چرا BDSM برای سلامت ذهنی مفید است؟

بدنامی کینک به اندازه عمل آن قدمت دارد. جامعه کینک یک مسیر دشوار برای عملکرد جنسی و هویت طبیعی و جدا از اتحاد با «انحراف یا اختلال جنسی» خود را تحمل کرده است. در گذشته، هویت یا تمایلات مرتبط با بی دی اس ام در دادگاه‌های طلاق، دادرسی های کیفری، شرایط استخدام و دادرسی ها حضانت کودک استفاده میشد. زمان آن است که کینک را از بار تاریخی شرم کینکی رها کنیم.

در این مقاله می‌خوانیم که چرا رابطه و گرایش BDSM نه تنها برای ارگاسم کامل شهوت مناسب است بلکه به سلامت ذهنی شما نیز کمک می‌کند.

ترجمه آزاد مجموعه مقاله‌هایی در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی و سبک زندگی BDSM است که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. این نوشته‌ها با هدف بیان واقعیت‌ها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش سادومازوخیسم، از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم آرتمیس برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و پیشنهادی برای یادیگری دارید یا می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله در دسامبر ۲۰۱۷ در مجله معروف Play Boy منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


پس از نبردی طولانی و دشوار، فهرست DSM-5 (راهنمای آماری و تشخیصی اختلالات روانی که در 2013 منتشر شد) کینک را از معیارهای تشخیصی حذف کرد و توضیح داد که کینک به تنهایی دلالت و نشانه بیماری ذهنی نیست. مطالعات بی شمار و مدارک محکمی جمع آوری کردند که کینک اگر هر چیزی باشد، یک ناسازگاری عادی در تمایلات جنسی انسان است و حتی می‌تواند سلامت ذهنی را نشان دهد. افراد کینکی امتیاز بالاتری از همتایان «وانیلا» در رضایت و لذت جنسی، تجربه پذیری، خود آگاهی، شادی و رهایی از کشمکش در روابط خود کسب کرده‌اند [منبع گزارش]. همچنین، طرفداران BDSM میزان بالاتری از افسردگی، تمایل به خشونت، پارانویا، عزت نفس کم، پریشانی یا استرس پس از سانحه را نسبت به وضعیت طبیعی جامعه نشان نداده‌اند.

آشا گری (Asha Gray)، روان درمانگر حرفه‌ای کینک و مشاور مجرب که بسیار با افراد و زوج‌های کینکی می‌گوید: «یکی از تصورات اولیه اشتباه درباره کینک این است که بطور جدایی ناپذیر به ضربه جسمی، گره خورده است.» آشا به پلی بوی می‌گوید: «بسیاری از مردم اشتباهی فرض می‌کنند که اگر فردی کینکی است یعنی اتفاقی برای آنان افتاده است و به طریقی مورد بد رفتاری قرار گرفته اند.»

اغلب، فرضیات توسط رسانه‌ها، ریشه‌دار کینکی در گذشته افراد مشکل دار تکرار میشود. برای مثال، کاراکتر دختر، مگی در فیلم منشی (Secretary – 2002)  بعد از ورود به رابطه ارباب و برده عملکرد بلند مدت خود را در خودزنی و خیال پردازی خودکشی گونه توسط فرمان دیگری را اصلاح می‌کند و در فیلم پنجاه سایه گری (Fifty Shades of Gray – 2015)، کریستین گری، گرایشات جنسی خود را بعد از آزار جنسی دیدن توسط زنی مسن‌تر، پرورش می‌دهد.

شرمندگی بسیار در مورد رابطه BDSM ممکن است ناشی از سلامت ذهنی افراد حرفه‌ای، احساس شود. یک تحقیق در سال ۲۰۰۸ توسط ائتلاف ملی برای آزادی جنسی انجام شد و آن نشان داد که نزدیک ۴۰٪ از پاسخ دهندگان تبعیض یا خجالت برای صحبت کردن با یک متخصص سلامت روانی درباره عملکردهای جنسی خود را تجربه کرده‌اند.

آیا افراد کینکی نیاز به درمان دارند؟

آشا گری میگوید: «فکر می‌کنم بسیاری از مشاوران هستند (که با جامعه کینکی در ارتباط نیستند و اصلا آن را درک نمی‌کنند) این روابط و کینک را یک مشکل به حساب می‌آورند یا حتی درمان افرادی که به شکل افراطی و سادیسمی در کینک فعال هستند را رد می‌کنند! و هنوز گاهی اوقات مردم فرض می‌کنند که این یک مشکل است که شما به دنبال حل کردن آن هستید». در واقعیت اما بیشتر افراد کینکی که بدنبال درمان و تراپی هستند برای دیگر دلایل دیگر به روانشناس مراجعه می‌کنند، برای نمونه درمان افسردگی، اضطراب، استرس و مشکلات و روابط خانوادگی چیزهایی هستند که برای آن به تراپیست مراجعه می‌کنند. به گفته گری و DSM-5، تا زمانیکه کینک منجر به درد زیاد یا مانع از زندگی عادی نشود، احتمالا به هر مشکل سلامت روانی بی ربط است.

کینک درمان یا جایگزینی برای درمان ندارد اما برخی از بازمانده‌های آسیب دیده، قدرتمند شدن و بازسازی خویش به وسیله کینک را پیدا کرده‌اند.

هنوز رابطه بین کینک و ضربه روحی، فریبنده است. برخی محققان نظریه دادند که کینک میتواند با حالتی گذرا، مسیری برای ذهنی درگیر و غسل جسمانی و تمرکز جدی مقایسه شود. دیگران کینک را به عنوان فعالیت تفریحی خطرناک یا خرده فرهنگ خلاقانه و سرچشمه جامعه و همراهی در جامعه‌ای جدا شده، تصور می‌کنند. شاید بیش از همه جنجالی باشد که ادعای برخی افراد فعال در BDSM باشد که می‌گویند کینک خاصیت شفا بخشی به ویژه در آسیب جنسی دارد!

در حالیکه کینک به تنهایی شرط لازم برای علایق کینکی نیست، برخی از افراد حرفه‌ای کینک گزارش دادند که با استفاده از بی دی اس ام برای سرتاسر آزار جنسی یا فیزیکی، احساسی قدیمی فعالیت میکنند. خانم Nicole Lane در مورد اینکه چطور بی دی اس ام به او برای درمان و بهبودی حاصل از یک تجاوز کمک کرد، در مجله Hello Giggles یک مقاله نوشته است. او بیان کرد که کنترل داستان در عوض تحت تاثیر قرار گرفتن برای تجاوز در مقابل او چیزی کمتر از «انقلاب درونی» نیست. گری تایید کرد که برخی از مراجعین که تجاوز جنسی را تجربه کرده‌اند از کینک برای بهبود احساسات خود استفاده میکنند.

برای همه افراد پیشنهاد نمی‌شود، اما برای برخی قربانیان تجاوز، رابطه BDSM می‌تواند به بهبود فشارها و تاثیرهای روانی حاصل از تجاوز، کمک کند. البته این درمان نیست اما می‌تواند به بازیابی قدرت قربانی تجاوز کمک کند.

آشا گری توضیح داد: «کینک جایگزینی برای درمان نیست اما برخی از بازمانده‌های آسیب دیده، قدرتمندسازی خود را بوسیله کینک پیدا کرده‌اند.» گری به عنوان باتم در جلسه کینکی برنامه ریزی شده، میگوید: «از اول تا آخر، شما مسئول هستید. پس می‌توانید چیزی که آنها تحمل می‌کنند را دوباره تجربه کنید اما در مسیری لذت بخش تر و امن تر.» در آن صورت ساختار صحنه BDSM به عنوان محفظه‌ای سراسری که برخی از بازماندگان می‌توانند با غلبه بر آسیب خود پیروز شوند، تجربه کردن آن با توجه به رضایت طرفین با پارتنر مورد اعتماد و کمک به جایگزینی خاطرات منفی، خدمت می‌کند. جالب اینکه توجه و مراقبت فردی نزدیک، خبرگی و مهارت سطح بالا، رضایت واضح و روشن که نیازمند تعاملات سادومازوخیسمی سالم است و همه خصائص سلامت جنسی برای همه چه بی دی اس امی باشند چه نباشند را، دارد.

مهارت نقش مهمی در کینک دارد

کینک نیاز به مهارت‌های متنوع و گسترده‌ای دارد، و فقط دانستن نحوه شلاق زدن نیست. هرچند تصاویر رسانه‌ها ممکن است آن را به عنوان سرگرمی و بازی (یا شلاق و دست بند) نمایش دهد، اما عرف اخلاقی کینک نیاز به خودآگاهی و احتیاط دارد. آشا گری میپرسد: «چگونه با افراد درباره قراردادها مذاکره می‌کنید؟ چگونه با نیازها، علایق و نگرانی‌هایخود برای پارتنر ارتباط برقرار می‌کنید؟ این موارد سوالاتی هستند که اگر میخواهید در کینک شرکت کنید، باید از خودتان بپرسید.»

قبل از اینکه برای پایانی پیچیده ریسک کنید، به آرامی شروع کنید و یک قرار در یک رستوران شیک بگذارید. وسایل را به خوبی بچینید و در دست بگیرید و قبل از اینکه ناگهان رابطه‌ای شدید شروع کنید، به خوبی دیگری را بشناسید. به ویژه برای بازماندگان آسیب دیده در حال تمرین کینک (چه باتم و چه تاپ)، مهم است روسپی‌گری و تحریک را بشناسند و بطور موثر با آنهایی که برای پارتنری انتخاب شده‌اند، ارتباط برقرار کنند.

به عبارت ساده‌تر: زمان آن است که کینک را از بار تاریخی شرم کینکی رها کنیم چرا که مانند دیگر علایق جنسی یا سبک متداول رابطه، رابطه ارباب و برده می‌تواند سلامت یا ناخوشی، خطرناک یا شفابخش باشد و همه اینها به اینکه کینک را چگونه و با چه کسی انجام میدهیم، بستگی دارد.

زمان زیادی را برای شناخت پارتنر خود اختصاص دهید. به عنوان یک دامیننت شما باید با هر اسلیو به یک شیوه خاص رفتار کنید تا از همه جوانب شما لذت ببرد. یک نسخه را نباید برای همه استفاده کنید و سعی کنید با مهارت تمام و انعطاف‌پذیری، بهترین لذت و هیجان را در لحظه برای پارتنر خود خلق کنید.

اونتاشگال . مرداد ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

چرا مغز عاشق درد است؟ تحقیقات علمی BDSM

هنگام بحث در زمینه BDSM شایعات، تابو و پورن‌های زیادی وجود دارد. اما دانش حقیقی و کامل در این زمینه اندک بوده و این موضوع خجالت‌آور است،به این علت است که حتی با وجود تخمین‌های محافظه کارانه و به سختی تنها ۲ درصد از کل جمعیت جهان درگیر BDSM هستند. یعنی مشابه جمعیت همجنس‌گرایان! در این مقاله به سوال بزرگ شما پاسخ می‌دهیم.

ریشه گرایش بردگی چیست و چرا من از درد لذت می‌برم؟

ترجمه آزاد مجموعه مقاله‌هایی در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی BDSM و سبک زندگی است که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. این نوشته‌ها با هدف بیان واقعیت‌ها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش سادومازوخیسم، از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله توسط محقق علمی، جاشوا کریش در ژانویه ۲۰۱۶ منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.


سادومازوخیسم اغلب شامل سکس‌های کینکی با طناب، شلاق و سایر وسایلی می‌شود که اگر درست استفاده نشوند نتیجه آن آسیب‌های جدی خواهد بود. اغلب یکی از پارتنر‌ها نقش تاپ و دامیننت را بر عهده گرفته و دیگری نقش سابمیسیو و باتم را می‌پذیرد. به هر حال، انسان‌ها هزاران سال است که از باندیج، درد و تقابل قدرت در روابط جنسی‌شان استفاده می‌کنند. اما دانشمندان در گذشته BDSM را به عنوان یک شرایط روانی خاص معرفی می‌کردند. فروید آن را به عنوان وضعیت غیرطبیعی و ناجوری تعریف کرده (مانند اکثر انواع غیرعادی سکس) و حتی در سال ۱۹۸۷ سبک زندگی، یک عبارت عامیانه که گاهی برای توصیف روابط BDSM استفاده می‌شود، در ژورنال DSM III مشمول تشخیص‌های بیمارگونه گشت.

اما دانشمندان مدرن‌تر شروع به بررسی دوباره و تغییر عقیده درباره‌ی BDSM کرده‌اند. حتی تیمی تحقیقاتی در زمینه دانش BDSM در دانشگاه ایلینوس شمالی تحقیقاتش را به فهمیدن آن که چگونه بدن و ذهنما به تحریکات غیر معمولی پاسخ می‌دهد، اختصاص داده است. بدین گونه که جوامع BDSM در حال پیدا کردن راه‌های جدید برای ارتباط برقرار کردن و ایجاد ارتباط جنسی با استفاده از فضاهای دیپ وب، سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی تحت عنوان دارک نت هستند.

ریحانا در یکی از آهنگ‌هایش می‌خواند «درد لذت من است، چون قابل سنجش نیست.» برخی دانشمندان تصمیم گرفتند ببینند این موضوع چقدر صحیح است و شروع به انداره‌گیری موارد مختلفی در طرفداران این گرایش کرده‌اند. از فعالیت‌های مغز گرفته تا سطح کورتیزول خون. در ادامه دانش فعلی درباره BDSM را مطالعه می‌کنید.

مقاله پیشنهادی: موزیک ویدئوها با فضای BDSM

جنبه‌های غیرجنسی BDSM

پس از این که دانشمندان شروع به پژوهش در این زمینه کردند، اولین سورپرایز برایشان این بود که BDSM می‌تواند غیرجنسی باشد. این بدین معنی نیست که این نوع از رابطه عموما شامل سکس نمی‌شود، اما تمایل به بازی درد – و در واقع سلطه گری و سلطه پذیری – لزوما برای تحریک جنسی نیست. بر اساس مطالعه‌ای [منبع] که در سال ۲۰۱۴ انجام شده، طرفداران BDSM اغلب به همان دلیلی به این «سبک زندگی» علاقه دارند که سایر مردم فلفل تند میخورند، سوار ترن هوایی می‌شوند و یا کوهنوردی می‌کنند.

به گفته دکتر روی بامیستر، از دانشگاه کیس وسترن، سوال «چرا برخی مازوخیسم را بر کوه نوردی ترجیح می‌دهند» قابل مقایسه است با این سوال که «چرا برخی مردم چتربازی را بر کوه نوردی ترجیح می‌دهند». تصادفات عادت، فرصت و ارتباطات ممکن است نقش غیر مهم کلیدی بازی کند.

اخیرا مطالعه دیگری [منبع] در زمینه BDSM به مقایسه فیزیولوژی و روان علاقه‌مندان به این سبک و کسانی که فعالیات‌های دردناک اما غیرجنسی نظیر راه رفتن روی آتش، یا پیرسینگ‌های شدید بدنی انجام می‌دهند پرداخته و به تشابهات واضحی نیز دست یافته است: «طبق یافته‌های ما صحنه‌های BDSM و فعالیت‌های شدید هردو مسیرهای متفاوتی هستند برای دستیابی به حالی یکسان. در واقع راه‌های گوناگون به مقصدی یکسان

برای این مطالعه، پژوهشگران نمونه‌های شرکت‌کننده در فعالیت‌های افراطی و BDSM را مورد آزمایش قرار دادند، آن‌ها نمونه‌هایی از کورتیزول (هورمون استرس) را از بزاق آن‌ها برداشتند. نتیجه نشان داد که هم دامیننت‌ها و هم ساب‌میسیوها سطوح قابل توجهی از آگاهی را تجربه می‌کنند. اغلب افزایش زیادی در هورمون کورتیزول را تجربه می‌کنند در حالی که همگی سطوح پایین‌تری از استرس را گزارش می‌کنند، (که در این صورت باید استرس بیشتری داشته باشند، نه کمتر). و در تست‌های تشخیصی پس از آن، باتم‌ها خیلی ضعیف ظاهر شدند، که نشان می‌دهد آن‌ها کاملا وضعیت ذهنی‌شان را در طی تشریفات شدید تغییر داده و تحت تاثیر قرار می‌گیرند.

بسیاری از این‌ها کاملا متناسب است با آنچه طرفداران BDSM تحت عنوان «SubSpace» یعنی نوعی از نشئگی و خماری که باتم هنگام درد و تحقیر تجربه می‌کند. همچنین برخی از علاقه‌مندان به این موضوع، با اهداف فلسفی و فکری به آن می‌پردازند که بسیاری از آن‌ها با هدف ورود به یک خلسه به این فعالیت‌های شدید وارد می‌شوند.

عشق، کورتیزول و تستسرون

مطالعات پیشین درباره کورتیزول نشان می‌دهد این هورمون تنها به استرس مرتبط نبوده و در شرایطی با درگیری بالا، غافلگیرانه و غیرقابل پیش بینی، خارج از کنترل و جدید، به بیان دیگر BDSM توافقی، نیز افزایش می‌یابد. برای اثبات این مشاهده، دانشمندان به بررسی یک BDSM پارتی بزرگ پرداختند و مطالعاتشان را با ۵۸ شرکت کننده ادامه داده و سطح کورتیزول و تستسرون آن‌ها را سنجیدند. آن‌ها می‌خواستند بفهمند که آیا BDSM منجر به افزایش صمیمت بین زوجین گشته است، همچنین نشان دهند چگونه سطح برخی هورمون‌های شاخص در پاسخ به سکس‌های کینکی و غیرمعمول تغییر می‌کند.

آن‌ها یافتند که اشخاص باتم نسبت به تاپ‌ها سطوح بالاتری از کورتیزول را در یک صحنه بازی داشتند. و این تا حدودی مورد انتظار بود، زیرا باتم‌ها معمولا درد را تجربه می‌کنند بنابراین بدنشان تحت فشار قرار گرفته و این استرس را با افزایش سطح کورتیزول بروز می‌دهد. پس از تجربه یک لذت دوطرفه در رابطه، کاهش سطح این هورمون در هر دو طرف، تاپ و باتم، مشاهده می‌شود.

شگفت زدگی اساسی هنگامی بود که دانشمندان به بررسی هورمون تسترون یعنی هورمونی که فکر می‌کردند با سلطه‌گری مرتبط است، پرداختند. باتم‌ها، و نه تاپ‌ها، بالاترین سطوح تستسترون را داشتند! دلایل اندکی برای این امر وجود دارد. بر اساس برخی حکایات، افرادی که در زندگی عادی، شغلی و روزمره شان سلطه‌گر هستند، ترجیح می‌دهند نقش باتم را در رابطه داشته باشند. یک احتمال دیگر این است که باتم‌ها به طرز موثری از هر لحاظ در رابطه کنترل کننده‌اند، شخص باتم برای وضع قوانین رابطه مذاکره می‌کند و در طی بازی نیز می‌داند هر زمان که بخواهد می‌تواند از کلمه امنیتش برای توقف بازی استفاده کند. این موضوع به خودی خود مقداری قدرت به همراه دارد که ممکن بر سطح تسترون خون اثر بگذارد. در فانتزی آن‌ها سابمیسیو هستند اما در حقیقت، باتم خود سلطه‌گر است.

به هرحال، محققان به این نتیجه رسیدند که BDSM منجر به تغییر غیرمنتظره برخی هورمون‌های شیمیایی در بدن – مانند برخی احساسات غیرمنتظره دیگر – می‌شود. شرکت کنندگانی که جلسه ارباب و برده‌شان به خوبی پیش رفته بودند، صمیمت و نزدیکی بالاتری را پس از پایان رابطه گزارش کردند.

چه سطح هورمون‌ها در BDSM تغییر کند، چه نکند، این موضوع اثرات فوق العاده‌ای  بر سلامت جسمی و روانی کسانی که برای ارضایشان یکدیگر را می‌بندند و شلاق می‌زنند دارد. «افزایش نزدیکی مرتبط با نمایش و مراقبت و توجه مشاهده شده در فعالیت‌های سادومازوخیسمی در رابطه جلوه جدیدی از ‌BDSM را، که کاملا بر اساس توافق و رضایت طرفین است و پتانسیل افزایش صمیمیت میان طرفین را دارد، نشان می‌دهد.»

این مغز شماست که در BDSM دخیل است

و پس از آن مغز، همان جعبه سیاه BDSM، را داریم. در حالی که تعداد زیادی مقاله در زمینه روانشناسی BDSM وجود دارد، تحقیقات نورولوژیکال اندکی بر این دسته از افراد انجام شده است و تصورش سخت است که چرا در اغلب زندان‌ها MRI ندارند!

یکی از تنها مطالعاتی که مستقیما به علوم عصبی مربوط به BDSM اشاره داشت سال ۲۰۰۵ در ژورنال روانپزشکی بیولوژیکال [منبع] به چاپ رسید. محققین از MRI، تکنیکی که نواحی فعال مغز را بر اساس سطوح اکسیژن خون موجود در آن نواحی پررنگ‌تر نشان می‌دهد، استفاده کردند و از افرادی که درگیر BDSM بودند (مشابه گروهی شامل افراد وانیلی) خواستند تا به عکس‌های اروتیک و چندش آور نگاه کنند.در هر دو گروه، ساختار‌های ذهنی مختلف (قشر ناحیه پیشانی، هیپوکامپ‌ها، تالاموس و آمیگدال) همگی در پاسخ به تفسیر عکس‌ها ، هم اروتیک و هم چندش آور، پررنگ شدند و به این موضوع مربوط بودند.

نتیجه واضح است: احتمالا مسیر عصبی مشترکی میان چیزهایی که منجر به احساس ترس و چندش بودن می‌شود و چیز‌هایی که ما را از نظر جنسی تحریک می‌کنند وجود دارد.

طبق گفته محققین «بسیاری از ساختارهای لیمبیک و بالای آن نیز به طور مشابه طی سکس و کار‌های نفرت انگیز تحریک می‌شوند.» این مطالعه تصویربرداری عصبی آشکار می‌کند که روند احساسات لذت بخش و فاقد لذت ساختار‌های مشترکی در مغز را شامل می‌شوند.

اما از طرفی، کاملا نامعلوم است که چرا زنجیر و شلاق‌ها منجر به تحریک برخی می‌شوند در حالی که برخی دیگر را نیز می‌ترسانند.

برد سارگین، پروفسور روانشناسی و عضو تیم تحقیقاتی BDSM،می‌گوید:
«مردم مختلف پاسخ‌های مختلفی به BDSM می‌دهند اما این نوع از مطالعات نمی تواند با اطمینان درباره این که چرا مردم به BDSM می‌پردازند صحبت کند. تفاوت‌های بسیای در الگوهای فعالیت ذهنی است اما کاملا مشخص نیست که قضیه از چه قرار است!»

در طول سال‌ها که با BDSM زندگی می‌کنم، بسیاری از من دلیل و ریشه این گرایش را می‌پرسند. هر بار به پاسخی رسیدم باز یک مثال نقض پیش آمد. واقعا در زمینه علوم روانشناسی نمی‌شود با قاطعیت صحبت کرد. پیشنهاد من این است که به جای درگیر شدن برای یافتن چرایی هر چیزی، از آن چیز لذت ببرید! زمان شما محدود است و فقط یک بار زندگی می‌کنید.

اونتاشگال . خرداد ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

شناخت درست و واقعی رابطه ارباب و برده

برای کسانی که هیچ آگاهی ندارند این رابطه، تجاوز است! اما در واقع BDSM رابطه اعتماد و گفتگو است.

اعتماد کردن در بازی‌های کودکان به این معناست که شخصی پشت دیگری می‌ایستد، او با اعتماد به این که دوستش قبل از برخورد به زمین می‌گیردش، می‌افتد. در اعتماد کردن خطر وجود دارد، ریسک گرفته نشدن و آسیب دیدن. فردی که می‌افتد به فرد گیرنده اعتماد زیادی می‌کند. هنگامی که کودکی به ‌اندازه کافی و کامل به دیگری اعتماد میکند و همانگونه که فکر می‌کردند، می‌گیردش، هردو در لحظه نشاطی را تجربه می‌کنند که در هیچ جای دیگری نمی‌توان مثلش را داشت.

ترجمه آزاد مجموعه مقاله‌هایی در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی BDSM و سبک زندگی است که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. این نوشته‌ها با هدف بیان واقعیت‌ها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش سادومازوخیسم، از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله توسط دکتر مایکل کستلمن در مجله معروف سایکولوژی در ژانویه ۲۰۱۲ منتشر شده و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.

مساله اعتماد کردن است

BDSM نیز هر رابطه دیگری است. این تخیل که رابطه ارباب و برده یعنی تجاوز، زنجیر و بند، عحیب است. در واقع، BDSM کاملا مساله اعتماد است. وقتی که اعتماد احتمال آسیب را کم می‌کند، نتیجه واقعا می‌تواند صمیمانه و اروتیک باشد.

چندین تعبیر برای BDSM وجود دارد: بازی قدرت یا دامیننت – سابمیسیو (DS) به این دلیل که یکی از پارتنر‌ها کنترل دیگری را، حتی ظاهری و موقت، به دست می‌گیرد؛ سادومازوخیسم (SM) که شامل اسپنک، شلاق زدن یا سایر انواع شدید احساسات می‌شود؛ و باندیج و دیسیپلین (BD) که همان استقامت است. اما الان کلی‌تر و تنها درباره BDSM صحبت می‌کنیم.

بسیاری از افراد، BDSM را منحرفانه، غیرانسانی و بد می‌دانند. اما طرفدارانش از آن به عنوان عاشقانه‌ترین، تربیت کننده‌ترین و صمیمانه‌ترین نوع ارتباطات انسانی یاد می‌کنند. مردم معمولا بدون هرگونه گفتگو، تبادل نظر و ارتباطات عاطفی سکس دارند اما در روابط ارباب برده، شرکت کنندگان همیشه همه چیز را خیلی کامل و با صمیمیت و شفافیت مدیریت می‌کنند که رابطه ویژه و شهوانی را به وجود می‌آورد.

مارکی آلفونز فرانسوا دُ ساد – لئوپولد فون زاخر-مازوخ

هنر باستانی یونان به خوبی BDSM را به تصویر می‌کشد. کاما ساترا از اولین کتاب‌ها در زمینه سکس در هندوستان (۳۰۰ پس از میلاد) اسپنک‌های اروتیک را جار می‌زند و منابع اروپایی از قرن ۱۵ میلادی به بعد را ثبت کرده‌اند. اما BDSM در قرن ۱۸ میلادی، هنگامی که برخی از فاحشه خانه‌های اروپا شروع به بانداژ، شلاق زدن و سایر تنبیهات میسترس بر روی اسلیو کردند، شکوفا شد.

در سال ۱۷۱۹ مارکی آلفونز فرانسوا دُ ساد (۱۸۱۴-۱۷۴۰) اولین رمان در زمینه SM را منتشر نمود. رمان ژوستین(ویکی‌پیدا)، که شامل اسپنک، شلاق زدن، گیره‌های نیپل، و بانداژ و تحمل درد میشد. سپس واژه «سادیسم» از نام او گرفته شد و تا به امروز ادامه دارد. دُ ساد عاشق جنایت‌ها جنون آمیز بود و این یکی از دلایلی است که اغلب مردم فعالیت‌های جنسی که او رواج داد را دیوانگی می‌دانند.

مطالعه بیشتر: معرفی شخصیت سادیست

در سال ۱۸۷۰ ، لئوپولد فون زاخر-مازوخ (۱۸۹۵-۱۸۳۶) رمان ونوس در پوستین(ویکی‌پدیا) را که درباره سلطه پذیری جنسی مردان بود، منتشر کرد. واژه مازوخیسم از نام او الهام شده است.

در سال ۱۹۰۵، فروید واژه سادومازوخیسم را تحت عنوان لذتی روانی ابداع کرد. راهنمای اورجینال تشخیصی و آماری اختلال‌های روانی (DSM-I 1952) سادیسم جنسی را به عنوان یک انحراف دسته‌بندی کرده بود. در نسخه دوم این راهنما در سال ۱۹۶۸ نیز همین را برای مازوخیسم گفت. و نسخه چهارم DSM-IV در سال ۱۹۹۴ BDSM را در لیست اختلالات روانی قرار داده بود. در نهایت در سال ۲۰۱۳ نسخه پنجم DSM-V رابطه و گرایش BDSM را از فهرست بیماری‌ها و اختلالات روانی خارج کرد.

روابط ارباب و برده، تنها نوعی دیگر از بازیست

مدارک در دسترس نشان می‌دهد که جمعیت کثیری از طرفداران BDSM از نظر روانی سالم و از هر نظر نرمال هستند. بجز آن که آن‌ها سکس عادی (وانیلا) را کاملا لذت بخش ندانسته و چیزی شدیدتر و صمیمی‌تر طلب می‌کنند. قبل از محکوم کردن BDSM، به یاد بیاورید که در گذشته نزدیک، سکس دهانی و همجنس‌‌گرایی نیز «انحراف» به حساب می‌آمد.

بین ۲ تا ۳ درصد از افراد بالغ آمریکایی، یعنی حدود ۵ میلیون نفر از جمعیت، تجربه BDSM را دارند. اغلب به طور گاه و بیگاه و حتی نیز به صورت ۲۴ ساعته در هفته. ضمنا، تقریبا ۲۰ درصد افراد بالغ نیز عکس‌ها و داستان‌های ارباب برده ای تحریک کننده می‌دانند. (آمار سال ۲۰۱۲ است و در سال ۲۰۲۰ آمار افرادی که تجربه کرده‌اند به نزدیک ۵۰ درصد رسیده است)

کلوب‌های BDSM عمومی و خصوصی در هر منقطه وسیع شهری و روستایی آمریکا و اروپا وجود دارد. برخی شهر‌های بزرگ نیز چند کلوب دارند.

BDSM هرگز سواستفاده نیست

اگر از BDSM زده شده‌اید، به آن نپردازید. اما اصل BDSM در جامعه رخنه کرده است. هنری کیسینجر، سیاست‌مدار و دیپلمات معروف، قدرت را «برانگیزاننده جنسی نهایی» نامیده است. پادشاهان و ملت‌ها همواره برای سلطه‌گری بر دیگری جنگیده‌اند و در ورزش، بازیکانن برای «تحقیر» رقیب تلاش می‌کنند.

اما چه کسانی با درد از نظر جنسی تحریک می‌شوند؟ ساده بگوییم بسیاری از افراد که از سایر جهات کاملا نرمالند. دوباره به ورزش بیاندیشید: هنگامی که بازیکنان فوتبال بازی درخشانی انجام می‌دهند، هم تیمی‌ها اغلب بر کونشنان یا پس کله‌شان سیلی میزنند، یا بهشان مشت می‌زنند. آن‌ها نیز این «سو استفاده» را به نشانه ستایش و توجه کاملا می‌پذیرند. یا یک کوهنورد را تصور کنید. شما آفتاب سوخته می‌شوید، خارها پاها را می‌خراشند و هنگامی‌که به قله می‌رسید، داغون و پر از دردید اما هنوز شدیدا احساس نشاط می‌کنید.

متاسفانه، رسانه‌ها دردی که سابمیسیو‌ها تجربه می‌کنند را به طرز فاحشی تحریف کرده و بیشتر حالتی نمایشی به آن بخشیده‌اند. در حالی که BDSM با دامیننت‌های تربیت کننده و کاملا اخلاقی انجام می‌شود و هرگز سو استفاده نیست.

جستجوی هرچیزی در زمینه رابطه ارباب و برده به زبان فارسی شما را با انبوهی از محتوای قدیمی، تکراری و سراسر بی اعتبار مواجه می‌کند. با انتشار محتوای این وبلاگ در رسانه‌های اجتماعی، به کسانی که می‌شناسید اطلاعات واقعی و درست را ارائه کنید.

اونتاشگال

جی وایزمن، نویسنده کتاب SM 101 می‌گوید: «این رابطه همیشه بر مبنای رضایت طرفین است و تجاوز نیست.» شما برای تجاوز نیازی به نگهدارنده‌ها، گگ‌ها یا شلاق ندارید. تجهیزات در دستان محبوب هیجان احساسی را بالا می‌برد و به هر دو ظرف اجازه می‌دهد تا از رابطه، یا به بیان بهتر از «جلسه» به خوبی، تمیزی و با شهوت کامل لذت ببرند. هنگامی که ارباب در بازی دردی واقعی وارد می‌کند، کاملا مراقب، کنترل شده و متناسب با محدودیت‌های سابمیسیو است.

ساب‌ها نظرات مختلفی درباره انواع درد دارند – برخی ترجیح می‌دهند آن را حس شدید بنامند – که لذت را برایشان به وجود می‌آورد. وایزمن می‌گوید: «آن‌ها درد نیش زنبور یا مشتی بر صورت را کاملا مشابه دیگران تجربه می‌کنند و به همان مقدار از آن بیزارند.»

مطالعه بیشتر: اعتماد در رابطه ارباب و برده

کلمه امنیت SafeWord

شرکت‌کنندگان ابتدا بر سر «کلمه امن» به عنوان سیگنال توقفی که برده در هر زمانی می‌تواند بگوید توافق می‌کنند و پس از گفتن آن همه فعالیت‌ها فورا متوقف می‌شود – حداقل تا زمانی که درباره‌اش صحبت کنند و علت بیانش را رفع کنند و سپس با رضایت هر دو طرف ادامه دهند. یک کلمه امنیت معروف RED است.

برخی عبارات هرگز نباید به جای کلمه امنیت استفاده شوند: «بسه، نه، نکن» . چون معمولا التماس ساب به دام، هرچند واقعا منظورش توقف کار نباشد، بسیار لذت بخش است.

اگر اربابی به کلمات امن از پیش تعیین شده اهمیتی ندهد، به اعتماد برده اش تجاوز کرده و رابطه را نابود می‌کند. چنین افرادی از جامعه BDSM طرد می‌شوند.

ساب‌میسیوها هم قدرت دارند

هرچند که باتم‌ها وانمود به پستی و بردگی می‌کنند، اما قدرت در دستان ساب‌هاست. باتم و پایین دست می‌تواتد درخواست توقف دهند و تاپ‌ها متعهد هستند که فورا اطاعت کنند. ضمن این که تاپ‌ها نقش دامیننت را دارند، اما همچنین باید کاملا مراقب اسلیو و تربیت او باشند، کاملا مطابق لیمیت‌ها رفتار کرده و هرگز از آن‌ها نگذرند. بدین شکل BDSM این امکان را برای همه فراهم می‌کند تا با احساس امنیت و مراقبت کامل، قدرت و تسلیم شدن را تجربه کنند. افرادی که از روابط ارباب برده ای لذت می‌برند می‌گویند نتیجه آن شهوتی عالی و شدید است.

یاد بگیرید!

قبل از امتحان کردن BDSM، باید ابزاری تهیه کنید. کتابی بخوانید، کلاسی بروید، از وبسایت یا کلوبی بازدید کنید.

برای رسیدن به جایگاهی قابل قبول در BDSM به مذاکرات زیادی نیاز دارید. وایزمن می‌گوید قبل از هر جلسه BDSM بازیکن‌ها باید درباره همه جوانب آن، سیف ورد و لیمیت‌هایشان صحبت کنند.

مطالعه بیشتر: الفبای رابطه ارباب و برده

چگونه شروع کنیم؟

اول، ببینید شما بیشتر به SM یعنی سادیسم و مازوخیسم علاقه دارید یا BD یعنی باندیج و دیسیپلین. اگر اولی، اسپنک برای اکثر افراد شروع خوبیست و اگر دومی، بستن چشمان ساب می‌تواند جالب باشد.

مطالعه بیشتر: اولین جلسه ارباب و برده را چطور مدیریت کنیم؟

صمیمت چیست؟

نویسندگان رابطه صمیمت را ارتباط عاطفی شفاف، بی پرده و همراه با خودآشکارسازی معنی می‌کنند. اما خیلی از افراد صمیمت و سکس را یکسان می‌دانند. برای صمیمی‌بودن باید سکسی باشیم و برعکس. اما تنها این نیست. کاملا ممکن است که شما با شخصی رابطه جنسی داشته باشید که به سختی وی را می‌شناسید و برایتان غریبه است.

اغلب زوج‌ها درباره روابط عاشقانه‌شان خیلی صحبت نمی‌کنند و به همین دلیل صمیمت بینشان به مرور کاهش می‌یابد. اما BDSM کاملا نیازمند پیشرفت و صحبت کردن با جزئیات است. افراد باید از قبل برای هر جنبه‌ای از جلسه برنامه‌ریزی داشته باشند و پس از جلسه نیز آن را بسنجند. بسیاری از طرفداران سادومازوخیسم می‌گویند صحبت کردن‌های قبل از جلسه صمیمی، اروتیک و مانند خود جلسات، متعادل کننده رابطه هستند. همچنین زوج‌هایی که از بازی قدرت موقتی لذت می‌برند اما کاملا رابطه ارباب برده‌ای ندارند نیز از آن به عنوان تعدیل کننده رابطه جنسی وانیلی و غیر BDSM خود یاد می‌کنند چون مذاکراتی که برای جلسات انجام می‌دهند مثل تمرین بوده و صحبت کردن درباره سایر جنبه‌های جنسی زندگی‌شان را ساده‌تر می‌کند.

مهارت‌هایی که BDSM نیاز دارد شامل: اعتماد، ارتباط شفاف، پذیرفتن خود و پذیرایی دیگران می‌باشد. نداشتن این مهارت‌ها می‌توانند در زندگی شخصی رابطه عادی و جنسی شما را نیز بدون توجه به نوع گرایش و سکس تعدیل کنند.

اونتاشگال . فروردین ۱۳۹۹

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

آیا سکس فقط باید نرمال باشد؟ تغییر عقیده در مورد درد و لذت

هنر بزرگ زندگی، حس‌های ما هستند. تا درک کنیم که وجود داریم، حتی با احساس درد!

شاعر معروف انگلیسی، لرد بایرون (ویکی‌پدیا)

هنگامی که به این نقل قول فکر‌میکنم، ذهنم اقیانوسی از ایده‌هاست. آیا می توانیم درباره سلطنت ظالمانه خوب بودن بحث کنیم؟ آیا میل به ابراز احساسات منفی در روابط رومانتیک کمک کننده است؟ چگونه یک ناتوانی در تحمل درد یک ریسک، معیاری برای مشکلات روانی است؟ در این مقاله به برخی ریشه‌های مهم مازوخیسم می‌پردازیم.

ترجمه آزاد عنوان مجموعه مقاله‌هایی در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی BDSM و سبک زندگی است که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. این مقاله‌ها با هدف بیان واقعیت‌ها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش سادومازوخیسم، ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم ماتیلدا که ترجمه این مقاله را انجام داده است، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید کافیست در صفحه تماس به من پیام بدهید.

این مقاله توسط مشاور زوج‌ها، تود کاشدان، در آوریل ۲۰۱۴ در مجله معتبر روانشناسی امروز، نوشته شده و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.

شاید بتوانیم هر سه سوال را باهم ترکیب کنیم، یک باور عمیق، زیبا و ظریف در روانپزشکی این است که برتری لذت بر درد بر آنچه اغلب مردم انجام می‌دهند، اثر می‌گذارد. به همین دلیل است که کودکان هنگامی که وعده شاد مک دونالد خود را سفارش میدهند، سیب زمینی سرخ شده را بر بریده‌های سیب درختی ترجیح می دهند. به همین دلیل است که کتاب‌هایی با موضوع انگیزه شادی و عشق بهتر از موضوعات شکایت، درد و سایر رفتارهای آزاردهنده فروش می‌روند. هنگامی که می‌بینم این ایده چنین گسترده مورد پذیرش قرار گرفته است، ترجیح می‌دهم به شک و تردید روی بیاورم چرا که انسان موجودی بسیار پیچیده است و ناهمگونی بزرگی در آنچه که افراد را به سوی انجام یک عمل هدایت می‌کند، وجود دارد.

احساس پشیمانی در مورد علایق شخصی در فرد می‌تواند از تابوسازی در جامعه گرفته شده باشد و یا میل و رفتار جنسی که از فردی با علائم مشکلات ذهنی، آسیب جسمی، یا حتی دچار اختلال روانی، مرگ گرفته می‌شود یا حتی میل به رفتارهایی که با عدم رضایت طرف مقابل همراه است، درگیر می‌شود.

در اینجا سوالی برای صاحب نظران روانشناسی مطرح می‌شود: شما چگونه پریشانی ناشی از دیده شدن به عنوان منحرف توسط جامعه را از پریشانی درون نسلی تفکیک می‌کنید؟ از این گذشته، قسمتی از هویت ما را درونی شدن استانداردهای فرهنگی و رفتارهای تابو و هنجار شکل می‌دهد. همچنین با همه تشخیص‌های روانپزشکی، ما همگی باید با این عقیده که خواه ناخواه همه افراد پریشانی مهم یا اختلالی کلینیکال را تجربه می‌کنند مقابله کنیم.

اما معنی کردن اختلال در زمینه سکس پیچیده است چرا که سکس معمولا به عنوان یک شاخص عملکرد روانشناختی سالم در نظر گرفته می‌شود که به رضایت و رفاه رابطه کمک می‌کند.

اما شما به رابطه ارباب و برده گرایش دارید.

  • اگر پس از درک واقعیت احساس گناه کنید که درگیر چنین رفتارهایی هستید چه؟
  • اگر آرزو کنید که کاش می‌توانستید درباره تجربیات و امیال جنسی خود با دوستان و عزیزان خود صحبت کنید چه؟
  • اگر فردی کون شما را آنقدر کبود کند که فعالیت بدنی شما برای یک هفته آینده مختل شود چه؟
  • اگر صدمات بدنی متحمل شوید که نیازمند توجهات پزشکی است چه؟
  • اگر در فعالیت‌های سکسی شرکت کنید که مورد رضایت شما نیستند و فقط به خاطر دستور ارباب انجامش می‌دهید چه؟
  • آیا این تجربیات به عنوان اختلال توصیف می‌شوند؟
    خیر نیستند.

این‌ها مسایل کوچکی نیستند، همانطور که دکتر سوزان رایت در مجله علمی «Archives of Sexual Behavior» اشاره کرده‌اند:

شکایات قانونی و مشکلات در جامعه، عواقب شایع تبعیض و بی‌احترامی نسبت به افراد دارای گرایش BDSM است. در دومین نظرسنجی ملی خشونت و تبعیض علیه اقلیت‌های جنسی، درمجموع ۱۱۴۶(۳۷.۵٪) نفر از شرکت‌کنندگان بیان داشتند که مورد تبعیض قرار گرفته‌اند یا نوعی از آزار یا خشونت جنسی که به خاطر گرایش آن‌ها بوده است را تجربه کرده‌اند. در نتیجه ۶۰٪ از ۳۰۰۰ شرکت کنندگان بیان داشته‌اند که خارج از علایق ارباب و برده‌ای خود نیستند. مشابه آنچه همجنس‌گرایان تجربه می‌کنند، استرس خروج اجباری و تلاش برای انکار گرایش خود، موجب پریشانی و اختلال در این افراد می‌گردد.

مطلب مشابه‌ای نیز در ژورنال «the Journal of Psychology and Human Sexuality» توسط دکتر چارلز موزر و پگی کلین پلاتز منتشر شد:

این علایق جنسی آن‌ها نیست که مشکل دارد، اما روشی که این علایق در آن تجلی می‌کنند و خود را نشان می‌دهد، بعضی مواقع می‌تواند مشکل‌زا بوده و  محل تمرکز مناسب‌تری برای درمان باشد. سردرگمی روانپزشکی ناشی از علایق جنسی متفاوت منجر به تبعیض علیه همه افراد با گرایش خاص شده – افرادی که حداقل تا حدودی به دلیل ارتباط رفتارهای جنسیشان با روانپزشکی، شغلشان، حضانت فرزندانشان و ضمانت‌های امنیتی شان را از دست داده‌اند.

پروفسور روانشناسی اجتماعی، رویی بامیستر نظریه‌ای دارد که می‌گوید:‌ «مازوخیسم اساسا استراتژی است برای فرار از خود یا حداقل فرار از سطح بالایی از خودآگاهی»

به صورت تخصصی‌تر باید بگوییم: آگاهی از خود به عنوان یک هویت نمادین، شماتیک و انتخابی کنار گذاشته و با سطح پایینی از خود به عنوان بدن فیزیکی و مشخص برای احساسات ناگهانی یا با شخصیت جدیدی که با معانی سمبلیک دگرگون شده  دارد جایگزین می‌شود. با این تعبیر مازوخیسم بی‌شباهت به تمرینات شدید فیزیکی (کراس فیت، ورزش‌های سنگین)، سم‌زدایی یا مدیتیشن که هرکدام به کاستن کوتاه مدت از خودآگاهی میپردازند نیست. با این حال برخلاف این فعالیت‌ها مازوخیسم وابسته به درد جسمی و لذت جنسی است.

مردم معمولا به دنبال فرار کردن از «جایگاه و فشار شخصیت و موقعیت خود» هستند. یعنی فرار از استرس، اضطراب و مسئولیت‌های شخصی سخت اطراف، تصمیمات روزانه، تلاش برای نشان دادن و به جا گذاشتن تصویر مثبت از خود برای دیگران و رسیدن به موقعیت‌های اجتماعی که اغلب خواستار آن می‌باشند.

آیا این موضوع می‌تواند درست باشد که افرادی که از حالات مازوخیسم رنج می‌برند، سطوح بالاتری از استرس را برای این «فشار شخصیت و موقعیت خود» تجربه می‌کنند، یا به طور خفیف‌تر، بیشتر پیگیر انگیزه «فرار و رهایی از خود» هستند؟ به خصوص فرار از افکار و احساسات ناخواسته!

پیشنهاد مطالعه: چرا مغز شما عاشق درد است؟

نظریات قدیمی فروید، هنوز هم طرفدارانی دارد!

فروید مازوخیسم و کلا گرایش BDSM را اینگونه توصیف کرده است: قابل توجه‌ترین نوع، از انواع انحرافات!

فروید باور داشته که سادیسم و مازوخیسم، هردو در تمام افرادی که BDSM انجام می‌دهند وجود داشته و همه این افراد لذت بسیاری از دادن و دریافت درد می‌برند. سایر محققین دهه ۱۹۳۰ نیز این عقیده را دنبال کرده و در نهایت مازوخیسم را به آدم‌خواری، خون آشامی، قتل عام، نکروفیلی، صرع و سایر رفتارهای آزاردهنده جدی پیوند دادند.

دیگران با بیان این اعتقادات غیرمعمولی معتقدند که  زنان بازمانده تروما (آسیب) که در BDSM  شرکت می‌کنند به طور فعال در حال حفظ یک «سندروم ترومای زندگی» هستند که در آن این پویایی قدرت‌ها باعث تحریک افراد آزار دهنده می‌شود.

برای مطالعه: چرا افرادی که BDSM می‌کنند، سالم‌تر و شادتر هستند؟

با وجود تعداد کم تحقیقات در زمینه سلامت روانی کسانی که گرایشات BDSM دارند، مدارکی وجود دارد که نشان می‌دهد این افراد از نظر روانشناختی سالم‌تر از افراد دیگر هستند. دکتر آندریاس ویسمیر در تحقیقات سال ۲۰۱۳ بر روی ۹۰۲ شخص شرکت کننده در جلسات BDSM و ۴۳۴ شخص با گرایش سکس نرمال، متوجه شدند که در مقایسه با گروه کنترل، انجام دهندگان BDSM خود را کمتر عصبی و کمتر حساس به رد شدن و بیشتر برون گرا و پذیرا برای تجربیات جدید (ریسک‌پذیر) و حتی با وجدان‌تر نشان دادند.

این موضوع به خصوص برای کسانی که خود را دامیننت توصیف کرده بودند درست بود و این افراد از نظر روانشناختی سالم‌تر از سابمیسیوهای همتای خود بودند؛ اما حتی کسانی که خود را سابمیسیو توصیف کرده بودند نیز از نظر سازگاری روانشناختی از حیث عمومی بالاتر بودند.

این مطالعه یکی از بسیار مواردی است که نشان می دهد افرادی که گرایشات BDSM دارند لزوما از بیماری روانشناختی رنج نمی‌برند. هرچند که درد یک هدف ابتدایی در بسیاری ار برخوردهاست اما آسیب و اهانت خیر!

از نقطه نظر تحقیقات اخیر کسانی که فعالیت BDSM انجام می‌دهند، از نظر تراپیست‌ها و همچنین عموم جامعه، به میزان زیادی دارای ننگ هستند. برای اغلب افراد به نظر می‌رسد که BDSM یک سرگرمی جنسی شخصی و برخلاف اظهارات روانشناختی عرضه می‌شود و مشکلات آن‌ها در حد مرد مجردی که به طور متوسط ۱.۷ بار در ماه سکس دارد، عادی است!

سال‌هاست در این کشور دانش‌های روز دنیا در هر زمینه آکادمیک به خصوص علوم انسانی، عقب مونده‌اند و متخصصین ما متاسفانه با علم قدیمی، قضاوت امروزی می‌کنند. برای همین با ترجمه مقالات به روز سعی می‌کنیم مقداری از بار این ناآگاهی آکادمیک رو کم کنیم. امیدواریم شما خواننده محترم، عوامانه باور و انتخاب نکنید.

اونتاشگال . فروردین ۱۳۹۹ . خرید آثار هنری و تصویرسازی‌ها از PachumTorres Shop

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

پنجاه سایه شادتر، واقعیت‌هایی درباره گرایش ارباب و برده

افرادی که هیچ شناختی از رابطه BDSM ندارند،‌ به راحتی قضاوت می‌کنند و برچسب می‌زنند. در این مقاله حاصل یک تحقیق علمی است، به واقعیت‌هایی از زندگی افراد با گرایش ارباب و برده می‌پردازد.

ترجمه آزاد مجموعه مقاله‌هایی در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی BDSM و سبک زندگی است که ترجمه و در وبلاگ منتشر می‌شود. این نوشته‌ها با هدف بیان واقعیت‌ها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش سادومازوخیسم، از منابع معتبر ترجمه شده‌اند. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی می‌توانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.

این مقاله توسط مایکل آرن در مجله معروف سایکولوژی در فوریه ۲۰۱۷ منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.

در ابتدا باید بگویم ما به دنبال تایید ایده‌ها و نظرات اشتباه زیگموند فروید یا ای.ال جیمز نویسنده کتاب‌های Fifty Shades of Gray در زمینه سکس نیستیم. هرچند نادیده گرفتن و انکار تاثیرات انها بر جامعه احمقانه خواهد بود. البته تئوری‌ها و درمان‌های فروید همگی ریشه در زن ستیزی و عقاید وی داشت، اما او دست به انجام کاری زد که هیچ یک از روانشناسان حرفه‌ای غرب پیش از او انجام نداده بودند. او به وضوح درباره سکس و رشد هویت جنسی صحبت کرد که این امر زمینه را برای دنیا و حرفه سکس تراپی حال حاضر ما فراهم کرد. بر همین اساس اکنون ما می‌توانیم راحت‌تر درباره سکس صحبت کنیم و فضایی داریم برای یاری رساندن به مراجعین و کار کردن بر روی نگرانی‌های مربوط به سکس آن‌ها.

خانم ای.ال جیمز نیز کاری مشابه برای دنیای BDSM، بانداژ، سلطه‌گری و سلطه‌پذیری، سادیسم و مازوخیسم انجام داده است. او فضای گفتگوی بزرگ‌تری را پیرامون این طرز کار و تمایلات اروتیک گشوده است. این تقریبا همان نکته مثبت حاصل شده از کتاب های جیمز و سری فیلم‌های مربوط به آن است. البته این بحث‌ها و مکالمات پیرامون BDSM زمان بیشتری نیاز دارند.

این نکته را در نظر داشته باشید که فروید عقاید خود را بر مبنای نتایج تحقیقات در آن دوره قرار نداد و همین باعث درک اشتباه بسیاری از مخاطبین او از مسائل گشت، برای ای.ال جیمز نیز چنین است و بسیاری از مخاطبین در مورد اینکه BDSM چه چیزهایی است و چه چیزهایی نیست، دچار اشتباه شده‌اند.

درک غلط

درک غلط درباره بی.دی.اس.ام چیز جدید نیست، از این رو برخی از سوالات پرتکرار را برای شما می‌آوریم:

  1. چه تیپ شخصیت‌هایی در BDSM شرکت می‌کنند؟
  2. آیا این افراد از خانواده‌های سو استفاده‌گر و بد دهن بوده‌اند؟
  3. چرا شخصی باید تمایل به شرکت در یک رابطه BDSM داشته باشد؟
  4. آیا BDSM سو استفاده جنسی است؟
  5. آیا روابط BDSM سرد، غیرصمیمی، کنترل‌کننده یا سو استفاده کننده هستند؟
  6. افرادی که BDSM می‌کنند چه احساساتی را قبل از بازی، طی و پس از آن تجربه می‌کنند؟

برای کمک به افزایش فهم و فراهم کردن پاسخ این سوالات ما یک مطالعه و تحقیق با بیش از ۲۰۰ شرکت کننده با گرایش BDSM انجام دادیم. افراد از طریق شبکه‌های آنلاین و ناظران حرفه‌ای بررسی می‌شدند.

تحقیقات

اطلاعات از طریق بررسی آنلاین ۱۲ سوال کیفی درباره انگیزش‌های شخصی و تجربیات شرکت در BDSM، همچنین در قالب سه ابزار روانشناسی انجام شد:

  • پرسشنامه تجربیات رابطه صمیمی که حالت دلبستگی را می سنجد. دانلود ECR-S
  • پرسشنامه مقیاس تجربیات ناسازگار کودکی، که میزان آسیب در کودک را میسنجد. دانلود ACE
  • پنج پرسشنامه بزرگ که صفات شخصیتی را می سنجد. دانلود BFI

با استفاده از این معیارها ما توانستیم برای بسیاری از سوال‌های بالا، پاسخی بیابیم. یافته‌های ابتدایی ما در ادامه ذکر شده‌اند و همچنان در حال نوشتن‌شان هستیم و قصد داریم آن‌ها جهت چاپ به ژورنال‌های علمی مناسب ارسال کنیم.

چرا به سادومازوخیسم علاقه دارم؟

چرا شخصی باید تمایل به شرکت در یک رابطه BDSM داشته باشد؟ افرادی که BDSM می‌کنند چه احساساتی را قبل از بازی، طی و پس از آن تجربه می‌کنند؟

سوال های کیفی درباره انگیزه افراد پرسیده شد. بسیاری از شرکت کنندگان بیان داشتند که قبل از جلسه بی‌دی‌اس‌ام، هیجان و انتظار بسیار زیاد و قابل پیش‌بینی نبودن چند دقیقه بعد برایشان جذاب است. هیجان و لذت در طول انجام کارها در جلسه و موجی از وابستگی عمیق به پارتنر پس از پایان جلسه، در آنها به وجود می‌آید. پس از جلسه در خود احساس قدرت بیشتر، توانمندی خاص و هویت و شخصیت مستقل می‌کنند.

آیا این افراد از خانواده‌های سو استفاده‌گر و بد دهن بوده‌اند؟

با توجه به سنجش ACE ، هیچ تفاوت معناداری میان افراد با گرایش BDSM و افراد عادی در زمینه تجربه آسیب کودکی نطیر احساس فراموش شدگی کردن، طلاق یا جدایی از والدین، سو استفاده توسط والدین یا زندگی با اعتیاد به مواد و الکل پیدا نکردیم.

چه تیپ شخصیت‌هایی در BDSM شرکت می‌کنند؟

با توجه به تست BFI متوجه شدیم که افراد با گرایش BDSM به طرز محسوسی نمره بالاتری در مقیاس «ریسک‌پذیری و کسب تجربه‌های جدید» نسبت به سایر افراد داشتند. به بیان دیگر این گروه در مقایسه با نمونه‌های افراد نرمال که در BFI مطرح شده، عادی شناخته شده‌اند.

آیا روابط BDSM سرد، غیرصمیمی، کنترل‌کننده یا سو استفاده کننده هستند؟

در آخر با توجه به معیار ECR-S ما فهمیدیم که هیچ تفاوتی در میزان اضطراب و اجتناب در بین افراد حاضر در BDSM نیست. این بدان معناست که شرکت‌کنندگان در BDSM در زمینه ناراحت‌بودن در داشتن صمیمت رابطه بیش از دیگران مورد انتظار نیستند. بلکه آنها نیازمند انجام دادن تقلیدی از نوع فیلم جاذبه مهلک-Fatal Attraction نیستند.

به طور خلاصه افرادی که در BDSM  شرکت می‌کنند بیش از دیگران ویژگی‌های شخصیتی بیمارگونه یا سبک دلبستگی ناامن یا تجربه‌های منفی در کودکی ندارند، برخلاف تصورات که اغلب آن‌ها احساسات منفی و خشونت را تجربه می کنند یا بوسیله انگیزه‌های آسیب‌زا به این گرایش میل می‌کنند، این افراد سالم هستند.

یافته های ما با بسیاری از آنچه که در سه‌گانه Fifty Shades of Gray ارائه شده مخالفت می‌کند. به علاوه نتیجه‌های ما مطابق بسیاری از تحقیقات پیشین و حال حاضر درباره  فعالیت‌های BDSM نشان می‌دهد هیچ ارتباطی میان BDSM و آسیب‌های جسمی و روحی پیشین افراد وجود ندارد. این فیلم شاید برای برخی سرگرمی خوبی باشد اما نویسنده با به تصویر کشیدن کریستین گری به عنوان یک چهره معمایی، اجتناب ناپذیر و ناتوان در داشتن صمیمیت در خارج از سادومازوخیسم به دلیل تجربه آزار کودکی، صدمه بدی را با لکه دار کردن و بیمارگونه پنداشتن افراد دارای گرایش بی‌دی‌اس‌ام، به این جامعه زده است.

تحقیقات ما نشان می‌دهد افرادی که با شوق و شدت بیشتری BDSM می‌کنند تنها به طور خاص به عنوان نمونه‌ای از جامعه به یکدیگر پیوسته‌اند و اصلا به این معنا نیست که در کودکی از آزار رنج برده‌اند. به علاوه تنها ویژگی شخصی معنا داری که آن‌ها دارند، پذیرایی بیشتر برای تجربه‌های جدید است که آن ها را روشن فکر و ریسک‌پذیرتر میکند.

فیلم Fifty Shades of Darker عکس از DOANE GREGORY

شرکت کنندگان در BDSM به جای گزارش زجر و درد، از احساس لذت، هیجان، خودتوانمند سازی، اصالت و وابستگی شدید به پارتنرشان در طی این رابطه صحبت می‌کنند. در نتیجه ما باور داریم که Fifty Shades of Gray با آوردن آگاهی زیادی درباره BDSM منافعی را فراهم کرده است، اما تحقیقات ما نشان می‌دهد که زمان آن است که تمام افسانه‌ها و تصورات غلط درباره رابطه ارباب و برده را کنار بگذاریم.

فکر میکنم تحقیقات علمی در زمینه BDSM به اندازه کافی منتشر شدن. امیدوارم به بهانه اینکه اینجا ایرانه و خارج فرق داره، به دنبال رد فکت‌های علمی نباشید. از ماتیلدا بابت ترجمه مقاله تشکر میکنم.

اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۸

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

آیا در اولین قرار در مورد BDSM صحبت می‌کنید؟

وقتی برای اولین بار با کسی که نمیشناسین بیرون میرین و اصطلاحا قرار یا Date میگذارید، آیا در مورد BDSM صحبت میکنین و خودتونو به عنوان دامیننت، سابمیسیو یا سوییچ معرفی میکنین؟

سال ۲۰۱۹ در سایت Reddit سوال بالا رو از کاربران جامعه BDSM پرسیدم و همون‌طور که میشد حدس زد، پاسخ‌ها متنوع بود و با توجه به نوع فعالیت کاربران، فعالیت خوبی داشت. نگاهی به برخی جواب ها میندازیم. توضیحات خودم رو هم زیر هر نظر میدم.

خانمی با گرایش سوییچ اینطور میگه:

من حتما صبر میکنم تا طرفو مقابل رو یکم بیشتر بشناسم. نباید کسی که آشنایی نداره با BDSM  رو همون اول این شکلی ترسوند. سینما و رسانه میتونه تاثیر زیادی روی درکش از BDSM واقعی بذاره. به نظرم بهتره چند بار با هم بیرون بریم، کمی بیشتر همدیگه رو بشناسیم بعد کم کم راجع به BDSM و اهمیتی که برامون داره صحبت کنیم

فکر میکنم الان یک کلمه بگی رابطه ارباب و برده طرف تا حدودی آشنایی داره!

آقایی هم معتقده:

اگه یه جزو لاینفک و ضروری زندگی جنسی‌تون هست احتمالا باید راجع بهش صحبت کنید. صبر کنید اول ببینید با هم مچ هستین یا نه. و اگه قسمت زیادی از شخصیت و زندگیتونو BDSM شکل میده، اصلا نیازی به صبر کردن نیست

دقیقا اگر براتون خیلی مهمه باید خودسانسوری نکنید.

کاربر دیگه‌ای که جالب‌ترین نظر رو داد معتقده:

اگه ازقبل راجع به BDSM صحبت نکرده باشیم اصلا قراری در کار نخواهد بود.

واقعا، چرا وقت‌مون رو تلف کنیم؟

خانم دیگه‌ای با گرایش اسلیو:

Dan Savage مقاله نویس جنسی و پادکستر معتقده بعد چند تا قرار بحث BDSM رو بیارید وسط. البته برا اینکه سریع بتونین وانیلاها رو از کینکی‌ها تشخیص بدین میتونین تو همون قرار اول راجع بهش حرف بزنین.

برای کسانی که نمی‌خوان کراش‌شون زود بترسه بهترین راه حل هست.

کاربری با گرایش سابمیسیو:

هر وقت کارتون به سکس کشید، احتمالا همون موقع بهترین زمانه. بعضی وقتا سکس توی همون قرار اول هم شکل می‌گیره.

شخصا خیلی موافقش نیستم!

آقایی با گرایش دامیننت:

من یکی که به اندازه کافی تو پروفایلم سرنخ دادم تا طرف بفهمه چی به چیه و فقط کسی میاد که علاقه مند باشه به BDSM.

ایده ساده و هوشمندانه‌ای هست!

کاربری هم که اکانت‌شو بعدتر پاک کرد نوشت:

قرار اول؟ نه اصلا اصلا. رفیق، باید در مورد چیزهای ساده صحبت کنی. مثل هدف زندگی و دلیل رابطه و این چیزا، اگر خوش شانس باشید میتونید در مورد رفیقا و دوستان هم صحبت کنید. اما خب مهمه تو قرار اول کور نباشیم. کجا با هم آشنا شدید؟ توی چت یا توی تیندر یا محل کار. چند وقته با هم صحبت میکنید. اینا مهمه

نظر جالبی بود که میدونیم برای خوانندگان وبلاگ حل شده است این مساله.

خانمی با گرایش سابمیسیو بیان میکن:

فقط اگه بحثش پیش بیاد شروع میکنم. به نظرم نیازی نیست حتما طرف بدونه من به BDSM علاقه دارم. در واقع میتونم وانیلا هم باشم!

در این مورد باید یک مقاله جداگانه بنویسم. شخصیت‌های دامیننت و ساب‌میسیوی که نمی‌خوان BDSM فراتر از تخت‌شون باشه.

و یک خانم ایرانی میگن:

من ۳۳ سالمه، سویچم و بیشتر از ۱۵ ساله با این تمایلات زندگی می‌کنم. تجربه‌م از صحبت در موردش خیلی متفاوت بوده. اول، بستگی به مخاطب داره و حتی سن و سالش و اینکه چقدر این ترم‌ها براش آشنا باشن دوم، وقتی گفتم سابم خیلی نترسیدن و شوک نشدن و خوششون هم اومده. برخورد پسر وانیلا با دام ولی یه جور دیگه‌ست. اونجا قشنگ می‌ترسن می‌کشن کنار

این هم جز همون موارد قضاوت عجولانه هست. بعضی افراد بدون اینکه به دنبال کسب تجربه برن، سریع قضاوت می‌کنند، برچسب می‌زنن و عقب میرن.

و این کاربرالبته نظر دیگه ای داره:

فقط اگه توی FetLife باهاش آشنا شده باشم.

سایت FetLife شبکه اجتماعی علاقه‌مندان به BDSM هست.

نظر شما چیه؟ آیا میشه در قرار اول در موردش صحبت کرد؟ خواهش میکنم نگید در ایران امکان‌پذیر نیست. به لطف اینترنت خیلی چیزها تغییر کرده.

اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۸

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

چند باور و تخیل رایج در مورد سکس و شهوت، واقعیت‌ها چیست؟

یک مجموعه مقاله در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی BDSM و سبک زندگی در این زمینه در وبلاگ ترجمه می‌شود. این مقاله‌ها با هدف بیان واقعیت‌ها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش، در موضوع ترجمه آزاد منتشر می‌شوند. از دوستانی که در امر ترجمه به من کمک می‌کنند، سپاسگزارم. اگر شما هم می‌خواهید در ترجمه‌های بعدی همراه باشید کافیست در صفحه تماس به من پیام بدهید.

این مقاله توسط آقای دکتر مت هاستن، در شماره مارس ۲۰۱۶ مجله روانشناسی – سایکولوژی، نوشته شده است و به صورت ترجمه آزاد، به فارسی برگردانده شده است.

محققان در زمینه شهوت و میل جنسی توضیح میدهند که تحقیقات در این زمینه چگونه می‌تواند ما را با واقعیت‌های سکسی زندگی آشنا کند.

تخیل رایج: مردها همیشه بیشتر می‌خواهند!

تصور رایج میگوید مردان همیشه سکس را بیشتر می‌خواهند و در واقع زن و شوهر هر دو تصمیم می‌گیرند که با شور و شوق فراوان زندگی خود را در کنار یکدیگر ادامه دهند. چند سال بعد به صورت ناگهان اختلافی بین آن‌ها ایجاد می‌شود و در نتیجه یکی از دو شریک میلی بیشتری نسبت به مسائل جنسی دارد و آن فرد باید حتما مرد باشد، درست است؟

خیر اینطور نیست. به گفته کریستین مارک مدیر آزمایشگاه ارتقا سلامت جنسی در دانشگاه کنتاکی، در یک رابطه طولانی مدت زن و مرد به یک اندازه ممکن است شریک با تمایل کمتر جنسی در زندگی باشند. او ادامه می‌دهد که چنین شکافی در تمایل و میل جنسی بین زوج‌ها، یک مشکل معمولی و نرمال در روابط است، هرچند ممکن است در فراز و نشیب‌هایی قرار بگیرد اما گذشت زمان می‌تواند شهوت بین زوجین را دوباره افزایش دهد و آگاهی به اینکه اینگونه نوسانات کاملا طبیعی است ممکن است به آن‌ها کمک کند تا با وجود چنین اختلافاتی، بهتر با یکدیگر رفتار کنند.

تخیل: قرص‌های صورتی تنها امید هستند

قرص‌های صورتی برای افزایش میل جنسی در خانم‌ها به کار می‌رود. به گفته دکتر لری بروتو مدیر آزمایشگاه سلامت جنسی در دانشگاه بریتیش کلمبیا، میل جنسی کم در خانم‌ها هم می‌تواند پاسخگوی سکس باشد چرا که جسم خانم‌ها کاری را انجام می‌دهد و در ذهن آن‌ها چیز متفاوتی می‌تواند وجود داشته باشد. به نظر او تاثیر داروی Flibanserin که برای خانم‌های با میل کم جنسی ساخته شده است، هنوز مبهم است و بهتر افراد برای درمان میل جنسی به روانشناس مراجعه کنند.

دکتر بروتو می‌گوید: ما نشان داده‌ایم که مراقبت ذهنی و بالا بردن سطح آگاهی می‌تواند باعث افزایش میل جنسی و ایجاد شوق در رابطه جنسی گردد. البته این میل کم جنسی با افسردگی، اضطراب و عزت نفس پایین همراه است.

تخیل: اول میل جنسی و شهوت می‌آید سپس سکس و رابطه

خانم دکتر نیکول پراس روانشناس و بنیانگذار موسسه تحقیقاتی مستقل LLC میگوید: میل و اشتیاق جنسی در هنگام مشاهده و حضور شریک زندگی ایجاد شده و خود را نشان می‌دهد. به همین دلیل برخی از متخصصان، افراد افسرده در یک رابطه را به انجام سکس ترغیب می‌کنند. او ادامه می‌دهد که شما نمی‌توانید دست روی دست بگذارید و صبر کنید تا همه چیز خوب شود. اگر پورن نگاه نمی‌کنید و فانتزی سکسی نمی‌سازید، انگیزه شما باید شریک زندگی‌تان باشد.

در رابطه اگر شما واقعا دنبال سکس هستید، چگونه باید بدانید؟ زوجین ممکن است فکر کنند شنیدن «بله» به معنی شروع سکس است و تلاش خود را برای تحریک طرف مقابل به سرعت شروع کنند، اما اگر اینطور هم نشد نگران نباشید. به صورت تدریجی و آرام دوباره تحریک کردن پارتنر خود را شروع کنید.

تخیل: بازی قدرت و کنترل کردن، غیر عادی است!

اگرچه دامیننت و ساب‌میسیو یا همان سلطه‌گری و تسلیم شدن ممکن است تصاویر شلاق و اسارت را یادآوری کند اما جذابیت و هیجان قدرت در رابطه جنسی بسیار زیاد و گسترده است.

مترجم: توضیحات مربوط به این بخش بیشتر به فرهنگ آمریکایی و داستان‌های مربوط به اونجا نزدیک بود. در این وبلاگ در مورد روابط و گرایش‌های ارباب و برده زیاد نوشته شده که می‌تونید به صفحه آموزش رابطه ارباب و برده مراجعه کنید. اصل متن برای علاقه‌مندان در اینجا قرار گرفته است.

In categorizing massive amounts of data on web users› erotic search and consumption habits—a task chronicled in the book A Billion Wicked Thoughts—computational neuroscientists Ogi Ogas and Sai Gaddam concluded that a continuum exists between, say, fans of BDSM porn and readers of romance novels (in which protagonists surrender to macho men). «In most mainstream porn and erotica,» Ogas says, «one partner is clearly in control.»

این مقاله با توجه به درخواست شما برای آگاهی در مورد سکس نوشته شده است. از صبا بابت کمک به ترجمه تشکر میکنم.

اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۸

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال

افرادی که بی.دی.اس.ام می‌کنند، سالم‌تر و شادترند

همانطور که گفتم یک سری مقالات علمی از ژورنال‌های معتبر رو به صورت ترجمه آزاد منتشر می‌کنیم. دوست عزیزم MPress6 این ترجمه رو انجام دادند. این مقاله نوشته آقای دکتر مایکل کاستلمن متخصص و سکس تراپ است. شما هم برای همکاری می‌تونید در صفحه تماس به من پیام بدید.

افرادی که از BDSM لذت می‌­­برند، به اندازه افراد معمولی از سلامت جنسی و احساسی برخوردارند. آنها افرادی عادی هستند که فقط ازماجراجویی و رابطه‌ای هیجان انگیزترلذت می­‌برند. هیچ کس نمی داند چه زمانی بشریت رابطه سادومازوخیسم را کشف کرد، اما هنر یونان و روم باستان آنچه را که به نظر می‌رسد به تصویر می‌کشد.

تصاویری از درون معبد وی‌پینگ در ایتالیا – ۴۹۰ پیش از میلاد

در سال ۱۹۰۵، زیگموند فروید اظهار داشت که «سادومازوخیسم» نشان دهنده neurosis یا اختلال عصبی حاد است و برای بیش از یک قرن، متخصصان بهداشت و روان با فروید هم عقیده بودند. اولین نسخه کتاب انجمن روانپزشکی آمریکا یعنی دفترچه راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-I,1952) ،سادیسم جنسی را «انحراف» طبقه بندی نموده و دفترچه (DSM-IV,1994) بی‌دی‌اس‌ام را به عنوان یک اختلال روانی ذکر کرد. اما در سال ۲۰۱۳، بر اساس صدها مطالعه قرن بیست و یکم، دفترچه جدید (DSM-V,2013) گرایش BDSM را از لیست بیماری‌های روحی خود حذف نمود و این گرایش را راه دیگری برای هیجان انگیزتر کردن رابطه بین افراد دارای تعادل روانی خواند.

تحقیقات جدید

اخیرا­ محققان ایتالیایی با هدف­ «­کاهش ننگ ناشی از BDSM»، تحقیقاتی انجام داده‌اند که طی آن تمایلات جنسی ۲۶۶ نفر ایتالیایی در بازه سنی ۱۸ تا ۷۴ سال با میانگین سنی ۴۱ سال که از BDSM لذت می‌برند، مورد مطالعه قرار گرفت. آنها همچنین ۲۰ مرد و زن وانیلا با میانگین سنی مشابه را مورد بررسی قرار دادند.

نتیجه این تحقیق نشان می­دهد که این دو گروه دارای احساسات مشابه در خصوص تمایلات جنسی خود بوده‌اند اما علاقه‌مندان به BDSM پریشانی و آشفتگی سکسی کمتر و در کنار آن رضایت شهوانی بیشتری را تجربه کرده­اند.

چقدر BDSM محبوب است؟

در سال ۲۰۱۵، محققان دانشگاه ایندیانا تعداد ۲۰۲۱ فرد بالغ آمریکایی را مورد بررسی قرار دادند. بسیاری اظهار کردند که بعضی از عناصر BDSM را امتحان کرده‌اند: اسپنک (۳۰٪) ، رول پلی (۲۲٪) ، بانداژ (۲۰٪) و شلاق زدن (۱۳٪).

در سال ۲۰۱۷، دانشمندان بلژیکی تعداد ۱۰۲۷ فرد بالغ بلژیکی را مورد مطالعه قرار دادند. تقریبا نیمی از آنها (۴۷٪) گفتند BDSM را امتحان نموده و ۱۳٪ بیان داشتند که به صورت مرتب «انجام می‌دهند». ۸٪ گفتند که نسبت به تمایلات جنسی BDSM «متعهد» بوده و ۶۹٪ از شرکت‌کنندگان اعتراف کردند که دارای فانتزی­های BDSM هستند حتی برخی به شکلی افراطی!

نقش سینما در به تصویر کشیدن واقعیت رابطه سادومازوخیسم

سری فیلم‌های Fifty Shaded of Gray که اقتباسی از کتابی به همین نام نوشته خانم ای.ال.جیمز است، داستان دامیننت میلیاردر ۲۸ ساله‌ای به نام کریستین گری را روایت می‌کند که با یک دانشجوی خجالتی ادبیات انگلیسی با گرایش سابمیسیو به نام آناستازیا استیل آشنا می‌شود. با فروش ۱۵۰ میلیون دلاری این کتاب‌ها و فروش حدودا یک میلیارد دلاری سه گانه Fifty Shades of Grey فروش طناب هم به شکل چشمگیری افزایش پیدا کرد! با توجه به اینکه میزان آگاهی عموم مردم از BDSM بعد از سری فیلم‌های پنجاه سایه خاکستری افزایش پیدا کرد، در یک نوشته جداگانه به بررسی نقاط ضعف و قوت این فیلم می‌پردازیم.

مطالعه بیشتر: ۵۰ سایه شادتر، واقعیت‌هایی درباره گرایش ارباب و برده

آیا افراد با تمایلات BDSM از سلامت روانی برخوردارند؟

تحقیقات نشان می‌دهد که افراد با تمایلات BDSM اگر نه کمتر اما بیشتر از عموم مردم هم دارای مشکلات روانشناختی نیستند و هیچگونه اختلال روانی منحصر به تمایلات کینکی در خود ندارند. درواقع، نتیجه تست‌های روانشناختی استانداردی که توسط یک محقق لس آنجلسی روی صدها فرد با تمایلات BDSM انجام شد نشان می­دهد که تمام آنها از نظر روانی سالم هستند.

در تحقیق دیگری، محققان استرالیایی تعداد ۱۹۳۷۰ نفر در محدوده سنی ۱۶ تا ۵۹ سال را مورد بررسی قرار دادند. در بین ۲.۲ درصد از مردان و ۱.۳ درصد از زنانی که خود را متعهد به BDSM دانسته‌اند ، همگی از نظر روانشناختی سالم بوده و هیچ سابقه نامتناسبی از سواستفاده جنسی در دوران کودکی یا هرگونه آسیب جنسی نداشته‌اند.

دانشمندان دانشگاه ایلونوی نیز با نمونه‌گیری قبل و بعد از بزاق ۵۸ فرد با تمایلات BDSM متوجه شدند که میزان هورمون استرس (کورتیزول) بعد از جلسات BDSM به میزان قابل توجهی کاهش یافته است.

محققان هلندی تست‌های شخصیتی استاندارد را به ۹۰۲ نفر با گرایش BDSM و ۴۳۲ نفر در گروه کنترل یا همان افراد وانیلا دادند. هر دو گروه به یک اندازه از نظر روانشناختی سالم تشخیص داده شدند اما افراد با گرایش BDSM «آرام­تر، با وجدان­تر، برون­گرا­­تر، پذیراتر نسبت به کسب تجربه‌های جدید و نسبت به طرد شدن، کمتر حساس بودند». جالب اینجاست کسانی که از نظر سلامت ذهنی بیشترین امتیاز را کسب کردند دامیننت‌ها، سپس سابمیسیوها و در جایگاه آخر گروه کنترل یا همان افراد وانیلا بودند!

و در آخر، محققان در دانشگاه آیداهو از ۹۳۵ نفر با تمایلات کینکی پرسیدند که BDSM برای آنها چه معنی دارد و نتیجه این بود:
آزادی شخصی (۹۰٪)، ماجراجویی (۹۱٪)، خود بیانی (۹۱٪)، کاهش استرس (۹۱٪)، احساسات مثبت (۹۷٪) و مهمتر از همه، اوج لذت جنسی (۹۹٪).

منابع تحقیقات و آمارها

  • Botta, D. et al. “Are Role and Gender Related to Sexual Function and Satisfaction in Men and Women Practicing BDSM?” Journal of Sexual Medicine (2019) 16:463. 
  • Connolly, P. “Psychological Functioning of Bondage, Discipline, and Sad-Masochism (BDSM) Practitioners,” Journal of Psychology and Human Sexuality [now the International Journal of Sexual Health] (2006) 18:79. 
  • Daleiden, E.L. et al. “The Sexual Histories and Fantasies of Youthful Males: A Comparison of Sexual Offending, Non-Sexual Offending, and Non-Offending Groups,” Sexual Abuse: A Journal of Research and Treatment (1998) 10:195.
  • Olivera, W. et al. “Unconventional Sexual Behaviors and their Associations with Physical, Mental, and Sexual Health Parameters: A Study in 18 Large Brazilian Cities,” Revista Brasiliera de Psiquiatria (2010) 32:264.
  • Pascoal, P.M. et al. “Sexual Satisfaction and Distress in Sexual Functioning in a Sample of the BDSM Community: A Comparison Study Between BDSDM and non-BDSM Contexts,” Journal of Sexual Medicine (2015) 12:1052.
  • Richters, J. et al. “Demographic and Psychological Features of Participants in Bondage, Discipline, Sado-Masochism, or Dominance and Submission (BDSM): Data from a National Survey,” Journal of Sexual Medicine (2008) 5:1660.
  • Sagarin, B.J. et al. “Hormonal Changes and Couple Bonding in Consensual Sado-Masochistic Activity,” Archives of Sexual Behavior (2009) 38:186.
  • Wismeijer, A.A. and M.A. Van Assen. “Psychological Characteristics of BDSM Practitioners,” Journal of Sexual Medicine (2013) 10:1943.

این نوشته یکی از بهترین ترجمه‌های این وبلاگ بود. از MPress6 بابت ترجمه کمال تشکر رو دارم.

اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۸

نوشته‌های روزمره،‌ خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

اینستاگرام وبلاگ . تلگرام . توییتر . فیس‌بوک . اینستاگرام شخصی

پیام ناشناس تلگرام . حمایت مالی از وبلاگ اونتاشگال