زندگی به سبک اونتاشگال . با گرایش دامیننت از سال ٢٠٠٩ . نکات آموزشی و خاطرات در زمینه سادومازوخیسم و تمایلات ارباب و برده
نویسنده: اونتاشگال
ارباب، مستر و دامیننت که از سال ۲۰۰۹ با این گرایش زندگی میکنم. در این وبلاگ یادداشتها، ترجمه مقالات معتبر و آموزشی به همراه خاطرات شخصی منتشر میشود. زندگینامه و اطلاعات بیشتر اونتاشگال در صفحه درباره من موجود است.
نوک سینهها یا همان نیپل نه تنها بسیار تحریک پذیرند، بلکه پتانسیل خوبی نیز برای انجام بازیهای سکسی مختلف دارند. روشهای متفاوتی برای تحریک نوک سینهها در طول یک جلسه BDSM وجود دارد، برای مثال: به آرامی کشیدن، فشردن، نیشگون گرفتن، سرد کردن با یخ، لیس زدن و کشیدن آنها. در این نوشته به شما بازی لذت و درد با نوک سینه را آموزش میدهیم که برای اسلیو پسر و دختر، بسیار لذتبخش است.
این نوشته در دستهبندی مهارتقرار دارد. در موضوع مهارت به شما هرآنچه که در طول جلسه ارباب و برده لازم دارید تا یاد بگیرید و ماهرتر شوید، آموزش داده میشود. برخی از مقالات این دسته به سبک ترجمه آزاد هستند که ترجمه و در وبلاگ منتشر میشود. از دوست عزیزم جزیره بابت ترجمه این مقاله، سپاسگزارم. اگر شما هم میخواهید در ترجمههای بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید، کافیست در صفحه تماس و همکاری به من پیام بدهید.
این مقاله در وبلاگ ماجراجوییهای یک سابمیسیو در سپتامبر ۲۰۱۹ منتشر شده و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.
اگر میخواهید درد شیرین شکنجه نوک سینه را تجربه کنید، میتوانید از گیرههای سینه استفاده کنید که به همین منظور طراحی شدهاند. انواع مختلفی از گیرههای سینه وجود دارند که برای سایر مناطق حساس مانند کلیتوریس یا پوست بیضه نیز میتوانند استفاده شوند. بسیاری از افراد برای این منظور، از ابزارهای دست ساز یا خانگی مانند گیره لباس استفاده میکنند، با این وجود اگر تصمیم گرفتید که با نوک سینهها بازی کنید، گیرههای سینه گزینه مطمئنتری هستند.
گیرههای سینه میتوانند طیف گستردهای از احساسات، از درد خفیف تا تقریبا غیرقابل تحمل را به وجود آورند. بسیار مهم است که شما هنگام شروع به استفاده از گیرههای سینه، محدودیتهای سلطهپذیر را گام به گام کشف کنید. سعی کنید قبل از شروع مستقیم بازی با نوک سینه، اسلیو رو تحریک کنید. تحریک شدن خیلی زیاد درد رو خیلی قابل تحمل میکنه. زیبایی این ابزارها در لذت هر دو شما تاثیر زیادی میگذاره. خرج کنید!
آموزش بهترین تجربه برای لذت و درد سینه
به یاد داشته باشید که زمان شما برای شکنجه سینه محدود است. هرچه فشار روی گیرههای سینه بیشتر شود، جلسه شما نیز باید کوتاهتر شود. فشاری که شما روی گیرهها اعمال میکنید، جریان خون به سمت نوک سینهها را کاهش میدهد و این ممکن است منجر به آسیب بافت شود. توصیه میشود گیرهها را نهایت تا ۲۰ دقیقه استفاده کنید.
زمانی که گیرهها را روی نوک سینهها قرار میدهید، اجازه دهید پارتنرتان خود را با فشار آن وفق دهد. همچنین میتوانید با افزودن وزنه، کمی فشار و کشش روی بافت اعمال کنید. درد بیشتر، لذت بیشتر.
شما همچنین میتوانید دردی که پارتنرتان حس میکند را با باز کردن گیرهها برای چند لحظه و دوباره قرار دادن آنها، کنترل کنید.
باز کردن گیرهها به خودی خود دردناک هستند، به خصوص اگر به طور ناگهانی این کار را انجام دهید و یا گیرهها را به آرامی بیرون بکشید. این کار اغلب بسیار دردناک است، تحمل آن نیز حتی سختتر از تحمل فشاریست که به طور معمول توسط گیره بر روی نوک سینهها اعمال میشود. بعد از بازی تنها چند لحظه کافیست نوک سینهها را با لبها به آرامی لمس کنید تا احساس سوزش ایجاد شود.
یک روش دیگر برای تشدید احساسات برده، سرد کردن سینهها با یخ است، چه در هنگام شکنجه چه قبل از آن. این عمل حساسیت نوک سینهها را افزایش میدهد، زیرا پوستِ سرد تحریک پذیرتر است. سرما در یک بدن داغ و گرم لذت زیادی به همراه دارد!
شما همچنین میتوانید نوک سینههای سابمیسیو را برای لذت بصری تزئین کنید، برای این منظور میتوانید نوک سینهها را به قلاده، دستبند، تختخواب یا به هر قسمت از بدنشان متصل کنید. این امر باعث میشود کوچکترین حرکت برای او دردناک شود و درک کند که در هر حالتی درمانده است، همچنین روشی بسیار موثر نیز برای تحریک ذهنی سلطهپذیر است. اگر میخواهید سلطهپذیرتان مجموعهای از احساسات گوناگون را تجربه کند، میتوانید از طریق نوازش دردناک و بازی با اندامهای تناسلیِ او، لذت و درد بیشتری را به او بدهید.
همیشه حواستان به عکس العملهای سلطه پذیرتان باشد و از درد دادن بیش از حد نوک سینهخودداری کنید. هر جلسه از این نوع بازی استفاده نکنید زیرا ممکن است اسلیو حساسیت و تحریک پذیری خود را در این ناحیه از دست بدهد و حتی قادر به درک حس لامسه هم نباشد. اگر هدف شما تشدید لذتهای جنسیست نیازی به شکنجه نوک سینهها برای مدت طولانی نیست، این کار را به عملی آزاردهنده تبدیل نکنید.
انواع مختلف بازیهای مخصوص نوک سینه را امتحان کنید، آنها را شلاق بزنید، یا بانداژشان کنید. این کار باعث میشود جلسات شما غیرقابل پیش بینی شوند و همچنین سلطهپذیر نیز به درد عادت نکند، و بارها و بارها احساسات جدیدی را تجربه کند.
مراقب ایمنی گیرههای سینه باشید و بعد از هربار استفاده، آنها را استریل کنید زیرا باکتریهای روی سطح آن میتوانند سلامتی سلطهپذیر را تهدید کنند. برای پیشگیری از آسیبهای پوستی، همیشه گیره را بررسی کنید تا لبههای زبر یا شکستگی نداشته باشد.
اگر به لوازم یا اسباببازیهای جنسی دسترسی ندارید، از گیرههای پلاستیکی با کیفیت بالا و سپس چوبی استفاده کنید. برای استفاده از گیرههای فلزی، با چسب سر گیرهها را کمی نرمتر کنید. این اولین ترجمه جزیره در این وبلاگ بود. کانال تلگرام جزیره رو برای یادگیری BDSM دنبال کنید.
دوشیدن پروستات، یعنی بازی با غده پروستات به صورت مستقیم، نوعی ارگاسم برای مردان است که در رابطه ارباب و برده به عنوان یک تحقیر و تنبیه از جانب میسترس به اسلیو مرد نیز کاربرد دارد. مقالات بسیاری دربارهی انواع گوناگون ارگاسم، سکس، پوزیشن، نکته و هرچیزی که به سکس مربوط است نوشته شده و بیشتر تمرکز بر آن بوده که چگونه سکس را برای زنان لذت بخشتر کنیم و از مردان غفلت کردیم. در این مقاله میخواهم درباره موضوعی صحبت کنم که اغلب آن را تابو میدانند. آن دوشیدن پروستات و بازی با آنال مردان است!
دستهبندی جدید مهارت به این وبلاگ اضافه شد. در موضوع مهارت شما هرآنچه که در طول جلسه ارباب و برده لازم دارید تا یاد بگیرید و ماهرتر شوید، آموزش داده میشود. برخی از مقالات این دسته به سبک ترجمه آزاد هستند که ترجمه و در وبلاگ منتشر میشود. از دوست عزیزم ماتیلدا که ترجمه این مقاله را انجام داده است، سپاسگزارم. اگر شما هم میخواهید در ترجمههای بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید، کافیست در صفحه تماس به من پیام بدهید.
این مقاله در مجله Desired در می ۲۰۱۶ منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.
وقتی صحبت از کون دادن میشه، این موضوع بین زنان خیلی رایجتره و نسبت به سالهای گذشته، بیشتر پذیرفته شده است. اما هنگامی که درباره بازیهای آنال برای مردان صحبت میکنیم، اغلب آنها (و حتی اغلب زنان) با تفکر این که عملی است مخاطره آمیز، آن را رد میکنند، که در واقع ناراحت کننده است، زیرا اینگونه اغلب مردان شانس لذت بردن از آنچه که تحت عنوان نقطه G برایشان است را از دست میدهند. در حالی که شما هیچوقت شکایت مردی را از ارگاسم آلتش نخواهید شنید، افرادی که شجاعت کردهاند پروستات میلکینگ را تجربه کنند، از آن به عنوان شدیدترین و قویترین ارگاسمی که تا به حال داشتهاند یاد میکنند. با این وجود آیا عقیده «عجیب بودن» به این که هرگز بهترین ارگاسم ممکن را تجربه نکنید میارزد؟ تصمیم گیری بر عهده شماست اما اگر میخواهید بدانید که چگونه به این ارگاسم برسید، در این نوشته شما را راهنمایی خواهم کرد.
آسان بگیرید، این فقط پروسه ماساژ پروستات است (غدهای کوچک در مردان که مسئول تولید مایع منی است) برای تولید بیشتر مایع سیمن انزالی. این کار فواید بسیاری برای سلامتی دارد، مثل کاهش ریسک عفونت و سرطان پروستات، که دومین سرطان کشنده در مردان است و از همه مهمتر، این کار شدیدا برای مردان لذت بخش است، پس چرا انجامش ندهیم!؟
چگونه این کار را بکنیم؟
هرچند که میتوانید به تنهایی نیز این کار را انجام دهید، اما اگر به پارتنر یا میسترس بسپارید، خیلی راحتتر است. خانمها، اگرمیخواهید این کار را برای پارتنرتان انجام دهید، مطمئن شوید که آن را با عادیترین حالت ممکن انجام میدهید، چون همانطور که گفتم پروستات میلکینگ به عنوان یک تابو شناخته شده و شما باید هر کاری بکنید تا طرف مقابل با این کار احساس راحتی کند و در برابر شما معذب نباشد. حال مرحله به مرحله به توضیح بازی با کون یک مرد میپردازیم:
مرحله اول: تمیزی
احتمالا بخواهید مطمئن شوید که پارتنرتان قبل از شروع کار به حمام یا دستشویی رفته و کاملا خودش (روده بزرگ) را تمیز کرده. این مرحله خیلی ضروری نیست ولی خیلی میتواند در راحتی هر دوی شما موثر باشد. من پیشنهاد میکنم این کار را بکنید و از یک روز قبل غذاهای گیاهی و سبزیجات بخورید. هرچقدر روده تمیزتر باشد، لذت شما بیشتر میشود. از ژلهای ضدعفونی خانمها هم میتونید استفاده کنید. حتما هم شیو کنید تا منظرهای زیباتر و جذابتر به پارتنر و میسترس هدیه بدید.
مرحله دو: مراقبت
مطمئن شوید که ناخنها را گرفتهاید! آن ها را چک کنید و ببینید که آیا در اندازه مناسبی هستند و لبههای تیز یا ناهمواری که منجر به آسیب و زخم شود ندارند. قطعا شما نمیخواهید کسی با تیغ ریش تراشی به سراغ کونتان برود، می خواهید؟! همینطور این را هم باید بگویم که از تمیزی دستهایتان نیز قبل از شروع کار اطمینان حاصل کنید. از دستکشهای لاتکس هم میتوانید استفاده کنید. با ژل لوبریکانت پایه آب. اگر دیلدو و آنال هم دارید که خیلی بهتر. برای اولین بار از سایز کوچیک استفاده کنید.
مرحله سه: پوزیشن
پوزیشنی که او در آن راحت است را پیدا کنید. سه پوزیشن پیشنهادی هست که پروستات میلکینگ را برای شما راحتتر و برای او نیز لذت بخشتر میکند،
به پهلو بخوابد و سعی کنید لبه های کون تون رو باز کنید.
چهاردست و پا و در پوزیشن داگی قرار بگیرد. این رو دیگه خوب بلدید.
به پشت خوابیده و پاها را بالا بیاورد. این پوزیشن برای تازه کارها راحتترین حالت هست.
مرحله چهار: شروع
خب، دیگه باید انجامش بدید! منظورم این است که باید انگشتها را به جایی ببرید که هرگز هیچ کدام فکرش را نمیکردید!
سخاوتمندانه انگشت وسط را مقداری چرب کرده و آن را روی رکتوم یا همان سوراخ کون قرار دهید. با دقت آن را به داخل فرو ببرید. ابتدا خیلی آرام پیش رفته و کمکم مقداری عمیق تر کار کنید، بر روی سمت شکمی رکتوم تمرکز کنید.
مرحله پنج: لذت
به محض این که انگشت خود را کامل فرو برده و آرام بر قسمت فوقانی رکتوم بکشید، پروستاتش را در ابعاد ۵ تا ۶ سانت حس میکنید. مثل یک توپ کوچک در ابعاد گردو. با پهنترین قسمت سرانگشت ماساژ آرامی را در لبههای پروستات انجام دهید. مواظب باشید که قسمت میانی را محکم و بیش از حد فشار ندهید که میتواند بسیار دردناک باشد. از حرکات دایرهای یا موجی استفاده کنید. هرچند یک میسترس از همینجا میتواند دردهای خاصی به اسلیو وارد کند و با ترکیب کردن ادجینگ یعنی کنترل ارگاسم، لذت و درد را تا دقایق طولانی، افزایش دهد.
مرحله شش: ارگاسم
ماساژ را ادامه داده و مقداری نیز فشار و سرعتش را افزایش دهید. در اینجا اگر پارتنر به اندازه کافی ریلکس شده بود، میتوانید یک انگشت دیگر نیز اضافه کنید. پس از چند دقیقه پروستاتش به اندازه کافی برای انزال تحریک شده اما شما به ماساژ خود ادامه داده و اجازه دهید بیشتر و بیشتر منی تولید کند در این لحظه مرد ممکن است احساس ادرار کند. از او بخواهید این کار را بکند! در واقع مایع منی وارد آلت شده و آماده بیرون ریختن است. با شدت و فشار بیشتر ادامه دهید و سپس … بوم! شما تجربه یک ارگاسم کامل را به او دادید! بدون دست زدن انزال و ارگاسم با هم اتفاق میافتد.
امیدوارم که این تابو شما را از انجام پروستات میلکینگ محروم نکند. ماساژ غده پروستات یک عمل جنسی و سکسی است و میتواند سادومازوخیسمی هم باشد. اگر شما به این کار علاقهمندید ولی در استفاده از انگشتان معذبید، ماساژورهای پروستات زیادی تنها با این هدف ساخته شدهاند. اگر پارتنرتان به هیچکس اجازه نمیدهد که برای انجام این کار به او نزدیک شود اما شما این کار را برایش انجام دادید، مطمئن باشید که اون هم نهایت تلاشش را برای ارضای جنسی شما خواهد کرد.
به نظرم همیشه صداقت باعث حفظ رابطه میشه. اگر شما به عنوان یک آقا به چنین لذتی علاقه دارید، حتما به همسر یا پارتنرتون بگید. اگر فکر کرد مریض هستید و بیمار، وبلاگ اونتاشگال رو بهش معرفی کنید.
شما به صورت آنلاین یا شاید حتی در سکس شاپهای محلی انتهای کینکی مسیر را دیدهاید. حال تعداد اندکی اسباب بازی کوچک خریدهاید و میخواهید بیشتر در دنیای BDSM کاوش کنید، اما نمیدانید که چگونه بدون پر کردن خانهتان از قلابها و قفلها یک باندیج یا طناببندی جالب داشته باشید. شاید هم فقط میخواهید از طناب استفاده کنید. باندیج و بستن برده یک سری اصول دارد که یاد میگیریم.
دستهبندی جدید مهارت به این وبلاگ اضافه شد. در موضوع مهارت شما هرآنچه که در طول جلسه ارباب و برده لازم دارید تا یاد بگیرید و ماهرتر شوید، آموزش داده میشود. برخی از مقالات این دسته به سبک ترجمه آزاد هستند که ترجمه و در وبلاگ منتشر میشود. از دوست عزیزم ماتیلدا که ترجمه این مقاله را انجام داده است، سپاسگزارم. اگر شما هم میخواهید در ترجمههای بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید، کافیست در صفحه تماس به من پیام بدهید.
این مقاله توسط سوفی لیزارد در وبسایت Kinkly، منتشر شده و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.
خبر خوب این که شما یک زندان خانگی نیاز ندارید، بلکه تنها مقداری ابزار سکس نیاز دارید. این ابزار کینکی و راحت هستند و اغلب با یک بار استفاده، استاندارد مورد نظر را کسب میکنند! چه چیزی ابزار سکسی باندیج را دوستانه میکند؟ بفهمید که هنگام انتخاب ابزار سکسی باندیج در ذهنتان، چه میخواهید. بهترین ابزار برای باندیج هم طناب هست. طناب ابریشمی
نقطه اتصال باید خوب باشه
مشخصترین سوال این است که «ابزار نگهدارنده یعنی قلابها را به کجا میتوانم متصل کنم؟» اهمیتی ندارد که چه نوع وسیلهای تهیه کردهاید، اگر میخواهید برای باندیج از آن استفاده کنید احتمالا به یک نقطه برای قلاب کردن، پیچ کردن، یا بستن ابزار باندیجتان نیاز دارید. هرچه پوزیشنها و ابزاری که میخواهید استفاده کنید بیشتر باشد، نقاط اتصال بیشتری نیاز خواهید داشت، پس به سراغ وسایلی بروید که با حلقهها، بندها، و دستگیرههای خوبی پوشیده شدهاند. برخی از ابزار سکس که مخصوص BDSM طراحی شدهاند، نگهدارندههای ثابت یا قابل حذف دارند که در این صورت نیازی نیست نگران محل استفاده از وسایل باشید.
خیلی داغ بودیم، وسایل را شکستیم!
یک مشکل اساسی مشرف بر استفاده از ابزار BDSM، استحکام و پایداری آنهاست. پول دادن برای یک وسیله مجلل که طی یک بازی خشن میشکند، اصلا منطقی نیست! خوشبختانه لوازم سکس جوری طراحی و مهندسی شدهاند که مدتی طولانی دوام بیاورند، بنابراین باید مشتاقان جلسات BDSM را بیش از ابزار یکنواختی که تا بحال بوده به وجد آورد.
پوشاک کینکی، لذت کینکی
برای آخرین مورد لازم است بدانید که چگونه ممکن است وسایل محبوبتان را نابود کنید. باید وسایل را به گونهای استفاده کنید که مناسب نوع بازی ارباب و برده باشد:
اگر با موادی که پایه روغنی دارند، مثل وکس شمع، کار میکنید، از ابزار با پوشش لاتکس استفاده نکنید، در غیر این صورت لاتکس از بین میرود. لاتکس اگر در شرایط مناسب نگهداری نشود، بسیار آسیب پذیر است، بنابراین اگر به لاتکس علاقه مندید، بهتر است آن را به عنوان یک لایه رویی قابل جایگزینی بخرید.
اگر ابزار باندیجتان انتهاهای فلزی زیادی نظیر قلاب، میخ یا زیپ دارد، از پوششهای مخملی اجتناب کنید. چون این قطعات کوچک فلزی تنها با یک برخورد کوچک مخمل نرم و کرکی را میسایند و خراب میکنند.
پارچههای خز مصنوعی اگر در میان زنجیرها و زیپها گیر کنند، میتوانند یک مشکل اساسی باشند. قطعا این که چگونه به خاطر مقداری کرک در یک شلوار چرمی گیر کردید، داستان سکسی نیست که بخواهید برای دوستان خود تعریف کنید.
سادومازوخیسم میتواند راحت باشد
هنگامی که برای یک جلسه سرشار از درد و تحقیر برنامهریزی میکنید، برای خشن بودن به ابزار ناخوشایند نیاز ندارید. مهم است که ابزاری که انتخاب میکنید، طراحی ارگونومیک و استانداردی داشته باشد، به گونهای که اگر برای طولانی مدت در یک پوزیشن ماندید، آسیبی نبینید. همچنین مطمئن شوید که در باندیج برای ناحیه سر، گردن، و قسمت پایین کمر حمایت دارید. درست است که شما به دنبال مقداری درد هستید، اما قطعا آسیبی را به دنبال آن نمیخواهید.
ابزارهای جنسی لذت BDSM را بسیار بیشتر و هیجانانگیزتر میکنند. این وسایل همیشه ساده و تمیز در دسترس هستند! بعد از ایمنی به سلامت پارتنر خود بیشترین اهمیت را بدهید. خوش بگذرد.
به این باور رسیدم که اگر شما درد زیادی بهتون وارد بشه و بسوزید، از یک جایی به بعد ققنوس وار آتش میگیرید و دوباره از دل خاکستر زنده میشید. این یک موضوع و حرف جدید نیست. چندین قرن پیش هم مولانا بهش اشاره کرده و میگه اگر این وجود خودتون رو تخریب کنید و دوباره بسازید، سماوات میگیرید.
بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید در این عشق چو مردید همه روح پذیرید
بمیرید بمیرید و زین مرگ مترسید کز این خاک برآیید سماوات بگیرید
یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید
خموشید خموشید خموشی دم مرگست هم از زندگیست اینک ز خاموش نفیرید
خداوندگار عرفان، مولانا
در این چند ساله دوستان بسیار زیادی دیدم که بعد از شکستها و مشکلات تونستن خودشون رو پیدا کنند. معروفترین نمونه هم خانمها یا آقایانی هستند که بعد از طلاق و جدایی خودشون رو پیدا کردن و با ایمان به خودشون توانستند مسیری برن که همیشه دنبالش بودن. کسانی که بعد از جدایی نتونستن این مسیر رو پیشببرند، به نظرم هنوز این مساله حل نشده و دنبال سوال هستند و اینکه چرا این وضعیت رخ داد. باید زودتر به پاسخها برسند.
آیا سابمیسیو میتواند دامیننت شود؟
بله. کاملا امکان پذیر هست. در نوشته معرفی شخصیت سادیستبه صفت شخصیتی قدرت اشاره کردم. در اینجا دوباره از این نمودار استفاده میکنم. یک شخص بر اساس محیط و موقعیتی که در آن قرار داره و همچنین شخصیت فردی و خانواده، طیف قدرت براش تغییر کنه. در نمودار پایین میبینید فرد بین ۴۵ تا حدودا ۷۰ قرار داره. افراد سابمیسیو پایینتر هستند ولی میتونند این بازه رو تغییر بدن.
یک مثال: شما یک آقا یا خانم با ظاهر رسمی، شیک پوش، با لباس سکسی، قد بلند و چارشونه و با جذابیت ظاهری و آراسته میبینید در کنار این فرد یکی نفر با ظاهر غیر رسمی و بی توجه به آراستگی میبینید. به صورت غیرارادی به فرد دوم حس سلطه گری و به فرد اول حس سلطه پذیری میگیرید. اینکه خود و دیگری رو همرده کنید و در مورد ظاهرش قضاوت نکنید، یک مهارت ارتباطی هست.
شخصیت سابمیسیو تا یک حدی میتونه زور و سلطه رو تحمل کنه. از یک جایی به بعد کاملا منفجر میشه و این انفجار درونی باعث میشه احساس قدرت کنه و از فضا بخواد خارج بشه. عموما در جداییها چه از طرف مرد و چه زن سابمیسیو چنین وضعیتی رخ میده. خیلی مراقبت باشید اگر به پارتنرتون زیاد فشار میارید و زور میگید و هیچی نمیگه، هر لحظه ممکنه صبرش لبریز بشه!
با این حساب حتی اگر خودتون رو سابمیسیو معرفی میکنید بدونید که حدی از قدرت و سلطه در وجود شما هست که کافیه بهش توجه بشه.
ایجاد تغییر دو منبع درونی و محیطی داره. اگر شما نمیتونید از درون تغییر کنید و رشدی که میخواهید رو برای خودتون ایجاد کنید، بهترین کار تغییر محیط هست. محیط یعنی فضا و محتوایی که بر شما تاثیر میگذاره. از خبرهایی که میخونید تا دوستانی که باهاشون در ارتباط هستید تا موزیک و فیلمی که دنبال میکنید. همه این موارد میشه شرایط اولیه محیطی. موضوعاتی مثل سیستم جامعه و کشور، وضعیت خانواده و موارد این چنینی لایه بعدی شرایط محیطی هستند. ما فقط به شرایط اولیه کار داریم.
پیشنهاد میکنم فیلمهایی ببینید که اصلا بهشون علاقهندارید! موسیقی گوش کنید که همیشه ازش فرار میکردید و اشعاری بخونید که باهاش مخالف بودید. این یک نوع درد خودخواسته هست که ضرری برای هیچ کسی نداره و اگر ازش به خوبی عبور کنید، به توانایی و مهارت عدم قضاوت شما و پذیرش شرایط کمک بسیاری میکنه. بعد از این مرحله هست که میتونید به سمت دامیننت بودن پیش برید.
متاسفانه خیلی از سابمیسیوها فکر میکنند با تغییر کلی شرایط، میتونن به قدرتی که میخوان برسن. یعنی به سرعت میخوان شرایط کشور، شرایط خانواده، شرایط دنیا و خیلی چیزهای دیگه تغییر کنه تا خودشون به آرامش برسن! واقعا نمیشه. اگر در خودتون این تغییر و رشد رو ایجاد نکنید، ممکنه عمر شما به تغییر دنیا قد نده! وقتی تاریخ زندگی مردمان در نقاط مختلف دنیا رو بخونید، بیشتر به این باور میرسید که همه دورهها، عمده مردم از حاکم خودشون بدشون میاومد!
با توجه به مواردی که ذکر کردم، شروع تغییر باید از خود باشه. یا اطلاعاتی که خوراک ذهنتون میشه یا نوع تفکرتون به دنیا. من پیشنهاد میکنم خوراک ذهنی رو تغییر بدید تا به رشد تفکر هم برسید.
میخواهیم به شما ۲۵ واقعیت و حقیقت در مورد BDSM را بگوییم. این موارد را در هیچ فیلم ارباب و بردهای و Fifty Shades of Gray و حتی هیچ فیلمی در پورن هاب به شما یاد نمیدهند. اگر تازه با این گرایش آشنا شدید و یا دوستی دارید که علاقهمند شده، اما دچار سردرگمی است، این مقاله به شما کمک بزرگی میکند.
ترجمه آزاد عنوان مجموعه مقالههایی در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی BDSM و سبک زندگی است که ترجمه و در وبلاگ منتشر میشود. این مقالهها با هدف بیان واقعیتها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش سادومازوخیسم، ترجمه شدهاند. این مقاله در زمینه سبک زندگی رابطه ارباب و بردهای است. از دوست عزیزم ماتیلدا که ترجمه این مقاله را انجام داده است، سپاسگزارم. اگر شما هم میخواهید در ترجمههای بعدی همراه باشید کافیست در صفحه تماس به من پیام بدهید.
این مقاله در وبسایت معروف Buzzfeed در فوریه ۲۰۱۵ منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.
BDSM شامل بانداژ و دیسیپلین (BD) ، سلطه گری و سلطه پذیری (DS) و سادیسم و مازوخیسم (MS) میشود. به گفته خانم کلاریس ثورن نویسنده کتاب «The S&M feminist» عبارات بدین شکل در کنار یکدیگر قرار گرفتهان زیرا BDSM میتواند برای افراد متفاوت، چیزهای خیلی متفاوت با شواهدی متفاوت باشد. اغلب اوقات علایق افراد بیشتر مربوط به یک یا دو مورد از موارد ذکر شده میشود نه همه موارد. در این نوشته ترجمه بخشهایی از کتاب ایشان قرار دارد.
۲. ارباب و برده همیشه شامل سکس نیست، اما میتواند باشد
اغلب افراد فکر میکنند که BDSM همواره با سکس گره خورده است، در نقطه مقابل نیز افرادی هستند که یک خط پر رنگ میان این دو موضوع میکشند. ثورن میگوید: هر دو موضوع، تجربههای هیجانی بسیار شدید و احساسی هستند و در افرادی که به انجام آنها میپردازند احساسات بسیار قوی را به وجود میآورند، اما BDSM و سکس یکسان نیستند.
مثالی که برای این موضوع استفاده میشود این است: گاهی اوقات یک ماساژ هرچقدر هم که احساسی باشد تنها یک ماساژ است، اما یک مشت و مال خاص به سکس منجر میشود. این موضوع تا حدودی مشابه BDSM است که بستگی به تمایلات شخصی و جنسی افراد دارد.
۳. افراد درگیر BDSM، هیچ مشکل ذاتی یا آسیب ماندگاری ندارند
این موضوع یکی از رایجترین و آزاردهندهترین تصورات غلط درباره ارباب و برده است. در حالی که BDSM چیزی نیست که از خشونت خانگی برخواسته باشد و شرکت در آن به معنی لذت از تجاوز یا تجاوز کردن نیست. بلکه لذت بردن از BDSM تنها سطحی از تمایلات جنسی و سبک زندگی افراد است. دکتر ویلیام بریم، سکس تراپیست و نویسنده کتاب «Different loving» می گوید: آنها افرادی هستند که به صورت اتفاقی در این مسیر افتاده اند. افرادی با گرایش سادومازوخیسم، همسایگان شما، معلمین شما و افرادی هستند که در جامعه با آنها برخورد دارید. بزرگ ترین افسانه درباره این افراد این است که آنها خیلی پیچیده و عجیبند، اما آن ها افرادی معمولی هستند که به این نوع از رابطه برای حفظ پویایی و صمیمیت خود نیاز دارند. از صحبتهای دکتر بریم هم در این نوشته استفاده شده است.
۴. بدانید که همیشه می توانید «نه» بگویید
خیلی از کسانی که به این دنیا وارد می شوند، فکر می کنند قانون «یا همه چیز یا هیچی» برقرار است، بخصوص که اگر تا بحال فقط یک پارتنر داشته باشند. به عنوان مثال ممکن است فکر کنید که چون از سابمیسیو بودن تحت شرایط پیچیده لذت بردهاید، باید تمام رفتارهای مازوخیستیک یا سلطهگرانه دیگر را که واقعا برای شما لذت بخش نیست را نیز بپذیرید. اما این کاملا اشتباه است، شما میتوانید و باید بیان کنید که به کدام یک از فعالیتهای BDSM علاقه داشته و به کدام یک ندارید و این موضوع کاملا به پارتنر، موقعیت و حتی حال آن روز بستگی دارد. فقط به یاد داشته باشید که رضایت یک شرط است و ممکن است شما به چیزی رضایت دهید در حالی که چیز دیگری را رد میکنید.
۵. افراد دارای گرایش BDSM به اندازه افراد وانیلا، ثبات روانی دارند
ثورن میگوید: طبق تجربه من، افرادی که در گذشته سابقه بدرفتاری و تجاوز نداشته و جایگاه با ثباتتری در زندگیشان دارند، راحتتر می توانند به BDSM وارد شوند. یک مطالعه در سال ۲۰۰۸ در ژورنال Sexual Medicine، به این نتیجه رسید که افرادی که در یک سال گذشته فعالیت BDSM داشتند، به هیچ عنوان به زور وادار به فعالیت جنسی نشده و اصلا نسبت به افراد وانیلا فاقد تجربه ناراحت یا عصبی نبودهاند. همچنین مردانی که در چنین رابطهای بودهاند، نمره سلامت روان بالاتری نسبت به سایر مردان داشتند. این موضوع بدان معنا نیست که افرادی که رابطه ارباب و برده دارند، افراد وانیلا را قضاوت میکنند. خانم ثورن توضیح میدهد: واژه وانیلا به آن معنا نیست که آنها ضعف دارند، بلکه تنها برای آن است که بتوانیم بین افرادی که علایق کینکی دارند و ندارند، تفاوتی قایل شویم.
۶. فیلم Fifty Shades of Gray در میان جامعه BDSM جذابیتی ندارد
اگر در یک جلسه یا مهمانی BDSM بودید، هرگز اشارهای به این فیلم نکنید. در حالی که برخی افراد ممکن است کتابها را تحسین کنند که موجب برانگیخته شدن علاقه بسیاری به کینک شده و آن را عادی جلوه داده است، برخی نیز با رابطه متجاوزانه، ناسالم و غیر واقعی به تصویر کشده شده مشکل دارند. در هر حال این داستان نمایش خوبی از جامعه BDSM نبود.
۷. SM همیشه زنجیر و شلاق نیست (یا اگر دوست ندارید، هرگز نیست)
درست است که بسیاری از علاقه مندان به ارباب و برده این ابزار را دارند، اما لزوما سهم هرکسی از کینک این نیست. بریم میگوید:«برخی از افراد به دنبال چیزی به نام سلطهگری احساسی هستند که هرچند طی آن برخی اسباب بازیها و بازیها وجود دارد، اما دردی را شامل نمی شود.» بیشتر اینگونه به نظر میرسد که یک پارتنر قبول میکند آنچه دیگری میخواهد را انجام دهد. هیچ الگو و مدل خاصی برای آنکه روابط BDSM چگونه میتوانند باشند وجود ندارد.
۸. به جلسات BDSM «صحنه یا جلسه» گفته میشود
از آنجایی که در BDSM همیشه سکس وجود ندارد، شما نمیتوانید همواره پس از یک تجربه BDSM بگویید سکس داشتید یا با کسی خوابیدید. در عوض به اینها صحنه یا جلسه گفته میشود. مثلا شما در یک صحنه BDSM حضور داشتید.
بریم میگوید: «این تحول از زمانی صورت گرفت که شما اگر تجربه SM داشتید، ممکن بود فقط به مدت یک ساعت با یک فرد متخصص زمان گذرانده باشید، یا فقط به یک کلوب BDSM رفته باشید.» در حال حاضر افراد روابط اساسیتری دارند، اما همچنان به آن یک «جلسه» می گویند، یعنی زمانی که لوازم را بیرون میآوریم یا به دنیای SM وارد میشویم.
۹. نقشهایی نظیر دامیننت، سابمیسیو، تاپ و باتم داریم
احتمالا تا بحال درباره دامیننت و سابمیسیو شنیدهاید (اگر نه، دامیننت شخصی است که از داشتن قدرت لذت میبرد در حالی که ساب از دستور گرفتن) اما افرادی که در این عرصه فعالیت دارند ممکن است از کلمات دیگری نظیر تاپ و باتم نیز برای توصیف خود استفاده کنند. کلمه تاپ هم به شخصیت دامیننت و هم سادیست اشاره دارد (شخصی که از درد وارد کردن لذت می برد.) در حالی که کلمه باتم به شخصیت سابمیسیو و مازوخیست باز میگردد (شخصی که از درد کشیدن لذت میبرد.).
این باعث میشود تا بتوانید برای کسانی که نقشی در BDSM میپذیرند، یک عبارت عام و کلی داشته باشید و هیچ قانونی نیست که بگوید شما نمیتوانید سویچ باشید یعنی هم دام و هم ساب (در شرایط مختلف و با پارتنرهای متفاوت).
۱۰. BDSM میتواند خیلی ساده یا خیلی تکنیکال باشد، هرجور که شما بخواهید
شاید تصور بانداژ شدن شما را به هیجان بیاورد، یا شاید از اسپنک شدن یا اسپنک کردن لذت ببرید، شاید هم بیشتر به ماسکهای چرمی و گیرههای سینه و وکس داغ علاقه دارید. همه در حیطه BDSM قرار دارد. اساسا شما میتوانید فعالیتهای کینکی داشته باشید حتی بدون آن که در یک قفس باشید!
۱۱. قبل از این که به سراغ فعالیتهای اساسی بروید، تحقیق کنید
استفاده از یک چشم بند یا قطعهای یخ یا دستبندهای پشمی که در یک مهمانی میگیرید، رفتارهای مبتدیانه و نسبتا بی ضرری هستند. اما پیش از آن که بخواهید با ابزارهایی پرخطر بازی کنید، باید یاد بگیرید که چگونه با امنیت کار کنید.
شما ممکن است حتی با دست خودتان هم گند بزنید (فکر کنید: فیستینگ). آقای دکتر بریم میگوید: «برخی افراد فکر میکنند که تنها باید مشتشان را گره کنند و آن را فرو کنند در بدن شخص دیگه، این راه خیلی خوبی برای وارد کردن آسیب جدی به شخصی و راهی کردنش به بیمارستان است.» در عوض او مقدار زیادی لوبریکانت و شروع کردن با ۲ یا ۳ انگشت را پیشنهاد میدهد. سپس به آرامی میتوانید پیشروی کنید.
۱۲. به طور جدی BDSM نیازمند مقدار زیادی مطالعه و یادگیری است
اگر شما از آن دست افرادی هستید که تمام راهنماییها را کنار میگذارد و سعی میکند دانش خودش را بر اساس درک شخصیاش از اتفاقات بنا کند، احتمالا BDSM برایتان مناسب نیست. بریم میگوید: «مقدار زیادی از آنچه که تحت عنوان آموزش BDSM بیان میکنیم، چگونگی بیشتر کردن لذت و کمتر کردن کردن خطر است. یعنی چگونه به صورت امن فانتزی ها را به واقعیت تبدیل کنیم.»
۱۳. مهم است که اطلاعات خود را از منابع مهمی کسب کنید
یک اشتباه رایج بین افرادی که یک بار BDSM را تجربه کردهاند این است که تنها به یک شخص تکیه میکنند تا راه را نشان دهد. به گفته ثورن، حتی اگر دیگران بهترینها را برای شما بخواهند، (یا نه) داشتن تنها یک زاویه دید بر موضوعی که بسیار چند بعدی است می تواند بسیار محدود کننده باشد. در عوض کتابها را، ورکشاپها، ملاقاتها، مشاورها، دوستان و بسیاری چیزهای دیگر در اینترنت ابزاری امن هستند برای کاوش درباره علایق خود.
نویسنده کتاب خانم ثورن میگوید: «وقتی که نمیتوانید درباره آنچه که در حال رخ دادن است صحبت کرده و نمی توانید با افراد مشابه خودتان از تجربیاتتان احساسی ایجاد کنید، این مسیر خطرناکتری است از فعالیتهای مختلفی که ممکن است فانتزیشان را داشته باشید.»
۱۴. کلمات امن به طور قاطع باید باشند
ممکن است مسخره به نظر بیاید، اما این یک اصلی به اثبات رسیده در BDSM است. خانم ثورن میگوید: «کلمه امن تقریبا یکی از مهمترین اصول در BDSM است که در جامعه گسترش یافته است. هرچند که افراد به روشهای مختلفی از آن استفاده کنند.» برای مثال، اینگونه نیست که همه پس از مدتی از کلمه امن خود استفاده کنند، اما مهم است که چگونه آنها را به کار گیریم. کلمه امن میتواند هرچیزی باشد که شما میخواهید، به شرط آن که چیزی نباشد که در حالت عادی و طی سکس میگویید.
۱۵. در رویدادهای عمومی نیز ناظرینی برای حفظ امنیت وجود دارد
بریم میگوید: «نگهبابان زندان افرادی را که به نظر برسد با امنیت بازی نمیکنند، بیرون می اندازند.» این میتواند هرچیزی باشد، از نادیده گرفتن کلمه امنیت گرفته تا استفاده نادرست از یک شلاق. جدا، مگر اشاره نکردیم که اینجا امنیت حاکم است؟ در واقع SSC مخفف (Safe ,Sane, Consensual) از رایج ترین اصول و پایههای تمرین است.
۱۶. به اندازه فیلم هالیوودی بی برنامه نیست یا پورن باعث میشه اینگونه باشه
در لحظه شکار شدن و تصادفا از اتاق قرمز یک فرد میلیونر، سردرآوردن احتمالا هیچوقت برایتان اتفاق نخواهد افتاد. اما این لزوما چیز بدی نیست. بریم میگوید: «فانتزیهای جنسی باعث میشوند تا هرچیزی ساده به نظر بیاید. افرادی که به انجام این کارها میپردازند درباره آنها کاملا آگاهند. باید مکان مناسب، زمان مناسب و تجهیزات مناسب وجود داشته باشد. همچنین باید مطمئن باشید که اگر وضعیت اورژانسی شد میتوانید طرف مقابل را خارج کنید.» بنابر این چیزهای زیادی هست که در یک صحنه باید رعایت شود، اما این بدان معنی نیست که لذتش حتی ذرهای کمتر از چیزی باشد که طرفین را راضی کند.
۱۷. احتمالا در BDSM نسبت به روابط وانیلی، افراد مشارکت بیشتری در گفتگو دارند
هرگاه افراد درباره نقش رضایت در BDSM میپرسند، باید مقدار زیاد ارتباطی را که قبل، حین و پس از جلسه اتفاق میافتد در نظر داشته باشند. بریم اشاره میکند که ما درباره آنچه میخواهیم انجام دهیم، آنچه داریم انجام میدیم، فانتزیهایمان، و موارد دیگر، صحبت میکنیم. این قمستی از یک مذاکره خوب در رابطه BDSM است.
۱۸. بدون شک یک دوره پیش مذاکره درباره صحبت کردن درباره آنچه افراد دوست دارند، آنچه دوست ندارند، و آنچه نمیتوانند تحمل کنند وجود دارد.
به این به عنوان یک آغازگر قبل از صحنه بیاندیشید. ثورت میگوید: این راهی است برای بحث درباره تجربه زمان پیش رو که میتواند امنیت احساسی را افزایش دهد و میتواند شامل هرچیزی، از سند و چک لیست گرفته تا صحبتهای غیر رسمی بیشتر درباره انتظارات دو طرف از جلسه ارباب و برده، آنچه میخواهند و آنچه نمیخواهند، و هر کلمه یا رفتاری که جزو آف لیمتهایشان است.
۱۹. سپس نوبت افترکر هست
از آنجایی که BDSM میتواند برای برخی تجربهای احساسی و به طرز غیرقابل باوری شدید باشد، اغلب متخصصان با قدرت این مرحله را پیشنهاد میکنند، تا طی آن پارتنرها درباره اتفاقات و ریاکشن هایی که داشتند صحبت تکنند. خانم ثورن اشاره میکند: «افراد طی جلسه کاملا آسیب پذیرند. داشتن تجربه BDSM بدون افترکر واقعا می تواند عجیب باشد.» افترکر حتی میتواند یک تجربه ارتباط دهنده قوی بین پارتنرها باشد.
۲۰. BDSM کنندگان میتوانند چند زوجه، تک زوجه، یا هرجور که دوست دارند باشند
همه کسانی که به BDSM علاقه دارند، سکس گروهی یا چند پارتنر را تجربه نمیکنند. بریم میگوید: «به نظر میرسد این موضوع که ما رابطه طولانی مدتی را تجربه نمیکنیم و به سرعت کات میکنیم، یک باور معروف شده است. تعداد زیادی از کسانی که چنین علایق و فعالیتهایی دارند، تنها یک زوجه هستند. خیلی از افراد میخواهند این کارها را تنها با پارتنرشان انجام دهند یا با لوازم جنسی خاص درون کلابها بازی کنند.»
یک شلاق فقط در یک سایز و مناسب همه وجود ندارد. فلاگرهای سبک، شلاقهای چرمی، شلاقهایی با یک بند، شلاقهایی با چند بند که پهن و تخت هستند و الی اخر وجود دارد. اما از آن جا که انواع اساسی میتوانند سخت تر از بقیه باشند، واقعا باید یاد بگیرید که چگونه به درستی از آن ها استفاده کنید. افرادی که با یک تازیانه تک رشته تمرین میکنند، بهتر است اول با یک بالش یا شی کوچکی در دوردست، مثل یک کلید سبک، شروع کنند
۲۲. نواحی هستند که شما هرگز نباید به آنجا شلاق بزنید
مثلا، به طور واضح چشمها، ناحیه کلیهها، زیرا در آن ناحیه پوست نازک بوده و زیر آن ارگانهای حیاطی قرار دارند. ممکن است به کلیهها آسیب بزنید.
۲۳. اگر شک دارید که BDSM را به رابطه فعلی وارد کنید، پیشنهاد میکنیم حتما انجامش دهید
داستانهای زیادی از افرادی که برای انجام دادن اینکار بسیار استرس داشتند است اما سپس متوجه شدند که پارتنرشان نیز فانتزیهای مشابه داشته است. اگر شما هم نگرانید، از او بپرسید که آِیا دوست دارد کتابی معروف را بخواند یا فیلمی در این زمینه ببیند. یا فقط در زمینه فانتزیهای سکسی با هم حرف بزنید و بپرسید که آیا تا بحال چیزی شبیه به BDSM را امتحان کرده یا دوست داشته امتحان کند. اگر دربارهاش فکر کنید، شما فقط دارید روی یک مکالمه سخت ریسک میکنید، و اگر این آن چیزی است که شما در زندگی میخواهید، تاوانش سنگین خواهد بود.
۲۴. لیست وسیعی از افراد ماهر و آگاه به کینک وجود دارد که به کمک آن میتوانید دکتر یا تراپیستی که منحصرا سبک زندگی شما را بفهمد، پیدا کنید
شاید نگران باشید که متخصص زنان یا وکیلتان به سبک زندگی شما اهمیتی نمیدهد یا اجازه نمیدهد تا در صحبت کردن با وی راحت باشید، Kink Aware Professionals Directory را از انجمن ملی آزادی جنسی در آمریکا چک کنید تا شخصی را که برایتان قابل قبول تر است پیدا کنید.
۲۵. اساسا، این مسیر متفاوتتر از آنچه که اغلب مردم فکر میکنند است
بین انواع کلیشهها، پورن و فیلم آقای کریستین گری، بدفهمیهایی زیادی درباره BDSM وجود دارد. در کنار توجه به آموزشها و ملاقات با یک فرد سلطهگر، بهترین راه برای یادگیری بیشتر، جستجو و مطالعه است. بریم میگوید: «دقیقا مشابه سکس عادی، اگر میخواهید در آن خوب باشید، واقعا باید درباره آنچه که طی آن رخ میدهد بیاموزید و بدانید.»
این مقاله به درخواست شما برای بیان کلیت رابطه به زبان ساده، توسط دوست عزیزم ماتیلدا ترجمه شده است. اگر فکر میکنید چنین گرایشی دارید حتما آن را مجددا با دقت مطالعه کنید و اگر دوستانی با چنین علایقی دارید، برای آنها ارسال کنید. ار صحبت کردن نترسید.
فانتزی مورد دستور قرار گرفتن، اطاعت کردن، اسپنک شدن و به طور کلی وادار شدن به انجام فعالیتهای جنسی، هیجان انگیز به نظر میرسد. با این حال برای کسانی که تابحال از این فعالیتها انجام ندادهاند، سوال است که از کجا باید شروع کنند؟
دستهبندی جدید مهارت به این وبلاگ اضافه شد. در موضوع مهارت شما هرآنچه که در طول جلسه ارباب و برده لازم دارید تا یاد بگیرید و ماهرتر شوید، آموزش داده میشود. برخی از مقالات این دسته به سبک ترجمه آزاد هستند که ترجمه و در وبلاگ منتشر میشود. از دوست عزیزم ماتیلدا که ترجمه این مقاله را انجام داده است، سپاسگزارم. اگر شما هم میخواهید در ترجمههای بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید، کافیست در صفحه تماس به من پیام بدهید.
این مقاله در وبسایت معروف روابط ارباب برده به نام کینکلی منتشر شده و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.
یک سابمیسیودر رابطه بیدیاسام فردی است که معمولا برای ارضای یک میل جنسی، به طور داوطلبانه کنترل خودش را به شخص دیگری واگذار میکند. اگر در حال خواندن این وبلاگ هستید فکر کنترل شدن توسط شخصی دیگر و مورد توجه قرار گرفتن شدید، احساسات و علایق شما را تحریک کرده یا حتی باعث ترشح مایعات جنسی شما است، پس خوب فکر کنید و صحبت کنید.
نگران نباشید، شما عجیب نیستید، حتی ازش خیلی دورید. در واقع سابمیسو بودن در سکس، یکی از رایجترین فانتزیهای جنسی است. کافی است نگاهی به نتایج آماری زیر از موسسه کینزی بیندازید:
۵ تا ۱۰٪ آمریکاییها حداقل گاهی اوقات برای لذت جنسی در فعالیتهای سادومازوخیسمی شرکت داشتهاند.
۱۲٪ زنان و ۲۲٪ مردان واکنشهای شهوانی نسبت به یک داستان S/M گزارش دادهاند.
۵۵٪ زنان و ۵۰٪ مردان به کتک خوردن طی سکس پاسخهای شهوانی داشتهاند.
۱۴٪ مردان و ۱۱٪ زنان تجربیات جنسی سادومازوخیسمی داشتهاند.
۱۱٪ مردان و ۱۷٪ زنان تا بحال یکبار بانداژ را امتحان کردهاند.
بدیهی است که فانتزی مورد دستور قرار گرفتن، اسپنک شدن و به طور کلی وادار شدن به انجام فعالیتهای جنسی، هیجان انگیز به نظر میرسد. با این حال سوال اصلی برای کسانی که تجربهای ندارند این است که از کجا باید شروع کرد و اگر میخواهید سابمیسیو باشید، چه چیزهایی را باید بدانید؟ در این به شما آموزشهای ابتدایی را میدهیم.
۱. آموزش و آگاهی را در خود ارتقا دهید
سابمیسیو و اسلیو شدن تصمیمی نیست که به سادگی بخواهید بگیرید. قبل از این که خودتان را در این دنیای وسیع غرق کنید و تحت لطف و اختیار شخص دیگری قرار بگیرید، در مورد همه جنبههای سلطه پذیری، مطالعه کنید و یاد بگیرید.
در مرتبه اول، کتابهای خیلی خووبی با موضوع سلطه گری و سلطه پذیری نوشته شده است، همچنین وبسایتهای آنلاین مفیدی نیز وجود دارد هم به افراد تازه کار و هم به افراد کهنه کارتر کمک می کنند. کتاب «The ultimate guide to kink» نوشته شده توسط تریستان کورمینو، یک نگاه آموزشی کلی به موضوع دارد. کتاب «SM101» نوشته جای وایزمن نگاهی اساسیتر و دقیقتر به موضوع امنیت و احساس در رابطه ارباب و برده را فراهم میکند. اگر در خارج از ایران هستید یک راه دیگر برای آنکه بفهمید سابمیسیو شدن چگونه است، شرکت در تجمعها و گردهماییهای Munch است. مانچ یک گردهمایی اجتماعی و اتفاقیست، برای افرادی که به سبک زندگی SUB/DOM علاقه دارند. شرکت در این گردهم آیی ها راهی مناسب برای ارتباط با افراد با تجربه و کسب اطلاعات بیشتر درباره این سبک زندگی است.
هدف این وبلاگ آموزش برای افراد تازهکار است. در صفحه آموزش رابطه ارباب و برده به موضوع میپردازیم. آیا با کمک مالی برای ترجمه کتابها موافق يا مخالف هستید؟ نظر خود را در صفحه تماس بگویید.
اونتاشگال
۲. آیا واقعا گرایش بردگی دارید؟ خودتان را بسنجید
جای تعجب ندارد که افراد سابمیسیو به طور طبیعی رفتاری مطیعانه داشته باشند اما بر چه اساس میتوانید بگویید که شما یک سابمیسیو واقعی هستید؟
به طورکلی، سابمیسیوهای حقیقی تمایل به خشنود کردن یک فرد دامیننت و دارای تسلط را دارند به طوری که حتی ممکن است با فکر کردن به این موضوع، تحقیر شدن و مورد غلبه قرار گرفتن تحریک شوند. اما اصلا فکر نکنید که سابمیسیوها نسبت به هوا و هوس هرکسی در زندگی روزمره خود، انعطاف نشان میدهند. برخی از سابمیسیوها افرادی با موقعیتهای اجتماعی خیلی قدرتمند هستند که میخواهند هر از گاهی تنها از مسئولیتهای خود رها شوند. با این حال اگر که اطاعت از شخص دیگری برای شما خاموش است، احتمالا شما نباید سابمیسیو باشید، در عوض شما میتوانید دامیننت یا حتی سویچ (شخصی که در BDSM هم به عنوان دامیننت و هم به عنوان ساب حاضر میشود) باشید.
در آخر با صداقت از خودتان بپرسید که چرا می خواهید یک سابمیسیو شوید؟ آیا به این دلیل است که شما از واگذاری قدرت خود به یک شخص دامیننت مثلا پارتنر یا شوهر/همسر لذت میبرید؟ یا به این دلیل است که پارتنرتان میخواهد به شما سلطهگری کند؟ به یاد داشته باشید که روابط DOM/SUB همواره باید بر مبنای رضایت دوطرف باشد، اگر فکر می کنید که تحت فشار خواهید بود هرگز ساب نشوید.
۳. میزان و سطح سلطه پذیری خود را بسنجید
اندکی تفاوتهای مشخص بین سطوح مختلف سلطهگری و سلطهپذیری وجود دارد. به عنوان مثال، برخی افراد از این موضوع تنها برای بیشتر کردن هیجان و لذت زندگی جنسی خود استفاده میکنند. به طور معمول این شامل فانتزیهای Roleplaying یعنی اجرای یک نقش هر از چند گاهی در تخت خواب با مقداری اسپنک آرام، فحش سکسی و تحقیر و بانداژ نیز میشود.
سابهای پاره وقت میدانند که سبک زندگی تحت سلطه بودن قسمتی مهم از زندگی آنهاست. آنها معمولا در مواقع خاص نقش برده را میگیرند. مثلا طی سکس یا هنگامی که به یک کلاب BDSM میروند. آنها اغلب روی لباسهای خاص و سایر اشیا سرمایهگذاری میکنند اما معمولا اجازه نمیدهند که نقش و گرایش بردگیشان در سایر ابعاد زندگی مداخلهای ایجاد کند.
از طرف دیگر سابهای تمام وقت، معمولا بازیکنهای سرسخت در BDSM هستند. این دسته از سابها حتی ممکن است در یک زندگی تمام وقت سادومازوخیسمی باشند. آنها معمولا اختیار خود را اگر نه در تمام حالتها، اما در بیشتر جنبههای زندگی به دامیننت خود میسپارند. اغلب این روابط به صورت رسمی منعقد میشوند و از برخی جهات بسیار شبیه به ازدواج هستند، هرچند امروزه اغلب ازدواجها از عدم تعادل قدرت کمتری برخوردارند.
مانند همه چیزها در زندگی، اینجا نیز وقتی درباره سلطهگری و سلطهپذیری صحبت میکنیم، معمولا بهترین کار شروع با چیزهای کوچک و به آرامی پیش رفتن است. مثلا بهتر است پیش از آن که بخواهید یک ساب تمام وقت باشید، ابتدا مقداری Roleplay بازی کنید.
من از آن روز که در بند توام آزادم پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم
دانی از دولت وصلت چه طلب دارم؟ هیچ یاد تو مصلحت خویش ببرد از یادم
استاد سخن، سعدی
۴. محدودیتها و لیمیتهای خود را بشناسید
آیا فکر کتک خوردن با چوب باعث میشود احساس کنید رفتاری حیوانی با شما میشود؟ آیا دستبند و بانداژ باعث میشود شما عصبی شوید؟ هنگامی که در دنیای SM کاوش میکنید، تمایل شدیدی دارید برای غلبه بر چیزهای زیادی که ناحیه امن شما را می سنجند – مواردی که باعث شوک شدن شما میشوند – اجازه ندهید که این موارد باعث تلاش برای انکار گرایش بردگی در شما شوند و همیشه به یاد داشته باشید که لذت بردن دیگران از کاری، بدین معنی نیست که لزوما شما نیز باید لذت ببرید. محدودیتهای خود را بشناسید و محکم بایستید.
۵. ارتباط و رابطه
همانگونه که ارتباط داشتن در روابط عادی خیلی اهمیت دارد، در روابط دام/ساب نیز بسیار ضروری است. الان زمان خجالت کشیدن نیست، اگر با بیان افکار، تمایلات جنسی و ترنآفها راحت نیستید باید بدانید که این موضوع کاملا روی امنیت شما اثر میگذارد. همه چیز را با جزئیات بیان کنید نه صرفا بیان اینکه آیا از این رابطه لذت میبرید یا خیر! به عنوان یک اسلیو شما باید بخواهید و بتوانید ک به صراحت با ارباب خود صحبت کنید تا مطمئن شوید که همه ابعاد بازی سکسیتان مورد رضایت هر دو طرف است.
قبل از یک جلسه یا رابطه، شما و پارتنرتان باید نیازها، امیال و فانتزیهای جنسیتان را با یکدیگر به اشتراک بگذارید. همچنین به همان اندازه اهمیت دارد که پارتنرتان را از ترنآفها و محدودیتهایتان نیز آگاه کنید. محدودیتهای خود را مشخص و هرچه زودتر مرزها و حریمها را مشخص کنید.
۶. امنیت و سلامت را اولویت قرار دهید
در سال های اخیر اصطلاح «ایمنی، عاقلانه، رضایت» به یک شعار برای جامعه BDSM تبدیل شده است. اگر اولین بار است که میخواهید درگیر نقشی شوید یا حتی اگر بارها تجربه داشته اید، امنیت باید اولویت شماره یک شما باشد. بگذارید واضح بگویم، چه زمانی که دارید کسی را شلاق میزنید، چه هنگامی که برده را به شکنجههای خوشمزه دیگر وادار میکنید، عنصر خطر یا احتمال آسیب در هر فعالیتی وجود دارد. همیشه برای یادگیری استفاده درست از هر تجهیزاتی، زمان بگذارید و همیشه قبل از شروع هر بازی یک کلمه امنیتی مشخص کنید.
برده میتواند در هر موقعیتی که میخواهد بلافاصله با بیان کلمه ایمنی روند بازی را کند یا متوقف کند. حواستان باشد که از کلماتی مثل «نه، کافیه، نکن، میترسم، وای نه» به عنوان کلمه امن پرهیز کنید چون این کلمات اغلب برای افزایش هیجان در طول بازی استفاده میشوند.
۷. بین فانتزی و واقعیت تفاوت قایل شوید
اگر میخواهید اولین گام خود را به یک رابطه ارباب و برده بردارید، ضروری است که بتوانید میان فانتزی و واقعیت تمایز قایل شوید. تا هنگامی که نقشی را دارید، شما و پارتنرتان باید به خاطر داشته باشید که در Roleplay وظیفه شما تنها همان نقش است و نه بیشتر از آن.
اجازه ندهید که کلمات و کارهای دامیننت روی شما تاثیر بگذارد و احترام خود را نگه دارید. با این حال به یاد داشته باشید که تا هنگامی که با دامیننت خود ارتباط برقرار میکنید، او میپندارد که شما از رابطه خود کاملا راضی هستید. البته اگر پارتنرتان به اندازه کافی به شما و لیمیتها احترام نمیگذارد، برای خودتان احترام قایل شده و رابطه را تمام کنید.
۸. افزایش شکیبایی
توقع نداشته باشید که با مطالعه تعداد کمی مقاله در اینترنت خود را سابمیسیو بنامید. اگر بین ۱۶ تا ۲۲ سال سن دارید و این مطلب را میبینید، بزرگتر از سن خود فکر نکنید و اجازه دهید به آرامی رابطه شکل بگیرد. اهمیتی ندارد که چقدر مشتاق یادگیری و تجربه هستید، در هر حال یک شبه سابمیسیو نخواهید شد. تبدیل شدن به یک ساب واقعی زمان بر است و صبر زیادی میطلبد. در حقیقت خیلی از سابها ممکن است حتی یک دوره «تمرین» را به مدت چند ماه تا چند سال بگذرانند.
حال اگر قصد دارید که فصل جدید رابطه ارباب و برده را به در زندگی خود باز کنید، سعی کنید به خوبی از آن لذت ببرید. ممکن است در آینده بخواهید این کار را تمام کنید یا شاید هم به بخش بزرگی از چیزی که هستید تبدیل شود. در هر صورت هر چه میتوانید از تجربیات خود بیاموزید و از آن مهم تر، لذت ببرید!
هنگامی که به این نقل قول فکرمیکنم، ذهنم اقیانوسی از ایدههاست. آیا می توانیم درباره سلطنت ظالمانه خوب بودن بحث کنیم؟ آیا میل به ابراز احساسات منفی در روابط رومانتیک کمک کننده است؟ چگونه یک ناتوانی در تحمل درد یک ریسک، معیاری برای مشکلات روانی است؟ در این مقاله به برخی ریشههای مهم مازوخیسم میپردازیم.
ترجمه آزاد عنوان مجموعه مقالههایی در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی BDSM و سبک زندگی است که ترجمه و در وبلاگ منتشر میشود. این مقالهها با هدف بیان واقعیتها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش سادومازوخیسم، ترجمه شدهاند. از دوست عزیزم ماتیلدا که ترجمه این مقاله را انجام داده است، سپاسگزارم. اگر شما هم میخواهید در ترجمههای بعدی همراه باشید کافیست در صفحه تماس به من پیام بدهید.
این مقاله توسط مشاور زوجها، تود کاشدان، در آوریل ۲۰۱۴ در مجله معتبر روانشناسی امروز، نوشته شده و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.
شاید بتوانیم هر سه سوال را باهم ترکیب کنیم، یک باور عمیق، زیبا و ظریف در روانپزشکی این است که برتری لذت بر درد بر آنچه اغلب مردم انجام میدهند، اثر میگذارد. به همین دلیل است که کودکان هنگامی که وعده شاد مک دونالد خود را سفارش میدهند، سیب زمینی سرخ شده را بر بریدههای سیب درختی ترجیح می دهند. به همین دلیل است که کتابهایی با موضوع انگیزه شادی و عشق بهتر از موضوعات شکایت، درد و سایر رفتارهای آزاردهنده فروش میروند. هنگامی که میبینم این ایده چنین گسترده مورد پذیرش قرار گرفته است، ترجیح میدهم به شک و تردید روی بیاورم چرا که انسان موجودی بسیار پیچیده است و ناهمگونی بزرگی در آنچه که افراد را به سوی انجام یک عمل هدایت میکند، وجود دارد.
احساس پشیمانی در مورد علایق شخصی در فرد میتواند از تابوسازی در جامعه گرفته شده باشد و یا میل و رفتار جنسی که از فردی با علائم مشکلات ذهنی، آسیب جسمی، یا حتی دچار اختلال روانی، مرگ گرفته میشود یا حتی میل به رفتارهایی که با عدم رضایت طرف مقابل همراه است، درگیر میشود.
در اینجا سوالی برای صاحب نظران روانشناسی مطرح میشود: شما چگونه پریشانی ناشی از دیده شدن به عنوان منحرف توسط جامعه را از پریشانی درون نسلی تفکیک میکنید؟ از این گذشته، قسمتی از هویت ما را درونی شدن استانداردهای فرهنگی و رفتارهای تابو و هنجار شکل میدهد. همچنین با همه تشخیصهای روانپزشکی، ما همگی باید با این عقیده که خواه ناخواه همه افراد پریشانی مهم یا اختلالی کلینیکال را تجربه میکنند مقابله کنیم.
اما معنی کردن اختلال در زمینه سکس پیچیده است چرا که سکس معمولا به عنوان یک شاخص عملکرد روانشناختی سالم در نظر گرفته میشود که به رضایت و رفاه رابطه کمک میکند.
اما شما به رابطه ارباب و برده گرایش دارید.
اگر پس از درک واقعیت احساس گناه کنید که درگیر چنین رفتارهایی هستید چه؟
اگر آرزو کنید که کاش میتوانستید درباره تجربیات و امیال جنسی خود با دوستان و عزیزان خود صحبت کنید چه؟
اگر فردی کون شما را آنقدر کبود کند که فعالیت بدنی شما برای یک هفته آینده مختل شود چه؟
اگر صدمات بدنی متحمل شوید که نیازمند توجهات پزشکی است چه؟
اگر در فعالیتهای سکسی شرکت کنید که مورد رضایت شما نیستند و فقط به خاطر دستور ارباب انجامش میدهید چه؟
آیا این تجربیات به عنوان اختلال توصیف میشوند؟ خیر نیستند.
اینها مسایل کوچکی نیستند، همانطور که دکتر سوزان رایت در مجله علمی «Archives of Sexual Behavior» اشاره کردهاند:
شکایات قانونی و مشکلات در جامعه، عواقب شایع تبعیض و بیاحترامی نسبت به افراد دارای گرایش BDSM است. در دومین نظرسنجی ملی خشونت و تبعیض علیه اقلیتهای جنسی، درمجموع ۱۱۴۶(۳۷.۵٪) نفر از شرکتکنندگان بیان داشتند که مورد تبعیض قرار گرفتهاند یا نوعی از آزار یا خشونت جنسی که به خاطر گرایش آنها بوده است را تجربه کردهاند. در نتیجه ۶۰٪ از ۳۰۰۰ شرکت کنندگان بیان داشتهاند که خارج از علایق ارباب و بردهای خود نیستند. مشابه آنچه همجنسگرایان تجربه میکنند، استرس خروج اجباری و تلاش برای انکار گرایش خود، موجب پریشانی و اختلال در این افراد میگردد.
مطلب مشابهای نیز در ژورنال «the Journal of Psychology and Human Sexuality» توسط دکتر چارلز موزر و پگی کلین پلاتز منتشر شد:
این علایق جنسی آنها نیست که مشکل دارد، اما روشی که این علایق در آن تجلی میکنند و خود را نشان میدهد، بعضی مواقع میتواند مشکلزا بوده و محل تمرکز مناسبتری برای درمان باشد. سردرگمی روانپزشکی ناشی از علایق جنسی متفاوت منجر به تبعیض علیه همه افراد با گرایش خاص شده – افرادی که حداقل تا حدودی به دلیل ارتباط رفتارهای جنسیشان با روانپزشکی، شغلشان، حضانت فرزندانشان و ضمانتهای امنیتی شان را از دست دادهاند.
پروفسور روانشناسی اجتماعی، رویی بامیستر نظریهای دارد که میگوید: «مازوخیسم اساسا استراتژی است برای فرار از خود یا حداقل فرار از سطح بالایی از خودآگاهی»
به صورت تخصصیتر باید بگوییم: آگاهی از خود به عنوان یک هویت نمادین، شماتیک و انتخابی کنار گذاشته و با سطح پایینی از خود به عنوان بدن فیزیکی و مشخص برای احساسات ناگهانی یا با شخصیت جدیدی که با معانی سمبلیک دگرگون شده دارد جایگزین میشود. با این تعبیر مازوخیسم بیشباهت به تمرینات شدید فیزیکی (کراس فیت، ورزشهای سنگین)، سمزدایی یا مدیتیشن که هرکدام به کاستن کوتاه مدت از خودآگاهی میپردازند نیست. با این حال برخلاف این فعالیتها مازوخیسم وابسته به درد جسمی و لذت جنسی است.
مردم معمولا به دنبال فرار کردن از «جایگاه و فشار شخصیت و موقعیت خود» هستند. یعنی فرار از استرس، اضطراب و مسئولیتهای شخصی سخت اطراف، تصمیمات روزانه، تلاش برای نشان دادن و به جا گذاشتن تصویر مثبت از خود برای دیگران و رسیدن به موقعیتهای اجتماعی که اغلب خواستار آن میباشند.
آیا این موضوع میتواند درست باشد که افرادی که از حالات مازوخیسم رنج میبرند، سطوح بالاتری از استرس را برای این «فشار شخصیت و موقعیت خود» تجربه میکنند، یا به طور خفیفتر، بیشتر پیگیر انگیزه «فرار و رهایی از خود» هستند؟ به خصوص فرار از افکار و احساسات ناخواسته!
فروید مازوخیسم و کلا گرایش BDSM را اینگونه توصیف کرده است: قابل توجهترین نوع، از انواع انحرافات!
فروید باور داشته که سادیسم و مازوخیسم، هردو در تمام افرادی که BDSM انجام میدهند وجود داشته و همه این افراد لذت بسیاری از دادن و دریافت درد میبرند. سایر محققین دهه ۱۹۳۰ نیز این عقیده را دنبال کرده و در نهایت مازوخیسم را به آدمخواری، خون آشامی، قتل عام، نکروفیلی، صرع و سایر رفتارهای آزاردهنده جدی پیوند دادند.
دیگران با بیان این اعتقادات غیرمعمولی معتقدند که زنان بازمانده تروما (آسیب) که در BDSM شرکت میکنند به طور فعال در حال حفظ یک «سندروم ترومای زندگی» هستند که در آن این پویایی قدرتها باعث تحریک افراد آزار دهنده میشود.
با وجود تعداد کم تحقیقات در زمینه سلامت روانی کسانی که گرایشات BDSM دارند، مدارکی وجود دارد که نشان میدهد این افراد از نظر روانشناختی سالمتر از افراد دیگر هستند. دکتر آندریاس ویسمیر در تحقیقات سال ۲۰۱۳ بر روی ۹۰۲ شخص شرکت کننده در جلسات BDSM و ۴۳۴ شخص با گرایش سکس نرمال، متوجه شدند که در مقایسه با گروه کنترل، انجام دهندگان BDSM خود را کمتر عصبی و کمتر حساس به رد شدن و بیشتر برون گرا و پذیرا برای تجربیات جدید (ریسکپذیر) و حتی با وجدانتر نشان دادند.
این موضوع به خصوص برای کسانی که خود را دامیننت توصیف کرده بودند درست بود و این افراد از نظر روانشناختی سالمتر از سابمیسیوهای همتای خود بودند؛ اما حتی کسانی که خود را سابمیسیو توصیف کرده بودند نیز از نظر سازگاری روانشناختی از حیث عمومی بالاتر بودند.
این مطالعه یکی از بسیار مواردی است که نشان می دهد افرادی که گرایشات BDSM دارند لزوما از بیماری روانشناختی رنج نمیبرند. هرچند که درد یک هدف ابتدایی در بسیاری ار برخوردهاست اما آسیب و اهانت خیر!
از نقطه نظر تحقیقات اخیر کسانی که فعالیت BDSM انجام میدهند، از نظر تراپیستها و همچنین عموم جامعه، به میزان زیادی دارای ننگ هستند. برای اغلب افراد به نظر میرسد که BDSM یک سرگرمی جنسی شخصی و برخلاف اظهارات روانشناختی عرضه میشود و مشکلات آنها در حد مرد مجردی که به طور متوسط ۱.۷ بار در ماه سکس دارد، عادی است!
سالهاست در این کشور دانشهای روز دنیا در هر زمینه آکادمیک به خصوص علوم انسانی، عقب موندهاند و متخصصین ما متاسفانه با علم قدیمی، قضاوت امروزی میکنند. برای همین با ترجمه مقالات به روز سعی میکنیم مقداری از بار این ناآگاهی آکادمیک رو کم کنیم. امیدواریم شما خواننده محترم، عوامانه باور و انتخاب نکنید.
از زمانی که خود را شناختم متوجه معنی زندگی و زیبایی آن شدم. معنی واقعی جهان را درک کرده و به این نتیجه رسیدم زیبایی این دنیا بسته به نگاه هر کسی متفاوت است و هیچ محدودیتی در این تنوع اشکال، امیال و نیازها دخیل نیست. به حدی گستردگی وجود دارد که آدمی میتواند هر بخش و هر شکلی از اون را انتخاب کند و من تصمیم دارم از انتخاب گرایش سادومازوخیسم یا BDSM بگویم.
بسیاری از افراد دنیا را تکبعدی میبینند. به نظر چنین شخصیتهایی اگر شما قرار است دیندار باشید، باید ۱۰۰٪ مواردی که در مورد یک دین میدانید و گفته میشود را رعایت کرده و انجام دهید. اگر قرار است برای مثال برنامهنویس شوید، باشد ۱۰۰٪ اطلاعات و دانش آن زبان برنامهنویسی تا بدانید تا شروع به کار کنید. و اگر قرار است آهنگساز شوید، باید ۱۰۰٪ فعالیت شما در این زمینه باشد و به تمام اصول و شیوههای موسیقی به بهترین شکل ممکن، مسلط باشید و حق ندارید در مورد هیچ موضوعی دیگر خارج از تخصصی که انتخاب کردهاید صحبت کنید!
من به این دسته افراد میگویم تک بعدیهای افراطی! این شخصیتها در کارهای ورزشی، برنامهنویسی و کلا هرچیزی که تکرار و تداوم شرط اصلی آنها است، عالی عمل میکنند. اما نمیتوانند بپذیرند که میشود فقط ۱۰٪ یک دین را داشت و هیچ شخصی توانایی رسیدن به تکاملی مانند پیامبر آن دین را ندارد. میشود در مدیریت ۵٪ مانند استیو جابز عمل کرد و قرار نیست تمام جنبههای شخصیت او را کپی کرد و البته میشود ۳۰٪ آگاهی لازم در مورد یک زبان برنامهنویسی را داشت و با آن کار کرد و موفق شد تا اینکه ۱۰۰٪ آن را دانست ولی هیچ کار عملی انجام نداد.
البته این را بگویم که من برنامهنویسها، ورزشکاران و مدیران موفق زیاد دیدهام که تک بعدی هم نبودند. بسیاری از این دوستان زمانی به دنیا تکبعدی نگاه میکردند تا اینکه به دلایل مختلف متوجه این فشار روی خود شدند و تصمیم به تغییر رویه گرفتند و الان به آرامشی که لازم داشتند، رسیدند.
در زندگی و رابطه بی دی اس ام نیز همین وضعیت حکمفرما است. این افراد فکر میکنند زمانی که ازدواج میکنید یعنی کلا زندگی مجردی تمام شده و ارتباط با دوستان آن دوره باید قطع شود. به همین ترتیب افرادی که رابطه BDSM را با فردی آغاز میکنند، تصویر میکنند باید تمام ابعاد زندگی و رابطه بر همین محور بچرخد. واژه احمقانه فول اسلیو از همین تفکر و نگاه میآید. واقعا چه معنی دارد تمام جنبههای زندگی یک انسان در اختیار کسی دیگر باشد؟ اگر عشق را اینگونه معنی میکنید و خود را مثلا تا این حد عاشق میپندارید، به جنبه مازوخیسمی درون خود و زندگیتان بیشتر توجه کنید!
برای اطمینان از اینکه آیا در این دسته قرار دارید یا خیر یک آزمایش ساده میتوانید انجام دهید. یک روایت تاریخی یا یک ماجرا را بشنوید. سعی کنید طرف هیچکس را نگیرید. اگر توانستید بدون قضاوت ماجرا را درک و روایت کنید یعنی به توانایی عدم قضاوت رسیدهاند. اما اگر هر چیزی را چپ و راست، صفر و صد، درست و غلط دیدید، بدانید به شکل تک بعدیهای افراطی زندگی میکنید.
وبلاگ اونتاشگال
از اواسط بهمن ۱۳۹۸یعنی ماه فوریه ۲۰۲۰ فعالیت این وبلاگ را آغاز کردم. در این مدت به جز پنج روز، هر روز یک مطالب نوشته شد و این سی و نهمین نوشته وبلاگ است که تا تاریخ ۲۱ مارس به ۳۰۰۰ بازدید رسیده است. این مسیر ادامه پیدا میکند و وبلاگ فعالیتهای خود را متوقف نخواهد کرد.
هماکنون وارد سال ۱۳۹۹ شدیم. امیدوارم مسائل و مشکلات هرچه زودتر حل شوند هرچند میدانیم به آسانی امکانپذیر نیست. من انتخاب کردهام که ابتدا به خود سپس خانواده و در مرحله بعد به جامعه، اهمیت بدهم. تلاش برای تغییر دنیا بدون ایجاد تغییر و رشد در خود به جای درستی نمیرسد. اگر فکر میکنید تغییر چیزی در قدرت و توان شما نیست یا برای تغییر باید زمان بسیار زیادی از عمر خود را فدا کنید، ابتدا به خود بیندیشید. افرادی که وارد این وبلاگ میشوند اگر بتوانند اصول یک رابطه و گرایش را به خوبی یاد بگیرند، به زودی با یک جامعه BDSM آگاه و مطلع رو به رو هستیم که میتواند به دیگران درک این موضوع را بیاموزد. به نظر شما اگر تعدادی متجاوز در جامعه باشد، آیا کل فلسفه سکس و رابطه جنسی و میل به فرزند زیر سوال میرود؟ طبیعتا خیر چون در طول سالها و قرنها چنین نگاهی تغییر کرده است. امروزه به لطف اینترنت و رسانه، بسیاری از نگاهها را میشود تغییر داد، کافیست خود را اصلاح کنیم!
دو سال مانده به پایان قرن ۱۴ خورشیدی پس از هجرت. به امید آرامش برای همه ما!
اونتاشگال . فروردین ۱۳۹۹
نوشتههای روزمره، خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید
من شریل میر – Cheryl Muir – به عنوان نویسنده داستانهای رمانتیک، همیشه موضوعی ناشیانه را بزرگ میکنم . مثل قرار دادن یک فیل در اتاق، البته اگر بخواهید این کار را بکنید! اصلا درباره چه صحبت میکنم؟ فیلم و رمان Fifty Shades of Gray، که سالها از انتشار آن میگذرد و کاملا نیز مربوط به مسائل جنسی است. میخواهم از قضاوت مردهای سابمیسیو صحبت کنم. مردهایی که از ترس جامعه، سکوت میکنند!
ترجمه آزاد عنوان مجموعه مقالههایی در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی BDSM و سبک زندگی است که ترجمه و در وبلاگ منتشر میشود. این مقالهها با هدف بیان واقعیتها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش سادومازوخیسم، ترجمه شدهاند. از دوست عزیزم ماتیلدا که ترجمه این مقاله را انجام داده است، سپاسگزارم. اگر شما هم میخواهید در ترجمههای بعدی همراه باشید کافیست در صفحه تماس به من پیام بدهید.
این مقاله توسط نویسنده داستانهای اروتیک و مشاور شریل میر، در آگوست ۲۰۱۶ در هافینگتون پست، نوشته شده و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.
در طول نوشتن داستان جنایتی اروتیک خود، تعداد زیادی از مخاطبینم نظرم را درباره این رمان ارباب و بردهای معروف پرسیدند. یکبار برای همیشه دیدگاه خود را بیان می کنم.
من نه کتابها را خوانده و نه فیلمها را دیدهام.
من به نویسنده احترام گذاشته و او را به عنوان پیشگام در نوشتن این سبک داستانهای اروتیک میستایم.
این کتاب کینک را رواج داد و باعث افزایش علاقه به BDSM شد که در واقع این تحول مثبتی است.
مشکل هنگامی شروع میشود که خوانندگان از یک کتاب داستانی که پر از ماجراهای عجیب و پیچیده است به عنوان کتاب راهنما برای روابط خود استفاده میکنند.
من مطمئنم که ای.ال. جیمز قصد نداشت رمان پنجاه سایه خاکستری را به عنوان یک کتابچه راهنما برای مبتدیان BDSM ارائه کند. من همان قصد را برای کار خود تکرار میکنم. اجازه دهید به روش «این کار را در خانه انجام ندهید» اشاره کنم و به این نکته تاکید: اگر یک رمان اروتیک احساسات شما را در زمینه سبک زندگی ارباب و بردهتحریک کرده، ابتدا تحقیق کنید و یاد بگیرید.
اطمینان حاصل کنید که پروتکل و آداب را به خوبی فهمیدهاید و مطمئن شوید که تمام فعالیتها امن، متعادل و بر مبنای رضایت طرفین است. این موضوع درباره محیط نیز صدق میکند، خودتان و یا پارتنرتان را در فضایی که نا امن است قرار ندهید. و در آخر، با پارتنرتان قبل و بعد از رویداد صحبت کنید. از چه چیزی لذت برده است؟ چه چیزی را بیشتر یا کمتر می خواهد؟ آیا از نظر جسمی حالش خوب است؟ به آب، غذا، یا نوشیدنی ای شیرین نیاز دارد؟ نیاز به لطافت و اطمینان خاطر دارد؟ یا مدتی تنهایی برای پروسه ی پایین آمدن؟
از موضوع اصلی منحرف شدیم، فیلم Fifty Shades of Gray باعث تمایل تعداد زیادی از زنان به سابمیسیو بودن در تخت خواب شد، که هیچ ایرادی هم ندارد.
گذشته از کسانی که به صورت درست، سبک زندگی BDSM را درک میکنند، من به طور مستقیم به میزان زیادی، احساس ننگ و سختی نسبت به نقطه مقابل طیف، یعنی مردان سابمیسیو ،را حس میکنم. مردانی که آرزوی داشتن نقش سابمیسیو را پشت درهای بسته دارند و این درست نیست و نباید بدین شکل باشد.
پیش از آن که بیشتر به این موضوع بپردازیم، جالب است اشاره داشته باشیم که یک بررسی کوچک تنها در اینستاگرام (سال ۲۰۱۶) نتایج زیر را نشان میدهد:
تعداد ۱۹۷۰۰۰ پست با هشتگ خانم سابمیسیو – submissivewoman
تعداد ۱۱۰۰ پست با هشتگ آقای سابمیسیو – submissiveman
آیا این مرا در یک سطح عمیق شخصی ناراضی می کند؟ بدون شک بله. من دوست دارم که عکسهای بیشتری از سابمیسیوهای مرد ببینم اما این نکته اصلی نیست.
این تنها یک سرچ و تنها در اینستاگرام است، اما این قسمتی از مشکلی به مراتب بزرگتر است و این نتایج آماری سطوح ابتدایی شبکههای اجتماعی، تنها ردی هستند بر عینکی پر از قضاوت و ننگ نسبت به تمایلات جنسی مردان. باید اشاره کنم که من فمنیست هستم. هرچند ممکن است تعجب کرده باشید، اما فمنیسم به دنبال برابری است و اینجا هم به دنبال همین هستیم.
در این مرحله از حرفه نویسندگیم، درباره «آمار مردان زن ذلیل و سابمیسیو» جستجو کردم و در نهایت یک مطالعه ثبت شده در سال ۲۰۱۳ درباره افراد شرکت کننده در BDSM پیدا کردم. طبق این مطالعه، ۶۱٪ مردان منحصرا یا بیشتر دامیننت بوده و ۲۶٪ آنها منحصرا یا بیشتر سابمیسیو بودهاند. ۱۳٪ باقیمانده را نیز سویچ در نظر میگیریم.
آیا این نتایج برای برتری یا قضاوت خالص و کافی هستند؟ پس ننگ خارج از سبک زندگی چی؟
در طول سالهای اول زندگی در لندن، خبر«رسوایی» یک شخصیت عمومی که در زندان و قفس خصوصی یک میسترس در محلهای در لندن پیدا شده بود، پخش شد. کلمات «منحرف» و «چندشآور» تیترها خبری را به لرزه در میآورد. نگاههای مخالفت کننده با او به عنوان یک شخص منتخب باعث شد که او مسیر خانه تا دفتر کارش را با سوییشرتی که بر روی سر خود انداخته بود طی کند تا از نگاه های تاسف بار مردم بر خود، پنهان گردد.
من نمیخواهم از زندگی جنسی سیاسیون دفاع کنم یا هر یک از انتخابات زندگی آنها را تایید کنم اما چرا مورد سلطه قرار گرفتن و با رضایت تحقیر شدن یک زن در رخت خواب پذیرفته شده است و یک مرد نه؟
آیا نمیتوان پذیرفت که یک مرد فوقالعاده قدرتمند در جامعه و با مسئولیتهای عظیم در زندگی روزمره واقعی خود، در واقع آرزو کند که وقتی درب اتاق خواب بسته میشود تمام این قدرت را تسلیم پارتنر خود کند؟ آیا نمیشود که یک مرد قدرمتند تمام قدرتش را به پارتنرش واگذار کند و همه چیز در اختیار شریک زندگیاش قرار گیرد؟ آیا نمیتوانید همدم طولانی مدت او، و یا فردی حرفهای باشید که او به صورت خصوصی طلب میکند تا فانتزیهایش را با وی زندگی کند؟ واقعا به من بگویید، مشکلش چیست؟
آنچه که میدانم این است که اگر میخواهیم کاملا برابر باشیم لازم است تا قلبها و ذهنهایمان را بر نیازهای مردانی که از ترس قضاوت شدن، از ابراز عمیقترین امیالشان به پارتنرشان خودداری میکنند، باز کنیم.
آقایون محترم: من شما را میبینم و قبولتان دارم. میتونید سابمیسیو هم باشید.
خانمهای محترم: این احتمال را بپذیرید که بازی کردن فانتزیهای کریستین گری تخیل شما ممکن است دورترین چیز از ذهن پارتنرتان باشد!
سال ۲۰۱۲ یک پارتنر داشتم که در اجتماع به شدت قدرتمند و دارای جایگاه بالایی بود. فقط در تخت میخواست مطیع و اسلیو باشه. این باعث شد در این زمینه تحقیق کنم و به این نتیجه رسیدم، BDSM میتونه حجم فشارهای بسیار زیاد افراد مسئولیتپذیر رو به شدت کاهش بده و خنثی کنه. به زبان سادهتر هرچقدر در اجتماع و محل کار استرس و فشار تحمل میکنند و دستور میدن، در تخت با هر اسپنک و ضربه و تحقیر، تخلیه میشن. این هم برای جنتلوومنها صادقه هم جنتلمنها!
اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۸ . آخرین یادداشت سال
نوشتههای روزمره، خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید
اگر برای تجربه و کاوش در BDSM با پارتنر خود مطمئن هستید، باید متوجه شده باشید که فهرستی پایان ناپذیر از ملاحظات و مراقبتهای لازم وجود دارد. رابطه ارباب و برده به سادگی لباس پوشیدن به شیوهای خاص یا باندیج پارتنرتان نیست. لازم است گه هر دوی شما درباره فانتزیهای مورد علاقه، هارد لیمیت و سافت لیمیت، کلمه ایمنی و دیگر موارد صحبت کنید، گام بعدی چیزی است که اغلب به آن توجه نمی کنند: مراقبت بعد از جلسه یا AfterCare
دستهبندی جدید مهارت به این وبلاگ اضافه شد. در موضوع مهارت شما هرآنچه که در طول جلسه ارباب و برده لازم دارید تا یاد بگیرید و ماهرتر شوید، آموزش داده میشود. برخی از مقالات این دسته به سبک ترجمه آزاد هستند که ترجمه و در وبلاگ منتشر میشود. از دوست عزیزم ماتیلدا که ترجمه این مقاله را انجام داده است، سپاسگزارم. اگر شما هم میخواهید در ترجمههای بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید، کافیست در صفحه تماس به من پیام بدهید.
این مقاله توسط کتی ترون در وبلاگ LELO، تولید کننده انواع اسباببازیهای سکسی، منتشر شده و توسط سکس تراپ، دکتر لوری مینتز صحت آن تایید گردیده و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.
مراقبت بعد از جلسه ارباب و برده یا AfterCare چیست؟
به بیان ساده، افترکر زمانیست که شما و پارتنرتان پس از یک تایم بازی به ریکاوری و همچنین بررسی نیازهای عاطفی و جسمی خود اختصاص میدهید. نقش اساسی و فعالیتهای کینکی از هر دو جهت جسمی و روانی میتوانند به افراد فشار بیاورند. بنابر این افترکر زمان خوبی برای ریلکس کردن است، به خوبی «بازگشت به واقعیت»
چرا افترکر ضروری است؟
فانتزیهای ما لزوما مرتبط با زندگی عادی و روزمره خود و شخصی که با او در این زندگی هستیم، نیستند. در حالی که ممکن است ما بخواهیم که پارتنرمان مانند شخص قدرت طلبی که طی بازی کینکی تحقیر و تنبیه را بر ما تحمیل میکند، نقش ایفا کند، نمیخواهیم که در طول رابطه عادی اینگونه با ما رفتار کند. افترکر مانند یک دکالیبریشن برای نرمال کردن رابطه عمل میکند.
علاوه بر آسیبهای روانی، ممکن است آسیبهای جسمی نیز داشته باشیم. بسیاری از افراد، احساس ناگهانی پس از یک رویداد را -که برای دامیننت هم ممکن است رخ دهد و به آن «Sub Drop» میگویند- با احساس پس از یک پرفورمنس قهرمانانه مقایسه کرده و مشابه میدانند. جهش اندورفین همراه با فشار جسمانی بالقوه میتواند باعث احساس ضعف، خستگی یا سرگیجه شود. همچنین بسته به آنچه رخ داده است، ممکن است کمی دچار کمبود آب شوید.
انواع مراقبت بعد از جلسه:
به طور کلی افترکر را به دو دسته فیزیکی و عاطفی تقسیم میکنیم:
افترکر فیزیکی شامل مواردی است نظیر: کمک به حذف کردن هرگونه ابزاری نظیر چشمبند و موانع (دستنبد، پابند، بانداژ و…)، فراهم کردن خوردنی یا نوشیدنی برای پارتنرتان (سطح قند خون خیلی اهمیت دارد.)، فراهم کردن پتو یا لباسی گرم، بوسیدن یا نوازش کردن هر قسمتی از بدن، خصوصا قسمتهایی که ممکن است طی بازی کبود شده باشند، یا تامین حس محبت و آسودگی در محیطی آرام و به دور از هر استرسی.
یک ماساژ صمیمانه می تواند راه خیلی خوبی برای برقراری یک ارتباط آرام با پارتنرتان باشد. و اگر طی جلسه BDSM بازیهایی شامل ضربه و اسپنک داشتهاید، یک ماساژ گرم روغن میتواند هم عضلات و هم پوستتان را نرم کند. یک حمام یا دوش کوتاه نیز به عنوان یک هدف تمیز و عملی نیز عالی است، همچنین به شما امکان داشتن لحظاتی عاشقانه و آرامش بخش را میدهد.
افترکر احساسی شامل گپ زدن درباره جلسه BDSM و احساستان نسبت به آن (خوب یا بد) میشود و امریست بسیار ضروری برای اطمینان یافتن از آنکه هر دو نیازها و انتظارات یکدیگر از بازی را فهمیدهاید. حتی ممکن است لازم باشد این اطمینان را درباره خشونت در رابطه به پارتنرتان بدهید که هرآنچه انجام داده یا از آن لذت برده است، او را عجیب یا گناهکار نمیکند و نباید عذاب وجدان داشته باشد.
تعیین یک زمان مشخص برای ادامه این مکالمات برای مثال پس از دو روز نیز میتواند این اطمیان خاطر را که هر دوی شما از احساسات منفی احتمالی دیر هنگام آگاهید، ایجاد کرده و همچنین شما را برای جلسه بعد هیجان زده کند.
ممکن است برخی افراد بدون افترکر کاملا رو به راه باشند یا برخی تنها ماندن را به بوسه و نوازش ترجیح دهند، به همین دلیل است که قبل از شروع هرکاری صحبت کردن بسیار اهمیت دارد. اگر شما به تازگی میخواهید BDSM را تجربه کنید و مطمئن نیستید که خودتان یا پارتنرتان به چه نوعی از افترکر نیاز دارید، صحبت کردن درباره احساسات و علایق پس از جلسه سادومازوخیسم می تواند جهشی باشد برای فهمیدن مراقبتی که شما یا پارتنرتان میخواهید در تجربیات بعدی دریافت کنید.
بعلاوه، برخی تصور میکنند که افترکر چیزی است که منحصرا دامیننت باید برای ساب فراهم کند، در حالی که صحیح نیست. شخصی که نقش دامیننت را دارد نیز ممکن است مشابه ساب یک «افت» ناشی از فعالیت فیزیکی شدید داشته باشد. همچنین ممکن است دام نیز همانگونه ارتباطات عاطفی و نقشهای عادی، عاشقانه و محبت آمیز رابطه را طلب کند.
هیچ راه به خصوصی برای فراهم کردن یا دریافت افترکر وجود ندارد، تنها باید پذیرا بوده و متوجه نیازهای عاطفی و جسمانی پارتنرتان باشید. در عین حال اطمینان حاصل کنید که نیازهای خودتان نیز برطرف شده است.
افترکر نه تنها در BDSM که در سکس هم خیلی مهم هست. حتی اگر برای یک شب با کسی سکس میکنید، باز هم aftercare رو رعایت کنید.
اونتاشگال . اسفند ۱۳۹۸
نوشتههای روزمره، خاطرات و مطالب بیشتر از اونتاشگال را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید
کسانی که به تازگی با BDSM آشنا میشوند تصور میکنند سادیسم و دامیننت یکی هستند و هر دامیننتی باید سادیسم باشد و یا برعکس. در این نوشته به دنبال تعریف دامیننت هستم. در ابتدا به سادهترین شکل ممکن به تعریف این دو میپردازم:
سادیست: کسی که از تماشای درد و فشار بر دیگران لذت ببرد.
دامیننت: کسی که از در اختیار گرفتن و کنترل دیگران لذت ببرد.
ابتدا مطالعه کنید:معرفی شخصیت سادیسم، چرا سادیست و دامیننت صفت شخصیتی هستند؟
دامیننتها چطور فکر میکنند؟
افراد دامیننت یا سلطهگر در زندگی به دنبال هدایت افراد و راهنمایی آنها هستند. این افراد گاهی تا جایی پیشروی میکنند که میخواهند شما را هر جور شده به بهشت ببرند! شخصیت دامیننت خودش را آگاهتر از دیگران میداند. به این آگاهی افتخار میکند و به راحتی وارد بحث با دیگران میشود. در ذهن دامیننت، قانع کردن دیگری بسیار مهم است. صحبت میکند، بحث میکند، منطقی میشود، استدلال میآورد و همه کاری میکند تا طرف مقابل بگوید «بله، شما درست میگویید».
دامیننت خود را شکارچی میداند و دوست دارد هر چیزی را که میخواهد، به دست بیاورد.هم میتواند در زمینه کاری و تجاری باشد و هم روابط عاطفی و احساسی و عاشقانه. و البته دامیینت با اخلاق و بی اخلاق وجود دارد. بعضی بر روی اصول و ادب و اخلاق جلو میروند و عدهای هیچ چیز جز به دست آوردن و رسیدن برای آنها مهم نیست. اینجاست که دامیننت میتواند به سمت سادیست متمایل شود!
کلا نگاه دامیننت به دنیا، از بالا به پایین است. دامیننت یا سلطهگر برای تاثیر گذاری بر روی دیگران بسیار تلاش میکند و یکی از نقاط عجیب این شخصیت، نیاز داشتن به تایید و حمایت از جانب دیگران است! شاید این را بشوند به عنوان نقطه ضعف دامیننت تعریف کرد.
دامیننت با عزت نفس
عزت نفس یا Self Esteem، با اعتماد به نفس متفاوت است. اعتماد به نفس به این معناست که میتوانی راحت حرف بزنی، خودت را نشان بدهی و کم نیاوری، اما عزت نفس یک تفاوت دارد. شخص با عزت نفس، به آن چیزی که هست و آنچه که دارد افتخار میکند و از بیانش نمیترسد!
عزت نفس میتواند کمک بسیاری به حس قدرت و دامیننت شدن در زندگی بکند. عزت نفس به این معناست که اگر شخصی به شما هزاران توهین کند، به سادگی به او بگویید «اوکی ، روز خوش»! عزت نفس یعنی ترسی نداری از گفتن اینکه ماشین نداری. چرا؟ به هر علتی، مهم نیست. عزت نفس یعنی بتوانی به راحتی کوله خود را برداری و به هر نقطهای برای گردش بروی البته بدون آنکه نیازی به توضیح دادن باشد یا از آنچه که ممکن است اتفاق بیوفتد ، بترسی! عزت نفس ، یکی از پایه های قدرت و دامیننت شدن است.
قدرت واقعی از تسلط بر خود حاصل می شود. از اینکه نسبت به آنچه هستی ، احساس شرم نکنی. قدرت یعنی بتوانی شخصیتِ خود را از هر چیزی تفکیک کنی و به دیگران نشان بدهی که هرکس مسئول خودش است. یعنی تو فقط مسئول خودت هستی و با قدرت کامل ، مسئولانه زندگی میکنی.
در اینجاست که شخص دامیننتِ دارای عزت نفس، به نقطه اوج قدرت و سلطهگری میرسد.قدرتی که از شکنجه، توهین، زور و فشار بر دیگران نیامده است.اصطلاحا گفته میشود که قدرت واقعی و مدیریت ، یعنی کنترل بر قلبها! دامیننتِ با عزت نفس، کاریزماتیک میشود و دیگران برای او ارزش قائل خواهند بود. این شخصیت دامیننت، به دنبال قانع کردن دیگران نیست. حرفش را میزند، به خودش باور دارد و به تصمیمات و کارهای دیگران (تا جایی که به زندگی خودش و افراد یا چیزهایی که برای او مهم هستند، خدشهای وارد نکنند) اهمیتی نمیدهد.
چنین شخصیت دامیننتی در خانواده، همان داماد جذاب، عروس با جنم، برادر قدرتمند و خواهر مستقل و توانمند است. همانطور که گفتم، هر شخصیتی نقطه ضعفی دارد. نقطه ضعفِ شخصیت دامیننت با عزت نفس، غرور بیش از حد و اطمینانِ زیاد به در کنترل بودن وضعیت است!
لذت دامیننت از سلطهگری در چیست؟
بر خلاف شخص سادیست که از زجر و التماس دیگران لذت میبرد، شخص دامیننت به دنبال ستایش شدن و دیدنِ لذت بردنِ دیگری از خودش است. دامیننت از اینکه حس خوبی در دیگران ایجاد کند، خوشحال میشود. معلم دوست داشتنی، پدر حامی، مادر مشوق، دوستهای همراه و پشتیبان نمونههایی از شخصیتهای دامیننت در اطراف ما هستند. دامیننتها دنبال منفی بافی و بیان مشکل نیستند. شخصیت دامیننت نگاهش به مسائل و مشکلات، حل مساله است.
دامیننت برای حل مشکلات یا راهی پیدا میکند یا راهی میسازد. ارگاسم روانی دامیننت در کشف مسائل و حل کردن آنهاست. مخصوصا مسائل عاطفی و احساسی. این شخصیت از دیدن اینکه با مشاورهها و پیشنهاداتاش باعث حال خوبِ شما و بهتر شدن زندگیتان شده است، آرامش میگیرد. به محض اینکه دامیننت متوجه شود مخاطبش توجهی به او نمیکند ، یا دچار سادیسم میشود و با زور و فشار پیشروی میکند، یا همه چیز را رها میکند. میتوان گفت دامیننت حتی میتواند گاهی اوقات خودش را ساب میسیو کند به این معنی که به راحتی بگوید «خواهی بیا ببخشا، خواهی برو جفا کن» و به کل همه چیز را رها کرده و خودش را نجات دهد.
اگر دامیننت هستید و این مقاله را مطالعه میکنید، پیشنهاد میکنم به شما پیشنهاد میکنم برای آنکه همیشه حالتان خوب باشد، یک سری کارهای کوچکِ روزانه که از انجامشان حسابی لذت میبرید مشخص کنید مانند من که هر روز یک پست در وبلاگ مینویسم و خوشحال از بالا رفتن عدد بازدید روزانه وبلاگم هستم!
دامیننت در رابطه BDSM
در رابطه ارباب و برده و این سبک زندگی، با دو مدل و سبک دامیننت رو به رو هستیم:
مدل اول، کسی که با یک پارتنرِ ساب میسیو رابطه دارد و میخواهد در سر تا سرِ زندگی، سلطه و دامینیشن داشته باشد.
مدل دوم، کسی که قدرت را صرفا برای سکس و پیرامون مسائل جنسی میخواهد.
وقتی در رابطه با یک خانم یا آقای دامیننت هستید، باید با خودتان رو راست باشید. اینکه آیا میخواهید مدیریت و مسئولیت هر چیزی با ایشان باشد یا خیر، تنها گاهی اوقات چشم بگویید. باید بگویم این مدل شما وارد یک رابطه مرد/زن سالارانه میکند. وقتی یک دامیننت تصمیمی میگیرد و برای انجامش روی حرف شما حساب کرده است، اگر پاسخی ندارید، مسئولیت انجام کار را کاملا به او بسپارید در غیر این صورت، این مسئله میتواند تأثیر زیادی بر رابطه شما بگذارد. برای مثال او میگوید «برای خرید به فلان پاساژ برویم؟» و شما در پاسخ میگویید «نمیدونم» که باعث خشم یا سرافکندگی او میشود! اگر ایدهای ندارید، پس مسئولیت را به او بدهید و مستقیما بگویید «هرچی شما بگی». دامیننتها از اینکه ندانند دقیقا قرار است چه کار کنند، به شدت آشفته میشوند!
در رابطه ارباب و برده و تخت خواب، دامیننت باید به بهترین شکل ممکن خودش را کنترل کند. عصبانیت و خشم اصلا برازنده یک دامیننت نیست. یک دامیننت، باید به جای داد زدن، با چشمانش اسلیو را به زانو در بیاورد. در واقع با کنترل کردن و تحقیر کردن اسلیو، به او لذت میدهد. من به دامیننتها پیشنهاد میکنم در جلسات BDSM، تا حد امکان لباسهایشان را در نیاورند. یک ستِ کت و شلوار مشکی با تکه کوچک کروات یا دستمال قرمز، شما را به شدت جذابتر نشان میدهد. در مورد خانمهای دامیننت نیز، کفش پاشنه بلند چرمی مشکی با ته قرمز میتواند بسیار تحریک کننده باشد.
در رابطه ارباب و برده، دامیننت موفق کسی است که به after care اهمیت زیادی بدهد. ممکن است در یک جلسه BDSM، خودِ دامیننت به انزال نرسد و فقط ارگاسم روحی روانی شود اما قطعا اسلیو اش را به ارگاسم روحی، روانی و جسمی می رساند!
شناخت شخصیتهای دامیننت خیلی راحتتر از شخصیت سادیست است. انتخاب داریوش به عنوان یک شخصیت دامیننت، صرفا به خاطر پادشاه بودن وی نبود. بلکه علت این انتخاب، پایه گذاریِ یک سیستم مدیریتی توسط او است که تا به امروز هم در دنیا ادامه دارد. هرچند در مورد نحوه انتخاب داریوش به عنوان پادشاه، هنوز هم سؤالاتی است اما او توانست پس از تاجگذاری و به عنوان شاه شاهان در نخستین اقدام، تمام شورشها را سرکوب کند. رفتاری سادیسمی (زیرمجموعه دامیننت) که در کتیبه بیستون (ویکیپدیا) به خوبی آن را تعریف کرده است.
داریوش و وزرای او برای مدیریت بر ۲۴ منطقه که دارای تنوع قومی، زبانی، مذهبی و فرهنگی مختلف بودند، ساختار و نظام ایالتی را راهاندازی کرد. هر ایالت دین و آداب فرهنگی مستقل خودش را داشت و در تمام امپراتوری به آن احترام گذاشته میشد. هدف سیستم ایالتی، مدیریت بهتر و یکپارچهتر در کنار دادن مسئولیت به هر شخصیت و حس مدیریت بر سرنوشت خود در هر یک از ایالتها، بود. یکی از رفتارهای مهم دامیننتها، اختیار دادن و پاسخگو کردن هر مسئول است. داریوش نظام مدیریتی درختی از بالا به پایین را از تمدن عیلام به خوبی یاد گرفت و آن را به شکل پیشرفتهای ارتقا داده و در نظام هخامنشی راهاندازی کرد.
سیستم مدیریتی که هخامنشیان راهاندازی کردند به این شکل بود که هر ایالت یک ساتراپ (استاندار) داشت. برای نظارت بر استاندار یک نماینده ویژه با اختیارات نظارتی کامل در آن ناحیه بود که نامههایی مستقل از نظر استاندار مینوشت و اگر این دو نامه اختلافی داشتند، استاندار احضار میشد. برای اطمینان از درستی حرف نماینده و استاندار، در هر ناحیه نیروهای اطلاعاتی و جاسوسی که در حکم گوش و چشم شاهِ شاهان بودند، وجود داشتند که به صورت مستقل اطلاعات ساتراپی یا ایالت رو به داریوش میفرستادند. برای سرعت عمل دادن به این ارتباطات، سیستم چاپار و جادههای پیشرفته و امن راهاندازی شد. این سیستم قوی مدیریتی که بر مبنای دامیننت و سلطه خالص است، پس از ۲۵۰۰ سال هنوز در دنیا اجرا میشود.
دامیننتها از دیدن رضایت و آرامش مردم لذت میبرند. این ماندگاری نام نیک و ستایش شدن برای دامیننت از هر چیزی رضایت بخشتر و لذتبخشتر است. برای همین داریوش با تمام انرژی و علاقه، پادشاهی و مدیریت کرد و در نواحی تحت امر خود، توسعه ایجاد نمود. متاسفانه این مدیریت در پادشاهان بعدی به خوبی ادامه پیدا نکرد و با دخالت مذهبی و افراطگرایی، زوال امپراتوری شروع شد اما هنوز تاثیر این سلطهگری و قدرت در دنیا وجود دارد.
نتیجه نهایی اینکه، یک دامیننت میتواند گاهی اوقات سادیست باشد اما سادیستها لزوما دامیننت نیستند.
سابمیسیو: کسی که دوست دارد پیرو باشد، به دنبال تصمیمگیری نیست و به حامی نیازمند است. چگونه کسی که میل به اطاعت و تسلیم شدن دارد را بشناسیم و او چه جایگاهی در گرایش BDSM دارد؟
مازوخیست: کسی که از درد کشیدن، تحقیر شدن، تحت کنترل بودن و محدود بودن، لذت میبرد. چگونه کسی که به خودآزاری علاقه دارد را بشناسیم و او چه جایگاهی در گرایش BDSM دارد؟
از زمانی که فیلم Fifty Shades of Gray روابط بیدیاسام را به صورت عمومی به جریان انداخته است، خیلی از زوجها این سبک زندگی را تمرین میکنند، تمرینهایی که شامل سلطهگری، بانداژ و سادومازوخیسم میشود. اما آیا وارد کردن مقداری اسپنک و سلطهگری به زندگی جنسی کار صحیح و سالمی است؟
ترجمه آزاد عنوان مجموعه مقالههایی در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی BDSM و سبک زندگی است که ترجمه و در وبلاگ منتشر میشود. این مقالهها با هدف بیان واقعیتها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش سادومازوخیسم، ترجمه شدهاند. این مقاله در زمینه سبک زندگی رابطه ارباب و بردهای است. از دوست عزیزم ماتیلدا که ترجمه این مقاله را انجام داده است، سپاسگزارم. اگر شما هم میخواهید در ترجمههای بعدی همراه باشید کافیست در صفحه تماس به من پیام بدهید.
این مقاله در مجله معتبر تایم TIME در فوریه ۲۰۱۷ منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.
خانم دکتر استفانی هانتر جونز، یک سکس تراپیست معتبر در کانادا است و ایشان با زوجین کار میکند تا BDSM را به اتاق خوابهای خود ببرند. او میگوید: تمرین کردن BDSM میتواند کاملا رابطه را نجات دهد، چرا که این واقعا برای روابط آسیب دیده، تفاوت ایجاد میکند.
دکتر جونز حکیمانه درباره کار خود سخن گفته است، رابطه ارباب و برده چه تاثیری میتواند بر روابط داشته باشد؟ زوجهای وانیلا (علاقهمند به سکس نرمال و عادی) چگونه میتوانند مقداری کینکی شوند؟
ارباب و برده چه تاثیری میتواند بر رابطه داشته باشد؟
دکتر جونز میگوید «برای زوجهایی که از قبل درگیر رابطه و ازدواج بودهاند، هیچ تفاوتی با ازدواج دیگر ندارد، آنها نگرانیهای یکسانی دارند و BDSM جلوهای از یگانگی و منحصر به فرد بودن رابطه جنسی آنهاست و من همواره میبینم که زوجهای با رابطه BDSM بسیار خوشبخت هستند چرا که پارتنری یافتهاند که کاملا مناسب آنهاست.
اما من به زوجهای وانیلا نیز کمک می کنم تا گاهی برای حفظ پیوند خود بیدیاسام را به رابطه خود وارد کنند. اخیرا با زوجی ملاقات داشتم که خانم داشت گریه میکرد. او می گفت که دیگر جذب همسرش نمیشود و فکر میکند ازدواجشان به آخر خط رسیده است. آنها در حدود ده سال بود که ازدواج کرده بودند. من با هرکدام به تنهایی ملاقات کردم و متوجه شدم که رابطه آنها کاملا یک جنگ قدرت بود و شوهر کاملا در رابطه به همسرش سلطهگری میکرد، پس من به آنها گفتم که زن در تخت خواب به همسرش سلطهگری کند، و این کاملا زندگی آنها را حفظ کرد و این زوج نیز دارای این سبک زندگی شد.
من معمولا BDSM را برای جنگهای قدرت بین زوجها برای حل مشکلات، تجویز میکنم. یا اگر یک پارتنر تجربه جنسی بدی در گذشته داشته است، BDSM را برای بازگرداندن برخی از احساسات کنترلگری مناسب میدانم.
جالبه برام که من هم کمابیش چنین پیشنهاداتی به دوستام و زوجهایی که رابطهشون به مشکل رسیده، میدم. نمیدونستم تا این حد در میان سکس تراپیستها، معتبر و پذیرفته شده است!
اونتاشگال
چگونه زوجهایی که تا به حال BDSM نکردهاند، آن را وارد رابطه کنند؟
فیلم های آنلاین زیادی در دسترس است. من آن ها را بررسی کرده و مقداری تحقیق انجام می دهم. همچنین اغلب مراجعینم را به کارگرهای جنسی دامیننت، ارجاع می دهم و میگذارم که آن ها راه ایمن بازی کردن را به آنها آموزش دهند. شما میتوانید جلسهای با یک دامیننت داشته باشید و او طناببازی و انواع فعالیتهایی که میتوانید در تخت انجام دهید را نشانتان خواهد داد.
یک سناریو برای مثال: شخصی که دامیننت است و ارباب میتواند نقش مدیر عامل یک شرکت و شخص سابمیسیو و برده، نقش کارمند یا منشی جذاب را بازی کند.
هیچ چیزی برای ترسیدن از رابطه ارباب و برده وجود ندارد. مردم فکر میکنند که BDSM یعنی درد و خشم، اما در واقع BDSM هر چیزی را، از نقش بازی کردن گرفته تا اسپنک تا بانداژ و حتی توهین کلامی را شامل میشود. شما میتوانید تا هر میزان درد و سختی که مورد رضایت است، پیش بروید اما لازمه و ضرورت بیدیاسام نیست. میتوانید همیشه فقط پایتان را در دهان پارتنر وارد کنید و این به خودی خود میتواند سطحی از انرژی شهوانی و تحریک آمیز را به بازی جنسی شما اضافه کند.
زوجها چگونه بیدیاسام را امن و با رضایت انجام دهند؟
بازی BDSM همیشه بر مبنای رضایت طرفین است. من با زوجهای مراجع خود کار میکنم تا یک Safe word یا کلمه ایمنی درست کنند. کلمه ایمنی یعنی هرگاه اسلیو کلمه را به زبان آورد، هرآنچه در حال انجام است بدون هیچ سوالی باید متوقف شود.
آن ها همچنین باید از قبل با یکدیگر صحبت کنند و تا هنگامی که این اتفاق به اندازه کافی رخ نداده و محدودیتهای یکدیگر را نشناختهاند، نباید به بازی بپردازند. هنگامی که برای اولین بار به BDSM وارد میشوند، باید با جزییات درباره وقایع صحبت کنند و هرآنچه دارد رخ می دهد را بیان کنند.
چگونه یکی از زوجین باید طرف مقابلش را به BDSM وارد کند؟
من پیشنهاد میکنم به یک سکس تراپیست معتبر مراجعه و با ووی صحبت کنید. یک نفر سوم بهتر میتواند احساسات شما را به پارتنر منتقل کند. اما اگر به اندازه کافی احساس راحتی میکنید و میخواهید خودتان با پارتنرتان صحبت کنید، پیشنهاد میکنم از حرفهای کوچک شروع کنید. مثلا بگویید: «من دوست دارم یک مقدار بیشتر در تخت خواب مورد بازی قرار بگیرم، شاید با مقداری تحقیر شدن یا اسپنک یا اگر دامیننت هستید بگویید دوست دارم دستهای تو را ببندم و به من التماس کنی»
آیا تا بحال تاثیرات منفی از وارد کردن BDSM به رابطه خود دیدهاید؟
اگر یکی از زوجین از رابطه ارباب و برده برای آسیب زدن به خود یا شخص دیگری استفاده میکند، این رفتار BDSM واقعی نیست. اون بیشتر درگیر سادیسم است تا پیشبرد رابطه. در غیر این صورت فکر نمی کنم هیچ آسیبی به شخصی یا رابطه وارد شود.
هنگامی که تمرینات BDSM را به برخی از زوجهای بالغتر و میانسالتر میدهم، به وضوح به خود میلرزند، اما زمانی که از رابطه خود میگویند، آنها عاشق این تجربه شدهاند. می گویند که احساس میکنند دوباره به دبیرستان و هیجانها و شیطنتهای جوانی بازگشتهاند، حس میکنند این کاری جدید و منحصر به فرد برای تخت خواب بوده و بسیار سرگرم کننده و جالب است.
از اینکه از ناحیه و فضای امن خودتون خارج بشید، نترسید. شما و همسر یا شریک زندگیتون میتونید رابطهتون رو اونطوری که میخواهید، دگرگون کنید و ازش حسابی لذت ببرید. از ماتیلدا برای ترجمه این مطلب تشکر میکنم.
این مطلب به دو دسته تقسیم میشود. موزیکهایی که برای هیجان انگیزتر کردن جلسه BDSM مناسب هستند و موسیقی و موزیک ویدیوهایی که کلا فضا و حالت سادومازوخیسمی دارند. پیشتر پست فیلمهای با موضوعیت رابطه ارباب و برده را نوشتم. در این پست به معرفی این موزیک ویدئوها میپردازم. فایل دانلود هر موسیقی در کانال تلگرام اونتاشگال قرار دارد.
کوئین: Body Language – زبان بدن
به احترام فردی مرکوری، با کوئین شروع میکنیم. سال ۱۹۸۲ در زمانی که همه این کارها بیماری و روانپریشی خونده میشد، با جرات تمام چنین چیزی ساختند. به احترام کوئین کلاه از سر بر میداریم.
موضوع میسترس، مستر، اسلیو، همجنسگرایی . دانلود فایل صوتی از تلگرام . ترجمه متن به فارسی
بریتنی اسپیرز: Toxic – زهر
اون موقع تازه لتکس و فاز سکسی بازی توی موزیک ویدئوها زیاد شده بود. قدیمی هست و جالب
من عاشق بیدیاسام بازیهای این دختر هستم. موزیک ویدئوهای زیادی با این فضا و تم داره. این یکی خیلی باحاله
موضوع مستر، میسترس و اسلیو . دانلود فایل صوتی از تلگرام . ترجمه متن به فارسی
محبوب، ترتی سکندز تو مارس: Hurricane – توفان
و موزیک ویدئو مورد علاقه من با خوانندگی و بازی جرد لتو هست. وقتی کلا میخوام از عالم جدا بشم با دقت بهش نگاه میکنم. تمام جنبههای سادومازوخیسمی منو تحریک میکنه.
اون روز خیلی شیطنت میکرد. سر به هوا شده بود. درست وظایفشو انجام نمیداد. این بی توجهیش دیگه داشت منو عصبانی میکرد. یاد گرفتم تو عصبانیت تنبیهی نکنم چون ممکنه از کنترل خارج بشه و عواقب غیر قابل جبرانی داشته باشه. به همین دلیل بهترین تنبیه تو خشم و عصبانیت شده این: گوشه دیوار، رو به دیوار
داشتم کارامو میکردم. تو دست و پام میاومد. میخواست خودشو لوس کنه. میدونه وقتی که من سخت مشغول کارم، نباید شیطنت کنه. نهایت لطفی که میتونم در حقش بکنم، سجده کنار پاهام و بغل کردنشون هست.
اون روز خیلی شیطنت میکرد. مثل بچه گربه براش کاموا انداختم. وقتی تمرکز میکنم اصلا نمیخوام چیزی تمرکزمو به هم بزنه. دیدم اومده نزدیک صندلی نشسته روی زمین. یهو سرشو گذاشت کنار پام. گفتم برو چایی بریز بیار. نمیخواست بره باز خودشو لوس کرد.
خوب یادمه اصلا اون کدی و دستوری که وارد کرده بودم، درست عمل نمیکرد. دیگه داشتم عصبانی میشدم چون نمیفهمیدم مشکل از کجاست. باید خیلی زود تموم میشد.
چایی آورد ولی نگذاشت روی زیر لیوانی. خوب میدونست که این کار به شدت منو عصبانی میکنه. حجم خشم داشت همینطور زیادتر و زیادتر میشد. همینطور که عصبانی نفس میکشیدم، با گوشه چشمم بهش نگاه کردم.
در حال نوشیدن چای بودم. این وسط یه نفر زنگ زد که اصلا حوصلهشو نداشتم. رد تماس دادم. دیدم داره وویس میده. احمق وقتی کسی جواب تلفنتو نمیده یعنی حوصله صداتو نداره. حرفتو مکتوب کن توی پیام تا بفهمم چی میخواهی. بعد اینکه جواب ندادم و همینطور وضعیت آنلاین منو میدید، زنگ زد.
دیگه خشم و عصبانیت به اوج رسید. فقط جواب دادم و بدون شنیدن هیچ حرفی بهش گفتم «سلام. وقتی کسی جواب نمیده یعنی کار داره و بهتره مزاحمش نشی. امیدوارم کارت خیلی مهم و فوری بوده باشه. حالا که زنگ زدی بگو» و گفت «ام.اا. میخواستم بگم برای هفته بعد وقت داری همو ببینیم؟» دیگه بیشتر از این نمیشد عصبانی بشم. فقط گفتم «کار مهمت این بود؟ شب بخیر» و بدون شنیدن پاسخی قطع کردم.
اومد نزدیکم که منو آروم کنه. باز نگاهش کردم. خشم و عصبانیت رو توی صورتم به خوبی میدید. به آرومی و با جدیت گفتم: برو گوشه دیوار. رو به دیوار. هیچ صدایی ازت نشنوم. هیچ صدایی.
قطعه موسیقی Nothing Else Matters از متالیکا (YouTube) رو پخش کردم و چشمامو بستم. همینطور که میگفت «باورکن هیچ چیز دیگهای مهم نیست» داشتم به زندگی و گذشته فکر میکردم. اینکه چی شد به اینجا رسیدم و الان چه حالی دارم. وقتی رسید به بیت «Life is Ours, we live it our way» صدای گریه شنیدم.
همه خشمم خاموش شد. صدای موزیک رو زیادتر کردم. از پشت صندلی بلند شدم و رفتم بغلش کردم. دستاشو دور گردنم محکم پیچونده بود. بردمش توی تخت. پتو رو روی خودمون کشیدم و …
افرادی که هیچ شناختی از رابطه BDSM ندارند، به راحتی قضاوت میکنند و برچسب میزنند. در این مقاله حاصل یک تحقیق علمی است، به واقعیتهایی از زندگی افراد با گرایش ارباب و برده میپردازد.
ترجمه آزاد مجموعه مقالههایی در زمینه آموزش رابطه، شخصیت شناسی BDSM و سبک زندگی است که ترجمه و در وبلاگ منتشر میشود. این نوشتهها با هدف بیان واقعیتها، دسترسی به منابع معتبر و درک بهتر گرایش سادومازوخیسم، از منابع معتبر ترجمه شدهاند. از دوست عزیزم ماتیلدا برای ترجمه، سپاسگزارم. اگر شما هم میخواهید در ترجمههای بعدی همراه باشید و یا پیشنهادی برای یادیگری دارید و حتی میتوانید در تصویرسازی به ما کمک کنید، کافیست در صفحه تماس و همکاری پیام بدهید.
این مقالهتوسط مایکل آرن در مجله معروف سایکولوژی در فوریه ۲۰۱۷ منتشر و در وبلاگ اونتاشگال به فارسی برگردانده شده است.
در ابتدا باید بگویم ما به دنبال تایید ایدهها و نظرات اشتباه زیگموند فروید یا ای.ال جیمز نویسنده کتابهای Fifty Shades of Gray در زمینه سکس نیستیم. هرچند نادیده گرفتن و انکار تاثیرات انها بر جامعه احمقانه خواهد بود. البته تئوریها و درمانهای فروید همگی ریشه در زن ستیزی و عقاید وی داشت، اما او دست به انجام کاری زد که هیچ یک از روانشناسان حرفهای غرب پیش از او انجام نداده بودند. او به وضوح درباره سکس و رشد هویت جنسی صحبت کرد که این امر زمینه را برای دنیا و حرفه سکس تراپی حال حاضر ما فراهم کرد. بر همین اساس اکنون ما میتوانیم راحتتر درباره سکس صحبت کنیم و فضایی داریم برای یاری رساندن به مراجعین و کار کردن بر روی نگرانیهای مربوط به سکس آنها.
خانم ای.ال جیمز نیز کاری مشابه برای دنیای BDSM، بانداژ، سلطهگری و سلطهپذیری، سادیسم و مازوخیسم انجام داده است. او فضای گفتگوی بزرگتری را پیرامون این طرز کار و تمایلات اروتیک گشوده است. این تقریبا همان نکته مثبت حاصل شده از کتاب های جیمز و سری فیلمهای مربوط به آن است. البته این بحثها و مکالمات پیرامون BDSM زمان بیشتری نیاز دارند.
این نکته را در نظر داشته باشید که فروید عقاید خود را بر مبنای نتایج تحقیقات در آن دوره قرار نداد و همین باعث درک اشتباه بسیاری از مخاطبین او از مسائل گشت، برای ای.ال جیمز نیز چنین است و بسیاری از مخاطبین در مورد اینکه BDSM چه چیزهایی است و چه چیزهایی نیست، دچار اشتباه شدهاند.
درک غلط
درک غلط درباره بی.دی.اس.ام چیز جدید نیست، از این رو برخی از سوالات پرتکرار را برای شما میآوریم:
چه تیپ شخصیتهایی در BDSM شرکت میکنند؟
آیا این افراد از خانوادههای سو استفادهگر و بد دهن بودهاند؟
چرا شخصی باید تمایل به شرکت در یک رابطه BDSM داشته باشد؟
آیا BDSM سو استفاده جنسی است؟
آیا روابط BDSM سرد، غیرصمیمی، کنترلکننده یا سو استفاده کننده هستند؟
افرادی که BDSM میکنند چه احساساتی را قبل از بازی، طی و پس از آن تجربه میکنند؟
برای کمک به افزایش فهم و فراهم کردن پاسخ این سوالات ما یک مطالعه و تحقیق با بیش از ۲۰۰ شرکت کننده با گرایش BDSM انجام دادیم. افراد از طریق شبکههای آنلاین و ناظران حرفهای بررسی میشدند.
تحقیقات
اطلاعات از طریق بررسی آنلاین ۱۲ سوال کیفی درباره انگیزشهای شخصی و تجربیات شرکت در BDSM، همچنین در قالب سه ابزار روانشناسی انجام شد:
پرسشنامه تجربیات رابطه صمیمی که حالت دلبستگی را می سنجد. دانلود ECR-S
پرسشنامه مقیاس تجربیات ناسازگار کودکی، که میزان آسیب در کودک را میسنجد. دانلود ACE
پنج پرسشنامه بزرگ که صفات شخصیتی را می سنجد. دانلود BFI
با استفاده از این معیارها ما توانستیم برای بسیاری از سوالهای بالا، پاسخی بیابیم. یافتههای ابتدایی ما در ادامه ذکر شدهاند و همچنان در حال نوشتنشان هستیم و قصد داریم آنها جهت چاپ به ژورنالهای علمی مناسب ارسال کنیم.
چرا به سادومازوخیسم علاقه دارم؟
چرا شخصی باید تمایل به شرکت در یک رابطه BDSM داشته باشد؟ افرادی که BDSM میکنند چه احساساتی را قبل از بازی، طی و پس از آن تجربه میکنند؟
سوال های کیفی درباره انگیزه افراد پرسیده شد. بسیاری از شرکت کنندگان بیان داشتند که قبل از جلسه بیدیاسام، هیجان و انتظار بسیار زیاد و قابل پیشبینی نبودن چند دقیقه بعد برایشان جذاب است. هیجان و لذت در طول انجام کارها در جلسه و موجی از وابستگی عمیق به پارتنر پس از پایان جلسه، در آنها به وجود میآید. پس از جلسه در خود احساس قدرت بیشتر، توانمندی خاص و هویت و شخصیت مستقل میکنند.
آیا این افراد از خانوادههای سو استفادهگر و بد دهن بودهاند؟
با توجه به سنجش ACE ، هیچ تفاوت معناداری میان افراد با گرایش BDSM و افراد عادی در زمینه تجربه آسیب کودکی نطیر احساس فراموش شدگی کردن، طلاق یا جدایی از والدین، سو استفاده توسط والدین یا زندگی با اعتیاد به مواد و الکل پیدا نکردیم.
چه تیپ شخصیتهایی در BDSM شرکت میکنند؟
با توجه به تست BFI متوجه شدیم که افراد با گرایش BDSM به طرز محسوسی نمره بالاتری در مقیاس «ریسکپذیری و کسب تجربههای جدید» نسبت به سایر افراد داشتند. به بیان دیگر این گروه در مقایسه با نمونههای افراد نرمال که در BFI مطرح شده، عادی شناخته شدهاند.
آیا روابط BDSM سرد، غیرصمیمی، کنترلکننده یا سو استفاده کننده هستند؟
در آخر با توجه به معیار ECR-S ما فهمیدیم که هیچ تفاوتی در میزان اضطراب و اجتناب در بین افراد حاضر در BDSM نیست. این بدان معناست که شرکتکنندگان در BDSM در زمینه ناراحتبودن در داشتن صمیمت رابطه بیش از دیگران مورد انتظار نیستند. بلکه آنها نیازمند انجام دادن تقلیدی از نوع فیلم جاذبه مهلک-Fatal Attraction نیستند.
به طور خلاصه افرادی که در BDSM شرکت میکنند بیش از دیگران ویژگیهای شخصیتی بیمارگونه یا سبک دلبستگی ناامن یا تجربههای منفی در کودکی ندارند، برخلاف تصورات که اغلب آنها احساسات منفی و خشونت را تجربه می کنند یا بوسیله انگیزههای آسیبزا به این گرایش میل میکنند، این افراد سالم هستند.
یافته های ما با بسیاری از آنچه که در سهگانه Fifty Shades of Gray ارائه شده مخالفت میکند. به علاوه نتیجههای ما مطابق بسیاری از تحقیقات پیشین و حال حاضر درباره فعالیتهای BDSM نشان میدهد هیچ ارتباطی میان BDSM و آسیبهای جسمی و روحی پیشین افراد وجود ندارد. این فیلم شاید برای برخی سرگرمی خوبی باشد اما نویسنده با به تصویر کشیدن کریستین گری به عنوان یک چهره معمایی، اجتناب ناپذیر و ناتوان در داشتن صمیمیت در خارج از سادومازوخیسم به دلیل تجربه آزار کودکی، صدمه بدی را با لکه دار کردن و بیمارگونه پنداشتن افراد دارای گرایش بیدیاسام، به این جامعه زده است.
تحقیقات ما نشان میدهد افرادی که با شوق و شدت بیشتری BDSM میکنند تنها به طور خاص به عنوان نمونهای از جامعه به یکدیگر پیوستهاند و اصلا به این معنا نیست که در کودکی از آزار رنج بردهاند. به علاوه تنها ویژگی شخصی معنا داری که آنها دارند، پذیرایی بیشتر برای تجربههای جدید است که آن ها را روشن فکر و ریسکپذیرتر میکند.
فیلم Fifty Shades of Darker عکس از DOANE GREGORY
شرکت کنندگان در BDSM به جای گزارش زجر و درد، از احساس لذت، هیجان، خودتوانمند سازی، اصالت و وابستگی شدید به پارتنرشان در طی این رابطه صحبت میکنند. در نتیجه ما باور داریم که Fifty Shades of Gray با آوردن آگاهی زیادی درباره BDSM منافعی را فراهم کرده است، اما تحقیقات ما نشان میدهد که زمان آن است که تمام افسانهها و تصورات غلط درباره رابطه ارباب و برده را کنار بگذاریم.
فکر میکنم تحقیقات علمی در زمینه BDSM به اندازه کافی منتشر شدن. امیدوارم به بهانه اینکه اینجا ایرانه و خارج فرق داره، به دنبال رد فکتهای علمی نباشید. از ماتیلدا بابت ترجمه مقاله تشکر میکنم.