکرده بود آن را با کسی مطرح کند. با این حال جسارت دنیل در صحبت درباره خواسته‌هایش به او هم شجاعت مطرح کردن این موضوع را داده بود.

بحران در رابطه شروع شد و با وجود علاقه زیاد به هم، حتی به این فکر کرده بودند که رابطه را ادامه ندهند.

تا اینکه یکی از دوستان دنیل در دفتر وکالتی که بعنوان وکیل کار می‌کرد، به او اطلاع داد که یکی از کارآموزهای جوان که به تازگی برای کارآموزی به آن‌جا آمده بود یک میسترس درست و حسابی است. 

برده پسر و تنبیه او

ورود یک میسترس

این میسترس مارتا دختر سیاهپوستی بود که ۴ سال از دنیل کوچکتر بود. انتخاب سخت شروع شده بود اما در نهایت شان و دنیل تصمیم به ایجاد رابطه با مارتا گرفتند و او بعنوان ارباب آن دو از جمعه عصر تا دوشنبه صبح به آپارتمان‌شان می‌رفت تا شاهد خدمت این زوج به خود باشد.

خب به نظر همه چیز درست می‌آمد تا اینکه شان احساس کرد از خدمت به ارباب خانم لذتی نمی‌برد. این بار بطور جدی آن‌ها را ترک کرد. دنیل نمی‌توانست این را تحمل کند اما نمی‌خواست لذت خدمت به میسترس مارتا را هم از دست بدهد.

عذاب وجدان شروع شده بود. دنیل تا مرز نابود کردن شغلش پیش رفت. تا اینکه تصمیم گرفت برای شان ارباب مرد پیدا کند تا در زمان‌هایی که او به مارتا خدمت می‌کرد، شان به ارباب مرد خدمت کند. البته پیدا کردن این فرد آسان نبود. همچنین مارتا هم راضی نبود و معتقد بود دنیل کنترل و تحمل خود را از دست خواهد داد و نمی‌تواند حضور یک مرد دیگر را در زندگی شان تحمل کند. مارتا هم گفت اگر دنیل ثابت نکند که توانایی و تحمل دارد، از رابطه خارج خواهد شد.

من به رابطه دعوت شدم

همه چیز به مدت دو هفته جهنمی بود. اینجا بود که من وارد شدم. از طریق یکی از دوستان مارتا از این داستان خبردار شدم. دوست مشترک ما معتقد بود برای یک دوره کوتاه در حضور دنیل از شان بعنوان برده استفاده کنم تا دنیل تحمل خودش را بسنجد. هیچ وقت درگیر رابطه دو نفر نشده بودم و تنها بعنوان آموزش دهنده کار می‌کردم. برای همین جواب منفی دادم.

اما ۳ روز بعد دوست مشترک ترتیب یک ملاقات با دنیل و شان را در قسمت بار یک هتل داد. خیلی صریح و بی پرده با هم صحبت کردیم و نگرانی‌های خود را به آن دو منتقل کردم. دنیل اصرار داشت این کار را برای اثبات خودش به مارتا انجام بدهم و در عین حال فرصت لذت مشابه را برای شان فراهم کند. امنیت شان نیز برای او خیلی بود و می‌خواست این کار توسط یک حرفه‌ای انجام شود.

خیلی واضح برای آن‌ها توضیح دادم که من وارد رابطه نخواهم شد. برای شان اربابی پیدا نخواهم کرد و تنها برای ۳ روز مثل یک دوره آموزشی، شان را با تکنیک‌های تحت سلطه و ساب میسیو بودن آشنا خواهم کرد.

دنیل می‌توانست حضور داشته باشد اما کاملا بسته شده و بدون امکان دخالت بود. البته هر وقت می‌خواست یا احساس می‌کرد تحمل آن‌را ندارد می‌توانست فرآیند را متوقف کند اما برگشتی در کار نخواهد بود و من به مارتا گزارش خواهم داد که دنیل تحمل ندارد.

با همه چیز موافقت کردند. روی دستمزد هم توافق کردیم. شان کاملا با این موضوع موافق بود و مارتا فقط می‌خواست از کل ۳ روز فیلم تهیه شود تا خودش آن را ببیند. دنیل و شان موافق بودند. خب، بالاخره من هم موافقت کردم.

در مورد شان بگویم که او ۳۲ ساله، قد ۱۷۵ استخوانی، سفید پوست و اهل شف هاوزن، شهر کوچکی در نزدیکی زوریخ بود. اون به تازگی فارق التحصیل دکترای شیمی از دانشگاه زوریخ شده و به عنوان استادیار مشغول به کار بود. در ظاهر مثل خانم معلم‌های جدی بود اما در درون بسیار مردد، شکننده و از گرفتن هر تصمیمی بیزار بود. از نوجوانی به میل خودش به تحت سلطه بودن آشنا شده بود اما مثل هر چیز دیگری هیچگاه آنرا به زبان نیاورده بود و اگر دنیل از میل خود صحبت نمی‌کرد شاید هیچوقت به کسی چیزی نمی‌گفت، اگر چه حتی با این وجود هم مدتی طول کشیده بود تا به قول خودش به گرایش واقعی درونش اعتراف کند.

برده دختر باندیج شده

شروع جلسه و روز اول، اولین تجربه

به سمت شان رفتم. وسط سالن ایستاده بود و کمی مضطرب بود. فکر کنم برای اولین بار کار یک ارباب مرد را می دید که کاملا با دنیل و مارتا متفاوت بود. طبق چیزی که شب پیش برای آن‌ها فرستاده بودم، شلوار پارچه‌ای سفیدی به پا کرده بود. روی آن هم بلوز بلندی پوشیده بود که تا زانوها می‌رسید. درست مثل یک خانم با سمت بلند پایه در یک اداره بود. کفش پاشنه بلند هم پوشیده بود. کاملا رسمی، بدون لباس زیر، زیورآلات و آرایش بود. موهای بلندش هم باز بود. البته در همین حالت هم بسیار زیبا بود. در تمام حدود ۴۵ دقیقه‌ای که مشغول بستن دنیل بودم بدون حرکت ایستاده بود و تماشا می‌کرد. دوربین هم مشغول فیلم برداری بود تا مارتا بعدا شاهد برنامه ما باشد.

خیلی محکم به شان گفتم کفش‌ها و شلوارش را در بیاورد. کمی مردد بود. با صدای بلندتر گفتم: «زود باش». تکان خورد و به آرامی شروع کرد به انجام دستور. همانطور که انتظار داشتم لباس زیر نپوشیده بود و موهای بدنش را هم کاملا تراشیده بود. وقتی تمام شد ناخود آگاه جلوی الت تناسلی اش را با دست پوشاند، البته طبیعی بود.

نفس زدن‌اش کمی تند شده بود و معلوم بود اضطراب دارد. برخلاف دنیل، شان اجازه داشت از کلمات امن ملایم‌کننده استفاده کند تا فرآیند را آرامتر یا متوقف کند و استفاده از آنها باعث نمی‌شد تا همه چیز کاملا کنسل شود. می‌توانست بارها استفاده کند و دوباره شروع کنیم تا زمانی که کاملا بخواهد جلسه و این ۳ روز متوقف شود.

پشت او ایستادم. دست‌ها را از مچ گرفتم و آرام به سمت پشت بردم و روی هم گذاشتم. بعد با طناب کنفی مچ هر دست را به آرنج دست دیگرش بستم و محکم کردم. پیراهنش زیر طناب جمع شده بود. به تجربه فهمیده بودم بهتر است با طناب و باندیج شروع کنم و برای روز اول از غل و زنجیر برای شان استفاده نکنم. طناب را دور سینه محکم کردم و به سمت میله سقف انداختم و از روی آن رد کردم. بعد هم دوباره از زیر طناب‌های رد شده از سینه‌اش بردم و کشیدم. بدنش به سمت بالا حرکت کرد و همزمان جیغ ملایمی کشید. نوک پاهای برهنه‌اش حالا به زحمت به زمین می رسید. کاملا بی دفاع بود.

دستم را به سمت آلت تناسلی و بین پاهای او بردم و بی مقدمه داخل انگشتم را داخل کردم. دوباره جیغ کشید. دنیل هم صدای گنگی درآورد اما زنگ را نزد. شان کاملا خیس و تحریک شده بود. این کار علاوه بر مسائل جنسی‌اش، یک تست خیلی مهم برای شروع کار روی خانم‌ها است، اگر خیس نباشند نباید شروع کرد و باید به سراغ دیگر اندام‌ها رفت. اما شان به اندازه کافی خیس و تحریک شده بود. پس چند دقیقه که با آلت تناسلی‌اش مشغول بودم چند ضربه محکم به کپل‌های باسن‌اش زدم.

قیچی را برداشتم و پیراهن را روی بدهنش پاره کردم. به تندی نفس نفس می‌زد ولی چشم‌هایش حسابی مشتاق بود. کاملا برهنه شده بود. نوک سینه‌هاش سفت شده و ماهیچه‌ها منقبض بودند. یک ویبراتور روی آلت تناسلی‌اش گذاشتم و روشن کردم. همه بدنش در یک لحظه به لرزشش افتاد و بعد منقبض شد. جیغ‌های کوتاهی می‌کشید. شلاق کوتاه را برداشتم و ضربه‌های ملایمی به پشت ساق‌ها زدم، ضربه‌های آرام اما ممتد. ترکیب درد و لذت ویبراتور او را به ارگاسم نزدیک کرده بود. به او گفتم که اگر بدون اجاره ارگاسم شود چه تنبیه سختی در انتظارش خواهد بود و با سر تایید کرد.

آرام زنجیر را به نوک سینه‌ها وصل کردم. درد بیشتر از لذت شده بود اما عمق لذت اجاره نمی‌داد متوقف کند. شروع به التماس کرد تا به او اجازه ارگاسم دهم. هیچ نمی‌گفتم و این حساسیت ذهنی او را بیشتر می‌کرد. کم کم صدای نفس‌های دنیل هم از پشت دهان بندش به گوش می‌رسید. می‌دانستم خون زیادی به سمت آلت او رفته است اما چستیتی اجازه نمی داد راست شود، برای همین فشار زیادی به کون خود می‌آورد و باعث می‌شد پلاک ویبراتور فشار بیشتری به پروستات او بیاورد و بیشتر غرق لذت و فشار عضلانی شود.

معلوم بود که شان دیگر تحمل ندارد و نمی‌تواند جلوی خود را بگیرد. من هم خیال نداشتم بدون اجازه ارگاسم شود و در شروع کار تجربه یک تنبیه سخت را داشته باشد. پس در گوش او گفتم «زمانی که زنجیر سینه‌ها را جدا کردم، اجاره ارگاسم دارد». با فشار کشیدم خون به سمت نوک سینه‌ها جریان پیدا کرد و آزاد شدن دوپامین باعث ارگاسم شدیدی شد. جیغ بلندی کشید و با حرکت‌های شدیدی لذت بسیار زیادی را تجربه کرد. طناب‌ها باعث می‌شدند نتواند دست و پاها را حرکت دهد، برای همین ماهیچه‌های بدنش تمام دوپامین را جذب کردند و این لذت ارگاسم را برای شان چند برابر کرده بود. بعدها به من گفت این بهترین تجربه ارگاسم زندگی‌اش بود. بعد از تمام شدن حرکت‌های غیر ارادی ماهیچه‌هاش، بی حال از طناب آویزان شد. چشم‌ها را بست و بی حرکت به خلسه رفت.

دنیل اما در تلاطم بود. تند نفس می‌کشید و از درد ارگاسم ناقص به همراه پلاک کون به خودش می‌پیچید. اما لذت و اشتیاق در چشم‌هایش بود. به او گفتم «فقط یک دقیقه فرصت داری زنگ را بزنی وگرنه بقیه برنامه‌ها را روی دوست دخترت ادامه می‌دهم». مستقیم به چشمان من نگاه می‌کرد. مطمئن بودم تا ۱۰ ساعت دیگر هم زنگ را نخواهد زد. دنیل آمادگی کافی برای وارد کردن شان به دنیایی که لذتی مشترک از آن می‌خواستند را داشت. اما خب، من باید ۳ روز امتحان کردن او را ادامه می‌دادم.

ارباب و کنترل اسلیو

نتیجه سه روز لذت بخش برای این زوج

شان در این ۳ روز سکس دهانی، سکس مقعدی و جلق زدن برای یک مرد را به خوبی یاد گرفت. همچنین ظرفیت تحمل و ترکب آن با دوپامین را فرا گرفت تا بتواند یک لذت غیرقابل کنترل را تجربه کند. او کنترل بهتری روی ارگاسم خود پیدا کرد. دنیل نیز در موقعیت‌های متفاوتی اما همیشه بسته و بدون امکان دخالت، شاهد آموزش‌ها بود. او شب‌ها در قفس زیرزمین می‌خوابید و شان روی یک موکت نازک در اتاق من و یک پای او با زنجیر به پایه تخت بسته شده بود. این کارها برای این بود که حس تعلق را برای خود عادی کند.

بعد از آن جلسه، مارتا با دقت فیلم‌ها با پیدا کردن ارباب مرد موافقت کرد. اونها از طریق دوستان مشترک یک پسر ۲۸ ساله پیدا کردند و وی نیز شان را به عنوان برده پذیرفت. از آن روز تا ۳ سال پیش که از آن‌ها خبر داشتم،آخر هفته‌ها دنیل به مارتا خدمت می‌کرد و شان هم به خانه اربابش که اسم او را فراموش کرده‌ام، می رفت تا در کنار ۲ برده تمام وقت، لذت ببرد و نیازش را برآورده کند.

تا ۳ سال پیش که از آن‌ها خبر داشتم، به همین شیوه به زندگی ادامه می‌دادند. در این مدت باردار شدن شان و به دنیا آمدن دختر او و دنیل، تنها وقفه کوتاهی در این نوع رابطه ایجاد کرد، اما بعد از آن شان و دنیل دائماً ارباب‌های جدیدی پیدا می‌کردند و لذت می‌بردند.

فکر کنید اگر آن‌ها هیچوقت در مورد تمایلات و علایق شخصی با یکدیگر صحبت نمی‌کردند…


در مواردی مانند این که پارتنرها در حضور هم رابطه را تجربه می‌کنند، بسیار مهم و حیاتی است که تجربه لذت برای هر دو فراهم باشد، نه اینکه صرفا به یکی از طرفین بپردازید. اگر دنیل تنها یک گوشه نشسته و شاهد باشد، فشار روانی کم کم او را از مسیر مورد خواست دور خواهد کرد. طراحی لذت در کنار اتفاقات مورد نظر شما، مانند بیننده بودن یا دخالت نکردن موضوع بسیار مهمی است که قبل از شروع کار باید برای آن برنامه ریزی کرد.

بر خلاف تصور بسیاری از افراد مبنی بر زورگویی، تمام کارها باید قبل از شروع رابطه با پارتنر یا آموزش گیرنده توافق شده باشند. BDSM یک نوع وحشی بازی که یک طرف هر کار دلش خواست بکند نیست، بلکه یک رابطه خاص احساسی و جنسی است که باید هر دو طرف از آن لذت ببرند و مطابق با نیازهای آن‌ها باشد. حتی برای برده‌هایی که برای آموزش به من سپرده می‌شدند و ارباب‌های آنها لیست درخواست‌ها را اعلام می‌کردند، ساعت‌ها وقت صرف می‌کردم تا برای آنها مراحل آموزش را توضیح بدهم و هر کجا که احساس راحتی یا امنیت نمی‌کردند، راه و روش را عوض می‌کردیم. البته خیلی زیاد با نوع دیگر این رابطه برخورد کردم که هیچ وقت ورود به آنرا نپذیرفتم، چون اعتقاد دارم بدون تمایل دو طرفه و آگاهی کامل، هر حرکتی اشتباه است و پشیمانی به بار خواهد آورد.

برای اینکه در این کار حرفه‌ای و ماهر شوید، بیشتر بخوانید و بیاموزید. هیچوقت آموزش زمینه BDSM به پایان نمی‌رسد. شما هم می‌توانید نوشته‌های خود را در صفحه تماس برای من ارسال کنید.

اونتاشگال . تیر ۱۳۹۹ . نویسنده مهمان: میلاد

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . اینستاگرام شخصی

حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال


پادکست اونتاشگال را از CastBoxApple PodcastSpotifyGoogle Podcast بشنوید.